Tag: دموکراسی

ایست! دانستن حق مردم نیست!

، ۲۴ شهریور ۱۳۹۴

پخش پرسش و پاسخ‌های رد و بدل شده در کمیسیون برجام و تبادل نظرات و دیدگاه‌های متفاوت در مورد مهمترین چالش دیپلماتیک ایران، از زمان جنگ تحمیلی تا کنون، یکی از گام‌های بلند به سمت شفافسازی و مردمسالاری بود.

شنیدن این پرسش و پاسخ‌های تا حدودی چالشی، و مشاهده‌ی تضارب آرای متفاوت، نه تنها مردم را با فرایند پیچیده‌ی مذاکرات آشنا کرد و نکات مهمی از مباحث طرح شده در مذاکرات را به اطلاع عموم رساند، بلکه سطح معلومات، قدرت تفکر و استدلال منطقی، و پایه‌های فکری بسیاری از نمایندگان مجلس و مسوولان نظام را نیز به مردم نشان داد.

واکنش رسانه‌های مکتوب به پخش این مباحثات نیز درخور توجه و تحلیل بود. ترور شخصیت نمایندگان و مسوولان نظام جایگزین اطلاعرسانی، نقد منصفانه و پاسخ فنی به مطالب طرح شده بود. و کمترین دستاورد این فضا برای نگارنده‌ی این متن آن بود که بفهمد رسانه، فقط رکن چهارم دموکراسی نیست، بلکه شمشیر دو لبی است که می توان چماق اول «سلطه» نیز باشد.

امروز متاسفانه خبر می‌رسد که یکی از قیمان مردم که همیشه دلواپس «حق دانستن مردم» است، پخش مذاکرات کمیسیون برجام از تلوزیون را ممنوع کرده است! و البته قطعا برای این دستورش سیاهه‌ای از ادله‌ی «دولت پسند» در جیب دارد.

شفافیت از مهمترین مولفه‌های مردمسالاری است که نه تنها به پیشرفت سیاسی جامعه می‌انجامد، بلکه توسعه‌ی همه جانبه‌ی کشور را به سبب جلوگیری از مفاسد مختلف اجتماعی ـ فرهنگی و اقتصادی در پی خواهد داشت.

شایسته است که رسانه‌ها و جوانان انقلابی به جد و بدون توجه به بهانه‌های «دولت پسند»، نام مسوولانی را که مسیر مردمسالاری را سد می‌نمایند افشا کرده، مردم را نسبت به مقاصد این افراد، مطلع کنند تا طی فرایندهای مردمسالاری در جامعه، این افراد قیم مآب به پایین کشیده شوند.

کمیسیون برجام

، ۲۴ شهریور ۱۳۹۴
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, , more...

از فرگوسن تا تهران

، ۲۸ مرداد ۱۳۹۳

تصویر ندا آقا سلطان کشته شده در تهران در کنار جوان سیا پوست امریکایی کشته شده در فرگوسن

تصویر ندا آقا سلطان کشته شده در تهران در کنار جوان سیاه پوست امریکایی کشته شده در فرگوسن

سال 1388 بود که کشور عزیزمان دستخوش نا آرامی به بهانه نتایج انتخابات ریاست جمهوری شد.آنچه همگان قبول داشته و حتی مخالفین هم توانایی تکذیب آن را ندارند دمیدن دولت امریکا در آتش این نا آرامی ها بود که البته نه صرفاً تحریکات سیاسی بلکه به کمک مالی و تربیت و آموزش افراد در راه اندازی تجمعات خیابانی هم رسیده بود.
البته به دنبال کشف و اعلام نکات مخفی کمک های امریکا در راستای سرنگونی نظام مشروع و قانونی کشور عزیزمان نیستم که بخش عیانش به اندازه کافی بیانگر نیت امریکا در براندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است.
اینکه امریکا به طور علنی 50 میلیون دلار بودجه صرف “گسترش دموکراسی در ایران” می کند. اینکه هیلاری کلینتون خیلی واضح در مصاحبه تلویزیونی به راحتی از تغییر نظام سیاسی ایران سخن می گوید. اینکه شبکه های اجتماعی مخصوص هدایت تحکرات غیرقانونی د ایران بسیج میشوند. اینکه امریکایی ها در طول چند سال اخیر حتی سعی هم نکردند که نیت خود در براندازی نظام ما را پنهان نموده و به راحتی اقدام به کمک به معاندین جمهوری اسلامی نموده اند. این عناد نه تنها در بعد سیاسی بوده بلکه در بعد تجهیز و آموزش گروهک های تروریستی از سلطنت طلب گرفته تا منافقین و جندالله به خوبی عیان است.
از طرف دیگر پروپاگاندای رسانه ای علیه جمهوری اسلامی ایران در خلال ناآرامی های سال 88 است. کار به جایی میرسد که یک سناتور امریکایی عکسی بزرگ را در کنگره به نمایش میگذارد و ادعا میکند نیروهای سرکوب گر ایرانی دختری را ربوده به او تجاور کرده و بدن وی را آتش زده اند و سپس او را در بیابان رها کرده اند به طوری که جسد او قابل شناسایی نبوده
بعد هیچ کسی پیدا نمیشود بگوید خب اگر قابل شناسایی نبوده شما از کجا فهمیدید چه کسی است و عکسش را پیدا کرده اید؟ جسد الان کجاست؟ خبر از کجا به شما رسیده؟
و صدها سوالی که حتی نپرسیدنش هم برای دروغ بودن ماجرا کافیست…
بعداً اقدام به کشته سازی نموده و دختری به نام ندا آقا سلطان مورد هدف  تیر، تیراندازی ناشناس در یک کوچه خلوت به دور از تجمعات غیرقانونی و آشوب و از فاصله نزدیک قرار میگیرد. دختری که در بین انبوه جمعیت توسط دوربین ها تعقیب میشود و منافقین بعداً فیلم هایی جهت افشاگری منتشر میکنند که باز معلوم نیست آنها چگونه میدانستند نظام اسلامی قصد آدمکشی در کوچه خلوت و آن شخص خاص را دارد که در صحنه حضور داشته و فیلم تهیه کرده اند. جنایتی که عملاً حتی 1 درصد هم نفعی برای نه سرکوب و نه تبلیغات نظام نداشته است.
از طرف دیگر کارت یک بسیجی را منتشر میکنند که قاتل احتمالی او بوده و دروغ بودن داستان را مدام دامن میزنند و در نهایت بعد از مدت طولانی نامزد طرف به اسرائیل رفته و دکتر حاضر در صحنه به طرز خنده داری پناهنده انگلیس میشود. 
در همه این جریانات امریکا خیلی علنی و واضح اقدام به تبلیغات علیه کشور ما کرده، ما را تحریم و تهدید نموده و مدام برای ما خط و نشان کشیده است.

حالا در سال 2014 یک پلیس یک جوان سیاه پوست غیر مسلح را با شلیک 6 گلوله از پای درآورده است که طبق گزارش پزشکان دو گلوله شلیک مستقیم به سر بوده. پلیس امریکا به طرز وحشتناکی از فرد مجرم حمایت میکند. تظاهرات مردم در مقابل یک جنایت علنی سرکوب شده و در یک کشور به ظاهر متمدن حکومت نظامی یا وضع فوق العاده اعلام میشود. منطقه پرواز ممنوع مشخص شده و اقدام به سرکوب گسترده معترضینی که کشته شدن ناحق یک جوان اعتراض دارند میشود.دقیقا کدام یک از اصول دموکراسی امریکایی در اینجا رعایت شده؟
از طرف دیگر دولت امریکا خیلی واضح و سبوعانه به رژیم منحوس جعلی اشغالگر صهیونیست کمک مالی، نظامی و سیاسی می نماید و در همه این موارد دولت مردان ما نگران هستند اعتماد کدخدا نسبت به اعمال صلح آمیز و قانونی ما خدشه دار نشود و نسبت به سیستم تدافعی ما احساس ترس نکند

و باز در همه این ماجراها آقایان روشن فکر و معقتد به تعامل بل دنیای ما میگویند به ما چه؟
و به جای حمله به امریکا زره به تن کرده و از اتوپیای توهم آمیز خود حمایت میکنند که انگار انتقاد از امریکا فحش دادن به انسانیت و نقض آزادی است …
خیلی هم به حمایت برخیشان از فلسطین و غزه دلخوش نباشید که اینها چون الان حمایت از غزه دارای موج جهانی و مد است چنین کاری میکنند که در سال 88 چنین نکردند و حامی اسرائیل بودند و توجیه می آوردند در تروریست بودن حماس و قبل از آن هم نکردند و دولت مطبوعشان نامه مخفیانه مینوشت به امریکا که ای کدخدا، ما دست از حمایت از حماس و حزب الله برمیداریم و تروخدا به ما نگو محور شرارت. اگر هواپیما هم به ما بدهی که دیگر رسم کدخدایی را تمام کرده ای …
همان هایی که الان در هنگام جنایات داعش خفه خون اختیار کرده و یادشان رفته نظام ما را به دلیل حمایت از بشار اسد در مقابل تروریست ها جنایتکار معرفی میکردند و خبر شکست های ارتش سوریه را با شور و شعف خاصی منتشر میکردند که بعد از آن نوبت ایران است ….

برده های مدرن همین مردان بی غل و زنجیر تهرانی در خدمت نامردان منهتنی هستند….

، ۲۸ مرداد ۱۳۹۳
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, , , , , , , , , , , , more...

آنچه جنبش سبز می خواهد…

، ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۲

در مورد دموکراسی و ابعاد آن بحث های خیلی زیادی شده است. در جایگاه کلامی تقریباً کسی را نمیتوان یافت که بگوید دموکراسی صد در صد چیز خوبی است. (دموکراسی به معنای پذیرفتن نظر اکثریت). حتی برخی مدعیان دموکراسی هم آن مفهوم اولیه و خالص را نمیپذیرند و تغییراتی در جهت مصون ماندن از خطرات آن ایجاد میکنند.
* مثلاً در کشور امریکا رای الکترال تعیین کننده سرنوشت نهایی رئیس جمهور است. ( تغییر در بخش انتخاب کنندگان – مصون ماندن سیاست کلی و بدنه قدرت)
* در برخی از کشورهای اروپایی نظام پارلمانی نوعی دموکراسی دو مرحله ای پیاده سازی میکند. (شیوه نوع انتخاب – مون ماندن از تغییر احساسی و غیر تخصصی)
* در کشور ما شورای نگهبان نقش حافظ خطوط و منافع اصلی نظام را بازی میکند. (مرحله قبل از انتخاب – مصون ماندن حاکمیت تغییر بنیادی به ویژه در حوزه مذهب)

یکی از جنبه های جالب بحث های دموکراسی این است که در نهایت آیا دموکراسی به این ختم میشود که مردم نقش مستقیم در تعیین سرنوشت خود داشته باشند یا اینکه مردم از سرنوشت تعیین شده برای خود راضی باشند…
مثلاً در نظامی پارلمانی رضایت مردم از انتخاب مجلس خود به نوعی دموکراسی تلقی میشود.
اما وقتی کار به تقابل نظر عامه با نظر متخصصین و حاکمان میرسد مسئله فرق میکند اینجاست که کارکرد دموکراسی اصیل کمی مورد تردید و مباحثه قرار میگیرد… (حاالا چه مردم فهم غلطی داشته باشند یا حاکمان نخواهند فهم صحیح مردم را بپذیرند)
بعضی از صاحب نظران امروز جهان مسئله را از مفهوم دموکراسی به هدف دموکراسی برده اند…
منظور از دموکراسی چیست؟ انتخاب بهتر؟ احترام به خرد جمعی؟ یا رضایت نهایی مردم؟
طبیعتاً وقتی مردم از انتخابی راضی باشند حتی اگر آن انتخاب بد باشد از نظر دموکراسی ایرادی وجود ندارد…
برخی صاحب نظران امروز همین را در مدیریت خود پیاده میکنند… مشکلی نیست ما کاری میکنیم که مردم آنچه ما میخواهیم بخواهند…
با این پیش فرض دیگر نیازی به نقد و واکاوی ابعاد مختلف دموکراسی نیست. در عمل هم مردم راضی خواهند بود و هم حاکمیت با ساختار مورد پذیرش خواص به پیش میرود.
مهمترین ابزار پیاده سازی این روش (آنچه ما میخواهیم مردم بخواهند) داشتن رسانه و آشنایی با ابزارهای کنترل احساسات و افکار عمومی است.
به واسطه همین رویکرد مسائل مختلفی از پروپاگاندا گرفته تا انقلاب مخملی (رنگی) مطرح میشود. (پروپاگاندا در جایگاه حاکمیتی شما و انقلاب مخملی در جایگاه ضد حاکمیتی شما)

حال و هوای این روزهای جنبش سبز هم همین است. سران جنبش در نهایت نمیخواهند باور کنند که مردم آنچه شما میخواهید نمیخواهند و این یعنی از مسیر دموکراسی و انتخابات به هدف خود نخواهید رسید (البته نقد هدف نمیکنم. هدف در جای خود چه خوب و چه بد).

شاید در راستای همین است که مسئله پیروزی نامزد جنبش سبز در انتخابات مطرح میشود. خوب نگاه کنی سبزها کاملاً رو (مشخص) بازی میکنند و مخلص کلامشان یک چیز است. اگر نامزد ما پیروز نشود، تقلب شده ( دموکراسی محقق نشده ).
شاید در ماه های آینده (بسته به نتیجه انتخابات) در مورد آقای هاشمی نیز چنین اتفاقی بیفتد. همانطور که در مورد آقای موسوی افتاد و دروغ بودن ادعای تقلب هم با شرکت دوباره رهبران آنها در انتخابات فعلی مشخص شده است. فارغ از اینکه آیا سبزها حرف درستی میزنند یا نه (در مورد نقد حاکمیت فعلی).مسئله اینجاست که روش رسیدن به این خواست دموکراسی نیست. در جایی که فرد نه رسانه قوی دارد و نه افکار عمومی با اوست صحبت کردن از دموکراسی یعنی شکست…
مثلاً در جایی که مردم مذهبی هستند و تو میخواهی سیستم لائیک را پیاده کنی. در نهایت دموکراسی خواهی تو تبدیل خواهد شد به مردم سیب زمینی خور … دهاتی و شهری … فرزند لرستان و تبریز … پانترکیسم و قومیت گرایی .. و همه آنچه که به نوعی میتواند در دموکراسی دخیل باشد و ابعاد مضر آن را نمایان سازد.

جنبش دموکراسی خواهی امروز سبزها یا جنبش کاری کنیم که مردم آنچه ما میخواهیم بخواهند …

 

=======

پ. ن : https://plus.google.com/u/0/102181544132855163516/posts/a1zYLh8ZS9f

، ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۲
در گروه: سیاسی

۱ Comment :, , , , , , more...