Tag: 9 دی

#اردوکشی_خیابانی یعنی چه – یا چرا دیالوگ با منتقدان جمهوری اسلامی سخت شده است؟

، ۲۷ مرداد ۱۳۹۲

با مشارکت ٧٢ درصدی مردم و پیروزی حجت الاسلام #حسن_روحانی در #انتخابات_ریاست_جمهوری_١٣٩٢ ، به نظر می‌رسید که ادبیات و فضای حاکم بر گفتگوهای شبکه‌های اجتماعی منطقی‌تر و موجه‌تر شود.

منتقدان، معترضان و مخالفان جمهوری اسلامی که پس از حوادث سال ١٣٨٨ تیغ انتقادات و اعتراضات خود را در فضای مجازی، تیزتر و برهنه‌تر کرده بودند، پس از خاموشی #جنبش_سبز ( #فتنه ) در #٩دی غالبا به مونولوگ‌های هوارگونه علیه جمهوری اسلامی روی آورده بودند. اگر جایی نیز گفتگویی میان کاربری مخالف و کاربری موافق نظام  جمهوری اسلامی در می‌گرفت، یا به تکرار مکررات هزار بار نوشته شده می‌انجامید یا به مجادلات بچه گانه از نوع «دماغ سوخته می‌خریم»!

اما انتخابات سال ١٣٩٢ و نتیجه‌ی غیر منتظره‌ی آن در همان دور اول، چند روزی لحن این منتقدان را نرم‌تر کرد و این امید را در دل من مشتعل که می‌توان بحث‌هایی منطقی‌تر با آنها آغاز کرد. چنین خیالی، به دور از واقع بود. لحن منتقدان نظام دوباره در حین التهابات رای اعتماد مجلس به وزرای پیشنهادی دولت جدید و بازخوانی حوادث سال ١٣٨٨ تغییر کرد و به آنچه بود بدل شد. به ویژه پس از سخنان رئیس جمهور محبوب آنها، حسن روحانی، در محکومیت اردوکشی‌های خیابانی ٨٨.

به نظر من، اساسی‌ترین مشکل در ایجاد دیالوگ با منتقدان جمهوری اسلامی، عدم فهم یا اتفاق نظر بر معنی کلمات است. در طول ٤ سال گذشته، مدعیان جنبش سبز به حدی معنی کلمات را تغییر داده اند، که دیگر کمتر کلماتی را می‌توان یافت که دو طرف فهم مشترکی از آن آنها داشته باشند.

کلماتی چون «کودتا»، «دیکتاتور»، «دموکراسی»، «تظاهرات مسالمت آمیز» و حتا «مردم»، «قانون» و «پیروزی و شکست» در طول این سال‌ها توسط مدعیان جنبش سبز و مخالفان نظام باز تعریف شده اند، به نحوی که با شنیدن هر کدام از این کلمات، دو مفهوم کاملا متفاوت (و گاه متضاد) در ذهن دو شخص ـ که یکی طرفدار نظام جمهوری اسلامی و دیگری مخالفت یا منتقد آن است ـ خطور می‌کند.

این گونه تغییر (یا بهتر است بگویم: تحریف) معانی کلمات توسط منتقدان و مخالفان، هر گونه دیالوگی را با آنها بسیار سخت، گیج کننده، و نامفهوم می‌کند؛ طرفین ـ اگر حتا منصفانه به سخنان  یکدیگر گوش فرا دهند ـ چون مفاهیم متفاوتی از یک کلمه‌ی مشترک برداشت می‌کنند، در واقع سخن همدیگر را متوجه نمی‌شوند و به عبارتی، دیالوگی میان آنها صورت نمی‌پذیرد.

امام خامنه‌ای در نماز جمعه‌ی ۱۳۸۸/۰۳/۲۹، گفته بودند: «قانون، #فصل_الخطاب است؛ قانون را فصل‌الخطاب بدانيد. انتخابات اصلاً براى چيست؟ انتخابات براى اين است كه همه‌ى اختلافها سر صندوق رأى حل و فصل بشود. بايد در صندوقهاى رأى معلوم بشود كه مردم چى ميخواهند، چى نميخواهند؛ نه در كف خيابانها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتى آنهائى كه رأى نياوردند، اردوكشى خيابانى بكنند، طرفدارانشان را بكشند به خيابان؛ بعد آنهائى كه رأى آورده‌اند هم، در جواب آنها، اردوكشى كنند، بكشند به خيابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ تقصير مردم چيست؟ اين مردمى كه خيابان، محل كسب و كار آنهاست، محل رفت و آمد آنهاست، محل زندگى آنهاست، اينها چه گناهى كردند؟
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=7190

هر فارسی زبانی که یک بار این جملات را بخواند، مفهوم «اردوكشى خيابانى» را درک خواهد کرد. «اردوكشى خيابانى» در کوتاهترین جمله، یعنی قدرت نمایی در کف خیابان پس از پایان یک انتخابات قانونی. یعنی دقیقا همان چیزی که انقلاب مصر را در عرض یک سال به کودتا و براندازی دولت منتخب ختم کرد.

حال افرادی را که با استناد به مخالفت رهبر با «اردوكشى خيابانی»، تعطیلی راهپیمایی‌هایی‌های سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در ٢٢ بهمن یا هر گونه تجمع مردمی برای ابراز عقایدشان را خواستار می‌شوند، چه باید نامید؟

آیا فهم جملات رهبر و مفهومی که ایشان از اردوکشی خیابانی مد نظر داشته اند، به این اندازه برای مخالفان و منتقدان نظام سخت و نشدنی است؟!

+Ali Alizadeh  در توئتر خود، روز قدس و سفرهای رهبری را اردوکشی خیابانی نامیده است.
https://twitter.com/Jedaaal/status/363327837710712832

+Iman Shahrvandnegar سعی کرده «اردوکشی خیابانی» را مساوی با چیزی مانند «تظاهرات مسالمت» و «حق مسلم ما» تعبیر می کند.
https://plus.google.com/106916971153213272605/posts/Hhai2TrQw1u

+Mohammad Moeini   #شورای_هماهنگی_تبلیغات_اسلامی را پیمانکار #اردوکشی_خیابانی نامیده.
https://plus.google.com/105885241258375918436/posts/eV4ggWs3Yqe
و در نوشته‌ی دیگری، انقلاب بهمن ١٣٥٧ و کلا تمامی تجمعات مردمی پس از انقلاب را نمادی از «اردوکشی خیابانی» گرفته است!
https://plus.google.com/105885241258375918436/posts/9o4r2GZKhJh
با تحریف بیشتر معنی «اردوکشی خیابانی»، معینی حتا جنبش اعتراضی «تسخیر وال‌استریت» را هم نمونه‌ای از «اردوکشی خیابانی» می‌داند و در ژانر «تناقض یابی در سخنان رهبر» ، قلم می‌زند. و سپس مانند  +Iman Shahrvandnegar  طالب تطهیر عبارت «اردوکشی خیابانی» می‌شود.

+Reza Nassaji  نیز با تولید عبارت «اردوکشی محفلی»، سعی کرده این دو عبارت را با یکدیگر، “در” کند، و به نوع دیگری به تخفیف و تطهیر «اردوکشی خیابانی» دست زده است.
https://plus.google.com/108289239521952357696/posts/SPJydAEN6tX

این افراد، عالمانه یا جاهلانه، معنی و مفهوم «اردوکشی خیابانی» را قلب کرده اند. «اردوکشی خیابانی» به این ترتیب از این تاریخ وارد فهرست بلند کلمه‌ها و عبارت‌هایی می‌شود که افراد مختلف، معانی متفاوتی از آن درک می‌کنند؛ و به این ترتیب، مانع جدیدی برای ایجاد دیالوگ‌های منطقی و سودمند ایجاد شده است.

 


در تصاویر زیر، راهپیمایی سالروز انقلاب ایران (٢٢ بهمن) در شهر همدان (ایران) و راهپیمایی سالروز استقلال آمریکا (٤ جولای) در آمریکا را مشاهده می کنید. کدام عقل سلیمی این راهپیمایی ها را «اردو کشی خیابانی» برای تغییر نتایج صندوق رای می داند؟

راهپیمایی سالروز استقلال آمریکا (٤ جولای) در آمریکا

راهپیمایی سالروز استقلال آمریکا (٤ جولای) در آمریکا

راهپیمایی سالروز انقلاب ایران (٢٢ بهمن) در شهر همدان (ایران)

راهپیمایی سالروز انقلاب ایران (٢٢ بهمن) در شهر همدان (ایران)

 

، ۲۷ مرداد ۱۳۹۲
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, , , , , , more...

اگر 9 دی نبود…

، ۱۰ دی ۱۳۹۱

اینکه شرایط فعلی را معلول وقایع گذشته بدانیم، امری منطقی است. میزان اهمیت این وقایع را اما، با پاسخ به این پرسش می‌توان یافت که: اگر این «واقعه» حادث نمی‌شد، شرایط کنونی ما چه بود؟

مرور اخبار، تحلیل‌ها و پیش‌بینی‌های قبل از هر واقعه‌ی مهم، یکی از آموزنده‌ترین کارها برای فهم تاریخ سیاسی است.

در باره‌ی حماسه‌ی 9 دی، تحلیل‌های قبل و بعد این حادثه و روند تاریخی ـ سیاسی تاثیر گرفته از این حماسه، کاملا مشهود و روشن است و در اکثر منابع قابل ارزیابی است.

به عنوان مثال، قسمتی از سرمقاله‌ی 28 دسامبر 2009 (7 دی 1388، یک روز بعد از عاشورا) گاردین (1) با عنوان «ایران: اعتراضی که از مردن امتناع می کند» را بازخوانی می‌کنیم. سرمقاله این طور آغاز می شود:

بی‌فایده است اگر گمانه‌زنی کنیم که آیا جنبش اپوزیسیون در حال رشد [جنبش یا فتنه‌ی سبز] به نقطه‌ی اوج دست یافته است. ولی پس از تظاهرات آخر هفته‌ی معترضان که در آن دست کم هشت نفر ـ و احتمالا تعداد بسیار بیشتری [!] ـ گشته شدند، ما می‌دانیم که جنبش [سبز] به طور فوق العاده‌ای هم بازپس زننده و هم در حال گسترش است. [منظور از حرکت بازپس زننده یا ارتجاعی (resilient) اصطلاحا حرکتی است که در صورت مقابله و سرکوب آن، بیشتر شعله‌ور می‌شود.]

و در پایان سرمقاله، می‌نویسد:

تا کنون رژیم [جمهوری اسلامی] با استفاده از شبهه نظامیان بسیج و سپاه پاسداران قادر بوده است که وقایع را کنترل کند، ولی 15 روز تعطیلات مذهبی دیگر خواهد آمد، که هر کدام مورد توجه برای اعتراضات بیشتر خواهد بود. پرسش این است که چه گروهی [جنبش سبز یا بسیج و سپاه] زودتر شکست خواهد خورد، و هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که هر کدام از طرفین در موضع عقب نشینی باشند.

دو روز بعد، حماسه‌ی 9 دی بود. مردمی که گاردین و دیگر رسانه‌های غربی آنها را عاملان و کارمندان رژیم جمهوری اسلامی می‌نامند (2)، چنان حضوری بر هم زدند، که جنبشِ «امتناع کننده از مردن» و «فوق العاده در حال گسترش» راهی قبر شد و با حضور مفتضحانه‌ی تنها چند هزار نفر در 25 بهمن، مرگ آن رقم خورد.

حدود یک سال بعد، موسوی و کروبی دستگیر و به حبس خانگی رفتند (3)، کمترین واکنشی از جنبش دیده نشد ـ همان جنبشی که گاردین در بالا توصیفش کرد و نشانی از عقب نشینی در آن نمی‌دید. و اوضاع تا به امروز همین است.

تظاهرات 9 دی در تهران

 

  1. http://www.guardian.co.uk/commentisfree/2009/dec/29/iran-protest-violence-standoff
  2. http://www.guardian.co.uk/world/2009/dec/30/iran-protests
  3. http://persian.euronews.com/2011/02/28/iranian-opposition-leaders-mousavi-and-karroubi-reportedly-arrested

 

نظرات در گوگل پلاس

، ۱۰ دی ۱۳۹۱
در گروه: سیاسی

۶ Comments :, , more...