Tag: تحریم

از مجموعه سوالاتی که پاسخ به آن را دوست نداریم: ما تا چند سال دیگر نفت داریم؟‎

، ۱۰ بهمن ۱۳۹۴

وقتی پول بدهید همه چیز به شما می‌دهند. از هواپیما و ماشین و موبایل و همه چیز. اما آخرش مهم است. می‌شود راهی را رفت که اکثر کشورهای حاشیه خلیج فارس رفتند. کشورهایشان پر است از ماشین‌های آنها، خطوط هواییشان هم بهترین هواپیماهای آنها را دارد، فرودگاه‌ها و هتل های آنچنانی، هواپیماهای جنگی و موشک آخرین مدل و…

اما همان‌ها وقتی می‌آیند دبی و شارجه برای عیاشی در دلشان به ریش این‌ها می‌خندند که ببین این بدبخت‌ها همه چیزشان از ماست. اگر ما رویمان را آن طرف کنیم تمام این کشور از صدر تا ذیل می‌خوابد. نمی‌توانند یک ماشینش را درست کنند.

رفتند و باز با پژو قرار داد بستند. خودروسازی که حتی یک ماشینش به آمریکا و کانادا نمی رسد و فقط بازار کشور خودش را دارد و افریقا و ایران! یک نفر نپرسید ما حصل حضور حدودا بیست ساله‌ی این خودروساز در کشور چی بود؟ ماشین را دو برابر قیمت می‌فروختند و وقتی اعتراض می‌کردیم می گفتند صبر کنید. برای چی؟ می‌گفتند این بهایی است که باید برای انتقال تکنولوژی داد و ما در گردنه خودروسازی هستیم و باید صبر کرد. گفتیم اگر این بهای دو چندان و این خودروهای ناامن بهای استقلال کشور است از وابستگی غمی نیست. اما وقتی تحریم‌ها شروع شد کاشف به عمل آمد پشت دیوارهای خودروساز ملی مان کارخانه مونتاژ بوده است!

باز می‌گویم باشد، می‌خواهید مونتاژ کن باشید، مشکلی نیست اما چرا نمی روید مونتاژ کن تویوتا، هوندا، میتسوبیشی، و فلکس بشوید مثلا؟ یا بی.ام.و و بنز؟ آدم می‌خواهد نوکری هم بکند برود نوکر آن اربابی بشود که از همه بهتر است نه نوکری خودروساز رده سوم اروپا.

خوشحالیم که قرار است پول بدهیم ایرباس بخریم. گفته اند چند ماهه تحویل می دهیم بهتان! چطور است که سایر کشورها باید حدود ۵ سال در نوبت باشند تا هواپیماهایشان ساخته شود ولی هواپیماهای ما قرار است چند ماهه آماده شود؟! یعنی اینقدر ایرباس برای ما مرام گذاشته یا قرار است آهن قراضه های ته انبارشان را که روی دستشان مانده و آمریکا و کانادا نمی خرد با قیمت نو به ما بچپانند؟

خوب باشد، می گویند از تپولوف‌های روس بهترند. بله که بهترند. اما آخرش قرار است چه بشود؟ یعنی ما قرار است تا چند سال دیگر نفت داشته باشیم و بدهیم و آنها در مقابلش به ما ماشین و هواپیما بفروشند؟ ۱۰ سال، ۲۰ سال، ۵۰ سال؟ بعد چه می شود؟ وقتی نفت تمام شد چکار کنیم؟

می‌گویند ما محکوم به عقب ماندگی فناوری هستیم و نمی توانیم هواپیما و ماشین بسازیم. می گویم چین و کره چه کردند؟ مگر نتوانستیم موشک و سانتیرفیوژ (با تکنولوژی چند دهه پیش) بسازیم؟ اگر شد، پس آیا نمی شود در خودروسازی هم، مثلا، تویوتای ۲۰ سال پیش را بسازیم؟ اگر نمی‌شود و نمی‌توانیم پس دانشگاه داریم برای چه؟ واقعا این همه دکتر در رشته های مختلف مهندسی برای چه فارغ التحصیل می شوند؟ که بروند آمریکا و کانادا و اروپا در شرکت های آنها کار کنند؟ ما تربیت کنیم و پول بدهیم برای آنها نیرو تربیت کنیم؟

نمی دانم. فقط چیزی که می فهمم این است که این ول خرجی‌ها و خرید‌های امروز بعد رفع تحریم‌ها، ماه عسلی است که خیلی زود شیرینیش از بین می‌رود. بله هواپیمای نو سوار شدن کیف دارد، ماشین نو سوار شدن هم کیف دارد. اما این کیف چند سال طول می‌کشد؟ سال پنجم به بعد که قرار شد قطعه بخریم و تعمیر کنیم چه کنیم؟ البته عده‌ای می‌گویند کی مرده و کی زنده؟ بگذار این دوره مردم برای ما سوت و کف بزنند و ما را روی دست بگیرند، تا بخواهد به قسمت تعمیراتش برسد دوره‌ی ما تمام شده و مشکل برای آیندگان است نه ما! ورود آن همه هواپیما از ایرباس و خودرو از پژو یعنی تضمین مالی به آن شرکت‌ها برای حداقل ۱۰-۲۰ سال آینده. خرید قطعات و تعمیرات و … و ما تا چند سال دیگر نفت داریم؟

photo_2016-01-30_17-47-34

، ۱۰ بهمن ۱۳۹۴
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, , , , , more...

تمدید و مذاکره

، ۰۵ آذر ۱۳۹۳

مقدمه بی‌ربط
+اسد زم نوشت: ببینم، آیا رهبری گفته اینا فرزندان انقلاب هستند یا گفته «فقط» اینا فرزندان انقلاب هستند، و به بقیه می‌تونید لیچار بگید 🙂

۱- وزرای خارجه غربی هر روز از دستآوردهایشان دم می‌زنند و «شنیده»های اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان از فریادهای آقای ظریف بر سر جان کری. هر دو برای من علی‌السویه است؛ یعنی: #هیچ!
۲- مذاکره‌کنندگان ما قطعا خائن نیستند، نادان هم نیستند، هر چند ممکن است دوراندیش نباشند. نماد آن نسل دکتر ولایتی است که ۱۲ سال وزیر خارجه بوده؛ در اوج جنگ! عمق نگاه سیاست داخلیش را که در انتخابات اخیر دیدید؛ سیاست خارجه ۱۲ ساله را حدس بزنید. وسع‌مان همین‌قدر می‌رسید.
۳- رهبر انقلاب دم از نرمش قهرمانانه زد؛ اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان تعبیر به صلح امام حسن کردند – خودزنی فرمودند، اعتدالیون تعبیر به مصالحه و عاشورا و آبگوشت بزباش!
اما در صلح حدیبیه هم مذاکراتی بود و امتیازاتی نقد برای آنها و نسیه برای ما. امتیازاتی که اتفاقا بحث حقوق بشر و توانایی‌های موشکی هم جزو آن بود: مسلمانان دست خالی برگردند، تازه‌مسلمانان دوباره تحویل مکه شوند، مرتدین آزادانه به مکه برگردند، تا مسلمانان از سال بعد – غیر مسلح – عازم حج به دور خانه پر از بت شوند. «بسم الله الرحمن الرحیم» و «محمد رسول الله» هم به ید با کفایت شخص رسول از معاهده حذف شد.
اما امام مسلمین بازی را از جای دیگری ادامه داد و از بازی برد-برد رسیدند به برد که برد! خوانده‌ای یدخلون فی دین الله افواجا؟
۴- یک سال و نیم فرصت بازی اصولگرا و اصلاح طلب و بازی برترین دیپلمات‌های جهان با دیپلمات‌های ضعیف غربی است. قواعد بازی را غربی‌ها تعیین می‌کنند؛ قواعد شرط‌بندی را هم با پول‌های ما و با قیمت نفت. محدوده زمین بازی دست ماست – همان خط قرمزی که از بس رویش رژه رفته‌اند شده فرش قرمز.
آنها که از این توافق شاکی هستند هم فرزندان انقلابند؛ حتی اگر گاهی بی‌ربط بگویند. عصبانیت این‌ها از خاطره بدر و احد است. علی هم در حدیبیه شاکی بود. عصبانیت انقلابی این‌ها هم جزو بازی است. به اندازه فریادهای ظریف در جلسه ارزش دارد. همین یک سال و نیم فرصت می‌دهد تا خشم خود را نهادینه و تنظیم کنند. باد و بوران بخوابد و بادپرستان دوباره گیج شوند.
۵- اما قواعد بیرون ورزشگاه را کسی دیگر به کمک سایر فرزندان انقلاب – از تهران تا آمرلی – تعیین می‌کند. آتش بیداری اسلامی دوباره از زیر خاکستر نمایان شده و بیداری انسانی از فرگوسن استارت خورده. بچه‌های بیرون ورزشگاه منتظر بازی بعدی هستند که فرمان می‌رسد بنزین را بریز آنجا که باید بسوزد.
رهبر زمین بازی فینال را اشاره می‌رود: اورشلیم.

مؤخره بی‌ربط:
یک عده حزب‌اللهی هم هستند که زمان آن فرزندان انقلاب، علیه وادادگی یقه جر می‌دادند و برای دفاع از این فرزندان، علیه بی‌اخلاقی. انتخاب امروزشان بین دو گروه از فرزندان انقلاب به #هیچ‌تان نباشد. انتخاب دیروزشان هم به #هیچ هیچکس نبود.
دعای ندبه به جز انتظار فرج، هلیم هم دارد 😉

، ۰۵ آذر ۱۳۹۳
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, , , , , , , more...

دو روش برخورد با تحریم

، ۲۶ مرداد ۱۳۹۳

(۱) “گاز پروم در واکنش به مجموعه جدید تحریم‌های اتحادیه اروپا علیه روسیه اعلام کرد که از این پس به جای خرید قطعات یدکی توربین های گازی خود از خارج به تولید کنندگان داخلی تکیه خواهد کرد. به گفته مدیریت شرکت گازپروم حجم کلیه قراردادهای مربوط به این قطعات حدود ۲۰۰ میلیون دلار است.” bbc.in/VwJn0x

(۲) وزیر نفت ایران در واکنش به تحریم‌ها علیه صنعت نفت، دستور ساخت ۱۴ دکل در داخل کشور را صادر می‌کند؛ بروکراسی ادرای و آنهایی که در وزارت نفت رانت واردات دکل‌هایشان در خطر افتاده، تعداد را به ۶ دکل کاهش می‌دهند. عده‌ای دیگر در همان وزارت فخیمه و دولت کریمه، جلوی ابلاغ دستور را می‌گیرند و برای واردات دکل تلاش می‌کنند. دولت عوض می‌شود و استراتژی وزارت نفت تغییر می‌کند به: خرید دکل‏‌های حفاری از خارج پس از رفع تحریم‌ها!

والسلام.


۱۳۹۱/۷/۱ » تحویل دکل حفاری ساخت داخل به صنعت نفت در آینده نزدیک shana.ir/fa/newsagency/195228
۱۳۹۲/۳/۲۸ » تعلیق بزرگترین قرارداد حفاری ایران/ چینی‌ها به جای ایرانی‌ها دکل می‌سازند! mehrnews.com/detail/News/2079010
۱۳۹۲/۴/۱ » اکبر ترکان: ساخت دکل بومی و ملی حفاری از نان شب هم واجب‌تر است
mehrnews.com/detail/News/2081198
۱۳۹۲/۶/۱۶ » مدیرعامل شرکت حفاری شمال: ایران نمی‌تواند دکل حفاری بسازد/ واردات مهندس و دکل چینی آغاز شد mehrnews.com/detail/News/2130397
۱۳۹۳/۵/۱۳ » وزارت نفت بنا بر خرید خارجی دکل‌های حفاری دارد tasnimnews.com/Home/Single/450393

، ۲۶ مرداد ۱۳۹۳
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, , more...

داستان ما و عشق به فرانسه

، ۰۹ آذر ۱۳۹۲

هرچند که دوست دارم سر فرصت در مورد توافقنامه هسته‌ای بین ایران و قدرت‌های جهانی بنویسم، اما نمی‌توانم در یک مورد صبر کنم.

قبلا هم گفته بودم تا این سه بازار در ایران اصلاح نشود، امیدی به اصلاح وضعیت اقتصادی ایران نیست: ارز، مسکن، خودرو.

و اصلاح ایشان هم فقط و فقط بستگی به تجدید نظر جدی مسئولین در سیاستگذاری‌های مربوط به این بخش‌ها دارد و این نمی‌شود مگر تغییر دیدگاه‌های ما و مسئولین، مخصوصا در این سه حوزه. سختی‌ای که ما (مردم) باید برای یکبار و مدت مشخص متحمل بشویم اما این سه حوزه روی ریل درست خود حرکت کند، نه مانند الان که دهه هاست این مشکلات را داریم و هیچ برآیندی از زمان تقریبی اصلاح سیاست‌ها هم وجود ندارد.

با روی کارآمدن دولت جناب آقای روحانی، امیدها برای اصلاح روندهای قدیمی، کهنه و ناکارآمد مخصوصا در حوزه صنعت خودروسازی در دل من زنده شد. با اینکه به سرعت و با معرفی وزیری از جنس تفکراتی که ما را به این شرایط رسانده است، همه امیدهایم نقش بر آب شدند!

اینک چند خبر را کنار هم میگذارم تا شما خود برداشت کنید آنچه که دوست دارید، برداشت آزاد است. من هم چند جمله‌ای می‌نویسم.

– شرکت پژو-سیتروئن فرانسه با فشار شریک آمریکایی‌اش، فروش محصولات و قطعاتش به ایران را تحریم کرد. این در حالیست که ایران دومین بازار فروش محصولات پژو در جهان بود!

– شرکت پژو-سیتروئن فرانسه دچار زیان حدودا چهار میلیارد یورویی از تحریم ایران شد. این مسئله منجر به اخراج بیش از هشت هزار نفر از کارکنان این شرکت می‌شود!

پژو

– زیان قابل توجه شرکت رنو از تحریم‌های ضد ایرانی، کاهش بیش از پنجاه درصدی صادرات محصولات شرکت رنو به ایران!

– فرانسه مقصر اصلی به نتیجه نرسیدن دور قبل مذاکرات بود، تا آنجا که نخست وزیر رژیم صهیونیستی بنیامین نتانیاهو، در استقبال از فرانسوا اولاند، رئیس‌جمهور فرانسه، گفت آقای اولاند به دلیل مخالفتش با برنامه هسته‌ای کنونی ایران، “دوست واقعی” اسرائیل است.

– عمادالدین باقی، فعال حقوق بشر (!؟) در نامه‌ای خطاب به فرانسوا اولاند، رئیس جمهوری فرانسه با ابراز نگرانی از موضع اخیر دولت فرانسه در خصوص پرونده هسته‌ای ایران نوشت: “مردم ایران همواره نسبت به فرانسه نگاهی مثبت داشته اند (!؟)، نباید این حسن ظن را قربانی جلب نظر تندروها کرد.”

– یکی از بندهای قطعنامه هسته‌ای اخیر: “تعلیق تحریم‌های آمریکا بر صنعت خودرو و تعلیق تحریم‌های خدمات مرتبط”

– مواضع وزیر امور خارجه فرانسه بعد از توافقنامه: ” لوراس فابیوس می‌گوید که در اجرای توافق ایران و ۱+۵، اتحادیه اروپا به احتمال زیاد تا یکماه دیگر تحریم‌ها علیه ایران را کاهش خواهد داد. وزیر امور خارجه فرانسه از طرف مقامات و رسانه‌های ایران به عنوان مانع اصلی به نتیجه نرسیدن دور قبلی مذاکرات هسته‌ای معرفی شده و زیر انتقاد شدید این رسانه‌ها قرار داشته است. به گفته او، ایران در مورد مصارف صلح‌آمیز می تواند فعالیت کند (!؟) اما در مواردی که ظن استفاده از توانایی هسته‌ای در تولید سلاح مطرح باشد، نمی‌تواند به فعالیت‌هایش ادامه دهد. آقای فابیوس همچنین گفت که اسرائیل به ایران حمله پیشگیرانه نخواهد کرد چون “در این مقطع، این کار برای هیچکس قابل فهم نیست. (!؟)”

– ابراز خوشحالی علنی و شدید مسئولین شرکت‌های فرانسوی پژو-سیتروئن، رنو، توتال و … از لغو بخشی از تحریم‌ها بر ضد ایران و ابراز اشتیاق برای حضور مجدد در بازار پرسود ایران

– بخشی از مصاحبه آقای هاشمی رفسنجانی در سال 88 با فرنس24:

FRANCE24: برای اینکه درواقع از این مصاحبه یک نتیجه‌گیری داشته‌باشیم، نظر شما راجع به بهبود روابط ایران و فرانسه و کاری که باید برای بهبود روابط انجام شود چیست؟

2 هاشمی‌رفسنجانی: ما معتقدیم باید با فرانسه روابطمان خوب باشد. من در دوران مسئولیت اجرایی خود خیلی تلاش کردم و پیشرفت هم کردیم،‌روابط را با آقای شیراک و دیگر آقایان بهتر کردیم. حالا هم اگر فرانسوی‌ها مایل باشند ما آماده هستیم روابطمان را حسنه کنیم. البته ما گله‌های زیادی از نشیب و فراز رفتار فرانسه دراین 30 سال داریم، ولی اگر آنها بخواهند صفحه جدیدی باز کنند، ایران استقبال می‌کند. من شخصاً از زمان دوگل به فرانسه علاقه‌مند شدم. آن زمان تصمیم خوبی راجع به الجزایر گرفت.

FRANCE24: منظورتان کدام موضع آقای دوگل است؟

هاشمی‌رفسنجانی: تصمیم مهمی ایشان گرفت که مسئله فرانسه و الجزایر به نفع الجزایر حل شد. در مورد فلسطین هم موضع بهتری نسبت به دیگران اتخاذ کرد. من آن موقع می‌خواستم برای اولین بار در ایران ماشین بخرم. به خاطر دوگل یک ماشین پژو دست دوم خریدم.

FRANCE24: در همین راستا آیا فکر می‌کنید که خرابتر شدن روابط ایران و فرانسه صدمه‌ای به همکاریهای اقتصادی، بویژه موضع شرکت توتال در فعالیتهای نفتی وارد خواهد آمد؟

هاشمی‌رفسنجانی: البته بی‌تاثیرنیست، ولی همه کشورها اینگونه‌اند، بهتر است که با هم روابط خوبی داشته‌باشیم. ولی ما موضع زور را نمی‌پذیریم. موضع مسالمت‌آمیز و برابر را قبول داریم.

– مطلب  روزنامه هفت صبح که به نظرم خیلی مناسب میاد:

پژو جان به خودم بفروش!

كمپاني بزرگ‌ فرانسوي به ايران باز مي‌گردد تا خودرو‌ساز بزرگ كشور تركيب مرتجعانه انحصار و مونتاژ را دوباره شكل دهد

در ميان شادماني ملي براي توافق هسته‌اي در ژنو، خودروسازان به خصوص ايران‌خودرو آرام آرام براي پژو فرش قرمز دوباره پهن مي‌كند‌ و نويد داده‌ كه با آمدن غول خودروسازي فرانسوي روزهاي خوش دهه 80 تكرار خواهد شد‌ و اينكه بي‌وفايي اين غول محبوب خودروسازي اروپا در چشم‌ پوشيدن بر منافع مشتركش با كشور ما را فراموش مي‌كنيم چراكه اقتصاد را بايد از سياست جدا نگه داشت! اشكال ندارد. اصلا برخلاف تمام آموزه‌هاي جهان معاصر اقتصاد را به توصيه بزرگان خودروساز جدا مي‌كنيم و مي‌گوييم چشم! اما ما هم بايد خوشحال باشيم؟ ما مصرف‌كنندگان بينوا كه در دوسال گذشته ارقام نجومي ‌خريد اتومبيل‌هاي به ظاهر توليد داخل را تجربه كرديم الان دست‌افشان و پايكوبان سرود بهروزي خودروسازان را بخوانيم؟

در واقع اين بازگشت به همان چرخه معيوب قديمي ‌است. همان چرخه‌اي كه حق مصرف‌كننده را به پشيزي نمي‌گيرند و اينكه كمپاني محترم پژو به جاي عرضه مستقيم اتومبيلش به خريدار ايراني ما را در توهم توليد مشترك فرو ببرد و در يك راه پرپيچ و خم محصولات و تجهيزات خود را از طريق كمپاني بزرگ داخلي و به اسم توليد ملي نصيب ما خريداران بينوا كند. دو سال گذشته و زندگي در تحريم‌ها نشان داد كه به رغم زحمات غير‌قابل انكار مهندسان و كارگران عزيز ايران‌خودرو محبوبيت پژو 206 در ايران ارتباط چنداني با خلاقيت صنعت ايران ندارد. در اين دو سال وقتي ارتباط با پژو قطع شد توليد اين محصول نيز رو به زوال نهاد و مهندسان و مسئولين عزيز اين شركت براي جايگزيني تجهيزات جايگزين عازم چين يا روسيه شدند. نمونه‌هايي مثل رانا نيز كه در نگاه هيچ كس شمايل يك توليد ايراني نداشت. به هزار دليل. اين دو سال نشان داد كه ايران خودرو با بيش از 45 سال سابقه چگونه در تار عنكبوت صنعت مونتاژ گرفتار مانده است و با كوچك‌ترين نسيمي‌ از ناملايمات خارجي فلج مي‌شود و دست مطالبه‌گر و آسان‌خواه خود را طلبكارانه به سمت دولت دراز مي‌كند. حالا پژو دوباره باز مي‌گردد تا ايران‌خودرو در عدد و آمار خود را بين 20 يا 10 كمپاني بزرگ خودروسازي جا كند. جايگاهي كه به خوبي مي‌دانيم ثمره تركيب مرتجعانه انحصار و مونتاژ است. آري پژو بر مي‌گردد تا به جاي آنكه مستقيم با طرف ايراني روبه‌رو شود و به او بفروشد در چنبره مثلا انتقال تدريجي تكنولوژي، رانت شيرين انحصار را براي ايران‌خودرو تامين كند و مديران خودروساز ما بر جايگاه غيرقابل دسترس خود بر فراز اقتصاد ايران جاي بگيرند و از نقش حياتي خود در اقتصاد ايران بگويند. كاش مي‌شد يكي از طرف ما به پژو پيام مي‌داد: پژو جان، به خودم بفروش!

* * *

و در نهایت، نمی‌شود دولت تدبیر و امید که علاقه زیادی به برگزاری رفراندوم در موضوعات استراتژیک مملکت را دارد، در این زمینه هم رفراندومی برگزار کند و ببیند که مردم علاقمند به تولید و مونتاژ محصولات فرانسه هستند یا ژاپن و کره و حتی کدخدا و ارباب دنیا (آمریکا)؟

اینجا که ما هستیم، تا حالا یک خودرو از فرانسه ندیده‌ایم، اما حتما دولتمردان ایرانی چیزی در خودورهای فرانسوی دیده‌اند که همیشه قرارداهای خود را با شرکت‌های این کشور می‌بندند! شاید هم سفر به فرانسه و پاریس برای مدیران ما خیلی لذت بخش است و شاید هم به قول آقایان هاشمی و عمادالدین باقی، ذاتا ما ایرانی‌ها عاشق کشور فرانسه هستیم؟!

، ۰۹ آذر ۱۳۹۲
در گروه: اقتصادی

Leave a Comment :, , , more...

اکنون زمان نقد نیست؛ زمان پاسخگویی است

، ۰۴ آبان ۱۳۹۲

stick_figures_accusing_pc_1600_clrاین نوشته نه در پاسخ به مطلب قبلی منتشر شده در سایت، نقدی بر رفتار سیاست خارجی دولت یازدهم، بلکه برگرفته از آن بوده و نظرات شخصی نگارنده در خصوصی برخی از انتقادات دوستان انقلابی و اصولگرا به دولت را در بر می گیرد.

اولین نکته حائز اهمیت در انتقادات دوستان در خصوص مسائل مختلف سیاست خارجی، استناد به اظهارات، نقل قول ها و تحلیل های نخبگان، تصمیم سازان و رسانه های غربی است. مشخص نیست که مرز اعتماد دوستان انقلابی به نوشته های واشنگتن پست و هاآرتز و سی ان ان و بی بی سی تا کجا ادامه دارد. در حالی که مقامات کشور نقلی قولی از فلان روزنامه یا بهمان سایت را تکذیب می کنند، انتظار می رود که دوستان تکرار و استناد به آن نقل قول را از دستور کار خارج نمایند؛ در حالی که در عمل اینگونه نیست و آن نقل قول یا خبر یا تحلیل نادرست کرارا مورد استناد منتقدین محترم قرار می گیرد.

اوج این رویکرد نابجا را می توان در بحث مذاکرات هسته ای اخیر مشاهده نمود. در شرایطی که طرفهای مذاکره کننده در خصوص محرمانه ماندن مفاد مذاکرات به توافق رسیده اند و در سطوح رسمی تاکنون به این توافق پایبند بوده اند، انتشار اخباری از هاآرتز یا المانیتور در خصوص مفاد مذاکرات، اساس تحلیل دوستان انقلابی قرار می گیرد و امواج انتقادات از رویکرد دولت در مذاکرات اخیر به سمت تیم مذاکره کننده سرازیر می شود، آنهم در شرایطی که وزیر امور خارجه رسما اطلاعات منتشر شده توسط رسانه های غربی را “دروغین” و “خیالپردازی” می خواند. بنظر می رسد نزد برخی از دوستان منتقد، خبرنگار صهیونیست فلان وبسایت آمریکایی قابل اعتماد تر از وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران بوده و برخی ازدوستان، دفتر جک استرا را مورد وثوق تر از دفتر ریاست محترم جمهور می دانند!

همین رویکرد غلط و اعتماد بیش از حد برخی از منتقدین به رسانه های غیرقابل اعتماد غربی، پایه و اساس بسیاری از تحلیل ها و گزارشات دوستان بنظر می رسد. نقل قول از تونی بلر و خاویر سولانا و امثالهما حتی برای چندین سال مبنای انتقادات و نگرش منفی منتقدان است. این رویکرد نادرست و کهنه ی منتقدینی از این دست، قابل تامل و نابجا است.

در خصوص مذاکرات هسته ای، “محرمانه” ماندن مفاد مذاکرات یکی از ارکان انتقادات دوستان به عملکرد تیم مذاکره کننده است. در این خصوص ذکر چند نکته ضروری است. اولا بدیهی است که کلیه موارد پیشنهادی که هیات ایرانی به طرف مقابل ارائه داده با هماهنگی و آگاهی کامل مقام معظم رهبری و مسئولان ارشد نظام بوده و قطعا کوچکترین موردی از مذاکرات و توافقات صورت گرفته از نظر ایشان پنهان نخواهد ماند. ثانیا مواردی که امکان مذاکره و چانه زنی از سوی هیات ایرانی بر سر آنها وجود داشته باشد (یا در مقابل، مواردی که قابل مذاکره نباشد) نیز از سوی مقام معظم رهبری تعیین گردیده و هیات ایرانی چه در گذشته و چه در حال حاضر امکان تخطی از نظرات معظم له را نداشته اند. شایان ذکر است که مجوز چانه زنی بر سر برخی از مواردی که توسط تیم فعلی بعنوان گزینه های قابل مذاکره مطرح شده، در گذشته نیز برای تیم سابق مذاکره کننده وجود داشته است، منتهی به دلایل مختلف امکان بهره برداری و توافق بر سر موارد مذکور در گذشته بوجود نیامده است. ثالثا، بنظر می رسد برخی از دوستان در تحلیل چرایی محرمانه بودن مفاد مذاکرات دچار سوء برداشت شده اند. اساسا محرمانه ماندن مذاکرات گامی در راستای حصول توافق است. این یک رسم دیپلماتیک است که زمانی که اراده طرفین مذاکره بر حل مسئله مورد مذاکره قرار می گیرد و مسیر نسبتا طولانی برای حصول توافق میان طرف های مذاکره کننده وجود دارد، محرمانه ماندن مفاد مذاکرات می تواند سبب تسهیل در نیل به یک توافق چند جانبه میان طرفین مذاکرات بشود. منتقدان محترم حتما عنایت دارند که در مذاکراتی که مقام معظم رهبری در جریان جزئیات اظهارات و اقدامات و پیشنهادات طرف ایرانی قرار دارند و مواردی که مذاکره بر سر آنها جایز هست (یا نیست) نیز با نظر معظم له تعیین می شود، امکان نادیده گرفتن حقوق ملت ایران اساسا وجود ندارد و “محرمانه” ماندن مفاد مذاکره هرگز به معنای عدول از حقوق ملت ایران و ایجاد “حیاط خلوت” برای مذاکره کنندگان نیست.

مسئله بعدی، تمسک دولتمردان به دیپلماسی مجازی است. جای تعجب است که یکی از درخشان ترین جلوه های عملکرد دیپلماتیک دولت در چند ماه اخیر با انتقاد برخی از دوستان مواجه می شود.

واقعیت آن است که به لطف بی توجهی، سهل انگاری و اشتباهات پی در پی برخی از مسئولان و تصمیم سازان و نخبگان سیاسی و رسانه ای در سال های گذشته، تصویری تاریک، کریه، تهدید آمیر و موهن از ملت شریف ایران در اذهان بخشی از مردم جهان نقش بسته است. اظهار نظرهای غیر مسئولانه و ناشیانه، سخنرانی های نابجا، مصاحبه های نسنجیده، بی توجهی به افکار عمومی و فقدان برنامه ریزی رسانه ای منسجم برای شکستن جو ناجوانمردانه و یکسویه بر علیه ملت ایران در رسانه ها و افکار عمومی، جملگی دست در دست هم در شکل گیری این تصویر غلط و هولناک از ملت ایران دخیل بوده اند.

جا دارد از منتقدان محترم پرسیده شود که در این سالها چه برنامه ای برای جلوگیری از این تصویرسازی داشته اند؟ اساسا ذهنیت مردم جهان (مشخصا ملت های غربی) از ملت و دولت ایران تا چه میزان برای دوستان انقلابی و اصولگرا اهمیت دارد؟

ذکر این نکته ضروری است که یکی از علل اصلی توانایی آمریکا برای ایجاد اجماع بر علیه ایران و اعمال تحریم های بیسابقه، ظالمانه و همه جانبه بر علیه ملت ایران، همین تصویر سازی فریبکارانه است. دوستانی که در سالهای اخیر از امکانات و بودجه های کلان رسانه ای و تبلیغاتی بهره مند بوده اند بهتر است بجای انتقاد از رویکرد درست دولت در بهم زدن این تصویر نادرست و غیرواقعی از ملت ایران، به این سئوال پاسخ دهند که چگونه اجازه دادند تا دولتمردان غربی به کمک شبکه صهیونیستی رسانه ای، چنین فضای آلوده ای را بر علیه جمهوری اسلامی بوجود آورند؟!

کسانی که شناخت بهتری از مکانیزم تصمیم سازی و فضای سیاسی در غرب دارند به این نکته واقفند که اعمال تحریم هایی اینچنین ظالمانه، جز در سایه تصویر سازی شرورانه از ملت ایران ممکن نبود. اینکه آمریکا توانسته برای اولین بار در تاریخ، بانک مرکزی و شاهراه های حیات اقتصادی یک کشور را اینچنین تحت فشار گذاشته و تحریم نماید، تنها به لطف تصویر غیرواقعی ساخته شده از ایران بعنوان یک کشور یاغی، خطرناک و غیرمسئول در فضای بین المللی بوده و لذا دولتمردان آمریکا از سوی افکار عمومی، فشاری برای برداشتن این تحریم های ضد بشری و ظالمانه احساس نمی کنند.

مسیری که آمریکا و متحدانش در تحریم ملت ایران در سالهای گذشته طی نمودند مسیر ساده و سهل الوصولی نبود. در همان غرب هم افکار عمومی نمی پذیرد که کشوری به راحتی بتواند مانع رسیدن دارو به بیماران نیازمند یک کشور دیگر شود؛ یا جلوی نقل و انتقال پول به آن کشور را بگیرد؛ یا از پخش شبکه های ماهواره ای آن کشور، بر خلاف تمام ضوابط و قوانین بین المللی ممانعت نماید؛ یا سرمایه ها و دانشجویان آن کشور را براحتی از بانکها و دانشگاههای خارجی بیرون کند. چه بسا اگر غرب در ارائه چنین تصویر هولناکی از ملت و دولت ایران توفیقی حاصل نمی نمود، فشار افکار عمومی جلوی این اقدامات ظالمانه را می گرفت. اما به برکت بی تفاوتی دوستان در داخل، و ارائه فرصت به رسانه های غربی برای سیاه نمایاندن چهره ایران در نزد شهروندان اروپایی و آمریکایی، تمامی این اتفاقات رخ داد و سایه سنگین تحریم بر سر مردم مظلوم ایران فرود آمد.

دیپلماسی مجازی بهمراه مصاحبه های سنجیده، هوشمندانه و متفاوت وزیر محترم امور خارجه تنها یکی از صدها گامی است که مسئولان، نخبگان و اصحاب رسانه باید برای بهم زدن این بازی صهیونیستی و تصویرسازی ناعادلانه از ملت ایران بردارند. کسانی که عمدا یا سهوا، در اثر ناتوانی یا غفلت، از تصویر ترسیم شده از ایران نزد افکار عمومی کشورهای غربی غافل بوده اند، باید بخاطر یکدست نمودن فضا برای رسانه های صهیونیستی و در نتیجه، اعمال تحریم ها و فشار های فزاینده بر ملت ایران طی سالهای اخیر پاسخگو باشند، نه اینکه دولت را بخاطر این رویکرد صحیح و اصولی سرزنش کنند.

نگارنده بر این باور است که “تحریم” اگرچه مسبب مشکلات فراوانی برای ملت ایران بوده اما فاقد جنبه های مثبت هم نیست. شاید بتوان مهم ترین برکت حاصل از تحریم را عریان شدن چهره مشوش و بیمار اقتصاد ملی و آسیب پذیری شرایط اقتصادی و معیشتی کشور از فشارها و تصمیمات خارجی دانست. نادیده گرفتن آثار تحریم بر وضعیت وخیم اقتصاد ایران، و ربط دادن همه چیز به مشکلات و مسائل “مدیریتی” اشتباهی بود که هم در دولت گذشته و هم در دولت فعلی مسبوق به سابقه است.

متاسفانه زمانی که انتقادات اصولی و کارشناسانه جای خود را به تسویه حساب های سیاسی و جهت دار می دهند، برخی فرصت را برای فشار بر دولت نامطلوب خود مهیا می بینند تا همه چیز را بر گردن دولتمردان و مسئولان بیندازند. تاکید می کنم که این نگاه مغرضانه مختص این دولت و آن دولت نیست و دولت های دهم و یازدهم کمابیش از سوی منتقدان جناح های مختلف مورد نقد غیرمنصفانه قرار گرفته اند.

آن دسته از منتقدانی که دولت را بخاطر تلاش برای از میان برداشتن تحریم های ظالمانه مورد انتقاد قرار می دهند، چه برنامه ای برای خروج اقتصاد کشور از بحران و بهبود وضعیت معیشتی مردم دارند؟ اساسا حل مسائل و مشکلات اقتصادی کشور تا چه میزان در میان دغدغه های دوستان اصولگرا و انقلابی قرار دارد؟ برنامه این عزیزان برای بهبود شرایط اقتصادی کشور چیست؟

همین حالا هم اگر نگاهی به مجلات، روزنامه ها و سایت های دوستان انقلابی و حزب اللهی بیندازیم، اثری از برنامه و راه حل اقتصادی نمی یابیم. هرآنچه انرژی و وقت و تمرکز دوستان در دعواهای بی ارزش سیاسی تلف می شود، اشاره ای به مشکلات اقتصادی و راه حل های معیشتی مردم نمی شود. در حالی که دوستان منتقد اگر راه حلی برای حل مشکلات اقتصادی کشور و واکسینه نمودن معیشت مردم در مقابل فشارهای اقتصادی خارجی ارائه می نمودند، امروز دولتمردان غربی برای “تاثیرگذار بودن” فشار های اقتصادی بر ایران به خود نمی بالیدند! هشت سال نزدیکی به کانون های تصمیم سازی و سیاستگذاری در مسائل کلان سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، فرصت مناسبی بود تا اقتصاد کشور تا این حد متکی به خرید و فروش نفت نبوده و کار بجایی نکشد که در اثر موفقیت یا عدم موفقیت دو روز مذاکره با نمایندگان چند کشور خارجی، قیمت ارز و طلا و شاخص بورس وضعیت بازار داخلی تا این حد آسیب پذیر و پرنوسان باشد.

غفلت از معیشت مردم و اقتصاد کشور یکی از خطاهای نابخشودنی جریان حزب اللهی و اصولگرا در سالهای گذشته است. نتیجه این بی توجهی (یا ناتوانی، که در نتیجه تفاوتی ندارد) آنست که امروز دولتمردان غربی با افتخار از “سر خم کردن” ایران در مقابل فشارهای اقتصادی می گویند و برای ملت بزرگ ایران شرط و شروط تعیین می کنند.

دغدغه های اقتصادی بارها و بارها مورد تاکید مستقیم مقام معظم رهبری بوده و ایشان چندین بار حل مشکلات اقتصادی را در راس اولویت های کشور ذکر نموده اند. آنهم در شرایطی که برخی از دوستان خود را با دوگانه هایی نظیر “سازش/مقاومت” سرگرم می نمودند و کوچکترین راه حلی برای حل مشکلات اقتصادی مردم نداشتند، مقام معظم رهبری مشکلات اقتصادی را بزرگترین چالش پیش روی کشور دانستند.

منتقدین انقلابی و حزب اللهی باید بدانند که با اشتباهات خود در سال های گذشته، در بوجود آمدن وضعیت وخیم اقتصادی کشور و به تبع آن، تغییر در رویکردهای سیاسی (علی الخصوص سیاست خارجی) جمهوری اسلامی ایران سهیم اند و بدون تردید بخشی از مسئولیت نرمش ها و تغییرات بوجود آمده در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، چه در پرونده هسته ای و چه در مسئله رابطه با آمریکا بر عهده آنان است.

قصد اطاله کلام ندارم. سخن گفتن از وضعیت بوجود آمده که نتیجه شرارت و ظلم “غیر خودی” بدخواه، و غفلت و ضعف “خودی” خطاکار و غافل بوده آنقدر تلخ و آزار دهنده است که تمایلی به ادامه این بحث و پرداختن به اشتباهات پرهزینه گذشته نمی ماند. ورود به جزئیات و ابعاد عملکرد تیم قبلی مذاکره کننده هسته ای نیز از آن مباحثی است که گذشت زمان بهتر و بیشتر از هر چیزی مبین درستی یا نادرستی و نقاط قوت و ضعف آن خواهد بود.

وضعیت فعلی، خواه مطلوب و خواه نامطلوب، خواه عزتمدارانه و خواه ذلیلانه، خواه امیدوار کننده و خواه یاس آور، نتیجه مستقیم اقدامات و اشتباهات گذشته است. نانی که امروز در دامن ملت ایران گذاشته شده، از مباحث اقتصادی و معیشتی گرفته تا مباحث سیاست داخلی و سیاست خارجی و مسئله هسته ای و رابطه با آمریکا و اروپا و امثالهم، نه حاصل سه ماه و چهار ماه روی کار آمدن دولت یازدهم، که حاصل سالها بی توجهی و غفلت و ناتوانی گذشتگان است. بنظر می رسد دوستانی که امروز پرچم انتقاد از دولت و اعتراض به تغییر رویکردها و روش ها را برافراشته اند، باید پاسخگوی عملکرد گذشته خود باشند و مسئولیت خود در بوجود آمدن وضعیت فعلی را بپذیرند.

، ۰۴ آبان ۱۳۹۲
در گروه: اقتصادی, سیاسی

۱ Comment :, , , , more...

به ادعای المانیتور: مفاد «محرمانه»ی بسته‌ی پیشنهادی ایران به ١+٥ فاش شد

، ۲۵ مهر ۱۳۹۲

Switzerland Iran Nuclear Talks

ظریف و اشتون در مذاکرات هسته ای مهرماه 1392، سوئیس

از نوشته‌های صفحه‌ی گوگل پلاسم. با استفاده از نوشته‌های MReza Ghashghavi در فیسبوک


تنها چند ساعت بعد از اتمام مذاکرات هسته ای و اعلام طرف ایرانی مبنی بر «محرمانه» بودن مذاکرات تا نهایی شدن توافقات، #باربارا_اسلاوین خبرنگار آمریکایی «المانیتور»، پیشنهاد محرمانه‌ی ایران را فاش کرده است. باربارا اسلاوین ماخذ این خبر را «یک منبع ایرانی که قابل اعتماد بودنش را در گذشته اثبات کرده است»(!) ذکر کرده است.*

مواردی که او ادعا می کند در بسته ی پیشنهادی گنجانده شده، اینهاست:

١- توقف غنی سازی اورانیوم در غلظت ٢٠%؛

٢- تلاش برای تبدیل باقیمانده ی اورانیوم  ٢٠%  به سوخت قابل استفاده در راکتور تهران؛

٣- ارایه ی اطلاعات بیشتر در مورد تاسیسات آب سنگین اراک و اجازه ی بیشتر به بازرسان سازمان انرژی اتمی (IAEA) برای بازدید از این تاسیسات قبل از شروع کار؛

٤- موافقت ایران برای بازگرداندن باقیمانده ی سوخت (حاوی پلوتونیوم) به سازمان انرژی اتمی پس از راه آغاز کار راکتور؛

٥- نظارت (مانیتورینگ) کامل بر تاسیسات غنی سازی فرودو (که می تواند به یک مرکز تحقیقاتی تبدیل شود(؟))؛

٦- مذاکره در مورد محدود کردن میزان غنی سازی در تاسیسات غنی سازی نطنز؛

٧- تصویب #پروتکل_الحاقی توسط ایران

لازم به ذکر است که این موارد همگی ادعای نشریه ی المانیتور و خبرنگار نام برده است و هنوز هیچ مقام رسمی ایران به آن واکنش نشان نداده است.

منبع: http://www.al-monitor.com/pulse/originals/2013/10/iran-nuclear-freeze-proposal.html


*فهمیدن خط و ربط دوستان اسلاوین در ایران کار چندان دشواری نیست. کافی است یک جستجوی گوگلی ساده بکنید تا ببینید این آدم در گذشته چند بار به ایران آمده و در زمان دولت اصلاحات و بعد از آن، با چه کسانی فالوده خورده و نشست و برخاست داشته است.


پینوشت:  اگر آن طور که المانیتور نوشته  پذیرش پروتکل الحاقی جزئی از تعهدات ایران در بسته‌ی پیشنهادی «محرمانه» به 5+1 است، به نظرم نباید از این قضیه راحت گذشت. اگر تحریم خطر قحطی را برای ایران داشته باشد (که ندارد)، اجرای پروتکل الحاقی خطر نابودی کل ایران و نسل ایرانی را خواهد داشت.

مطالب مرتبط با باربارا اسلاوین:
– عصبانیت از شکست آمریکا و توهین به رئیس جمهور ایران
https://plus.google.com/115938445148130714669/posts/YiqU75Mdkfo

، ۲۵ مهر ۱۳۹۲
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, , , , , more...

غربی‌ها فقط از نژاد وحشی هستند یا هنوز هم وحشی هستند؟

، ۱۶ تیر ۱۳۹۲

امروز می‌خواستم برای دخترم برنامه کودک از یکی از شبکه‌های صدا و سیمای ایران پیدا کنم که دیدم حتا کانال‌های فارسی زبان ایران نیز به دلیل تحریم‌ها قطع شده است.

Snap 2013-07-07 at 10.56.58

چند وقت پیش (۱۳۹۲/۰۲/۲۲) امام خامنه‌ای گفته بودند: “غربى‌ها، يعنى بخصوص نژادهاى اروپايى، نژادهاى وحشى‌اند؛ اينها ظاهرشان اتو كشيده و كراوات زده و ادكلن زده و اينهايند امّا همان باطن وحشى‌گرى‌اى كه در تاريخ وجود داشته هنوز هم در اينها هست؛ راحت آدم ميكشند، خونسرد جنايت ميكنند؛ بنابراين كتك زدن زن در داخل خانه به وسيله‌ى آنها و بعد به وسيله‌ى آمريكاييها، بُعدى ندارد.”  (1، 2)

بعضی‌ها این سخنان را نژادپرستانه و سخیف توصیف کردند. یکی از دوستان نظر من را جویا شد و من در آن زمان گفتم که به نظرم این سخنان نوعی کج سلیقگی در انتخاب کلمات بوده است و می‌توان از آن برداشت توهین نژادی کرد.

اما امروز می‌بینم که آنچه امام خامنه‌ای گفته بود، وصف حال غربی‌هاست.

لازم نیست برای نشان دادن وحشی بودن غرب، به تاریخ وایکینگ‌ها یا جنگ‌های صلیبی یا حتا جنگ جهانی اول و دوم مراجعه کرد. همین وقایع بوسنی و هرزگوین، که معاصر ما بود، کافی نیست؟

اینکه غربی‌ها ۵۰۰،۰۰۰ کودک عراقی را در تحریم به خاطر سلاحی که وجود نداشت، کشتند و بعد گفتند که: “ارزشش را داشت!” برای نشان دادن توحش آنها کافی نیست؟ (3)

و اصلا اینکه این غربی‌ها، ۷۵،۰۰۰،۰۰۰ ایرانی ساکن ایران و چند میلیون ایرانی ساکن در نقاط مختلف جهان را تحت بدترین تحریم‌های اقتصادی و اجتماعی قرار داده اند، مهر تاییدی بر سخنان امام نیست؟

 

منابع:

1- http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=22536

2- http://youtu.be/XHgvoEGg5f4

3- Madeleine Albright Defends Mass-Murder of iraqi Children (500,000 Children dead)  – http://bit.ly/10Hbt8P

، ۱۶ تیر ۱۳۹۲
در گروه: اجتماعی, سیاسی

۶ Comments :, , more...

کره جنوبی و خاطرات بزرگترها

، ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲

کره جنوبی و خاطرات بزرگترها

امروز وقتی صحبت از کره جنوبی می‌شود عموم افراد ابتدا به یاد سامسونگ و سپس ال جی می‌افتند. کره جنوبی کشوری است که تقریباً اکثر بودجه خود را از طریق صادرات محصولات الکترونیک و لوازم خانگی تامین می‌کند.
شاید اگر کمی به عقب‌تر برویم به یاد بیاوریم که سامسونگ و ال جی از روز اول چنین موقعیتی نداشتند و اگر از کسی در مورد خرید یک گوشی موبایل مناسب سوال می‌کردید، به شما پیشنهادهایی می‌داد که هیچوقت ساسونگ یا ال جی یکی از گزینه‌های پیشنهادی او نبود.
یا مثلاً هنگام خرید یخچال، مارک‌های امریکایی و ایتالیایی مورد پسند بودند. تلویزیون فقط سونی ژاپن یکه تاز بازار بود و خیلی چیزهای دیگر…

از بزرگترها که بپرسید به شما می‌گویند در زمان پهلوی کره‌ای‌ها برای کار به ایران می آمدند. شبیه وضعیتی که زمان جنگ هموطنان ما برای کار به ژاپن می‌رفتند.

عده‌ای از تحلیلگران دلیل اصلی چنین جهشی را فقط و فقط امریکا می‌دانند. امریکا از طرفی برای جلوگیری از قدرت گرفتن و یکه تازی چین در بازارهای خرد و همچنین کنترل منطقه شرق آسیا از طریق تاسیس پایگاه نظامی (در مرحله اول کنترل کره شمالی و سپس چین) اقدام به قدرتمند نمودن کره جنوبی کرد. تقریباً کره جنوبی (از نظر اقتصادی) همان مدل رژیم پهلوی ایران است که قرار بود در خاورمیانه برای امریکا باشد. البته با این فرق شگرف که رژیم آن کشور دست نشانده نیست. اما از آنجایی که موضوع نوشتار دلایل رسیدن کره به آن جایگاه و تحلیل آنها نیست از آن می‌گذرم (درست یا غلطش پای آن تحلیلگران).

حرف من در اینجا نحوه تعامل کشور ما با کره جنوبی است. طبیعتاً جمهوری اسلامی ایران باید با هر کشوری در جهان تعامل داشته باشد. مسئله واضح بعدی خصومت ما با امریکا و خصوصاً اسرائیل است. به طور واضح در عرصه سیاسی هر دو کشور سعی می‌کنند عرصه را بر دیگری تنگ کنند.
در این میان کشورهای واسط و بی‌طرف (طرفدار منافع ملی خود) سود اصلی را می‌برند. ولی این سود بنا بر سیاست‌های دو کشور متخصام می‌تواند کم یا زیاد شود. حداقل به استفاده و استثمار یک کشور بدل نشود.

وضعیت ما را با کره جنوبی در نظر بگیرید.
کره جنوبی همواره در اعمال تحریم‌های امریکا علیه ما پیشرو بوده. طبیعی هم هست، منافعش ایجاد می‌کند. اما نسبت ما با کره چطور بوده؟ چند مورد را در نظر بگیرید:

۱- نمایندگی سامسونگ در اسرائیل یک کلیپ تبلیغاتی میسازد. دو جاسوس اسرائیلی اقدام به منفجر کردن نیروگاه بوشهر می‌کنند و تبلت سامسونگ نقش اصلی را بازی می‌کند.
بعد از گذشت یک ماه ایران که بزرگترین بازار واردات محصولات کره است (آخرین آمار ۳۰ درصد به یاد دارم) به واسطه نمایندگان مجلس اعتراض می‌کند. دقت بفرمایید. نمایندگان ما به عنوان یک کشور به یک کمپانی خصوصی صرفاً اعتراض می‌کنند. در یک اقدام سیاسی مجلس اعلام می‌کند که در صورت عدم عذر خواهی (کلامی) واردات محصولات سامسونگ به ایران قطع می‌شود. هیئتی از کره جنوبی سریعاً به ایران اعزام می‌شود، متشکل از وزیر امور خارجه، اقتصاد و رئیس هیئت مدیره سامسونگ (اهمیت بازار سامسونگ در ایران را دریابید). سامسونگ ابتدا اقدام به عذرخواهی کلامی و سپس اقدام به انتشار یک بیانیه مسخره می‌کند: نمایندگی های سامسونگ زیر نظر مرکز اصلی کره نبوده و بنا بر خصوصیات جغرافیایی اقدام به ساخت تبلیغات می‌کنند اما ما سعی میکنیم مسائل بین المللی را در نظر بگیریم. (نقل به مضمون)
عکس العمل ایران همینجا پایان می‌یابد. حالا فکر کنید از یک کشور دیگر بود، چه برخوردی می‌کرد؟ حداقل درصدی از واردات را کاهش نمی‌داد؟ جریمه نمی‌کرد؟ اینجا منافع ملی حاکم بوده یا منافع فردی؟

۲- با بالا رفتن قیمت دلار خبر قطع شدن تخصیص ارز پایه و همچنین ممنوعیت واردات لوازم خانگی به مدت محدود شنیده می‌شود. همزمان روزنامه‌ها عکس‌هایی از شرکت‌های نمایندگی سامسونگ و ال جی نمایش می‌دهند. در عین اینکه تمامی مغازه‌ها پر از اجناس است، انبارها نیز تا حداکثر ظرفیت پر است. حتی عکس‌هایی از اضافه شدن جنس جدید به انبارها مشاهده می‌شود. نه سامسونگ و نه ال جی خبری رسمی از کمبود وجود کالا نمی‌دهند اما در کمال ناباوری اقدام به احتکار محصولات خود می‌کنند تا با بالارفتن قیمت سود بیشتری ببرند (حالا شاید این فقط اقدام نمایندگی‌ها باشد).
مثلاً در مورد کولرهای اینورتر اعلام می‌کنند به دلیل ممنوعیت، واردات نداریم اما بعداً معلوم می‌شود با تثبیت قیمت بالاتر، بازار پر از این محصولات است.
چرا این دو شرکت به راحتی محصولات خود را وارد ایران میکنند؟

۳- سامسونگ طی ایمیلی به کاربران ایرانی خود اعلام می‌کند که خدمات فروشگاه آن تا چند روز آینده برای آنها غیر فعال خواهد شد. کشوری که یکی از بزرگترین بازارهای بی‌رقیب محصولات اوست. نمایندگان مردم در اینجا چه می‌کنند؟ بهانه سامسونگ تحریم‌های بین المللی علیه ایران است. اما نکته اینجاست چنین تحریمی در حیطه‌ی تحریم‌های سازمان ملل (بین المللی) نیست و فقط شامل تحریم‌های امریکا می‌شود. یعنی اعمال سیاست های امریکا علیه ایران حتی در سطح سامسونگ. مدافعان منافع ملی ما چرا ساکتند؟

انتهای کلام

تلویزیون پارس را به یاد می آورید؟ کارخانه ای که با مونتاژ محصولات گروندیک آلمان تلویزیون های مونتاژ ایرانی تولید می‌کرد. کم کم تمام فروشگاه‌های آن جمع شدند و امروز نامی از آن وجود ندارد. تلوزیون پارس، یک تولید ملی بود. آیا مردم از آن حمایت نکردند؟ در خانه ما دو تلویزیون پارس وجود داشت.

کفش ملی و بلا که از زمان شاه مانده بودند را بیاد می آورید؟ در دهه ۷۰ هنوز کفش‌های محبوب ایرانی بودند و هنوز بازار چین به ایران هجوم نیاورده بوده. آیا مردم از آن حمایت نکردند؟

آیا حمایت از تولید ملی و بهتر بگویم منافع ملی فقط دست مردم است؟ نمایندگان قانونگذار و دولتها چه نقشی دارند؟ آیا ۳۰ سال مردم از ایران خوردرو و سایپا حمایت نکردند؟ حمایتی دیوانه وار.
خرید انحصاری محصولات آنها به قیمت حداقل دو برابر واقعی.

چرا امروز باید چنین وضعیت ذلیلانه‌ای در مقابل کشوری مثل کره داشته باشیم… آیا عدم جریمه و ممنوعیت واردات محصولات سامسونگ را به خاطر مردم اعمال نکردند یا به خاطر جیب خودشان؟ امروز حتی سامسونگ هم به ایرانی جماعت دهن کجی می‌کند و من و تو به خاطر سیاست‌های فشل خارجی کشور و عدم وجود مجلس قاطع می‌رویم در صف تحویل گلکسی اس ۴؛ شو تبلیغاتی جومونگ را بیاد دارید؟

آیا به سیل خرید سریال‌های کره‌ای و پخش آن از طریق رسانه ملی متوجه شده اید؟ آیا کره سریال‌های ما را در آنجا پخش می‌کند که ما باید داستان‌های حماسی استقلال یافتن یک دهکوره به اسم چوسان را تماشا کنیم؟
خبر دارید در برخی روستاها مردم اسم جومونگ بر کودکان خود گذاشته اند؟ خبر دارید مردم همان روستاها و فرزندانشان اسم چوسان و سئول و جومونگ را بهتر از تنگستان و هرمز و کوروش و میرزای شیرازی بلدند؟ یانگوم را بهتر از پروین اعتصامی می‌شناسند؟
از سفرهای مکرر (سه مرتبه را تلویزیون نشان داد) رئیس رسانه ملی به کره خبر دارید؟
آیا این مسائل را می‌شود به انرژی هسته ای ربط داد؟ یا باید به این فکر کنیم که برخی نمایندگان کشور یا برخی مسئولین سود خاصی از این ارتباط خفت بار می‌برند؟
_____________________________________
پ.ن : زمان انتخابات ریاست جمهوری این مسائل را از یاد نبرید، کار بلدی و تیم قوی هم یکی از خصوصیات مهم رئیس جمهور است (فقط به اخلاق توجه نکنید).
مرتبط : http://www.jahannews.com/vdcdko0x5yt0jz6.2a2y.html

، ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲
در گروه: اقتصادی, سیاسی

۱ Comment :, , , , more...

قحطی، اما قحطی تحمل صف

، ۰۵ بهمن ۱۳۹۱

اخیرا عکس زیر از خبرگزاری ایسنا در وب‌سایت‌های ضد انقلاب (مانند bit.ly/Tpk5A3) و شبکه‌ی اجتماعی گوگل پلاس (bit.ly/XyBTnd) مورد توجه قرار گرفته است. تا جایی که ظاهرا خبر گزاری ایسنا مجبور به حذف اصل تصاویر شده است (goo.gl/c4X4E).

توزیع برنج هندی بین مردم – شهریار تهران

توزیع برنج هندی بین مردم – شهریار تهران

اما حقیقت این است که تصویری پیش از این عکس هم وجود داشته است:

 توزیع برنج هندی بین مردم – شهریار تهران - صف

توزیع برنج هندی بین مردم – شهریار تهران – صف

آنچه قرار بوده است اتفاق بیفتد، توزیع برنج بوده و از آنجایی که فرهنگ صف و احترام به حق دیگران در صف در جامعه‌ی ما هیچ وقت جا نیفتاده ـ بلکه تعریف نشده است، نتیجه‌ی نهایی را می‌توان در عکس اول مشاهده کرد.

به نظر من کار ارزشمندی است اگر به معضلات اجتماعی ـ فرهنگی جامعه توجه شده، برای ارتقای فرهنگ عمومی، راهکارهای مناسب پیشنهاد شود؛ اما می‌دانیم که این عکس‌ها غالبا با نیت سیاه نمایی از وضعیت ایران منتشر می‌شود، نه دغدغه‌ی اصلاح جامعه.

سوء استفاده از معضلات اجتماعی ـ فرهنگی برای تخریب دولت و حکومت، رویه‌ی همیشگی معترضان و مخالفان حکومت ایران است و به هیچ عنوان تعجب بر انگیز نیست.  اما بد نیست به چند نکته توجه کنیم.

اولا، شکی نیست که ایران تحت شدیدترین و وحشیانه‌ترین تحریم در تاریخ معاصر قرار گرفته است و قطعا زندگی بر قشرهای ضعیف مردم ایران، سخت شده است. توزیع ما یحتاج زندگی در چنین شرایطی بین گروه‌های ضعیف جامعه، کار ناپسندی نیست، بلکه می‌توان گفت، بر دولت واجب است. در عکس ذیل تجمع مردم یونان (که یک کشور اورپایی است) برای خرید سیب‌زمینی ارزان نمایش داده شده است (عکس از گاردین،bit.ly/XyEi13).

تجمع مردم یونان برای خریداری سیب‌زمینی ارزان - عکس از گاردین

تجمع مردم یونان برای خریداری سیب‌زمینی ارزان – عکس از گاردین

 

ثانیا، من از همان لحظه‌ای که فهمیدم «صف» چیست، متوجه شدم که افراد جامعه‌ی ما برای صف ارزشی قایل نیستند. در کمتر صف ایستاده ام که کسی بی‌نوبت در صف نزده باشد. این یک مشکل احتماعی ـ فرهنگی است و همه‌ی ایرانیان خاطرات بسیاری از این مشکل دارند. من به شخصه از 30 سال قبل دعواهای متعددی از این مشکل را می‌توانم در خاطرم مرور کنم.

ثالثا آنهایی که گمان می‌کنند مردم ایران صرفا مشکل فرهنگی دارند و در غرب، مشکل فرهنگی وجود ندارد، احتمالا هیچ وقت در غرب نبوده اند. به دو نمونه بسنده می‌کنم:

حمله و کشمکش برای خرید جنس ارزان در جمعه‌ی سیاه:

http://youtu.be/l9gqQvJuoxc

صف طویل خرید جنس ارزان، از شب قبل گشایش بازار:

رابعا در آمریکا که نه تحت تحریم جهانی است و نه میانگین درامد ناخالص ملی اش قابل قیاس با ایران است، بیش از 46 میلیون نفر (15% جمعیت آمریکا)، مستحق محسوب شده، کوپن غذا می‌گیرند (http://nbcnews.to/WOtoWC).

توزیع غذا، نه نشانه‌ی قحطی است و نه نشانه‌ی نابودی جامعه، بلکه حمایت حکومت از مردمی است که توان تهیه‌ی غذای کافی را ندارند.

 

، ۰۵ بهمن ۱۳۹۱
در گروه: اجتماعی, سیاسی

Leave a Comment :, more...

چه کسی پژوی فرانسه را مجبور به اخراج 8000 کارگرش کرد؟

، ۰۶ مرداد ۱۳۹۱

نتایج جستجوی عبارت «Peugeot Iran» در سرویس خبری گوگل

fiنتایج جستجوی عبارت «Peugeot Iran» در سرویس خبری گوگل

ویرایش (7 مرداد 1391): یکی از خوانندگان گرامی وبلاگ به نام امیر، نظر داده اند:

این خبر سانسور نشده بلکه آن چیزی که در گوگل نشان داده می شود مربوط به نظر یکی از کاربران است که هنوز هم پای همان خبر وجود دارد. لطفا بیشتر دقت کنید.

حق با ایشان است. نظرات به صورت اولیه در حالت فشرده (کـُـلـَـپس) قرار دارند و من در خواندن متن و جستجوی کل صفحه متوجه این موضوع نشده بودم.

با تشکر از امیر، مطلب را اصلاح می کنم.

چه کسی فرانس 24 را خودسانسوری کرد؟!

اخبار مربوط به بحران مالی شرکت پژو را در اینترنت جستجو می کردم که به نکته‌ی جالبی پی بردم.

وب‌سایت تلوزیون «فرانس 24» خبری را در مورد «زیان 819 میلیون یورویی پژو در نیمه‌ی اول سال 2012» منتشر کرده است (1). نکته در اینجا بود که من خبر را با کلیدواژه‌های «peugeot iran» در سرویس گوگل نیوز جستجو کرده بودم، اما در متن خبر، و حتا در کل صفحه، کلمه‌ی «Iran» وجود نداشت!

وقتی به صفحه‌ی جستجوی گوگل نیوز بازگشتم، متوجه شدم که گوگل به چه دلیل این مقاله را در فهرست پاسخ‌های جستجو آورده بود:
نظر یکی از کاربران در ذیل خبر فرانس24، خواندنی است:

… By sanctioning Iran, Peugeot shot themselves Severely in foot.
با تحریم ایران، پژو به شدت به پای خودش شلیک کرد [ریشه‌ی خودش را زد]. ـ ترجمه از من

ظاهرا فرانس24، پس از انتشار این خبر، در متن آن تصرف کرده است (یا به اصطلاح، خودسانسوری کرده است). اما چیزی را که نتوانسته است تغییر دهد، ذخیره‌ی موقت گوگل (cache) است (تصویر پیوست شده را ببینید).

بعید است این اتفاق رخ دهد، ولی خیلی دوست دارم بدانم، چه کسی و با چه سازوکاری می‌تواند در وب‌سایتی مانند فرانس 24، دست به سانسور مقالات بزند.

مختصری در مورد پژو و ایران خودرو

شرکت پی.اس.ای پژو ـ سیتروئن سالانه حدود 3/5 میلیون خودرو تولید می کند (نزدیک به 1/7 میلیون خودرو با بـِرَند پژو) (2). این شرکت دچار بحران اقتصادی است و قصد دارد 8000 کارگر خود را اخراج کند (1). شرکت جنرال موتور آمریکا حدود 7% سهام پی.اس.ای پژو ـ سیتروئن را خریداری کرده است (3) و احتمالا به همین دلیل از چند ماه قبل، شرکت پژو روابط تجاری خود با شرکت ایران خودرو را به حالت تعلیق در آورده است (4).

ایران خودرو بزرگترین شریک تجاری شرکت پژو ـ سیتروئن در خارج از فرانسه بود. ایران خودرو در سال 1390 بیش از 700/000 خودرو تولید کرد که نزدیک به 450/000 خودرو با برَند پژو تولید شد؛ یعنی بیش از یک چهارم کل خودروهایی که با برَند پژوه در دنیا تولید شده بود. (5، 6).

منابع

  1. Peugeot sees net loss of €819 million in first half 2012. France24 25/07/2012 [http://www.france24.com/en/20120725-peugeot-sees-net-loss-819-million-euros-first-half-2012-citroen-job-cuts-france-carmaker]
  2. Peugeot plans a brighter future. International Fleet World [http://internationalfleetworld.co.uk/news/article.cfm?clk=0444&article_id=006215]
  3. Report: GM Nears 7% Stake in France’s Peugeot. FOXBusiness  28/01/2012 [http://www.foxbusiness.com/industries/2012/02/28/report-gm-nears-7-stake-in-frances-peugeot-1924803997/]
  4. Anti-Iran lobby hits GM-Peugeot deal. AFP 28/03/2012 [http://www.google.com/hostednews/afp/article/ALeqM5j6oVrROzRvE6mHBEk9O18wMEy3Tw?docId=CNG.0e8245b4a9983cb3754c5550c285f178.501]
  5. از اخم رحیمی تا قطع صادرات پژو؛ چند درصد خودروهای داخلی به پژو گره خورده؟ بازتاب، 15/01/1391  [http://baztab.net/fa/news/4941]
  6. وضعيت اقتصاد پژو در صورت خروج از ايران، آفتاب نیوز، 27/04/1391[http://www.aftabnews.ir/vdcgnt9qxak93q4.rpra.html]

 

نظرات در گوگل پلاس »

، ۰۶ مرداد ۱۳۹۱
در گروه: سیاسی

۱ Comment :, , , more...