Tag: تروریسم

روزی که منطق عادل الجبیر، جواد ظریف را شکست داد

، ۳۰ دی ۱۳۹۴

عادل الجبیر، وزیر امور خارجه عربستان سعودی

عادل الجبیر، وزیر امور خارجه عربستان سعودی

چندی قبل دکتر جواد ظریف یادداشتی در نیویورک تایمز منتشر کرد با عنوان «افراط گرایی بی‌پروای عربستان سعودی» و در آن به توصیف سیاست‌های خصمانه عربستان علیه ایران و حمایت آن کشور از تروریست‌های داعش پرداخته بود.(۱)

در پاسخ به آن یادداشت، عادل الجبیر وزیر امور خارجه‌ی سعودی‌ها، یادداشتی در همان نشریه منتشر کرده است با عنوان: «آیا ایران می‌تواند تغییر کند؟» و در آن با اشاره به حوادث تروریستی از سال ۱۹۷۹ که ایران متهم به ارتکاب به آنهاست، صدور انقلاب را موجب این حوادث دانسته و احتمال تغییر ایران با توجه به خط مشی و قانون اساسی فعلی را بعید دانسته است. (۲)

شاید ایرانی‌ها و گروهی از سیاستمداران دنیا، بخش‌های بسیاری از نوشته‌ی الجبیر را قبول نداشته باشند، یا حتا بیان آن توسط یکی از سردمداران حکومتی چون حکومت عربستان سعودی را مضحک بیابند؛ در عین حال در نوشته‌ی الجبیر منطقی وجود دارد، که نباید از چشم مخالفان و منتقدان حکومت عربستان ـ به ویژه در ایران ـ دور بماند؛ الجبیر می‌نویسد:

«ما (عربستان سعودی) کشوری نیستیم که به عنوان حامی تروریسم (در فهرست وزارت خارجه‌ی آمریکا) ثبت شده باشد؛ اما ایران هست. ما ملتی نیستیم که به خاطر حمایت از تروریسم، تحت تحریم‌های بین المللی باشیم؛ اما ایران هست. ما ملتی نیستیم که مسوولانش در فهرست تروریست‌ها ثبت شده باشند، ایران هست.»

در شرایطی که دولت ایران و آقای ظریف به زمین بازی آمریکا/غرب (به اصطلاح بین الملل) وارد شده است و با قواعد آنها بازی می‌کند، منطق الجبیر سعودی صحیح به نظر می‌رسد.

ایران و مسوولانش در انواع و اقسام فهرست‌های تروریسم و حمایت از تروریسم غرب وجود دارند، و عربستان در آن فهرست‌ها نیست. بنا بر این چه کسی بد است و چه کسی خوب است؟

پس اگر آقای ظریف بخواهد در همین زمین بماند و بر اساس همین قوانین بازی کند، حرکت بعدیش چیست؟ طبیعتا باید از فهرست‌های تروریسم غرب خارج شد. در این شرایط، بهانه‌ای موجه برای عربستان – و رقیبانی مانند عربستان – باقی نخواهد ماند.

و حالا باید به این پرسش پاسخ داد که خروج از فهرست‌های تروریسم غربی چگونه ممکن است؟ مشخصا قطع حمایت از فلسطین در صدر آنهاست. قطع حمایت از حزب الله لبنان و اعلام آنها به عنوان یک گروه تروریستی نیز بی‌شک قدم دوم است. سقوط سوریه به دست داعشیان و تشکیل حکومتی بدتر از عربستان سعودی در سوریه و نیمی از عراق نیز قدم بعدی خواهد بود. تحویل مسوولان سیاسی و نظامی و امنیتی به غرب برای حضور در مقابل دادگاه به جرم راهبری عملیات تروریستی نیز در ادامه‌ی راه خواهد آمد. میلیون‌ها و میلیاردها دلار خسارت قربانیان عملیات تروریستی در سراسر جهان از ایران طلبیده خواهد شد و باید پرداخت شود (به ویژه در مورد ماجرای بمبگذاری مرکز یهودیان در آرژانتین). در مورد بحرین و یمن، قضیه سخت‌تر و پیچیده‌تر می‌شود. ایران در عین اینکه در هیچکدام از این کشورها دخالت نظامی ندارد، باید از کار نکرده دست بر دارد و از اقدام مجدد به کاری که نکرده است پرهیز کند!

وقتی ایران تمامی این کارها را کرد، آنگاه از فهرست‌های تروریستی خارج می‌شود و دکتر ظریف می‌تواند با دست پر در صحنه‌ی بازی وارد شود.

البته الجبیر در آن زمان خواهد نوشت که عربستان رئیس شورای حقوق بشر سازمان بین الملل است در حالی که ایران در اکثر قریب به اتفاق فهرست‌های کشورهای ناقض حقوق بشر حضور دارد. و بعد ایران باید برای خروج از آن فهرست‌ها به تکاپور بیفتد، روز از نو و روزی از نو.

مشروبخواری بود که می‌گفت عجب اشتباهی مرتکب شدیم (مودبانه شده) انقلاب کردیم؛ درود به صداقتش که گفته اند: مستی و راستی!


منابع:

(۱)
Saudi Arabia’s Reckless Extremism http://nyti.ms/1T3VOv8
ترجمه: افراط گرایی بی‌پروای عربستان سعودی http://bit.ly/1RSJWNw

(۲)
Can Iran Change? http://nyti.ms/1RSJrTL

یادداشت وزیر خارجه عربستان در نیویورک تایمز: ما در خط مقدم مبارزه با تروریسم هستیم/با ایران مقابله می‌کنیم/ایران به دنبال صدور انقلاب خود است
🔹عادل الجبیر در یادداشتی که در واقع پاسخی به یادداشت اخیر وزیر خارجه ایران در روزنامه نیویورک تایمز است، در همین روزنامه نوشت: جهان برای دیدن نشانه‌هایی از تغییر نظاره‌گر ایران است و امیدوار است که از یک کشور سرکش انقلابی به یک عضو قابل احترام جامعه بین‌الملل تبدیل شود.
🔹ایران به جای مقابله با انزوای خودساخته، به دنبال گسترش سیاست‌های خطرناک قومیتی و توسعه‌طلبانه و همچنین حمایت از تروریسم از طریق اتهام‌زنی‌های بی‌اساس به پادشاهی سعودی است.
🔹درک چرایی تعهد عربستان سعودی و متحدانش به مقابله با توسعه‌طلبی ایران و پاسخ قدرتمندانه به تجاوزگری‌های ایران، حائز اهمیت است.
🔹در ظاهر به نظر می‌رسد که ایران تغییر کرده است. در عمل هم بخش زیادی از مردم این کشور به دنبال فضای باز و روابط بهتر با همسایگان هستند، اما دولت این کشور این را نمی‌خواهد.
🔹رفتار ایران از زمان انقلاب ۱۹۷۹ همواره ثابت بوده است. در قانون اساسی این کشور صدور انقلاب به عنوان یک هدف ترسیم شده است.
🔹وزیر خارجه عربستان در ادامه ایران را به حمایت از تروریسم متهم کرده و بار دیگر ادعای دست داشتن ایران در حوادثی چون انفجار پایگاه نیروی دریایی آمریکا در لبنان، برج‌های خبر و حادثه میکونوس را مطرح کرده است.
🔹جبیر همچنین ایران را به حمله به اماکن دیپلماتیک و تلاش برای ترور دیپلمات‌ها متهم کرده است.
🔹وی با متهم کردن ایران به تلاش برای رسیدن به هژمونی منطقه‌ای، «متخاصم‌ترین بازیگر» منطقه توصیف کرده است.
🔹وزیر خارجه عربستان ایران را به دروغگویی در مورد تفکرات وهابیت متهم کرده و گفته است که ریاض تفکرات افراطی را اشاعه نمی‌دهد. او برای این منظور واشنگتن را شاهد خود قرار داده و گفته است که ریاض در لیست حامیان تروریسم واشنگتن نیست، اما ایران هست.
🔹جبیر نوشته است که «عربستان قربانی ترور» و «در خط مقدم مبارزه با تروریسم» است!
🔹وی در پایان نوشته است که ریاض خواستار تغییر و تحول در سیاست خارجی ایران است.
ترجمه مقاله‌ی الجبیر از کانال https://telegram.me/FarsNewsInt

، ۳۰ دی ۱۳۹۴
در گروه: سیاسی

۱ Comment :, , , more...

غرب پرستی همینجاست، بیایید بیایید!

، ۲۳ آبان ۱۳۹۴

رئیس جمهور کشور جمهوری اسلامی ایران، وارث انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ امام خمینی (ره)، امامی که معتقد بود “سلامت و صلح جهان بسته به انقراض مستکبرین است”* ، برای حملات تروریستی پاریس، “بلافاصله” پیام تسلیت به مستکبری به نام «فرانسه» (اولین پدر معنوی داعش) ارسال می‌کند. اما ناگهان به یاد می‌آورد که برای عملیات تروریستی دو روز قبل در بیروت، عملیاتی که به کشته شدن (شهادت) #مستضعفان انجامیده است، پیامی نفرستاده! پس از روی ناچاری برای آنها هم پیامی می‌نویسد…

حادثه‌ی تروریستی بیروت روز پنجشنبه اتفاق افتاد. حادثه‌ی تروریستی پاریس، جمعه شب. حال، وب‎سایت رئیس جمهور را ببینید: ابتدا خبر محکومیت حملات تروریستی پاریس در ساعت ۸:۳۰ صبح شنبه منتشر شده است و پس از قریب به چهار ساعت، خبر تسلیت به حملات تروریستی بیروت.

در بیروت، «مردم عادی» و «شهروندان»ـی هدف عملیات تروریستی بودند که از قضای روزگار حامی جمهوری اسلامی و در حال جنگ با داعش هستند. اما از آنجایی که در زمره‌ی پابرهنه‌گان و مستضعفان جهان قرار می‌گیرند، شبکه‌های خارجی، برنامه‌های عادیشان را به خاطر این حادثه متوقف نکردند. در پاریس اما، «مردم عادی» و «شهروندان»ـی هدف عملیات تروریستی بودند که اتفاقاً پول مالیات آنها برای تجهیز داعش صرف می‌شود. تمامی شبکه‌های خبری، برنامه‌هایشان را متوقف کردند و به طور مستقیم از پاریس، شهر عشاق جهان، خبر این جنایت را مخابره کردند. و البته همین تفاوت‌هاست که رئیس جمهور وارث ایدئولوژی امام خمینی را گیج کرده است!

این متن را نه در حال عصبانیت، که در شدت غبن نوشته ام. بار اولی نیست که سیاست خارجه‌ی ایران به طرز فاحشی در مسیر مغایر با اهداف انقلاب ۵۷ حرکت می‌کند. بار آخر هم نخواهد بود به یقین. دارند ایدئولوژی خمینی کبیر را به موزه ی تاریخ می فرستند و بجایش کاخ اخضر و تمبر طلا می‌سازند.

باید یک لحظه ایستاد، سر را چرخاند و به گذشته نگریست. باید تاریخ را خواند. نه فقط خواند که باید تاریخ را از اول خواند. از خلقت آدم بنی بشر، از قبل توفان نوح، از به آب انداختن موسی، پیش از عروج عیسی و پیشتر از ولادت محمد – علی نبینا و آله و علیهم السلام. باید تاریخ را از قبل غدیر و خانه‌نشینی علی خواند و قبلتر از بالای نیزه رفتن سر حسین – علیهم السلام.

اینها را که خواندیم و فهمیدیم، آنگاه می‌شود به روبرو نگاه کرد. و شاید آن وقت باز ببینیم که برای اصلاح در دین امت اسلام، ناگزیر از کربلای دیگری هستیم و ناچار به سرهای بریده و بر نیزه‌.

Paris_Beirut

 

photo_2015-11-14_13-15-20

 

 


* «عموم مستضعفین باید به هم بپیوندند و ریشه فساد را از کشورهاى خود قطع کنند. سلامت و صلح جهان بسته به انقراض مستکبرین است؛ و تا این سلطه طلبان بى‏فرهنگ در زمین هستند، مستضعفین به ارث خود که خداى تعالى به آنها عنایت فرموده است نمى‏رسند. (همان، ج۱۲، ص۱۴۴- ۲۰/۱۱/۱۳۵۸)

«اى مسلمانان جهان واى مستضعفان عالم! دست به دست هم دهید و به خداى بزرگ رو آورید و به اسلام پناهنده شوید، و علیه مستکبران و متجاوزان به حقوق ملتها پرخاش کنید.» ( همان، ج۱۰، ص۳۳۹- ۳۰/۸/۱۳۵۸)

«عید ملت مستضعف روزی است که مستکبرین دفن شوند.» (همان، ج۱۰، ص۲۰۶- ۱۱/۷/۱۳۵۸)

، ۲۳ آبان ۱۳۹۴
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, , , more...

ما کوه هستیم: فهم چیستی برخورد ایران با تروریسم در سه گام

، ۰۸ فروردین ۱۳۹۳

پیشگام

اکثر ما ایرانیان، از عملیات تروریست‌ها علیه کشور و ربودن پنج مرزبان بی‌گناه (احتمالا شهادت یک نفر آنها تا لحظه‌ی نگارش این متن) ناراحت و خشمگین هستیم. و هیچ عجیب نیست اگر در حین ناراحتی و خشم، حرف‌هایی خام گفته و نوشته‌هایی مشوش نگاشته شود که از پالایشگاه تدبیر و پیرایشگاه تدبر عبور نکرده باشند. اما هنگامی که بغض غم را فرو بلعیدیم و بر خشم خود لگام زدیم، فرصت می‌یابیم تا رفتار ضدتروریستی  جمهوری اسلامی ایران را فهم کنیم.

گام اول

گام اول، گامی است که فهم آن به تنهایی، ما را از پیمودن دیگر گام‌ها، بی نیاز می‌کند. و آن گام آن است که: فراموش نکنیم، ایران یک کشور است، نه یک گروهک ماجراجو! و به عنوان مهمترین کشور منطقه‌ی آسیای جنوب غربی (خاور میانه)، ایران باید همیشه و به ویژه در بحران‌ها، رفتاری استوار و متین داشته باشد. ایران، یک گروهک نیست که بی‌پروا و ماجراجویانه، از روی خشم و برای فرونشاندن زخم‌ها و دردهایش، به همسایگانش تجاوز کند.

باید به یاد آوریم که ایران، کشوری است واقعی با ملتی کهن و واقعی و بنا بر این، آرامش (و البته امنیت) زیربنای رشد و بقا و پیشرفت آن است؛ ایران، اسرائیل نیست، رژیمی غاصب و حرامزاده نیست که وجودش وابسته به ایجاد بحران و ماهیتش تولید کشمکش باشد و بر این اساس زندگی انگلی‌اش ادامه یابد. ایران، داعش نیست؛ حماس نیست، حتا «حزب الله لبنان» نیز نیست. ایران یک کشور استوار و قوی است؛ کوهی است که ثبات آن از درآمدن چند علف هرز بر کوهپایه‌اش، آسیب نمی‌بیند.

گام دوم

در هفدهم مردادماه 1377 در مزارشریف، 9 دیپلمات ایرانی به شهادت رسیدند. سال دوم دانشگاه بودم، جوان و داغ و خشمگین. دولت اصلاحات را به ترسو بودن متهم می‌کردم و از آن توقع داشتم که با یک حمله و در اسرع وقت، درس خوبی به طالبان افغانستان بدهد، گروهکی که بعید بود در مقابله با یک ارتش بزرگ و منظم، کاری از پیش ببرد.

دولت اصلاحات هیچ کاری نکرد و این بغض فرو نخورده در گلو من بود تا همین سال قبل که اطلاعات جدید از پشت پرده‌ی آن ماجرا برایم فاش شد.* قاتل دیپلمات‌های ما، در واقع سرویس اطلاعاتی پاکستان بود، نه طالبان افغانستان. پاکستان با باز کردن پای ایران به جنگ با طالبان، چندین و چند امتیاز سیاسی و استراتژیک برای خودش کسب می‌کرد. مهمترین آنها تحلیل رفتن قدرت ایران و خارج شدن ایران از مسیر بازسازی و بازپروری بعد از جنگ تحمیلی بود که توازن قدرت منطقه را به نفع پاکستان، تغییر می‌داد.

اتفاقا دولت اصلاحات و شخص آقای خاتمی نیز معتقد بودند که ارتش باید با یک حمله‌ی برق آسا تا شهر مزارشریف پیش رود ( که احتمالا تنها یک سواری طولانی در کوه و بیابان و اندکی تیراندازی در مدخل شهر سر راهشان بود). اما در نهایت، تصمیم رهبر و مجمع تشخیص مصلحت این بود که ایران وارد باتلاق افغانستان نشود. بعدها آمریکا وارد این زمین خطرناک شد، سال‌ها در افغانستان زمینگیر و ترلیون‌ها دلار در آنجا هزینه کرد. درست یک هفته پس از سخنرانی تاریخی اوباما در سال 2012 مبنی بر آنکه «ما هیبت القاعده را در افغانستان شکستیم»، نیروی هوایی آمریکا دچار بزرگترین خسارت خود از زمان جنگ ویتنام تا کنون شد، به دست همان القاعده و طالبان! و آمریکا هنوز در افغانستان دست و پا می‌زند.

گام سوم

کودک پرسید: «پدر بزرگ، چرا تو را “کوه” صدا می‌کنند؟»

بَدَل که از لقب پادشاه و افسانه‌های پشت آن بی‌خبر بود، با تعجب گفت: «کوه؟»

کودک گفت: همه تو را “کوه” صدا می‌کنند. کوه کجاست؟ آیا تو را کوه صدا می‌کنند چون ما این کوه را در وسط حیاط داریم؟» و با انگشت به باغچه‌ی گل‌های محوطه‌ی قصر اشاره کرد.

پیشکار که می‌خواست نادانی بَدَل پادشاه را پنهان کند، وسط حرف آن دو پرید: «تو نشان سروَرمان را می‌شناسی؟ چه چیزی در آن است؟»

کودک در حالی که سرود پرچم را می‌خواند، پاسخ داد: «چابک چون باد… خاموش چو یک جنگل… تندخو مانند آتش… و استوار همانند یک کوه»

پیشکار، پیروزمندانه گفت: «سروَرِ ما، کوه است. چه در میدان جنگ و چه در موطن، او استوار و محکم می‌ایستد، درست مثل یک کوه. وقتی سپاهش پیشروی می‌کند، اول سواران یورش می‌برند، چابک مثل باد. دوم، نیزه‌داران، جنگلی از نیزه‌ها را فراز می‌کنند، و آرام پیش می‌روند. سوم، گروه بیشتری از سواران، مانند آتش، بیرحمانه صفوف دشمن را می‌بلعند. و سرور ما، همیشه پشت آنهاست، آنها را رهبری می‌کند و مانند کوه، استوار ایستاده است. به همین خاطر است که سپاه ما، از فرماندهان تا پیاده نظام، می‌توانند قاطعانه بجنگند… استوار مانند کوه. سَرور ما همان کوه است. پس ما او را “کوه” خطاب می‌کنیم.»

کاگموشا، جنگجوی سایه (آکیرا کورساوا، 1980)
imdb.com/title/tt0080979/quotes?item=qt1279568

kagemusha1980

 

نمونه‌هایی از متن‌های احساسی:

نمونه‌هایی از متن‌های منطقی:

* من غالبا برای هر ادعایی در نوشته‌هایم سند و مرجع قابل بررسی ارایه می‌کند. اما متاسفانه در این مورد، از ارایه‌ی سند معذورم. عجالتا این مطلب را از دست ندهید: چرا کسی به کمال خرازی کاری ندارد؟ teribon.ir/archives/118518

 


عصر وارثین تحلیل‌های سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی شما را به عنوان نویسنده ی مهمان بازنشر می کند.

، ۰۸ فروردین ۱۳۹۳
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, , , , more...

در پی حادثه‌ی بمبگذاری بوستون، آمریکایی‌ها بیشتر نگران آزادی‌های شهروندیشان هستند

، ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۲

نتایج نظرسنجی آوریل 2013 مجله‌ی تایم و شبکه‌ی سی.ان.ان نشان می‌دهد که در پی حادثه‌ی بمبگذاری بوستون، آمریکایی‌ها بیشتر نگران آزادی‌های شهروندیشان هستند.

1- چقدر نگران هستید که شما یا یکی از اعضای خانواده شما، قربانی تروریسم شود؟

بسیار نگران: 13% (8% در سال 2006)
تا حدی نگران: 27% (28% در سال 2006)
خیلی نگران نیستم: 34% (36% در سال 2006)
اصلا نگران نیستم: 26% (29% در سال 2006)

2- کدام یک به نظر شما صحیح‌تر است —
دولتی آمریکا هر کاری که بکند، تروریست‌ها همیشه راهی برای انجام حملات بزرگ پیدا می‌کنند؛ یا
اگر دولت آمریکا به اندازه‌ی کافی سعی کند، بالاخره می‌تواند از تمامی حملات بزرگ (تروریستی) جلوگیر کند؟

تروریست‌ها همیشه یک راهی پیدا می‌کنند: 63%  (57% در سال 2006)
دولت می‌تواند جلوی حملات را بگیرد: 32% (41% در سال 2006)
بدون نظر: 5% (2% در سال 2006)

3- در حال حاضر چه چیزی شما را بیشتر نگران می‌کند؟
اینکه دولت نتواند سیاست‌های قدرتمند ضد تروریستی را اعمال کند؛ یا
دولت سیاست‌های ضد تروریستی جدیدی به کار گیرد که بیش از اندازه، آزادی‌های شهروندی افراد عادی را محدود کند.

دولت نتواند سیاست‌های جدید ضد تروریستی را اعمال کند: 31%
سیاست‌های جدید آزادی‌های شهروندی را محدود کند: 61%
هیچکدام: 4%
بدون نظر: 4%

4- آیا شما حاضر هستید که بعضی از آزادی‌های شهروندی خود را از دست بدهید، در صورتی که این کار برای ممانعت از تروریسم در این کشور (آمریکا) لازم باشد؟

بله، حاضر هستم: 40%
خیر، حاضر نیستم: 49%
بستگی دارد: 9%
نظری ندارم: 2%

(زحمت ترجمه‌ی دو پرسش زیر را آقای +Abbas Hassani  کشیده اند)

۵- در اینجا یک سری روشهای تحقیق و تفحص لیست می شود که ممکن استفاده شود برای پیدا کردن متهمین تروریستها که در عین حال ممکن است آزادی های مدنی ما رو به خطر بیندازد. بفرمایید با کدام روش مخالف و یا موافقین:
الف- توسعه ی سیستم های دوربین مدار بسته در اماکن عمومی : ۸۱٪ موافق ۱۸٪ مخالف
ب- توسعه ی نظارت بر مکالمات تلفنی، ایمیل : ۳۸٪ موافق ۵۹٪ مخالف
ج- نظارت بر چت رومها و فرومها : ۵۵٪ موافق ۴۲٪ مخالف
د- استفاده از نرم افزارهای تشخیص صورت برای اسکن تروریستها : ۷۹٪ موافق ۱۷٪ مخالف

۶- برای اینکه در معرض خطرات تروریسی قرار نگیرین آیا حضورتون در مجامع عمومی رو به احتمال کاهش خواهید داد یا خیر؟
احتمالش هست: ۲۷٪
احتمالش نیست: ۷۰٪

لینک به مقاله‌ی مجله‌ی تایم: ti.me/107FJct
لینک مستقیم به نتایج نظرسنجی: http://www.scribd.com/doc/138938355/TIME-CNN-ORC-Poll

 

جلد مجله‌ی تایم، 13 می 2013 - Homeland Insecurity

جلد مجله‌ی تایم، 13 می 2013 – Homeland Insecurity

، ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۲
در گروه: اجتماعی, سیاسی

Leave a Comment :, , , , more...

پیشکشی آب به سگ هار

، ۱۲ مهر ۱۳۹۱

سگ هارآرمان امیری نویسنده‌ی وبلاگ مجمع دیوانگان دیروز در یادداشتی (1) به بهانه‌ی نقد سخنان محمدرضا خاتمی (2) در مورد سازمان مجاهدین خلق (منافقین)، به توجیه تصمیم آمریکا مبنی بر خروج نام این گروه از فهرست گروه‌های تروریستی پرداخته است [همان یادداشت در گوگل پلاس http://bit.ly/SZxdtJ].

در باره‌ی این یادداشت، نکاتی شایسته‌ی ذکر است:

نویسنده پس از نگارش این عبارت که: «من، هرچند با آقای خاتمی در مورد ماهیت تروریستی سازمان مجاهدین کاملا هم‌رای و هم‌نظر هستم…»، «اما»یی می‌آورد:

هرکس به واقع اعتقاد داشته باشد که «مجاهدین یک گروه مرده سیاسی هستند» دلیلی ندارد اینقدر نسبت به اقداماتشان، و یا بهتر بگوییم، تصمیماتی که دیگران برای ته‌مانده‌های این گروه می‌گیرند حساس باشد…

مجاهدین خلق (منافقین) یک گروه مرده از منظر «سیاسی» هستند به این معنی که یقینا به عنوان یک حزب یا جریان سیاسی هیچگاه نخواهند توانست در ایران احیا شوند؛ اما در عین حال، گروهی با پشتوانه‌ی مالی قوی و افراد آموزش دیده (و قسی القلب) برای عملیات تروریستی هستند. ترورهای این گروه تنها خاطراتی دور نیست، بلکه اساس این گروه از دیر باز بوده است که لازم نمی‌دانم برای خواننده‌ی ایرانی، در این زمینه مدرک و سند بیاورم.

بر خلاف ادعایشان، اقدام‌های تروریستی منافقین محدود به گذشته‌ی دور نمی‌شود. جدای از سازمان‌های امنیتی ایران (که البته ادعایشان قاعدتا برای نویسنده‌ی مجمع دیوانگان سندیت ندارد) بسیاری از روزنامه‌نگاران غیر ایرانی احتمال می‌دهند که سازمان مجاهدین خلق (منافقین)، در ترور دانشمندان هسته‌ای ایران با موساد همکاری داشته است: هارتز (3)، ان.بی.سی. نیوز (4)، جورسلیم پست (5)، مِد ایست پست (6)، دیلی میل (7).

رفتار این گروه در ظاهر و باطن هیچ تغییری نکرده است. حمله به سخنگوی وزارت خارجه در خیابان‌های نیویورک (8) و تهدید روزنامه‌نگار هافینگتون پست (9) از رفتارهای مدنی این گروه به ظاهر تواب است.

آرمان امیری در ادامه می‌نویسد: «چرا چنین اتفاقی افتاده؟ چرا این تصمیم گرفته شده؟…» و توضیح می‌دهد که: «دولت جدید عراق … تصمیم گرفت اردوگاه را تعطیل و ساکنانش را اخراج کند. حال این اتفاق چگونه باید رخ می‌داد؟» و 2 حالت را در نظر می‌گیرد:

حالت اول این بود که تمامی ساکنان اشرف به حکومت ایران تحویل داده می‌شدند…

حالت دوم مهاجرت این افراد به دیگر کشورهای جهان است. اما در این راه چند مشکل اساسی وجود داشت. نخست اینکه بسیاری از این افراد اساسا اسناد هویت ندارند و طبیعتا نمی‌توانند روادید دریافت کنند و هرکشوری که بخواهد میزبان آن‌ها باشد باید قوانین مهاجرتی خود را زیر پا بگذارد. مسئله دوم قرار داشتن نام این سازمان در فهرست گروه‌های تروریستی بود. این مسئله نه تنها امکان مهاجرت آنان به آمریکا را از بین می‌برد، بلکه حتی مراودات مالی آنان در بانک‌های آمریکایی را هم مسدود می‌کرد و به صورت مداوم آنان را تحت پی‌گرد بین‌المللی درمی‌آورد. یعنی حتی اگر مشکل اول هم حل می‌شد، باز هم امکان خروج این افراد از عراق وجود نداشت.

و این نتیجه گیری عجیب که:

…خروج نام این سازمان از فهرست گروه‌های تروریستی، یک تصمیم ویژه و با هدف هموارسازی شرایط خروج آنان بوده است. گمان می‌کنم هرکس دیگر هم که به مشکل موجود بیندیشد، اگر نخواهد حکم به نابودی تمامی این چندهزار انسان بدهد، ناچار است پیشنهاد مشابهی ارایه کند.

«مشکلات اساسی»ای که آرمان امیری از آنها نام می‌برد، اینهاست:

1- نداشتن اسناد هویت برای دریافت روادید؛
2- ناتوانی در مهاجرت به آمریکا؛
3- و ناتوانی در مراودات مالی با بانک‌های آمریکا به علت قرارداشتن نام گروه مجاهدین خلق (منافقین) در فهرست گروه‌های تروریستی آمریکا.

ولی این «مشکلات اساسی» چگونه با خارج شدن نام گروه مجاهدین خلق (منافقین) از فهرست گروه‌های تروریستی وزارت امور خارجه‌ی آمریکا حل می‌شود؟

آیا خروج نام گروه مجاهدین خلق (منافقین) از فهرست گروه‌های تروریستی، موجب چاپ اسناد هویت جدید برای افراد اردوگاه اشرف خواهد شد (با فرض اینکه در حال حاضر هیچ سند هویتی ندارند)؟

آیا اگر این افراد در کشوری خارج از آمریکا مسکن گزینند، ارتباط مالی با بانک‌های آمریکا از ملزومات زندگیشان است؟

و پرسش یک میلیون دلاری اینکه:

آیا نمی‌شد این افراد، حتا به صورت شفاهی و نه کتبی، خود را خارج از گروه تروریستی مذکور اعلام کنند و به تمامی امتیازهای فوق دست یابند؟ یعنی آیا نمی‌شد به جای خارج کردن نام یک گروه تروریستی با سوابق سیاه، افرادی که مدعی هستند دیگر تحریکات تروریستی ندارند، از آن گروه خارج شده، به دنبال زندگی عادی خود بروند؟

از نظر من، مساله روشنتر از آن است که بتوان با این توجیه‌ها روی آن سر پوش گذاشت.

آمریکا در مبارزه با تروریسم هیچگاه صادق نبوده و نخواهد بود. در مورد مجاهدین خلق (منافقین)، این رابطه به یک وضعیت همزیستی برد ـ برد رسیده، همچنان که ارتباط آمریکا ـ القاعده در سوریه به یک همسفرگی مشترک المنافع منتهی شده است. مجاهدین خلق (منافقین) از منابع نامعلوم (شاید مزد کارهایی که برای موساد کرده اند) مبالغ هنگفتی به سیاستمداران آمریکا رشوه داده‌اند (10، 11). در عوض حالا آزادی عمل یافته‌اند که در آمریکا رفت و آمد کنند، منابع مالی را جابجا کنند، و عملیات مخفیانه‌ی تروریستی را راحت‌تر از گذشته به انجام رسانند. و آمریکایی‌ها، علاوه بر پولی که سیاستمدارانشان به جیب زده اند، دشنه‌ی زهراگینی برای فرو بردن در قلب ایران، آخته اند.

کریس مک‌گاریل در گاردین می‌نویسد: «آیا کشتن آمریکایی‌ها، تهدید به تخریب اسرائیل، و حمایت از صدام حسین، کافی نیست تا هر سیاستمدار آمریکایی را از حمایت ام.ای.کی [منافقین] بتراساند؟»(12) اما ظاهرا سیاستمداران آمریکا نترسیده اند و دلایل خوبی برای این کار خود داشته اند. به زعم نویسنده‌ی مجمع دیوانگان، برای انسان دوستی؛ اما به عقیده‌ی من آمریکا زنجیر از گردن سگی هار باز می‌کند تا این موجود خبیث بتواند راحت‌تر و بی‌دغدغه‌تر، دشمن آمریکا (ایران) را بگزد (13).

نکته‌ی حیاتی این که نباید با سادگی قرین با غفلت، به این سگ هار، آب تعارف کنیم. و می‌باید از گاز گرفتنش هوشیارانه بر حذر باشیم.

جنایات سازمان مجاهدین خلق (منافقین)

برگی از جنایات سازمان مجاهدین خلق (منافقین)

 

منابع

  1. گاهی کمی انسانی نگاه کردن به مسئله هم لازم است! وبلاگ مجمع دیوانگان. 11 مهر 1391 (2 اکتبر 2012). [http://divanesara2.blogspot.com/2012/10/blog-post_2706.html]
  2. واکنش منفی محمدرضا خاتمی به تصمیم آمریکا در خروج نام مجاهدین خلق از لیست تروریستی. وب‌سایت جنبش راه سبز (جرس). 5 مهر 1391. [http://www.rahesabz.net/story/59474]
  3. Israel’s Mossad trained assassins of Iran nuclear scientists, report says. Haaretz. 9 Feb 2012. http://bit.ly/SCMgUW
  4. Israel teams with terror group to kill Iran’s nuclear scientists, U.S. officials tell NBC News. NBC news 9 Feb 2012 http://nbcnews.to/QpUaT5
  5. Israel aiding terror group to kill Iran scientists. JPOST.COM 9 Feb 2012 http://www.jpost.com/International/Article.aspx?id=257168
  6. Richard Silverstein. Assassination of Iranian Nuclear Scientist Joint Mossad-MEK Operation? MidEast Posts 12/01/2012  http://bit.ly/SnDf7P
  7. Mossad training terrorists to kill Iran’s nuclear scientists, U.S. officials claim… but is Israel’s real target Obama? Daily Mail. 10 Feb 2012 http://bit.ly/UET065
  8. Robert Mackey. Iran Envoy Is Assaulted by Protesters Near the U.N. The New York Times. 27 Sep 2012. http://nyti.ms/SBRdNe
  9. Christina Wikie. The MEK Is Bad News, But Delisting Them Was A Good Decision. Huffington Post 1 Oct 2012. http://huff.to/Sxpamy
  10. Christena Wilkie. Mujahideen-e Khalq: Former U.S. Officials Make Millions Advocating For Terrorist Organization. Huffington Post. 10 Aug 2011. http://huff.to/Vsuybo
  11. Elizabeth Flock. Iranian Terrorist Group M.E.K. Pays Big to Make History Go Away. US News. 6 Jul 2012. http://bit.ly/SZUtrr
  12. Chris McGreal. Q&A: what is the MEK and why did the US call it a terrorist organisation? The Guardian. 21 Sep 2012 http://bit.ly/PNT16R
  13. Finian Cunningham. US Sponsored Covert War on Iran: Washington Gives Full Approval to Terrorist Mujahedin-e Khalq (MEK). Global Research. 26 Sep 2012. http://bit.ly/RztUqW

، ۱۲ مهر ۱۳۹۱
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, , more...