Tag: جنبش (فتنه) سبز

من به دلقک‌های ضد نظام می‌خندم

، ۲۱ آذر ۱۳۹۴

از وقتی به آمریکا آمدم، یکی از تفریحاتم دیدن شبکه‌های اپوزوسیون است. جدی می‌گویم! در کنار سریال‌های سابق مهران مدیری، مشاهده‌ی تلوزیون‌های لوس‌آنجلسی و واشنگتنی اپوزیسیون از مفرح‌ترین تفریحاتم هستند.

پس از شکست شورش سال ۱۳۸۸ در ۹ دی ماه همان سال، و فروآمدن قلم به دستان حامی شورش از ادبیات فحش و خون به بیانیه‌های طلبکارانه، بار دیگر این پرسش پررنگ شد که چرا نظام جمهوری اسلامی و طرفدارانش، به دیالوگ‌های دو طرفه با مخالفانشان ورود نمی‌کنند؟ چرا پرسش‌ها و طلبکاری آنان را با باتوم و گاز اشکاور پاسخ می‌دهند؟ و چراهایی از این دست…

از غلط بودن، مغلطه، و مغالطه‌ی این پرسش‌ها که بگذریم، و با فرض اینکه اصل «ابتدا شنیدن و سپس دهن گشادن» از هر دو سوی دیالوگ پذیرفته شده باشد، لازمه‌ی شروع دیالوگ‌هایی از این دست آن است که طرفین برای یکدیگر حد اقلی از وجاهت را قایل باشند.

طرف شورشی که با تکرار فحش‌های مودبانه و نیمه مودبانه و رکیک و مشمئز کننده، ماه‌ها و بلکه سال‌ها نظام و طرفداران نظام را نواخته (و می‌نوازد) اندک اندک همان فحش‌های متوهمانه را به عنوان «واقعیت»های غیر قابل انکار پذیرفته و گاهی که می‌خواهی دیالوگی آغاز کند، فحش‌ها را ـ نه از روی توهین ـ که به عنوان «فکت» مطرح می‌کند و باورش (توهمش) این است که وجود حامیان نظام برابر با همان فحش‌ها است ـ که البته در مقام تطبیق، خودشان لایق‌تر هستند بر آن ناسزاها.

در آن طرف میز گفتگو نیز، حامیان نظام، شورشیان ۸۸ را به چشم دلقک‌های با نمکی می‌بینند که گاهی پا را از گلیم فراتر می‌نهند و می‌خواهند از کمدی صامت به سبک استندآپ کمدی وارد شوند.

نظریه‌هایی مانند عروس آذربایجان و داماد لرستان، و جنبش‌هایی همانند به برق زدن اتو ساعت ۸ و بوق زدن ماشین‌ها ساعت ۹، و کمپین‌های چادر سر کردن مردان، وجاهتی برای شورشیان ۸۸ به جا نگذاشته است تا در گفتگوها، جدی انگاشته شوند.

این شرایط غیرتعاملی را نمی‌توان از بین برد مگر آنکه هر دو طرف تصمیم‌هایی جدید و جدی بگیرند. طرف شورشی از ادبیات فحش و توهم فاصله بگیرد و اصل «ابتدا شنیدن/ سپس سخن گفتن» را قبول کند. طرف حامی نظام نیز باید سعی کند که حرکات مضحک و دلقکبازی‌های مخالفان و منتقدان را بر سر میز دیالوگ فراموش کرده، و صرفا بر قسمت‌های جدی و پرسش‌ها و مطالبات منطقی آنان تمرکز کند.

پی‌نوشت: عنوان مطلب از آهنگ معروف دکتر اصفهانی عاریه گفته شده است:
واسه نونه واسه نونه / تا به کارش تو بخندی / که اگه اینو بدونی / تو به دلقک نمی خندی

از دلقک‌بازی‌های شورشیان سال ۸۸. چادر بر سر کردن مردان برای همدردی با یک شورشی مذکر که برای فرار از دست پلیس، چادر بر سر کرده بود.

از دلقک‌بازی‌های شورشیان سال ۸۸. چادر بر سر کردن مردان برای همدردی با یک شورشی مذکر که برای فرار از دست پلیس، چادر بر سر کرده بود.

 

، ۲۱ آذر ۱۳۹۴
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, more...

دروغ‌های سبز پایان ناپذیرند

، ۱۱ خرداد ۱۳۹۳

نتایج انتخابات ریاست جمهوری  سال 1392، دو واقعیت واضح و ساده داشت: 

1- مشارکت 73/7% مردم در انتخابات؛

2- موفقیت خارج از انتظار حسن روحانی، اما با اختلاف 260/000 رای (0.71%).

همین دو واقعیت ساده، به راحتی سازه‌های چهار سال دروغ سبز را فروریخت. معنی آن مشارکت گسترده این بود که ـ بر خلاف ادعای تقلب ـ اکثریت مردم معتقدند رای آنها در انتخابات «خوانده می‌شود». به عبارت دیگر، بهترین رسوایی برای گویندگان دروغ جهانی «رای من کو؟»، همان مشارکت  73/7% مردم بود. (یک نکته‌ی مغفول در مورد شعار “Where is my vote?”   آنکه: سازندگانش حتا این خلاقیت را نداشتند تا این شعار دروغ را متناسب با دستور زبان پارسی ترجمه کنند و همین گرته برداری اشتباه ادبی ـ سیاسی را شعار پیاده نظام جنبش (فتنه) سبز در کف خیابان‌های تهران نمودند).

نکته‌ی جالبتر از واقعیت مشارکت بالای مردم در انتخابات، مشارکت گروهی از افرادی بود که 4 سال پیاپی با شور و حرارت بر طبل دروغین «تقلب گسترده» می‌کوبیدند. بی‌اغراق می‌توان گفت که هیچ جنبشی مانند جنبش سبز در طول حیات سیاسیش، تف سربالایی به این بزرگی، نینداخته است.

واقعیت دوم، موفقیت حسن روحانی ـ که از منتقدان جدی دولت برگزار کننده‌ی انتخابات بود، نیز تایید مضاعفی بر واقعیت اولی شد. اگر دولت آقای احمدی نژاد توانسته بود 11/000/000 رای را جابجا و تقلب گسترده‌ای در انتخابات چهار سال قبلش انجام دهد، به راحتی می‌توانست این آرای شکننده را نیز دستکاری کند، تا ضمن برخورداری از موهبت مشارکت بالای مردمی، نامزدی را که دیدگاه‌های نزدیکتری به خود (دولت برگزار کننده‌ی انتخابات) دارد، به ریاست جمهوری برساند.

این دو واقعیت عریان، پس از 4 سال، به مثابه‌ی شاهدانی از غیب رسیده برای ادای شهادت در نزد افکار عمومی، نازل شدند و گوساله‌ی سامری دروغ‌های سبز را، در پیشگاه مردم، گاو پیشانی سفید کردند.

اما از آنجایی که دروغگویی و پررویی غالبا دو رذیله‌ی اخلاقی همراه با همدیگر هستند، بار دیگر دروغگویان سبز، زبان درازشان را از کفن فتنه در آورده اند و ادعای تقلب را دوباره مطرح کرده اند. یکی از این دروغگویان، از قول سردار محمدعلی جعفری نوشته است (on.fb.me/1kfROrA): “ما نمی گذاشتیم دوم خردادی ها روی کار بیایند

و اما این چیزی است که واقعا سردار گفته است: “خط قرمزی که برای نیروهای انقلاب وجود داشت این بود که مجددا نیروهای مخالف انقلاب و ارزش‌های انقلاب ـ که در دروان دوم خرداد فرصتی پیدا کردند بودند و در حاکمیت نفوذ کرده بودند ـ آنها مجددا روی کار بیایند”. (دانلود فیلم سخنان)

تفاوت جمله‌ی منتسب به سردار و جمله‌ای که او واقعا گفته است، واضح است. اما ناگفته پیداست که کدام بنگاه خبرپراکنی‌ای به پیشواز و تقویت این قبیل دروغ‌ها، متعهد است:

ـ سخنان سرلشکر جعفری؛ اعتراف به کودتا؟ bbc.in/1oYsJ4a

ـ انتشار ویدیوی دفاع فرمانده سپاه از دخالت در انتخابات ٨٨  bbc.in/1kyeeyw

احمد عمویی نویسنده‌ی وبلاگ زالزالک در وبلاگ (zalzalak88.persianblog.ir/post/135)  و در صفحه‌ی گوگل پلاسش (bit.ly/1py5jFg) به این دروغپردازی‌های جدید، پاسخ داده است، اما شخصا معتقدم که دیگر لازم نیست برای پاسخ به دروغ تقلب در انتخابات ریاست جمهوری 1388، وقت صرف کرد! امید نقشینه ارجمند، استادیار دانشگاه امیرکبیر و نویسنده‌ی وبلاگ انتخابات و آمار (entekhaabaat88.persianblog.ir)، در جایی (+) گفته است: “بحث منطقی با کسی که در این چهار سال فقط دلایل تقلب را در ذهن مرور کرده و حاضر نشده پاسخ دیگران را مطالعه کند فایده‌ای ندارد و انتخابات فعلی [سال 1392] نیز برای چنین کسی چیزی را ثابت [یا رد] نمی‌کند.”

آری، به نظرم بحث و احتجاج با این افراد، فقط آب در هاون کوبیدن است و بعد از پنج سال بحث منطقی و رد کردن ادعاهای مضحک آنها، دیگر لازم نیست وقتی برای آن تلف نمود.

Iran_Green_Movement

، ۱۱ خرداد ۱۳۹۳
در گروه: سیاسی

۸ Comments :, more...

چرا دولت روحانی، از رفع حصر موسوی عقب نشینی کرده است؟

، ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳

نوشته‌ی مردی از جنس یخ


قبل از پاسخ به این پرسش، ابتدا باید گفت که محاکمه‌ی آقای موسوی فائده‌ای ندارد و ضررش به چند دلیل بیشتر از فوایدش است. اول این که محکمه و قاضی مرضی الطرفین وجود ندارد و در نتیجه هر حکمی مبنی بر محکومیت صادر شود توسط هواداران او قبول نخواهد شد. امروزه بعضی از طرفداران آقای موسوی خود را خواستار محاکمه‌ی او معرفی می‌کنند (تا به این سبب بی‌گناهی او اثبات شود)، اما اگر حکم نهایی دادگاه باب طبع آنها نبود، آیا به آن پایبند هستند؟ با شناختی که از آنها داریم، پاسخ این پرسش قطعا منفی است.

دوم این که وقایع رخ داده در سال 88 به آن میزان پیچیده است که استیفای عدالت ممکن نیست مگر در یک محکمه‌ی همه جانبه که به اتهام تمامی طرف‌های دعوی رسیدگی کند. باید قبول کرد که آقای احمدی نژاد نیز در وقایع آن سال دارای اتهاماتی است (مثلا وارد کردن اتهامات اثبات نشده به دیگر نامزدها در مناظره‌ها). همچنین برخی‌ نهاد‌های عالی نظام نیز در حوادث سال 88 متهم هستند: برای مثال مجمع تشخیص مصلحت و سپاه، و حتا شورای نگهبان. اگر قرار بر محاکمه باشد، پای خیلی‌ افراد دیگر هم در میان است؛ پس چه بهتر که گذشته به کل فراموش (یا بخشوده) شود.

در نهایت هم حتی اگر موسوی محکوم شود و اعتراضی نیز صورت نگیرد، از یک زندانی حصر شده در خانه، یک قهرمان ساخته خواهد شد که بیشتر به نفع خود اوست نه به نفع برقراری حق و عدالت. همان طور که زندان رفتن فائزه هاشمی در نهایت به نفع او و پدرش تمام شد و نه چیز دیگری.

به نظر نگارنده، بهترین راه حل این است که رفع حصر انجام شود به شرطی که آقای موسوی قبول کند بعد از رفع حصر هیچ گونه فعایت سیاسی نداشته باشد، آرامش کنونی کشور را به هم نریزد و مثل همان بیست سال بعد از نخست وزیریش، به زندگی شخصی خود بپردازد. ولی تمام قصه این است که مطابق اطلاعات درز کرده ـ چه از سوی حاکمیت و چه هواداران موسوی ـ موسوی حاضر نیست چنین چیزی را قبول کند.

در این شرایط اگر رفع حصر انجام شود و او بخواهد دوباره تجمعاتی مشابه 25 بهمن 89 راه بیندازد و جامعه را متشنج کند، اصلا به صلاح نیست رفع حصر شود. بسیاری از مردم ایران ـ که اهل این سیاست‌بازی‌ها و رنگ‌ها نیستد ـ دوست ندارند دوباره به شرایط ناآرام سال‌های 88-89 بازگردند. اما تجربه‌ی همان سال‌ها نشان داده است که چند هزار نفر شیدایان موسوی به همراه خانواده‌های  400-500  اعدامی جمهوری اسلامی و عناصر نفوذی گروهک‌های تروریستی مورد حمایت غرب، برای متشنج کردن جامعه کافی هستند.

با توجه به شخصیت موسوی بسیار بعید است که او روزی از عملکرد اشتباه خود پشیمان شود یا به خاطر منافع همه‌ی مردم، دست از لجاجت بردارد. دولت روحانی هم به همین دلیل و به واسطه‌ی شناختی که از شخصیت موسوی دارد، رفع حصر را عملی نمی‌کند؛ هیچ کس در دولت نمی‌تواند پیش بینی کند که بعد از رفع حصر، چه اتفاقی رخ خواهد داد، اما همه متفق القول هستند که پیشبرد اهداف این دولت (و هر دولتی) فقط بر بستر آرامش و امنیت امکان پذیر است.

در شرایطی که رهبری موضوع رفع حصر را به شورای عالی امنیت ملی واگذار کرده است ـ که مهره‌های دولت در آنجا در اکثریت هستند ـ ادامه‌ی حصر معنایی جز همراهی دولت با آن ندارد و هم اکنون تمام مسؤولیت ادامه‌ی حصر متوجه دولت روحانی است.

با توجه به آنچه گفته آمد، بهترین راه، ادامه‌ی حصر تا زمانی است که موسوی از رسانه‌ها و اذهان طرفداران دو آتشه‌اش فراموش شود و به تاریخ بپیوندد تا اگر خواست فعالیتی نیز انجام دهد، شبیه مرحوم منتظری بی‌تاثیر شده باشد؛ نهایتا هر از چند گاهی با رسانه‌ای مصاحبه‌ای انجام دهد و حرف‌های قدیمیش را تکرار کند. همین حالا نیز دیگر دغدغه‌های بدنه‌ی هواداران او کم کم در حال تغییر است و به نظرم از بهمن سال بعد یا سال 95، دیگر مطالبه‌ی رفع حصر او کم‌صداتر خواهد شد.

به گمان نویسنده، سال 1396 (بعد از انتخابات ریاست جمهوری) زمانی خوبی برای رفع حصر است. تنها سوال در آن هنگام این خواهد بود که اگر موسوی رفع حصر شود و با فعالیت‌هایش نظم جامعه را دوباره بر هم زند، حامیانش دیگر چه توجیهی خواهند داشت؟

 


عصر وارثین، نقدها و تحلیل‌های سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی شما را به عنوان نویسنده‌ی مهمان منتشر می‌کند.

، ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
در گروه: سیاسی

۱ Comment :, , , more...

یکی از فعالان فتنه 88 و از مریدان آیت الله حسینعلی منتظری، دبیر سیاسی روزنامه ایران شد

، ۲۵ آذر ۱۳۹۲

نسرین وزیری، عکس از صفحه‌ی فیسبوک ایشان

نسرین وزیری، عکس از صفحه‌ی فیسبوک ایشان

نسرین وزیری که سابقه‌ی دستگیر در کودتای سال ۸۸ را دارد (۱)، دبیر سیاسی روزنامه‌ی دولت جمهوری اسلامی ایران، «ایران»، شد (۲، ۳).

آخرین مطلب فیسبوک خانم کودتاچی را بخوانید (تصویر پیوست شده): “خدا قسمت کرد چهار سال بعد از اینکه با حکم شرکت در مراسم ارتحال منتظری راهی یه … شدم {که کاملا دروغ بود} برم به دیار منتظری. اونم در فاصله کوتاهی از سالگرد ارتحالش. تنها نجف آبادی ها هستند که جسارت دارند پوستر مرجع مرحوم رو به اندازه قدی در سطح شهر هم که نه لااقل جلوی حسینیه اعظم و حسینیه عرب ها {با تلفظ خودشون عربا} نصب کنند…”

نشانی مطلب در فیسبوک: https://www.facebook.com/nasrin.vaziri.96/posts/1418085335089235

نامبرده حدود یک سال قبل مطلبی با عنوان «مصائب زن بودن در فضای مطبوعاتی» منتشر کرد مملو از کنایات جنسی و دیدگاه‌های فمینیستی (۴، ۵)  که بوی عَفِنِ آن دکتر کوچکزاده را به نوشتن این مطلب واداشت: آقای دادستان برای حفظ نظام و آبروی مسئولان خدوم آن، هرزنگاران را مهار کنید! (۶)

رسوخ آرام اما برنامه‌ریزی شده‌ی این فتنه‌گران به جای جای دولت راستگویان، آینده‌ی تاریکی را برایم تصویر می کند. 🙁
منابع:
۱- http://bit.ly/1c6d3Iw
۲- www.tabnak.ir/fa/news/82302
۳- www.nedayeenghelab.com/vdcftvdycw6dyea.igiw.html
۴- bit.ly/1hVWRvJ
۵- khabaronline.ir/detail/261246/weblog/vaziri
۶- kouchakzadeh.blogfa.com/post-235.aspx

، ۲۵ آذر ۱۳۹۲
در گروه: سیاسی

۱۰ Comments :, , , , more...

عاشورای 88 را ببخشیم یا فراموش کنیم؟

، ۲۹ آبان ۱۳۹۲

1388_unreast_iranمی پرسید چرا طرفداران حکومت ایران، این قدر به مسایل عاشورای 88 می‌پردازند؟ چه سودی دارد؟ آیا انتشار و بازنشر مکرر این مطالب موجب تفرقه افکنی دوباره میان مردم نمی‌شود؟ آیا بهتر نیست حوادث 88 را فراموش کنیم و به آینده نگاه کنیم؟

پاسخ می گویم که باید «گذشته» را شناخت و از اول هم شناخت و الا نگاه به آینده چیزی نیست جز تکرار گذشته!

انقلاب اسلامی 1357، منتج از دو عاشورا بود: عاشورای 1342 (ه‍.ش.) و عاشورای 1356 (ه‍.ش.). عاشورای 42 (13خرداد) محرک قیام پانزدهم خرداد و تبعید امام خمینی (ره) شد و عاشورای 56 (30 آذر) شعله ور شدن آتش زیر خاکستر مردم ایران بود که در نهایت منجر به پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357 گشت (ر.ک. پیوست).

اما عاشورای 88 خیزشی برای نابودی جمهوری اسلامی بود؛ ضدانقلابیون آمده بودند تا در عاشورای 88، نتیجه‌ی دو عاشورای 42 و 56 را از بین ببرند. با این حال من می‌گویم که عاشورای 88 نیز نقطه‌ی عطفی در تاریخ انقلاب است و باید در کنار دو عاشورای 42 و 56 از آن یاد کرد! اگر چه حوادث عاشورای 88 این بار توسط مخالفان انقلاب آغاز شد، اما همین اشتباه بزرگ آنان باعث شد تا صبر مردم انقلابی لبریز شود و حماسه‌ی 9 دی به وقوع بپیوندد و موجب تثبیت جمهوری اسلامی و مرگ فتنه‌ی 88 شود.

برای مردم طرفدار انقلاب اسلامی که فتنه‌ی 88 را سخت‌تر و پیچیده‌تر از فتنه‌ها و کودتاهای قبلی علیه نظام می‌دانند، عاشورای 88، با همه‌ی تلخی‌هایش، ثمره‌ی بزرگی داشت و آن ثمره، حفظ انقلاب اسلامی و شکست فتنه‌گران بود.

عاشورای سال 61 ه‍.ق. را کسانی رقم زدند که خود را مدافع امیر المؤمنین (معاویة بن ابی سفیان ملعون) می‌دانستند و امام حسین ـ علیه السلام ـ را نعوذ بالله بی‌دین می‌شمردند. پیش از آن نیز، نابکاران در جنگ صفین و جمل و نهروان، خود را مسلمان واقعی و علی ـ علیه السلام ـ را خارج شده از دین می‌پنداشتند.

این که عده‌ای خود را چه می‌دانند و چه می‌نامند، نباید ما را گمراه کند. اینکه آنها واقعا چه هستند، مهم است و چیستی آنان، در رفتارشان مشخص است.

بد نیست قسمتی از افتضاحات ضد انقلابیون در عاشورا 1388 را که خودشان به عنوان «مستند حماسه پل کالج» در اینترنت منتشر کرده اند، ببینید. این فیلم نقاب «اعتراضات آرام» را از چهره‌ی این دروغگویان بر می‌دارد. به عنوان یک مثال، دقیقه 22:50 این فیلم را ببینید. این ضد انقلابیون وحشی (که سرکرده‌‌شان آنها را «مردم خداجوی» نامیده بود) از القاعده پلیدتر هستند. پلیس ضد شورش را به گروگان گرفته اند و می‌زنند؛ پلیسی با صورت خونین ملتمسانه می‌گوید: «جان مادرت نزن» کسی از این مردم خداجو(!) به پلیس می‌گوید: “بگو خامنه ای حرامزداه است! [تا نزنم!]”

لینک دانلود مستقیم: http://www.ageofinheritors.com/wp-content/uploads/2013/11/ashura_88.mp4

لینک یوتیوب: http://youtu.be/gbxpcCTPFVs

سوء استفاده از عاشورا و شورش افرادی که نه تنها اعتقادی به روز عاشورا ندارند بلکه عقاید و تفکراتی متفاوت از امام حسین ـ علیه السلام ـ دارند و از بازگو کردن آن نیز هیچ ابایی ندارند، باید در حافظه‌ی تاریخی این ملت حک شود. تحریف و سوء استفاده‌ی بی‌دینان و ضددینان از دین، حربه‌ای است که اگر از آن غافل شویم، روزی قرآن‌ها بر سر نیزه خواهند برد و دیگر روز، سر مبارک امام حسین ـ علیه السلام را.

عاشورای 88 را نه باید فراموش کرد و نه باید بخشید؛ باید آن را در تاریخ جمهوری اسلامی ثبت کرد و تا همیشه از آن عبرت گرفت.

نظرات خوانندگان در گوگل پلاس »


 پیوست

ساواک و روحانیت جلد 1 بولتن‌هاى نوبه‌اى ساواک از 25 / 12 / 1349 تا 30 / 06 / 1357 ؛ روزشمار: 1356/10/09 ؛  صفحه:203
شماره‌ /9535
تاریخ : 2536/12/23 [1356/12/23]
بولتن : نوبه‌اى از تاریخ 2536/06/23 تا [1356/12/23] درباره‌ : روحانیون و گروههاى افراطى مذهبى
6) عناصر افراطى مذهبى که‌ همواره‌ مترصد به‌ دست آوردن فرصت براى انجام فعالیتهاى اخلالگرانه‌ در جهت هدفهاى روحانیون افراطى و متعصبین مذهبى هستند در ادامه‌ فعالیت هاى اخلالگرانه‌ خود در نقاط مختلف کشور در روزهاى عاشورا و تاسوعا [1369/30/29] در شهرهاى قم ، اصفهان ، کرمانشاه‌، تبریز، دزفول ، بهبهان ، شیراز، جیرفت ، نجف آباد ، سارى ، آمل ، بابل و برخى دیگر از نقاط کشور فعالیت هاى را به‌ صورت برپا کردن تظاهرات یابانى ، دادن شعارهاى ضدمیهنى ، آتش زدن تعدادى از مغازه‌هاى مشروب فروشى ، شکستن شیشه‌هاى تعدادى از سینماها و شعب بانکها، پخش اعلامیه‌ مضره‌ و ایراد سخنرانى خلاف مصالح مملکتى ، حمل پلاکارد و پرچمهایى با شعارهاى تحریک آمیز دنبال کرده‌اند در فعالیت هاى اخلالگرانه‌ عناصر وابسته‌ به‌ گروههایى که‌ مبادرت به‌ فعالیت هاى فوق کردند، نمودار گردیده‌ است که‌ موید هماهنگى و ارتباط روحانیون افراطى ، عناصر متعصب مذهبى متاثر از نظریات آنها، گروههاى افراطى دانشجویى و گروههاى برانداز مذهبى در سطح کشور مى باشد. در فعالیت هاى اخلالگرانه‌ فوق در روزهاى عاشورا و [1356/09/30] و تاسوعا [1356/09/29] 58 نفر از اخلالگران توسط مامورین انتظامى دستگیر گردیده‌اند.


مطالب مرتبط

، ۲۹ آبان ۱۳۹۲
در گروه: تاریخ, سیاسی

۴ Comments :, , more...

فرق ما با شما اینست

، ۲۶ خرداد ۱۳۹۲

نوشته‌ی مژگان عباسلو


ما به این بدیهی ترین اصل هر انتخاباتی واقفیم که ممکن است به یک نفر رای بدهیم و آن یک نفر رای نیاورد یعنی کاندیدای محبوب ما شکست بخورد.

ما به این اصل واقفیم که  کاندیدای محبوب گروه دیگر، حالا رئیس جمهور کشور ایران است و  ایران، کشور ما هم هست. پس دعا می کنیم رئیس جمهور جدید کشورمان خرابی ها را آبادسازد و آبادانی ها را آبادتر. او را تخطئه نمی کنیم، نسبت نمی دهیم و به طرفدارانش هزار انگ و رنگ نمی بندیم.

ما بعد از این شکست هوچیگری نمی کنیم، به خیابان نمی ریزیم، به اموال عمومی آسیب نمی رسانیم، می دانیم کاندیداهایمان هم عاقلتر از آنند که هوادارانشان را بعد از شکست به نزاع خیابانی بخوانند و بیانیه های واهی پشت بیانیه صادر کنند. ما  به برادرمان، به خواهرمان، به خانواده مان، رفیقمان پشت نمی کنیم، نمی تازیم، فحش نمی‌دهیم و ادعای دزدیده شدن رایمان را نداریم! ضمن اینکه این بار تنها با چندصدهزار رای (کمی بیش از 50% آرا) کاندیدای مورد علاقه ی شما پیروز شد نه با چندین میلیون رای – که در مورد اول تقلب کردن بسیار ساده تر است، نه؟

ما به این اصل هم واقفیم که انتخابات این دوره در همان سیستم و زیر سایه ی همان نظام و همان رهبری شکل گرفت که شما چهار سال قبل، دروغگو و متقلب خواندید؛ در حالیکه خیلی از همان شمایان خیلی‌های دیگرتان را این بار به رای دادن ترغیب کردید و حتا از نظرات سفت و سختتان چند روزی مانده به انتخابات برگشتید و کاندیدای محبوبتان را هم به بقیه معرفی کردید. ما برعکس شما درباره ی این تغییرات قضاوت نمی‌کنیم. می گوییم انشاا… که خیر است و چه خیری بهتر از این که انتخاب همان کاندیدا به شما ثابت کرد همه ی بیانیه ها و ادعاها لزوما درست نیستند.

ما به شما و به رئیس جمهور کشورمان آقای روحانی – کاندیدای محبوب شما – تبریک می گوییم. به خودمان هم تبریک می گوییم که خداوند ـ که لطف و ستایش او را سزاست ـ به ما چنان سعه‌ی صدر و بینش و دانشی عطا کرده که بدانیم و بفهمیم هدف غایی همه‌ی این انتخاب‌ها، آبادانی و سرافرازی ایران است و آسایش ملت ایران و این سرافرازی به دست نمی آید مگر در سایه ی اتحاد، پس به قول شاعر:

دست در دست هم نهیم به مهر
میهن خویش را کنیم آباد

کیهان، روزنامه مخالف اصلاحطلبان و حسن روحانی، پیروزی او در انتخابات ریاست جمهوری را تبریک می‌گوید.

کیهان، روزنامه مخالف اصلاحطلبان و حسن روحانی، پیروزی او در انتخابات ریاست جمهوری را تبریک می‌گوید.

، ۲۶ خرداد ۱۳۹۲
در گروه: اجتماعی, سیاسی

Leave a Comment :, , , more...

اگر 9 دی نبود…

، ۱۰ دی ۱۳۹۱

اینکه شرایط فعلی را معلول وقایع گذشته بدانیم، امری منطقی است. میزان اهمیت این وقایع را اما، با پاسخ به این پرسش می‌توان یافت که: اگر این «واقعه» حادث نمی‌شد، شرایط کنونی ما چه بود؟

مرور اخبار، تحلیل‌ها و پیش‌بینی‌های قبل از هر واقعه‌ی مهم، یکی از آموزنده‌ترین کارها برای فهم تاریخ سیاسی است.

در باره‌ی حماسه‌ی 9 دی، تحلیل‌های قبل و بعد این حادثه و روند تاریخی ـ سیاسی تاثیر گرفته از این حماسه، کاملا مشهود و روشن است و در اکثر منابع قابل ارزیابی است.

به عنوان مثال، قسمتی از سرمقاله‌ی 28 دسامبر 2009 (7 دی 1388، یک روز بعد از عاشورا) گاردین (1) با عنوان «ایران: اعتراضی که از مردن امتناع می کند» را بازخوانی می‌کنیم. سرمقاله این طور آغاز می شود:

بی‌فایده است اگر گمانه‌زنی کنیم که آیا جنبش اپوزیسیون در حال رشد [جنبش یا فتنه‌ی سبز] به نقطه‌ی اوج دست یافته است. ولی پس از تظاهرات آخر هفته‌ی معترضان که در آن دست کم هشت نفر ـ و احتمالا تعداد بسیار بیشتری [!] ـ گشته شدند، ما می‌دانیم که جنبش [سبز] به طور فوق العاده‌ای هم بازپس زننده و هم در حال گسترش است. [منظور از حرکت بازپس زننده یا ارتجاعی (resilient) اصطلاحا حرکتی است که در صورت مقابله و سرکوب آن، بیشتر شعله‌ور می‌شود.]

و در پایان سرمقاله، می‌نویسد:

تا کنون رژیم [جمهوری اسلامی] با استفاده از شبهه نظامیان بسیج و سپاه پاسداران قادر بوده است که وقایع را کنترل کند، ولی 15 روز تعطیلات مذهبی دیگر خواهد آمد، که هر کدام مورد توجه برای اعتراضات بیشتر خواهد بود. پرسش این است که چه گروهی [جنبش سبز یا بسیج و سپاه] زودتر شکست خواهد خورد، و هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که هر کدام از طرفین در موضع عقب نشینی باشند.

دو روز بعد، حماسه‌ی 9 دی بود. مردمی که گاردین و دیگر رسانه‌های غربی آنها را عاملان و کارمندان رژیم جمهوری اسلامی می‌نامند (2)، چنان حضوری بر هم زدند، که جنبشِ «امتناع کننده از مردن» و «فوق العاده در حال گسترش» راهی قبر شد و با حضور مفتضحانه‌ی تنها چند هزار نفر در 25 بهمن، مرگ آن رقم خورد.

حدود یک سال بعد، موسوی و کروبی دستگیر و به حبس خانگی رفتند (3)، کمترین واکنشی از جنبش دیده نشد ـ همان جنبشی که گاردین در بالا توصیفش کرد و نشانی از عقب نشینی در آن نمی‌دید. و اوضاع تا به امروز همین است.

تظاهرات 9 دی در تهران

 

  1. http://www.guardian.co.uk/commentisfree/2009/dec/29/iran-protest-violence-standoff
  2. http://www.guardian.co.uk/world/2009/dec/30/iran-protests
  3. http://persian.euronews.com/2011/02/28/iranian-opposition-leaders-mousavi-and-karroubi-reportedly-arrested

 

نظرات در گوگل پلاس

، ۱۰ دی ۱۳۹۱
در گروه: سیاسی

۶ Comments :, , more...