Tag: عدالت

مرز مصلحت؟

، ۱۹ مرداد ۱۳۹۲

از مضرات ضعیف و مقتدر نبودن قوه قضائیه همین بس ، یک نفری  که از نظر رسانه ای پاش در خیلی فسادها گیره بعد از مدت طولانی از خوابیدن گند رسانه ای همون قائله ، معرفی میشه برای یک شغل جدید توسط دوستان شفیقش و اونهایی که لاپوشانی کرده بودند .

از طرف دیگه کسانی که از گند کاری اون طرف اطلاع دارند و یا هنوز یادشون نرفته مجبور میشن با تمام قدرت زور بزنن که بهانه های دیگه اون شخص اون مسئولیت رو دست نگیره .
اسمش هم به راحتی میشه مصلحت …
چون قوه قضائیه اونقدر قوی نبوده که به فساد یک گروه قدرتمند رسیدگی کنه تا یا افراد مظنون به فساد در اون قضیه محکوم بشوند و یا تبرئه تا قال قضیه کنده بشود .
بلکه دعوایی میماند بین طرفداران و مخالفین اون فرد و جریان و تلاشی عبث برای اثبات گناهکار بودن یا نبودن.

statoil

======
پ.ن : مثال های زیادی داره. قضیه 18 تیر، فتنه 88
اما اونی که اینجا مد نظر من بود وزیر پیشنهادی نفت و قضیه استات اویل هست …
مسئله دیگه وزیر پیشنهادی علوم و نقشی که در قائله 18 تیر و فتنه 88 ازش حرف زده میشه …
درخواست محاکمه عادلانه واقعاً ناحق نیست چون هم موافقین و هم مخالفین حق دارند بدونند مقصیرن چه کسانی هستند.
مطلب اونقدر جدیه که خیانت به کشور هم ممکنه محسوب بشه اما اسامی درگیر در این قضیه و ضعف قوه قضائیه باعث شده به خاطر یک سری مصالح رسیدگی نکنن.
مصالحی که متاسفانه بیشتر به ضرر ملت تموم شده تا نفعشون .
پ.ن 2 : این پست اتهام زنی به آقای زنگنه و مهدی هاشمی نبود، بلکه یادآوری حرفهایی بود که حتی در رسانه های خارجی بر سر حقوق ملت زده میشه و کسی نیست بالاخره این مسئله رو شفاف کنه و بیگناهان رو تبرئه

 

لینک در گوگل پلاس : https://plus.google.com/u/0/102181544132855163516/posts/dDcDWvMT3BR

، ۱۹ مرداد ۱۳۹۲
در گروه: اجتماعی, سیاسی

Leave a Comment :, , , , , , , , , , , more...

حامیان احمدی‌نژاد از قشر نومتوسط روستازاده

، ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۲

مقدمه
پیشتر خانم +بهاره آروین مطلبی با عنوان “لشکر یارانه‌ای احمدی‌نژاد” به نقل از رادیو زمانه منتشر کرد، که بحث زیادی برانگیخت. چون مقاله رادیو زمانه منبع مشخص نداشت، و با تصورات قشر متوسط تضاد جدی داشت، بعضی تصور کردند که مصاحبه‌ها فرضی بوده است.
مطلب زیر، مکالمه شخصی بنده با یک فروشنده میدان تره‌بار شهرداری تهران در یکی از محلات شمال غرب تهران است. فروشنده مزبور – مانند اکثر فروشنده‌های میادین شهرداری – شهرستانی بود. پیشتر بارها سخنان مشابهی رو از راننده تاکسی، مسافرکش موتوری و دیگران شنیده بودم؛ اما این مکالمه، حاوی اطلاعات دست اولی از تفکرات و استدلال‌های حامیان عوام احمدی‌نژاد است.

مکالمه با فروشنده شهرستانی تره بار
* آقای مشتری: نامفهوم (در حال پرداخت پول)
* فروشنده: حالا بذار رئیس جمهور بعدی بیاد، می‌بینی که یارانه‌ها رو قطع می‌کنه.

– من: یعنی هنوز کسی هست که از احمدی‌نژاد طرفداری کنه؟ [خدایا منو ببخش :دی]
* ف: خداییش خیلی کار کرد، زحمت کشید، دست خیلی‌ها رو هم قطع کرد. به خدا اگه دوباره هم کاندید بشه، بهش رأی می‌دم.

– یارانه‌ها که واسه شما چیزی نمی‌شه.
* چرا چیزی نمی‌شه؟

– درآمدی که شما دارین، قابل مقایسه با پول یارانه‌ها نیست. لابد خانواده پرجمعیتی دارین؟
* شاید برای شما چیزی نمی‌شه؛ ولی واسه خیلی‌ها مهمه. ما اینجا ماهی 2 میلیون باید اجاره بدیم. کلی هم عائله داریم.

– خب هر چی هم قیمت خرید بره بالا، شما هم قیمت فروشتون بالا میره.
* نه آقا! ما هم فروشمون کم می‌شه. اونا تاجرای بازاری هستن که براشون هیچ فرقی نداره.

– باز شما قیمت فروش‌تون بالا می‌ره. ما که حقوق‌مون ثابته.
* آره خب، بیچاره اونا که حقوق ثابت دارن.

– زمان احمدی‌نژاد اقتصاد به گند کشیده شد.
* اینا همش تقصیر خودشونه، نمی‌خوان بذارن کار بکنه. دست همشون رو بریده.

– دست کیو بریده؟ این همه اختلاس تو دوره‌اش شد.
* آقا شما می‌دونی تو همین مجلس، همه از تأمین اجتماعی سهم داشتن؟ عضو هیأت مدیره بودن، حقوق 3 میلیونی می‌گرفتن؟ احمدی‌نژاد دست همه‌اشون رو قطع کرد. برای همین باش بدن. همشون تو شرکت‌های دولتی بودن.

– از اون لحاظ که دست همشون تو یه کاسه است. احمدی‌نژاد هم یه سری دیگه رو آورد.
* نخیر آقا. یادت هست اون اولش، تا شیش ماه نذاشتن وزیر نفت تعیین کنه؟ به خاطر این بود که همه پروژه‌های نفتی دست پسر ……. بود. نمی‌خواستن از دستشون خارج بشه. …….. بوووووووووووووووووق …..

– این همه گرونی شد، همه روستاها رو خراب کرد. اینا چیزی نیست؟
* نه آقا، بیخود می‌گن. تو روستاها الان وضع همه توپه، هر کسی حداقلش یه نیسان داره.

– پس این همه می‌گن کشاورزی مملکت رو به گند کشید، اینا چیه؟
* اگر وضع کشاورزی بد شده، پس از کجا وضع‌شون خوب شده؟ خب بهشون رسیدن دیگه. بیا بریم روستای خودمون نشونت بدم. همه روستاها آباد شدن.

[خانمی امروزی پس از خرید از غرفه میوه، در حال گذر است. نمی‌دانم مکالمه ما رو شنیده، یا از ظاهر اجتماعی فروشنده حدس زده حامی احمدی‌نژاد است]
* خانم عابر به فروشنده: با این رئیس جمهورتون که مملکت رو به این روز انداخت.
* فروشنده: مگه رئیس جمهور شما نیست؟
* خانم: نه دیگه، شماها آوردین‌ش اون بالا. [خانمه انگار که بوی بدی شنیده، کله‌اش را تکان می‌دهد و در همان مسیر خودش می‌رود]

* من: از کجا می‌دونست احمدی‌نژادی هستی؟
* ف: نمی‌دونم. لابد ذهن منو خونده.

– ما که می‌بینیم می‌گن همه باش دشمنن، همه از وضع مملکت شاکین. شما چطور حامی‌ش هستی هنوز؟
* هر کسی خب نظر خودش رو داره دیگه؛ ما هم نظرمون اینه.

– تو این انتخابات به کی رأی می‌دی؟
* نمی‌دونم، باید ببینم کی میاد، تا ببینم به کی رأی بدم. کسی که یارانه‌ها رو قطع نکنه، دست دزدا رو قطع کنه.

– الان که همه کاندیداها معلومن. قالیباف، لاریجانی، مشایی، کی؟
* [سری تکان می‌دهد و با تردید می‌گوید] قالیباف که خداییش تو تهران بد کار نکرده.

– مشایی چطور؟
* باید ببینم چه گروهی پشت سرشه، چی کار می‌خواد بکنه. خودت به کی رأی می‌دی؟

– من هنوز نمی‌دونم.
* همه غر می‌زنن. من خودم از کارم راضی نیستم، شما هم نیستی، بقیه هم همین طور. مهم اینه که کی درست کار می‌کنه.

– حساب ما چند شد؟
– محض اطلاعت، من خودم هم به احمدی‌نژاد رأی دادم.

می‌خندد، حساب می‌کنم و به سمت خانه برمی‌گردم.

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

در مسیر از جلوی دانشگاه آزاد واحد ……… عبور می‌کنم. بیش از هزار – هزار و پانصد ماشین پاژیرو، زانتیا، یاریس، 206 و پراید در اطراف و وسط خیابان پارک کرده تا امیدهای قشر متوسط و مرفه جامعه با خیال راحت در دانشگاه تحصیل کنند! رانندگان 18 تا 25 ساله، از ماشین‌ها سوار و پیاده می‌شوند؛ با دوست دخترها و دست پسرهایشان صحبت می‌کنند. دخترا بی‌حجاب و چادری و …….
سیاوش می‌خواند : می‌رم از شهر تو با یه کوله بار از خاطره؛ و من با خودم فکر می‌کنم اینها سال 88 به کی رأی دادن؟ آیا اگر منابع کشور به نفع حاشیه‌نشین‌ها جریان پیدا کند، چقدر به “ممه‌ای که لولو برد” زاهدند؟ اگر منافع کشور برای استقلال کشور هزینه شود، چقدر اهل تحمل‌ند؟ چقدر برای رأی فروشنده روستایی‌زاده ارزش قائل‌ند؟  ….
در همین افکار، به نزدیک خانه می‌رسم؛ شقایق‌ها و گل زردهای خودرو کنار دیوار و گوشه خرابه‌ها را می‌بینم و سیاوش می‌خواند : رفتی و آدمکا رو جا گذاشتی؛ راست می‌گوید. با خودم عهد کرد‌ه‌ام هر چقدر هم جزو قشر متوسط باشم، دغدغه‌های شهرستانی خودم را حفظ کنم و دغدغه‌های آدمکا را برای خودشان بگذارم. #اومانیسم_روستایی بیشتر به من حال می‌دهد؛ منی که شقایق خودرو می‌پسندم!

نتیجه گیری

1- احمدی‌نژاد بر خلاف توهم تکثیر شده توسط احزاب و اشراف، هنوز پایگاه بسیار زیادی بین مردم قشر ضعیف و نیز قشر متوسط برخواسته از حاشیه داره. کلا این جنگ فقر و غنا که خمینی مطرح کرد، محتوای زیادی برای بحث داره. زمانی یک راننده تاکسی سرویس با افتخار در مورد حمید رسایی صحبت می‌کرد، می‌گفت “این آخونده با جرأت تو مجلس گفته که چرا پرونده‌های پسر ……. مطرح نمی‌شه؛ کلی حرف‌های دیگه هم زده.” [خدا منو ببخشه، برای اون هم ژست مخالف گرفتم 🙂 ]

2- استدلال‌های مطرح شده توسط قشر ضعیف و مستضعف، گداصفتانه نیست. آنها اوضاع سیاسی را به دقت رصد می‌کنند، و از عضویت افراد در هیأت مدیره‌ها، قراردادهای نفتی، تحصیل آقازاده‌ها در اروپا و سایر موارد باخبرند. با سختی‌های ناشی از سیاست خارجه مشکلی ندارند، از مانور تجمل مسؤولین دل‌شان به درد می‌آید. به رغم همه تبعیض‌ها، دانسته از نظام حمایت می‌کنند؛ و البته به امثال احمدی‌نژاد برای پالایش کشور دل بسته اند.

3- آنها یارانه را به عنوان صدقه نمی‌بینند، بلکه به عنوان بخشی از عدالت احمدی‌نژاد می‌بینند. آنها می‌دانند که منابع کشور سال‌ها خرج رفاه و ثروت دیگرانی شده، و حال سهم‌ها اندکی عادلانه‌تر تقسیم می‌شود. لذا گرانی کمتر به چشم‌شان می‌آید، چون عادت کرده‌اند به روزی‌شان قناعت کنند. زمان هاشمی هم گرانی شدید بود، اما آن زمان کسی دغدغه آنها را نداشت.

4- امروزه قشر حامی احمدی‌نژاد، احساس عزت و غرور می‌کنند. پیشتر امثال این آدم‌ها در یک محله بالاشهر، خفه می‌شدند و موضع خود را ابراز نمی‌کردند. اما الان با افتخار از رأی دادن به او صحبت می‌کنند.

5- مخالفان احمدی‌نژاد، هر چقدر که کارشکنی می‌کنند؛ بیشتر از این مردم فاصله می‌گیرند. هشت سال از کابینه 84 گذشته، و مردم هنوز در خاطرشان هست که کدام وزیر رد شد، و کدام تأیید شد. در مورد استیضاح وزیر رفاه، به تفاسیر رسمی اعتماد نمی‌کنند. تخریب‌کنندگان احمدی‌نژاد، لگد به بخت خودشان می‌زنند.

6- عوام هم هنوز تصمیم نگرفته‌اند. لحظه به لحظه دارن مواضع، سخنان، و رفتارهای کاندیداها رو رصد می‌کنن. برنامه‌ها، حرف‌ها، رأی‌های رد و تأیید، تمام در حافظه مردم ثبت و ضبط شده و در دادگاه انتخاباتی خلق علیه‌شون استفاده خواهد شد. در لحظات آخر، بر اساس انتگرال رفتارهای افراد در تمامی سال‌های پس از جنگ، در مورد آنها قضاوت می‌کنند. منتخب نهایی مردم، کاملا آگاهانه انتخاب خواهد شد و بازی‌های ائتلافی و قرتی‌بازی‌های ریشوانه تأثیری در آن نخواهد داشت.

#عدالت_وانتخابات #عدالت_اجتماعی #انتخابات۹۲ #انتخابات_ریاست_جمهوری_1392

، ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۲
در گروه: اجتماعی, اقتصادی, خاطره, سیاسی

۲ Comments :, , , , , , , more...

اسلام انحرافی، بسیجی انحرافی

، ۲۳ اسفند ۱۳۹۱

پست میهمان از حمیدرضا صالحی، آدرس مطلب اصلی

توضیح ضروری: به نظر می‌رسد در متن اشکالی درباره مفسدین اقتصادی وجود دارد. مطلب به رسم حفظ امانت بدون هیچ تغییر نقل شده و توضیحات تکمیلی به صورت پانوشت ذکر شده است.

مقدمه
روزهای پس از انتخابات سال 88 بود که عده ای از معترضین به نتیجه انتخابات (و عده ای آشوبگر مخلوط با آنها) شعار میدادند “بسیجی واقعی، همّت بود و باکری” .این شعار برای من مصداق عبارت “کلمه الحق یراد بها الباطل” (کمله حقی که با آن اراده به باطل شود) بود.
طبیعی است، همه قبول دارند بسیجی واقعی، بسیجی با ایمان، بسیجی مورد نظر و مطلوب امثال شهید همت و باکری بودند…
اما چرا اراده به باطل؟ خب شاید نام بردن از این دو شهید بزرگوار به طور خاص به دلیل مواضع خانوده های ایشان در سال 88 بود، البته در کنار آن تضعیف بسیج و بسیجی امروز به دلیل زاویه داشتن با سیاست های گروه شکست خرده در انتخابات. یعنی منظور معرفی بسیجی واقعی نبود ، بلکه اعلام دروغی بودن بسیجی های امروز بود…
البته در کنار همه این مسائل رفتار بعضی بسیجی نماها (آنهایی که رسماً بسیجی هستند ولی عملاً و اخلاقاً هیچ رابطه ای با بسیج ندارند) باعث شده بود این شعار در ذهن عده ای از مردم پررنگ شود …

لزوم خود انتقادی و مبارزه با فساد درونی
یکی از مسائلی که در کشور ما به طور خاص وجود داشته سواستفاده از نام دین و شعائر مذهبی برای رسیدن به اهداف و منافع فردی و گروهی بوده است . البته این مسئله کاملاً طبیعی است …
افراد فاسد به دنبال قدرت هستند و امروز قدرت در طرفداری از مذهب است (به دلیل بافت فکری، فرهنگی و حکومتی کشور ما)، شاید در کشور دیگری قدرت در طرفداری از کفر باشد…
به دنبال چنین وضعیتی عده ای از فرصت طلب ها جذب گروه ها و مشاغل مذهبی شدند . البته عده ای هم در ابتدا نیت خیر و متعالی داشتند، اما به مرور به واسطه طعم شیرین وجهه عمومی ، قدرت کاذب و یا استفاده فردی از امکانات سازمانی خود (با توجیهات شرعی) به مرور و به صورت نرم دچار انحراف و تغییر عقیده شدند (البته به طور سربسته به نظر میرسد این مسئله حتی تا بالاترین جایگاه های مدیریتی کشور نیز پیش رفته . از نماینده مجلس گفته تا شاید رئیس جمهور)…

مطلب زیر سخنان ابوالفضل گلزاری،مدیرعامل شرکت شرکت خط و ابنیه راه‌آهن (تراورس) که به جرم مشارکت در پرداخت رشوه به مبلغ ۶۳۶ هزار یورو و تحصیل مال از طریق نامشروع به مبلغ ۷۰۰ میلیون تومان در جلسه هشتم دادگاه فساد بزرگ مالی محاکمه شد است:

“کار شرکت تراورس نگهداری، نوسازی و بازسازی خطوط ریلی و تولید تراورس بتونی بود. در پنج سالی که من در این شرکت حضور داشتم یک نیرو هم کم نکردیم و همیشه افزایش تولید داشتیم. افتخار دارم که انحصار بازسازی خطوط ریلی را در این مدت شکستم و مناقصه پروژه بندرعباس ـ شیراز را در اوج سلامت به عنوان یک بسیجی به سرانجام رساندم.”
….
پشت صحنه قرارداد امضا شده برای واگذاری پروژه دو طبقه کردن رامسر به نور، آقای «م» بود. آمدند یک تفاهم نامه امضا کردند و به مه آفرید گفتند اگر خط ابنیه را بگیرید این امتیازات را به تو می دهیم. من بچه کربلای پنج بودم. از کجا می دانستم یک روز در دادگاه رسیدگی به فساد مالی حضور می یابم؟

من از خاوری سربلند ترم زیرا امروز در اینجا قرار گرفته و از خودم دفاع می کنم . برادرم از من پرسید که آیا پسرت را به جلسه دادگاه بیاورم و من گفتم بیاور تا ببیند که پدرش لقمه حرام نخورده است.

یا بخشی از سخنان شاپور رهنمای ذکاوت، مديرکل طرح و برنامه و بودجه وزارت راه و ترابري که به جرم اختلاس و دریافت رشوه به 10 سال حبس، 74 ضربه شلاق، انفصال دایم از خدمات دولتی محکوم شد:

“…. من به خاطر اينكه دوستم يعني «ش.ب» فرزند شهيد بود و به خاطر حفظ حرمت خانواده شهدا ابتدا نخواستم او را درگير و گرفتار اين ماجرا كنم. 266 هزار دلاری که در اتومبیل من گذاشتند را به ریاضی كه فوت كرده دادم. از 300 ميليون تومانی هم که گرفتم ابتدا يك منزل در سه راه آذري براي يك خانواده بي‌بضاعت خريدم…”

اجازه بدهید بیش از این ادامه ندهم ، احتمالاً همین مقدار برای درک اصل مطلب کافی باشد. البته اگر در کنار همه این مسائل نامه آقای زیبا کلام به رئیس قوه قضائیه (اینجا : http://www.qudsonline.ir/NSite/FullStory/News/?Id=106895 ) را مطالعه کنید، بهتر اصل حرف مرا متوجه میشوید.
واقعاً اگر دقت کنیم متوجه می شویم که بسیاری از افرادی که در این فساد بزرگ نقش داشته اند چه بسا خدمات بزرگی به کشور انجام داده باشند (در راس آنها آقای خسروی) ، اما آیا این دلیل بر فساد میشود؟

این افراد عموم این خدمات را از طریق فساد ، باند بازی ، مزایده ها و مناقصه های صوری، پارتی بازی و رانت خواری انجام داده اند . یعنی پروژه هایی که قانوناً باید در رقابتی سالم در بین شرکتهای خصوصی پخش میشد به طرز خاصی فقط به عده ای خاص رسیده است. طبیعتاً تمام این پروژه ها منشا خدمت به کشور بوده و هستند. اما آیا میشود به صرف خودی بودن یا هماهنگی فکری داشتن چنین تبعیض و فسادی را پذیرفت؟
نکته جالب تر آن است که این فقط یکی از فساد های افشا شده در کشور ماست و کسی که حداقل آشنایی با کارهای تولیدی و شرکتهای خصوصی داشته باشد متوجه میشود که این فساد ریشه ای بس عمیق تر و مستحکم تر دارد . پروژه های دولتی و ملی عموماً به طور خاص در اختیار طرفداران و همفکران گروه حاکم (به طور خاص قوه مجریه) هستند.
بهتر که نگاه میکنیم انگار آقای احمدی نژاد دچار همان وضعیتی شده که میخواست با آن مبارزه کند.
عبارت نمی گذارند احمدی نژاد کار کند را زیاد شنیده اید. اما روزی نیست که خبری از فساد مالی یا انحرافات فکری (که این نوشتار قصد پرداختن به آن را ندارد) در اطرافیان رئیس جمهور نشنویم … من نمی خواهم رئیس جمهور را متهم کنم که حقاً هم این چنین به نظر نمیرسد اما شیوه مدیریتی ایشان راه را برای اعمال نفوذ و قدرت اطرافیان فاسد ایشان باز کرده است …
همین تفکر که ما صرفاً میخواهیم کار پیش برود (به هر قیمتی) خود منشا فساد است. با این توجیه که فلان شخص یا گروه بهتر میتواند پروژه ها را اداره کند پس نیازی به مزایده و مناقصه نیست و به طور مستقیم پروژه را به او میدهیم …
نتیجه آن همین بدهکاران بزرگ بانکی میشود که هر روز شخص رئیس جمهور اعلام میکند اما نام آنها را به قوه قضائیه اعلام نمی کند. چرا؟ چون این بدهکاران زاییده خود دولت محترم (و ایضاً دولت های قبلی) هستند. دولت ترجیح میدهد با توافق و گفت و گو پول رفته شده از جیب مردم و بیت المال را برگرداند …
ریشه این مشکلات همان باند بازی و گروه بازی اولیه بوده است … برای آشنایی بیشتر با ابعاد این مسئله بهتر است به نام تازه آشنای پدیده شاندیز فکر کنیم.. نامی که در طول چهار سال از هیچ به اوج رسید تا جایی که توانسته یک مجموعه در ابعاد شهر در مشهد و کیش راه اندازی کند (اکثر همایش های دولت در سالن های همین گروه برگزار میشود. به خصوص در کیش)…
واقعاً کدام سرمایه دای از راه حلال و قانونی میتواند در این مدت کم چنین سرمایه ای را جذب کند؟ (البته صرفاً اعلام جرم و اتهام نمیکنم چه اینکه شاید به صورت استثنا بشود .. اما انگار این استثنا هم از همین دست مسائل باشد)

پایان کلام
مهمترین مسئله ای که به اسلام، تشیع ، مذهب ، بسیج و هر چیزی که رنگ و بوی دینی دارد ضربه میزند همین مسائل است … افرادی که با لباس دین و بسیج و غیره دست به فساد های مختلف (مخصوصاً) اقتصادی میزنند …
راه مبارزه با فساد شعار نیست. باید از مجراهای اصلی و قانونی کشور با آن برخورد شود … شکستن قانون غلط نیز عین فساد است . رئیس جمهور محترم در این مدت نشان داده اند که چندان اعتقادی به پیگیری فساد از طریق مجرای قانونی آن (قوه قضائیه) ندارند و ترجیح میدهند افکار عمومی را صرفاً با حرف درگیر این مسائل کنند.
شاید بهتر باشد به بلوغی برسیم تا فردی را انتخاب کنیم که شعار و منش و عمل او اصلاحات اصولی باشد. اصلاح امور و مبارزه با فساد از مجرای صحیح و قانونی آن.. طبیعتاً ضعف های قانونی در همین مسیر شناخته میشوند و قانون اصلاح خواهد شد …
چه بسا از همین مجرا باشد که بتوان بسیجی واقعی را از دروغین شناخت ..

مقام معظم رهبری:

“این فکر غلط باید از ذهنهای دیگران بیرون رود که بسیجی کسی است که مقررات را رعایت نمی‌کند؛ برعکس، آن کسی بسیجی‌تر است که مقررات را بیشتر رعایت می‌کند؛ به خاطر آن‌که این فرد بیشتر از همه برای نظام دل می‌سوزاند و مقررات، لوازم قطعی اداره‌ی درست نظام است.” (6/4/68)

“بسیج سیاسى است، اما سیاست‌زده نیست، سیاسى‌کار نیست، جناحى نیست؛ بسیج مجاهد است، اما بى‌انضباط نیست، افراطى نیست؛ بسیج عمیقاً متدین و متعبد است، اما متحجر نیست، خرافى نیست؛ بسیج بابصیرت است، اما از خود راضى نیست؛ بسیج اهل جذب است – گفته‌ایم جذب حداکثرى – اما اهل تسامح در اصول نیست؛ بسیج غیور است، پاسدار خطوط فاصل است؛ بسیج طرفدار علم است، اما علم‌زده نیست؛ بسیج متخلق به اخلاق اسلامى است، اما ریاکار نیست؛ بسیج در کار آبادکردن دنیاست، اما خود اهل دنیا نیست. این شد یک فرهنگ. فرهنگ بسیجى یعنى آن مجموعه‌ى معرفت‌ها و روش‌ها و منش‌هایى که می‌تواند مجموعه‌هاى عظیمى را در ملت به وجود بیاورد که تضمین‌کننده‌ى حرکت مستقیم و پایدار اسلامى آن ملت باشند. این یک تفکر است؛ در ذهن هم نیست، در خارج و در عینیت وجود دارد.”(6/9/1390)

=====
پ.ن:
مشروح جلسه هشتم و نهم دادگاه فساد بزرگ مالی : http://www.jahannews.com/vdcg339xwak9un4.rpra.html
نقدی بر نامه زیباکلام: http://alef.ir/vdcjhyevauqeoaz.fsfu.html?180797
پاسخ زیبا کلام به نقد نامه اش: http://alef.ir/vdcjhvevvuqeo8z.fsfu.html?181291

توضیح عصر وارثین:

پ.ن. 1
در مورد ارائه فهرست مفسدین اقتصادی توسط دولت شبهه‌ای وجود دارد که نتیجه‌گیری مطلب را نیز تحت تأثیر قرار داده است. مطلب به رسم امانتداری به طور کامل نقل شده، اما ذکر توضیح به منظور اجتناب از ایراد اتهام به دولت ضروری به نظر می‌رسد. در ذیل، برخی از تیترهای اخبار مربوط به فهرست مفدسین اقتصادی به همراه لینک‌های مربوطه ذکر شده است.

فروردین 90 – محمود احمدی‌نژاد
رييس دولت اعلام کرد: اواخر سال 89 يک ليست 250 نفره از مفسدان اقتصادي را که در بخش هاي مختلف اقتصادي و بانکي، دست به اختلاس و سوء استفاده از بيت المال زده اند را تهيه کرده و براي پيگيري در اختيار قوه قضائيه قرار داده است.

22 فروردین 1390 – غلامحسین محسنی اژه‌ای
سخنگوی قوه قضاییه گفت: لیست 250 نفری متهمان به مفاسد اقتصادی که از سوی رئیس جمهوری به قوه قضاییه ارسال شده، برای بررسی و اقدامات قانونی به دادگستری ارجاع شد.

3 مرداد 1390 – محسنی اژه‌ای
دادستان تصریح کرد: بخشی از فهرست 250 ارائه داده شده از سوی رییس جمهور را کسانی تشکیل می دهند که مفسد اقتصادی نیستند، بلکه معوقات بانکی دارند. تعدادی هم می توان گفت که مفسد اقتصادی هستند که پرونده آنها در حال پیگیری است.

03 دی 1391 – آملی لاریجانی
دو سال است دادستانی کل کشور به بانک‌ها نامه زده است و از آنها درخواست کرده تا اسامی بدهکاران بانکی را معرفی کنند، گفت: این اتفاق هنوز هم نیفتاده و هر چند که ما می‌توانیم خود ما براساس اختیارات قانونی‌مان به این موضوع ورود پیدا کرده و آن را بررسی کنیم. رئیس‌جمهور می‌گویند نام 300 نفر که معوقات بانکی دارند در دست ایشان است در حالی که اولین جای که باید به آن نام دارندگان معوقات بانکی داده شود، دستگاه قضایی است.

https://goo.gl/iNfuk
https://goo.gl/sXiHd
https://goo.gl/wAEhM
https://goo.gl/L6v3a

پ.ن.2
در مورد پدیده شاندیز، سند یا منبعی که تأیید کننده فساد مالی در پروژه باشد ارائه نشده است.

، ۲۳ اسفند ۱۳۹۱
در گروه: اجتماعی, اقتصادی, سیاسی

دیدگاه‌ها برای اسلام انحرافی، بسیجی انحرافی بسته هستند :, , , , , more...

بی‌عدالتی در مثالی ساده

، ۱۴ اسفند ۱۳۹۱

فرض کنید در یک شرایط اقتصادی معین، هر نفر از ما هزار نفر خواننده این متن مبلغ ده هزار تومان در ماه گردش مالی داشته باشیم و در شرایط اقتصادی برابر نیازهای هم رو برطرف می‌کنیم. حالا در نظر بگیرید من محصول خودم رو که مورد نیاز همه شماست، مثلا آب، به دلیلی غیر از تلاش، ابتکار یا افزایش هزینه خرید، مثلا با تأخیر عمدی در عرضه آب به یک بهانه دروغ، روزانه یک تومان گرون‌تر بفروشم. در نگاه اول درآمد ماهانه هر یک از شما فقط سی تومان کمتر می‌شود. اما در عمل اتفاقات بسیار پیچیده‌تری پیش خواهد آمد.
از آنجا که وضعیت اقتصادی همه افراد در تعادل بوده، پس از این تغییر هر کسی ماهانه سی تومان باید از هزینه‌های خود بزند. با فرض این‌که افراد از هزینه خرید دستمال کاغذی کم کنند، تولیدکننده دستمال کاغذی ماهانه سی هزار تومان کمتر می‌فروشد. یعنی اگر محصولش رو صادر نکند، باید به خاک سیاه بنشیند! اگر فرض کنیم که خانواده‌ها از هزینه تحصیل فرزندان خود که یک امر بلندمدت هست کم کنند، ده سال بعد یک نسل سوخته داریم. در عمل کسری هزینه خانواده‌ها بین مخارج مختلف سرشکن شده و کمتر به چشم می‌آید. اما عمق واقعی فاجعه به دلیل وابستگی زنجیره‌ای فعالیتهای اقتصادی به یکدیگر بسیار بیشتر و بلندمدت‌تر خواهد بود.
حال جنبه دیگر ماجرا رو ببینیم. من به دلیل گران‌تر فروختن آب، ماهانه سی هزار تومان بیشتر از گذشته درآمد دارم، پس توان خرید بیشتری هم خواهم داشت. فرض کنید تصمیم بگیرم بخشی از این مبلغ رو برای مصرف بیشتر میوه و گوشت صرف کنم. میوه و گوشت تولیدی شهر ما برای سایر افراد کافی نبوده و قیمت آنها افزایش خواهد یافت. با فرض دو درصد افزایش قیمت میوه و گوشت و هزینه کرد ده درصدی خانواده‌ها برای این دو کالا، هر خانواده ماهانه بیست تومان بیشتر هزینه میوه و گوشت خواهد کرد. تا همین جا هر خانواده ماهانه پنجاه تومان از گران‌فروشی من متضرر شده است! اگر قصد کنم بخشی از درآمد اضافه رو به سرمایه تبدیل کنم، مثلا زمین یا مغازه بخرم، یا وام بدهم، دیگر هیچ یک از شما توان رقابت با منو نخواهید داشت. من قطعا بخشی از درآمد خود رو به آموزش بیشتر فرزندانم تخصیص خواهم داد که بهترین سرمایه‌گذاری بلندمدت است.
اما مهم‌تر از دو نکته بالا، آن است که همان عاملی که باعث شد امکان گرانفروشی برای من فراهم شود، هنوز در اختیار من است و در شرایط جدید محال است کسی بتواند این قدرت رو از دست من خارج کند. من می‌توانم برای درآمد بیشتر کارگر و برای دفاع از منافع خودم مزدور استخدام کنم. افراد متضرر از شرایط جدید برای تأمین نیاز حداقلی خود، حتی خانه منو نظافت می‌کنند. سایر افراد به من کالا یا سرویس بهتری می‌دهند. افراد صاحب نفوذ شهر قدرت‌شون رو در نزدیکی به من و تأمین منافع من خواهند دید.

و همه این تغییرات با یک فساد کوچک شروع شد. حقه کوچکی که امکان یک تومان گران‌فروشی منو فراهم کرد، با تقویت مالی من و تضعیف شما امکان ظلم و فساد بیشتری رو فراهم می‌کند. آن تغییر اولیه اگر ناشی از ظلم یا یک تصمیم نادرست مدیران جامعه باشد،، تبدیل به یک بی‌عدالتی بزرگ می‌شود. تنها راه مبارزه با سوءمدیریت و فساد ایجاد آگاهی و شفافیت و تحلیل دقیق گزاره هایپیشنهادی به عناوین مختلف – به ویژه آنها که به گوش شما خوشایند است – می‌باشد.
اسلام حتی در شرایط غیر از فساد و تبعیض به پیشگیری از بی‌عدالتی توجه می‌کند.مثلا حتی احترام بیشتر و سلام گرم‌تر به افراد ثروتمند یا ذی‌نفوذ رو در رده شرک و بت پرستی می‌داند؛ ربا رو جنگ با خدا اعلام می‌کند؛ و خمس و زکات رو بر مال راکد رو برای شکستن انحصار ثروت و قدرت واجب می‌کند (مشابه قانون ضدتراست در آمریکا!)

چنانچه حضرت امیر علیه السلام می‌فرماید، هیچ کاخی آباد نشد، جز این‌که صدها کوخ در کنار آن ویران شد. اگر کسی خانه شما را نظافت می‌کند، یقین بدانید در جامعه بی‌عدالتی هست.

#عدالت #عدالت_وانتخابات

 

تکمیلی:

  1. این بحث به عنوان یک تمثیل به کار رفته‌ است و لذا بسیاری از جزئیات در نظر گرفته نشده است.
  2. درست است که برخی دیگر از مردم شهر قیمت خودشان را اصلاح می‌کنند، اما به خاطر یک عامل انحصاری که من از آن بهره‌مند هستم، هیچ وقت نمی‌توانند روی دست من بزنند. همین افزایش قیمت توسط آنها باعث فشار بیشتر به عده‌ای دیگر می‌شود و در نهایت ضعیف‌ترین افراد فقیر و مستضعف می‌شوند.

، ۱۴ اسفند ۱۳۹۱
در گروه: اجتماعی, اقتصادی

۱ Comment :, more...

عدالت و ریاست جمهوری

، ۱۳ اسفند ۱۳۹۱

اگر بخواهیم تمامی خواسته‌های مردم ایران در انقلاب اسلامی را در یک کلمه خلاصه کنیم، آن کلمه چیزی جز عدالت نخواهد بود. ایرانیان از زمان مشروطه خواستار برقراری عدالت بوده‌اند، اما در همان گام اول خواسته اصلی آنها توسط برخی افراد به مطالبه مشروطیت تغییر یافت؛ تا بهمن 57 که مردم به رهبری امام خمینی با حذف استبداد یک گام اساسی به سمت عدالت برداشتند. با این حال پس از گذشت 34 سال از انقلاب ضداستبدادی، هنوز سطح عدالت در کشور ما به وضعیت قابل قبول نرسیده است.
در 16 سال اخیر، مردم ایران برای کاهش فساد و اجرای عدالت به دو رئیس جمهور متفاوت با وضع موجود رأی داده‌ند. این دو نفر دو دیدگاه مختلف نسبت به عدالت داشته‌اند، اما موفق به اجرای عدالت نشده‌اند. هنوز قشر مستضعف ایران با گرسنگی و بی‌کاری دست و پنجه نرم می‌کند، و قشر متوسط از تبعیض در دسترسی به امکانات می‌نالد. در 8 سال اخیر، احمدی‌نژاد اقدامات بسیاری انجام داده که خود آنها را در راستای اجرای عدالت می‌داند. همانگونه که خاتمی آزادی‌های سیاسی و جامعه مدنی خود را در راستای کاهش سوءمدیریت و کاهش فساد می‌دانست. اما آیا هر یک از این دو رئیس جمهور چقدر به رفع فساد و ایجاد عدالت دست یافته‌اند؟ می‌توان گفت که تقریبا هیچ کس نمیداند. هیچ کدام از ما واقعا نمی‌دانیم مسیرهای گسترش فساد چیست تا بتوان جلوی آنها را گرفت؟ آیا مفسدین برخوردار از قدرت و ثروت ساکت می‌نشینند تا ما دست آنها را قطع کنیم؟ با مدیران ضعیف و ضعیف‌النفسی که خود را بسیار آگاه و مجرب می‌دانند چه باید کرد؟
امسال نیز یک انتخابات ریاست جمهوری مهم در پیش است. احتمالا بسیاری از کاندیداها عدالت اقتصادی و رفع فساد را جزو برنامه‌های اصلی خود قرار دهند. اما به جرأت می‌توان گفت که کار جدی در مورد شناخت موارد عدم عدالت و راهکارهای پیاده‌سازی آن انجام نشده و احتمالا اکثریت برنامه‌ها در زمینه عدالت شعاری باشند. به نظر این جانب، بهترین راهکار این است که اولا ما خود را با عدالت و راهکارهای اجرای آن آشنا سازیم. همچنین، ایده‌های تئوری را با افراد صاحب‌فکر و آشنا با چم و خم اقتصاد و مدیریت کشور در میان گذاشته و چکش‌کاری کنیم. برای این امر، لازم است که عدالت تبدیل به یک مطالبه عمومی در انتخابات 1392 شود.
بر خلاف من و شما که می‌توانیم اعتراض خود به کندی سرعت اینترنت را در صدر اخبار صداوسیما قرار دهیم؛ کارگرانی که بیمه نیستند و حقوق حداقلی می‌گیرند و یا نمی‌گیرند صدای‌شان به هیچ جا نخواهد رسید. صفحه +عصر وارثین قصد دارد تا مجموعه گفتگوهایی با موضوع عدالت آغاز نماید. دوستان می‌توانند مطالب خود را نوشته و صفحه را منشن نمایند تا در این صفحه بازنشر شود.

تکمیلی:

تعریف عدم عدالت
به عنوان یک تعریف حداقلی در مورد عدالت، می‌توان دو جنبه عدم عدالت عمدی و عدم عدالت غیرعمدی را مشاهده کرد. عدم عدالت غیرعمدی، مانند مشکلات قانون کار فعلی و ساختار اقتصادی که زمینه ساز بروز تبعیض می‌شود. این جنبه از عدم عدالت را می‌توان سوءمدیریت نامید. جنبه دوم، عدم عدالت عمدی است. نام این جنبه را می‌توان ظلم و فساد نامید.
سوءمدیریت با توزیع نامناسب امکانات کشور باعث می‌شود که افرادی برخوردارتر – و بالتبع متوقع‌تر – و گروه دیگر کمتر برخوردار و محتاج کمک باشند. از سوی دیگر، فساد با ایجاد روابط شبکه‌ای با افراد برخوردار از قدرت و ثروت، تلاش می‌کند تا برخورداری خود را از امکانات و موقعیت‌های کشور افزایش دهد
در بسیاری موارد سوءمدیریت و فساد دست به دست یکدیگر داده و در کنار جهل مردم باعث می‌شود که عدالت یک آرمان دست نایافتنی گردد.

#عدالت #عدالت_وانتخابات

، ۱۳ اسفند ۱۳۹۱
در گروه: اجتماعی, اقتصادی, سیاسی

Leave a Comment :, , more...