Tag: حسن روحانی

ایران و انگلیس: از تسخیر سفارت تا رابطه

، ۰۴ مرداد ۱۳۹۴

 #برجام_نوشت – بازخوانی مواضع سیاسیون در برهه‌های حساس سال‌های اخیر
چهار سال پیش در چنین روزی – البته توی پاییزشون – یک عده جوان در اعتراض به یک چیزی قرار بود جلوی سفارت انگلیس تجمع کنن. در این حین و بین، خودشون نفهمیدن چی شد که یک مینی‌بوس اون‌ها رو سوار کرد و به باغ قلهک منتقل کرد. بعد نفهمیدن چی شد که وارد سفارت انگلیس شدن. تن‌ها چیزی که متوجه شدن این بود که یک هو شعارها تند شد و ۲-۳ نفر بالا رفتن و بقیه هم د ِ برو.
Iran, Britain
سابقه داستان
پس از موش‌دوانی انگلیس در قضایای ۸۸ و نیز مذاکرات هسته‌ای، دولت دهم سیاست کاهش تنبیهی مبادلات تجاری از آن کشور را پیش گرفت. به صورتی که فقط از ۸۹ تا ۹۰ نزدیک به ۴۰٪ صادرات انگلیس به ایران کاهش پیدا کرد. این اقدام خیلی بی‌سر و صدا توسط وزارت صنایع (و نه وزارت خارجه) و با ارزیابی وابستگی‌های صنایع ایرانی پیگیری شد تا آن‌ها بتوانند زنجیره تأمین خود را جایگزین کنند.
http://kusarevelayat.parsiblog.com/Posts/3744در آذر ۱۳۹۰ – یعنی پس از ضربه کاری دولت به انگلیس – ناگهان مجلس به فکر مقابله با انگلیس افتاد و بدون مشورت با دولت طرح دو فوریتی قطع روابط با انگلیس را تصویب کرد. لاریجانی گفت: «کاهش رابطه اول راه است»؛ بروجردی گفت:‌«این روند باید در قبال دیگر کشورهایی که رفتاری مشابه انگلیس با ایران دارند نیز تکرار شود». ولایتی هم با این طرح موافقت کرد!
آن زمان کلا همه انقلابی بودند.خبر آنلاین جزو رسانه‌هایی بود که برای این طرح پیام بازرگانی پخش می‌کرد: ‌http://khabaronline.ir/detail/186761/Politics/parliament
و تیترهایش دولت را مخالف این اقدام انقلابی نشان می‌داد: «لاریجانی: انگلیس بداند که کاهش رابطه با آنها، تازه اول راه ایران است/مخالفت دولت با قطع رابطه اقتصادی با انگلیس»
http://www.khabaronline.ir/detail/186759/Politics/parliament
عجیب نیست که دولت ِ احمدی‌نژاد ِ کله‌شق با قطع دفعی رابطه اقتصادی با انگلیس مخالفت کرده بود!؟
این قطع دفعی روابط ضربه جدی به تولیدکنندگان و صادرکنندگان ایرانی وارد کرد. عدم توجه به همکاری برخی بانک‌های انگلیسی در دور زدن تحریم دلار هم ضربه دیگری به اقتصاد کشور زد و جزو عوامل افزایش قیمت دلار شد.
رویه مجلس را مقایسه کنید با رویه تدریجی آمریکا در کاهش مبادلات ایران به نحوی که شرکت‌ها فرصت جایگزینی بازار یا زنجیره تأمین خود را داشته باشند.و اینک حمله
تقریبا هم‌زمان با طرح فوریتی مجلس، قالیباف شهردار تهران مدعی غصبی بودن باغ قلهک و قطع ۳۰۰ اصله درخت در آن باغ شد.
هم‌زمان با بازی‌های باند رسانه‌ای همشهری و دو روز بعد از مصوبه مجلس، یک عده جوان جوگیر و نادان به سفارت انگلیس وارد شدند.
دانشجویان مدعی شدند که بجز با دستور رهبر سفارت را ترک نمی‌کنند. سردار رادان با حضور در جمع آن‌ها مدعی شد که او طبق دستور رهبر آن‌ها را از سفارت بیرون می‌کند.
http://shafaf.ir/fa/news/87346
http://shafaf.ir/fa/news/312682
اما علی لاریجانی و صادق لاریجانی از این اقدام حمایت کردند.
رئیس مجلس شورای اسلامی گفت: ‌حرکتی که تعدادی از دانشجویان در برابر سفارت انگلیس انجام دادند نمادی از افکار عمومی ملت ایران است. صادق لاریجانی گفت: حمله به سفارت خواست ملت بود.
emruznews.com/2011/11/post-8300.php
emruznews.com/2011/11/post-8302.php
«مجلس نیز پس از بازدید سفرای برخی کشورهای خارجی از باغ قلهک، خبر از بررسی طرحی سه فوریتی برای “تنبیه” این افراد داده است!»
http://www.roozonline.com/persian/archive/archivenews/news/article/-f6cab34fda.html
اما رهبر و رئیس جمهور علیه این واقعه موضع گرفتند
khabaronline.ir/detail/189214/Politics/government
http://ebrat.ir/?part=news&inc=news&id=46286
بعدها دانشجویان هم فهمیدند که بازی خورده اند: http://majmahezbollah.ir/?p=379بهرحال این اقدام باعث تغییر معادله‌های سیاسی شد:
۱- تصویر ایران از کشوری که ضربه دیپلماتیک به انگلیس وارد کرده تبدیل شد به کشور بی‌منطقی که به تعهدات بین‌المللی پایبند نیست.
۲- به جای ضربه اقتصادی به انگلیس، ایران موظف شد ۱ میلیون پوند خسارت به انگلیس پرداخت کند و همچنین صنایع ایرانی بدون فرصت جایگزینی زنجیره تأمین، مجبور به قطع مبادلات شدند.
۳- مشکلات بیشتری در راه دور زدن تحریم دلار پیش آمد که در افزایش قیمت دلار تأثیر داشت.ماه عسل
امروز نزدیک به ۴ سال از آن واقعه گذشته است. دولت عوض شده، و برجام عزت‌مندانه‌ای با آمریکا و انگلیس و سایر کشورهای قدرت‌مند امضا شده است. دولت فعلی به دنبال تنش‌زایی نیست و عقلانیت دیپلماتیک در همه رویه‌های سیاسی آن حضور جدی دارد!
این دولت، به شدت مورد حمایت آقای لاریجانی است، به نحوی که ایشان رأس امور دیروز را صرفا لایق اظهار نظر در مورد سیب‌زمینی می‌داند. دولت مورد حمایت آقای لاریجانی امروز به دنبال برقراری ارتباط با همان کشورهایی که آن زمان مجلس تهدید به تنبیه آن‌ها و قطع روابط سیاسی می‌کرد.
هم‌زمان وزیرخارجه، رئیس گروه دوستی پارلمانی ایران و انگلیس، و علاءالدین بروجردی در مورد لزوم برقراری رابطه با همان کشور استعمارگر انگلیس صحبت می‌کنند و آن را به نفع هر دو کشور می‌دانند
http://goo.gl/EOBz90
http://tik.ir/fa/news/95080
http://www.entekhab.ir/fa/news/175252
امروز دیگر خبرآنلاین هم رویه وارونه پیش گرفته برای ایجاد رابطه با انگلیس رپرتاژ آگهی می‌رود.
khabaronline.ir/detail/396496
و نکته جالب این که وزارت خارجه بریتانیا سطح هشدار خود برای سفر به ایران را در حالی تغییر داد که حامیان حمله آن روز به سفارت انگلیس در جایگاه‌های قبلی خود حضور دارند. «وزیر امور خارجه بریتانیا بخشی از دلیل این تغییر را “کاهش خصومت [با بریتانیا] در دولت رئیس جمهور روحانی” عنوان کرده است.»
http://www.bbc.com/persian/iran/2015/07/150725_l26_uk_travel_iran_advice_nulear_deal

پانوشت:
۱- به عمد از بررسی رویه‌های احمد توکلی اجتناب کردم.
۲- اگر اکانتم را حذف نکرده بودم، امروز می‌شد به پست‌های آن روز در مورد وقایع حمله به سفارت استناد کرد.
۳- چه حرصی می‌خورد قالیباف. چقدر از پاس‌های رسانه‌ای او را رقیب حقوق‌دانش گل کرد!
۴- کسی در مورد تلون در فضای سیاسی ایران مطلب نوشته بود؟
دیانت‌شان هم عین سیاست‌شان است!

، ۰۴ مرداد ۱۳۹۴
در گروه: اقتصادی, تاریخ, خاطره, سیاسی

Leave a Comment :, , , , , , , more...

بازی دو سر باخت دولت بر سر مذاکرات هسته‌ای

، ۲۱ تیر ۱۳۹۴

مذاکرات دارد به ایستگاه آخر می رسد. مذاکراتی که خوب یا بد، به صرفه یا بی صرفه فی الواقع انتخاب خود مردم ما بوده است. مردمی که روحانی را با همین شعار مذاکره و مصالحه با غرب جهت چرخش چرخهای اقتصاد مملکت انتخاب کردند.

اما نکته مهمی که این روزها بیش از هر زمان دیگر روشن شده این است که مسیر مذاکرات هسته ای و مواضع دولت روحانی در قبال آن مدتهاست به سمت و سویی رفته که برای دولت حاضر تبدیل به بازی دو سر باخت شده است!

اگر مذاکرات به نتیجه نرسد که موضوع روشن است و شکستی بسیار بزرگ برای دولتی خواهد بود که با خوشبینی مفرط به غرب پا به مذاکرات گذاشته و اصطلاحا تمام تخم مرغ های خود را در این سبد نامطمئن قرار داده است!

اگر هم مذاکرات با هر کیفیتی به نتیجه برسد باز دولت با چندین چالش بسیار جدی جدید مواجه خواهد بود که دو چالش عمده آن یکی مسئله پایبندی غرب و در راس آن آمریکا به تعهدات مندرج در توافق است و دوم و مهمتر این چالش بسیار جدی که دولت می بایست تمام هم و غم خود و به قولی تمام جان و توان خود را به کار گیرد تا ثابت کند چنانکه قبلا بارها ادعا کرده آنچه موجب معضلات اقتصادی عمیق کشور شده تحریم ها بوده و نه بی کفایتی و سوء مدیریت دولت!

واضح است که این ادعا اگر هم صحت داشته باشد هیئت دولت فرسوده و از نفس افتاده فعلی توان اثبات آن را نخواهد داشت! بگذریم که ادعای مذکور از اساس غلط بوده و تحریم ها هرچند بر اقتصاد ما تاثیرات مخربی داشته اند ولی عمده مشکلات اقتصادی ما به همان سوءمدیریت دولتی ها(چه دولت قبل و چه دولت فعلی) باز می گردد.

تازه اینها همه غیر از کیفیت انعقاد توافق است که خود معضل و چالشی اساسی است و اینکه آیا توافق به واقع عزتمندانه و به صرفه و با رعایت خطوط قرمز منعقد خواهد شد یا خیر؟

، ۲۱ تیر ۱۳۹۴
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, , more...

معضلي بنام ”بد حرف زدن”/ در مذمت يك ”ترس مقدس”

، ۲۱ مرداد ۱۳۹۳

از گذشته تا به امروز یکی از درد های مزمن و خسارت بار ایرانیان، دقت نکردن در استخدام کلمات و بی توجهی به کیفیت بیان بوده و هست. این معضل از گذشته وجود داشته و البته در سپهر سیاست در سال های اخیر بیش از پیش جلوه نمایانده است. روسای جمهور فعلی و قبلی توجه چندانی به جایگاه و شان اظهاراتشان نداشته اند و عباراتی را بر زبان رانده اند که مخاطب را در سطح نگه داشته و با حیرت روبرو می کند.
خسران بزرگتر آن است که در پی این الفاظ و عبارات ناشایست، بعضا مفاهیم و اصول صحیح و قابل توجهی قرار دارند که بخاطر بی دقتی گوینده، تحت الشعاع الفاظ درشت و بیجا قرار گرفته و بعضا بطور کامل به حاشیه رفته اند.
من فکر می کنم تاکید رییس جمهور -دکتر روحانی- بر ترس برخی از اشخاص و گروهها از مذاکره تاکید درستی است. ترس از مواجهه و مذاکره با غرب، سالهاست که در سپهر سیاسی این کشور ریشه دوانده و متاسفانه بعضا با پوشش انقلابی گری و تکیه بر اصول حاشا شده است. ضمن آنکه این فقط “سیاست” نیست که جولانگاه بعضی از انقلابیون ترسو شده؛ در بسیاری از مواجهات جمهوری اسلامی با غرب در مسائل فرهنگی، اجتماعی، رسانه ای، اقتصادی و غیره نیز این ترس به چشم می خورد.
از نظر برخی از دوستان بظاهر انقلابی، آمریکا و غرب در هر مذاکره ای از پیش برنده هستند و دیپلمات های ایرانی هرگز حریف دیپلمات های کارکشته آمریکایی نمی شوند.ایران در هیچ مذاکره ای “برد” نخواهد داشت و لذا رسیدن به نتیجه “برد-برد” در هیچ مذاکره ای که یک طرف آن ایران و طرف دیگر آمریکا یا سایر کشورهای غربی باشد ممکن نیست! چنین اندیشه ای چه دلیلی بجز “ترس” از قدرت پوشالی و دست بالا داشتن طرف غربی می تواند داشته باشد؟
این “ترس (به ظاهر) مقدس” در مواجهات فرهنگی و رسانه ای به اوج می رسد. فیس بوک فیلتر است چون مسئولان ذیربط “می ترسند” که دشمن از مردم جاسوسی کند (در حالی که مثلا گوشی های موبایل هوشمند امکانات بیشتری برای جاسوسی در اختیار صاحبانشان قرار می دهند اما کسی فعلا کاری به واردات موبایل ندارد!). توییتر فیلتر است چون همان مسئولان می ترسند که ممکن است یک زمان نظم اجتماعی بهم بریزد. همین نسخه برای یکایک شبکه های اجتماعی پیچیده می شود؛ آنهم بدان دلیل که مسئولان از تبعات فرهنگی و اجتماعی آنها “می ترسند”.
دکتر روحانی در تبیین این ترس ریشه دار بسیار بد عمل کرد. الفاظ ناشایست و عبارات ناپسندی چون “بزدل” و توصیه به رفتن به “جهنم” فرصت مناسب را از رییس جمهور برای تقبیح این ترس مقدس گرفت. ترسی که در تمام این سالها دیوارهای متعدد پیدا و پنهان بدور فضای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بدور این کشور کشیده و اجازه عرض اندام و عرضه اصول و آرمان ها را در سطوح منطقه ای و بین المللی تا حد زیادی از مردم و مسئولان گرفته است.
سرنوشت جنگ چه “نرم” باشد و چه “سخت”، توسط کسانی رقم خواهد خورد که جرات “حمله” داشته باشند. کسانی که در مقابل دشمنان فقط خاکریز درست می کنند و سنگر می سازند و سنگرهای گذشته را سخت تر می کنند ممکن است جنگ را طولانی تر کنند اما هرگز در هیچ جنگی “پیروز” نخواهند بود. کسی که بدنبال پیروزی است باید بتواند حمله کند.

، ۲۱ مرداد ۱۳۹۳
در گروه: اجتماعی, سیاسی

Leave a Comment :, , more...

#اردوکشی_خیابانی یعنی چه – یا چرا دیالوگ با منتقدان جمهوری اسلامی سخت شده است؟

، ۲۷ مرداد ۱۳۹۲

با مشارکت ٧٢ درصدی مردم و پیروزی حجت الاسلام #حسن_روحانی در #انتخابات_ریاست_جمهوری_١٣٩٢ ، به نظر می‌رسید که ادبیات و فضای حاکم بر گفتگوهای شبکه‌های اجتماعی منطقی‌تر و موجه‌تر شود.

منتقدان، معترضان و مخالفان جمهوری اسلامی که پس از حوادث سال ١٣٨٨ تیغ انتقادات و اعتراضات خود را در فضای مجازی، تیزتر و برهنه‌تر کرده بودند، پس از خاموشی #جنبش_سبز ( #فتنه ) در #٩دی غالبا به مونولوگ‌های هوارگونه علیه جمهوری اسلامی روی آورده بودند. اگر جایی نیز گفتگویی میان کاربری مخالف و کاربری موافق نظام  جمهوری اسلامی در می‌گرفت، یا به تکرار مکررات هزار بار نوشته شده می‌انجامید یا به مجادلات بچه گانه از نوع «دماغ سوخته می‌خریم»!

اما انتخابات سال ١٣٩٢ و نتیجه‌ی غیر منتظره‌ی آن در همان دور اول، چند روزی لحن این منتقدان را نرم‌تر کرد و این امید را در دل من مشتعل که می‌توان بحث‌هایی منطقی‌تر با آنها آغاز کرد. چنین خیالی، به دور از واقع بود. لحن منتقدان نظام دوباره در حین التهابات رای اعتماد مجلس به وزرای پیشنهادی دولت جدید و بازخوانی حوادث سال ١٣٨٨ تغییر کرد و به آنچه بود بدل شد. به ویژه پس از سخنان رئیس جمهور محبوب آنها، حسن روحانی، در محکومیت اردوکشی‌های خیابانی ٨٨.

به نظر من، اساسی‌ترین مشکل در ایجاد دیالوگ با منتقدان جمهوری اسلامی، عدم فهم یا اتفاق نظر بر معنی کلمات است. در طول ٤ سال گذشته، مدعیان جنبش سبز به حدی معنی کلمات را تغییر داده اند، که دیگر کمتر کلماتی را می‌توان یافت که دو طرف فهم مشترکی از آن آنها داشته باشند.

کلماتی چون «کودتا»، «دیکتاتور»، «دموکراسی»، «تظاهرات مسالمت آمیز» و حتا «مردم»، «قانون» و «پیروزی و شکست» در طول این سال‌ها توسط مدعیان جنبش سبز و مخالفان نظام باز تعریف شده اند، به نحوی که با شنیدن هر کدام از این کلمات، دو مفهوم کاملا متفاوت (و گاه متضاد) در ذهن دو شخص ـ که یکی طرفدار نظام جمهوری اسلامی و دیگری مخالفت یا منتقد آن است ـ خطور می‌کند.

این گونه تغییر (یا بهتر است بگویم: تحریف) معانی کلمات توسط منتقدان و مخالفان، هر گونه دیالوگی را با آنها بسیار سخت، گیج کننده، و نامفهوم می‌کند؛ طرفین ـ اگر حتا منصفانه به سخنان  یکدیگر گوش فرا دهند ـ چون مفاهیم متفاوتی از یک کلمه‌ی مشترک برداشت می‌کنند، در واقع سخن همدیگر را متوجه نمی‌شوند و به عبارتی، دیالوگی میان آنها صورت نمی‌پذیرد.

امام خامنه‌ای در نماز جمعه‌ی ۱۳۸۸/۰۳/۲۹، گفته بودند: «قانون، #فصل_الخطاب است؛ قانون را فصل‌الخطاب بدانيد. انتخابات اصلاً براى چيست؟ انتخابات براى اين است كه همه‌ى اختلافها سر صندوق رأى حل و فصل بشود. بايد در صندوقهاى رأى معلوم بشود كه مردم چى ميخواهند، چى نميخواهند؛ نه در كف خيابانها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتى آنهائى كه رأى نياوردند، اردوكشى خيابانى بكنند، طرفدارانشان را بكشند به خيابان؛ بعد آنهائى كه رأى آورده‌اند هم، در جواب آنها، اردوكشى كنند، بكشند به خيابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ تقصير مردم چيست؟ اين مردمى كه خيابان، محل كسب و كار آنهاست، محل رفت و آمد آنهاست، محل زندگى آنهاست، اينها چه گناهى كردند؟
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=7190

هر فارسی زبانی که یک بار این جملات را بخواند، مفهوم «اردوكشى خيابانى» را درک خواهد کرد. «اردوكشى خيابانى» در کوتاهترین جمله، یعنی قدرت نمایی در کف خیابان پس از پایان یک انتخابات قانونی. یعنی دقیقا همان چیزی که انقلاب مصر را در عرض یک سال به کودتا و براندازی دولت منتخب ختم کرد.

حال افرادی را که با استناد به مخالفت رهبر با «اردوكشى خيابانی»، تعطیلی راهپیمایی‌هایی‌های سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در ٢٢ بهمن یا هر گونه تجمع مردمی برای ابراز عقایدشان را خواستار می‌شوند، چه باید نامید؟

آیا فهم جملات رهبر و مفهومی که ایشان از اردوکشی خیابانی مد نظر داشته اند، به این اندازه برای مخالفان و منتقدان نظام سخت و نشدنی است؟!

+Ali Alizadeh  در توئتر خود، روز قدس و سفرهای رهبری را اردوکشی خیابانی نامیده است.
https://twitter.com/Jedaaal/status/363327837710712832

+Iman Shahrvandnegar سعی کرده «اردوکشی خیابانی» را مساوی با چیزی مانند «تظاهرات مسالمت» و «حق مسلم ما» تعبیر می کند.
https://plus.google.com/106916971153213272605/posts/Hhai2TrQw1u

+Mohammad Moeini   #شورای_هماهنگی_تبلیغات_اسلامی را پیمانکار #اردوکشی_خیابانی نامیده.
https://plus.google.com/105885241258375918436/posts/eV4ggWs3Yqe
و در نوشته‌ی دیگری، انقلاب بهمن ١٣٥٧ و کلا تمامی تجمعات مردمی پس از انقلاب را نمادی از «اردوکشی خیابانی» گرفته است!
https://plus.google.com/105885241258375918436/posts/9o4r2GZKhJh
با تحریف بیشتر معنی «اردوکشی خیابانی»، معینی حتا جنبش اعتراضی «تسخیر وال‌استریت» را هم نمونه‌ای از «اردوکشی خیابانی» می‌داند و در ژانر «تناقض یابی در سخنان رهبر» ، قلم می‌زند. و سپس مانند  +Iman Shahrvandnegar  طالب تطهیر عبارت «اردوکشی خیابانی» می‌شود.

+Reza Nassaji  نیز با تولید عبارت «اردوکشی محفلی»، سعی کرده این دو عبارت را با یکدیگر، “در” کند، و به نوع دیگری به تخفیف و تطهیر «اردوکشی خیابانی» دست زده است.
https://plus.google.com/108289239521952357696/posts/SPJydAEN6tX

این افراد، عالمانه یا جاهلانه، معنی و مفهوم «اردوکشی خیابانی» را قلب کرده اند. «اردوکشی خیابانی» به این ترتیب از این تاریخ وارد فهرست بلند کلمه‌ها و عبارت‌هایی می‌شود که افراد مختلف، معانی متفاوتی از آن درک می‌کنند؛ و به این ترتیب، مانع جدیدی برای ایجاد دیالوگ‌های منطقی و سودمند ایجاد شده است.

 


در تصاویر زیر، راهپیمایی سالروز انقلاب ایران (٢٢ بهمن) در شهر همدان (ایران) و راهپیمایی سالروز استقلال آمریکا (٤ جولای) در آمریکا را مشاهده می کنید. کدام عقل سلیمی این راهپیمایی ها را «اردو کشی خیابانی» برای تغییر نتایج صندوق رای می داند؟

راهپیمایی سالروز استقلال آمریکا (٤ جولای) در آمریکا

راهپیمایی سالروز استقلال آمریکا (٤ جولای) در آمریکا

راهپیمایی سالروز انقلاب ایران (٢٢ بهمن) در شهر همدان (ایران)

راهپیمایی سالروز انقلاب ایران (٢٢ بهمن) در شهر همدان (ایران)

 

، ۲۷ مرداد ۱۳۹۲
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, , , , , , more...

روحانی هیچگاه سخن از حل مشکلات در ١٠٠ روز نزده بود!

، ۲۲ مرداد ۱۳۹۲

دیروز (دوشنبه ٢١ مرداد ١٣٩٢) آقای محمدباقر نوبخت در سخنرانی خود در مجلس شورای اسلامی گفتند که “قطعا در هیچ نکته از بیانات جناب آقای دکتر روحانی، اینکه در ١٠٠ روز اول مشکلات اقتصادی کشور حل بشه، قطعا مورد تاکید و استفاده قرار نگرفت…”

بهتر است ایشان این سخنان آقای دکتر روحانی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران را یک بار دیگر ببینند و بشنوند:

روحانی در برنامه با دوربین سیما: راه حلهای 100 روزه برای حل مشکلات داخلی و خارجی دارم.
http://www.mehrnews.com/detail/news/2065337

، ۲۲ مرداد ۱۳۹۲
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, , , more...

سرهنگ در لباس حقوقدان- اقدام غیر قانونی دولت روحانی

، ۱۹ مرداد ۱۳۹۲

آقای غلامحسین الهام، سخنگوی دولت دهم، مطلب مهمی در وبلاگ خود نوشته‌اند با عنوان «اعتدال یا عدول از قانون»(1) که سندی است بر یکی از اولین قانونشکنی‌های دولت یازدهم، دولت آقای روحانی.

ماجرا این است که معاون اول دولت یازدهم، در بخشنامه‌ی 107394 مورخ 1392/5/15، دستور می‌دهد:

کلیه وزارتخانه ها، سازمانها و موسسات و شرکتهای دولتی و سایر دستگاه های اجرایی اکیدا از تداوم اجرای “تصویب نامه ها و تصمیم نامه هایی که از 1392/3/1 توسط دولت، کمیسیون ها، وزرا و نمایندگان ویژه یا شوراهای عالی صادر شده و مراجع ذیربط نسبت به آن اظهارنظر ننموده اند و نیز اجرای قراردادهایی که به استناد به مصوبات فوق منعقد شده، خودداری نمایند.”

آقای الهام از منظر حقوقی می‌نویسد که چنین بخشنامه‌ای به چه میزان خلاف قوانین کشور (از جمله قانون اساسی) است و حتا صادر کننده‌ی آن می‌تواند مستوجب 5 سال انفصال از خدمت شود.(2)

از نظر منی که حقوقدان هم نیستم، دو نکته مشهود است:

1- بخشنامه‌ی مورد نظر، تمامی تصمیمات دولت قبلی را از تاریخ معینی (1392/3/1) متوقف می‌کند. مشخص است که این اقدام را نمی‌توان منطقی و کارشناسی شده دانست و بیشتر شبیه یک عربده‌ی سرمستانه از تصاحب قدرت است؛ چه، اگر کار کارشناسی و بررسی حقوقی بر روی مصوبات 2-3 ماه آخر دولت دهم انجام می‌شد (که تیم آقای روحانی فرصت کافی برای این کار را نیز در اختیار داشت)، معاون اول محترم دولت یازدهم می‌توانست تصویب‌نامه‌ها و تصمیم‌نامه‌های خاصی را با ذکر دلیل و ماده‌ی حقوقی متناظر به ایراد در آن مصوبه، به طور موقت متوقف کند، نه اینکه مصوبات حاصل از کار چند ماه (بلکه چند سال)  دولت و هیات‌های قانونی آن را به کل (و بدون غربالگری) متوقف کند.

2- چنین بخشنامه‌ای (که مصوبات دولت قبلی را از تاریخ معینی به طور کلی متوقف کند)، ظاهرا قبلا سابقه نداشته و بدعتی است که دولت آقای روحانی پایه گذار آن شده است. تصور کنید از این پس، هر دولتی که سر کار می‌آید، با بخشنامه‌ی مشابهی، مصوبات چند هفته یا چند ماه آخر دولت قبلی را متوقف کند (طبعا مدت زمانش هم از روی سلیقه و شاید دیگر منافع دولت جدید تعیین شود). بار هزینه‌ها و مشکلاتی که هر 4 یا 8 سال یکبار به این واسطه ایجاد خواهد شد، خارج از تصور خواهد بود.

رئیس جمهور محترم، آقای روحانی باید توجه کنند که یکی از انتقادات (و شاید انتقاد اصلی) تمامی طیف‌های سیاسی ایران به رئیس جمهور قبلی، آقای احمدی نژاد، عدم رعایت قوانین اداری کشور بود. اگر چه آقای احمدی نژاد این اتهام را قبول نداشت، اما منتقدین ایشان، چه اصولگرا، چه اصلاحطلب و چه مستقل، همیشه از عدم توجه ایشان به قانون یا تفسیر به رای قانون، معترض بودند.

در این شکی نیست که دولت یازدهم، اختیار دارد که اقدام‌ها و مصوبه‌هایی از دولت قبل را که خلاف سیاست‌های جدید دولت است، بازبینی و از «راه قانونی» ـ و تاکید می‌شود، فقط از راه قانونی ـ ملغی کند. اما، حتا اگر تصویب‌نامه‌ها و تصمیم‌نامه‌های دولت دهم در ماه‌های آخر حیاتش را غیرقانونی می‌داند، روش مبارزه با قانونشکنی، قانونشکنی نیست.

امام خامنه‌ای فرموده‌اند: «قانون باید در تمام امور كشور فصل الخطاب باشد تا زندگی مردم و امور جامعه روان شود.»(3) آوخ! که اگر فقط به همین یک فرمایش ایشان در کشور عمل شود، قسمت بزرگی از معضلات زندگی مردم، حل خواهد شد.

Rouhani_Colonel_Juristic_05

سرهنگ در لباس حقوقدان (طرح از خودم)

به روزرسانی:

چند ساعت پس از نوشتن این متن، در خبری خواندم که دیوان عدالت اداری اعلام کرده است که بخشنامه جهانگیری مغایر قانون است.(4) امیدوارم که دیوان عدالت اداری به جد جلوی این بدعت نامیمون را بگیرد.

 

منابع

1- غلامحسین الهام.  اعتدال یا عدول از قانون: نقدی حقوقی بر یک بخشنامه. 17 مرداد 1392.  bit.ly/1bkjZOu

2-  قانون مجازات اسلامی. ماده 576: چنانچه هر يك از صاحب منصبان و مستخدمين و مامورين دولتي و شهرداريها در هر رتبه و مقامي كه باشد از مقام خود سوء استفاده نموده و از اجراي اوامر كتبي دولتي يا اجراي قوانين مملكتي و يا اجراي احكام يا اوامر مقامات قضائي يا هرگونه امري كه از طرف مقامات قانويي صادر شده باشد جلوگيري نمايد به انفصال از خدمات دولتي از يك تا پنج سال محكوم خواهد شد.

3- ديدار رئيس و نمايندگان مجلس شورای اسلامی با رهبر انقلاب. ۱۳۸۸/۰۴/۰۳ http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=7235

4- http://www.kayhan.ir/920520/2.htm#N203

 

، ۱۹ مرداد ۱۳۹۲
در گروه: سیاسی

۲ Comments :, , , more...

جامعه شناسی آرای روحانی را آغاز کنیم

، ۱۵ مرداد ۱۳۹۲


Iran_Election_1392_3_24__2013_bwگمان می‌کنم زمان کافی برای فرونشستن هیجانات انتخابات ریاست جمهوری، گذشته است و اکنون می‌توان در آرامش بیشتر و تمرکز بهتری به بررسی انتخابات ریاست جمهوری 1392 پرداخت.

ضمن احترام به تمامی دوستان دست به قلم و اهل تحلیل‌های سیاسی، به نظر من نوشته‌های پیش از انتخابات  در شبکه‌های اجتماعی  ـ دست کم آنهایی که من خوانده بودم ـ بیشتر وصف آمال و آروزها و تخلیات بود؛ و تحلیل‌ها و تقریرهای بعد از انتخابات، غالبا ناشی می‌شد از سرمستی پیروزی غیر منتظره و یا سرگیجه‌ی شکست ایضا غیر منتظره. هیچکدام از نوشته‌های و تحلیل‌های پیش از انتخابات، برای منی که از ایران دور هستم، نتوانست تصویر واضحی از جامعه‌ی ایرانی را منعکس کند. و همچنین مقالات پس از اعلام نتایج انتخابات نیز، کلیدی برای قفل پرسش‌های اساسی من در مورد چرایی این انتخاب مردم، نبود.

یکی از مهمترین کارهایی که می‌توان در مورد انتخابات 1392 انجام داد، جامعه شناسی آرای پیروز است با یک پرسش مشخص: چرا روحانی؟

روش مطلوب برای چنین پژوهشی، نظرسنجی های گسترده و مردم محور با استفاده از پرسشنامه‌های راستی آزمایی شده است. اما با توجه به اینکه چنین امکانی طبیعتا در اختیار من و شمای وبلاگ نویس، خبرنگار، یا فعال شبکه‌های اجتماعی نیست ـ باید سعی کنیم به نمونه‌هایی که تا جای ممکن نمایانگر آرای پیروز انتخابات هستند، دست پیدا کنیم. این نمونه‌ها، همان اشخاصی هستند که آرایشان، همراستا با رای اکثریت جامعه است؛

به طور مشخص، پیشنهاد من این است: نمونه‌هایی را باید پیدا کرد که در سال 92 به روحانی رای داده اند، در سال‌های 88 و 84 (دست کم دور دوم انتخابات سال 84) به احمدی نژاد رای داده اند، و اگر سنشان اجازه می‌داده است، در سال‌های 80 و 76 نیز به خاتمی رای داده اند. چنین افرادی، که من گمان می‌کنم کم نیستند، نماینده‌ی آرای پیروز در چند نوبت انتخاباتند.

این افراد، گفتنی‌ها و دلایل جالبی برای هر کدام از رای‌هایشان در هر دوره‌ی انتخابات دارند. حرف‌های این مردم را باید شنید، مکتوب کرد، و از روی آن تحلیل‌های بهتری در مورد انتخابات نوشت. تحلیل‌هایی که از کتاب‌ها و مقالات اساتید علوم سیاسی و اجتماعیِ از دانشگاه پافراتر نگذاشته، بااهمیت‌تر و معتبرتر خواهد بود.

چنین تحلیل‌هایی می‌تواند ما را با تفکرات و ذهنیات بخش «اکثریت» رای دهندگان و دلایل آنها برای رای به نامزد پیروز، روحانی، احمدی نژاد یا خاتمی، آشنا کند.

بیایید، چنین افرادی را پیدا کنیم، با آنها به گفتگو بنشینیم و شنیده‌ها و یافته‌هایمان را با یکدیگر به اشتراک بگذاریم.

، ۱۵ مرداد ۱۳۹۲
در گروه: اجتماعی, سیاسی

Leave a Comment :, , , , more...

عارف و روحانی، مشترک در توهم توطنه و عدم تحمل پرسش چالشی

، ۰۹ خرداد ۱۳۹۲

یک نکته‌ی جالب را اگر متوجه شده باشید، جنابان اصلاحطلب حسن روحانی و محمدرضا عارف، در مقابل پرسش‌های «اندکی» چالشی حسن عابدینی، مجری برنامه انتخاباتی گفتگوی ویژه خبری شبکه دو، به جای پاسخ مودبانه و مستند، توهم توطئه‌ی دشمنی صدا و سیما با خودشان را بیان می‌کنند و به مجری برنامه حمله می‌کنند (روحانی به طور ضمنی، عابدینی را دروغگو و جزو بی‌سوادها دانست و عارف او را متهم به همکاری با ترفند «مخالفان»ـش کرد).

ظاهرا سیاست صدا و سیما این است که مجری برنامه‌ی گفتگوی ویژه، از چالش با نامزدها دوری کند و بیشترین وقت را در اختیار نامزدها بگذارد تا صحبت کنند. در این شرایط حمله به یک مجری که عملا دهانش را مهر کرده اند، اقدام واقعا ناجوانمردانه‌ای است (مانند مناظره‌ی انتخاباتی سال 88 که موسوی و کروبی بجای چالش همدیگر، هر دو مشغول توهین به احمدی نژادی بودند که اصلا حضور نداشت!)

حالا خوب است این اصلاحطلبان هنوز به جایی نرسیده اند، اگر خدای ناکرده رئیس جمهور شوند، لابد مجری برنامه را به جرم پرسیدن یک نیمچه پرسش چالشی به دیدار سعید امامی نایل می‌کنند!

Rohani_Aref

، ۰۹ خرداد ۱۳۹۲
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, , , , , more...