Tag: عربستان سعودی

روزی که منطق عادل الجبیر، جواد ظریف را شکست داد

، ۳۰ دی ۱۳۹۴

عادل الجبیر، وزیر امور خارجه عربستان سعودی

عادل الجبیر، وزیر امور خارجه عربستان سعودی

چندی قبل دکتر جواد ظریف یادداشتی در نیویورک تایمز منتشر کرد با عنوان «افراط گرایی بی‌پروای عربستان سعودی» و در آن به توصیف سیاست‌های خصمانه عربستان علیه ایران و حمایت آن کشور از تروریست‌های داعش پرداخته بود.(۱)

در پاسخ به آن یادداشت، عادل الجبیر وزیر امور خارجه‌ی سعودی‌ها، یادداشتی در همان نشریه منتشر کرده است با عنوان: «آیا ایران می‌تواند تغییر کند؟» و در آن با اشاره به حوادث تروریستی از سال ۱۹۷۹ که ایران متهم به ارتکاب به آنهاست، صدور انقلاب را موجب این حوادث دانسته و احتمال تغییر ایران با توجه به خط مشی و قانون اساسی فعلی را بعید دانسته است. (۲)

شاید ایرانی‌ها و گروهی از سیاستمداران دنیا، بخش‌های بسیاری از نوشته‌ی الجبیر را قبول نداشته باشند، یا حتا بیان آن توسط یکی از سردمداران حکومتی چون حکومت عربستان سعودی را مضحک بیابند؛ در عین حال در نوشته‌ی الجبیر منطقی وجود دارد، که نباید از چشم مخالفان و منتقدان حکومت عربستان ـ به ویژه در ایران ـ دور بماند؛ الجبیر می‌نویسد:

«ما (عربستان سعودی) کشوری نیستیم که به عنوان حامی تروریسم (در فهرست وزارت خارجه‌ی آمریکا) ثبت شده باشد؛ اما ایران هست. ما ملتی نیستیم که به خاطر حمایت از تروریسم، تحت تحریم‌های بین المللی باشیم؛ اما ایران هست. ما ملتی نیستیم که مسوولانش در فهرست تروریست‌ها ثبت شده باشند، ایران هست.»

در شرایطی که دولت ایران و آقای ظریف به زمین بازی آمریکا/غرب (به اصطلاح بین الملل) وارد شده است و با قواعد آنها بازی می‌کند، منطق الجبیر سعودی صحیح به نظر می‌رسد.

ایران و مسوولانش در انواع و اقسام فهرست‌های تروریسم و حمایت از تروریسم غرب وجود دارند، و عربستان در آن فهرست‌ها نیست. بنا بر این چه کسی بد است و چه کسی خوب است؟

پس اگر آقای ظریف بخواهد در همین زمین بماند و بر اساس همین قوانین بازی کند، حرکت بعدیش چیست؟ طبیعتا باید از فهرست‌های تروریسم غرب خارج شد. در این شرایط، بهانه‌ای موجه برای عربستان – و رقیبانی مانند عربستان – باقی نخواهد ماند.

و حالا باید به این پرسش پاسخ داد که خروج از فهرست‌های تروریسم غربی چگونه ممکن است؟ مشخصا قطع حمایت از فلسطین در صدر آنهاست. قطع حمایت از حزب الله لبنان و اعلام آنها به عنوان یک گروه تروریستی نیز بی‌شک قدم دوم است. سقوط سوریه به دست داعشیان و تشکیل حکومتی بدتر از عربستان سعودی در سوریه و نیمی از عراق نیز قدم بعدی خواهد بود. تحویل مسوولان سیاسی و نظامی و امنیتی به غرب برای حضور در مقابل دادگاه به جرم راهبری عملیات تروریستی نیز در ادامه‌ی راه خواهد آمد. میلیون‌ها و میلیاردها دلار خسارت قربانیان عملیات تروریستی در سراسر جهان از ایران طلبیده خواهد شد و باید پرداخت شود (به ویژه در مورد ماجرای بمبگذاری مرکز یهودیان در آرژانتین). در مورد بحرین و یمن، قضیه سخت‌تر و پیچیده‌تر می‌شود. ایران در عین اینکه در هیچکدام از این کشورها دخالت نظامی ندارد، باید از کار نکرده دست بر دارد و از اقدام مجدد به کاری که نکرده است پرهیز کند!

وقتی ایران تمامی این کارها را کرد، آنگاه از فهرست‌های تروریستی خارج می‌شود و دکتر ظریف می‌تواند با دست پر در صحنه‌ی بازی وارد شود.

البته الجبیر در آن زمان خواهد نوشت که عربستان رئیس شورای حقوق بشر سازمان بین الملل است در حالی که ایران در اکثر قریب به اتفاق فهرست‌های کشورهای ناقض حقوق بشر حضور دارد. و بعد ایران باید برای خروج از آن فهرست‌ها به تکاپور بیفتد، روز از نو و روزی از نو.

مشروبخواری بود که می‌گفت عجب اشتباهی مرتکب شدیم (مودبانه شده) انقلاب کردیم؛ درود به صداقتش که گفته اند: مستی و راستی!


منابع:

(۱)
Saudi Arabia’s Reckless Extremism http://nyti.ms/1T3VOv8
ترجمه: افراط گرایی بی‌پروای عربستان سعودی http://bit.ly/1RSJWNw

(۲)
Can Iran Change? http://nyti.ms/1RSJrTL

یادداشت وزیر خارجه عربستان در نیویورک تایمز: ما در خط مقدم مبارزه با تروریسم هستیم/با ایران مقابله می‌کنیم/ایران به دنبال صدور انقلاب خود است
🔹عادل الجبیر در یادداشتی که در واقع پاسخی به یادداشت اخیر وزیر خارجه ایران در روزنامه نیویورک تایمز است، در همین روزنامه نوشت: جهان برای دیدن نشانه‌هایی از تغییر نظاره‌گر ایران است و امیدوار است که از یک کشور سرکش انقلابی به یک عضو قابل احترام جامعه بین‌الملل تبدیل شود.
🔹ایران به جای مقابله با انزوای خودساخته، به دنبال گسترش سیاست‌های خطرناک قومیتی و توسعه‌طلبانه و همچنین حمایت از تروریسم از طریق اتهام‌زنی‌های بی‌اساس به پادشاهی سعودی است.
🔹درک چرایی تعهد عربستان سعودی و متحدانش به مقابله با توسعه‌طلبی ایران و پاسخ قدرتمندانه به تجاوزگری‌های ایران، حائز اهمیت است.
🔹در ظاهر به نظر می‌رسد که ایران تغییر کرده است. در عمل هم بخش زیادی از مردم این کشور به دنبال فضای باز و روابط بهتر با همسایگان هستند، اما دولت این کشور این را نمی‌خواهد.
🔹رفتار ایران از زمان انقلاب ۱۹۷۹ همواره ثابت بوده است. در قانون اساسی این کشور صدور انقلاب به عنوان یک هدف ترسیم شده است.
🔹وزیر خارجه عربستان در ادامه ایران را به حمایت از تروریسم متهم کرده و بار دیگر ادعای دست داشتن ایران در حوادثی چون انفجار پایگاه نیروی دریایی آمریکا در لبنان، برج‌های خبر و حادثه میکونوس را مطرح کرده است.
🔹جبیر همچنین ایران را به حمله به اماکن دیپلماتیک و تلاش برای ترور دیپلمات‌ها متهم کرده است.
🔹وی با متهم کردن ایران به تلاش برای رسیدن به هژمونی منطقه‌ای، «متخاصم‌ترین بازیگر» منطقه توصیف کرده است.
🔹وزیر خارجه عربستان ایران را به دروغگویی در مورد تفکرات وهابیت متهم کرده و گفته است که ریاض تفکرات افراطی را اشاعه نمی‌دهد. او برای این منظور واشنگتن را شاهد خود قرار داده و گفته است که ریاض در لیست حامیان تروریسم واشنگتن نیست، اما ایران هست.
🔹جبیر نوشته است که «عربستان قربانی ترور» و «در خط مقدم مبارزه با تروریسم» است!
🔹وی در پایان نوشته است که ریاض خواستار تغییر و تحول در سیاست خارجی ایران است.
ترجمه مقاله‌ی الجبیر از کانال https://telegram.me/FarsNewsInt

، ۳۰ دی ۱۳۹۴
در گروه: سیاسی

۱ Comment :, , , more...

روحیه «خودسری»، میراثدار انقلاب اسلامی

، ۱۴ دی ۱۳۹۴

الف) «خودسر» واژه ای است که اصحاب رسانه و سیاست برای وصف دسته ای از افراد (عمدتا با گرایش ها و علایق حزب اللهی) استفاده می کنند. واژه «خودسر» در فرهنگ لغات معادل صفاتی چون گستاخ، خود رأی و متهور قرار داده شده است. البته آنچه بیشتر مورد نظر اصحاب رسانه و سیاست است معنی ضمنی منفی است که بر این افراد بار می شود: افرادی کله شق و متمرد که بدون هماهنگی با «مسئولین امر» و خارج از «چهارچوب های رسمی» دست به اقداماتی عمدتا خشونت بار می زنند.

ب) دولت و دولت ورزی با منفعت طلبی (فارغ از ارزش گذاری) گره خورده است. دولتمردان وظیفه خود را نه رسیدن به ایده آل ها بلکه تامین مصلحت های روزمره مردم می دانند. در این میان هیچ تفاوتی میان گروه ها و احزاب مختلف نیست فلذا چه خاتمی باشد یا هاشمی یا احمدی نژاد یا روحانی، دولت مردان به دنبال اثبات کارآمدی خود و تامین نیازهای روزانه مردم هستند.

ج) اساس حرکت و انقلاب اسلامی مردم ایران بر مبنای نفی نظام حاکم بر دنیای سیاست جهان مدرن شکل گرفت: نفی هم زمان ایدئولوژی دموکراسی غرب و سوسیالیزم شرق، نفی نظام شاهنشاهی استبدادی، تاکید بر حاکمیت الله و شرع اسلام بر مناسبات مردم و….

برای چیرگی بر تمامی این امور پذیرفته شده و «نُرم» بین المللی نه می شد با «مسئولین امر» حاکم بر امور جهانی هماهنگ شد و نه امکان داشت در داخل «چهارچوب های رسمی» ایدئولوژی ها و ساختارهای پذیرفته شده سیاسی جهان امروز کاری از پیش برد. ذات انقلاب اسلامی در سرکشی بر علیه عرف بین الملل و شکستن ساختارهای جهانی شکل گرفت.

د) فلذاست که باید گفت اساس حرکت انقلاب اسلامی در رابطه با نظام جهانی عملی «خودسرانه» بود. خودسرانه به این معنا که سربازان و مجاهدانی که بار اصلی انقلاب و سپس دفاع مقدس را بر دوش کشیدند هیچ کدام مزدور و بله قربان گوی کسی نبودند. هیچ کدام حقوق بگیر نهاد و سازمانی نبودند که بخواهند از ایشان دستور بگیرند. اتصال مرید و مرادی آنها با مکتبی ساختار شکن به نام قیام امام حسین (ع) شکل گرفته بود و بیعت ایشان نیز با مجتهد مهذب و آگاهی که این حرکت را فرماندهی می کرد.

هـ) همان گونه که حفظ تمامیت ارضی و شرف و ناموس مملکت در طول ۸ سال دفاع مقدس مرهون خون افرادی بود که بدون توجه به منافع دنیوی وارد عرصه شدند، دفع خطر داعش در عراق و سوریه نیز مدیون حضور «خودسرانه» همان نیروها و فرزندان ایشان است. همان گونه که تجربه دفاع مقدس و حوادث اخیر در سوریه و عراق نشان داد «مسئولین امر» نه در این راه قدم می‌گذارند و نه اصول «چهارچوب‌های رسمی» جهان اجازه می‌دهد چنین کنند؛ نیروهای «خودسر» در این جبهه تنها هستند. در نتیجه بایستی پذیرفت حفظ انقلاب مشروط به حضور و حفظ حیات این گونه خودسری است. خودسری به معنای اقدام غیرتمندانه در مواجهه با حوادث و گوش ندادن به تفکر مزدورانه دولتی. خودسری به معنای بیعت مستقیم با پرچم دار حرکت و نفی مصلحت سنجی های مزورانه صاحبان منافع دنیوی.

و) غرب رکن چهارم دموکراسی را مطبوعات آزاد قرار داده است. مطبوعات به نمایندگی از وجدان مردم و کسانی که حقوق بگیر (مزدور) دولت نیستند بایستی به صورت مداوم عملکرد مسئولین را رصد کنند تا مبادا ایشان در مواجهه با وسوسه های صاحبان زر و زور دست از آرمان های دموکراسی بردارند.

نیروهای خودسر نیز از این جهت که مزدور نیستند بایستی در صحنه انقلاب حفظ شوند. کسانی که بر خلاف مدیران از نفت دولتی ارتزاق نمی کنند و دغدغه حفظ صندلی و میز آنها را به سوی ذبح اصول انقلاب در قدمگاه آمریکا نمی کشاند. رکن چهارم مردم سالاری انقلابی حضور و بقای هوشمندانه همین نیروهایی هستند که ایشان را اغیار «خودسر» می‌نامند.

ز) بسیار طبیعی است وقتی دولت و دولتمردان خیل عظیمی را با مواجب کنترل می‌کنند از حضور نیروهایی که نه از ایشان حقوق می گیرند و نه گوش به فرمان ایشان هستند عصبی و خشم آلود شوند. به کار بردن لفظ «خودسر» با آن بار معنایی منفی نیز به همین دلیل است. آرزوی هر دولتی این است که مردم با فرمان سازمان تبلیغات اسلامی به خیابان بیایند و بر اساس شعارهای دیکته شده از سازمان مشت‌های خود را گره کنند و در هنگام مقتضی نیز با دستور مسئولین مربوطه شعار «مرگ بر آمریکا» ایشان تبدیل به «آمریکا خوش آمدی» بشود.

ح) و اندکی برای دوستان عزیز و غیرتمند «خودسر»: در عین حفظ استقلال مالی و فکری خود بایستی دقت کرد در دام نیفتاد. خودسری همراه با اطاعت از ولی و کیاست منجر به پیروزی می‌شود. در حال حاضر تنها نیروی مستقل داخلی که پشت حضرت آقا در مقابل غش دولت در آغوش آمریکا و «مسئولین امر» در ساختار نظم نوین جهانی مقاومت می‌کند همین شما هستید. مبادا با افتادن در بازی سفارت بهانه ایشان برای سرکوب بیشتر خودتان را تقویت کنید. میدان مبارزه اصلی ما با عربستان و دوستان داخلی اش در سوریه و عراق است نه در تهران و مشهد! میدان مبارزه اصلی ما جهاد علمی و رسانه‌ای است نه انداختن چهارتا سنگ به شیشه‌ی سفارت.

حفظ این روحیه «خودسری» و عدم وابستگی به شرق و غرب و دولت و میز و صندلی نیازمند روحیه ای است که حفظ آن جهاد اکبر می طلبد. اللهم ارزقنا…

تجمع «نیروهای خودسر غیر مردمی!» در مقابل کنسولی عربستان در مشهد در اعتراض به اعدام شیخ نمر

تجمع «نیروهای خودسر غیر مردمی!» در مقابل کنسولی عربستان در مشهد در اعتراض به اعدام شیخ نمر


پی‌نوشت

ذیل این مطلبی که چند روز پیش نوشتم و در گوگل پلاس منتشر شد (اینجا و اینجا)  نظراتی نوشته شده که نشان می دهد مطلب خوب فهمیده نشده است. با عرض پوزش توضیحاتی خدمتتان می فرستم:

۱-  اگر کسی وقت و حوصله خواندن با دقت مطالب را ندارند می تواند از آنها عبور کرده و بدون اظهار نظر سکوت کند. این سکوت مسلم بهتر از اظهار نظر شتابزده است.

۲- در جای جای آن مطلب و به خصوص در بند آخر آن مخالفت بنده با آتش زدن و اشغال سفارت عربستان در تهران و کاردار آن کشور در مشهد مشخص و واضح است.

۳- توضیحاتی که در مورد لزوم هوشیاری و پایبندی افراد به امر ولی فقیه در متن آورده بودم به وضوح نشان می دهد بنده با بی قانونی و شعبان بی مخ بازی مخالفم. لزوم تبعیت از ولی فقیه در متن واضح است.

۴- وقتی نویسنده  واژه ای را داخل گیومه (یا علامت نقل قول) قرار می دهند می خواهد به خواننده نشان دهد که الف) معنای رایج آن واژه را قبول ندارد و معنایی جدید برای آن متصور است و این واژه را به نقل از ادبیات رایج به کار می برد چون معادلی برای آن وجود ندارد یا ب) قصد تاکید بر روی آن واژه را دارد. بنده  واژه خودسر را به دلیل اول داخل گیومه قرار دادم تا خواننده آگاه متوجه این معنا بشود.

۵- معنای صحیح «خودسر» را در رابطه میان انقلاب اسلامی با نظم نوین جهانی توضیح داده ام.

۶- حضرت امام خمینی (ره) در بند میم وصیت نامه خود با هوشیاری جلوی استبداد دولتی و انسداد فکری را می گیرند. ایشان با هوش سیاسی خود و درک تاریخی شان از حوادث جهان اسلام می دانستند وقتی پول با قدرت جمع شود بزرگان را هم زمین می زند فلذا بایستی در کنار تمامی دستگاه های نظارتی، نیرویی بیرونی، تک تک آحاد مردم نیز  ناظر بر عملکرد دولت و دستگاه ها باشد تا اگر خاطی و ناظر با یکدیگر تبانی کردند و قصد داشتند مصلحت اسلام را پای منافع حزبی و حفظ قدرتشان ذبح کنند، مردم بر علیه ایشان قیام کنند. هدفم از اشاره به جایگاه رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسی در غرب و مقایسه آن با نیروهای «خودسر» همین بود.

۷- بنده اگر چه به روش برخورد اخیر این نیروهای غیرتمند انتقاد جدی دارم، اما در عین حال حذف این باقی مانده وجدان های غیور را سرآغاز خلیفه سازی نظام ج.ا. می بینم. همان گونه که در دنیای اهل تسنن به مرور اطاعت از خلیفه جانشین اطاعت از خداوند شد و علمای درباری و مواجب بگیر دولت حکم به اطاعت بدون چون و چرا از اوامر خلیفه را دادند، به همان روش اگر وجدان شیعی در بطن مردم زنده نماند و منبرها و حوزه های علمیه ما استقلال مالی و فکری خود را از دولت حفظ نکنند،  نظام ج.ا. هم به سرعت استحاله می شود و بعد چند دهه تبدیل به خلافت عثمانی دومی خواهد شد.

۸- دایره این انتقادات حتی جایگاه شخص ولی فقیه را هم شامل می شود. اگر ما بتوانیم (و بایستی بتوانیم) از نفوذ دشمن و سو استفاده احتمالی عوامل آن جلوگیری کنیم، بایستی انتقادات خود حتی از شخص ولی فقیه را برای بهبود اوضاع به گوش او برسانیم. اگر نیروهای غیور حزب اللهی این وظیفه مهم را انجام ندهند، کار به دست سبزهای کودتاچی و منافقین غرب پرست و آمریکا پرستان مال دوست می افتد.

۹- متاسفانه ما هنوز نتوانسته ایم میان «انتقاد صریح و بعضا تلخ» و «دشمنی» تفاوت قائل شویم. گاه بدترین دشمنی ها با تملق گویی و چاپلوسی و تعریف و تمجید همراه است و عزیزترین دلسوزی ها لحنی گزنده و تلخ دارد. بایستی یاد بگیریم و تمرین کنیم شنیدن سخن تلخ از دوستان نظام بر تملق و چاپلوسی شنیدن از کاسه لیسان بیت المال و مواجب بگیران دولتی (که به طرفه العینی پوست اندازی می کنند و در بزنگاه ها نوکری انگلیس و آمریکا را برمی گزینند) ارجحیت دارد.

۱۰- قدر و ارزش آن جوان هیجان زده و غیرتمند که حاضر است برای آرمان اسلامی اش باتوم بخورد و از دیوار سفارت بالا برود (هر چند این کارش غلط باشد) صد برابر آن مسئول کت و شلواری است که «قانون مندانه» در فلان اداره حقوق می گیرد و منتظر گرفتن ویزای مهاجرت خود و خانواده اش لحظه شماری می کند. همان کسی که اتفاقا در تمامی راه پیمایی ها و نماز جمعه های تشریفاتی و بی خاصیت شرکت «پر شور» دارد تا به جناب رئیسش (که منافقی مثل خودش هست) حضورش در «عرصه های انقلاب» را ثابت کند.

نکته پایانی:

مواظب باشید به اسم برخورد با «خودسرها» ریشه انقلابی گری و پویایی و غیرت را نسوزانند. امروز در تظاهرات جلوی سفارت عربستان در شهر اتاوا، در جمعیت حدودا ۴۰۰ نفری به تعداد انگشتان یک دست هم ایرانی ندیدم! از قدیمی ها شنیده بودم روزگاری در این شهر برای روز قدس ایرانی ها علمدار بودند و همین تعداد ایرانی از شهرهای دیگر با اتوبوس می آمدند، اما امروز هر چقدر گشتم چیزی پیدا نکردم. در جواب یکی دو نفری که پرسیدند ایرانی ها کجایند می گفتم: انقلاب همه اش را صادر کردیم! (یا بهتر است بگویم ریشه اش را کندیم و صادرش کردیم)

، ۱۴ دی ۱۳۹۴
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, , , more...

شاهد عینی تولد نظام پترودولار

، ۰۹ شهریور ۱۳۹۳

“پترودولار به زبان ساده یعنی قیمت گذاری صادرات نفت بر اساس دلار. نفت لزوما نباید بر اساس دلار قیمت گذاری شود. نفت صادراتی می‌تواند بر اساس یورو، ین ژاپن، فرانک سوئیس، طلا، و خیلی چیزهای دیگر قیمت گذاری شود، ولی در واقعیت، کل بازار جهانی نفت بر اساس دلار قیمتگذاری می‌شود.

راستش من از نزدیک شاهد تولد نظام پترودولار بودم. اولین حضور رسمی من در کاخ سفید در سال 1974 بود، یک گروه کوچک پنج نفره بودیم که با هلمت سانوفیلد، مشاور قایم مقام امنیت ملی وقت، دیدار کردیم (او نفر دوم بعد از هنری کسینجر بود). در ابتدای دهه‌ی هفتاد، قیمت نفت حدود 2 دلار در هر بشکه بود؛ در پایان دهه‌ی هفتاد، نفت حدود 12 دلار در هر بشکه شد [به بحران نفت 1973 به دلیل مساله‌ی اعراب و فلسطین اشاره نمی‌کند!]؛ این یک شوک نفتی بود، قیمت نفت به طور سرسام آوری بالا می‌رفت و از کنترل خارج شده بود، صف‌های طویلی در پمپ بنزین‌ها بود… نسلی از آمریکایی‌ها آن روزگار را به خوبی به یاد می‌آورند.

ما در کاخ سفید بحث می‌کردیم که در مورد این شرایط باید چه کار کنیم و یکی از پیشنهادهایی که ما در موردش بحث کردیم این بود که ارتش آمریکا، عربستان سعودی را اشغال کند، ما میدان‌های نفتی را محفوظ کنیم و دور آنها محدوده‌ی نظامی ایجاد کنیم، نفت را استخراج کنیم و با قیمت منصفانه‌ای (منصفانه برای ما) بفروشیم. البته ما پول نفت را به عربستان می‌دادیم. ما نمی‌خواستیم پول آنها را بدزدیم! نمی‌خواستیم نفت آنها را بدزدیم! فقط می‌خواستیم قیمت را تعیین کنیم. خوشبختانه آن نقشه عملی نشد ولی این نشان می‌دهد که چه استیصالی در آن زمان وجود داشت.

ولی پس چه اتفاقی افتاد؟ چرا ما به عربستان سعودی حمله نکردیم؟ پاسخ این است که [هنری] کسینجر و سعودی‌ها به یک توافق دست یافتند. سعودی‌ها گفتند که باشه! ما نفت را بر اساس دلار قیمتگذاری می‌کنیم. به این ترتیب نقش دلار به عنوان مرجع اصلی معاملات نفتی جا افتاد. در عوض، ما موافقت کردیم که بقای تاج و تخت خاندان سعودی را از طریق تقویت امنیت ملی آنها، تضمین کنیم. در آن زمان عربستان ارتش ضعیفی داشت و همسایگان بدی که دشمنش بودند، مثل ایران و دیگر کشورها…”

ــ جیم ریکاردز
مشاور تهدیدات اقتصادی و جنگ نامتقارن سیا و پنتاگون

Jim Rickards, Financial Threat and Asymmetric Warfare Advisor for both the Pentagon and CIA


منبع

اظلاعات بیشتر در مورد پترودولار:
http://en.wikipedia.org/wiki/Petrodollar
http://en.wikipedia.org/wiki/Petrocurrency

، ۰۹ شهریور ۱۳۹۳
در گروه: اقتصادی, تاریخ, سیاسی

Leave a Comment :, , more...