Tag: میرحسین موسوی

چرا دولت روحانی، از رفع حصر موسوی عقب نشینی کرده است؟

، ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳

نوشته‌ی مردی از جنس یخ


قبل از پاسخ به این پرسش، ابتدا باید گفت که محاکمه‌ی آقای موسوی فائده‌ای ندارد و ضررش به چند دلیل بیشتر از فوایدش است. اول این که محکمه و قاضی مرضی الطرفین وجود ندارد و در نتیجه هر حکمی مبنی بر محکومیت صادر شود توسط هواداران او قبول نخواهد شد. امروزه بعضی از طرفداران آقای موسوی خود را خواستار محاکمه‌ی او معرفی می‌کنند (تا به این سبب بی‌گناهی او اثبات شود)، اما اگر حکم نهایی دادگاه باب طبع آنها نبود، آیا به آن پایبند هستند؟ با شناختی که از آنها داریم، پاسخ این پرسش قطعا منفی است.

دوم این که وقایع رخ داده در سال 88 به آن میزان پیچیده است که استیفای عدالت ممکن نیست مگر در یک محکمه‌ی همه جانبه که به اتهام تمامی طرف‌های دعوی رسیدگی کند. باید قبول کرد که آقای احمدی نژاد نیز در وقایع آن سال دارای اتهاماتی است (مثلا وارد کردن اتهامات اثبات نشده به دیگر نامزدها در مناظره‌ها). همچنین برخی‌ نهاد‌های عالی نظام نیز در حوادث سال 88 متهم هستند: برای مثال مجمع تشخیص مصلحت و سپاه، و حتا شورای نگهبان. اگر قرار بر محاکمه باشد، پای خیلی‌ افراد دیگر هم در میان است؛ پس چه بهتر که گذشته به کل فراموش (یا بخشوده) شود.

در نهایت هم حتی اگر موسوی محکوم شود و اعتراضی نیز صورت نگیرد، از یک زندانی حصر شده در خانه، یک قهرمان ساخته خواهد شد که بیشتر به نفع خود اوست نه به نفع برقراری حق و عدالت. همان طور که زندان رفتن فائزه هاشمی در نهایت به نفع او و پدرش تمام شد و نه چیز دیگری.

به نظر نگارنده، بهترین راه حل این است که رفع حصر انجام شود به شرطی که آقای موسوی قبول کند بعد از رفع حصر هیچ گونه فعایت سیاسی نداشته باشد، آرامش کنونی کشور را به هم نریزد و مثل همان بیست سال بعد از نخست وزیریش، به زندگی شخصی خود بپردازد. ولی تمام قصه این است که مطابق اطلاعات درز کرده ـ چه از سوی حاکمیت و چه هواداران موسوی ـ موسوی حاضر نیست چنین چیزی را قبول کند.

در این شرایط اگر رفع حصر انجام شود و او بخواهد دوباره تجمعاتی مشابه 25 بهمن 89 راه بیندازد و جامعه را متشنج کند، اصلا به صلاح نیست رفع حصر شود. بسیاری از مردم ایران ـ که اهل این سیاست‌بازی‌ها و رنگ‌ها نیستد ـ دوست ندارند دوباره به شرایط ناآرام سال‌های 88-89 بازگردند. اما تجربه‌ی همان سال‌ها نشان داده است که چند هزار نفر شیدایان موسوی به همراه خانواده‌های  400-500  اعدامی جمهوری اسلامی و عناصر نفوذی گروهک‌های تروریستی مورد حمایت غرب، برای متشنج کردن جامعه کافی هستند.

با توجه به شخصیت موسوی بسیار بعید است که او روزی از عملکرد اشتباه خود پشیمان شود یا به خاطر منافع همه‌ی مردم، دست از لجاجت بردارد. دولت روحانی هم به همین دلیل و به واسطه‌ی شناختی که از شخصیت موسوی دارد، رفع حصر را عملی نمی‌کند؛ هیچ کس در دولت نمی‌تواند پیش بینی کند که بعد از رفع حصر، چه اتفاقی رخ خواهد داد، اما همه متفق القول هستند که پیشبرد اهداف این دولت (و هر دولتی) فقط بر بستر آرامش و امنیت امکان پذیر است.

در شرایطی که رهبری موضوع رفع حصر را به شورای عالی امنیت ملی واگذار کرده است ـ که مهره‌های دولت در آنجا در اکثریت هستند ـ ادامه‌ی حصر معنایی جز همراهی دولت با آن ندارد و هم اکنون تمام مسؤولیت ادامه‌ی حصر متوجه دولت روحانی است.

با توجه به آنچه گفته آمد، بهترین راه، ادامه‌ی حصر تا زمانی است که موسوی از رسانه‌ها و اذهان طرفداران دو آتشه‌اش فراموش شود و به تاریخ بپیوندد تا اگر خواست فعالیتی نیز انجام دهد، شبیه مرحوم منتظری بی‌تاثیر شده باشد؛ نهایتا هر از چند گاهی با رسانه‌ای مصاحبه‌ای انجام دهد و حرف‌های قدیمیش را تکرار کند. همین حالا نیز دیگر دغدغه‌های بدنه‌ی هواداران او کم کم در حال تغییر است و به نظرم از بهمن سال بعد یا سال 95، دیگر مطالبه‌ی رفع حصر او کم‌صداتر خواهد شد.

به گمان نویسنده، سال 1396 (بعد از انتخابات ریاست جمهوری) زمانی خوبی برای رفع حصر است. تنها سوال در آن هنگام این خواهد بود که اگر موسوی رفع حصر شود و با فعالیت‌هایش نظم جامعه را دوباره بر هم زند، حامیانش دیگر چه توجیهی خواهند داشت؟

 


عصر وارثین، نقدها و تحلیل‌های سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی شما را به عنوان نویسنده‌ی مهمان منتشر می‌کند.

، ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
در گروه: سیاسی

۱ Comment :, , , more...

درخواستی قدیمی از رئیس جمهور آینده

، ۲۶ بهمن ۱۳۹۱

سالگرد خاموشی جنبش (فتنه) سبز سه ساله شد، و درخواست محاکمه‌ی میرحسین موسوی و مهدی کروبی در دادگاه، نیز هم. اگر چه در ابتدای امر، مخالفان جنبش سبز این درخواست را مطرح کرده بودند، امروزه و در ورای 700 روز حبس خانگی نامبردگان، هر دو گروه طرفدار و مخالف جنبش سبز، طالب آن هستند.

درخواست محاکمه‌ی این دو تن از طرف حامیان جنبش سبز، ریشه در این ادعا دارد که این افراد بدون جرم اثبات شده در حصر (خانگی) قرار گرفته اند که اقدامی غیر قانونی توسط نظام است. همچنین اکثر این افراد مدعی هستند که در صورت تشکیل دادگاه، اصولا اتهام قابل اثباتی متوجه سران جنبش نیست؛ چه، آنها به غیر از سخنرانی یا نگارش بیانیه و شرکت در گردهمایی‌ها ـ که مطابق قانون اساسی جزو آزادی‌ها و حقوق شهروندی است ـ عمل قابل سرزنشی انجام نداده اند. به عبارت دیگر، حامیان جنبش سبز مطمئن هستند که تشکیل داداگاه، بی گناهی این دو تن را روشن‌تر از پیش خواهد کرد.

طرح میرحسین موسوی در زندان (طراحی از سایت دوئل http://bit.ly/WKl3q0 )

طرح میرحسین موسوی در زندان (طراحی از سایت دوئل http://bit.ly/WKl3q0 )

اما طلب تشکیل دادگاه از طرف حامیان نظام جمهوری اسلامی، بر پایه‌ی مقاصد دیگری است. طرفداران نظام می‌خواهند که اقدام علیه امنیت ملی، بدون عقاب نماند و افرادی که ـ به هر قسم ـ دست به براندازی نظام می‌زنند، به واسطه‌ی مقام و مسوولیت‌های پیشین خود یا روابط سببی و نسبی با افراد ذی نفوذ، از مصونیت قانون برخوردار نشوند.

مطالبه‌ی تشکیل دادگاه میرحسین موسوی از سوی حامیان نظام، ارضای حس انتقامجویی نیست. حوادث سال 88، هر چه بود، به تاریخ پیوست و محاکمه و مجازات فرد یا افراد مسوول، تلخی آن حوادث را نخواهد زدود. اما آنچه طرفداران نظام به دنبال آن هستند، عدم قبح زدایی از جرم بزرگ «اقدام علیه امنیت ملی» و همچنین تساوی تمامی شهروندان در برابر قانون است، چه اشخاص معروف و ذی نفوذ و چه افراد ناشناخته و بی نفوذ!

نباید این گونه باشد که «اقدام علیه امنیت ملی» به جرمی خرد و گاه و بی گاه بدون مجازات تبدیل شود و نباید این گونه به نظر آید که نسبت مجازات افراد متخلف با میزان معروفیت آنها، رابطه‌ی معکوس دارد.

به گمان من، سال آینده و پس از انتخابات ریاست جمهوری، فرصت مناسبی است برای پاسخ به این درخواست همگانی. حصر خانگی باید تمام شود و دادگاه رسیدگی به شکایات مدعی العموم و مردم طرفدار نظام، علیه نامبردگان تشکیل گردد.

هیچ مصلحتی بالاتر از اجرای قانون و عدالت نیست و من یکی از درخواست‌های مهم و موکد خود از رئیس جمهور آینده را، محاکمه‌ی آقایان موسوی و کروبی می‌دانم.

نظرات در گوگل پلاس

، ۲۶ بهمن ۱۳۹۱
در گروه: سیاسی

۱ Comment :, , , more...