Tag: فساد

دفاع دکتر توکلی از دولت اعتدال – آیا احمدی نژاد در حفظ سطح نقدینگی سه برابر روحانی بهتر عمل نکرد؟

، ۱۷ مهر ۱۳۹۳

م. آشنا – ۱۷ مهر ۱۳۹۳

۱- دکتر احمد توکلی، مرد همیشه منتقد مجلس که از دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی تا خاتمی مخالف سیاست‌های اقتصادی همه دولت‌ها بوده است و در دوران احمدی‌نژاد به اوج نقادی خود رسید، این بار مقاله زیر را در حمایت از دولت باسوادهای معتدل نوشته است:
http://alef.ir/vdcdzo0xfyt0ok6.2a2y.html?244501
مشاهده این دفاعیه از توکلی بسیار عجیب است، چون او ۸ سال به طور مداوم بر طبل تأثیر نقدینگی بر تورم کوبید و از روز آغازین دولت احمدی‌نژاد تا روز پایانی آن به انتقاد و انگ‌زنی مشغول بود. توکلی به قدری در این ۸ سال بدیهیات اقتصادی را تکذیب کرد که آن بدیهیات باورنکردنی شد. احمد توکلی در کنار عوامل رسانه‌ای هاشمی رفسنجانی مانند فؤاد صادقی و سهراب زند – نویسنده مشترک سایت‌های hashemirafsanjani.ir و alef.ir – هنوز همان رویه هشت سال گذشته را ادامه می‌دهد. اما این بار برای اولین بار مرد همیشه منتقد مجلس در نقش وکیل‌الدوله ظاهر شده و رگ گردنش از تحریفات منتقدین دولت بیرون زده.

در ادامه مطلب به برخی از ایرادات مقاله احمد توکلی و نیز تناقضات رفتاری او اشاره می‌کنم.

۲- پنهان‌سازی اعداد و مقایسه بر اساس اعداد بی‌ربط یکی از مهم‌ترین ابزارهای پروپاگاندا است. در مقاله احمد توکلی که برای دفاع از رشد نقدینگی بیشتر از ۳۰ درصدی در سال اول دولت اعتدال نوشته شده، بعضی اعداد پنهان شده اند. مثلا در مورد سال‌های احمدی‌نژاد ‘درصد رشد نقدینگی’ را نوشته؛ و در مورد سال اول روحانی، ‘حجم رشد نقدینگی’ را. همچنین، توکلی نمودار رشد نقدینگی سال‌های پیش از احمدی‌نژاد را در خود ذکر نکرده، که باعث می‌شود خواننده برای تشخیص موارد خاصی نیاز به جستجوی منابع دیگر داشته باشد. از جمله این موارد آن است که خواننده بخواهد روند رشد نقدینگی را در دو دولت خاتمی و احمدی‌نژاد و نیز با سال اول دولت روحانی مقایسه کند و صداقت انتقادات بی‌سابقه او در این ۸ سال را ارزیابی کنند.

نمودار ناقص رشد نقدینگی – نقل از سایت الف

۳- احمد توکلی در این مقاله خود به درستی مقایسه ‘حجم نقدینگی’ را غلط می‌داند، در صورتی که در ۸ سال گذشته هر روز در مجلس ‘حجم نقدینگی’ را به رخ می‌کشید و آن را مؤثر در تورم می‌دانست. در عین حال، او در مقابل لجن‌مالی مخالفین دولت قبل در همین زمینه سکوت می‌کرد. نمونه آن مقاله زیر (در کنار مقالات بسیار متعدد ولی مشابه) که ‘حجم نقدینگی کل’ را در دولت‌های متوالی مقایسه کرده و نتیجه می‌گیرد که احمدی‌نژاد ۸۵ درصد نقدینگی کل تاریخ انقلاب را ایجاد کرده!
http://www.eghtesadeiranonline.com/vdcdxn0x5yt0ss6.2a2y.html
و مقاله زیر که بدون مقایسه با دولت‌های قبل، رشد نقدینگی دولت احمدی‌نژاد (۶ برابر) را بسیار زیاد می‌داند http://www.khabaronline.ir/detail/267501/Economy/macroeconomics

حقیقت تلح ‘واقعیت’ این است که آن را می‌توان به صورت مشابه بر علیه همه دولت‌ها دست گرفت. اگر مقایسه حجم نقدینگی کل صحیح باشد، برای همه دولت‌ها صحیح است، و اگر استناد به رشد نقدینگی درست باشد، برای همه چنین است. اما گاه انسان‌ها خود را متولی مفاهیمی مثل ‘عدالت’ یا ‘تخصص اقتصادی’ می‌دانند، و در شرایط مشابه رفتارهای متضاد پیش می‌گیرند. این رفتار قطعا شایسته انتقاد است.

۴- گویا دکتر توکلی لای قرآن را باز کرده و خوانده که “يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ ۖ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ”. در ۸ سال گذشته شدت انتقادات دکتر توکلی به جایی رسید که رهبر در یک جلسه خصوصی انتقادات او را به ‘کینه’ تعبیر می‌کند؛ اما ایشان که خود را ولایت‌مدار می‌داند، رویه خود را تغییر نمی‌دهد. اما امروز – با ۴ سال تأخیر – خود را با تذکر رهبر انطباق می‌دهد و می‌نویسد: «از نظر سیاسی حفظ امید مردم و تقویت حداکثر وحدت ممکن در وضعیت کنونی بسیار اهمیت دارد، وقتی انتقاد بر اساس محکمی استوار نباشد، تلقی به کارشکنی می‌شود و چیزی جز دلسردی و بغض و عداوت نمی‌زاید. چیزی که قطعاً به سود دشمنان این ملت شریف است.»

یادآوری می‌کنم، آیا در سال ۸۸ مشابه همین دروغ‌پراکنی‌ها در مورد حجم نقدینگی و گم شدن ۱ میلیارد پول نفت و لکه دار کردن حیثیت علی کردان تأثیری بر از بین رفتن وحدت و کاهش امید مردم نداشت و باعث بغض و عداوت نشد؟ اما تولید و تکثیر ۵ میلیون نسخه سی‌دی ۹۰ سیاسی که مشابه همین ادعاهای سایت مشرق را بر علیه دولت احمدی‌نژاد تکرار کرده بود، کسی را به یاد آیات قرآن نیانداخت. هنوز هم تولید همین دروغٔ‌ها (از جمله کشف گونی‌های چک و بهره‌برداریّای چند صد میلیاردی احمدی‌نژاد و نزدیکانش از پول فروش نفت و مانند آن) دکتر توکلی را به یاد آیات قرآن نمی‌اندازد. شاید احمدی‌نژاد ‘لا اله الا الله’ی متفاوت با روحانی می‌گوید؛ وگرنه چیز باعث می‌شود که یک انتقاد غلط (در عین حال با ادبیات محترمانه) به دولت روحانی رگ غیرت دکتر توکلی را بجنباند؟

۵- جهت اطلاع بیشتر، در مورد پنهان‌کاری هدف‌مند احمد توکلی و مغالطه‌های گذشته او، چند لینک و رفرنس ذکر می‌کنم.
الف) اعداد افزایش نقدینگی در ۱۷ سال متوالی نشان می‌دهد که ضریب افزایش نقدینگی در دولت احمدی‌نژاد کمتر از دولت خاتمی بوده است. لینک زیر:
http://www.eghtesadeiranonline.com/vdcf1xd0jw6dvea.igiw.html

به جدول انتهای مطلب مراجعه کنید، خودتان ضریب افزایش نقدینگی در بازه‌های ۸ ساله محاسبه کنید. من اعداد جدول را به نمودار تبدیل کرده‌ام:

نمودار نرخ رشد نقدینگی در ۱۷ سال گذشته

نمودار نرخ رشد نقدینگی در ۱۷ سال گذشته

* بازه‌های هشت ساله: چون عدد مربوط به سال ۷۶ در جدول وجود ندارد، مجموع نقدینگی در سال ۸۵ را بر عدد سال ۷۷ و نقدینگی سال ۹۳ را بر عدد سال ۸۵ تقسیم کنید. با توجه به این که می‌توان نقدینگی سال اول را تحت تأثیر برنامه دولت قبل دانست، این بازه‌ها منطقی به نظر می‌رسد.
عدد محاسبه شده برای دولت خاتمی ۷.۹ برابر و برای دولت احمدی‌نژاد ۴.۹ دهم برابر است.
* اگر محاسبه بالا را نمی‌پذیرید (به خاطر نبود اعداد سال ۷۶ و نقص عدد سال ۹۳) می‌توانید نسبت‌ها را در بازه‌های ۷ ساله محاسبه کنید. (سال ۸۴ بر ۷۷ و ۹۲ بر ۸۵) این بار به اعداد ۵.۶۸ و ۴.۶۳ می‌رسید.
* اگر به اعداد نرخ رشد نقدینگی در دولت خاتمی توجه کنید، متوجه می‌شوید که سال اول دولت مقدار آن زیر ۲۰ بوده و به تدریج تا نزدیک ۳۵ افزایش یافته؛ اما در دولت احمدی‌نژاد نرخ رشد نقدینگی از ۳۵ شروع شده و تا نزدیک ۱۵ کاهش یافته؛ در دو سال ۸۸ و ۸۹ (وقایع ۸۸ و هدفمندی) مقداری بیشتر شده و صرفا در ۲ سال آخر و هم‌زمان با بحران تحریم‌ها دوباره به ۳۰ نزدیک شده. این کنترل نقدینگی در حالی بوده که دولت احمدی‌نژاد می‌توانست به جای کاهش بدهی‌های باقی مانده از دولت‌های خاتمی و هاشمی و پر کردن صندوق ذخیره ارزی، یک صندوق خالی به همراه بدهی‌های افزایش یافته تحویل دهد.

اما احمد توکلی که دکترای اقتصاد دارد و همیشه منتقد سیاست‌های سه دولت قبل بوده، هیچ وقت ترغیب نشد که سیاست‌های مدیریت نقدینگی دولت احمدی‌نژاد را نسبت به دولت‌ خاتمی تحسین کند.

امروز توکلی می‌پرسد که کدام سال احمدی‌نژاد را باید با سال اول روحانی مقایسه کرد. اما او – به لطف حذف اعداد از نمودار – مجبور نمی‌شود توضیح بدهد که در دولت خاتمی صرفا ۲ سال تورم زیر ۲۶ وجود داشته که آن هم سال‌های ابتدایی آن دولت و تحت تأثیر شکست سیاست تعدیل اقتصادی دولت قبل بوده است؛ اما در دولت احمدی‌نژاد ۴ سال رشد نقدینگی زیر ۲۶ بوده، و ۲ سال آخر آن تحت تأثیر سیاست‌های دولت قبل و ۲ سال آخر آن تحت تأثیر تحریم‌های کمرشکن به بالای ۲۶ رسیده است. حتی در سال ۸۹ که سیاست هدفمندی اجرا شده، رشد نقدینگی بسیار کمتر از مقادیر نرمال دولت خاتمی بوده و سال بعد دوباره به زیر ۲۰ برگشته.

اما می‌بینیم که همیشه دکتر احمد توکلی با سیاست‌های هدف‌مندی و مسکن مهر با ادعای افزایش نقدینگی (و در نتیجه تأثیر بر تورم) مخالفت کرده است. آیا فهمیدید که چطور ۱ > ۱۰؟ آیا می‌بینید که چطور بعضی افراد زل می‌زنند به دوربین و به دروغ می‌گویند احمدی‌نژاد بیشترین نقدینگی تاریخ را ایجاد کرد؟

ب) احمد توکلی در ۸ سال گذشته بر ارتباط بین نقدینگی و تورم تأکید مستمر داشت. این مقاله در سال ۸۵ منتشر شده که تورم ۲۸ سال پیش از خود را با حجم و رشد نقدینگی مقایسه کرده است:
http://www.farsnews.com/printable.php?nn=8502170148
نتیجه مقاله این است که رابطه مستقیمی بین این دو وجود ندارد. در برخی سال‌ها افزایش نقدینگی باعث کاهش تورم می‌شود و در برخی سال‌ها کاهش نقدینگی باعث افزایش تورم می‌شود. عدد پایه پولی و ضریب فزاینده و محل هزینه‌کرد بودجه‌ها و بحران‌های اقتصادی جهانی و بحران‌های سیاسی می‌توانند علاوه بر رشد حج نقدینگی بر تورم تأثیر بگذارند. اما دکتر توکلی همیشه سیاست‌های دولت قبل (از جمله سیاست هدفمندی یارانه‌ها و مسکن مهر) را از زاویه میزان نقدینگی ایجاد شده نقد می‌کرده، و نه تأثیر آن بر افزایش تولید، رفع تبعیض، تقویت مردم مناطق محروم، و یا ایجاد جریان مهاجرت معکوس.
یعنی حتی آن رشد نقدینگی بیشتری که در دولت خاتمی بوده لزوما دلیل بر بد بودن عملکرد دولت خاتمی نیست، و برای قضاوت صحیح‌تر باید اثر رشد نقدینگی در دیگر جنبه‌های اقتصاد را ارزیابی کرد.

ج) مقاله زیر ضمن مقایسه تورم در سال‌های متعدد (باز هم با اطلاعات ناقص) به تأثیر انتظارات تورمی و انتظارات ضد تورمی بر رابطه بین نقدینگی و تورم اشاره می‌کند.
http://www.donya-e-eqtesad.com/news/519924/
* آیا کسی به خاطرش می‌آید که کسانی در طی سال‌های ۹۰ تا ۹۲ تهدیدهای زیر را تکرار کنند: “شعب ابی‌طالب در پیش است”، “قطحی خواهد شد”، “قصد دارند دلار را ۲۰۰۰ تومن کنند”، “قصد دارند دلار را ۳۰۰۰ هزار تومن کنند”، “دولت برای جبران کسری بودجه می‌خواهد دلار را گران کند”، “۸۰ درصد مشکلات اقتصادی ناشی از سوءمدیریت و افزایش نقدینگی و فقط ۲۰ درصد در اثر تحریم‌هاست”.
* اگر موارد بالا را به خاطر دارید، آیا همه این افراد،‌ خودشان یا برادرشان جزو کسانی نبوده‌اند که ارتباط مستقیم با سفارت‌خانه انگلیس داشته‌اند؟ آیا همه این افراد، کسانی نبوده‌اند که از واقعه حمله به سفارت انگلیس حمایت کرده باشند؟ آیا این افراد کسانی نبوده‌اند که در دولت جدید با اکثریت آرا به برقراری سریع رابطه با انگلیس خبیث اصرار کرده‌اند؟

۶- یکی از دوستان مطلبی بازنشر کرده بود در مورد این که “عبدالحلیم خدام” نزدیک‌ترین یار حافظ اسد، نفوذی غرب و عامل اسرائیل بوده است.
https://plus.google.com/105930857428086481637/posts/NkRFNdU4UCr
آیا زمانی می‌رسد که ما چشم باز کنیم و نفوذی‌های ۳۵ سال اخیر را شناسایی کنیم؟
آیا رابطه بین واردکنندگان منسوجات از چین و اروپا و فروشندگان صنایع نساجی به بخش خصوصی بررسی شده است؟
اگر ایمان به خدا و پیغمبر نبود، می‌شد همان طور که برخی صدها باجناق در دولت قبل کشف کردند (باجناق‌هایی که بعدها از دولت اخراج شدند) ما هم بگوییم چطور خانه‌های انقلابیون پاپتی در سال‌های پس از انقلاب آپگرید شد و فرزندان آنها چطور و در کجا شاغل شدند، و مانند آن.
اما دل ما خوش است که خدا و پیامبرش بر وضعیت ما ناظر هستند و آنها که زندگی مردم را تباه می‌کنند روزی تقاص پس خواهند داد.

چنانچه گفتم، حقیقت تلح ‘واقعیت’ این است که آن را می‌توان به صورت مشابه بر علیه همه دولت‌ها دست گرفت.
اگر در سال آینده مصداق‌های بی‌انصافی انقلابیون سابق بر علیه خود آنها استفاده شود، سال‌های پرچالشی را پیش رو داریم که حمایت امثال توکلی تأثیر ناچیزی در کاهش چالش‌ها خواهد داشت.

پس نوشت:
حتی رسانه انگلیس خبیث هم از انگلوفیل‌های ایرانی منصف‌تر است. بی‌بی‌سی در گزارش زیر نشان می‌دهد که چگونه در طول دولت احمدی‌نژاد قدرت خرید (عدد تراز شده) مردم در دهک‌های متفاوت به سمت ‘انصاف’ حرکت کرده است. به این صورت که اقشار ضعیف با یا بدون یارانه زندگی‌شان بهبود یافته و اقشار مرفه با یا بدون یارانه هزینه‌شان به نسبت درآمدشان بیشتر شده است.

این در حالی است که بسیاری از اصول‌گراها، راست‌های مدرن و چپ‌های حکومتی سیاست‌های عدالت‌خواهانه احمدی‌نژاد در ۸ سال گذشته را ‘توزیع فقر’ می‌خوانده‌اند.
http://www.bbc.co.uk/persian/blogs/2014/09/140802_l44_nazeran_rohani_subsidies.shtml

، ۱۷ مهر ۱۳۹۳
در گروه: اقتصادی, سیاسی

Leave a Comment :, , more...

برای یک کشور تنها چیزی که از «فساد» بدتر است، «قانونی شدن فساد» است!

، ۰۱ دی ۱۳۹۲

IMAGE634567195834740169آقای هاشمی رفسنجانی اخیرا در جمع روحانیان استان کرمان گفته اند (1): «غارت بیت‌المال، فساد اداری و حاتم‌بخشی از حقوق بازنشستگان در دولت گذشته پذیرفتنی نیست.» که قطعا همین طور است و به همین دلیل نمایندگان مجلس شورای اسلامی اعم از اصولگرا و اصلاحطلب، گزارش مبسوطی از این ماجرا تهیه و پس از قرائت در مجلس، به قوه‌ی قضائیه ارایه کرده تا بررسی شود.

اما برای یک کشور، چیزی که از «فساد» بدتر است، «فساد قانونی» است! و آقای هاشمی از پایه‌گذاران جریان «قانونی شدن فساد» در ایران بوده است.

خانواده‌ی ایشان از انواع رانت‌های دولتی، اقتصادی، و سیاسی بهره برده اند. نزدیکان سیاسی ایشان در خصوصی‌سازی، کارخانه‌های دولتی را به ثمن بخس خریده و یک شبه راه صد ساله را پیموده اند. شرکت‌های به ظاهر خصوصی با سرمایه‌های دولتی (در واقع بیت المال) تأسیس و مدیران نزدیک به آقای هاشمی در یک فرایند (ظاهرا) قانونی صاحب شرکت‌های «خصولتی» بزرگ شدند (2و3). پتروپارس فقط نمونه‌ای از آنهاست (4). این خصوصی سازی‌ها همگی از راه‌های به ظاهر قانونی صورت پذیرفته و اینکه مثلا کارخانه‌ای یک میلیاردی، به قیمت از دم قسط 300 میلیون تومان به فردی واگذار شده و او نیز اقساط را یکجا از فروش فقط اجناس داخل انبار کارخانه پرداخت کرده است، به «بی قانونی» ارتباطی پیدا نمی‌کند!

سعی آقای هاشمی و نزدیکان خانوادگی و سیاسیشان در تصاحب دانشگاه آزاد اسلامی، از طرق کاملا قانونی، نیز قابل ذکر است. دانشگاهی که وجب به وجب و آجر به آجرش با استفاده از تسهیلات و امکانات دولت و مردم ساخته شده است و ایشان سعی کرد یک شبه، سازمانی به ارزش میلیاردها تومان را ـ که خود آیت الله ریالی در آن هزینه نکرده است ـ از دست دولت و ملت در آورد و به نام «وقف»، سند خصوصی بزند.

دستگاه قضایی در برخورد با نزدیکان ایشان، تحت شدیدترین فشارهای آشکار و مخفی قرار می‌گیرد. همسر آقای هاشمی رفسنجانی، عفت مرعشی، به طور روشنی رمز عملیات اغتشاش‌های خیابانی سال 88 را اعلام می‌کند و از طرفدارانش می‌خواهد به خیابان‌ها بریزند (5)، اما هیچگاه مورد بازخواست مدعی العموم قرار نمی‌گیرد. واضح است که در این زمینه نیز به ظاهر هیچ قانونشکنی‌ای رخ نداده، چون اصولا قانون نتوانسته به پرونده وارد شود.

آیت الله هاشمی رفسنجانی در جایی گفته است (6): «فرقی بین بچه​های من با بچه مردم نیست!» اما واقعیت‌ها چقدر این گفته را تایید می‌کنند؟ در حالی که معترضان انتخابات 88 محکوم به زندان‌های درازمدت شده اند، بسیاری از آنها هنوز در زندان هستند و بیش از 10 تا 15 سال دیگر نیز باید در زندان بمانند، فرزند آقای هاشمی که اتهامی همانند دیگر معترضان و بلکه بیشتر از آنها داشت، با استفاده از رانت‌های پدر، به زندانی 6 ماهه محکوم شد (7).

Aghazadeh

فرزند دیگر ایشان که در آن سر دیگر این کره‌ی خاکی پرونده‌های فساد و اخاذی و زورگیری دارد (8)، و در حین تحصیل مشکوک در مقطع دکترای در انگلیس (9)، حقوق خوبی هم از دانشگاه آزاد دریافت می‌کرد (10)، به اتهام شرکت در اغتشاش‌های 88 بازداشت، اما با ودیعه‌ی 10 میلیارد تومانی از زندان خارج می‌شود (11). قابل ذکر است پرداخت ودیعه برای خروج از حبس نیز یک روند کاملا قانونی است (البته برای کسی که 10 میلیارد تومان دارد)!

Mahdi_Hashemi_001

ممکن است بپرسید این موراد مربوط به نزدیکان آقای هاشمی رفسنجانی است، گناه ایشان چیست؟ پاسخ شما را خود آقای هاشمی رفسنجانی داده است (12): «فرزندانم همانگونه كه مي‌خواستم بار آمده‌اند و من از همه آنها رضايت دارم.»

آیت الله هاشمی رفسنجانی در 8 سال دوران ریاست جمهوری خود، فساد اقتصادی ـ ادرای را قانونمند کرد و در 8 سال ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، فساد سیاسی را قانونی نمود. فرزندان انقلاب اسلامی 57، سنگینی فسادهایی را که آیت الله قانونی کرده است، مانند سنگی بر سینه احساس می‌کنند؛ در حالی که توابین انقلاب و عاشقان بازگشت ایران به دوران شاهنشاهی، قدردان آیت الله هستند بابت فراهم آوردن این خوان فساد. فساد تماما قانونی! 

و چقدر دردناک است که ایشان از پذیرفتنی نبودن فساد حرف بزند!

 


پسنوشت: فراموش کردم این به این مطلب نیز ارجاع دهم: ناگفته‌های سید حسین مرعشی از تاسیس هواپیمایی ماهان https://plus.google.com/115938445148130714669/posts/698Kg2daF8u


منابع:

1- نیوزنامه 1392/9/29 کد خبر: 93397 http://bit.ly/JPf3II

2- از کیهان خوشتان بیاید یا نیاید، در دهه‌ی هفتاد پرونده‌ی مشروح و مستدل متعددی از واگذاری‌های کارخانه‌های دولتی با قیمت غیرواقعی به بعضی از مسوولان و مدیران نزدیک آقای هاشمی رفسنجانی دارد. شما می‌توانید همه‌ی آنها را دروغ بدانید، اما کیهان از شکایت تمامی آن مدیران (اگر شکایت کرده بودند) تبرئه شد! به این معنی که مدارکش مستدل و درست یوده است.

3- وقف با طعم خصوصي سازي؟! کیهان  30 ارديبهشت 1389، ص 2. http://www.kayhan.ir/890230/2.htm#other207

4- واکنش کیهان به واکنش ترکان! ایسنا ۲۹ تیر ۱۳۹۲؛ کد خبر: 92042917743. http://bit.ly/JW4XX9

5- بازي با آبروي يك آيت‌الله. مشرق نیوز ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۲؛ کد خبر: ۲۱۴۴۱۲. http://www.mashreghnews.ir/fa/news/214412

6- واکنش آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به بازداشت دو فرزندش.  خبر آنلاین 3 مهر 1391؛ http://khabaronline.ir/detail/245741

7- “فائزه هاشمي” پس از بازداشت به زندان اوين منتقل شد. باشگاه خبرنگاران جوان ۰۲ مهر ۱۳۹۱؛ کد خبر: ۲۴۹۱۹.  http://bit.ly/1fS9aWE

8- حکم دادگاه کانادا علیه مهدی هاشمی رفسنجانی و چشم انداز لغو آن. بی.بی.سی فارسی 10 آذر 1390. http://bbc.in/19kLHy9

9- دانشگاه آکسفورد ادعاها علیه مهدی هاشمی را رد کرد. بی.بی.سی فارسی 17 فروردین 1390. http://bbc.in/1icrIUR

10-  قطع حقوق مهدی هاشمی در لندن. تابناک ۰۷ فروردين ۱۳۹۱؛ کد خبر: ۲۳۴۶۷۲. http://www.tabnak.ir/fa/news/234672

11- اعلام جزییات آزادی «مهدی هاشمی»/ ملک «پدر» سند آزادی فرزند. ایسنا ۲۷ آذر ۱۳۹۱؛ کد خبر: 91092715616 http://bit.ly/1hwKGTs

12- انتشار فیلم از زندگی رفسنجانی. خبرگزاری فارس 89/12/02؛ شماره خبر: 8912020460.  http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8912020460

 

، ۰۱ دی ۱۳۹۲
در گروه: سیاسی

۲ Comments :, , more...

صنعت فیلترینگ

، ۱۷ مهر ۱۳۹۲

در هیاهوی عزل و نصب‌ها در سازمان‌ها و نهادهای نظارتی IT و حضور رئیس جمهور و وزرا در شبکه‌های اجتماعی فیلتر شده و آرزوهای بلند-بلند افراد مبنی بر این که آن مرد که فیلتر می‌کرد رفت، هنوز پروژه‌های مختلف کنترل و محدودسازی فضای اینترنتی با سرعتی بیش از پیش به پیش می‌روند.

یک مورد از این پروژه‌ها راه‌اندازی سرورهای DNS ملی و الزام سرویس‌دهنده‌های وب به استفاده از این سرورها برای تبدیل نام دامنه به آدرس اینترنتی می‌باشد. این امر متولیان کنترل اینترنت را قادر می‌سازد تا بنا به میل خود آدرس IP هر سایتی را که تمایل دارند از جدول DNS حذف کرده و کلا دسترسی به آن را غیرممکن سازند. از اثرات اولیه این تغییر آن است که بعضی از شما اخیرا نمی‌توانید حتی با فیلترشکن به ویدئوهای یوتیوب دسترسی پیدا کنید. البته متولیان با هوش ابتدایی خود، به جای حذف آدرس youtube.com از جدول خود، آدرس‌هایی را از جدول DNS حذف کرده‌اند که برنامه پخش کننده flash یوتیوب از آن ویدئوها را دانلود کرده و نمایش می‌دهد؛ مثل این “r14—sn-4g57lnez.c.youtube.com”. نتیجه جالب است، شما می‌توانید با فیلترشکن به سایت یوتیوب مراجعه کنید، اما نمی‌توانید هیچ فیلمی را مشاهده کنید! در صورتی که تلاش کنید ویدئو را به طور مستقیم با استفاده از افزونه‌های فایرفاکس دریافت نمایید، در لایه پروتکلی پیغام خطای error 403 تحویل خواهید گرفت؛ یعنی که این آدرس از بیخ! وجود ندارد. و البته صفحه مرورگر شما هیچ چیزی نشان نخواهد داد، چون هیچ پیغامی در لایه نمایش برای شما ارسال نمی‌شود. هوشمندانه است، مگر نه؟

مورد دیگر، استفاده از قواعد تعریف شده گوگل برای نظارت بر محتوای مورد استفاده کودکان در مدارس و خانه است. گوگل برای این که خانواده‌ها و مدارس بتوانند با ابزارهای کنترلی بر فعالیت‌های تحت وب کودکان خود نظارت داشته باشند، امکان غیرفعال کردن جستجوی امن با پروتکل ssl (پیشوند https) را ارائه کرده است. توضیحات بیشتری در آدرس زیر ارائه شده است:
https://support.google.com/websearch/answer/186669?hl=en
توضیحات در مورد جستجوی ssl را می‌توانید در این آدرس بخوانید:
https://support.google.com/websearch/answer/173733?hl=en
متولیان اخلاق با غیرفعال کردن پروتکل ssl برای جستجوی گوگل، امکان الزام گزینه جستجوی محفوظ گوگل (safe-search) را برای مشترکین اینترنت از طریق دستکاری بسته‌های ارسالی را پیدا می‌کنند. همزمان، می‌توانند فیلترهای مبتنی بر متن خود را که نمی‌توانست جستجوی ssl کنترل کند، مجددا به راه بیاندازند. نشانه این تغییر آن است که شما در هنگام جستجو پیغام زیر را از سایت گوگل دریافت می‌نمایید:
پیغام غیرفعال شدن جستجوی رمز شده
خیالتان از جانب عدم مشاهده محتویات غیراخلاقی در اینترنت راحت شد؟ آقایان هم دیگر خیالشان راحت است که نیاز نخواهند داشت اعتراضات مردم بابت کند شدن ترافیک ssl را تحمل کنند!

حقیقت این است که نهادهای کنترل و محدودسازی غیر از این که متعدد و غیرقابل کنترل هستند، هیچ نیازی نمی‌بینند که در مورد اقدامات خود به مردم یا نمایندگان آنها گزارش دهند. آنها همچنین قوانین بسیاری را در مورد حقوق مشترکین زیر پا می‌گذارند، اما امکان پیگیری این حقوق برای هیچ کس وجود ندارد. بر خلاف سایر سیستم‌های کنترلی مانند اداره اماکن، گشت ارشاد، ممیزی وزارت فرهنگ و سایر نهادهای مشابه، متولیان محدودسازی اینترنت نه شناخته شده هستند، نه وابستگی و رابطه آنها با قوای سه گانه مشخص است، و نه حتی می‌توان اقدامات و سیاست‌های آنها را به درستی شناخت و در صورت بروز تخلف آنها را مورد پیگرد قانونی یا اعتراض مدنی قرار داد. لذا می‌توان گفت عموفیلترینگ و مجموعه‌های تحت مدیریتی او غیردموکراتیک‌ترین نهاد در جمهوری اسلامی می‌باشند.

اما بزرگترین مشکلی که توسط این آقایان به کشور تحمیل می‌شود، کاهش امنیت فضای سایبری کشور است.
تاکنون استفاده از فیلترشکن‌های متعدد، اطلاعات مبادله شده را به صورت http و https را در اختیار تولیدکنندگان آن فیلترشکن‌ها قرار داده است. به سادگی می‌توان حدس زد که اولین گروه از علاقه‌مندان به تولید و عرضه فیلترشکن، سازمان‌های جاسوسی کشورهای بیگانه می‌باشد. همچنین، ناظرین ایرانی اینترنت امکان نظارت بر داده‌هایی که دیگر از طریق فیلترشکن مبادله می‌شوند را از دست داده‌اند و لذا قدرت پیشبینی‌شان در مورد تحولات ناشی از فعالیت‌های تحت وب بسیار کاهش یافته است؛ گویی این که یکی از گران‌بهاترین معادن کشور را به طور رایگان به سازمان NSA هدیه کرده باشند. در صورتی که استفاده از فیلترشکن این مقدار توسعه نمی‌یافت، آقایان می‌توانستند اطلاعات بسیار بیشتری را گردآوری کرده و انواع تحلیل‌های جامعه شناسی و جریان شناسی بر روی آنها اعمال نمایند؛ کاری که دولت آمریکا به راحتی انجام می‌دهد و قدرت پیش‌بینی و کنترل افکار عمومی را نصیب خود می‌کند.
تغییرات جدید نیز به نوبه خود باعث کاهش امنیت بیشتری خواهد شد. به زودی عرضه کنندگان سرویس‌های DNS غیررسمی بازار خوبی در کنار ارائه فیلترشکن خواهند یافت. IPهای مختلف داخلی و خارجی برای دریافت این سرویس مورد استفاده قرار خواهند گرفت که هر کدام می‌توانند بنا به سلیقه و دلخواه مدیر خود، آدرس‌هایی را از جدول خود حذف کرده و یا جعل کنند و مخاطرات بیشتری را برای کشور ایجاد نمایند.

مسائل مربوط به انواع جرائم پورن، سوءاستفاده از کودکان، تخریب فضای اخلاقی جامعه و یا حتی برنامه‌ریزی برای اقدامات تروریستی یا ایجاد آشوب اجتماعی فقط دغدغه حکومت و ملت ایران نیستند. چرا متولیان فیلترینگ در ایران علی رغم اعتراضات فراوان و انتقادات بسیاری که مطرح شده است، تاکنون از مخفی‌گاه خود خارج نشده‌اند و خود را معرفی نمی‌کنند؟ چرا این افراد تلاش نمی‌کنند تا با توجه به اعتراضاتی که وجود دارد، شیوه‌های خود را اصلاح نمایند و رویکردهایی عقلانی‌تر را اتخاذ کنند؟ چرا این افراد حاضر نیستند استدلال‌ها و منطق پشت تصمیمات خود را در معرض ارزیابی اندیشمندان کشور قرار دهند؟ یک دلیل این است که آنها می‌توانند از روی صندلی خود و با کلیک چند دکمه، قدرت بی‌انتهای خود را به رخ همه مردم بکشند.
دلیل دیگر این است که قراردادهای میلیاردی که صرف سخت‌افزارها و نرم‌افزارهای محدودسازی اینترنت می‌شود، منافعی دارد که بر خلاف گشت ارشاد، مزیت آن در پنهان شدن است. گوییا که فیلترینگ در ایران تبدیل به صنعتی شده است که مشابه آن را صرفا می‌توان در نظام تمام-کاپیتالیستی آمریکا در فساد ناشی از لابی صاحبان زندان‌های خصوصی پیدا کرد.
به نظر نمی‌رسد که علی‌رغم اعتراضات و انتقادات گسترده، حماقت کنترل‌کنندگان اینترنت در ایران، به این زودی پایان داشته باشد.

، ۱۷ مهر ۱۳۹۲
در گروه: اجتماعی, سیاسی

۵ Comments :, , , , more...

کره جنوبی و خاطرات بزرگترها

، ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲

کره جنوبی و خاطرات بزرگترها

امروز وقتی صحبت از کره جنوبی می‌شود عموم افراد ابتدا به یاد سامسونگ و سپس ال جی می‌افتند. کره جنوبی کشوری است که تقریباً اکثر بودجه خود را از طریق صادرات محصولات الکترونیک و لوازم خانگی تامین می‌کند.
شاید اگر کمی به عقب‌تر برویم به یاد بیاوریم که سامسونگ و ال جی از روز اول چنین موقعیتی نداشتند و اگر از کسی در مورد خرید یک گوشی موبایل مناسب سوال می‌کردید، به شما پیشنهادهایی می‌داد که هیچوقت ساسونگ یا ال جی یکی از گزینه‌های پیشنهادی او نبود.
یا مثلاً هنگام خرید یخچال، مارک‌های امریکایی و ایتالیایی مورد پسند بودند. تلویزیون فقط سونی ژاپن یکه تاز بازار بود و خیلی چیزهای دیگر…

از بزرگترها که بپرسید به شما می‌گویند در زمان پهلوی کره‌ای‌ها برای کار به ایران می آمدند. شبیه وضعیتی که زمان جنگ هموطنان ما برای کار به ژاپن می‌رفتند.

عده‌ای از تحلیلگران دلیل اصلی چنین جهشی را فقط و فقط امریکا می‌دانند. امریکا از طرفی برای جلوگیری از قدرت گرفتن و یکه تازی چین در بازارهای خرد و همچنین کنترل منطقه شرق آسیا از طریق تاسیس پایگاه نظامی (در مرحله اول کنترل کره شمالی و سپس چین) اقدام به قدرتمند نمودن کره جنوبی کرد. تقریباً کره جنوبی (از نظر اقتصادی) همان مدل رژیم پهلوی ایران است که قرار بود در خاورمیانه برای امریکا باشد. البته با این فرق شگرف که رژیم آن کشور دست نشانده نیست. اما از آنجایی که موضوع نوشتار دلایل رسیدن کره به آن جایگاه و تحلیل آنها نیست از آن می‌گذرم (درست یا غلطش پای آن تحلیلگران).

حرف من در اینجا نحوه تعامل کشور ما با کره جنوبی است. طبیعتاً جمهوری اسلامی ایران باید با هر کشوری در جهان تعامل داشته باشد. مسئله واضح بعدی خصومت ما با امریکا و خصوصاً اسرائیل است. به طور واضح در عرصه سیاسی هر دو کشور سعی می‌کنند عرصه را بر دیگری تنگ کنند.
در این میان کشورهای واسط و بی‌طرف (طرفدار منافع ملی خود) سود اصلی را می‌برند. ولی این سود بنا بر سیاست‌های دو کشور متخصام می‌تواند کم یا زیاد شود. حداقل به استفاده و استثمار یک کشور بدل نشود.

وضعیت ما را با کره جنوبی در نظر بگیرید.
کره جنوبی همواره در اعمال تحریم‌های امریکا علیه ما پیشرو بوده. طبیعی هم هست، منافعش ایجاد می‌کند. اما نسبت ما با کره چطور بوده؟ چند مورد را در نظر بگیرید:

۱- نمایندگی سامسونگ در اسرائیل یک کلیپ تبلیغاتی میسازد. دو جاسوس اسرائیلی اقدام به منفجر کردن نیروگاه بوشهر می‌کنند و تبلت سامسونگ نقش اصلی را بازی می‌کند.
بعد از گذشت یک ماه ایران که بزرگترین بازار واردات محصولات کره است (آخرین آمار ۳۰ درصد به یاد دارم) به واسطه نمایندگان مجلس اعتراض می‌کند. دقت بفرمایید. نمایندگان ما به عنوان یک کشور به یک کمپانی خصوصی صرفاً اعتراض می‌کنند. در یک اقدام سیاسی مجلس اعلام می‌کند که در صورت عدم عذر خواهی (کلامی) واردات محصولات سامسونگ به ایران قطع می‌شود. هیئتی از کره جنوبی سریعاً به ایران اعزام می‌شود، متشکل از وزیر امور خارجه، اقتصاد و رئیس هیئت مدیره سامسونگ (اهمیت بازار سامسونگ در ایران را دریابید). سامسونگ ابتدا اقدام به عذرخواهی کلامی و سپس اقدام به انتشار یک بیانیه مسخره می‌کند: نمایندگی های سامسونگ زیر نظر مرکز اصلی کره نبوده و بنا بر خصوصیات جغرافیایی اقدام به ساخت تبلیغات می‌کنند اما ما سعی میکنیم مسائل بین المللی را در نظر بگیریم. (نقل به مضمون)
عکس العمل ایران همینجا پایان می‌یابد. حالا فکر کنید از یک کشور دیگر بود، چه برخوردی می‌کرد؟ حداقل درصدی از واردات را کاهش نمی‌داد؟ جریمه نمی‌کرد؟ اینجا منافع ملی حاکم بوده یا منافع فردی؟

۲- با بالا رفتن قیمت دلار خبر قطع شدن تخصیص ارز پایه و همچنین ممنوعیت واردات لوازم خانگی به مدت محدود شنیده می‌شود. همزمان روزنامه‌ها عکس‌هایی از شرکت‌های نمایندگی سامسونگ و ال جی نمایش می‌دهند. در عین اینکه تمامی مغازه‌ها پر از اجناس است، انبارها نیز تا حداکثر ظرفیت پر است. حتی عکس‌هایی از اضافه شدن جنس جدید به انبارها مشاهده می‌شود. نه سامسونگ و نه ال جی خبری رسمی از کمبود وجود کالا نمی‌دهند اما در کمال ناباوری اقدام به احتکار محصولات خود می‌کنند تا با بالارفتن قیمت سود بیشتری ببرند (حالا شاید این فقط اقدام نمایندگی‌ها باشد).
مثلاً در مورد کولرهای اینورتر اعلام می‌کنند به دلیل ممنوعیت، واردات نداریم اما بعداً معلوم می‌شود با تثبیت قیمت بالاتر، بازار پر از این محصولات است.
چرا این دو شرکت به راحتی محصولات خود را وارد ایران میکنند؟

۳- سامسونگ طی ایمیلی به کاربران ایرانی خود اعلام می‌کند که خدمات فروشگاه آن تا چند روز آینده برای آنها غیر فعال خواهد شد. کشوری که یکی از بزرگترین بازارهای بی‌رقیب محصولات اوست. نمایندگان مردم در اینجا چه می‌کنند؟ بهانه سامسونگ تحریم‌های بین المللی علیه ایران است. اما نکته اینجاست چنین تحریمی در حیطه‌ی تحریم‌های سازمان ملل (بین المللی) نیست و فقط شامل تحریم‌های امریکا می‌شود. یعنی اعمال سیاست های امریکا علیه ایران حتی در سطح سامسونگ. مدافعان منافع ملی ما چرا ساکتند؟

انتهای کلام

تلویزیون پارس را به یاد می آورید؟ کارخانه ای که با مونتاژ محصولات گروندیک آلمان تلویزیون های مونتاژ ایرانی تولید می‌کرد. کم کم تمام فروشگاه‌های آن جمع شدند و امروز نامی از آن وجود ندارد. تلوزیون پارس، یک تولید ملی بود. آیا مردم از آن حمایت نکردند؟ در خانه ما دو تلویزیون پارس وجود داشت.

کفش ملی و بلا که از زمان شاه مانده بودند را بیاد می آورید؟ در دهه ۷۰ هنوز کفش‌های محبوب ایرانی بودند و هنوز بازار چین به ایران هجوم نیاورده بوده. آیا مردم از آن حمایت نکردند؟

آیا حمایت از تولید ملی و بهتر بگویم منافع ملی فقط دست مردم است؟ نمایندگان قانونگذار و دولتها چه نقشی دارند؟ آیا ۳۰ سال مردم از ایران خوردرو و سایپا حمایت نکردند؟ حمایتی دیوانه وار.
خرید انحصاری محصولات آنها به قیمت حداقل دو برابر واقعی.

چرا امروز باید چنین وضعیت ذلیلانه‌ای در مقابل کشوری مثل کره داشته باشیم… آیا عدم جریمه و ممنوعیت واردات محصولات سامسونگ را به خاطر مردم اعمال نکردند یا به خاطر جیب خودشان؟ امروز حتی سامسونگ هم به ایرانی جماعت دهن کجی می‌کند و من و تو به خاطر سیاست‌های فشل خارجی کشور و عدم وجود مجلس قاطع می‌رویم در صف تحویل گلکسی اس ۴؛ شو تبلیغاتی جومونگ را بیاد دارید؟

آیا به سیل خرید سریال‌های کره‌ای و پخش آن از طریق رسانه ملی متوجه شده اید؟ آیا کره سریال‌های ما را در آنجا پخش می‌کند که ما باید داستان‌های حماسی استقلال یافتن یک دهکوره به اسم چوسان را تماشا کنیم؟
خبر دارید در برخی روستاها مردم اسم جومونگ بر کودکان خود گذاشته اند؟ خبر دارید مردم همان روستاها و فرزندانشان اسم چوسان و سئول و جومونگ را بهتر از تنگستان و هرمز و کوروش و میرزای شیرازی بلدند؟ یانگوم را بهتر از پروین اعتصامی می‌شناسند؟
از سفرهای مکرر (سه مرتبه را تلویزیون نشان داد) رئیس رسانه ملی به کره خبر دارید؟
آیا این مسائل را می‌شود به انرژی هسته ای ربط داد؟ یا باید به این فکر کنیم که برخی نمایندگان کشور یا برخی مسئولین سود خاصی از این ارتباط خفت بار می‌برند؟
_____________________________________
پ.ن : زمان انتخابات ریاست جمهوری این مسائل را از یاد نبرید، کار بلدی و تیم قوی هم یکی از خصوصیات مهم رئیس جمهور است (فقط به اخلاق توجه نکنید).
مرتبط : http://www.jahannews.com/vdcdko0x5yt0jz6.2a2y.html

، ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲
در گروه: اقتصادی, سیاسی

۱ Comment :, , , , more...

حامیان احمدی‌نژاد از قشر نومتوسط روستازاده

، ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۲

مقدمه
پیشتر خانم +بهاره آروین مطلبی با عنوان “لشکر یارانه‌ای احمدی‌نژاد” به نقل از رادیو زمانه منتشر کرد، که بحث زیادی برانگیخت. چون مقاله رادیو زمانه منبع مشخص نداشت، و با تصورات قشر متوسط تضاد جدی داشت، بعضی تصور کردند که مصاحبه‌ها فرضی بوده است.
مطلب زیر، مکالمه شخصی بنده با یک فروشنده میدان تره‌بار شهرداری تهران در یکی از محلات شمال غرب تهران است. فروشنده مزبور – مانند اکثر فروشنده‌های میادین شهرداری – شهرستانی بود. پیشتر بارها سخنان مشابهی رو از راننده تاکسی، مسافرکش موتوری و دیگران شنیده بودم؛ اما این مکالمه، حاوی اطلاعات دست اولی از تفکرات و استدلال‌های حامیان عوام احمدی‌نژاد است.

مکالمه با فروشنده شهرستانی تره بار
* آقای مشتری: نامفهوم (در حال پرداخت پول)
* فروشنده: حالا بذار رئیس جمهور بعدی بیاد، می‌بینی که یارانه‌ها رو قطع می‌کنه.

– من: یعنی هنوز کسی هست که از احمدی‌نژاد طرفداری کنه؟ [خدایا منو ببخش :دی]
* ف: خداییش خیلی کار کرد، زحمت کشید، دست خیلی‌ها رو هم قطع کرد. به خدا اگه دوباره هم کاندید بشه، بهش رأی می‌دم.

– یارانه‌ها که واسه شما چیزی نمی‌شه.
* چرا چیزی نمی‌شه؟

– درآمدی که شما دارین، قابل مقایسه با پول یارانه‌ها نیست. لابد خانواده پرجمعیتی دارین؟
* شاید برای شما چیزی نمی‌شه؛ ولی واسه خیلی‌ها مهمه. ما اینجا ماهی 2 میلیون باید اجاره بدیم. کلی هم عائله داریم.

– خب هر چی هم قیمت خرید بره بالا، شما هم قیمت فروشتون بالا میره.
* نه آقا! ما هم فروشمون کم می‌شه. اونا تاجرای بازاری هستن که براشون هیچ فرقی نداره.

– باز شما قیمت فروش‌تون بالا می‌ره. ما که حقوق‌مون ثابته.
* آره خب، بیچاره اونا که حقوق ثابت دارن.

– زمان احمدی‌نژاد اقتصاد به گند کشیده شد.
* اینا همش تقصیر خودشونه، نمی‌خوان بذارن کار بکنه. دست همشون رو بریده.

– دست کیو بریده؟ این همه اختلاس تو دوره‌اش شد.
* آقا شما می‌دونی تو همین مجلس، همه از تأمین اجتماعی سهم داشتن؟ عضو هیأت مدیره بودن، حقوق 3 میلیونی می‌گرفتن؟ احمدی‌نژاد دست همه‌اشون رو قطع کرد. برای همین باش بدن. همشون تو شرکت‌های دولتی بودن.

– از اون لحاظ که دست همشون تو یه کاسه است. احمدی‌نژاد هم یه سری دیگه رو آورد.
* نخیر آقا. یادت هست اون اولش، تا شیش ماه نذاشتن وزیر نفت تعیین کنه؟ به خاطر این بود که همه پروژه‌های نفتی دست پسر ……. بود. نمی‌خواستن از دستشون خارج بشه. …….. بوووووووووووووووووق …..

– این همه گرونی شد، همه روستاها رو خراب کرد. اینا چیزی نیست؟
* نه آقا، بیخود می‌گن. تو روستاها الان وضع همه توپه، هر کسی حداقلش یه نیسان داره.

– پس این همه می‌گن کشاورزی مملکت رو به گند کشید، اینا چیه؟
* اگر وضع کشاورزی بد شده، پس از کجا وضع‌شون خوب شده؟ خب بهشون رسیدن دیگه. بیا بریم روستای خودمون نشونت بدم. همه روستاها آباد شدن.

[خانمی امروزی پس از خرید از غرفه میوه، در حال گذر است. نمی‌دانم مکالمه ما رو شنیده، یا از ظاهر اجتماعی فروشنده حدس زده حامی احمدی‌نژاد است]
* خانم عابر به فروشنده: با این رئیس جمهورتون که مملکت رو به این روز انداخت.
* فروشنده: مگه رئیس جمهور شما نیست؟
* خانم: نه دیگه، شماها آوردین‌ش اون بالا. [خانمه انگار که بوی بدی شنیده، کله‌اش را تکان می‌دهد و در همان مسیر خودش می‌رود]

* من: از کجا می‌دونست احمدی‌نژادی هستی؟
* ف: نمی‌دونم. لابد ذهن منو خونده.

– ما که می‌بینیم می‌گن همه باش دشمنن، همه از وضع مملکت شاکین. شما چطور حامی‌ش هستی هنوز؟
* هر کسی خب نظر خودش رو داره دیگه؛ ما هم نظرمون اینه.

– تو این انتخابات به کی رأی می‌دی؟
* نمی‌دونم، باید ببینم کی میاد، تا ببینم به کی رأی بدم. کسی که یارانه‌ها رو قطع نکنه، دست دزدا رو قطع کنه.

– الان که همه کاندیداها معلومن. قالیباف، لاریجانی، مشایی، کی؟
* [سری تکان می‌دهد و با تردید می‌گوید] قالیباف که خداییش تو تهران بد کار نکرده.

– مشایی چطور؟
* باید ببینم چه گروهی پشت سرشه، چی کار می‌خواد بکنه. خودت به کی رأی می‌دی؟

– من هنوز نمی‌دونم.
* همه غر می‌زنن. من خودم از کارم راضی نیستم، شما هم نیستی، بقیه هم همین طور. مهم اینه که کی درست کار می‌کنه.

– حساب ما چند شد؟
– محض اطلاعت، من خودم هم به احمدی‌نژاد رأی دادم.

می‌خندد، حساب می‌کنم و به سمت خانه برمی‌گردم.

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

در مسیر از جلوی دانشگاه آزاد واحد ……… عبور می‌کنم. بیش از هزار – هزار و پانصد ماشین پاژیرو، زانتیا، یاریس، 206 و پراید در اطراف و وسط خیابان پارک کرده تا امیدهای قشر متوسط و مرفه جامعه با خیال راحت در دانشگاه تحصیل کنند! رانندگان 18 تا 25 ساله، از ماشین‌ها سوار و پیاده می‌شوند؛ با دوست دخترها و دست پسرهایشان صحبت می‌کنند. دخترا بی‌حجاب و چادری و …….
سیاوش می‌خواند : می‌رم از شهر تو با یه کوله بار از خاطره؛ و من با خودم فکر می‌کنم اینها سال 88 به کی رأی دادن؟ آیا اگر منابع کشور به نفع حاشیه‌نشین‌ها جریان پیدا کند، چقدر به “ممه‌ای که لولو برد” زاهدند؟ اگر منافع کشور برای استقلال کشور هزینه شود، چقدر اهل تحمل‌ند؟ چقدر برای رأی فروشنده روستایی‌زاده ارزش قائل‌ند؟  ….
در همین افکار، به نزدیک خانه می‌رسم؛ شقایق‌ها و گل زردهای خودرو کنار دیوار و گوشه خرابه‌ها را می‌بینم و سیاوش می‌خواند : رفتی و آدمکا رو جا گذاشتی؛ راست می‌گوید. با خودم عهد کرد‌ه‌ام هر چقدر هم جزو قشر متوسط باشم، دغدغه‌های شهرستانی خودم را حفظ کنم و دغدغه‌های آدمکا را برای خودشان بگذارم. #اومانیسم_روستایی بیشتر به من حال می‌دهد؛ منی که شقایق خودرو می‌پسندم!

نتیجه گیری

1- احمدی‌نژاد بر خلاف توهم تکثیر شده توسط احزاب و اشراف، هنوز پایگاه بسیار زیادی بین مردم قشر ضعیف و نیز قشر متوسط برخواسته از حاشیه داره. کلا این جنگ فقر و غنا که خمینی مطرح کرد، محتوای زیادی برای بحث داره. زمانی یک راننده تاکسی سرویس با افتخار در مورد حمید رسایی صحبت می‌کرد، می‌گفت “این آخونده با جرأت تو مجلس گفته که چرا پرونده‌های پسر ……. مطرح نمی‌شه؛ کلی حرف‌های دیگه هم زده.” [خدا منو ببخشه، برای اون هم ژست مخالف گرفتم 🙂 ]

2- استدلال‌های مطرح شده توسط قشر ضعیف و مستضعف، گداصفتانه نیست. آنها اوضاع سیاسی را به دقت رصد می‌کنند، و از عضویت افراد در هیأت مدیره‌ها، قراردادهای نفتی، تحصیل آقازاده‌ها در اروپا و سایر موارد باخبرند. با سختی‌های ناشی از سیاست خارجه مشکلی ندارند، از مانور تجمل مسؤولین دل‌شان به درد می‌آید. به رغم همه تبعیض‌ها، دانسته از نظام حمایت می‌کنند؛ و البته به امثال احمدی‌نژاد برای پالایش کشور دل بسته اند.

3- آنها یارانه را به عنوان صدقه نمی‌بینند، بلکه به عنوان بخشی از عدالت احمدی‌نژاد می‌بینند. آنها می‌دانند که منابع کشور سال‌ها خرج رفاه و ثروت دیگرانی شده، و حال سهم‌ها اندکی عادلانه‌تر تقسیم می‌شود. لذا گرانی کمتر به چشم‌شان می‌آید، چون عادت کرده‌اند به روزی‌شان قناعت کنند. زمان هاشمی هم گرانی شدید بود، اما آن زمان کسی دغدغه آنها را نداشت.

4- امروزه قشر حامی احمدی‌نژاد، احساس عزت و غرور می‌کنند. پیشتر امثال این آدم‌ها در یک محله بالاشهر، خفه می‌شدند و موضع خود را ابراز نمی‌کردند. اما الان با افتخار از رأی دادن به او صحبت می‌کنند.

5- مخالفان احمدی‌نژاد، هر چقدر که کارشکنی می‌کنند؛ بیشتر از این مردم فاصله می‌گیرند. هشت سال از کابینه 84 گذشته، و مردم هنوز در خاطرشان هست که کدام وزیر رد شد، و کدام تأیید شد. در مورد استیضاح وزیر رفاه، به تفاسیر رسمی اعتماد نمی‌کنند. تخریب‌کنندگان احمدی‌نژاد، لگد به بخت خودشان می‌زنند.

6- عوام هم هنوز تصمیم نگرفته‌اند. لحظه به لحظه دارن مواضع، سخنان، و رفتارهای کاندیداها رو رصد می‌کنن. برنامه‌ها، حرف‌ها، رأی‌های رد و تأیید، تمام در حافظه مردم ثبت و ضبط شده و در دادگاه انتخاباتی خلق علیه‌شون استفاده خواهد شد. در لحظات آخر، بر اساس انتگرال رفتارهای افراد در تمامی سال‌های پس از جنگ، در مورد آنها قضاوت می‌کنند. منتخب نهایی مردم، کاملا آگاهانه انتخاب خواهد شد و بازی‌های ائتلافی و قرتی‌بازی‌های ریشوانه تأثیری در آن نخواهد داشت.

#عدالت_وانتخابات #عدالت_اجتماعی #انتخابات۹۲ #انتخابات_ریاست_جمهوری_1392

، ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۲
در گروه: اجتماعی, اقتصادی, خاطره, سیاسی

۲ Comments :, , , , , , , more...

اسلام انحرافی، بسیجی انحرافی

، ۲۳ اسفند ۱۳۹۱

پست میهمان از حمیدرضا صالحی، آدرس مطلب اصلی

توضیح ضروری: به نظر می‌رسد در متن اشکالی درباره مفسدین اقتصادی وجود دارد. مطلب به رسم حفظ امانت بدون هیچ تغییر نقل شده و توضیحات تکمیلی به صورت پانوشت ذکر شده است.

مقدمه
روزهای پس از انتخابات سال 88 بود که عده ای از معترضین به نتیجه انتخابات (و عده ای آشوبگر مخلوط با آنها) شعار میدادند “بسیجی واقعی، همّت بود و باکری” .این شعار برای من مصداق عبارت “کلمه الحق یراد بها الباطل” (کمله حقی که با آن اراده به باطل شود) بود.
طبیعی است، همه قبول دارند بسیجی واقعی، بسیجی با ایمان، بسیجی مورد نظر و مطلوب امثال شهید همت و باکری بودند…
اما چرا اراده به باطل؟ خب شاید نام بردن از این دو شهید بزرگوار به طور خاص به دلیل مواضع خانوده های ایشان در سال 88 بود، البته در کنار آن تضعیف بسیج و بسیجی امروز به دلیل زاویه داشتن با سیاست های گروه شکست خرده در انتخابات. یعنی منظور معرفی بسیجی واقعی نبود ، بلکه اعلام دروغی بودن بسیجی های امروز بود…
البته در کنار همه این مسائل رفتار بعضی بسیجی نماها (آنهایی که رسماً بسیجی هستند ولی عملاً و اخلاقاً هیچ رابطه ای با بسیج ندارند) باعث شده بود این شعار در ذهن عده ای از مردم پررنگ شود …

لزوم خود انتقادی و مبارزه با فساد درونی
یکی از مسائلی که در کشور ما به طور خاص وجود داشته سواستفاده از نام دین و شعائر مذهبی برای رسیدن به اهداف و منافع فردی و گروهی بوده است . البته این مسئله کاملاً طبیعی است …
افراد فاسد به دنبال قدرت هستند و امروز قدرت در طرفداری از مذهب است (به دلیل بافت فکری، فرهنگی و حکومتی کشور ما)، شاید در کشور دیگری قدرت در طرفداری از کفر باشد…
به دنبال چنین وضعیتی عده ای از فرصت طلب ها جذب گروه ها و مشاغل مذهبی شدند . البته عده ای هم در ابتدا نیت خیر و متعالی داشتند، اما به مرور به واسطه طعم شیرین وجهه عمومی ، قدرت کاذب و یا استفاده فردی از امکانات سازمانی خود (با توجیهات شرعی) به مرور و به صورت نرم دچار انحراف و تغییر عقیده شدند (البته به طور سربسته به نظر میرسد این مسئله حتی تا بالاترین جایگاه های مدیریتی کشور نیز پیش رفته . از نماینده مجلس گفته تا شاید رئیس جمهور)…

مطلب زیر سخنان ابوالفضل گلزاری،مدیرعامل شرکت شرکت خط و ابنیه راه‌آهن (تراورس) که به جرم مشارکت در پرداخت رشوه به مبلغ ۶۳۶ هزار یورو و تحصیل مال از طریق نامشروع به مبلغ ۷۰۰ میلیون تومان در جلسه هشتم دادگاه فساد بزرگ مالی محاکمه شد است:

“کار شرکت تراورس نگهداری، نوسازی و بازسازی خطوط ریلی و تولید تراورس بتونی بود. در پنج سالی که من در این شرکت حضور داشتم یک نیرو هم کم نکردیم و همیشه افزایش تولید داشتیم. افتخار دارم که انحصار بازسازی خطوط ریلی را در این مدت شکستم و مناقصه پروژه بندرعباس ـ شیراز را در اوج سلامت به عنوان یک بسیجی به سرانجام رساندم.”
….
پشت صحنه قرارداد امضا شده برای واگذاری پروژه دو طبقه کردن رامسر به نور، آقای «م» بود. آمدند یک تفاهم نامه امضا کردند و به مه آفرید گفتند اگر خط ابنیه را بگیرید این امتیازات را به تو می دهیم. من بچه کربلای پنج بودم. از کجا می دانستم یک روز در دادگاه رسیدگی به فساد مالی حضور می یابم؟

من از خاوری سربلند ترم زیرا امروز در اینجا قرار گرفته و از خودم دفاع می کنم . برادرم از من پرسید که آیا پسرت را به جلسه دادگاه بیاورم و من گفتم بیاور تا ببیند که پدرش لقمه حرام نخورده است.

یا بخشی از سخنان شاپور رهنمای ذکاوت، مديرکل طرح و برنامه و بودجه وزارت راه و ترابري که به جرم اختلاس و دریافت رشوه به 10 سال حبس، 74 ضربه شلاق، انفصال دایم از خدمات دولتی محکوم شد:

“…. من به خاطر اينكه دوستم يعني «ش.ب» فرزند شهيد بود و به خاطر حفظ حرمت خانواده شهدا ابتدا نخواستم او را درگير و گرفتار اين ماجرا كنم. 266 هزار دلاری که در اتومبیل من گذاشتند را به ریاضی كه فوت كرده دادم. از 300 ميليون تومانی هم که گرفتم ابتدا يك منزل در سه راه آذري براي يك خانواده بي‌بضاعت خريدم…”

اجازه بدهید بیش از این ادامه ندهم ، احتمالاً همین مقدار برای درک اصل مطلب کافی باشد. البته اگر در کنار همه این مسائل نامه آقای زیبا کلام به رئیس قوه قضائیه (اینجا : http://www.qudsonline.ir/NSite/FullStory/News/?Id=106895 ) را مطالعه کنید، بهتر اصل حرف مرا متوجه میشوید.
واقعاً اگر دقت کنیم متوجه می شویم که بسیاری از افرادی که در این فساد بزرگ نقش داشته اند چه بسا خدمات بزرگی به کشور انجام داده باشند (در راس آنها آقای خسروی) ، اما آیا این دلیل بر فساد میشود؟

این افراد عموم این خدمات را از طریق فساد ، باند بازی ، مزایده ها و مناقصه های صوری، پارتی بازی و رانت خواری انجام داده اند . یعنی پروژه هایی که قانوناً باید در رقابتی سالم در بین شرکتهای خصوصی پخش میشد به طرز خاصی فقط به عده ای خاص رسیده است. طبیعتاً تمام این پروژه ها منشا خدمت به کشور بوده و هستند. اما آیا میشود به صرف خودی بودن یا هماهنگی فکری داشتن چنین تبعیض و فسادی را پذیرفت؟
نکته جالب تر آن است که این فقط یکی از فساد های افشا شده در کشور ماست و کسی که حداقل آشنایی با کارهای تولیدی و شرکتهای خصوصی داشته باشد متوجه میشود که این فساد ریشه ای بس عمیق تر و مستحکم تر دارد . پروژه های دولتی و ملی عموماً به طور خاص در اختیار طرفداران و همفکران گروه حاکم (به طور خاص قوه مجریه) هستند.
بهتر که نگاه میکنیم انگار آقای احمدی نژاد دچار همان وضعیتی شده که میخواست با آن مبارزه کند.
عبارت نمی گذارند احمدی نژاد کار کند را زیاد شنیده اید. اما روزی نیست که خبری از فساد مالی یا انحرافات فکری (که این نوشتار قصد پرداختن به آن را ندارد) در اطرافیان رئیس جمهور نشنویم … من نمی خواهم رئیس جمهور را متهم کنم که حقاً هم این چنین به نظر نمیرسد اما شیوه مدیریتی ایشان راه را برای اعمال نفوذ و قدرت اطرافیان فاسد ایشان باز کرده است …
همین تفکر که ما صرفاً میخواهیم کار پیش برود (به هر قیمتی) خود منشا فساد است. با این توجیه که فلان شخص یا گروه بهتر میتواند پروژه ها را اداره کند پس نیازی به مزایده و مناقصه نیست و به طور مستقیم پروژه را به او میدهیم …
نتیجه آن همین بدهکاران بزرگ بانکی میشود که هر روز شخص رئیس جمهور اعلام میکند اما نام آنها را به قوه قضائیه اعلام نمی کند. چرا؟ چون این بدهکاران زاییده خود دولت محترم (و ایضاً دولت های قبلی) هستند. دولت ترجیح میدهد با توافق و گفت و گو پول رفته شده از جیب مردم و بیت المال را برگرداند …
ریشه این مشکلات همان باند بازی و گروه بازی اولیه بوده است … برای آشنایی بیشتر با ابعاد این مسئله بهتر است به نام تازه آشنای پدیده شاندیز فکر کنیم.. نامی که در طول چهار سال از هیچ به اوج رسید تا جایی که توانسته یک مجموعه در ابعاد شهر در مشهد و کیش راه اندازی کند (اکثر همایش های دولت در سالن های همین گروه برگزار میشود. به خصوص در کیش)…
واقعاً کدام سرمایه دای از راه حلال و قانونی میتواند در این مدت کم چنین سرمایه ای را جذب کند؟ (البته صرفاً اعلام جرم و اتهام نمیکنم چه اینکه شاید به صورت استثنا بشود .. اما انگار این استثنا هم از همین دست مسائل باشد)

پایان کلام
مهمترین مسئله ای که به اسلام، تشیع ، مذهب ، بسیج و هر چیزی که رنگ و بوی دینی دارد ضربه میزند همین مسائل است … افرادی که با لباس دین و بسیج و غیره دست به فساد های مختلف (مخصوصاً) اقتصادی میزنند …
راه مبارزه با فساد شعار نیست. باید از مجراهای اصلی و قانونی کشور با آن برخورد شود … شکستن قانون غلط نیز عین فساد است . رئیس جمهور محترم در این مدت نشان داده اند که چندان اعتقادی به پیگیری فساد از طریق مجرای قانونی آن (قوه قضائیه) ندارند و ترجیح میدهند افکار عمومی را صرفاً با حرف درگیر این مسائل کنند.
شاید بهتر باشد به بلوغی برسیم تا فردی را انتخاب کنیم که شعار و منش و عمل او اصلاحات اصولی باشد. اصلاح امور و مبارزه با فساد از مجرای صحیح و قانونی آن.. طبیعتاً ضعف های قانونی در همین مسیر شناخته میشوند و قانون اصلاح خواهد شد …
چه بسا از همین مجرا باشد که بتوان بسیجی واقعی را از دروغین شناخت ..

مقام معظم رهبری:

“این فکر غلط باید از ذهنهای دیگران بیرون رود که بسیجی کسی است که مقررات را رعایت نمی‌کند؛ برعکس، آن کسی بسیجی‌تر است که مقررات را بیشتر رعایت می‌کند؛ به خاطر آن‌که این فرد بیشتر از همه برای نظام دل می‌سوزاند و مقررات، لوازم قطعی اداره‌ی درست نظام است.” (6/4/68)

“بسیج سیاسى است، اما سیاست‌زده نیست، سیاسى‌کار نیست، جناحى نیست؛ بسیج مجاهد است، اما بى‌انضباط نیست، افراطى نیست؛ بسیج عمیقاً متدین و متعبد است، اما متحجر نیست، خرافى نیست؛ بسیج بابصیرت است، اما از خود راضى نیست؛ بسیج اهل جذب است – گفته‌ایم جذب حداکثرى – اما اهل تسامح در اصول نیست؛ بسیج غیور است، پاسدار خطوط فاصل است؛ بسیج طرفدار علم است، اما علم‌زده نیست؛ بسیج متخلق به اخلاق اسلامى است، اما ریاکار نیست؛ بسیج در کار آبادکردن دنیاست، اما خود اهل دنیا نیست. این شد یک فرهنگ. فرهنگ بسیجى یعنى آن مجموعه‌ى معرفت‌ها و روش‌ها و منش‌هایى که می‌تواند مجموعه‌هاى عظیمى را در ملت به وجود بیاورد که تضمین‌کننده‌ى حرکت مستقیم و پایدار اسلامى آن ملت باشند. این یک تفکر است؛ در ذهن هم نیست، در خارج و در عینیت وجود دارد.”(6/9/1390)

=====
پ.ن:
مشروح جلسه هشتم و نهم دادگاه فساد بزرگ مالی : http://www.jahannews.com/vdcg339xwak9un4.rpra.html
نقدی بر نامه زیباکلام: http://alef.ir/vdcjhyevauqeoaz.fsfu.html?180797
پاسخ زیبا کلام به نقد نامه اش: http://alef.ir/vdcjhvevvuqeo8z.fsfu.html?181291

توضیح عصر وارثین:

پ.ن. 1
در مورد ارائه فهرست مفسدین اقتصادی توسط دولت شبهه‌ای وجود دارد که نتیجه‌گیری مطلب را نیز تحت تأثیر قرار داده است. مطلب به رسم امانتداری به طور کامل نقل شده، اما ذکر توضیح به منظور اجتناب از ایراد اتهام به دولت ضروری به نظر می‌رسد. در ذیل، برخی از تیترهای اخبار مربوط به فهرست مفدسین اقتصادی به همراه لینک‌های مربوطه ذکر شده است.

فروردین 90 – محمود احمدی‌نژاد
رييس دولت اعلام کرد: اواخر سال 89 يک ليست 250 نفره از مفسدان اقتصادي را که در بخش هاي مختلف اقتصادي و بانکي، دست به اختلاس و سوء استفاده از بيت المال زده اند را تهيه کرده و براي پيگيري در اختيار قوه قضائيه قرار داده است.

22 فروردین 1390 – غلامحسین محسنی اژه‌ای
سخنگوی قوه قضاییه گفت: لیست 250 نفری متهمان به مفاسد اقتصادی که از سوی رئیس جمهوری به قوه قضاییه ارسال شده، برای بررسی و اقدامات قانونی به دادگستری ارجاع شد.

3 مرداد 1390 – محسنی اژه‌ای
دادستان تصریح کرد: بخشی از فهرست 250 ارائه داده شده از سوی رییس جمهور را کسانی تشکیل می دهند که مفسد اقتصادی نیستند، بلکه معوقات بانکی دارند. تعدادی هم می توان گفت که مفسد اقتصادی هستند که پرونده آنها در حال پیگیری است.

03 دی 1391 – آملی لاریجانی
دو سال است دادستانی کل کشور به بانک‌ها نامه زده است و از آنها درخواست کرده تا اسامی بدهکاران بانکی را معرفی کنند، گفت: این اتفاق هنوز هم نیفتاده و هر چند که ما می‌توانیم خود ما براساس اختیارات قانونی‌مان به این موضوع ورود پیدا کرده و آن را بررسی کنیم. رئیس‌جمهور می‌گویند نام 300 نفر که معوقات بانکی دارند در دست ایشان است در حالی که اولین جای که باید به آن نام دارندگان معوقات بانکی داده شود، دستگاه قضایی است.

https://goo.gl/iNfuk
https://goo.gl/sXiHd
https://goo.gl/wAEhM
https://goo.gl/L6v3a

پ.ن.2
در مورد پدیده شاندیز، سند یا منبعی که تأیید کننده فساد مالی در پروژه باشد ارائه نشده است.

، ۲۳ اسفند ۱۳۹۱
در گروه: اجتماعی, اقتصادی, سیاسی

دیدگاه‌ها برای اسلام انحرافی، بسیجی انحرافی بسته هستند :, , , , , more...

جکی چان: آمریکا بیشترین فساد را در دنیا دارد

، ۳۰ دی ۱۳۹۱

بله، این سخن از جکی چان است. جکی چان محبوب من و بسیاری از هم نسلی‌های من. محبوب، چه زمانی که هنوز به هالیوود نرفته بود، و چه زمانی که در هالیوود شیوه‌ی بدیع رزمی ـ کمدی خود را متکامل کرد.

جکی چان نه چهره‌ی سیاسی است و نه برای این حرفش سند و مدرکی دارد. شاخص‌ها و معیارهای «فساد» را نمی‌دانم چه در نظر گرفته، و با اینکه آمریکا را فاسد«ترین» کشور می‌داند، یقینا معیارهای فساد را در همه‌ی کشورهای دنیا نسنجیده است.

این جمله‌ی جکی چان را باید یک واکنش طبیعی در برابر ایراد اتهام ممتد به کشورش (چین) دانست. مجری یک شبکه‌ی تلوزیونی هنگ کنگی به جکی چان می‌گوید: «مردم چین از بسیاری چیزها ناراضی هستند، ولی تو همیشه می‌گویی: ‘چین [کشور] خوبی است.’ حالا بسیاری از مردم شبکه از دست تو ناراحت هستند.»
در پاسخ، جکی چان می‌گوید که با اینکه چین مشکلات بسیاری دارد، از جمله فساد، باید توجه کرد که توسعه‌ی چین در سطح جهانی تازه از حدود دوازده سال قبل آغاز شده است. او ادامه ‌می‌دهد:
«اگر از فساد صحبت می‌کنید، بقیه‌ی دنیا، مثلا همین آمریکا فسادی ندارد؟ … آمریکا فاسدترین [سیستم] را در دنیا دارد.»(1)

ظاهرا قهرمان فیلم‌های رزمی من، عشق به میهنش را خوب می‌داند و وطن فروشی را نیاموخته است.

کاش «وطن فروشی» در میان خیلی از ایرانی‌های خارج از وطن هم قبیح شمرده شود.

 


1- http://blogs.wsj.com/chinarealtime/2013/01/18/why-did-jackie-chan-body-slam-america/

، ۳۰ دی ۱۳۹۱
در گروه: اجتماعی

۲ Comments :, , , more...