Tag: سبک زندگی

«لایف استایل» یعنی «سبک زندگی»؛ اسلامی و غیراسلامی بودنش به عهده‌ی ماست

، ۳۰ فروردین ۱۳۹۴

مهمترین علت در حاشیه ماندن علوم انسانی در ایران، عدم استقبال مردم، سیاستگذاران یا مسوولان نیست؛ بلکه غیرعملی بودن نظریه‌های اجتماعی ـ فرهنگی آن است. به عبارت دیگر، نظریه‌های فعلی علوم انسانی در ایران، اگر چه «غیر واقعی» (unrealestic) نیستند، نمی‌توان آنها را در زمره‌ی نظریه‌های کاربردی (practical) بر شمرد.

نظریه‌هایی که از درگاه علوم انسانی صادر می‌شوند و می‌خواهند نسخه‌ای جامعه‌شناختی یا فرهنگی برای ایران بپیچند، باید نشانی دقیقی از معضلات کنونی را در خود داشته باشند و پاسخی کاربردی به خواسته‌های اجتماعی بدهند. تئوری‌هایی که صرفا بر گرفته از کتاب‌ها قطور و تخصصی مذهبی و علوم انسانی و در بر گیرنده‌ی آرزوهای مدینه‌ی فاضله باشد، لاجرم به بایگانی «غیر کاربردی» رفته، حتا در زمانی که امکان پیاده سازی آنها نیز فراهم شود، سخت می‌توان آنها را باز یابید.

مطلب “سبک زندگی اسلامی ربطی به «لایف استایل» ندارد” [ http://j.mp/hijab2015_b ، پیوست ذیل همین نوشته]  نوشته‌ی آقای مجتبی دانشطلب یکی از این مطالب واقعی اما غیر کاربردی است. نوشته با این جمله شروع می‌شود که: «مفاهیم و مناسک اسلامی نباید با شیوه زندگی جدید تطبیق [داده] بش[ـو]ند.» که یک اصل فقهی است و البته مُخِلّی یا مُحِلّی برای زندگی اجتماعی ایرانیان نیست. اما مشکل از آنجا شروع می‌شود که نویسنده، اولا یک معضل اجتماعی را به غلط نشانی می‌دهد و ثانیا به جای طرح یک راه حل کاربردی، به تخطئه‌ی نظریات دیگران (و حتا خود آن دیگران!) می‌پردازد و می‌خواهد با تکرار تئوری‌های خود، بدون توجه به پراکتیکال (کاربردی) بودن آنها در جامعه‌ی امروز ایران، ادعا کند که راه حل در کلام او جای دارد و بس.

نویسنده می‌گوید: «…حاضرند اندیشه غیراسلامی حاکم بشه و به برهنگی آزادی بده تا پوشش اسلامی اون‌ها نشانگر انتخاب و تمایزشون از دیگران باشه.» نسبت دادن چنین حرفی به منتقدان «حجاب اجباری» همان نشانی غلط به معضل «بدحجابی / بی‌حجابی» و عدم کارکرد «حجاب اجباری» در ایران است. جدای از اینکه روشی غیر علمی در تخطئه‌ی طرف مقابل با نسبت دادن ادعایی به اوست که در واقع او چنین ادعایی نکرده است!

نویسنده سپس در جای دیگر، مشکل طرف مقابل را در «گیر کردن در دوگانه سنت – مدرنیته» می‌داند و این نظریه‌اش را بسط می‌دهد و سپس آنها را «آدم‌های رفاه زده»، «تازه به دوران رسیده»، و «اون‌هایی که اعتماد به نفس مذهبی ندارند و نسبت به روشنفکرها و سکولارها دچار احساس حقارت هستند» می‌شمرد.

در پانوشت، نویسنده نظرش را در مورد تعریف «سبک زندگی اسلامی» می‌نویسد و تشریح می‌کند.

خوب چه چیزی در این میان گم شده است؟ بله، معضلی به نام «حجاب اجباری» که برای دیدن آن، کافی است در هر شهری – و نه فقط در تهران، حتا شهرهای مذهبی ایران – به کوچه و خیابان برویم، مردم را ببینیم و اگر چهره‌مان شبیه ماموران امنیتی نیست، اندکی نیز پای حرف مردم بنشینیم. «حجاب اجباری» یک معضل واقعی است در ایران برای هر دو گروه معتقد و غیر معتقد به حجاب. باید آن را ببینیم. و بعد، بدون تخطئه‌ی افرادی که راه حلی «کاربردی» برای حل آن ارایه می‌دهند، اگر می‌توانیم، راه حل بهتر و البته کاربردی‌تری ارایه دهیم.


پانوشت:  این پاسخ، در حیطه‌ی یک گفتگوی طلبگی است و قطعا چیزی از ارادت و تواضع بنده نسبت به آقای+مجتبی دانشطلب ([email protected]) ([email protected]) کم نخواهد کرد.

مطلب مربوط و کامنت‌های ذیل آن: http://j.mp/hijab2015_a

 


پیوست

سبک زندگی اسلامی ربطی به «لایف استایل» ندارد

نوشته‌ی مجتبی دانشطلب در j.mp/hijab2015_b
مفاهیم و مناسک اسلامی نباید با شیوه زندگی جدید تطبیق بشند. مثلا وقتی زیارت تبدیل به سبک زندگی (Lifestyle) می‌شه بخشی از الگوی لذت گرایی و هویت طلبی شده، روح خودش رو از دست می‌ده و شکل یک مناسک معنوی رو پیدا می‌کنه که هدفش رسیدن به آرامش روانی و تمایز اجتماعی است. حتی تفاخر به این زیارت هم با تفاخر سنتی متفاوته و بیشتر طنین طبقاتی و اقتصادی داره.

بعضی‌ها می‌خوان حجاب رو هم وارد این الگو کنند، یعنی حاضرند اندیشه غیراسلامی حاکم بشه و به برهنگی آزادی بده تا پوشش اسلامی اون‌ها نشانگر انتخاب و تمایزشون از دیگران باشه. این نوع نگاه زیارت رو در حد تفریح و حجاب رو در حد مُد اسلامی پایین می‌آره، و در کل حضور اجتماعی اسلام رو به شکلی از مصرف و روابط دلخواه تقلیل می‌ده. کسانی که همچین نگاهی به دین دارند اگر در ظاهر هم انقلابی یا وصل به حکومت باشند در واقع دغدغه دینِ اجتماعی ندارند و نسبت به لایه‌های عمیق‌تر سیاست بی‌توجه‌اند.

ریشه این نگاه گیر کردن در دوگانه سنت – مدرنیته است، به این معنی که زندگی سنتی اعتبارش رو از دست داده و فقط سبک زندگی جدید ارزش داره. طبیعیه که وقتی سنت کهنه و دمُده دیده بشه مفاهیم و مناسک دینی از بستر خودشون دور می‌افتند و ذیل الگوی جدید بازسازی می‌شند تا باکلاس، دلخواه، یا معقول به نظر بیاند. مراجع فکری سنتی هم از بین می‌رند و جاشون رو تواضع در برابر امر جدید و خواست فردی می‌گیره.

این نوع نگاه بیشتر از اونکه ریشه فکری داشته باشه زمینه روانی داره، آدم‌های رفاه زده، تازه به دوران رسیده، و اون‌هایی که اعتماد به نفس مذهبی ندارند و نسبت به روشنفکرها و سکولارها دچار احساس حقارت هستند بیشتر به بازتعریف مفاهیم و مناسک دینی رو می‌آرند. شاخصه فکری‌شون هم فرار از بحث‌های تاریخی و هویت اجتماعی (ملی و شیعی) و اهمیت دادن به جلوه‌ و نمایش دین برای دیگرانه.

توضیح ضروری: سبک زندگی یک اصطلاح انتقادی و حاکی از انتخاب نوع مصرفه، که هم فردگرایانه است و هم طبقه متوسطی. اصطلاح سبک زندگی رو‌ چپ‌ها به دلیل اینکه مفهوم مارکسی طبقه دیگه برای توصیف تمایزات اجتماعی کارایی نداشت استفاده کردند. با این حساب سبک زندگی اساسا ماهیت مادی داره و هدفش احساس رضایت و شخصیت پیدا کردن و به کار گرفتن حق انتخاب با نوع مصرفه.

اما در ایران این اصطلاح به نحو دیگه‌ای متداول شده و وقتی از سبک زندگی اسلامی حرف می‌زنند از معنایی صحبت می‌کنند که به نفع فرهنگ آخرت‌گرای ایرانی – اسلامی در اون تصرف شده. وقتی می‌گیم زندگی دینی نباید تبدیل به سبک زندگی (Lifestyle) بشه منظور معنای اوله و وقتی از سبک زندگی ایرانی – اسلامی حرف می‌زنیم منظور معنای دوم و بومی هست که جنبه تاریخی هم داره.

، ۳۰ فروردین ۱۳۹۴
در گروه: اجتماعی

Leave a Comment :, , more...

راهکارهای پیشنهادی گسترش حجاب

، ۰۷ آبان ۱۳۹۳

1) لقمه های حرام ربا را از سفره مردم برداریم
و مردم را از شر آثار آن که یکیش بی حجابیست خلاص کنیم.
بانکداری مان باید اسلامی شود تا حجاب مان اسلامی شود.

 

2) حس زیبایی پسندی خانم ها را ارج بنهیم
و در طراحی لباس هایمان از رنگ ها و طرح های مختلف استفاده ببریم،
و دغدغه مان صرفا پوشیدگی باشد نه رنگ مشکی و پارچه ساده و بی طرح…

13-3-4-2014311-smal

 

3) آزادی پوشش توهمیست که اومانیسم درست کرده.
اومانیسم میگوید انسان توان تشخیص صلاح و مصلحت و تعیین دین برای خود را دارد!
باید این توهم را از ذهن ها بیرون کرد.
باید به مردم قبولاند که ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس…
که اگر کار به دست انسان باشد در خشکی و دریا فساد ظاهر می شود.
باید به مردم قبولاند که باید و نباید رعایت حجاب را از خدا و پیغمبرش بپرسند نه از خودشان!
باید به مردم فهماند که «مسلمان» باید در برابر تمام دستورات دین «اسلام» «تسلیم» باشد.
نه اینکه نومن ببعض و نکفر ببعض باشد و به بعضی دستورات دین ایمان و به بعضی کافر باشد.
نصف دین را به تشخیص اومانیستی خود بپذیرد نصفش را نپذیرد!
انسان اصالتی برای تعیین دین برای خود ندارد و حق ندارد دینی را به میل خود تغییر دهد.

 

4) ممکن است بعضی خانم ها برای جذب شوهر بی حجابی و زیبایی نمایی کنند.
که البته شوهر در این دوره و زمانه کم گیر می آید!
باید ابتدا سختی های امر ازدواج را برطرف کنیم،
و مشکلات مسکن و جهیزیه زوج ها را برطرف کنیم،
و امکانات عروسی ساده و کم خرج مانند ازدواج های دانشجویی
و سالن و مراسم ساده را بیش از پیش فراهم کنیم.
بعد از آن باید به خانم ها فهماند که
اگر برای جذب شوهر بی حجابی و زیبایی فروشی میکند

یقینا مرد لایقی به او جذب نمیشود
و پس فردا جذب زیبایی دیگری خواهد شد
و در سنین بالاتر که طراوت و زیبایی خانم از دست رفت عشق و علاقه مرد نالایق نیز از بین میرود.
درست است که شوهر در این زمانه گیر نمی آید اما با بی حجابی شوهر خوب جذب نمیشود.

 

5) بعد هم خودمان گرفتار افکار اومانیستی نشویم و شرایط ازدواج موقت را نیز فراهم کنیم
و خودمان احکام دین را تعطیل نکنیم تا دیگران نیز احکام دین مثل حجاب را تعطیل نکنند.
همانطور که حس زیبایی پسندی خانم ها را در انتخاب پوشش زیبا و رنگارنگ اما کامل ارج مینهیم،
حس تنوع پسندی آقایان را هم ارج بنهیم
و با تفکرات اومانیستی خود حقی که دین خدا برای چهار همسری قائل شده تعطیل نکنیم.
نومن بنصف دین و نکفر بنصف دین اسمش اسلام نیست.
اسلام یعنی تسلیم بودن در برابر امر پروردگار.
دختران باکره به صورت معمول سراغ ازدواج موقت نمیروند
و گوهر خودشان را خرج ازدواج موقت نمی کنند.
مگر کسانی که تنوع را ترجیه میدهند…
و البته دختر برای ازدواج موقت هم نیاز به اذن و اجازه پدرش دارد.
خانم های مطلقه ای که با قانون فعلی (1 ثانیه همخوابگی معادل ارضای جنسی) در کشور هستند
و کسی دیگر پیدا نمیشود که آن ها را ازدواج دائم کند
و تا ابد باید بدون ارضا شدن زندگی کنند راهی جز ازدواج موقت برایشان نیست.
بعضا برای جذب جنس مخالف از آرایش و بی حجابی استفاده میکنند و جامعه را به هم میریزند.

 

6) منبع اصلی اعتقادات مردم الان رسانه ها و تولیدات چندرسانه ای هستند
که جمهوری اسلامی در تولید این محصولات بسیار ضعیف عمل کرده.
شما کیفیت کارتون های والت دیسنی را در هیچ محصول ایرانی ای نمیتوانید پیدا کنید.
یک کارتون 3D با تکنولوژی های روز ساخته نشده…
خانواده ها برای خرید کارتون قشنگ برای کودکانشان
هیچ انتخابی جز محصولات تولیدی غرب ندارند.

صدا و سیما جمهوری اسلامی پرشده از محصولات غربی
که فقط صحنه های غیر اخلاقی سانسور شده
اما اساس داستان و سبک زندگی اش غیر قابل سانسور است.
دو کارتون brave و tangled کافیست برای اینکه دختری، خانواده گریز و خانواده ستیز بشود.
در انیمیشن Ice Age Continental Drift که دختر آن ماموت،
به بهانه اینکه دیگر بزرگ شده مقابل پدرش قرار میگیرد و به پارتی میرود
و بعد که پدرش سر می رسد و او جلو دوستانش خجالت زده میشود
رسما به پدرش می گوید اي کاش شما پدر من نبودين…
فیلم های بسیاری هستند که موضوعشان این است که فرد بعد از عمری زندگی در کنار پدر و مادرش متوجه میشود که آن ها پدر و مادر واقعی اش نیستند و شروع به گشتن برای پدر و مادر خودش میکند، که اینگونه فیلم ها روابط خانوادگی فرزندان با والدین شان را خراب میکند… بچه با کوچک ترین سخت گیری ای از جانب والدین آرزو میکند کاش پدر و مادر من افراد دیگری بودند.
صدا و سیما 90 درصد برنامه هایش در بالاشهر برداشت میشود،
و سبک زندگی بالاشهری و بی حیایی و روابط بی قید دختر و پسر نامحرم را به تصویر می کشد.

brave-uk-movie-poster-smal

 

7) این تفکر غلط که حجاب امنیت و مصونیت فرد را تامین میکند باید از بین برد.
حجاب در موارد مصداقی نتوانسته موجب مصونیت شود و حتی به افراد چادری هم تجاوز شده.
درست است که حجاب مصونیت است نه محدودیت
اما این مصونیت جامعه است نه فرد باحجاب.

حجاب موجب مصونیت جامعه خواهد شد
بطوری که در جامعه بی حجاب افراد متوسط الایمان (خاکستری ها)
رو به بی ایمانی و هوسبازی پیش میروند (به سمت سیاه شدن)
اما در جامعه با حجاب افراد متوسط الایمان (خاکستری ها)
رو به با ایمانی و عفت پیش میروند (به سمت سفید شدن).
در جامعه با حجاب تجاوز و انحرافات اخلاقی بسیار قبیح تر از جامعه بی حجاب است.
انحرافات اخلاقی در جامعه با حجاب “منکر” است (و باید نهی از منکر کرد)
اما انحرافات اخلاقی در جامعه بی حجاب “سوء” است (و باید نهی از سوء کرد)
مصونیت یک جامعه از انحرافات اخلاقی با حجاب انجام میشود،
اگرچه ممکن است در موارد فردی، فرد باحجاب را مصون نگه ندارد.

2700_15863_3-smal

 

8) اسلام دینی است کامل که هر بعدی از آن تعطیل شود به بقیه بخش ها ضربه میزند.
حقوق و حدود اسلام باید کامل رعایت شود.
وقتی حقوق و حدودی تعطیل شود تاثیر بر بقیه بخش ها میگذارد.
مثال حد بریدن دست دزد تعطیل شده و دزدان پس از زندان حرفه ای تر ادامه میدهند.
حق ازدواج موقت تقبیح شده در جامعه و راهی جز ازدواج دائم نمانده
و ازدواج دائم هم از نظر اقتصادی با مشکل روبروست و سن ازدواج را بالا برده
و برخی دختران مانند مطلقه ها اصلا شانس شوهر کردن را هم پیدا نمیکنند.
پس کی باید نیاز جنسی شان پاسخ داده شود؟
میروند با بی حجابی و آرایش جذب شوهر میکنند.
اگر ازدواج موقت پذیرفته شده بود نیاز به زیبایی فروشی برای جذب شوهر نبود.
حدیث داریم مومنی که ازدواج موقت می کند و بعدش غسل می کند
به تعداد قطرات آبی که از غسلش میچکد خدا فرشتگانی خلق می کند که برای آن مومن دعا کنند.
وقتی قداست ازدواج موقت تبدیل به قباحت بشود،
و وقتی سنگسار زناکار به مصلحت تعطیل بشود،
یک جای کار آن جامعه می لنگد.
ناقص عمل کردن به اسلام با عمل نکردن به آن تفاوتی ندارد.

 

9) فردی که گرسنه میشود نیاز به غذا پیدا میکند
و نمیتوانیم توقع داشته باشیم دو روز! لب به غذا و آب نزند
فردی که دستشویی دارد نیاز به تخلیه دارد
و نمیتوانیم توقع داشته باشیم دو هفته! دندان روی جگرش بگذارد دستشویی نرود.
فردی که خسته است نیاز به خواب پیدا میکند
و نمیتوانیم توقع داشته باشیم خودش را کنترل کند و دو ماه! نخوابد.
در پاسخ به نیاز جنسی هم نمیتوانیم توقع داشته باشیم
تا روزی که با حقوق کارمندی خونه و ماشین نخریده و ازدواج دائم نکرده (=آخر عمرش)
مخالف خلقتش عمل کند و روزه ازدواج بگیرد!
اسلام برای نیاز های گشنگی و تشنگی و خواب و دستشویی و جنسی قوانینی تعیین کرده
که یک مسلمان تسلیم در برابر فرامین صادر شده توسط خداوند است…
طولانی شدن مدت بلوغ تا ازدواج مفاسد بسیاری را پدید می آورد که از آن جمله بی حجابی است!

 

10) بفهمیم که با خلقت خداوند طرف هستیم نه با تخیلات خودمان.
عفاف و حیا هدیه خداوند به همه است
اگر خراب نشود در تمام عمر همراه انسان خواهد بود.

نشانه های حیا در کودکی ظهور میکند
و ما با لباس های رکابی و نیمه برهنه ای که به خیال خودمان داریم تن عروسک میکنیم
حیا را در کودکی از بین میبریم.
ممکن است بگویید حیا همان تحت تربیت ملکه میشود و چیزی به اسم فطرت وجود ندارد.
اما آدم و حوا که از بهشت اخراج شدند و عریان شدند حیا کردند و خود را با برگ پوشاندند.
این دو تحت تاثیر تربیت خانوادگی با حیا نشده بودند
و اصلا خانواده ای نداشتند و تازه خلق شده بودند.
اما از عریان بودند فرار کردند. با برگ!
این نعمت را قدر بدانیم.
از کودکی آن را نابود نکنیم.

1346995022943183_large

، ۰۷ آبان ۱۳۹۳
در گروه: اجتماعی, سیاسی

۱ Comment :, , , , , , , , , , more...