Tag: سنت الهی و جامعه

اندر ابزار IT و دخالت غیرمتخصصین

، ۳۰ شهریور ۱۳۹۳

(برای مطالعه خلاصه متن، بخش‌های پررنگ را بخوانید)

تکنولوژی یک ابزار است. نه یک دشمن، نه یک دوست، و نه یک ایدئولوژی.
در عالم مادی، ابزار باعث تسهیل کار می‌شود. تسهیل کار، باعث صرفه اقتصادی می‌شود. صرفه اقتصادی باعث قدرت می‌شود. از عصر پارینه سنگی تا به امروز، استفاده از سنگ و آتش و آهن و زره و کمان و تفنگ و کارخانجات پارچه‌بافی و بمب اتم باعث شده تا تمدن‌هایی قدرت‌مند شده و تمدن‌هایی نابود شوند.
رویه ذکر شده جزو قوانین خلقت خداست. خداوند متعال می‌فرماید «و أعدوا لهم ما استعتم من قوّة» و در ادامه آیه به برخی از عوامل برتری مادی اشاره می‌کند. در جای دیگر می‌فرماید «و لا تؤتوا السفهاء أموالکم التی جعل الله لکم قیاما» و ثروت مادی را باعث قوام جامعه می‌داند. قرآن کریم هم قوانین مادی خلقت را نفی نمی‌کند و استفاده از آنها در راستای مسیر حق را واجب و لازم می‌داند.
انواع فناوری‌های گردآوری و پردازش اطلاعات هم چیزی متفاوت از دیگر ابزار جهان ماده نیست. شاهراه‌های اطلاعاتی چیزی شبیه خیابان‌ها و جاده‌های جهان مادی است. وبسایت‌ها می‌توانند شبیه یک بقالی، یک تجارت‌خانه، یک منبر، خانقاه، یا یک فاحشه‌خانه باشند. فروم‌ها و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند شبیه یک قهوه‌خانه، پارک، میدان محله، فرهنگسرا یا تجمع قاپ‌بازان باشد. از شاهراه‌های اطلاعاتی ممکن است مردم تردد کنند یا کاروان‌های تجاری یا یک لشکر. در کنار شاهراه ممکن است عده‌ای شبگیر و راهزن نشسته باشد یا یک عده فاحشه و قواد. شاهراه‌ها ممکن است در قلمرو یک کشور و تحت سلطه یک پادشاه باشد یا در قلمرو یک خان محلی.

شاهراه اطلاعاتی

فناوری نسبت به کاربرد خنثی است: یک درخت می‌تواند درب می‌خانه یا مسجد بشود. این مثال‌ها را زدم تا جهان اطلاعاتی را با تصاویر یک جهان واقعی ترسیم کنم.
اما دنیای فاوا برای افراد ناآشنا شبیه یک طلسم جادویی است که ساحران برای کنترل مردم شهر اوز طراحی کرده‌اند.

378483

در نگاه اول، تسلط بر شاهراه‌های اطلاعاتی و توسعه قلمرو اطلاعاتی حکومت اسلامی و فراهم کردن امکانات به منظور عدم نیاز مسلمانان به تردد از قلمرو دشمن؛ یک امر بدیهی و واجب مطابق دستور قرآن تلقی می‌شود. اما در نگاه دوم، فضای اطلاعاتی شبیه یک دستگاه شهرفرنگ جادویی است که محتوای نجس آن توسط جادوگران ساخته شده و چون ما باطل‌السحرش را نداریم نباید به آن نزدیک شویم و حضور در این عرصه به حسب ضرورت! مجاز است.
در اینجا قصد ندارم که امکاناتی را که حضور گسترده نیروهای جوان مسلمان در عرصه‌های مختلف این فضا (به ویژه عرصه اقتصادی که عامل اصلی جهت‌دهنده به فضای اطلاعاتی است) برای تقویت مسلمین و حاکمیت اسلام فراهم می‌کند فهرست کنم. در این فهرست می‌توان از تقویت تجارت بین جهان جنوب در مقابل جهان شمال، مقابله با استعمار به روش‌هایی که در جهان فعلی ممکن نیست، ایجاد ارزش افزوده در تجارت بدون وابستگی به ابزارهای مالی تحت تسلط آمریکا، ارتباط مستقیم با مردم دنیا در مناطقی که صرفا ارتش آمریکا برای منافع خودش حضور دارد، تولید مجدد و صادرات ابزارهای در انحصار غرب، ایجاد عدالت اقتصادی در داخل کشور و تلاش برای دستیابی به عدالت جهانی به عنوان نمونه‌های بسیار اندک ولی پرارزش از میلیون‌ها کاربری دیگر فاوا نام برد.
همان گونه که پیش‌نیاز شکوفایی صنایع معمول، گسترش شاهراه‌های مبادلاتی برای انتقال سهل، ارزان و امن مواد اولیه و فراورده‌هاست؛ پیش‌نیاز شکوفایی صنایع فاوا نیز گسترش شاهراه‌های اطلاعاتی ارزان قیمت، سهل‌الوصول، با سرعت بالا و تأخیر کم و ضریب اطمینان و امنیت بالاست.
ارزش افزوده‌ای که فناوری‌های اطلاعاتی در مقابل فناوری‌های فیزیکی ایجاد می‌کند اصلا قابل احصا نیست. تصور مدیریت یک شرکت ۲۰ نفره بدون فاوا دشوار است، اما مدیریت شرکت‌های بزرگ با پرسنل بیش از ۱۰۰۰ نفر بدون فاوا محال قطعی است. هر ساله ده‌ها میلیارد دلار ارز فقط برای خرید ابزارهای مورد نیاز صنایع بزرگ و کوچک از کشور خارج می‌شود که حتی کاربرد آنها برای یک تحصیل کرده رشته‌های علوم‌انسانی و حوزه‌های علمیه قابل تصور نیست.
تصور کنید شرکت‌هایی مثل صدا و سیما، ایران خودرو، سایپا، شرکت‌های نفت و پتروشیمی و نیرو، شرکت‌های عظیم مخابراتی و صنایع دیگه با گردش مالی چند صد هزار میلیارد تومان بیش از ۹۷ درصد نیازهای خود را با خرید ابزارهای IT آمریکایی تأمین می‌کنند و حتی هیچ مرجع آماری معتبری برای تخمین ده‌ها میلیارد دلار ارزی که سالانه برای این امر صرف می‌شود وجود ندارد.
اما توسعه این ابزارها در داخل تا زمانی که شرکت‌های IT کشور دسترسی خود به زیرساخت ارتباطی را با قیمت‌های چندصد برابر شرکت‌های آمریکایی خریداری می‌کنند و اطمینانی از برقراری ارتباط در ۵ دقیقه آینده وجود ندارد؛ وقتی مسیرهای مورد استفاده برای ارتباط VPN که تمامی تراکنش‌های بانک‌ها و سرویس‌های IT صنایع بزرگ به آن وابسته است برای محدود کردن دسترسی عده‌ی اندکی به فیس‌بوک به طور دلبخواه بسته می‌شود؛ در زمانی که انحصار ایجاد و فروش دسترسی به شبکه زیرساخت در دستان دولت است که بابت قطعی سرویس به هیچ مشتری پاسخگو نیست؛ در حال حاضر استفاده شرکت‌های IT از شبکه شبیه تردد کاروان‌های تجاری از راه‌های دوران قاجار است که در هر زمان یک راهزن یا خان محلی تصمیم می‌گرفت راه را ببندد یا برای عبور لشکریانش قرق کند یا عوارض بستاند. گمان می‌کنم یک بار تجربه تسلط استعمارگران اروپایی بر اقتصاد ایران در زمانی که بجز کاروان‌های مستظهر به حمایت دول غربی هیچ کاروان دیگری امنیت نداشت برای ما کافی باشد.

یک شرکت یا باید احمق باشد که با شرایط و قیمت موجود بخواهد سرویس ایمیل ملی ارائه دهد تا با انحصار سرویس‌دهنده‌های آمریکایی یاهو و جیمیل مقابله کند؛ یا پشتش به بودجه‌های کلانی گرم است که صرف ارائه سرویس‌های مزخرف و ناامنی مثل mail.iran.ir می‌شود که دم‌دست‌ترین ابزار رایگان را به قیمت کلان به دولت فروخته و حتی عرضه خریداری یک گواهینامه دیجیتال امن نداشته است.

عزیزانی که در مورد فضای مجازی و حرمت یا حلیت آن نظر می‌دهند، از کل فناوری‌های اطلاعاتی صرفا با شبکه‌های اجتماعی یا همان اصطلاح غلط و فریبنده فضای مجازی آشنا هستند. لغت VPN را که می‌شنوند به جای این که یک شاهراه اطلاعاتی اختصاصی با ضریب امنیت بالا را تصور کنند که امکان تصادف و راهزنی و دستیابی دشمن به آن بسیار پایین است (تصور اولیه یک کارشناس شبکه)، ذهنشان به سمت فیلترشکن‌های درب داغونی می‌رود که برای گشت و گذار یک مشت بچه در فیس‌بوک ساخته شده. در صورتی که هیچ یک از صنایع بزرگ کشور بدون استفاده از VPNهایی که امنیت‌شان به طور لحظه‌ای (نانوثانیه! نه میکرو یا میلی ثانیه) تأمین می‌شود نمی‌توانند امور روزمره خود را انجام بدهند. تصور این عزیزان از حمله استاکس‌نت و فلیم، شبیه حضور یک سوسک در قوطی مواد غذایی یا نهایتا اتصال بمب مغناطیسی به درب خودرو شهید علی‌محمدی است.

یکی از دوستان بحثی انتقادی در مورد نظر آیت‌الله نکونام درباره اینترنت شروع کرده بود؛ در پاسخ به اعتراض من که سیطره تفکرش بر مدیریت اینترنت کشور را باعث ضررهای هنگفت صنایع کشور دانستم فرمود:‌ «پس شرکتتون متضرر شده. حله شما درست میگی :)» از تحقیر مستتر در این عبارت که بگذریم، از جهل پشت پرده این عبارت نمی‌توان گذشت که میلیاردها دلار ضرر و ده‌ها برابر آن عدم‌النفع اقتصادی و سلطه دشمن بر اقتصاد کشور را نمی‌شناسند و قضاوت می‌کنند. بدیهی است که شرکت‌های فاوا برای ارائه سرویس محتاج اتصال به اینترنت هستند و در شرایط موجود ضرر یا عدم‌النفع بسیاری از ناحیه عدم وجود زیرساخت ارتباطی متحمل می‌شوند. اما کسی نمی‌داند که در کنار زیان شرکت‌های ایرانی، شرکت‌های هندی بر بازار سرویس‌های IT کشور مسلط می‌شوند و به هزاران میلیارد رکورد اطلاعاتی از شهروندان ایرانی دسترسی پیدا می‌کنند. آن دوست ما اصلا نمی‌فهمد میلیاردها رکورد اطلاعاتی یعنی چه که بخواهد مصالح و مفاسد را ارزیابی و مقایسه کند.

میلیاردها رکورد یک ترکیب وصفی ساده نیست؛ بلکه یک زمینه تخصصی اطلاعاتی است که هزاران محقق خبره برای حسن استفاده یا سوءاستفاده از آنها بودجه‌های کلانی را خرج می‌کنند. چطور می‌توان همین یک عبارت را برای فرد غیرمتخصص توضیح داد؟

آیا از مصلحت‌سنجان کسی می‌تواند حتی تخمین بزند که مفاسد امنیتی و اجتماعی ناشی از استفاده شخصی و حرفه‌ای میلیون‌ها نفر از جیمیل در مقایسه با مصالح احتمالی ناشی از فیلترینگ بی‌قاعده برای قطع دسترسی یک عده که برای اتلاف وقت به فیس‌بوک می‌روند چقدر است؟ صرفا متخصصین داده‌کاوی که آشنایی با مفاهیم عمیق امنیت IT در سطح Enterprise می‌توانند چنین مخاطراتی را حدس بزنند. البته تنها راهکار پیشنهادی آنها هم مشخصا فیلتر جیمیل است. رک بگویم: افرادی که به خیال ایجاد امنیت روانی برای خانواده‌ها شرایط موجود را باعث شده و از آن دفاع می‌کنند، دچار جهل مرکب هستند.

متأسفانه هیچ روشی هم وجود ندارد که بتوان ارزش و اهمیت این فناوری‌ها را برای این عزیزان توضیح داد یا آنها را قانع کرد که اندکی در مورد آنها مطالعه تخصصی کنند. البته نباید فراموش کرد گناه متخصصینی را که آگاهانه بر این غفلت دامن می‌زنند؛ آن متخصصینی که نفع خود را در حفظ انحصار موجود و گرانی اینترنت می‌بینند و خروج از این حالت را نمی‌پسنند.

در پایان به یک حدیث نبوی استناد می‌کنم که فرمود الاسلام یعلوا و لایعلی علیه. علو اسلام محتاج ابزار است و تهیه آن ابزار طبق آیه مورد اشاره در صدر مطلب وظیفه حکومت مسلمین است. این علو فقط به ایجاد منبر مجازی از طریق اینترنت ختم نمی‌شود، بلکه جنبه بزرگی از آن تجارت – غیرمجازی – چند ده میلیارد دلاری است که به لطف شاهراه‌های اطلاعاتی ناامن، ضعیف و گران‌قیمت در داخل کشور و ضعف قوانین حمایتی از محصولات داخلی و ضعف مدیریت در استفاده از ابزار نوین باعث می‌شود که از جیب دولت مسلمین به جیب آمریکا برود!
رفع مشکلات قطعا به دست کسانی که تصورشان از اینترنت و دنیای اطلاعات محدود به فیس‌بوک و پلاس و یوتیوب است ممکن نیست. اما متأسفانه چنین افرادی در صدر شوراهای فضای مجازی و انقلاب فرهنگی قرار گرفته‌اند و از جایگاه فراقانونی در مورد همه نیازهای کشور به فناوری‌های اطلاعاتی حکم می‌دهند و تصمیمات‌شان نیز در حکم مصوبات قانونی است و به کسی هم پاسخگو نیستند.

این که چه کسی می‌تواند عزیزان را از خواب زمستانی بیدار کند، بنده بی‌خبرم. اما می‌دانم همان گونه که دخالت غیرمتخصصین در امور شرعی و صدور احکام فقهی باعث مفسده می‌شود؛ قضاوت غیرمتخصصین در امور فناوری و صدور احکام فقهی بدون آشنایی با محدوده کامل آن هم باعث مفسده می‌شود و هر گونه اتلاف سرمایه و عدم پیشرفت از این جنبه در روز قیامت بر گردن باعثین آن خواهد بود.
#فناوری_اطلاعات   #سنت_الهی_و_جامعه

، ۳۰ شهریور ۱۳۹۳
در گروه: اجتماعی, اقتصادی, سیاسی

Leave a Comment :, more...

سؤالات مهم از نامزدهای انتخاباتی – موضوع اول: تخریب انتخاباتی

، ۱۲ خرداد ۱۳۹۲

مقدمه

در هر انتخابات، تهمت‌ها و شایعات زیادی از طرف رسانه‌ها و فعالان سیاسی حامی و حتی یاران نزدیک نامزدهای انتخابات برای تخریب نامزدهای رقیب و دولت حاکم ساخته و منتشر می‌شود. ارتباط با دشمن و دریافت پول از آنها، فراماسون بودن، اعتقاد به خرافات، ارتباط با ساحرین، ادعای ارتباط با امام زمان، ضدیت با ولایت فقیه، دزد و مفسد بودن، دریافت پول از دشمن، شراب خواری، روابط نامناسب و بی‌بندوباری و مشارکت در جرایم سازمان‌یافته از جمله این موارد است. اگر بخواهیم به عنوان نمونه قربانی‌های این گونه رفتارها را معرفی کنیم، می‌توان از اتهام آمریکایی بودن به وزرای راستی دولت موسوی مانند دکتر مرندی، اتهام فساد و جنایت سازمان‌یافته اکبر هاشمی در انتخابات مجلس ششم، اتهام ضدیت با ولی فقیه به خاتمی در انتخاب ۷۶ و دریافت پول از دشمن در پایان دوره وی، اتهام تحجر به احمدی نژاد در انتخابات ۸۴، دروغگویی در انتخابات ۸۸، ارتباط با رمال و جن‌گیر و امام زمان در دوره اول وی توسط اصلاح طلبان، و دروغگویی، فساد، خیانت، فراماسونری، ارتباط با ساحرین و ادعای ارتباط امام زمان در دوره دوم توسط اصولگرایان نام برد. در انتخابات جاری نیز تخریب شدید نامزدهای انتخاباتی توسط سایت‌های خبری و فعالان سیاسی حامی رقبای آنها (اعم از اصولگرا و اصلاح طلب، درون جناحی و برون جناحی) به راحتی قابل مشاهده است.

رهبر انقلاب در مورد چنین رفتارهایی می‌فرماید:

بنى‌‏اسرائيل به خاطر این که … قدر نعمت خدا را ندانستند و كفران كردند، … “ضربت عليهم الذلة و المسكنة” [شدند] … وقتى رحمت الهى براى ما پيش خواهد آمد كه مواظب و مراقب خودمان باشيم؛ اين فضاى بی‌بندوبارى در حرف‏ زدن، در اظهارات عليه دولت، عليه كى به خاطر اغراض، اين‏ها چيزهايى نيست كه خداى متعال از اين‏ها به آسانى بگذرد. آن وقت كسانى خطا مى‏‌كنند، خداى متعال [می‌فرماید] “و اتقوا فتنة لاتصيبن الذين ظلموا منكم خاصة”، بله اين‌جورى است، بعضى از ظلم‌ها، بعضى از كارها هست كه نتيجه و اثر آن، دامن همه، نه فقط دامن آن ظالم را مى‏‌گيرد، بر اثر رفتار يك عده‏‌اى كه در گفتار خودشان، در عمل خودشان، در قضاوت خودشان ظلم مى‏‌كنند.

شاید به همین دلیل است که اصول‌گرایانی که تا دیروز احمدی‌نژاد را منحرف، فراماسونر، و بی‌مقدار از نظر دین و ایمان و تقوا عنوان می‌کردند، امروز شروع به تخریب یکدیگر با انواع اتهامات کرده‌اند.

حال، با توجه به این که این رویه بسیار عام شده و از حذف شده‌ها تا اصلاح‌طلب و اصول‌گرا هدف این حملات هستند، 2 سؤال برای بررسی نظر نامزدهای انتخابات در مورد این تخریب‌ها تدوین شده است و امید است که پاسخ نامزدهای مختلف و گروه‌های حامی آنها سرآغاز پایان دادن به این گونه رفتارهای تخریب گردد.

سؤال ۱
در صورت پیروزی در انتخابات، چنانچه دولت شما از طرف رسانه‌های خبری، فعالان فضای مجازی، شخصیت‌های سیاسی و سخنرانان مورد اتهامات شدید قرار گرفت تا جایی که شایعات به عنوان حقیقت متواتر توسط بخش زیادی از مردم پذیرفته شد، و باعث سلب کارآمدی از دولت شما گردید و پیگیری حقوقی را نیز دشوار کرد، چه رویه‌ای اتخاذ خواهید کرد؟
سکوت؟ پیگیری قضایی؟ قهر؟ واگذار کردن امر به خدا؟ یا هر گزینه دیگر.

سؤال ۲
هم اکنون سایت‌های خبری و فعالان فضای مجازی حامی شما و حتی گاه یاران و نزدیکان سیاسی شما مشابه همین رفتارهای تخریبی را علیه رقبای شما و دولت حاکم پی گرفته‌اند. موضع موثر شما چست؟ آیا شایعات آنها را تأیید می‌فرمایید؟
آیا غیر از موعظه به رعایت اخلاق انتخاباتی، تلاش جدی برای خاتمه این رویه مبذول داشته‌اید؟

#انتخابات_ریاست_جمهوری_1392 #سنت_الهی_و_جامعه #تخریب_انتخاباتی

، ۱۲ خرداد ۱۳۹۲
در گروه: اجتماعی, سیاسی

Leave a Comment :, , , , , , , more...

بی‌عدالتی در مثالی ساده

، ۱۴ اسفند ۱۳۹۱

فرض کنید در یک شرایط اقتصادی معین، هر نفر از ما هزار نفر خواننده این متن مبلغ ده هزار تومان در ماه گردش مالی داشته باشیم و در شرایط اقتصادی برابر نیازهای هم رو برطرف می‌کنیم. حالا در نظر بگیرید من محصول خودم رو که مورد نیاز همه شماست، مثلا آب، به دلیلی غیر از تلاش، ابتکار یا افزایش هزینه خرید، مثلا با تأخیر عمدی در عرضه آب به یک بهانه دروغ، روزانه یک تومان گرون‌تر بفروشم. در نگاه اول درآمد ماهانه هر یک از شما فقط سی تومان کمتر می‌شود. اما در عمل اتفاقات بسیار پیچیده‌تری پیش خواهد آمد.
از آنجا که وضعیت اقتصادی همه افراد در تعادل بوده، پس از این تغییر هر کسی ماهانه سی تومان باید از هزینه‌های خود بزند. با فرض این‌که افراد از هزینه خرید دستمال کاغذی کم کنند، تولیدکننده دستمال کاغذی ماهانه سی هزار تومان کمتر می‌فروشد. یعنی اگر محصولش رو صادر نکند، باید به خاک سیاه بنشیند! اگر فرض کنیم که خانواده‌ها از هزینه تحصیل فرزندان خود که یک امر بلندمدت هست کم کنند، ده سال بعد یک نسل سوخته داریم. در عمل کسری هزینه خانواده‌ها بین مخارج مختلف سرشکن شده و کمتر به چشم می‌آید. اما عمق واقعی فاجعه به دلیل وابستگی زنجیره‌ای فعالیتهای اقتصادی به یکدیگر بسیار بیشتر و بلندمدت‌تر خواهد بود.
حال جنبه دیگر ماجرا رو ببینیم. من به دلیل گران‌تر فروختن آب، ماهانه سی هزار تومان بیشتر از گذشته درآمد دارم، پس توان خرید بیشتری هم خواهم داشت. فرض کنید تصمیم بگیرم بخشی از این مبلغ رو برای مصرف بیشتر میوه و گوشت صرف کنم. میوه و گوشت تولیدی شهر ما برای سایر افراد کافی نبوده و قیمت آنها افزایش خواهد یافت. با فرض دو درصد افزایش قیمت میوه و گوشت و هزینه کرد ده درصدی خانواده‌ها برای این دو کالا، هر خانواده ماهانه بیست تومان بیشتر هزینه میوه و گوشت خواهد کرد. تا همین جا هر خانواده ماهانه پنجاه تومان از گران‌فروشی من متضرر شده است! اگر قصد کنم بخشی از درآمد اضافه رو به سرمایه تبدیل کنم، مثلا زمین یا مغازه بخرم، یا وام بدهم، دیگر هیچ یک از شما توان رقابت با منو نخواهید داشت. من قطعا بخشی از درآمد خود رو به آموزش بیشتر فرزندانم تخصیص خواهم داد که بهترین سرمایه‌گذاری بلندمدت است.
اما مهم‌تر از دو نکته بالا، آن است که همان عاملی که باعث شد امکان گرانفروشی برای من فراهم شود، هنوز در اختیار من است و در شرایط جدید محال است کسی بتواند این قدرت رو از دست من خارج کند. من می‌توانم برای درآمد بیشتر کارگر و برای دفاع از منافع خودم مزدور استخدام کنم. افراد متضرر از شرایط جدید برای تأمین نیاز حداقلی خود، حتی خانه منو نظافت می‌کنند. سایر افراد به من کالا یا سرویس بهتری می‌دهند. افراد صاحب نفوذ شهر قدرت‌شون رو در نزدیکی به من و تأمین منافع من خواهند دید.

و همه این تغییرات با یک فساد کوچک شروع شد. حقه کوچکی که امکان یک تومان گران‌فروشی منو فراهم کرد، با تقویت مالی من و تضعیف شما امکان ظلم و فساد بیشتری رو فراهم می‌کند. آن تغییر اولیه اگر ناشی از ظلم یا یک تصمیم نادرست مدیران جامعه باشد،، تبدیل به یک بی‌عدالتی بزرگ می‌شود. تنها راه مبارزه با سوءمدیریت و فساد ایجاد آگاهی و شفافیت و تحلیل دقیق گزاره هایپیشنهادی به عناوین مختلف – به ویژه آنها که به گوش شما خوشایند است – می‌باشد.
اسلام حتی در شرایط غیر از فساد و تبعیض به پیشگیری از بی‌عدالتی توجه می‌کند.مثلا حتی احترام بیشتر و سلام گرم‌تر به افراد ثروتمند یا ذی‌نفوذ رو در رده شرک و بت پرستی می‌داند؛ ربا رو جنگ با خدا اعلام می‌کند؛ و خمس و زکات رو بر مال راکد رو برای شکستن انحصار ثروت و قدرت واجب می‌کند (مشابه قانون ضدتراست در آمریکا!)

چنانچه حضرت امیر علیه السلام می‌فرماید، هیچ کاخی آباد نشد، جز این‌که صدها کوخ در کنار آن ویران شد. اگر کسی خانه شما را نظافت می‌کند، یقین بدانید در جامعه بی‌عدالتی هست.

#عدالت #عدالت_وانتخابات

 

تکمیلی:

  1. این بحث به عنوان یک تمثیل به کار رفته‌ است و لذا بسیاری از جزئیات در نظر گرفته نشده است.
  2. درست است که برخی دیگر از مردم شهر قیمت خودشان را اصلاح می‌کنند، اما به خاطر یک عامل انحصاری که من از آن بهره‌مند هستم، هیچ وقت نمی‌توانند روی دست من بزنند. همین افزایش قیمت توسط آنها باعث فشار بیشتر به عده‌ای دیگر می‌شود و در نهایت ضعیف‌ترین افراد فقیر و مستضعف می‌شوند.

، ۱۴ اسفند ۱۳۹۱
در گروه: اجتماعی, اقتصادی

۱ Comment :, more...

عدالت و ریاست جمهوری

، ۱۳ اسفند ۱۳۹۱

اگر بخواهیم تمامی خواسته‌های مردم ایران در انقلاب اسلامی را در یک کلمه خلاصه کنیم، آن کلمه چیزی جز عدالت نخواهد بود. ایرانیان از زمان مشروطه خواستار برقراری عدالت بوده‌اند، اما در همان گام اول خواسته اصلی آنها توسط برخی افراد به مطالبه مشروطیت تغییر یافت؛ تا بهمن 57 که مردم به رهبری امام خمینی با حذف استبداد یک گام اساسی به سمت عدالت برداشتند. با این حال پس از گذشت 34 سال از انقلاب ضداستبدادی، هنوز سطح عدالت در کشور ما به وضعیت قابل قبول نرسیده است.
در 16 سال اخیر، مردم ایران برای کاهش فساد و اجرای عدالت به دو رئیس جمهور متفاوت با وضع موجود رأی داده‌ند. این دو نفر دو دیدگاه مختلف نسبت به عدالت داشته‌اند، اما موفق به اجرای عدالت نشده‌اند. هنوز قشر مستضعف ایران با گرسنگی و بی‌کاری دست و پنجه نرم می‌کند، و قشر متوسط از تبعیض در دسترسی به امکانات می‌نالد. در 8 سال اخیر، احمدی‌نژاد اقدامات بسیاری انجام داده که خود آنها را در راستای اجرای عدالت می‌داند. همانگونه که خاتمی آزادی‌های سیاسی و جامعه مدنی خود را در راستای کاهش سوءمدیریت و کاهش فساد می‌دانست. اما آیا هر یک از این دو رئیس جمهور چقدر به رفع فساد و ایجاد عدالت دست یافته‌اند؟ می‌توان گفت که تقریبا هیچ کس نمیداند. هیچ کدام از ما واقعا نمی‌دانیم مسیرهای گسترش فساد چیست تا بتوان جلوی آنها را گرفت؟ آیا مفسدین برخوردار از قدرت و ثروت ساکت می‌نشینند تا ما دست آنها را قطع کنیم؟ با مدیران ضعیف و ضعیف‌النفسی که خود را بسیار آگاه و مجرب می‌دانند چه باید کرد؟
امسال نیز یک انتخابات ریاست جمهوری مهم در پیش است. احتمالا بسیاری از کاندیداها عدالت اقتصادی و رفع فساد را جزو برنامه‌های اصلی خود قرار دهند. اما به جرأت می‌توان گفت که کار جدی در مورد شناخت موارد عدم عدالت و راهکارهای پیاده‌سازی آن انجام نشده و احتمالا اکثریت برنامه‌ها در زمینه عدالت شعاری باشند. به نظر این جانب، بهترین راهکار این است که اولا ما خود را با عدالت و راهکارهای اجرای آن آشنا سازیم. همچنین، ایده‌های تئوری را با افراد صاحب‌فکر و آشنا با چم و خم اقتصاد و مدیریت کشور در میان گذاشته و چکش‌کاری کنیم. برای این امر، لازم است که عدالت تبدیل به یک مطالبه عمومی در انتخابات 1392 شود.
بر خلاف من و شما که می‌توانیم اعتراض خود به کندی سرعت اینترنت را در صدر اخبار صداوسیما قرار دهیم؛ کارگرانی که بیمه نیستند و حقوق حداقلی می‌گیرند و یا نمی‌گیرند صدای‌شان به هیچ جا نخواهد رسید. صفحه +عصر وارثین قصد دارد تا مجموعه گفتگوهایی با موضوع عدالت آغاز نماید. دوستان می‌توانند مطالب خود را نوشته و صفحه را منشن نمایند تا در این صفحه بازنشر شود.

تکمیلی:

تعریف عدم عدالت
به عنوان یک تعریف حداقلی در مورد عدالت، می‌توان دو جنبه عدم عدالت عمدی و عدم عدالت غیرعمدی را مشاهده کرد. عدم عدالت غیرعمدی، مانند مشکلات قانون کار فعلی و ساختار اقتصادی که زمینه ساز بروز تبعیض می‌شود. این جنبه از عدم عدالت را می‌توان سوءمدیریت نامید. جنبه دوم، عدم عدالت عمدی است. نام این جنبه را می‌توان ظلم و فساد نامید.
سوءمدیریت با توزیع نامناسب امکانات کشور باعث می‌شود که افرادی برخوردارتر – و بالتبع متوقع‌تر – و گروه دیگر کمتر برخوردار و محتاج کمک باشند. از سوی دیگر، فساد با ایجاد روابط شبکه‌ای با افراد برخوردار از قدرت و ثروت، تلاش می‌کند تا برخورداری خود را از امکانات و موقعیت‌های کشور افزایش دهد
در بسیاری موارد سوءمدیریت و فساد دست به دست یکدیگر داده و در کنار جهل مردم باعث می‌شود که عدالت یک آرمان دست نایافتنی گردد.

#عدالت #عدالت_وانتخابات

، ۱۳ اسفند ۱۳۹۱
در گروه: اجتماعی, اقتصادی, سیاسی

Leave a Comment :, , more...

پنچری ماشین، اخلاق اجتماعی-سیاسی و سنت‌های الهی

، ۲۰ بهمن ۱۳۹۱

امشب هنگام عبور از یک کوچه صدای برخورد ماشین با چیزی رو شنیدم. حدس زدم یک شاخه درخت بوده و به مسیرم ادامه دادم. در پارکینگ خونه متوجه شدم که چرخ ماشین پنچر شده و یک قطعه فلزی در لاستیک گیر کرده است. فردی که آن میله فلزی را در خیابان رها کرده بود به من ضرر مالی اندکی زد، و من از او گذشت کردم. اما اکنون قصد دارم از زاویه تأثیرات اجتماعی به این رفتار نگاه کنم.
من روز شنبه یک جلسه مهم مشاوره سازمانی داشتم که می‌خواستم در آخر هفته مطالب خود را برای ارائه در آن جلسه آماده کنم. پنچری ماشین باعث شد که چند ساعت از وقتی که باید صرف آماده‌سازی مطالب و یا بودن با خانواده می‌شد، صرف تعویض چرخ و پنچرگیری شود. آن فرد دیگر به من مدیون نیست – به خاطر گذشت من، اما وقتی که تلف شد و ارائه‌ای که می‌توانست بهتر باشد، اثرات وضعی اقدام او بود که جایی در جامعه تأثیر خواهد گذاشت.
در روز بارها با چنین بی‌دقتی‌ها و بی‌اخلاقی‌هایی مواجه می‌شویم. برخورد تحقیرآمیز یک مسافر با راننده تاکسی منجر به عصبانیت او هنگام رانندگی می‌شود. گرانفروشی و احتکار یک تاجر فشار مالی بر روی یک معلم و پرستار کم درآمد ایجاد می‌کند و در بهترین حالت باعث افت کیفیت کاری آنها و عدم رسیدگی مناسب به دانش آموز و بیماران می‌شود. همه ما – از جمله مسافر بی‌ادب و مرد گرانفروش – از رانندگی عصبی دیگران، بی‌دقتی پرستاران و عدم تدریس مناسب معلم فرزندمان رنج می‌بریم. همه ما، خوب و بد، یک جامعه را تشکیل می‌دهیم. گناهان ریز و درشت ما باعث می‌شود که تر و خشک با هم بسوزند.
همه ما از وضعیت سیاسی و مدیریتی جامعه ناراضی هستیم. همه اعتقاد داریم که وضعیت بایستی بهتر از این باشد. انقلاب اسلامی با سرنگون کردن یک حکومت استبدادی و وابسته به بیگانگان، حکومتی مستقل از بیگانه را به ارمغان آورد که افراد مختلفی از گروه‌های مختلف و با سلایق سیاسی متفاوت تا به حال در رأس امور بوده‌اند. تقریبا همه ما – به جز برخی دایی جان ناپلئون‌ها – اعتقاد داریم حضور و عدم حضور مسؤولین در قدرت هیچ ربطی به خواست بیگانگان نداشته است. پس مسؤولین نیز با تقریب خوبی دارای ویژگی‌های مثبت و منفی اخلاقی مشابه خود ما هستند.
خداوند متعال می‌فرماید: إن الله لایغیر مابقومٍ حتی یغیروا ما بأنفسهم. وضعیت فعلی جامعه ناشی از ویژگی‌های رفتاری خود ماست. پس انتظار برای اینکه یک جریان یا یک فرد سیاسی منجی ما شود انتظاری بی‌جاست.
تا زمانی که ما در کارهای خود صداقت، حقوق دیگران و اخلاق اسلامی را رعایت نکنیم، از میان ما مسؤولانی که در عملکرد مدیریتی و سیاسی خود صادقانه حقوق ملت و اخلاق اسلامی را رعایت کنند برنخواهند خواست. این سنت الهی است، و لن تجد لسنة الله تبدیلاً.

نظرات در گوگل پلاس

، ۲۰ بهمن ۱۳۹۱
در گروه: اجتماعی, سیاسی

۱ Comment :, , more...

سنت الهی – نتیجه‌ی امتیاز دهی به ثروتمندان در مقابل فقیران

، ۲۴ آذر ۱۳۹۱

بازگشت به نوشته‌ی چند ماه قبلم (چرا من گمان می کنم که نظام جمهوری اسلامی مضمحل خواهد شد؟ لینک گوگل پلاس: http://bit.ly/NsYNrl)، قصد دارم هرگاه نمونه‌ای از این سنت‌های الهی را  در قرآن یا حدیثی خواندم، با استفاده از برچسب «سنت الهی و جامعه» در مورد آن بنویسم.

وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ ۖ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ ﴿١٨﴾ فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَيْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ ﴿١٩﴾    سورة سبإ

خداوند در آیات 18 و 19 سوره‌ی مبارکه‌ی سبإ، می‌فرماید:

و میان آنها و شهرهایی که برکت داده بودیم، آبادیهای آشکاری قرار دادیم؛ و سفر در میان آنها را بطور متناسب (با فاصله نزدیک) مقرّر داشتیم؛ (و به آنان گفتیم:) شبها و روزها در این آبادیها با ایمنی (کامل) سفر کنید! ولی (این ناسپاس مردم) گفتند: «پروردگارا! میان سفرهای ما دوری بیفکن» (تا بینوایان نتوانند دوش به دوش اغنیا سفر کنند! و به این طریق) آنها به خویشتن ستم کردند! و ما آنان را داستانهایی (برای عبرت دیگران) قرار دادیم و جمعیّتشان را متلاشی ساختیم؛ در این ماجرا، نشانه های عبرتی برای هر صابر شکرگزار است.

این آیات در مورد فوم سبا است. در تفسیر نمونه، ج 18 صص62-71 (http://bit.ly/Y3Ds2e)، چنین می‌خوانیم:

در ميان آنها [قوم سبا] و سرزمين مبارك آباديهاى متصل و زنجيره‏اى وجود داشت، و فاصله اين آباديها به اندازه‏اى كم بود كه از هر يك ديگرى را مى‏ديدند (قرى ظاهرة – آباديهاى آشكار) . بعضى از مفسران قرى ظاهره را طور ديگرى تفسير كرده‏اند، گفته‏اند : اشاره به آباديها است كه درست در مسير راه بطور آشكار قرار داشته، و مسافران به خوبى مى‏توانستند در آنها توقف كنند، و يا اينكه اين آباديها بر بالاى بلندى قرار داشته و براى عابرين ظاهر و آشكار بوده.

…ولى از آنجا كه تنها عمران كافى نيست، و شرط مهم و اساسى آن امنيت است اضافه مى‏كند ما در ميان اين آباديها فاصله‏هاى مناسب و نزديك مقرر كرديم (و قدرنا فيها السير). و به آنها گفتيم: در ميان اين قريه‏ها شبها و روزها در اين آباديها در امنيت كامل مسافرت كنيد (سيروا فيها ليالى و اياما آمنين). به اين ترتيب آباديها فواصل متناسب و حساب شده‏اى داشت، و از نظر حمله وحوش و درندگان بيابان، يا سارقين و قطاع الطريق نيز در نهايت امنيت بود، به گونه‏اى كه مردم مى‏توانستند بدون زاد و توشه و مركب، بى آنكه احتياج به حركت دستجمعى و استفاده از افراد مسلح داشته باشند، بدون هيچ خوف و ترس از جهت ناامنى راه يا كمبود آب و آذوقه به مسير خود ادامه دهند.

…از جمله تقاضاهاى جنون آميز آنها اينكه از خداوند تقاضا كردند كه در ميان سفرهاى آنها فاصله افكند، گفتند : پروردگارا ! ميان سفرهاى ما دورى بيفكن تا بينوايان نتوانند دوش به دوش اغنياء سفر كنند! ( فقالوا ربنا باعد بين اسفارنا)…. منظورشان اين بود كه در ميان اين قريه‏هاى آباد فاصله‏اى بيفتد و بيابانهاى خشكى پيدا شود، به اين جهت كه اغنياء و ثروتمندان مايل نبودند افراد كم درامد همانند آنها سفر كنند، و به هر جا مى‏خواهند بى زاد و توشه و مركب بروند!

آنها با اين عملشان به خودشان ستم كردند ( و ظلموا انفسهم). [سپس قرآن فرماید:] چنان آنها را مجازات كرديم، و زندگانيشان را در هم پيچيديم كه آنها را سرگذشت و داستان و اخبارى براى ديگران قرار داديم! ( فجعلناهم احاديث). از آن همه زندگانى با رونق و تمدن درخشان و گسترده چيزى جز اخبارى بر سر زبانها، و يادى در خاطره‏ها، و سطورى بر صفحات تاريخها باقى نماند، و آنها راسخت متلاشى و پراكنده ساختيم ( فمزقناهم كل ممزق).

و در پايان آيه مى‏فرمايد : قطعا در اين سر گذشت آيات و نشانه‏هاى عبرتى است براى صبر كنندگان و شكرگزاران (ان فى ذلك لايات لكل صبار شكور). چرا صابران و شكرگزاران مى‏توانند از اين ماجراها درس عبرت گيرند؟ ( مخصوصا با توجه به اينكه صبار و شكور هر دو صيغه مبالغه است و تكرار و تاكيد را بيان مى‏كند). اين بخاطر آنست كه آنها به واسطه صبر و استقامتشان مركب سركش هوا و هوس را مهار مى‏كنند و در برابر معاصى پرقدرتند، و به خاطر شكرگزاريشان در طريق اطاعت خدا آماده و بيدارند به همين دليل به خوبى عبرت مى‏گيرند.

تفسیر نمونه در قسمت نکته‌ها، می‌آورد: مغروران قوم سبا كه نمى‏توانستند توده‏هاى جمعيت را در كنار خود ببينند، و خيال مى‏كردند بايد ميان اقليت اشرافى و اكثريت كم در آمد سدى بزرگ و مرزى عظيم باشد تا هرگز به هم آميخته نشوند، از خداوند تقاضاى دورى آباديها و بعد سفر كردند، خداوند هم اين دعايشان را مستجاب كرد و آنچنان متلاشى شدند كه هر گروهى به سوئى رفتند، و به گونه‏اى از هم دور شدند.

بنا بر این به عقیده‌ی من، یکی از سنت‌های الهی این است که تلاش برای ایجاد اختلاف طبقاتی، موجب اضمحلال جامعه است. اگر این برداشت را اندکی توسعه بدهیم، می‌توان گفت وضع قوانین یا ایجاد شرایطی که امتیازهای خاصی برای ثروتمندان به وجود بیاورد و آنها را از گروه‌های کم درامد جامعه متمایز کند، از عوامل نابودی جامعه خواهد بود.

، ۲۴ آذر ۱۳۹۱
در گروه: اجتماعی

۱ Comment : more...

چرا من گمان می کنم که نظام جمهوری اسلامی مضمحل خواهد شد؟

، ۲۹ خرداد ۱۳۹۱

پیشنوشت

تمبر سالگرد استقرار جمهوری اسلامی ایران1- صادقانه و خالصانه آرزو می کنم و از خداوند می خواهم که این گمانم به کل اشتباه باشد.

2- اینکه جامعه‌ای در حال اضمحلال باشد، دلیل بر آن نیست که لزوما اصول و تمامی مبانی آن غلط است.
برای مثال ساختمان بزرگی را در نظر بگیرید که نقشه ی مهندسی صحیحی دارد، اما پیمانکار در حین ساخت آن به جای سیمان از کاهگل استفاده کرده است!

3- اینکه کسی گمان کند سیستمی یا گروهی در حال نابودی است، دلیل نمی شود که جان خودش را بردارد و بگریزد.
برای مثال سربازی را فرض کنید که با اطمینان به شکست خوردن در جنگ، تا آخرین قطره ی خونش از کشورش دفاع می‌کند.

4- نتیجه گیری و تحلیل‌های ما بر اساس داده‌هایی است که دریافت می کنیم. من به عنوان یک فرد از جامعه ممکن است داده‌های اشتباهی دریافت کرده باشم یا داده‌هایم محدود به پیرامون خودم باشد و به کل جامعه تعمیم داده نشود. در این صورت تحلیل من نیز صحیح نخواهد بود. این اصل هم در مورد من و هم در مورد شمای خواننده صادق است.

5- این مبحث به هیچ عنوان یک بحث سیاسی و علیه دولت یا هیچ گروه سیاسی خاصی نیست و فقط در برگیرنده‌ی دیدگاه اجتماعی نویسنده از وضعیت کشور ایران است.

سنت الله

متدولوژی جامعه‌شناسان از مدت‌ها قبل این گونه بود که دو موضوع «فرد» و «جامعه» را مورد مطالعه قرار می‌دادند و سپس تاثیر این دو بر یکدیگر را می‌سنجیدند. اما در سال 1975 جامعه شناسی به نام کارل هونریش نشان داد که این دو «سیستم فردی» و «سیستم اجتماعی» پاسخگوی تمامی مسایل و تغییرات جامعه‌شناسی نیستند و سیستم دیگری به عنوان «سیستم طبیعت» (یا نظام آفرینش) بر دو سیستم قبلی تاثیر می گذارد.

فرامرز رفیع‌پور در مقدمه‌ی کتاب «آناتومی جامعه» چنین می نویسد:

…این یک قانونمندی طبیعی، سنتی، و قدیمی است که از بدو خلقت انسان‌ها در نظام آفرینش وجود داشته است؛ یعنی یک سنت الهی است. لذا تمام قانونمندی‌های اجتماعی درست مانند قانون‌مندی‌های فیزیولوژیکی، قانونمندی‌های نظام آفرینش، یعنی «سنة الله» هستند.

خداوند در آیات مختلفی از قرآن کریم در مورد «سنت الله» سخن می گوید؛ از جمله:

فَلَمْ يَكُ يَنفَعُهُمْ إِيمَانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا ۖ سُنَّتَ اللَّـهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ فِي عِبَادِهِ ۖ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْكَافِرُونَ ﴿سوره‌ی مبارکه‌ی غافر، آیه‌ی ٨٥﴾
امّا هنگامی که عذاب ما را مشاهده کردند، ایمانشان برای آنها سودی نداشت! این سنّت خداوند است که همواره در میان بندگانش اجرا شده، و آنجا کافران زیانکار شدند!

در مورد قوانین و قواعد الهی 3 نکته قابل ذکر است:

اولا این قوانین و قواعد فرای اختیار بشر است و آدمی نمی تواند در آنها تغییری ایجاد کند (مگر به اذن خداوند). مثلا کسی نمی‌تواند نیروی جاذبه را حذف کند و به این ترتیب بر قانون فیزیکی جاذبه خدشه وارد کند.

ثانیا این قوانین مستقل از عامل آن عمل می کنند. یعنی چه یک انسان خداپرست و با ایمان شیئی را به آسمان پرتاب کند و چه یک انسان کافر و منکر خداوند، قانون جاذبه در این دو مورد به طور یکسان عمل خواهد کرد.

ثالثا این قوانین مستقل از نیت و مقصود عامل، عمل می‌کنند. یعنی چه موشکی برای پیشبرد علم و خدمت به مردم به فضا پرتاب شود و چه به نیت انهدام یک هدف و صدمه زدن به مردم، قوانین فیزیکی به طور مساوی بر آن اعمال می‌شوند.

به نظر من قوانین موثر بر جوامع بشری یا همان «سنن الهی» نیز از 3 اصل فوق تبعیت می‌کنند. یعنی اولا انسان نمی‎‌تواند این قوانین را خنثی یا بی اثر کند. و در ثانی این قوانین چه در یک جامعه‌ی معتقد به خداوند و چه در یک جامعه‌ی منکر خدا، به یک نحو و به طور یکسان تاثیر خواهد کرد. و ثالثا نیت و مقصود جوامع از تبعیت این قوانین، تاثیری در نتیجه نخواهد داشت. چه یک جامعه با هدف ارتقای معنوی به این قوانین متوجه شود و چه با قصد توسعه و قوی شدن (تا به استثمار دیگران بپردازد)، این قوانین به یک نحو عمل می کنند.

حال این قوانین مربوط به جامعه و سنن الهی چه هستند؟ فکر نمی‌کنم یافتن این موارد در قرآن و احادیث کار مشکلی باشد. هر کسی با اندکی معلومات یا مطالعه می تواند موارد متعددی از این قوانین را پیدا کند. مواردی که اجرای آنها باعث تعالی فرد و جامعه می شود و مواردی که عمل به آنها موجب سقوط و انحطاط می‌گردد. به طور خلاصه می‌توان گفت که این سنت‌ها، همان اخلاقیات هستند ـ که در ادیان الهی نیز بیش از هر چیزی بر آنها تکیه شده است. اخلاق حسنه‌ای مانند راستگویی، درستکاری، امانتداری، و…

آنچه من در جامعه‌ی ایران می‌بینم ـ و حقیقتا امیدوارم که اشتباه دیده باشم ـ افزایش روز افزون رذایل اخلاقی است. دروغ (+ شهادت دروغ)، غیبت، تهمت، رشوه دهی و رشوه گیری، اصراف، حق کشی، عدم ترحم، دزدی، و هزاران رذیله‌ی اخلاقی دیگر جامعه را فرا گرفته است و به عقیده‌ی من هر روز هم بیشتر می‌شود.

نکته‌ی مایوس کننده این است که علی رغم ارتقای اقتصادی و علمی افراد جامعه، شیوع این رذایل اخلاقی میل به کم شدن ندارد. و نکته‌ی بدتر و ناامیدکننده‌تر اینکه ظاهرا کسی از شیوع این سموم مهلک در جامعه، ناراضی یا نگران نیست!

نتیجه گیری

به نظر نگارنده، اگر اکثریت افراد جامعه و مسوولان به طور جد در مورد پایبندی جامعه به اخلاق حسنه (در راس آنها راستگویی و پرهیز از دروغ) فکری نکنند و جامعه تغییر محسوس و اساسی در مسیر اخلاقی و کرداری خود حاصل نکند، قوانین حاکم بر جوامع بشری (سنت الله) موجب نابودی نه فقط حکومت جمهوری اسلامی، بلکه جامعه‌ی ایران خواهد شد. مباد آن روز.

نظرات و دیدگاه‌ها »

، ۲۹ خرداد ۱۳۹۱
در گروه: اجتماعی, سیاسی

۳ Comments :, more...