Tag: یوسف پیامبر

تاریخ و درام

، ۰۹ فروردین ۱۳۹۳

سوالی که همیشه با دیدن فیلم های تاریخی یا روایی که به دنبال روایت یک واقعه هستند برایم وجود داشته این است که آیا اساساً امکان دارد بتوان روایتی را بدون دست کاری اصل داستان و خوراندن عناصر دراماتیک برای ببیننده جذاب نمود؟

آیا اصلاً چنن قصه ای ارزش دیدن دارد؟ شاید فیلم سازها بگویند اسم این چیزی که شما میگویی فیلم مستند است نه فیلم سینمایی یا سریال . فیلم سینمایی بایدقصه داشته باشد. باید بیننده را بنشاند پای فیلم.
بیینده فیلم سینمایی میخواهد سرگرم شود نه اینکه از برخی وقایع حقیقی در قالب تصویر باخبر شود.
البته شاید چنین حرفی هم نزنند اما این مسئله که یک واقعه تاریخی به واسطه نیاز به جذابیت داستانی تحریف شود برایم آزار دهنده است.

تاریخ و درام– اینکه فیلم حضرت علی علیه السلام را ببینی و قطام شخصت اصلی فیلم باشد.
– اینکه مختار سقفی در یک دوئل حیرت انگیر وسترن حرمله را بکشد.
– اینکه مختار بر خلاف حوادث تاریخی چون ذهن بیننده امروزی نمیپسندد دشمنان را زنده در دیگ جوشان نیندازد
– اینکه قهرمانان داستان بر خلاف واقعیت همیشه سفید باشند و بدها همیشه سیاه.
– اینکه بعضی نویسنده های سعی میکنند برای باور پذیرتر شدن شخصیت خود کمی او را سیاه کنند.

 

مختار نامه- حرمله

حرمله – مختار نامه

در نهایت شخصیتی را میبینی که با اینکه ممکن است در زندگی اش مانند هر انسان دیگری ضعف هایی داشته باشد اما حتماً  ضعف هایش در آنچه در فیلم دیده ای نبوده است.
نکته مشترک همه این فیلمهای تاریخی هم این است که همیشه سازندگان توجیه هنرهای ساخت فیلم را برای تحریف خود کرده اند.
البته نمیخواهم نقد روش فیلم سازی کنم که اصلاً در حیطه سواد و تخصص من نیست. من از دید یک بیننده عادی حرف میزنم که بعد از دیدن برخی فیلم های همه تصاویر ذهنی اش بهم میریزد…
تصویر ذهنی ای که بر اساس واقعیات ساخته شده نه به دلیل عشق و محبت به یک شخصیت یا کاراکتر.
مثلاً در فیلم چ چمرانی که بر روی دیوار فرار دموکرات ها رو نظاره میکند به خاطر جذابیت فیلم سازی تبدیل میشود به فردی که با یوزی در زیر زمین کمین گرفته و فاتحه شهادت میخواند.
یا هلی کوپتری که واسطه تنگی جا با کوه برخورد کرده به واسطه تیر تک تیرانداز دشمن به سر خلبانش سقوط میکند.
یا هواپیمایی که حتی خود چمران دلیل اصلی سقوطش را نمیداند به واسطه تیراندازی کور کرها سقوط میکند.
یا رسوخ چمران از طریق تونل قدیمی زیر پاسگاه به میان کردها و … (در اینجاhttps://plus.google.com/u/0/102181544132855163516/posts/HY7VofLoYiK)

 

شهید اصغر وصالی - فلم چ

شهید اصغر وصالی – فیلم چ

احتمالاً فیلم شهید بابایی را هم خیلی هایمان دیده باشیم. آن روایت های کودکی شهید که پر واضح است ساخته تصورات نویسنده اند. کار جایی بیخ پیدا میکند که حادثه آنقدر مسجل و نقل شده است که تو برایت سوال میشود نویسنده و کارگردان به چه رویی چنین تحرف بزرگی انجام داده اند.
روایت دوران کودکی فلان شخصیت که واقعاً اطلاعات چندانی از آن در دسترس نیست خیلی ایرادی هم ندارد ولی روایت وارونه داستانی مانند حادثه کربلا با آن همه مبنای روایی محکم موجود خیلی غجیب است.
اگر برایتان سوال است در مورد چه حرف میزنم بهتراست فیلم رستاخیر را ببنید.
در مورد همین فیلم های تلویزیونی هم داستان چنان تفاوتی نمیکند. از قاضایای درام و عاشقانه زلیخا نسبت به حضرت یوسف علیه السلام …
زندگی زلیخا در عشق کور و طولانی تا زمان پیری و سرگردانی در کوچه و خیابان
البته معنای این حرف این نیست که نویسنده عمداً تحریف واقعیت کرده و یا اصلاً چه کسی میتواند تکذیب کند که اینگونه نبوه است؟ منظور این است  که حتی اگر فرضاً سندی دال بر وقوع اتفاقاتی نظیر عشق زلیخا به حضرت یوسف علیه السلام با آن جزئیات باشد طبیعتاً به اندازه یک سریال چند قسمتی چند ساعته نیست و بخش اعظمش هنرمندی نویسنده است.
به نظرم باید دید هدف از آن دستکاری ها چیست. هدف شاید در حرفی که نویسنده و کارگردان میخواهند با آن فیلم بزنند باشد.  شاید فرج الله سلحشور به دنبال رساندن پیغامی از زبان کاراکترها به بینندگان است. این خیلی هم هنرمندی است که پیغامت را از زبان کارکترهای فیلم برسانی .

شهاب حسینی در نقش شهید بابابی

شهاب حسینی در نقش شهید عباس بابایی


اما نه به قیمت اینکه شخصت حقیق کاراکتر تو از اساس تخریب شود.
دکتر چمران چریک در موقعیت یک فرمانده بشود ریش سفیدی که با وجود حضور 20 نفر آدم در صحنه خودش تکی یک گاری پر از مجروح را میکشد.
یا ضامن نارنجک را دیوانه وار کشیده و صحنه شلیک آر پی جی به همرزمانش را میبیند و همزمان در حال گپ فیلسوفانه زدن با رئیس کردهاست .
شاید ریشه همه این خراب کاریها در نوع آموزش فیلم سازهای برمیگردد. عموماً همگی هم از امریکا درس سینما خوانده اند و به نوعی تکنیک های هالیوودی میدانند.
این خاصیت فیلم سازهای ما نیست فیلم سازهای هالیوود خیلی بدتر وقایع را تحریف میکنند. از امثال فیلم 300 بگیر تا به نوح 2014 برسی …

شاید بهترین فیلمی که با پوسته روایی تاریخی دیدم فیلم در چشم باد بود . ازآنجایی که کارگردان به طور واضح از بستر فیلم و درام استفاده کرده بود تا حرفش را بزند. هیچ شخصیت واقعی را هم آنقدر دخیل فیلم نکرده بود تا کلاً واقعیت تحریف بشود. شخصیت های واقعی در فیلم گذری بودند.
داستان ساخته ذهن کارگردان بود اما جذاب و گیرا …

پ.ن : این متن را بعد از دیدن فیلم “چ ” (چمران – حاتمی کیا) نوشتم. با اینکه فیلم خیلی زیبا و تاثیر گذار بود ولی نه استان کاملاً داستان قائله پاوه بود و نه عرب نیا چمران …

، ۰۹ فروردین ۱۳۹۳
در گروه: اجتماعی, تاریخ, فیلم

۱ Comment :, , , , , , , , , , , , , , , , , , more...