Tag: فیلترینگ

صنعت فیلترینگ

، ۱۷ مهر ۱۳۹۲

در هیاهوی عزل و نصب‌ها در سازمان‌ها و نهادهای نظارتی IT و حضور رئیس جمهور و وزرا در شبکه‌های اجتماعی فیلتر شده و آرزوهای بلند-بلند افراد مبنی بر این که آن مرد که فیلتر می‌کرد رفت، هنوز پروژه‌های مختلف کنترل و محدودسازی فضای اینترنتی با سرعتی بیش از پیش به پیش می‌روند.

یک مورد از این پروژه‌ها راه‌اندازی سرورهای DNS ملی و الزام سرویس‌دهنده‌های وب به استفاده از این سرورها برای تبدیل نام دامنه به آدرس اینترنتی می‌باشد. این امر متولیان کنترل اینترنت را قادر می‌سازد تا بنا به میل خود آدرس IP هر سایتی را که تمایل دارند از جدول DNS حذف کرده و کلا دسترسی به آن را غیرممکن سازند. از اثرات اولیه این تغییر آن است که بعضی از شما اخیرا نمی‌توانید حتی با فیلترشکن به ویدئوهای یوتیوب دسترسی پیدا کنید. البته متولیان با هوش ابتدایی خود، به جای حذف آدرس youtube.com از جدول خود، آدرس‌هایی را از جدول DNS حذف کرده‌اند که برنامه پخش کننده flash یوتیوب از آن ویدئوها را دانلود کرده و نمایش می‌دهد؛ مثل این “r14—sn-4g57lnez.c.youtube.com”. نتیجه جالب است، شما می‌توانید با فیلترشکن به سایت یوتیوب مراجعه کنید، اما نمی‌توانید هیچ فیلمی را مشاهده کنید! در صورتی که تلاش کنید ویدئو را به طور مستقیم با استفاده از افزونه‌های فایرفاکس دریافت نمایید، در لایه پروتکلی پیغام خطای error 403 تحویل خواهید گرفت؛ یعنی که این آدرس از بیخ! وجود ندارد. و البته صفحه مرورگر شما هیچ چیزی نشان نخواهد داد، چون هیچ پیغامی در لایه نمایش برای شما ارسال نمی‌شود. هوشمندانه است، مگر نه؟

مورد دیگر، استفاده از قواعد تعریف شده گوگل برای نظارت بر محتوای مورد استفاده کودکان در مدارس و خانه است. گوگل برای این که خانواده‌ها و مدارس بتوانند با ابزارهای کنترلی بر فعالیت‌های تحت وب کودکان خود نظارت داشته باشند، امکان غیرفعال کردن جستجوی امن با پروتکل ssl (پیشوند https) را ارائه کرده است. توضیحات بیشتری در آدرس زیر ارائه شده است:
https://support.google.com/websearch/answer/186669?hl=en
توضیحات در مورد جستجوی ssl را می‌توانید در این آدرس بخوانید:
https://support.google.com/websearch/answer/173733?hl=en
متولیان اخلاق با غیرفعال کردن پروتکل ssl برای جستجوی گوگل، امکان الزام گزینه جستجوی محفوظ گوگل (safe-search) را برای مشترکین اینترنت از طریق دستکاری بسته‌های ارسالی را پیدا می‌کنند. همزمان، می‌توانند فیلترهای مبتنی بر متن خود را که نمی‌توانست جستجوی ssl کنترل کند، مجددا به راه بیاندازند. نشانه این تغییر آن است که شما در هنگام جستجو پیغام زیر را از سایت گوگل دریافت می‌نمایید:
پیغام غیرفعال شدن جستجوی رمز شده
خیالتان از جانب عدم مشاهده محتویات غیراخلاقی در اینترنت راحت شد؟ آقایان هم دیگر خیالشان راحت است که نیاز نخواهند داشت اعتراضات مردم بابت کند شدن ترافیک ssl را تحمل کنند!

حقیقت این است که نهادهای کنترل و محدودسازی غیر از این که متعدد و غیرقابل کنترل هستند، هیچ نیازی نمی‌بینند که در مورد اقدامات خود به مردم یا نمایندگان آنها گزارش دهند. آنها همچنین قوانین بسیاری را در مورد حقوق مشترکین زیر پا می‌گذارند، اما امکان پیگیری این حقوق برای هیچ کس وجود ندارد. بر خلاف سایر سیستم‌های کنترلی مانند اداره اماکن، گشت ارشاد، ممیزی وزارت فرهنگ و سایر نهادهای مشابه، متولیان محدودسازی اینترنت نه شناخته شده هستند، نه وابستگی و رابطه آنها با قوای سه گانه مشخص است، و نه حتی می‌توان اقدامات و سیاست‌های آنها را به درستی شناخت و در صورت بروز تخلف آنها را مورد پیگرد قانونی یا اعتراض مدنی قرار داد. لذا می‌توان گفت عموفیلترینگ و مجموعه‌های تحت مدیریتی او غیردموکراتیک‌ترین نهاد در جمهوری اسلامی می‌باشند.

اما بزرگترین مشکلی که توسط این آقایان به کشور تحمیل می‌شود، کاهش امنیت فضای سایبری کشور است.
تاکنون استفاده از فیلترشکن‌های متعدد، اطلاعات مبادله شده را به صورت http و https را در اختیار تولیدکنندگان آن فیلترشکن‌ها قرار داده است. به سادگی می‌توان حدس زد که اولین گروه از علاقه‌مندان به تولید و عرضه فیلترشکن، سازمان‌های جاسوسی کشورهای بیگانه می‌باشد. همچنین، ناظرین ایرانی اینترنت امکان نظارت بر داده‌هایی که دیگر از طریق فیلترشکن مبادله می‌شوند را از دست داده‌اند و لذا قدرت پیشبینی‌شان در مورد تحولات ناشی از فعالیت‌های تحت وب بسیار کاهش یافته است؛ گویی این که یکی از گران‌بهاترین معادن کشور را به طور رایگان به سازمان NSA هدیه کرده باشند. در صورتی که استفاده از فیلترشکن این مقدار توسعه نمی‌یافت، آقایان می‌توانستند اطلاعات بسیار بیشتری را گردآوری کرده و انواع تحلیل‌های جامعه شناسی و جریان شناسی بر روی آنها اعمال نمایند؛ کاری که دولت آمریکا به راحتی انجام می‌دهد و قدرت پیش‌بینی و کنترل افکار عمومی را نصیب خود می‌کند.
تغییرات جدید نیز به نوبه خود باعث کاهش امنیت بیشتری خواهد شد. به زودی عرضه کنندگان سرویس‌های DNS غیررسمی بازار خوبی در کنار ارائه فیلترشکن خواهند یافت. IPهای مختلف داخلی و خارجی برای دریافت این سرویس مورد استفاده قرار خواهند گرفت که هر کدام می‌توانند بنا به سلیقه و دلخواه مدیر خود، آدرس‌هایی را از جدول خود حذف کرده و یا جعل کنند و مخاطرات بیشتری را برای کشور ایجاد نمایند.

مسائل مربوط به انواع جرائم پورن، سوءاستفاده از کودکان، تخریب فضای اخلاقی جامعه و یا حتی برنامه‌ریزی برای اقدامات تروریستی یا ایجاد آشوب اجتماعی فقط دغدغه حکومت و ملت ایران نیستند. چرا متولیان فیلترینگ در ایران علی رغم اعتراضات فراوان و انتقادات بسیاری که مطرح شده است، تاکنون از مخفی‌گاه خود خارج نشده‌اند و خود را معرفی نمی‌کنند؟ چرا این افراد تلاش نمی‌کنند تا با توجه به اعتراضاتی که وجود دارد، شیوه‌های خود را اصلاح نمایند و رویکردهایی عقلانی‌تر را اتخاذ کنند؟ چرا این افراد حاضر نیستند استدلال‌ها و منطق پشت تصمیمات خود را در معرض ارزیابی اندیشمندان کشور قرار دهند؟ یک دلیل این است که آنها می‌توانند از روی صندلی خود و با کلیک چند دکمه، قدرت بی‌انتهای خود را به رخ همه مردم بکشند.
دلیل دیگر این است که قراردادهای میلیاردی که صرف سخت‌افزارها و نرم‌افزارهای محدودسازی اینترنت می‌شود، منافعی دارد که بر خلاف گشت ارشاد، مزیت آن در پنهان شدن است. گوییا که فیلترینگ در ایران تبدیل به صنعتی شده است که مشابه آن را صرفا می‌توان در نظام تمام-کاپیتالیستی آمریکا در فساد ناشی از لابی صاحبان زندان‌های خصوصی پیدا کرد.
به نظر نمی‌رسد که علی‌رغم اعتراضات و انتقادات گسترده، حماقت کنترل‌کنندگان اینترنت در ایران، به این زودی پایان داشته باشد.

، ۱۷ مهر ۱۳۹۲
در گروه: اجتماعی, سیاسی

۵ Comments :, , , , more...