Tag: رسانه

راهکارهای پیشنهادی گسترش حجاب

، ۰۷ آبان ۱۳۹۳

1) لقمه های حرام ربا را از سفره مردم برداریم
و مردم را از شر آثار آن که یکیش بی حجابیست خلاص کنیم.
بانکداری مان باید اسلامی شود تا حجاب مان اسلامی شود.

 

2) حس زیبایی پسندی خانم ها را ارج بنهیم
و در طراحی لباس هایمان از رنگ ها و طرح های مختلف استفاده ببریم،
و دغدغه مان صرفا پوشیدگی باشد نه رنگ مشکی و پارچه ساده و بی طرح…

13-3-4-2014311-smal

 

3) آزادی پوشش توهمیست که اومانیسم درست کرده.
اومانیسم میگوید انسان توان تشخیص صلاح و مصلحت و تعیین دین برای خود را دارد!
باید این توهم را از ذهن ها بیرون کرد.
باید به مردم قبولاند که ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس…
که اگر کار به دست انسان باشد در خشکی و دریا فساد ظاهر می شود.
باید به مردم قبولاند که باید و نباید رعایت حجاب را از خدا و پیغمبرش بپرسند نه از خودشان!
باید به مردم فهماند که «مسلمان» باید در برابر تمام دستورات دین «اسلام» «تسلیم» باشد.
نه اینکه نومن ببعض و نکفر ببعض باشد و به بعضی دستورات دین ایمان و به بعضی کافر باشد.
نصف دین را به تشخیص اومانیستی خود بپذیرد نصفش را نپذیرد!
انسان اصالتی برای تعیین دین برای خود ندارد و حق ندارد دینی را به میل خود تغییر دهد.

 

4) ممکن است بعضی خانم ها برای جذب شوهر بی حجابی و زیبایی نمایی کنند.
که البته شوهر در این دوره و زمانه کم گیر می آید!
باید ابتدا سختی های امر ازدواج را برطرف کنیم،
و مشکلات مسکن و جهیزیه زوج ها را برطرف کنیم،
و امکانات عروسی ساده و کم خرج مانند ازدواج های دانشجویی
و سالن و مراسم ساده را بیش از پیش فراهم کنیم.
بعد از آن باید به خانم ها فهماند که
اگر برای جذب شوهر بی حجابی و زیبایی فروشی میکند

یقینا مرد لایقی به او جذب نمیشود
و پس فردا جذب زیبایی دیگری خواهد شد
و در سنین بالاتر که طراوت و زیبایی خانم از دست رفت عشق و علاقه مرد نالایق نیز از بین میرود.
درست است که شوهر در این زمانه گیر نمی آید اما با بی حجابی شوهر خوب جذب نمیشود.

 

5) بعد هم خودمان گرفتار افکار اومانیستی نشویم و شرایط ازدواج موقت را نیز فراهم کنیم
و خودمان احکام دین را تعطیل نکنیم تا دیگران نیز احکام دین مثل حجاب را تعطیل نکنند.
همانطور که حس زیبایی پسندی خانم ها را در انتخاب پوشش زیبا و رنگارنگ اما کامل ارج مینهیم،
حس تنوع پسندی آقایان را هم ارج بنهیم
و با تفکرات اومانیستی خود حقی که دین خدا برای چهار همسری قائل شده تعطیل نکنیم.
نومن بنصف دین و نکفر بنصف دین اسمش اسلام نیست.
اسلام یعنی تسلیم بودن در برابر امر پروردگار.
دختران باکره به صورت معمول سراغ ازدواج موقت نمیروند
و گوهر خودشان را خرج ازدواج موقت نمی کنند.
مگر کسانی که تنوع را ترجیه میدهند…
و البته دختر برای ازدواج موقت هم نیاز به اذن و اجازه پدرش دارد.
خانم های مطلقه ای که با قانون فعلی (1 ثانیه همخوابگی معادل ارضای جنسی) در کشور هستند
و کسی دیگر پیدا نمیشود که آن ها را ازدواج دائم کند
و تا ابد باید بدون ارضا شدن زندگی کنند راهی جز ازدواج موقت برایشان نیست.
بعضا برای جذب جنس مخالف از آرایش و بی حجابی استفاده میکنند و جامعه را به هم میریزند.

 

6) منبع اصلی اعتقادات مردم الان رسانه ها و تولیدات چندرسانه ای هستند
که جمهوری اسلامی در تولید این محصولات بسیار ضعیف عمل کرده.
شما کیفیت کارتون های والت دیسنی را در هیچ محصول ایرانی ای نمیتوانید پیدا کنید.
یک کارتون 3D با تکنولوژی های روز ساخته نشده…
خانواده ها برای خرید کارتون قشنگ برای کودکانشان
هیچ انتخابی جز محصولات تولیدی غرب ندارند.

صدا و سیما جمهوری اسلامی پرشده از محصولات غربی
که فقط صحنه های غیر اخلاقی سانسور شده
اما اساس داستان و سبک زندگی اش غیر قابل سانسور است.
دو کارتون brave و tangled کافیست برای اینکه دختری، خانواده گریز و خانواده ستیز بشود.
در انیمیشن Ice Age Continental Drift که دختر آن ماموت،
به بهانه اینکه دیگر بزرگ شده مقابل پدرش قرار میگیرد و به پارتی میرود
و بعد که پدرش سر می رسد و او جلو دوستانش خجالت زده میشود
رسما به پدرش می گوید اي کاش شما پدر من نبودين…
فیلم های بسیاری هستند که موضوعشان این است که فرد بعد از عمری زندگی در کنار پدر و مادرش متوجه میشود که آن ها پدر و مادر واقعی اش نیستند و شروع به گشتن برای پدر و مادر خودش میکند، که اینگونه فیلم ها روابط خانوادگی فرزندان با والدین شان را خراب میکند… بچه با کوچک ترین سخت گیری ای از جانب والدین آرزو میکند کاش پدر و مادر من افراد دیگری بودند.
صدا و سیما 90 درصد برنامه هایش در بالاشهر برداشت میشود،
و سبک زندگی بالاشهری و بی حیایی و روابط بی قید دختر و پسر نامحرم را به تصویر می کشد.

brave-uk-movie-poster-smal

 

7) این تفکر غلط که حجاب امنیت و مصونیت فرد را تامین میکند باید از بین برد.
حجاب در موارد مصداقی نتوانسته موجب مصونیت شود و حتی به افراد چادری هم تجاوز شده.
درست است که حجاب مصونیت است نه محدودیت
اما این مصونیت جامعه است نه فرد باحجاب.

حجاب موجب مصونیت جامعه خواهد شد
بطوری که در جامعه بی حجاب افراد متوسط الایمان (خاکستری ها)
رو به بی ایمانی و هوسبازی پیش میروند (به سمت سیاه شدن)
اما در جامعه با حجاب افراد متوسط الایمان (خاکستری ها)
رو به با ایمانی و عفت پیش میروند (به سمت سفید شدن).
در جامعه با حجاب تجاوز و انحرافات اخلاقی بسیار قبیح تر از جامعه بی حجاب است.
انحرافات اخلاقی در جامعه با حجاب “منکر” است (و باید نهی از منکر کرد)
اما انحرافات اخلاقی در جامعه بی حجاب “سوء” است (و باید نهی از سوء کرد)
مصونیت یک جامعه از انحرافات اخلاقی با حجاب انجام میشود،
اگرچه ممکن است در موارد فردی، فرد باحجاب را مصون نگه ندارد.

2700_15863_3-smal

 

8) اسلام دینی است کامل که هر بعدی از آن تعطیل شود به بقیه بخش ها ضربه میزند.
حقوق و حدود اسلام باید کامل رعایت شود.
وقتی حقوق و حدودی تعطیل شود تاثیر بر بقیه بخش ها میگذارد.
مثال حد بریدن دست دزد تعطیل شده و دزدان پس از زندان حرفه ای تر ادامه میدهند.
حق ازدواج موقت تقبیح شده در جامعه و راهی جز ازدواج دائم نمانده
و ازدواج دائم هم از نظر اقتصادی با مشکل روبروست و سن ازدواج را بالا برده
و برخی دختران مانند مطلقه ها اصلا شانس شوهر کردن را هم پیدا نمیکنند.
پس کی باید نیاز جنسی شان پاسخ داده شود؟
میروند با بی حجابی و آرایش جذب شوهر میکنند.
اگر ازدواج موقت پذیرفته شده بود نیاز به زیبایی فروشی برای جذب شوهر نبود.
حدیث داریم مومنی که ازدواج موقت می کند و بعدش غسل می کند
به تعداد قطرات آبی که از غسلش میچکد خدا فرشتگانی خلق می کند که برای آن مومن دعا کنند.
وقتی قداست ازدواج موقت تبدیل به قباحت بشود،
و وقتی سنگسار زناکار به مصلحت تعطیل بشود،
یک جای کار آن جامعه می لنگد.
ناقص عمل کردن به اسلام با عمل نکردن به آن تفاوتی ندارد.

 

9) فردی که گرسنه میشود نیاز به غذا پیدا میکند
و نمیتوانیم توقع داشته باشیم دو روز! لب به غذا و آب نزند
فردی که دستشویی دارد نیاز به تخلیه دارد
و نمیتوانیم توقع داشته باشیم دو هفته! دندان روی جگرش بگذارد دستشویی نرود.
فردی که خسته است نیاز به خواب پیدا میکند
و نمیتوانیم توقع داشته باشیم خودش را کنترل کند و دو ماه! نخوابد.
در پاسخ به نیاز جنسی هم نمیتوانیم توقع داشته باشیم
تا روزی که با حقوق کارمندی خونه و ماشین نخریده و ازدواج دائم نکرده (=آخر عمرش)
مخالف خلقتش عمل کند و روزه ازدواج بگیرد!
اسلام برای نیاز های گشنگی و تشنگی و خواب و دستشویی و جنسی قوانینی تعیین کرده
که یک مسلمان تسلیم در برابر فرامین صادر شده توسط خداوند است…
طولانی شدن مدت بلوغ تا ازدواج مفاسد بسیاری را پدید می آورد که از آن جمله بی حجابی است!

 

10) بفهمیم که با خلقت خداوند طرف هستیم نه با تخیلات خودمان.
عفاف و حیا هدیه خداوند به همه است
اگر خراب نشود در تمام عمر همراه انسان خواهد بود.

نشانه های حیا در کودکی ظهور میکند
و ما با لباس های رکابی و نیمه برهنه ای که به خیال خودمان داریم تن عروسک میکنیم
حیا را در کودکی از بین میبریم.
ممکن است بگویید حیا همان تحت تربیت ملکه میشود و چیزی به اسم فطرت وجود ندارد.
اما آدم و حوا که از بهشت اخراج شدند و عریان شدند حیا کردند و خود را با برگ پوشاندند.
این دو تحت تاثیر تربیت خانوادگی با حیا نشده بودند
و اصلا خانواده ای نداشتند و تازه خلق شده بودند.
اما از عریان بودند فرار کردند. با برگ!
این نعمت را قدر بدانیم.
از کودکی آن را نابود نکنیم.

1346995022943183_large

، ۰۷ آبان ۱۳۹۳
در گروه: اجتماعی, سیاسی

۱ Comment :, , , , , , , , , , more...

خطای بزرگ صداوسیما و امکان جبران آن

، ۰۲ تیر ۱۳۹۳

– تقدیر از حرکت صدا و سیما در مصاحبه با دکتر نوبخت –

نویسنده مهمان – م.

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات صدا و سیما در حق جمهوریت کشور، عدم اجازه به آیت الله هاشمی رفسنجانی و اطرافیان ایشان برای دفاع از خود، پس از وارد شدن اتهامات بسیار به ایشان بود. اگر متحجرین و بی‌سوادان در رویدادهای پس از انتخابات ۸۸ مدیریت اختلافات اجتماعی ناشی از دوپارگی جامعه را به عهده نگرفته بودند و آزادی بیان ۳۶۰ درجه که نه – حتی ۳/۶ درجه وجود داشت تا آیت الله هاشمی، دکتر نوبخت، دکتر مرعشی، دکتر کرباسچی و خانم دکتر رهنورد مطالب و اعتراضات خود را مستقیما از رسانه ملی (همان رسانه میلی) مطرح کنند و پیگیر رأی مفقوده خود باشند، بسیاری از تنش‌ها به وقوع نمی‌پیوست. نهایتا ۱ هفته اطراف وزارت کشور راهپیمایی برگزار می‌شد که آن هم می‌توانست با درایت دولت دارای مجوز باشد. پس از آن یک هفته، استدلال‌های دقیق و عمیق معترضین اصلی خود به خود باعث کاهش شبهات احتمالی می‌شد.
اگر همان سال ۸۸ از تریبون رسانه ملی اعلام می‌شد که رأی مردم آذربایجان به فرزندشان و رأی مردم لرستان به دامادشان دزدیده شده، آیا بیش از ۲ میلیون آذری و بیش از ۱ میلیون لر و بختیاری در مقابل دزدی آشکار حقشان سکوت می‌کردند؟ آن هم دو قومیتی که در جریان جنبش مشروطه مبارزات مهمی را بر علیه استبداد انجام دادند؟ قطعا اگر لرها و آذری‌ها بلافاصله از ادعای دزدیده شدن رأی‌هاشان مطلع می‌شدند، در عمل موضع خود را آشکارا اعلام می‌کردند. آیا اگر بیانیه دموکرات‌مآبانه سرکار خانم عفت مرعشی از تریبون رسانه ملی قرائت می‌شد، آیا کسی می‌توانست مدعی شود که خانواده یکی از ارکان اصلی انقلاب مورد سانسور قرار گرفته و انقلاب دارد فرزندانش را – البته در این مورد استوانه و ستون و پدر انقلاب – می‌خورد؟ اگر آن بیانیه مستقیما از رسانه ملی پخش می‌شد، قطعا افق‌های جدیدی در مقابل روی دموکراسی‌خواهان و آزادی‌خواهان جهان گشده می‌شد. اگر کلام صریح جناب کرباسچی در مورد صداقت مردم ایران با صدای بلند به گوش همه می‌رسید، اینک کسی در دلسوزی ایشان برای مردم و نیز میزان علاقه و احترام ایشان به عزت مردم تردید نمی‌کرد.
اگر کلمات گهربار دکتر نوبخت و دکتر مرعشی که به زعم من تعیین کننده اصلی نتیجه انتخابات ۸۴ بودند، در زمان اعتراضات سال ۸۸ نیز از رسانه ملی پخش می‌شد؛ اگر خاطرات دکتر مرعشی در مورد کارآمدی بخش خصوصی در مدیریت صنعت هواپیمایی با زبان فصیح خود ایشان حتی پیش از انتخابات ۸۸ به سمع و نظر مردم می‌رسید؛ اگر نظرات بزرگ‌منشانه دکتر نوبخت در مورد نتیجه انتخابات سال ۸۴ آن زمان پرسیده می‌شد؛ بسیاری از مشکلات خیلی سریع‌تر برطرف می‌شد و مردم – اعم از لر و ترک و فارس و عرب – به جای حمله به سطل زباله، با چماق و برنو و حتی کلاش به دیکتاتور حمله می‌کردند و جمهوریت نظام را با مشت آهنین خود یاری می‌کردند.
اگر در هنگامی که محمود احمدی‌نژاد تهمت‌های غیر اخلاقی از تریبون رسانه میلی در مورد خانواده‌های استوانه‌های نظام مطرح کرد، افراد مورد اتهام اجازه می‌یافتند که رودرروی مردم در مورد اتهامات وارده و نیز سفرهای مختلف داخله و خارجه خود توضیح دهند و حق ضایع شده خود را استیفا کنند، به زعم من نتیجه انتخابات ۸۸ و وقایع بعد از آن ۱۸۰ درجه متفاوت می‌شد. قطعا همین رویه می‌بایست در مورد اتهاماتی که حجة‌الإسلام والمسلین کروبی در مورد نحوه برخورد با معترضین به نیروی انتظامی و قوه قضاییه وارد کرد نیز اتخاذ می‌شد و ایضا در مورد اتهاماتی که محمود احمدی‌نژاد در مورد دوران مدیریت ایشان بر بنیاد شهید وارد کرد. انسان نمی‌داند این درد را به کجا ببرد که دکتر مهدی هاشمی بلافاصله پس از مناظره سیاه سال ۸۸ به صدا و سیما دعوت نشد تا از خود دفاع کند!

اما من اینک بسیار خوشحالم که پس از ۵ سال پر از درد و دشمنی، بالاخره دکتر نوبخت اجازه یافتند تا بخشی از حرف‌های خود را آشکارا به گوش عموم مردم برسانند.
از رسانه ملی خواهشمندیم که از این پس واقعا ملی باشد و به تمامی ممنوع‌القلم‌ها و ممنوع‌التصویرهای سال‌های سیاه پس از ۸۸ اجازه دهد افکار آزادی‌خواهانه‌شان را مستقیم و بی‌واسطه در معرض اطلاع مردم قرار دهد: این معنی واقعی جمهوریت است.
به زعم بنده بی‌سواد نامعتدل، یکی از مشکلات اساسی کشور ما، رودربایستی در مسائلی است که حقوق همه یا بخشی از مردم کشور به آن بستگی دارد. از ترور رئیس جمهور رجایی و بمب‌گذاری دفتر حزب جمهوری اسلامی تا پرونده اتهامات وارد شده به شهردار سابق مشهد و نحوه عملکرد شهرداری تهران در بحران ارزی سال گذشته، همه و همه به سکوت برگزار شده است. تا کی باید منتظر رسیدگی قاطعانه به جرمی مانند بورسیه کردن غیرقانونی ۳۰۰۰ نفر از فرزندان این مملکت – به جای فرزندان انقلابیون اصیل و استوانه‌های رشید نظام بود؟ جنایت‌هایی مانند واردات دسته بیل و خوراک سگ آن هم در زمانی که مردم ایران به زعم بازرگان بزرگ حاج اسدالله عسگراولادی در شعب ابی‌طالب بودند و بیم قحطی بزرگتری نیز می‌رفت، باید در دادگاه انقلاب مورد رسیدگی قرار بگیرد و مرتکبین آن به اشد مجازات تنبیه شوند.
یکی از مهم‌ترین جنبه‌های این رودربایستی رسانه‌ای، عدم توجه به گذشته و حال و نیز خاطرات بزرگان و استوانه‌های نظام است. مردم حق دارند این مقدار بدانند که متراژ خانه انقلابیون پیش از انقلاب چه بوده و بعد از انقلاب چقدر است. مردم دوست دارند بدانند که نسبت درصد بیکاری فرزندان مسؤولین به درصد بیکاری فرزندان خودشان چیست. مردم باید بدانند که در زمانی که کمتر از ۱۰ درصد جوانان می‌توانستند در کنکور دانشگاه‌های دولتی و آزاد شرکت کنند، چه درصدی از فرزندان مسؤولین در جنگ حضور داشتند و چه درصدی در دانشگاه‌های داخله و خارجه مشغول به تحصیل بودند. متأسفانه خاطرات حضرت آیت‌الله هاشمی و نیز رؤیاهای ایشان، خاطرات حضرت حجةالإسلام والمسلمین روحانی به ویژه مشاهده هودج نور، و نیز تلاش‌های پرافتخار و دستآوردهای آقایان مهدی هاشمی، فائزه هاشمی، فاطمه هاشمی، محسن هاشمی، و فرزندان سایر آقایان در مذاکرات مداوم و دشوار تجاری/سیاسی با طرف‌های خارجه در دهه‌های شصت و هفتاد مورد غفلت قرار گرفته است. این تلاش‌ها باید هر روز در برنامه‌های سیاسی و اقتصادی رسانه ملی مورد تحلیل و بررسی قرار بگیرد تا مردم معنی عقلانیت و اعتدال و اجتناب از افراطی‌گری و را با تمام وجود درک کنند.

از تمامی دوستانی که دستی بر قلم یا نفوذی در رسانه‌ها دارند خاضعانه درخواست می‌کنم که این اشتباه بزرگ رسانه‌های دولتی و شبه دولتی را با نهایت تلاش خود جبران کنند و در سال‌های پیش رو، همت پیشه کنند و با بزرگان نظام و خانواده‌های آنها مصاحبه کنند و نظرات آنها را در مورد انتخابات‌های گذشته و پیش‌رو، فضای اقتصادی کشور، سیاست خارجه و داخله، و خاطرات آنها در مورد مسائلی مانند اجباری شدن حجاب و برخورد با بی‌حجابی و خصوصی‌سازی پرسیده و به سمع و نظر عموم مردم برسانند؛ با چنین تدبیری، امید می‌رود که ظلم‌های صورت گرفته جبران شده و فضای جامعه به سمت آرامش و عقلانیت حرکت کند.
در این میان، مصاحبه با جناب دکتر مرعشی و جناب دکتر نوبخت که پیشتر نیز نشان داده‌اند که توان زیادی برای تأثیرگذاری و جهت‌دهی افکار عمومی دارند، اکیدا توصیه می‌شود.

، ۰۲ تیر ۱۳۹۳
در گروه: اجتماعی, سیاسی

Leave a Comment :, , , , more...

استاندارد دوگانه غرب و رسانه‌هایش

، ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۳

محمد بدیع

محمد بدیع

نوشته‌ی مردی از جنس یخ

محمد بدیع، مرشد و نفر اول اخوان المسلمین، به همراه حدود ۷۰۰ نفر به اعدام محکوم شده اند. کاری که وی کرد از این جهت شبیه کاری است که موسوی کرد که مردم را به خیابان‌ها کشاند. حالا توسط یک دولت بر آماده از کودتا به اعدام محکوم شده است. نکاتی‌ که به ذهن می‌‌رسد:

۱. تصور کنید جمهوری اسلامی موسوی را به اعدام محکوم کند. آیا واکنش غرب و بی‌ بی‌ سی‌‌‌ متفاوت نخواهد بود؟ اوباما پیام شخصی‌ در محکومیت آن نخواهد داد؟ یادتان می‌‌آید که اوباما و کلینتون از زندانی‌های هوادار موسوی به اسم در پیام‌های خود یاد می‌‌کردند؟ یادتان هست که در مجلس سنا عکس ترانه موسوی موهوم را نمایش دادند که به وی تجاوز شده و بعد با اسید او را سوزانده اند !؟ بی‌ بی‌ سی‌‌‌ به یک تیتر خبری بسنده خواهد کرد یا این که مراسم عزاداری با میانداری صادق صبا و پونه قدوسی راه خواهد انداخت؟ گزارشگر بی‌ بی‌ سی‌‌‌ در گزارش خود خواهد گفت که بخشی از مردم ایران خواهان اعدام موسوی هستند (بنده جز آن بخش نیستم. در گزارش بی‌ بی‌ سی‌‌‌ ذکر شد بخشی از مردم مصر خواهان اعدام این افراد هستند.)؟ آیا ویژه برنامه و مصاحبه با هر مخالف بی‌ ریشه جمهوری اسلامی نخواهد داشت؟ تازه فراموش نکنید که دولت ایران هر چه باشد از کودتای نظامی بر نیامده است. خبر نگارهای بی‌ ریشه و خود فروخته شروع به تحلیل نوشتن نخواهند کرد؟ همه اینها نشان می‌‌دهد که برای غرب حقوق بشر بیشتر ابزاری است برای فشار آوردن به دولت‌های غیر همسو. چرا سازمان‌های به اصطلاح حقوق بشری از اتفاقات مصر و عربستان نمی‌‌گویند؟ یک بازرسی خشن از اوین در بوق می‌‌شود ولی‌ از ده هزار زندانی دولت کودتا در مصر سخنی نیست. حتما با همه آنها خیلی‌ خوش رفتاری می‌‌شود و برای همین است که غربی‌ها چیزی نمی‌‌گویند!

۲. امیدوارم جریان‌های اسلامی متوجه شده باشند که دولت سعودی قابل اعتماد نیست. مرسی به دستبوسی پادشاه سعودی رفت ولی‌ ببینید که در عوض چه بلایی‌ با پول‌های اهدایی عربستان به دولت کودتا بر سر وی و اخوان المسلمین آمد.‌ای کاش مخالفین مذهبی‌ بشر الأسد هم متوجه باشند که حتی اگر پیروز شوند، سرنوشت بهتر از مصر نخواهد بود و افراد دیگری توسط حامیان آنها به قدرت خواهند رسید. مخالفان جمهوری اسلامی هم متوجه باشند که غرب و عربستان تکیه گاه خوبی نیستند و کافی‌ است جمهوری اسلامی با غرب ساخت و پاخت کند تا جیره این افراد قطع شود.

۳. تنها پسر محمد بدیع را در حمله به میدان رابعه کشتند و همه اموالش را مصادره کردند. هیچ صدایی از غرب هم در نیامد. امیدوارم اگر اعدام شد، به فضل اهل بیت جز شهدا محسوب شود تا حداقل خونش به هدر نرود. چه قدر تلخ است که این اتفاقات بیفتد و بعد از مرگ بفهمی که تمام این هزینه‌ها بی‌ ثمر بوده است!

، ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, , , more...

بمب گوگلی قمه زنی و عکس العمل ما

، ۱۱ آبان ۱۳۹۲

امروز صبح پستی با عنوان (1)(2)( دوستان عزیز لطفا برای اینکه تبلیغات وهابیهای کثیف علیه شیعه خنثی بشه این مطلب رو به اشتراک بزارید share حداکثری حتما )) در شبکه اجتماعی پلاس منعکس گردید (لینک) که شامل فتوای رهبر در مورد قمه زنی و متنی در لزوم اعتراض به این رفتار برای گرفتن بهانه از دست وهابیون و دشمنان اسلام و همراه با یک تصویر از قمه زنی (تصویر زیر) بود.

در مورد این پست و پستهای مشابه نکاتی به ذهنم می رسد که با دوستان در میان می‌گذارم.

قمه زنی

1- خود همین پست و مطالب مشابه ترویج کننده این ایده هستند که مراسم قمه زنی در میان شیعیان بسیار پررنگ هست و بخش زیادی از شیعیان چنین رفتاری را انجام می دهند.

حقیقت این است که چنین نیست و بخش بسیار کوچکی این کار را می‌کنند. پس چه نیازی هست که هر سال عاشورا بسیاری از اخبار و تحلیل‌ها در مورد خوبی یا بدی قمه زنی باشد؟ همین پست تا همین الان نزدیک به 55 بار باز نشر شده و ادامه دارد. خود ما نیز داریم مسأله را بزرگ می‌کنیم، در صورتی که می‌توان آن را رفتاری اشتباه از جماعتی قلیل و کم اهمیت جلوه داد.

2- گاه برخوردهای ما در قبال مسائل مختلف به قدری منفعلانه هست که قدرت تحلیل مناسب را پیدا نمی‌کنیم؛ و بعد گمان می‌کنیم که همه با ما دشمن هستند.

درست است که عده‌ای دشمن ما هستند و قصد دارند که وجهه ما را تخریب کنند. اما آیا اکثریت مردم دنیا دشمن ما هستند؟ آیا اکثریت مردم ذات ناپاک و دروغگویی دارند؟ چنین نیست. بلکه اکثر مردم دنیا دوست دارند که مراسم سایر مردم را بشناسند و با فرهنگ آنها آشنا شوند و ما نیز جزو همین مردم هستیم؛ عاشورا جزو ناب‌ترین فرهنگهای مردمی است که همه دوست دارند در مورد آن اطلاعات بیشتری داشته باشند.

این که ما تلاش نکرده‌ایم که فرهنگ عاشورا و تصاویر زندگی عادی عاشورایی را ترویج کنیم، دلیل بر این نیست که همه می‌خواهند تصویری نادرست از ما ترسیم کنند. آن افراد قمه زن نیز قصد ترسیم تصویر نادرست از تشیع ندارند، آنها فقط می‌خواهند حالشان را ببرند. به احتمال زیاد نیز دسترسی به اینترنت ندارند که با پست‌های پلاس یا اخبار تابناک و فردا و فارس متنبه شوند.

ما بایستی تصویر عاشورایی خود را ترسیم کنیم، دیگران نیز علاقه بیشتری خواهند داشت که ما را در اساس تصاویر واقعی خودمان مشاهده کنند.

3- در پست مطرح شده که “اگر می‌خواهید تأثیر این کار در وهن شیعه را ببینید، Ashura را در گوگل سرچ کنید”. بنده امتحان کردم و نتیجه این بود که تمام نتایج صفحه اول جستجوی تصویر گوگل شامل تصاویری از قمه زنی بود.

– آیا با دست به دست کردن چنین پست‌هایی می توان نتایج صفحه اول گوگل را عوض کرد؟
– خیر!

این کار به سادگی با استفاده از قابلیت‌های “بمب گوگلی” انجام شده است و به سادگی می توان به آن پاتک زد. همان اتفاقی که در مورد ترجمه “Arabian Gulf” به “خلیج فارس” اتفاق افتاد. مخالفین غربی و احتمالا وهابی ما توانسته‌اند به موتور جستجوی گوگل بفهمانند که این مجموعه از تصاویر بیشترین ارتباط را با لغت جستجو شده دارند.

– اگر شما لغت “عاشورا” به فارسی را جستجو کنید، با مجموعه نتایجی کاملا متفاوت مواجه خواهید شد؛ مجموعه ای از گرافیک‌ها و نقاشی-خط‌ها شامل سلام بر حسین و ادعیه و توصیف عاشورا مشاهده خواهید کرد.

– اگر عبارت “Ashura Karbala” را به انگلیسی سرچ کنید، تصاویری از انبوه عزادارن حسینی را مشاهده می‌کنید.

– دو عبارت “Ashura” و “Ashura Day” تصاویری از قمه زنی را نمایش می‌دهد؛ یعنی یک بمب گوگلی برای تعدادی عبارت محدود و توسط افرادی محدود طراحی و اجرا شده است و ما سالهاست در اعتراض به پروپاگاندای دشمن فریاد واحسرتا سر می‌دهیم!

ashura

Ashura Day

 

4- راهکار مقابله با این وضعیت بسیار ساده است.
راهکار آن است که در محرم امسال، هر وبلاگ نویس، هر وبسایت ایرانی، هر شیعه‌ای که دلش می‌خواهد این وضعیت بمب گوگلی بر طرف شود، در مطالب خبری و پستهای وبلاگی خود لغت انگلیسی Ashura را هم در متن پست یا خبر، هم در caption یا توضیح تصویر یا در نام فایل تصویر یا در تگ alt تصویر، و هم در بخش لغات کلیدی به کار ببرند؛ ایضا در تیتر و متن پستهایی که به زبانهای انگلیسی و عربی می‌باشد.

در همین پست، نام فایل تصویر اول “قمه زنی” و عبارت توضیح آن (alt=”قمه زنی”) می‌باشد. نام دو فایل دیگر “Ashura 1” و “Ashura 2” و توضیح آنها “Ashura” و” Ashura Day” می‌باشد. موتورهای جستجو خواهند فهمید که تصویر اول بایستی در ازای کلید واژه “قمه زنی” و سایر تصاویر در ازای کلید واژه‌های “Ashura” و “Ashura Day” نمایش داده شود.

– دوستان بایستی همین راهکار ساده را به سایر دوستان خود نیز توصیه کنند.

دیری نخواهد گذشت که آن تصاویر گوگلی با تصاویری از گرافیک‌ها، عزاداری‌ها، تصاویر خانواده‌ها و کودکان عزادار، حرم حسینی و موارد مشابه جایگزین خواهد شد. تصاویر دسته‌ها، تعزیه‌ها، آثار هنری، مردم عادی، زن و مرد و پیر و کودک، زندگی مردم واقعی را ترسیم می‌کند.
خصوصا که وسعت تصاویر اوریجینالی که شیعیان با دوربین‌های خود گرفته و در وبلاگ‌ها و سایت‌های خود درج می‌کنند ارزش خبری بسیار بیشتری دارد.
از آن جایی که سایر مردم دنیا نیز در این روزها در مورد عاشورا جستجو می‌کنند، به چنین تصاویری که زندگی واقعی مردم را نمایش می‌دهد علاقه بیشتری نشان خواهند داد و رتبه این تصاویر بر اساس کلیک افزایش خواهد یافت.

5- دوستان فعال در رسانه‌های خبری – از جمله دوستان نکات پرس و تریبون مستضعفین – می‌توانند این رویه را در اخبار خود پی بگیرند و به همکاران رسانه‌ای خود نیز توصیه کنند که چنین کنند. دوستان وبلاگ نویس نیز می‌توانند این رویه را در وبلاگ‌های خود پی بگیرند و به سایر دوستان نیز توصیه کنند.

6- نوشتن این متن را که شروع کردم تعداد بازنشر 50 بود، الان از 65 69 هم رد کرده است؛ توجه کنید که به لطف همین پست، چه تعداد افراد بیشتری تصاویر قمه زنی را مشاهده کرده‌اند و بمب گوگلی (Ashura=تصاویر قمه زنی) باز هم تقویت شده است.

التماس دعا

مطلب مرتبط : http://www.sharieh.com/Article/ViewArticle.aspx?ArticleID=165

مراجع   [ + ]

1. ((( دوستان عزیز لطفا برای اینکه تبلیغات وهابیهای کثیف علیه شیعه خنثی بشه این مطلب رو به اشتراک بزارید share حداکثری حتما
2. ( دوستان عزیز لطفا برای اینکه تبلیغات وهابیهای کثیف علیه شیعه خنثی بشه این مطلب رو به اشتراک بزارید share حداکثری حتما

، ۱۱ آبان ۱۳۹۲
در گروه: اجتماعی

۱ Comment :, , , , more...

آمبر لیون ـ دارویی برای کاهش اثرات توهم «رسانه‌ی مستقل»

، ۱۸ فروردین ۱۳۹۲

برخی از هموطنان ایرانی من، به ویژه آنهایی که از کشور خارج نشده اند و اخبار رسانه‌های خارجی را به طور گزینشی می‌بینند/می‌خوانند، توهمی دارند با نام «رسانه‌ی مستقل» یا «رسانه‌ی آزاد».
به عنوان یک داروی سریع الاثر برای بر طرف کردن این نوع توهم، به آنها پیشنهاد می کنم که این مصاحبه‌ی 10 دقیقه‌ای با آمبر لیون، گزارشگر سابق سی.ان.ان و سه بار برنده‌ی «جایزه‌ی اِمی» را ببینند.

لینک دانلود مستقیم: Amber Lyon reveals CNN lies and war propaganda

لینک یوتیوب: http://youtu.be/CFDC7zmJgQg

آمبر لیون توضیح می‌دهد که چطور مستندی که او در مورد بحرین ساخته بود، هیچگاه از سی.ان.ان اینترنشنال پخش نشد. و بعدها متوجه شد که دولت بحرین یکی از حامیان مالی سی.ان.ان است. وی همین طور به گزارش‌های یک طرفه و اغراق‌آمیز سی.ان.ان از ایران و سوریه اعتراض می‌کند.

در باره‌ی آمبر لیون: http://amberlyonlive.com/amber-lyon

گوگل پلاس: http://bit.ly/Z1SqVR

فیسبوک: http://on.fb.me/14PstfU

توئیتر: https://twitter.com/AmberLyon

لینکدین: http://linkd.in/YEESjg

دو مصاحبه‌ی دیگر با آمبر لیون:

مطالعه‌ی بیشتر:

CNN spreads lies against Iran, Syria: Ex-correspondent http://bit.ly/ZrGaB1

 

، ۱۸ فروردین ۱۳۹۲
در گروه: سیاسی

۲ Comments :, , more...

پلاسیسم زرد

، ۰۷ مرداد ۱۳۹۱

وحيد يامين پور در نوشته‌ای در گوگل پلاس نوشته است:

یک آزمون…
چند نفر آمادگی دارند که یک اسرائیلی را بکشند؛ بدون عذاب وجدان. به عنوان یک تکلیف و یک جهاد؟ چقدر سینه هایمان از نفرت و کینه ی یک سرباز اسرائیلی یا امریکایی انباشته است؟
آنروی سکه ی انتظار فرج، کینه ی امریکا و اسرائیل است. بعید می دانم آقا وقت داشته باشند در اوج فتنه ی آخرالزمان دیگران را توجیه کنند که چرا عده ای را از لب تیغشان میگذرانند.
لطفا تریپ انحرافی برندارید که امام زمان امام رحمت است و این حرفها… . تا برقراری حکومت مهدوی خونریزی های بسیاری در پیش است. چقدر برای این خشونتها آماده ایم؟!
انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم.
آماده نیستیم… هنوز در اطرافمان پر است از آدمهایی که درباره ی علت حمایتمان از نظام فعلی سوریه شبهه دارند. یعنی نمیفهمند خط مقاومت یعنی چه!
به عنوان نمونه همین پایین ببنید هم پلاسی ها چقدر توجیهند!
یا الله یا رحمن یارحیم ثبت قلبی علی دینک. اللهم صل علی محمد و آل محمد
(http://bit.ly/QoqsRS)

در کمتر از چند ساعت، این نوشته موافقان و منتقدان سرسختی پیدا کرد که نظرات آنها ذیل همان نوشته قابل مشاهده است (به غیر از نظراتی که نوسینده‌ی محترم حذف کرده اند!). همچنین مطالب انتقادی و تاییدی متعددی بر آن نوشته شد.

یکی از مطالب انتقادی، نوشته‌ی «سیعد شریعتی» در صفحه‌ی فیسبوکش هست که با این جمله آغاز می شود:

این پسرک یامین پور در گوگل پلاسش نوشته…
(http://bit.ly/QvKOmy)

Mojgan Abbaslou نیز نوشته‌ی انتقادی خودش را اینگونه آغاز کرده است:

آقای یامین پور! به عنوان یک پزشک فکر می کنم شما به شدت به یک روانپزشک حاذق نیاز دارید…
(http://bit.ly/NaW2uN)

و نقا د در نوشته‌ای با عنوان «وحید یامین پور و اتفاقات سال 88» اینگونه اعتراض می کند:

یک آزمون خطرناکتر: “اگر هموطن شما، یا همشهری شما، یا دوست شما، یا برادر شما مانع جریان محو باطل باشد… یعنی در متن درگیری های ظهور هنوز توجیه نباشد، چکارش باید کرد؟”
(http://bit.ly/Pa0Hh9)

از طرف دیگر، دوستانی در موافقت با نوشته‌ی وحید یامین‌پور مطلب نوشته اند.

Hasan Roozitalab می نویسد:

وحيد يامين پور تو اولین کسی نیستی که روانی و دیوانه ات می خوانند! آخرین نفر هم نخواهی بود! این نسبی است که از انبیا و اولیا به تو رسیده است!…
(http://bit.ly/LUVspH)

سیدکمیل باقرزاده در مطالبی که با عنوان «نامه ای به دوست عزیزم، برادر +وحيد يامين پور» نوشته، آورده است:

« …شرح این فقره از دعای روزانه امام صادق علیه‏السلام در ماه مبارک رمضان قرار دادم که می‏فرماید: خدایا از تو می‏خوام که مرگ مرا شهادت در راه خودت و زیر پرچم پیامبرت به همراه دوستانت قرار دهی، و از تو می‏خواهم که به وسیله من دشمنانت و دشمنان پیامبرت را به قتل برسانی.»
و اضافه می کند: «…اون نیروی شهادت‏طلبی که امام عصر ارواحنافداه برای کشتن اسرائیلی‏ها نیاز داره، الحمدلله امروز آماده‏تر از همیشه است و روز به روز هم داره بیش‏تر و آماده‏تر میشه! خلاصه، جمعمون جمعه و جای شما خالی!»
(http://bit.ly/P0tqFd)

کبری آسوپار نیز در مطلبی با عنوان «گیرم قبول که یامین پور روانی ست، آیات قرآن را چه می کنید؟!» محتوای چت خودش و فردی به نام «علی» را در مورد نوشته‌ی انتقادی مژگان عباسلو آورده است.
(http://bit.ly/O96Hb4)

Mohammad Sarshar در مورد همین مطلب وحید یامین پور می نویسد:

این نوشته وحید یامین‌پور را به عنوان تست “میزان تحمل نظر مخالف” به سازمان روانپزشکی کشور پیشنهاد کنیم.
(http://bit.ly/NNRqOm)

دلاوار ایرانی در ذیل بازنشر همین مطلب، در پاسخ من نوشته است:

جهاد و شهادت يعني كشتن و كشته شدن… اينم آمادگي ميخواد… آمادگي براي جهاد اولش يعني شجاعت… شجاعت نباشه جبهه و ايمان و اخلاص و .. همش كشكه… بحث خونريزي چيز عجيبي نيست… خودتونم ميدونيد كه آقا يامين پور اين چيزايي كه راجع به صلح و امام رحمت بودنه حضرت ميگيد از حفظند…
(http://bit.ly/LUXfeo)

در ذیل یکی دیگر از نوشته های مژگان عباسلو، بحث کوتاهی با محمد سرشار داشتیم.
(http://bit.ly/LUWt19)

Mojgan Abbaslou می‌پرسد:

1. چه کسی می تواند “یک اسرائیلی” را بدون عذاب وجدان بکشد
یک اسرائیلی می تواند زنی بی گناه باشد، کودک باشد مگر اینکه معتقد باشیم به اینکه نسل بد، بد می شود و باید از زاد و ولد نسلهای بد جلوگیری کرد! کاری که این روزها فراوان شاهدیم.
2. تا برقراری حکومت مهدوی (عج) خونریزی های بسیار در پیش است : با آنکه خیلی از دوستان با چشم بستن به حقایق پنهان در این پست، خودشان را قانع کرده اند که منظور جناب یامین پور بعد از ظهور حضرت مهدی (عج) است و نبردهایی که در احادیث، ایشان با 313 یار خود برای برقراری عدل و عدالت با ظالمین خواهند داشت. اما حقیقت اینست که متن آقای یامین پور به هیچ وجه اشاره ای به این مطلب ندارد بلکه نوشته اند ” تا برقراری … خونریزی های بسیار در پیش است و… “. فرض که منظور ایشان آخر الزمان باشد اینکه ایشان خیلی مطمئنند که جزو 313 یار امام باشند که ندای “هل من ناصر” سر داده اند و یارگیری می کنند یک طرف – که ما به آن گرندیوزیتی می گوییم در علم پزشکی، و اینکه خط مشی امام را تعیین کرده اند که حتما مردم آمریکا و اسرائیل را از دم تیغ می گذراند طرف دیگر. اگر هم فرض کنیم منظور ایشان آخر الزمان نبوده که دیگر هیچ!
3. ایشان در زیر همین پست نوشته – البته نه عین این جملات اما به شکلی بدتر!
چند نفر می توانند اگر پدر و برادرشان در این راه – همین حالا و در همین روزهای انتظار و نه آخر الزمان و در زمان ظهور-  جلویشان ایستاد، جلوی آنها دربیاید. بخوانند دوستان عین جمله ی ایشان را متوجه می شوند. ترویج برادرکشی و پدرکشی از این بهتر نمی شود. جوابهای دوستان خود گویای امر است.

Mohammad Sarshar پاسخ می‌دهد:

1ـ «چند نفر آمادگی دارند که یک اسرائیلی را بکشند؛ بدون عذاب وجدان. به عنوان یک تکلیف و یک جهاد؟ چقدر سینه هایمان از نفرت و کینه ی یک سرباز اسرائیلی یا امریکایی انباشته است؟»
آیا زن بی‌گناه یا کودک، سربازان اسرائیلی یا آمریکایی که قتل ایشان تکلیف جهادی است؛ محسوب می‌شوند؟
2ـ  «بعید می دانم آقا وقت داشته باشند در اوج فتنه ی آخرالزمان […] تا برقراری حکومت مهدویخونریزی های بسیاری در پیش است. چقدر برای این خشونتها آماده ایم؟!»
دوره آخر الزمان، دوره خشونتهاست و این در احادیث مکرر پیشگویی شده است. حتی مضمونی را در خاطر دارم که امام علیه السلام فرمود: چنین نخواهد بود و این پیروزی دست نخواهد داد، جز در غرقاب خون و عرق بدن. (بحارالانوار، ج 52، ص 358.)
ضمن اینکه بین آخرالزمان، آغاز قیام حضرت(عج) و دوره برقراری حکومت تفاوت وجود دارد.
3ـ مساله کشتن پدر یا برادر در حالت تکلیف، مساله غامضی نیست. این مساله از همان ابتدای صدر اسلام به وجود آمد و مسلمانان در این تنگنای عاطفه خویشاوندی و تکلیف دینی قرار گرفتند. درست است که در برخی موارد، رهبران ما، کوشیدند تا با جلوگیری از کشتن پدر توسط پسر، این حس عاطفی را حفظ کنند اما این عمل رهبران دینی، نافی تکلیف فردی مسلمانان نبوده است. به بیان دیگر و همانگونه که در برخی اخبار تاریخی هم آمده، آن مسلمان براساس ادای تکلیف، در مقام کشتن پدر یا خویشاوند خویش برآمده و رهبر دینی، فرد دیگری را بر این ماموریت گمارده.

Mojgan Abbaslou جواب می‌گوید:

شما خیلی خوب نوشته بودید. اما جناب یامین پور اینطور ننوشته اند. بالاخره تعارف که با هم نداریم. پست ایشان دقیقا طوری بود که یعنی همین حالا بیا و یک اسرائیلی یا آمریکایی را بکش تا رستگار شوی …


وحيد يامين پور سپس در نوشته‌ی دیگری با عنوان «در ايران خودمان با كي طرفيم؟!» می‌نویسد:

در كامنتهاي بيشمار پست قبلي ديديد كه چقدر فاصله داريم تا دوست و همسايه خودمان را توجيه كنيم كه دين و اسلام همه اش گل و بلبل و رحمت و صلح نيست. *صحنه نهايي نبرد خونين تر از آنست كه پوست آفتاب نديده مان تصورش كرده باشد. متاسفانه مشكل اصلي ما در نهايت با همين تفكر رايج است: «اسلام امريكايي».*
و در ادامه به آیاتی از قرآن و احادیثی از معصومان ـ علیهم السلام ـ در مورد جهاد اشاره می کند.
(http://bit.ly/LZe4Af)


اگر نوشته‌های بالا را خوانده باشید، احتمالا متوجه می‌شوید که اختلاف بیشتر افراد، در فهم و برداشت از نوشته‌ی ابتدایی وحید یامین‌پور بوده است. به عبارت دیگر اکثر افراد با جهاد به دستور ولی زمانشان مشکلی نداند، اما کشتار بی‌مقدمه‌ای انسان‌ها را ـ گر چه دشمنان ما باشند، عملی اخلاقی نمی‌دانند.

وحید یامین‌پور را انسانی مومن، انقلابی، دانشمند، و محقق می‌دانم. برنامه‌ی تلوزیونیش را می‌دیدم و وبلاگش را همیشه می‌خواندم و خواهم خواند. اما اینها باعث نمی‌شود که انتقادم را از طرز نگارش این نوشته‌اش علنی نکنم.

برادرم، دکتر وحيد يامين پور؛

همه‌ی ما دوست داریم که نوشته‌هایمان خوانندگان بیشتر و نظرات چالشی افزونتری داشته باشند. نه شما که نوشته‌هایت صدها و هزاران خواننده دارد و نه اینجانب که شاید شمار خوانندگان نوشته‌هایم به تعداد انگشتان دو دست نرسد، از این خواسته مبری نیستیم؛ و این نیاز نیز به خودی خود، عیب نیست.

اما مشکل آنجاست که برای ارضای این نیاز مباح، روش‌های ناصواب پیش بگیریم.

شما نوشته ی خود را این گونه شروع کرده ای: «چند نفر آمادگی دارند که یک اسرائیلی را بکشند؛ بدون عذاب وجدان.» و همین آغاز کافی است تا ذهن خواننده را ـ عمدا ـ منحرف کند به هر آنچه می‌دانید.

آیا اگر نوشته‌ی خود را با قیدی مشخص و توضیح لازم آغاز می‌کردید، چنین سوء تفاهم‌هایی میان خوانندگان پیش می‌آمد؟ مثلا اگر می‌نوشتید «اگر ولی امر دستور دهد، چند نفر آمادگی دارند که یک سرباز اسرائیلی را بکشند؛ بدون عذاب وجدان.» آیا این مباحث در می‌گرفت؟ و البته قبول دارم که تعداد خوانندگان و نظرات نوشته‌تان نیز شاید اینقدر بالا نمی‌رفت!

با احترام فراوان،
ـ دکتر توحید عزیزی

، ۰۷ مرداد ۱۳۹۱
در گروه: اجتماعی

۱ Comment :, more...

رسانه و آشپزی

، ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۱

بی.بی.سی فارسی- بهار عربی و آشپزی در آستانه‌ی انتخابات ریاست جمهوری مصر

بی.بی.سی فارسی- بهار عربی و آشپزی در آستانه‌ی انتخابات ریاست جمهوری مصر

در علم ارتباطات، «رسانه (میدیا)» را ابزار ذخیره و انتقال داده‌ها و اطلاعات تعریف کرده اند. اما آنچه در واقعیت رخ می دهد این است که رسانه ابزاری است برای «کنترل جریان اطلاعات». خوب یا بد، این تعریف مناسبترین تعبیر از «رسانه» در روزگار ما است.

در روزهایی که «مصر» یکی از حساس‌ترین و مهمترین برهه‌های تاریخی خود را می گذراند و خطر به هدر رفتن انقلاب مصر در فرایندی به نام انتخابات ریاست جمهوری، هر روز بیشتر به مشام می‌رسد، گمان می کنید بی.بی.سی فارسی چه برنامه ای در این مورد پخش می کند؟ برنامه ی آشپزی: «بهار عربی و آشپزی مصری» [http://youtu.be/MhWd0J-8emc]

و بد نیست به یاد بیاوریم در شرایطی که جمهوری اسلامی نیز در معرض کودتای مخملی (جنبش سبز) بود، رسانه‌ی ملی به پخش برنامه‌های آشپزی بیشتر رغبت نشان می‌داد تا اطلاع رسانی در مورد ناآرامی‌ها. و البته نام این رفتار را نمی توانم «کنترل جریان اطلاعات» بگذارم، که به نظر من، نا آشنایی با ابزاری به نام «رسانه»، رواترین توصیف در مورد صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است.

صدا و سیما، جنبش (فتنه) سبز، آشپزی

صدا و سیما، جنبش (فتنه) سبز، آشپزی

 

، ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۱
در گروه: سیاسی

Leave a Comment : more...