Tag: نیروهای خودسر

روحیه «خودسری»، میراثدار انقلاب اسلامی

، ۱۴ دی ۱۳۹۴

الف) «خودسر» واژه ای است که اصحاب رسانه و سیاست برای وصف دسته ای از افراد (عمدتا با گرایش ها و علایق حزب اللهی) استفاده می کنند. واژه «خودسر» در فرهنگ لغات معادل صفاتی چون گستاخ، خود رأی و متهور قرار داده شده است. البته آنچه بیشتر مورد نظر اصحاب رسانه و سیاست است معنی ضمنی منفی است که بر این افراد بار می شود: افرادی کله شق و متمرد که بدون هماهنگی با «مسئولین امر» و خارج از «چهارچوب های رسمی» دست به اقداماتی عمدتا خشونت بار می زنند.

ب) دولت و دولت ورزی با منفعت طلبی (فارغ از ارزش گذاری) گره خورده است. دولتمردان وظیفه خود را نه رسیدن به ایده آل ها بلکه تامین مصلحت های روزمره مردم می دانند. در این میان هیچ تفاوتی میان گروه ها و احزاب مختلف نیست فلذا چه خاتمی باشد یا هاشمی یا احمدی نژاد یا روحانی، دولت مردان به دنبال اثبات کارآمدی خود و تامین نیازهای روزانه مردم هستند.

ج) اساس حرکت و انقلاب اسلامی مردم ایران بر مبنای نفی نظام حاکم بر دنیای سیاست جهان مدرن شکل گرفت: نفی هم زمان ایدئولوژی دموکراسی غرب و سوسیالیزم شرق، نفی نظام شاهنشاهی استبدادی، تاکید بر حاکمیت الله و شرع اسلام بر مناسبات مردم و….

برای چیرگی بر تمامی این امور پذیرفته شده و «نُرم» بین المللی نه می شد با «مسئولین امر» حاکم بر امور جهانی هماهنگ شد و نه امکان داشت در داخل «چهارچوب های رسمی» ایدئولوژی ها و ساختارهای پذیرفته شده سیاسی جهان امروز کاری از پیش برد. ذات انقلاب اسلامی در سرکشی بر علیه عرف بین الملل و شکستن ساختارهای جهانی شکل گرفت.

د) فلذاست که باید گفت اساس حرکت انقلاب اسلامی در رابطه با نظام جهانی عملی «خودسرانه» بود. خودسرانه به این معنا که سربازان و مجاهدانی که بار اصلی انقلاب و سپس دفاع مقدس را بر دوش کشیدند هیچ کدام مزدور و بله قربان گوی کسی نبودند. هیچ کدام حقوق بگیر نهاد و سازمانی نبودند که بخواهند از ایشان دستور بگیرند. اتصال مرید و مرادی آنها با مکتبی ساختار شکن به نام قیام امام حسین (ع) شکل گرفته بود و بیعت ایشان نیز با مجتهد مهذب و آگاهی که این حرکت را فرماندهی می کرد.

هـ) همان گونه که حفظ تمامیت ارضی و شرف و ناموس مملکت در طول ۸ سال دفاع مقدس مرهون خون افرادی بود که بدون توجه به منافع دنیوی وارد عرصه شدند، دفع خطر داعش در عراق و سوریه نیز مدیون حضور «خودسرانه» همان نیروها و فرزندان ایشان است. همان گونه که تجربه دفاع مقدس و حوادث اخیر در سوریه و عراق نشان داد «مسئولین امر» نه در این راه قدم می‌گذارند و نه اصول «چهارچوب‌های رسمی» جهان اجازه می‌دهد چنین کنند؛ نیروهای «خودسر» در این جبهه تنها هستند. در نتیجه بایستی پذیرفت حفظ انقلاب مشروط به حضور و حفظ حیات این گونه خودسری است. خودسری به معنای اقدام غیرتمندانه در مواجهه با حوادث و گوش ندادن به تفکر مزدورانه دولتی. خودسری به معنای بیعت مستقیم با پرچم دار حرکت و نفی مصلحت سنجی های مزورانه صاحبان منافع دنیوی.

و) غرب رکن چهارم دموکراسی را مطبوعات آزاد قرار داده است. مطبوعات به نمایندگی از وجدان مردم و کسانی که حقوق بگیر (مزدور) دولت نیستند بایستی به صورت مداوم عملکرد مسئولین را رصد کنند تا مبادا ایشان در مواجهه با وسوسه های صاحبان زر و زور دست از آرمان های دموکراسی بردارند.

نیروهای خودسر نیز از این جهت که مزدور نیستند بایستی در صحنه انقلاب حفظ شوند. کسانی که بر خلاف مدیران از نفت دولتی ارتزاق نمی کنند و دغدغه حفظ صندلی و میز آنها را به سوی ذبح اصول انقلاب در قدمگاه آمریکا نمی کشاند. رکن چهارم مردم سالاری انقلابی حضور و بقای هوشمندانه همین نیروهایی هستند که ایشان را اغیار «خودسر» می‌نامند.

ز) بسیار طبیعی است وقتی دولت و دولتمردان خیل عظیمی را با مواجب کنترل می‌کنند از حضور نیروهایی که نه از ایشان حقوق می گیرند و نه گوش به فرمان ایشان هستند عصبی و خشم آلود شوند. به کار بردن لفظ «خودسر» با آن بار معنایی منفی نیز به همین دلیل است. آرزوی هر دولتی این است که مردم با فرمان سازمان تبلیغات اسلامی به خیابان بیایند و بر اساس شعارهای دیکته شده از سازمان مشت‌های خود را گره کنند و در هنگام مقتضی نیز با دستور مسئولین مربوطه شعار «مرگ بر آمریکا» ایشان تبدیل به «آمریکا خوش آمدی» بشود.

ح) و اندکی برای دوستان عزیز و غیرتمند «خودسر»: در عین حفظ استقلال مالی و فکری خود بایستی دقت کرد در دام نیفتاد. خودسری همراه با اطاعت از ولی و کیاست منجر به پیروزی می‌شود. در حال حاضر تنها نیروی مستقل داخلی که پشت حضرت آقا در مقابل غش دولت در آغوش آمریکا و «مسئولین امر» در ساختار نظم نوین جهانی مقاومت می‌کند همین شما هستید. مبادا با افتادن در بازی سفارت بهانه ایشان برای سرکوب بیشتر خودتان را تقویت کنید. میدان مبارزه اصلی ما با عربستان و دوستان داخلی اش در سوریه و عراق است نه در تهران و مشهد! میدان مبارزه اصلی ما جهاد علمی و رسانه‌ای است نه انداختن چهارتا سنگ به شیشه‌ی سفارت.

حفظ این روحیه «خودسری» و عدم وابستگی به شرق و غرب و دولت و میز و صندلی نیازمند روحیه ای است که حفظ آن جهاد اکبر می طلبد. اللهم ارزقنا…

تجمع «نیروهای خودسر غیر مردمی!» در مقابل کنسولی عربستان در مشهد در اعتراض به اعدام شیخ نمر

تجمع «نیروهای خودسر غیر مردمی!» در مقابل کنسولی عربستان در مشهد در اعتراض به اعدام شیخ نمر


پی‌نوشت

ذیل این مطلبی که چند روز پیش نوشتم و در گوگل پلاس منتشر شد (اینجا و اینجا)  نظراتی نوشته شده که نشان می دهد مطلب خوب فهمیده نشده است. با عرض پوزش توضیحاتی خدمتتان می فرستم:

۱-  اگر کسی وقت و حوصله خواندن با دقت مطالب را ندارند می تواند از آنها عبور کرده و بدون اظهار نظر سکوت کند. این سکوت مسلم بهتر از اظهار نظر شتابزده است.

۲- در جای جای آن مطلب و به خصوص در بند آخر آن مخالفت بنده با آتش زدن و اشغال سفارت عربستان در تهران و کاردار آن کشور در مشهد مشخص و واضح است.

۳- توضیحاتی که در مورد لزوم هوشیاری و پایبندی افراد به امر ولی فقیه در متن آورده بودم به وضوح نشان می دهد بنده با بی قانونی و شعبان بی مخ بازی مخالفم. لزوم تبعیت از ولی فقیه در متن واضح است.

۴- وقتی نویسنده  واژه ای را داخل گیومه (یا علامت نقل قول) قرار می دهند می خواهد به خواننده نشان دهد که الف) معنای رایج آن واژه را قبول ندارد و معنایی جدید برای آن متصور است و این واژه را به نقل از ادبیات رایج به کار می برد چون معادلی برای آن وجود ندارد یا ب) قصد تاکید بر روی آن واژه را دارد. بنده  واژه خودسر را به دلیل اول داخل گیومه قرار دادم تا خواننده آگاه متوجه این معنا بشود.

۵- معنای صحیح «خودسر» را در رابطه میان انقلاب اسلامی با نظم نوین جهانی توضیح داده ام.

۶- حضرت امام خمینی (ره) در بند میم وصیت نامه خود با هوشیاری جلوی استبداد دولتی و انسداد فکری را می گیرند. ایشان با هوش سیاسی خود و درک تاریخی شان از حوادث جهان اسلام می دانستند وقتی پول با قدرت جمع شود بزرگان را هم زمین می زند فلذا بایستی در کنار تمامی دستگاه های نظارتی، نیرویی بیرونی، تک تک آحاد مردم نیز  ناظر بر عملکرد دولت و دستگاه ها باشد تا اگر خاطی و ناظر با یکدیگر تبانی کردند و قصد داشتند مصلحت اسلام را پای منافع حزبی و حفظ قدرتشان ذبح کنند، مردم بر علیه ایشان قیام کنند. هدفم از اشاره به جایگاه رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسی در غرب و مقایسه آن با نیروهای «خودسر» همین بود.

۷- بنده اگر چه به روش برخورد اخیر این نیروهای غیرتمند انتقاد جدی دارم، اما در عین حال حذف این باقی مانده وجدان های غیور را سرآغاز خلیفه سازی نظام ج.ا. می بینم. همان گونه که در دنیای اهل تسنن به مرور اطاعت از خلیفه جانشین اطاعت از خداوند شد و علمای درباری و مواجب بگیر دولت حکم به اطاعت بدون چون و چرا از اوامر خلیفه را دادند، به همان روش اگر وجدان شیعی در بطن مردم زنده نماند و منبرها و حوزه های علمیه ما استقلال مالی و فکری خود را از دولت حفظ نکنند،  نظام ج.ا. هم به سرعت استحاله می شود و بعد چند دهه تبدیل به خلافت عثمانی دومی خواهد شد.

۸- دایره این انتقادات حتی جایگاه شخص ولی فقیه را هم شامل می شود. اگر ما بتوانیم (و بایستی بتوانیم) از نفوذ دشمن و سو استفاده احتمالی عوامل آن جلوگیری کنیم، بایستی انتقادات خود حتی از شخص ولی فقیه را برای بهبود اوضاع به گوش او برسانیم. اگر نیروهای غیور حزب اللهی این وظیفه مهم را انجام ندهند، کار به دست سبزهای کودتاچی و منافقین غرب پرست و آمریکا پرستان مال دوست می افتد.

۹- متاسفانه ما هنوز نتوانسته ایم میان «انتقاد صریح و بعضا تلخ» و «دشمنی» تفاوت قائل شویم. گاه بدترین دشمنی ها با تملق گویی و چاپلوسی و تعریف و تمجید همراه است و عزیزترین دلسوزی ها لحنی گزنده و تلخ دارد. بایستی یاد بگیریم و تمرین کنیم شنیدن سخن تلخ از دوستان نظام بر تملق و چاپلوسی شنیدن از کاسه لیسان بیت المال و مواجب بگیران دولتی (که به طرفه العینی پوست اندازی می کنند و در بزنگاه ها نوکری انگلیس و آمریکا را برمی گزینند) ارجحیت دارد.

۱۰- قدر و ارزش آن جوان هیجان زده و غیرتمند که حاضر است برای آرمان اسلامی اش باتوم بخورد و از دیوار سفارت بالا برود (هر چند این کارش غلط باشد) صد برابر آن مسئول کت و شلواری است که «قانون مندانه» در فلان اداره حقوق می گیرد و منتظر گرفتن ویزای مهاجرت خود و خانواده اش لحظه شماری می کند. همان کسی که اتفاقا در تمامی راه پیمایی ها و نماز جمعه های تشریفاتی و بی خاصیت شرکت «پر شور» دارد تا به جناب رئیسش (که منافقی مثل خودش هست) حضورش در «عرصه های انقلاب» را ثابت کند.

نکته پایانی:

مواظب باشید به اسم برخورد با «خودسرها» ریشه انقلابی گری و پویایی و غیرت را نسوزانند. امروز در تظاهرات جلوی سفارت عربستان در شهر اتاوا، در جمعیت حدودا ۴۰۰ نفری به تعداد انگشتان یک دست هم ایرانی ندیدم! از قدیمی ها شنیده بودم روزگاری در این شهر برای روز قدس ایرانی ها علمدار بودند و همین تعداد ایرانی از شهرهای دیگر با اتوبوس می آمدند، اما امروز هر چقدر گشتم چیزی پیدا نکردم. در جواب یکی دو نفری که پرسیدند ایرانی ها کجایند می گفتم: انقلاب همه اش را صادر کردیم! (یا بهتر است بگویم ریشه اش را کندیم و صادرش کردیم)

، ۱۴ دی ۱۳۹۴
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, , , more...