Tag: هالیوود

چند خط ایستادگی

، ۰۸ مرداد ۱۳۹۳

آیا تا بحال بعضی از این تصورات غلط در مورد بدی و خوبی را شنیده اید؟ عموم اینها ناشی از تحریف واقعیات مذهبی هستند. یکی از معروفترین تصورات غلط مذهبی که متاسفانه در عوام مسلمان (عوام منظورم آن دست مسلمانانی است که اصولاً هیچ چیز از اسلام نمیدانند غیر از آنچه به واسطه محیط و به اجبار دریافت کرده اند و عقایدشان پر از مطالب غیر اسلامی است ) هم زیاد دیده میشود این است :

تصویر شهید بازی کودکان مظلوم غزه. دارند کودکان یکی از دوستانشان را به عنوان شهید تشییع میکنند.

تصویر شهید بازی کودکان مظلوم غزه. دارند کودکان یکی از دوستانشان را به عنوان شهید تشییع میکنند.

بعضی ها باید بد باشند، سرنوشت بعضی هاست که بد باشند.
این یک باور مزخرف و غلط است که به واسطه تحریف ادیان مذهبی و به احتمال قوی از کتب عهد عتیق شروع شد. یعنی از ماجرای شیطان.اگر فیلم های هالیوودی را دیده باشید دعوای بین شیطان و میکائیل هم همین داستان است. این دیالوگ تکراری که قرار بود من بد باشم و تو خوب پس شد آنچه باید میشد…
البته مطلب در مورد اینها نیست بلکه در مورد آن گروهیست که خود حامی و منتشر کننده چنین تفکراتی هستند.منظورم دقیقاً صهیونیست هاست. چند روزی است یکی از کارهایم این شده که توییت ها و کامنت ها و پستهای این بدبخت ها را مطالعه کنم. مخصوصا آن دسته یهودیان فریب خورده غاصب ساکن فلسطین (البته عملاً با فریب نخورده ها فرق ندارند، حیوان وحشی به طور طبیعی گاز میگیرد و اینها 65 سال تربیت شده اند تا حیوان باشند.)واقعاً باور دارند که مردم جهان به خاطر یهودی بودنشان از آنها متنفرند. هر جا پستی در حمله به اسرائیل و تظاهرات و درخواست توقف کشتار می بینند فکرشان همین است. سرنوشت ما یهودیان این است که چون قوم برتریم همه از ما متنفرند نه به خاطر اینکه کارهای تنفر آمیز میکنیم…
سری به صفحات رسمی و غیر رسمی مرتبط با اسرائیل در شبکه های اجتماعی بزنید. فرقی نمیکند همین پلاس، فیسبوک یا توئیتر .
پستی نیست که زیر آن ابراز نفرت و ناسزا نباشد. عموم کامنت ها مشخصاً از طرف مسلمانان هم نیست. من با خودم فکر میکنم اگر این حجم نفرت و ناسزا روزانه به سمت من روانه میشد حتماً افسرده میشدم یاحداقل کاری میکردم. مگر اینکه اعتقاد داشته باشم که قرار است به من فحش بدهند …
ببینید درد مردم مسیحی آن طرف آب اصلاً اسلام نیست. آنها طرفدار اسلام نیستند. شاید خیلی هاشان اصلاً لائیک باشند. ولی خب از روش اسرائیل متنفرند. مهم نیست روزی احمدی نژادی بیاید هلوکاست را تکذیب کند تا دلشان بسوزد یا اینکه چندین فیلم گران قیمت در سال تولید شود از تاریخ جعلی صهیونیست ها این مردم باز ار روزش صهیونیست ها متنفرند. لعنتی ها مردم جهان کور هم باشند این وحشیگری شما را می بینند و از آن متنفرند. همین شبکه های اجتماعی که قرار بود اهرم کنترل مردم جهان باشد الان شده بلای جان این بدبخت ها. مدیران صهیونیست گوگل هم خیلی نمیتوانند مدیریت خاصی کنند. شاید بتوانی با  چند سنگ چین آب بخشی از دریا را جدا کنی ولی هنگام سونامی فقط باید فرار کنی …
اسرائیلی های وحشی و گرگ صفت و درنده هنوز دارند مثل یک حیوان بیچاره در حال مرگ زوزه دلخراش سر میدهند از اینفوگرافی های خطر حماس و تاریخ جعلی و ایستادگی در برابر تروریسم و تنها چیزی که از مردم خاکستری دنیا (آنها که مسئله اسرائیل و فلسطین برایشان عقیدتی نبوده و صرفاً انسانی است) نصیبشان میشود تنفر است. به نظرم تنها و تنها دلیل این تنفر یک چیز است و آن هم ایستادگی شجاعانه و در خور تحسین مردم غزه است. الان حس میکنم اصلاً شعار نیست اگر کف پای مردم غزه را ببوسم. من جای شما بودم همان روز 4 ام جنگ 22 روزه کم آورده بودم. خدایا چقدر شما مجاهدید…

ایستادگی

ایستادگی

این مجاهدت مردم غزه از میلیون ها ساعت فیلم و سخنرانی روشنگرانه بیشتر اسرائیل را رسوا میکند. مبارزه با دست خالی. مبارزه شان هم احمقانه نیست. دقت کنید اگر مبارزه نمیکردند امروز نه اسمی از فلسطین بود ونه از آنها و نه فرزندانشان. احتملاً بدون فرود موشک بر سرشان در بدختی کامل در یکی از اردوگاه های کشور دوست و برادر ترکیه با سران بیشرف و منافقش تا آخر عمر زندگی میکردند. دخترانشان هم به ازدواج همین ها در می آمدند. ولی مانده اند در خانه شان و عاقلانه، شجاعانه و معتقد به روز دیدار حق مبارزه میکنند.

پ.ن : در مقاومت مردم غزه برای ما درس است اگر بدانیم …

، ۰۸ مرداد ۱۳۹۳
در گروه: سیاسی

۲ Comments :, , , , , , , , , , , , , , , , more...

تاریخ و درام

، ۰۹ فروردین ۱۳۹۳

سوالی که همیشه با دیدن فیلم های تاریخی یا روایی که به دنبال روایت یک واقعه هستند برایم وجود داشته این است که آیا اساساً امکان دارد بتوان روایتی را بدون دست کاری اصل داستان و خوراندن عناصر دراماتیک برای ببیننده جذاب نمود؟

آیا اصلاً چنن قصه ای ارزش دیدن دارد؟ شاید فیلم سازها بگویند اسم این چیزی که شما میگویی فیلم مستند است نه فیلم سینمایی یا سریال . فیلم سینمایی بایدقصه داشته باشد. باید بیننده را بنشاند پای فیلم.
بیینده فیلم سینمایی میخواهد سرگرم شود نه اینکه از برخی وقایع حقیقی در قالب تصویر باخبر شود.
البته شاید چنین حرفی هم نزنند اما این مسئله که یک واقعه تاریخی به واسطه نیاز به جذابیت داستانی تحریف شود برایم آزار دهنده است.

تاریخ و درام– اینکه فیلم حضرت علی علیه السلام را ببینی و قطام شخصت اصلی فیلم باشد.
– اینکه مختار سقفی در یک دوئل حیرت انگیر وسترن حرمله را بکشد.
– اینکه مختار بر خلاف حوادث تاریخی چون ذهن بیننده امروزی نمیپسندد دشمنان را زنده در دیگ جوشان نیندازد
– اینکه قهرمانان داستان بر خلاف واقعیت همیشه سفید باشند و بدها همیشه سیاه.
– اینکه بعضی نویسنده های سعی میکنند برای باور پذیرتر شدن شخصیت خود کمی او را سیاه کنند.

 

مختار نامه- حرمله

حرمله – مختار نامه

در نهایت شخصیتی را میبینی که با اینکه ممکن است در زندگی اش مانند هر انسان دیگری ضعف هایی داشته باشد اما حتماً  ضعف هایش در آنچه در فیلم دیده ای نبوده است.
نکته مشترک همه این فیلمهای تاریخی هم این است که همیشه سازندگان توجیه هنرهای ساخت فیلم را برای تحریف خود کرده اند.
البته نمیخواهم نقد روش فیلم سازی کنم که اصلاً در حیطه سواد و تخصص من نیست. من از دید یک بیننده عادی حرف میزنم که بعد از دیدن برخی فیلم های همه تصاویر ذهنی اش بهم میریزد…
تصویر ذهنی ای که بر اساس واقعیات ساخته شده نه به دلیل عشق و محبت به یک شخصیت یا کاراکتر.
مثلاً در فیلم چ چمرانی که بر روی دیوار فرار دموکرات ها رو نظاره میکند به خاطر جذابیت فیلم سازی تبدیل میشود به فردی که با یوزی در زیر زمین کمین گرفته و فاتحه شهادت میخواند.
یا هلی کوپتری که واسطه تنگی جا با کوه برخورد کرده به واسطه تیر تک تیرانداز دشمن به سر خلبانش سقوط میکند.
یا هواپیمایی که حتی خود چمران دلیل اصلی سقوطش را نمیداند به واسطه تیراندازی کور کرها سقوط میکند.
یا رسوخ چمران از طریق تونل قدیمی زیر پاسگاه به میان کردها و … (در اینجاhttps://plus.google.com/u/0/102181544132855163516/posts/HY7VofLoYiK)

 

شهید اصغر وصالی - فلم چ

شهید اصغر وصالی – فیلم چ

احتمالاً فیلم شهید بابایی را هم خیلی هایمان دیده باشیم. آن روایت های کودکی شهید که پر واضح است ساخته تصورات نویسنده اند. کار جایی بیخ پیدا میکند که حادثه آنقدر مسجل و نقل شده است که تو برایت سوال میشود نویسنده و کارگردان به چه رویی چنین تحرف بزرگی انجام داده اند.
روایت دوران کودکی فلان شخصیت که واقعاً اطلاعات چندانی از آن در دسترس نیست خیلی ایرادی هم ندارد ولی روایت وارونه داستانی مانند حادثه کربلا با آن همه مبنای روایی محکم موجود خیلی غجیب است.
اگر برایتان سوال است در مورد چه حرف میزنم بهتراست فیلم رستاخیر را ببنید.
در مورد همین فیلم های تلویزیونی هم داستان چنان تفاوتی نمیکند. از قاضایای درام و عاشقانه زلیخا نسبت به حضرت یوسف علیه السلام …
زندگی زلیخا در عشق کور و طولانی تا زمان پیری و سرگردانی در کوچه و خیابان
البته معنای این حرف این نیست که نویسنده عمداً تحریف واقعیت کرده و یا اصلاً چه کسی میتواند تکذیب کند که اینگونه نبوه است؟ منظور این است  که حتی اگر فرضاً سندی دال بر وقوع اتفاقاتی نظیر عشق زلیخا به حضرت یوسف علیه السلام با آن جزئیات باشد طبیعتاً به اندازه یک سریال چند قسمتی چند ساعته نیست و بخش اعظمش هنرمندی نویسنده است.
به نظرم باید دید هدف از آن دستکاری ها چیست. هدف شاید در حرفی که نویسنده و کارگردان میخواهند با آن فیلم بزنند باشد.  شاید فرج الله سلحشور به دنبال رساندن پیغامی از زبان کاراکترها به بینندگان است. این خیلی هم هنرمندی است که پیغامت را از زبان کارکترهای فیلم برسانی .

شهاب حسینی در نقش شهید بابابی

شهاب حسینی در نقش شهید عباس بابایی


اما نه به قیمت اینکه شخصت حقیق کاراکتر تو از اساس تخریب شود.
دکتر چمران چریک در موقعیت یک فرمانده بشود ریش سفیدی که با وجود حضور 20 نفر آدم در صحنه خودش تکی یک گاری پر از مجروح را میکشد.
یا ضامن نارنجک را دیوانه وار کشیده و صحنه شلیک آر پی جی به همرزمانش را میبیند و همزمان در حال گپ فیلسوفانه زدن با رئیس کردهاست .
شاید ریشه همه این خراب کاریها در نوع آموزش فیلم سازهای برمیگردد. عموماً همگی هم از امریکا درس سینما خوانده اند و به نوعی تکنیک های هالیوودی میدانند.
این خاصیت فیلم سازهای ما نیست فیلم سازهای هالیوود خیلی بدتر وقایع را تحریف میکنند. از امثال فیلم 300 بگیر تا به نوح 2014 برسی …

شاید بهترین فیلمی که با پوسته روایی تاریخی دیدم فیلم در چشم باد بود . ازآنجایی که کارگردان به طور واضح از بستر فیلم و درام استفاده کرده بود تا حرفش را بزند. هیچ شخصیت واقعی را هم آنقدر دخیل فیلم نکرده بود تا کلاً واقعیت تحریف بشود. شخصیت های واقعی در فیلم گذری بودند.
داستان ساخته ذهن کارگردان بود اما جذاب و گیرا …

پ.ن : این متن را بعد از دیدن فیلم “چ ” (چمران – حاتمی کیا) نوشتم. با اینکه فیلم خیلی زیبا و تاثیر گذار بود ولی نه استان کاملاً داستان قائله پاوه بود و نه عرب نیا چمران …

، ۰۹ فروردین ۱۳۹۳
در گروه: اجتماعی, تاریخ, فیلم

۱ Comment :, , , , , , , , , , , , , , , , , , more...