Tag: سیاست خارجه

کره جنوبی و خاطرات بزرگترها

، ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲

کره جنوبی و خاطرات بزرگترها

امروز وقتی صحبت از کره جنوبی می‌شود عموم افراد ابتدا به یاد سامسونگ و سپس ال جی می‌افتند. کره جنوبی کشوری است که تقریباً اکثر بودجه خود را از طریق صادرات محصولات الکترونیک و لوازم خانگی تامین می‌کند.
شاید اگر کمی به عقب‌تر برویم به یاد بیاوریم که سامسونگ و ال جی از روز اول چنین موقعیتی نداشتند و اگر از کسی در مورد خرید یک گوشی موبایل مناسب سوال می‌کردید، به شما پیشنهادهایی می‌داد که هیچوقت ساسونگ یا ال جی یکی از گزینه‌های پیشنهادی او نبود.
یا مثلاً هنگام خرید یخچال، مارک‌های امریکایی و ایتالیایی مورد پسند بودند. تلویزیون فقط سونی ژاپن یکه تاز بازار بود و خیلی چیزهای دیگر…

از بزرگترها که بپرسید به شما می‌گویند در زمان پهلوی کره‌ای‌ها برای کار به ایران می آمدند. شبیه وضعیتی که زمان جنگ هموطنان ما برای کار به ژاپن می‌رفتند.

عده‌ای از تحلیلگران دلیل اصلی چنین جهشی را فقط و فقط امریکا می‌دانند. امریکا از طرفی برای جلوگیری از قدرت گرفتن و یکه تازی چین در بازارهای خرد و همچنین کنترل منطقه شرق آسیا از طریق تاسیس پایگاه نظامی (در مرحله اول کنترل کره شمالی و سپس چین) اقدام به قدرتمند نمودن کره جنوبی کرد. تقریباً کره جنوبی (از نظر اقتصادی) همان مدل رژیم پهلوی ایران است که قرار بود در خاورمیانه برای امریکا باشد. البته با این فرق شگرف که رژیم آن کشور دست نشانده نیست. اما از آنجایی که موضوع نوشتار دلایل رسیدن کره به آن جایگاه و تحلیل آنها نیست از آن می‌گذرم (درست یا غلطش پای آن تحلیلگران).

حرف من در اینجا نحوه تعامل کشور ما با کره جنوبی است. طبیعتاً جمهوری اسلامی ایران باید با هر کشوری در جهان تعامل داشته باشد. مسئله واضح بعدی خصومت ما با امریکا و خصوصاً اسرائیل است. به طور واضح در عرصه سیاسی هر دو کشور سعی می‌کنند عرصه را بر دیگری تنگ کنند.
در این میان کشورهای واسط و بی‌طرف (طرفدار منافع ملی خود) سود اصلی را می‌برند. ولی این سود بنا بر سیاست‌های دو کشور متخصام می‌تواند کم یا زیاد شود. حداقل به استفاده و استثمار یک کشور بدل نشود.

وضعیت ما را با کره جنوبی در نظر بگیرید.
کره جنوبی همواره در اعمال تحریم‌های امریکا علیه ما پیشرو بوده. طبیعی هم هست، منافعش ایجاد می‌کند. اما نسبت ما با کره چطور بوده؟ چند مورد را در نظر بگیرید:

۱- نمایندگی سامسونگ در اسرائیل یک کلیپ تبلیغاتی میسازد. دو جاسوس اسرائیلی اقدام به منفجر کردن نیروگاه بوشهر می‌کنند و تبلت سامسونگ نقش اصلی را بازی می‌کند.
بعد از گذشت یک ماه ایران که بزرگترین بازار واردات محصولات کره است (آخرین آمار ۳۰ درصد به یاد دارم) به واسطه نمایندگان مجلس اعتراض می‌کند. دقت بفرمایید. نمایندگان ما به عنوان یک کشور به یک کمپانی خصوصی صرفاً اعتراض می‌کنند. در یک اقدام سیاسی مجلس اعلام می‌کند که در صورت عدم عذر خواهی (کلامی) واردات محصولات سامسونگ به ایران قطع می‌شود. هیئتی از کره جنوبی سریعاً به ایران اعزام می‌شود، متشکل از وزیر امور خارجه، اقتصاد و رئیس هیئت مدیره سامسونگ (اهمیت بازار سامسونگ در ایران را دریابید). سامسونگ ابتدا اقدام به عذرخواهی کلامی و سپس اقدام به انتشار یک بیانیه مسخره می‌کند: نمایندگی های سامسونگ زیر نظر مرکز اصلی کره نبوده و بنا بر خصوصیات جغرافیایی اقدام به ساخت تبلیغات می‌کنند اما ما سعی میکنیم مسائل بین المللی را در نظر بگیریم. (نقل به مضمون)
عکس العمل ایران همینجا پایان می‌یابد. حالا فکر کنید از یک کشور دیگر بود، چه برخوردی می‌کرد؟ حداقل درصدی از واردات را کاهش نمی‌داد؟ جریمه نمی‌کرد؟ اینجا منافع ملی حاکم بوده یا منافع فردی؟

۲- با بالا رفتن قیمت دلار خبر قطع شدن تخصیص ارز پایه و همچنین ممنوعیت واردات لوازم خانگی به مدت محدود شنیده می‌شود. همزمان روزنامه‌ها عکس‌هایی از شرکت‌های نمایندگی سامسونگ و ال جی نمایش می‌دهند. در عین اینکه تمامی مغازه‌ها پر از اجناس است، انبارها نیز تا حداکثر ظرفیت پر است. حتی عکس‌هایی از اضافه شدن جنس جدید به انبارها مشاهده می‌شود. نه سامسونگ و نه ال جی خبری رسمی از کمبود وجود کالا نمی‌دهند اما در کمال ناباوری اقدام به احتکار محصولات خود می‌کنند تا با بالارفتن قیمت سود بیشتری ببرند (حالا شاید این فقط اقدام نمایندگی‌ها باشد).
مثلاً در مورد کولرهای اینورتر اعلام می‌کنند به دلیل ممنوعیت، واردات نداریم اما بعداً معلوم می‌شود با تثبیت قیمت بالاتر، بازار پر از این محصولات است.
چرا این دو شرکت به راحتی محصولات خود را وارد ایران میکنند؟

۳- سامسونگ طی ایمیلی به کاربران ایرانی خود اعلام می‌کند که خدمات فروشگاه آن تا چند روز آینده برای آنها غیر فعال خواهد شد. کشوری که یکی از بزرگترین بازارهای بی‌رقیب محصولات اوست. نمایندگان مردم در اینجا چه می‌کنند؟ بهانه سامسونگ تحریم‌های بین المللی علیه ایران است. اما نکته اینجاست چنین تحریمی در حیطه‌ی تحریم‌های سازمان ملل (بین المللی) نیست و فقط شامل تحریم‌های امریکا می‌شود. یعنی اعمال سیاست های امریکا علیه ایران حتی در سطح سامسونگ. مدافعان منافع ملی ما چرا ساکتند؟

انتهای کلام

تلویزیون پارس را به یاد می آورید؟ کارخانه ای که با مونتاژ محصولات گروندیک آلمان تلویزیون های مونتاژ ایرانی تولید می‌کرد. کم کم تمام فروشگاه‌های آن جمع شدند و امروز نامی از آن وجود ندارد. تلوزیون پارس، یک تولید ملی بود. آیا مردم از آن حمایت نکردند؟ در خانه ما دو تلویزیون پارس وجود داشت.

کفش ملی و بلا که از زمان شاه مانده بودند را بیاد می آورید؟ در دهه ۷۰ هنوز کفش‌های محبوب ایرانی بودند و هنوز بازار چین به ایران هجوم نیاورده بوده. آیا مردم از آن حمایت نکردند؟

آیا حمایت از تولید ملی و بهتر بگویم منافع ملی فقط دست مردم است؟ نمایندگان قانونگذار و دولتها چه نقشی دارند؟ آیا ۳۰ سال مردم از ایران خوردرو و سایپا حمایت نکردند؟ حمایتی دیوانه وار.
خرید انحصاری محصولات آنها به قیمت حداقل دو برابر واقعی.

چرا امروز باید چنین وضعیت ذلیلانه‌ای در مقابل کشوری مثل کره داشته باشیم… آیا عدم جریمه و ممنوعیت واردات محصولات سامسونگ را به خاطر مردم اعمال نکردند یا به خاطر جیب خودشان؟ امروز حتی سامسونگ هم به ایرانی جماعت دهن کجی می‌کند و من و تو به خاطر سیاست‌های فشل خارجی کشور و عدم وجود مجلس قاطع می‌رویم در صف تحویل گلکسی اس ۴؛ شو تبلیغاتی جومونگ را بیاد دارید؟

آیا به سیل خرید سریال‌های کره‌ای و پخش آن از طریق رسانه ملی متوجه شده اید؟ آیا کره سریال‌های ما را در آنجا پخش می‌کند که ما باید داستان‌های حماسی استقلال یافتن یک دهکوره به اسم چوسان را تماشا کنیم؟
خبر دارید در برخی روستاها مردم اسم جومونگ بر کودکان خود گذاشته اند؟ خبر دارید مردم همان روستاها و فرزندانشان اسم چوسان و سئول و جومونگ را بهتر از تنگستان و هرمز و کوروش و میرزای شیرازی بلدند؟ یانگوم را بهتر از پروین اعتصامی می‌شناسند؟
از سفرهای مکرر (سه مرتبه را تلویزیون نشان داد) رئیس رسانه ملی به کره خبر دارید؟
آیا این مسائل را می‌شود به انرژی هسته ای ربط داد؟ یا باید به این فکر کنیم که برخی نمایندگان کشور یا برخی مسئولین سود خاصی از این ارتباط خفت بار می‌برند؟
_____________________________________
پ.ن : زمان انتخابات ریاست جمهوری این مسائل را از یاد نبرید، کار بلدی و تیم قوی هم یکی از خصوصیات مهم رئیس جمهور است (فقط به اخلاق توجه نکنید).
مرتبط : http://www.jahannews.com/vdcdko0x5yt0jz6.2a2y.html

، ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲
در گروه: اقتصادی, سیاسی

۱ Comment :, , , , more...

سه روز کوندور

، ۲۰ آذر ۱۳۹۱

فیلم سه روز  کوندور (کرکس) (1354)، Three Days of the Condor, 1975

تازه این فیلم نسبتا قدیمی را دیده ام. جزو فیلم‌های «باید دید» طبقه بندیش می کنم. دیالوگ‌های فوق العاده ای دارد. سه نمونه را می آورم.

رابرت ردفورد (در نقش جوزف ترنر، کارمند سیا): ما برنامه‌ای داریم که خاور میانه رو اشغال کنیم؟
کلیف رابرتسون (در نقش هیگینز، مسوول سیا): دیوونه شدی؟
رابرت ردفورد: من دیوونه‌م؟
کلیف رابرتسون: ببین…
رابرت ردفورد (عصبانی): برنامه‌ای داریم؟
کلیف رابرتسون: نه. به هیچ وجه! ما بازی داریم. همش همینه. ما بازی می‌کنیم: چه می‌شه اگه…؟ چند نفر…؟ خرجش چقدر می‌شه…؟ آیا راه کم خرج‌تری هست تا یک رژیم رو بی‌ثبات کنیم؟ اینها چیزیه که ما حقوق می‌گیریم تا انجامش بدیم.

من خودم رو به «چرا» علاقمند نمی‌کنم. بیشتر  فکر می‌کنم که «چه زمانی»، بعضی وقت‌ها «کجا»، و همیشه «چقدر».
ـ مکس فون سیدوو (در نقش یوبرت، آدمکش) به رابرت ردفورد (در نقش جوزف ترنر، کارمند سیا)

 

اینجوری اتفاق می افته. داری راه می‌ری. شاید اولین روز آفتابی توی بهار. و یه ماشین کنارت آروم می‌کنه، و درش وا می‌شه، و یکی که می‌شناسیش، و حتا بهش اعتماد هم داری، از ماشین پیاده می‌شه. لبخند می‌زنه، یه لبخند زیبا. ولی درِ ماشین رو باز می‌ذاره و بهت پیشنهاد می‌کنه که سوارت کنه.
ـ مکس فون سیدوو (در نقش یوبرت، آدمکش) به رابرت ردفورد (در نقش جوزف ترنر، کارمند سیا)
سه روز کوندور

Three Days of the Condor (1975) on IMDb

، ۲۰ آذر ۱۳۹۱
در گروه: فیلم

۲ Comments :, , more...

چرا به خودمان لایی می زنیم؟

، ۱۷ بهمن ۱۳۹۰

خبر تحریم نفت از پرس تی.وی.

ساعاتی پیش، پرس تی.وی اعلام کرد: «ایران صادرات نفت به شش کشور اروپایی را قطع کرد.»(۱)

مدت کوتاهی بعد رویتر به نقل از سخنگوی وزارت نفت ایران، خبر پرس تی.وی را تکذیب کرد:
«We deny this report … If such a decision is made, it will be announced by Iran’s Supreme National Security Council,” a spokesman for the ministry told Reuters.»(۲)
چرا در ایران و بخصوص در این دولت اینقدر بی تدبیری و ناهماهنگی وجود دارد؟ چرا برای آبروی کلمه کلمه ی «جمهوری اسلامی ایران» اینقدر بی مبالات هستیم؟ این ناهماهنگی ها و شلختگی ها است که گزک به دست مخالفان انقلاب می دهید؛ بخوانید: چرا نمی‌توان بخش رسمی «مواضع جمهوری اسلامی ایران» داشت؟(۳)

، ۱۷ بهمن ۱۳۹۰
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, more...