Tag: هولوکاست

هولوکاست، غرب، و آزادی بیان

، ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۵

چند سال پیش (در دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد) درسی با موضوع هولوکاست و تاثیر آن بر جامعه مذهبی یهود برداشته بودم. موضوع یکی از آخرین جلسات درس «منکران و انکار هولوکاست» بود. استاد اسم آقای احمدی نژاد را هم جزء افراد شاخص این جریان گنجانده بود وبخشی از سخنرانی جنجالی ایشان را هم در کلاس درس مشاهده کردیم (با زیر نویس انگلیسی البته). در ادامه بخش‌هایی از برنامه‌ای کمدی را نگاه کردیم که در آن مجری برنامه موضوع هولوکاست را دست‌مایه خنده و شوخی قرار می‌داد و بینندگان هم می‌خندیدند.

استاد در کمال ظرافت و تیزبینی، نمایش این دو ویدئو کوتاه را همراه کرد با صحنه‌هایی از دفن یهودیان بازمانده در اردوگاه‌های کار اجباری توسط سربازان آمریکایی (۱). فضای کلاس از دیدن صحنه تپه جنازه‌ها به شدت احساسی بود و کنار هم گذاشتن آن صحنه‌ها با ویدئوی انکار/سوال در مورد هولوکاست یا شوخی با قربانیان امکان هرگونه مناقشه در اصل هولوکاست را منتفی می‌کرد (۲).

در نتیجه مسئله را از منظر آزادی بیان در غرب آغاز کردم. گفتم (نقل به مضمون):

«غرب هیچ حد و حریمی برای آزادی بیان قائل نیست. شما (غربی‌ها) کاریکاتورهای دانمارک در توهین به پیامبر مسلمانان را با همین توجیه نه تنها تایید بلکه از آنها حمایت هم کردید. توهین و استهزاء را بدون قید و بند در مورد هر فردی (حتی پیامبر مسیحیان و یهودیان) به رسمیت شناخته‌اید. حالا وقتی مسئله به جنایتی مثل هولوکاست می‌رسد ناگهان متوقع هستید مردم سایر ملل به آن احترام بگذارند و از تمسخر و یا حتی شوخی با آن دست بردارند؟ چطور می‌شود فرهنگ آزادی بی قید و بند را در جامعه نهادینه کرد و به همه آموخت هر آنچه می‌خواهند در مورد هر کسی و هر چیزی می‌توانند بگویند ولی تا به هولوکاست می‌رسیم همه باید به احترام قربانیانش بایستند و متحرمانه کلاه از سر بردارند؟»

و البته جواب آنها سکوت بود.

اما بهانه یادآوری آن ماجرا ای میلی بود که دو روز پیش از دوست آمریکایی‌ام دریافت کردم. وی بعد خواندن مقاله گاردین در رابطه با نمایشگاه هولوکاست امسال (۳) برایم نوشت:

Interesting article. The quote about double-standards vis-a-vis freedom of expression was interesting to me. I remember you saying a few years ago that in a world where nothing is considered sacred anymore (i.e. the West), the Holocaust is one of the few areas left where the West even begins to understand the concept of something being sacred. I think you’re on to something there…

I hope you’re doing well.

اشاره‌ دوستم به همان نکته‌ای است که در بالا ذکر کردم یعنی استاندارد دوگانه غرب در مواجهه با موضوع هولوکاست در مقابل سایر امور (مثلا قداست پیامبر اسلام و…). این موضوعی است که واقعا جای مانور زیادی دارد.

جدا خوشحالم وقتی می‌بینم امثال آقای سید مسعود شجاعی با فهم این مسئله دست بر روی همین دوگانگی گذاشته‌اند. البته کاش با انتخاب عنوانی دقیق‌تر و صحیح‌تر برای نمایشگاه امسال (مثلا عنوانی نزدیک به اسم کتاب مشهور دکتر نورمن فینکلستین The Holocasut Industry) راه سوء استفاده دشمنان را تنگ‌تر می‌کردند.

امیدوارم آقای ظریف هم با دقت بیشتری در این موارد اظهار نظر کنند. همان طور که فینکلستین در کتاب اخیرش Knowing Too Much نشان داده است، موج ضدیت با سیاست‌های اسرائیل حتی در میان جامعه یهودیان آمریکا در حال تقویت است. دنیای غرب به سرعت در حال فاصله گرفتن از سیاست‌های نژادپرستانه دولت اسرائیل است و حرکت شجاعانه آقای شجاعی سد شکنی و تابو شکنی نقد صریح اسرائیل در قالب هنر است که دیر یا زود موجش جهان را خواهد گرفت.

و در نهایت بی انصافی است اگر یاد «آن مرد که رفت» را در این ماجرا زنده نکنیم. اگر چه در نحوه ابراز و شیوه بیان وی در مواجهه با مسئله هولوکاست انتقاد جدی دارم و معتقدم بعضا بی تدبیری‌های ایشان در این موضوع برای ما هزینه‌های بی‌جهتی ایجاد کرد، اما در این مسئله نمی‌توان شک کرد که با شیوه دیپلماسی لبخند دولت آقای خاتمی یا روحانی، ما هیچ‌گاه نمی‌توانستیم از موضع قدرت در مسئله فلسطین صحبت کنیم.

یاد آن مرد که رفت گرامی و ان شاالله به خدماتش در جایگاهی غیر از آنچه برخی خناسان در گوشش وسوسه می‌کنند ادامه دهد 🙂

نمایشگاه هولوکاست در تهران

 


۱- الان نمی‌توانم عین آن فیلم را پیدا کنم اما مشابه ویدئو زیر بود:

توضیح آنکه تعداد زیادی از یهودیان اردوگاه‌های کار اجباری پس از شکست آلمان نازی در اردوگاه‌ها از گرسنگی مردند. دلیل آن هم این بود که آلمان پس از شکست‌های هفته‌های آخر دست به عقب نشینی زد و یهودیان اسیر در اردوگاه‌ها را بدون سرپرست و نگهبان رها کرد. تعداد زیادی از اسیران یهودی هم تا رسیدن نیروها و سربازان متفقین در اردوگاه‌ها از گرسنگی مردند. فیلم‌هایی که از دفن اجساد با بولدوزر موجود است اکثرا متعلق به زمانی است که نیروهای متفقین (عمدتا آمریکایی) به اردوگاه‌ها رسیده‌اند و در حال دفن جنازه‌های مردگان هستند.
۲- البته بنده به شخصه شکی در اصل وقوع هولوکاست نداشته و ندارم. منتها ایرادم به ارتباط آن با قضیه فلسطین اشغالی و سوءاستفاده از آن جنایت برای توجیه جنایت در سرزمین‌های اشغالی است. قبلا در این مورد مفصل نوشته بودم: https://goo.gl/Y5Fyf7
۳- http://goo.gl/cCc0ok

، ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۵
در گروه: اجتماعی, سیاسی

Leave a Comment :, more...

ما و نورمن- دوراهی نفی یا تایید هولوکاست

، ۰۱ دی ۱۳۹۳

نوشته‌ی علی محمدی


موضع نورمن فینکلستین در قبال هولوکاست، روشی است که از آن با عنوان “هولوکاست آری، اما چرا فلسطین؟”  نام می‌برم  که به عقیده‌ی اینجانب جبهه‌ی عدالت خواه و مبارزان ضد صهیونیست به جای کوبیدن بی فایده بر طبل انکار هولوکاست یا تشکیک در آن (که هم از جهت تاریخی  اشتباه است و هم مخالف عدالت و مرام اسلامی ماست) با تایید جنایات نژاد پرستانه اروپای مدرن در طول جنگ جهانی دوم و با استفاده از ادبیات ضد نژاد پرستی ذیل آن، علیه اقدامات نژاد پرستانه‌ی فعلی رژیم صهیونیستی اقامه‌ی داد کنند. این روش هم از جهت مبانی اخلاق اسلامی، هم از جهت تاریخی و هم وجهه بین المللی بهترین و شاید تنهاترین روشی است که می‌توان در مبارزه با ظلم صهیونیست‌ها بدان دست یازید.

روش غلطی که در دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد بر مبنای انکار یا زیر سوال بردن اصل واقعه‌ی هولوکاست شکل گرفت، علاوه بر نداشتن بنیه‌ی علمی ـ تاریخی، موجب شد وجهه‌ی عدالت خواهانه‌ی نظام جمهوری اسلامی به شدت تخریب شود. صهیونیست‌ها از این اشتباه حد اکثر سوء استفاده را کردند تا چهره‌ی پرچمدار احقاق حقوق مستضعفان عالم، یعنی ایران را، لجن مال کنند و باعث جدا شدن نظام جمهوری اسلامی از بدنه‌ی حرکت ضد صهیونیزم جهانی شدند. در نهایت آن اقدامات غیر محققانه دولت گذشته منجر به تفریطی شد که دامن‌گیر برخی موضعگیری‌های وزارت خارجه دولت یازدهم گشت. وزارت امور خارجه‌ی دولت یازدهم به زعم خود و برای «به دست آوردن دل یهودیان» و در راستای سیاست «تشنج زدایی» دست به اقداماتی زد که بد را بدتر کرد (از جمله ارسال پیام تبریک سال نوی یهودی و یا پخش صحبت های آقای ظریف در موضوع هسته ای با زیر نویس عبری).

Norman_Finkelstein

و اما مساله‌ی آقای فینکلستین و حضور ایشان در ایران

دعوت از آقای فینکلستین اگر چه نشان از گامی به جلو در رابطه با فهم روش عالمانه‌ی مبارزه با ا.س.ر.ا.ئ.ی.ل داشت اما در عین حال پوشش خبری آن و نحوه‌ی مواجهه با ایشان، خود دارای تناقضات زیاد و ابهامات فراوانی بود. در زیر به دو تضاد اصلی در این زمینه اشاره می کنم:

اول: همان طور که سایت های خبری به درستی اشاره کردند، فینکلستین اساس حرکت و سخنرانی های خود را بر واقعیت تاریخی هولوکاست بنا نهاده است و از مدافعان سرسخت روش «هولوکاست آری اما چرا فلسطین؟» به شمار می رود (خوشبختانه کتاب صنعت هولوکاست ایشان به فارسی ترجمه و در ایران موجود است و علاقمندان برای آگاهی بیشتر از مواضع فینکلستین می‌توانند به این کتاب مراجعه نمایند). اولین سوالی که در مواجهه با اقبال و خوشحالی برخی سایت های وطنی از مواضع و سخنرانی‌های فینکلستین در ذهن شکل می‌گیرد این است که چطور فردی مانند او که با این صراحت هولوکاست را نه تنها تایید کرده بلکه آن را مبنای اصلی استدلال ضد صهیونیستی خود قرار داده است، در ایران اینچنین مورد استقبال افرادی چون آقای طالب زاده و حسن عباسی قرار می گیرد؟! چطور سایتی که هنوز هولوکاست را افسانه می داند دو سال پیش کتاب صنعت هولوکاست فینکلستین را که عینا تایید اصل هولوکاست است تبلیغ می‌کرده است؟!!! آیا این سایت ها و این افراد از اعتقاد آقای فینکلستین در مورد هولوکاست آگاهند؟ نمونه‌ی دیگر این تضاد و تناقض گویی را در برنامه راز می‌توان دید. حدود سه سال پیش در برنامه ای با حضور آقای محمد علی رامین با عنوان “صنعت هولوکاست”  آقای طالب زاده با همراهی آقای رامین (سردمدار و نظریه پرداز اصلی حرکت نفی هولوکاست در ایران) به تایید و تبلیغ سیاست خود در قبال نفی هولوکاست می‌پردازند و در تغییر موضعی عجیب و بعد از دعوت از آقای فینکلستین، این تیزر تبلیغاتی را برای ایشان رو نمایی می‌کند و خود آقای طالب زاده به عنوان مترجم و مجری همراه آقای فینکلستین در سخنرانی های زیادی حضور پیدا می کند. با همه‌ی احترامی که برای آقای طالب زاده و تلاش ایشان در جبهه‌ی انقلاب قایلم، باید از ایشان پرسید این تضاد را چگونه می‌توان جمع کرد؟

این افراد و سایت‌های انقلابی اگر به افکار آقای فینکلستین آگاهند، یا بایستی معترف باشند تمام آن شانتاژهای خبری پیشین ایشان در زیر سوال بردن هولوکاست اشتباه بوده است یا اگر هنوز بر آن اعتقاد پابرجا هستند، چاره ای ندارند جز اینکه از تبلیغ فینکلستین دست بردارند، زیرا همان طور که گفته شد وی اصل و اساس مبارزه با جنایات ا.س.ر.ا.ئ.ی.ل را تجربه‌ی هولوکاست می داند. البته گزینه‌ی دیگری هم باقی می ماند و آن این است که برخی سایت‌ها و یا افراد در برخورد با فینکلستین منافقانه عمل کردند و در عین اعتقاد قبلی به باطل بودن تمامی ادعاها و بنیان‌های فکری فینکلستین، وی را تنها به عنوان ابزاری سیاسی و موقت در مقابل صهیونیزم به کار برده اند.

مخاطب غیر متخصص در مواجهه با این برخورد دوگانه (و متضاد) بزرگان فرهنگی، حق دارد دچار سرگیجه شود و بپرسد چطور می‌شود هولوکاست هم افسانه باشد و هم اساس مبارزه با صهیونیزم؟ چطور می شود یک روز از فینکلستینی استقبال و با او مصاحبه کرد که اصل دلیل مبارزه با سیاست‌های ا.س.ر.ا.ئ.ی.ل را تجربه‌ی هولناک هولوکاست می‌داند و فردا روز هولوکاست را افسانه‌ای ساخته و پرداخته‌ی صهیونیست‌ها دانست؟

دوم: نکته‌ی بعدی که تعمدا یا از روی نادانی در مورد فینکلستین نادیده گرفته شده است اصرار و پافشاری او بر حق حفظ دولت ا.س.ر.ا.ئ.ی.ل است. فینکلستین بارها و بارها صراحتا بر راه حل تشکیل دو دولت مستقل در سرزمین فلسطین پافشاری کرده است. در یکی از آخرین مصاحبه هایش با شبکه الجزیره وی دلیل مخالفتش با جنبش تحریم ا.س.ر.ا.ئ.ی.ل (BDS) را به عدم ذکر نام ا.س.ر.ا.ئ.ی.ل در سند این جنبش می‌داند. با وجود نزدیکی بسیار زیاد با ایده تحریم دولت غاصب صهیونیستی و همراهی او با جنبش های مبارزه طلبی چون حماس، جهاد اسلامی، یا حزب الله لبنان، فینکلستین از مدافعان سرسخت حق یهودیان برای داشتن دولتی مستقل (و البته در داخل مرزهای پیش از جنگ شش روزه‌ی 1967) محسوب می‌شود. آیا این موضعگیری وی به اطلاع سیل مشتاقان در ایران رسیده است؟

برای اینکه از دو نکته‌ی بالا سو برداشت نشود مجددا بر آزاد منشی و دفاعم از روش مبارزه آقای فینکلستین تاکید می‌کنم. ایشان (با وجود اینکه خود را صریحا بی‌دین (atheist) می‌داند) از آزادمردان روزگار ماست که بیش از بسیاری از ما برای احقاق حق مظلومین بها پرداخته است و از این جهت بسیاری از اعمال وی شایسته‌ی قدردانی است. و مجددا اتحاد و حمایت از کلیت حرکت ایشان در مبارزه با دولت غاصب صهیونسیتی را امری واجب برای حرکت های دانشجویی و غیر دولتی داخل ایران می دانم. اما در عین حال نمی توان نگرانی خود را از این امر پنهان داشت کهبه احتمال قریب به یقین اقبال افراط گونه به فینکلستین در ایران  همراه با عدم آگاهی و شفافیت لازم صورت گرفته باشد. نفس دعوت از ایشان به ایران و مصاحبه با او و حضورش در تلویزیون امری بسیار پسندیده و به جا بود. اما این نباید ما را از اختلافات مبنایی که در برخی مسائل با او داریم غافل کند.

​به صورت خاص در دو مورد فوق الذکر (هولوکاست و دولت اسرائیل) ما بایستی مرزهایمان با ایشان را روشن کنیم. اگر قرار است روش ایشان («هولوکاست آری اما چرا فلسطین؟»)​ را به کار گیریم (که به نظر بنده تنها راه عاقلانه‌ی موجود است) بایستی سیاست غلط نفی یا زیر سوال بردن بدون وجه هولوکاست را اصلاح نماییم. در مورد راه حل «دو دولت» هم می‌توانستیم در زمان حضور ایشان در ایران با حفظ اصول مبارزه (نقطه مشترک) در مورد این نقطه اختلاف هم به بحث و گفتگو بنشینیم. به نظر می رسد که راه حل «دو دولت» با توجه به جنایات رژیم صهیونیستی و حوادث تاریخی در نظر اکثر صلح طلبان ایده‌ای رو به اضمحلال و دست نایافتنی است و در مقابل روش معقول و انسانی پیشنهادی جمهوری اسلامی (تشکیل یک دولت با همه پرسی ساکنان بومی) به مرور در حال جا افتادن است. در این مورد به نظر می‌رسد که تایید آقای فینکلستین بر راه حل «دو دولت» از منظر ما بی‌جا بوده و عقلا و عملا غیر قابل وصول است. این اختلاف دیدگاه می‌توانست و می‌بایست به صورتی شفاف و با حفظ هدف مشترک در زمان حضور ایشان در ایران مورد موشکافی واقع می‌شد و مورد سوال قرار می‌گرفت تا از وی تصویری خیالی در ذهن بدنه‌ی حرکت عدالتخواهی و ظلم ستیزی، شکل نگیرد.

مخلص کلام آنکه جبهه‌ی عدالتخواه و بدنه‌ی دانشجویی داخل کشور بایستی در مواجهه با فعالین خارج از کشور به صورتی هوشیارانه‌تر عمل کنند. اگر ما در تعریف روابطمان با دیگران با چشمانی باز و با آگاهی کامل از نقاط اشتراک و اختلافمان گام برداریم، مسلما می‌توانیم از بروز بسیاری شوک‌های بعدی که محصول مواجه شدن با برخی وجوه نادیده طرف مقابل است، جلوگیری کنیم. پس چه خوب است پیش از دوستی صمیمانه آنچنانی و در آغوش کشیدن نورمن، خطوط افتراق و جدایی مان با وی را به خوبی بدانیم تا مانند تجربه های تلخ گذشته از دوستی افراطی به تخاصم تفریط گونه دچار نشویم.


عصر وارثین، نقدها و تحلیل‌های سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی شما را به عنوان نویسنده‌ی مهمان منتشر می‌کند.
نوشته‌های مهمان، لزوما منعکس کننده‌ی نظر نویسندگان «عصر وارثین» نیست.

، ۰۱ دی ۱۳۹۳
در گروه: سیاسی

۲ Comments :, , , more...

6 نکته در مورد مصاحبه دکتر جواد ظریف با abc NEWS

، ۰۸ مهر ۱۳۹۲

نوشته کیوان ابراهیمی


0- ابتدا اگر مصاحبه رو ندیدید، از این لینک انتهای پست دانلود کنید (مصاحبه به زبان انگلیسی انجام شده)
لینک دانلود  مصاحبه، بدون نیاز به فیلترشکن (حجم ۹۴ مگ): http://video-cdn.abcnews.com/130929_tw_zarif_1003.mp4

1- تسلط ایشون به زبان انگلیسی تحسین برانگیزه؛

2- دروغش در مورد لاپوشانی اطلاق “افسانه” به هولوکاست توسط رهبری “وقیحانه” بود. ظریف گفت من با رهبری صحبت کردم و جوری وانمود کرد که انگار رهبری با اصل هولوکاست مشکلی ندارن. ظریف گفت اشتباه از ترجمه ی سخنرانی رهبری و سایت شون بوده، وگرنه رهبر ایران هولوکاست رو افسانه ندونسته! در انتها گفت با مسئولین سایت رهبری درباره ی این ترجمه ی اشتباه صحبت خواهد کرد!
به ایشون پیشنهاد میکنم صوت دیدار سال 90 آقا با خبرگان رو از اینجا دانلود کنن (حجم ۲ مگ): http://p5x.co/25742
بعد دقیقه ی 19 و ثانیه ی 50 رو گوش بدن تا شیر فهم بشن رهبری هولوکاست رو افسانه میدونه؛ اسنادش هم موجوده! البته بعدش بعید نیست وزیر خارجه ی دولت راستگویان این صوت رو هم فتوشاپی بدونه 🙂

3- حرکت شبکه ی آمریکایی در سند آوردن از سایت رهبری درباره ی تناقض اعتقاد جناب ظریف و رهبری در مورد هولوکاست، بسیار عالی و هوشمندانه بود و به نظرم ظریف رو در مورد ضعف قرار داد، در حدی که مجبور شد همچین دروغی بگه

4- ظریف راجع به اسرائیل و غصب حق فلسطینیان به بهانه ی هولوکاست، قاطع، با لحنی حماسی و از موضع بالا صحبت کرد؛

5- در مورد غنی سازی 20 درصد و لزوم دسترسی ایران به این سطح از غنی سازی، از موضع ضعف صحبت کرد و میتونست به نیاز صنعت پزشکی هسته ای ایران به اورانیوم 20 درصد هم بپردازه؛

6- یه تناقض عجیب و واضح در صحبتاش بود که ندیدم کسی بهش اشاره کرده باشه: از طرفی اول صحبتش گفت ما سر حقوق مون مذاکره نخواهیم کرد بعد که مجری ازش در مورد چرایی دستیابی ایران به غنی سازی 20% پرسید گفت چون این حق ماست because that’s our right ؛ اما در جای دیگه ای مجری پرسید حاضرید در مورد غنی سازی 20% مذاکره کنید؟ گفت بله!
بالاخره این حق ماست و غیرقابل مذاکره است یا نه جناب ظریف؟!

مصاحبه محمد جواد ظریف با ای.بی.سی. نیوز، سپتامبر 2013

مصاحبه محمد جواد ظریف با ای.بی.سی. نیوز، سپتامبر 2013

، ۰۸ مهر ۱۳۹۲
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, , , , more...