Tag: انتخابات ریاست جمهوری 1392

بازتاب انتخابات ریاست جمهوری 1392 ایران، در میان مردم آمریکا: مشاهدات یک ایرانی – آمریکایی

، ۱۴ آذر ۱۳۹۲

در آمریکا، به استثنای راننده تاکسی‌ها و مجری‌های شبکه‌های خبری، صحبت کردن در مورد سیاست، مرسوم نیست. کسی مثل من که مدت‌ها در ایران زندگی کرده باشد (کشوری که در آن همه کس و در همه جا یک پا مفسر سیاسی است!) و سپس وارد جامعه‌ی آمریکا شود، به راحتی این تفاوت را حس خواهد کرد. به همین علت مکالمات زیادی در مورد سیاست به ویژه سیاست خارجه، در محیط کار و کوچه و بازار در نمی‌گیرد که بتوان آنها را به عنوان «نظر بعضی از مردم آمریکا»، بازگو کرد.

از طرف دیگر، همان طور که قاره‌ی آمریکا از نظر جغرافیایی توسط بزرگترین اقیانوس‌ها (اقیانوس اطلس در شرق و اقیانوس آرام در غرب) محاصره شده و از قاره‌های دارای تمدن کهن دور افتاده است، به نظر می رسد مردمش نیز از لحاظ خبری در یک جزیره‌ی دور افتاده (اما به ظاهر بزرگ و مجلل)، واقع شده اند و امپراتوری رسانه‌ای حاکم بر این جزیره است که تصمیم می‌گیرد کدام خبرها از دروازه‌های اخبار رد شده، وارد جزیره شوند و کدام خبرها در پشت دروازه‌ بمانند!

مساله‌ی دیگر، مشغولیت زیاد مردم آمریکا به دو عنصر «کار» (Job) و «تفریح» (Entertainment) است. این مشغولیت طبعا در هر جامعه‌ای حتا جامعه‌ی ایران نیز وجود دارد؛ اما در آمریکا ـ نسبت به ایران ـ این مشغولیت‌ها، درصد بیشتری از وقت مردم را پر می‌کند. «کار» در آمریکا ـ مانند اکثر کشورهای صنعتی ـ بسیار جدی و رقابتی است. قرادادهای کاری غالبا به نحوی است که کارفرما می‌تواند کارگر یا کارمندش را به راحتی اخراج کند، بدون آنکه تعهد زیادی نسبت به او داشته باشد یا دچار مشکل با دولت و دادگاه شود. به این ترتیب، داشتن یک شغل، یعنی حضور در رقابتی که تا زمان بازنشتگی ادامه خواهد داشت و هر فرد باید سعی کند که از دور مسابقه، خارج نشود. با این شرایط چه کسی در حین کار فرصت یا جرات بررسی و تحلیل مسایل سیاسی و سیاست خارجه را خواهد داشت؟ همچنین پس از 5 روز کار سخت در طول هفته، بسیاری از مردم آمریکا ترجیح می‌دهند در دو روز تعطیلی به تفریح بپردازند و بحث در مورد مسایل سیاسی، از جمله سیاست خارجه، در فهرست تفریحات آمریکا جایی ندارد!

اما فراتر از مسایلی که در بالا ذکر کردم، مردم آمریکا علاقه و حساسیت چندانی نسبت به اتفاقات خارج از آمریکا هم ندارند؛ بگذارید مثالی برنم: فرض کنید که امشب، وزیر دفاع ایران اعلام کند که آماده‌ی «اعزام» نیروی نظامی به سوریه است! گفتگوهای داغ فردا در تاکسی، اتوبوس، مترو، و محل کار را می‌توانید به راحتی تصور کنید. آیا کسی پیدا می‌شود که در این باره ابراز نظر نکند و یا وارد تحلیل سیاسی نشود؟ آیا فردای اعلام چنین خبری در ایران، یک روز کاری معمولی خواهید گذراند؟ مشخص است که خیر.

اما چند روز قبل، وزیر دفاع آمریکا اعلام کرد که نیروهای آمریکایی موضع گرفته و آماده‌ی دستور اوباما برای «حمله‌ی نظامی» به سوریه اند.(1) فکر می‌کنید فردای اعلام این خبر، کسی در محل کار من در مورد سوریه و یا سیاست‌های خارجی آمریکا صحبت کرد؟ البته که نه! چند روز بعد حتا آمریکا زمان احتمالی حمله به سوریه را نیز مشخص کرد.(2) فکر می‌کنید چند نفر در محل کار یا اماکنی که من رفت و آمد می‌کردم، در مورد حمله‌ی نظامی کشورشان به یک کشور دیگر، بحث سیاسی کردند؟ فقط یک نفر!

همه‌ی این مسایل به یک طرف، بگذارید پرسش دیگری مطرح کنم که به موضوع این نوشته نیز بیشتر اتباط دارد: کدام یک در آخرین انتخابات ریاست جمهوری کشور ساحل عاج پیروز شد: لورن گباگبو یا آلاسان اوتارا؟ پاسخ شما به این پرسش احتمالا این خواهد بود: «چه اهمیتی دارد؟» و این دقیقا همان پاسخی است که یک آمریکایی در مورد اهمیت انتخاب شدن یکی از نامزدهای ریاست جمهوری «ایران» به این مقام به ذهنش خطور می‌کند: «چه اهمیتی دارد؟» توجه داشته باشید که «ساحل عاج» در ایران سفارتخانه دارد و روابط دو کشور در حد سفیر وجود دارد، حال آنکه ایران بیش از 3 دهه است هیچ ارتباطی با آمریکا ندارد.

اجازه بدهید یکی از خاطرات خودم را بازگو کنم. حدود 2 سال قبل، با یک تیم فوتبال داخل سالنی (یا به قول آمریکایی‌ها: ایندور ساکر!) هر هفته بازی می‌کردم. یک شب بعد از بازی به هم تیمی‌هایم گفتم که من برای 2 هفته به ایران می‌روم و بنابراین در دو هفته‌ی آینده حضور نخواهم داشت. بعد حس کنجکاوی وادارم کرد که از آنها بپرسم آیا می‌دانند ایران کجاست؟ انتظار داشتم که دست کم یکی دو نفر آنها بلافاصله بگویند: «میدل ایست» (خاور میانه). اما هیچ کدام آنها نمی‌دانستند که ایران، کجای این کره‌ی خاکی است؛ حتا یک نفرشان گفت: آفریقا!

بله، خیلی آمریکایی‌ها نمی‌دانند ایران کجاست؛ اکثر آمریکایی‌ها حتا کلمه‌ی ایران را به اشتباه “آیرن” تلفظ می‌کنند که در انگلیسی به معنی «آهن»(Iron) است. بعضی‌ها اصلا نمی‌دانند که ایران (Iran) و عراق (Iraq) دو کشور متفاوت هستند! خیلی از آمریکایی‌ها فکر می‌کنند که ایرانی‌ها عرب هستند و به زبان عربی تکلم می‌کنند. این سطح آشنایی از ایران مختص مردم عادی نیست؛ میت رامنی، رقیب باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال 2012، در مناظره‌های انتخاباتی و همچنین در سخنرانی برای لابی صهیونیست‌ها اعلام کرد که سوریه تنها راه دسترسی ایران به آب‌های بین المللی است!(3، 4)

خب با این اوصاف، چه انتظاری دارید از مردم آمریکا که در مورد انتخابات ایران، کشوری که نمی‌شناسند، نظری داشته باشند؟

چند هفته مانده به انتخابات، یکی از همکاران روسی الاصل من ـ که سالهاست ساکن آمریکاست، از من پرسید «هوشنگ» کیه؟ با تعجب پرسیدم: «هوشنگ؟» گفت: «همین کسی که نامزد انتخابات ریاست جمهوری ایران است.» بعدا فهمیدم منظورش کسی است به نام «هوشنگ امیراحمدی» که ساکن آمریکاست و سودای ریاست جمهوری بر ایران را دارد!(5)

یک بار به مربی مهد کودک فرزندم گفتم که برای رای دادن در انتخابات ریاست جمهوری، باید به نیویورک برویم. پرسید: «یعنی این اخمدی نجاد(!) میره؟ مگه دیکتاتور نیست؟»

پرده‌ی آخر این ملودرام، مربوط می‌شود به رسانه‌های آمریکا. رسانه‌هایی از جمله وال استریت ژورنال، نیویورک تایمز، و سی.ان.ان. که از چند هفته مانده به انتخابات به سیاه نمایی وضعیت ایران مشغول بودند و دو چیز را در ذهن مخاطبان القا می‌کردند: اول اینکه رژیم ایران می‌خواهد با ایجاد ترس و وحشت مردم را مجبور به شرکت در انتخابات کند و دوم اینکه هر کسی رهبر ایران بخواهد رئیس جمهور می‌شود و رای مردم چندان مهم نیست! شب قبل و در روز انتخابات نیز گزارشگران سی.ان.ان به طور مستقیم از تهران به سیاهنمایی مشغول بودند. مثلا گزارشگر سی.ان.ان ادعا کرد که مادری به ما مراجعه کرد و گفت فرزندش در زندان زیر شکنجه است ولی نیروهای امنیتی ایران ما را از مردم جدا کردند! پس از انتخابات و نتیجه‌ی غیر منتظره نیز اکثر همین شبکه‌ها و رسانه‌ها به این تحلیل رسیدند که انتخابات در ایران به هیچ عنوان آزاد نبوده و نیست و فرقی ندارد که چه کسی انتخاب شود.

نوشته‌ی فوق مشاهدات و دریافت‌های شخصی من بوده و ممکن است با مشاهدات و روایات دیگر افراد، متفاوت باشد. بدیهی است اگر پژوهشگری با امکانات پژوهشی بیشتر و از زاویه دید بازتری به بررسی و تحلیل دیدگاه‌های مردم آمریکا در مورد انتخابات ریاست جمهوری ایران بپردازد، نتایج دقیقتری را به دست خواهد آورد.

ذکر این نکته را لازم می‌دانم که انتخابات ریاست جمهوری ایران، خوشبختانه برای مردم ایران آنقدر معتبر و باارزش است که بیش از 72% آنها را به پای صندوق‌های رای می‌آورد، و این دستاور فوق العاده ای است ـ جدای از اینکه مردم دیگر نقاط جهان در مورد انتخابات ما چه فکر می‌کنند. بد نیست بدانیم در همین آمریکا، میزان مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 کمتر از 60% بوده است.


خلا‌صه‌ی این نوشته در اولین شماره‌ی نشریه‌ی ملیتا چاپ شده است.

در خبرگزاری فارس: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920919001795
در سایت خبری مرصاد نیوز: http://www.mersadnews.ir/?p=85631


 منابع

1- Hagel: US forces ready to strike Syria if ordered

http://news.yahoo.com/hagel-us-forces-ready-strike-syria-ordered-122021846.html

2- Military strikes on Syria ‘as early as Thursday,’ US officials say

 http://nbcnews.to/13XltPh

3- Romney gaffe: ‘Syria is Iran’s route to the sea’

http://bit.ly/15hZH9M

4- Romney and Iran’s ‘route to the sea’

http://wapo.st/15lFcSN

5- هوشنگ امیراحمدی مجدداً به ایران آمد/ دلال رابطه با آمریکا در فکر کاندیداتوری. خبرگزاری تسنیم.  ۲۷/فروردین/۱۳۹۲

http://www.tasnimnews.com/Home/Single/42632

 

، ۱۴ آذر ۱۳۹۲
در گروه: خاطره, زندگی در آمریکا, سیاسی

۳ Comments :, , more...

#اردوکشی_خیابانی یعنی چه – یا چرا دیالوگ با منتقدان جمهوری اسلامی سخت شده است؟

، ۲۷ مرداد ۱۳۹۲

با مشارکت ٧٢ درصدی مردم و پیروزی حجت الاسلام #حسن_روحانی در #انتخابات_ریاست_جمهوری_١٣٩٢ ، به نظر می‌رسید که ادبیات و فضای حاکم بر گفتگوهای شبکه‌های اجتماعی منطقی‌تر و موجه‌تر شود.

منتقدان، معترضان و مخالفان جمهوری اسلامی که پس از حوادث سال ١٣٨٨ تیغ انتقادات و اعتراضات خود را در فضای مجازی، تیزتر و برهنه‌تر کرده بودند، پس از خاموشی #جنبش_سبز ( #فتنه ) در #٩دی غالبا به مونولوگ‌های هوارگونه علیه جمهوری اسلامی روی آورده بودند. اگر جایی نیز گفتگویی میان کاربری مخالف و کاربری موافق نظام  جمهوری اسلامی در می‌گرفت، یا به تکرار مکررات هزار بار نوشته شده می‌انجامید یا به مجادلات بچه گانه از نوع «دماغ سوخته می‌خریم»!

اما انتخابات سال ١٣٩٢ و نتیجه‌ی غیر منتظره‌ی آن در همان دور اول، چند روزی لحن این منتقدان را نرم‌تر کرد و این امید را در دل من مشتعل که می‌توان بحث‌هایی منطقی‌تر با آنها آغاز کرد. چنین خیالی، به دور از واقع بود. لحن منتقدان نظام دوباره در حین التهابات رای اعتماد مجلس به وزرای پیشنهادی دولت جدید و بازخوانی حوادث سال ١٣٨٨ تغییر کرد و به آنچه بود بدل شد. به ویژه پس از سخنان رئیس جمهور محبوب آنها، حسن روحانی، در محکومیت اردوکشی‌های خیابانی ٨٨.

به نظر من، اساسی‌ترین مشکل در ایجاد دیالوگ با منتقدان جمهوری اسلامی، عدم فهم یا اتفاق نظر بر معنی کلمات است. در طول ٤ سال گذشته، مدعیان جنبش سبز به حدی معنی کلمات را تغییر داده اند، که دیگر کمتر کلماتی را می‌توان یافت که دو طرف فهم مشترکی از آن آنها داشته باشند.

کلماتی چون «کودتا»، «دیکتاتور»، «دموکراسی»، «تظاهرات مسالمت آمیز» و حتا «مردم»، «قانون» و «پیروزی و شکست» در طول این سال‌ها توسط مدعیان جنبش سبز و مخالفان نظام باز تعریف شده اند، به نحوی که با شنیدن هر کدام از این کلمات، دو مفهوم کاملا متفاوت (و گاه متضاد) در ذهن دو شخص ـ که یکی طرفدار نظام جمهوری اسلامی و دیگری مخالفت یا منتقد آن است ـ خطور می‌کند.

این گونه تغییر (یا بهتر است بگویم: تحریف) معانی کلمات توسط منتقدان و مخالفان، هر گونه دیالوگی را با آنها بسیار سخت، گیج کننده، و نامفهوم می‌کند؛ طرفین ـ اگر حتا منصفانه به سخنان  یکدیگر گوش فرا دهند ـ چون مفاهیم متفاوتی از یک کلمه‌ی مشترک برداشت می‌کنند، در واقع سخن همدیگر را متوجه نمی‌شوند و به عبارتی، دیالوگی میان آنها صورت نمی‌پذیرد.

امام خامنه‌ای در نماز جمعه‌ی ۱۳۸۸/۰۳/۲۹، گفته بودند: «قانون، #فصل_الخطاب است؛ قانون را فصل‌الخطاب بدانيد. انتخابات اصلاً براى چيست؟ انتخابات براى اين است كه همه‌ى اختلافها سر صندوق رأى حل و فصل بشود. بايد در صندوقهاى رأى معلوم بشود كه مردم چى ميخواهند، چى نميخواهند؛ نه در كف خيابانها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتى آنهائى كه رأى نياوردند، اردوكشى خيابانى بكنند، طرفدارانشان را بكشند به خيابان؛ بعد آنهائى كه رأى آورده‌اند هم، در جواب آنها، اردوكشى كنند، بكشند به خيابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ تقصير مردم چيست؟ اين مردمى كه خيابان، محل كسب و كار آنهاست، محل رفت و آمد آنهاست، محل زندگى آنهاست، اينها چه گناهى كردند؟
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=7190

هر فارسی زبانی که یک بار این جملات را بخواند، مفهوم «اردوكشى خيابانى» را درک خواهد کرد. «اردوكشى خيابانى» در کوتاهترین جمله، یعنی قدرت نمایی در کف خیابان پس از پایان یک انتخابات قانونی. یعنی دقیقا همان چیزی که انقلاب مصر را در عرض یک سال به کودتا و براندازی دولت منتخب ختم کرد.

حال افرادی را که با استناد به مخالفت رهبر با «اردوكشى خيابانی»، تعطیلی راهپیمایی‌هایی‌های سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در ٢٢ بهمن یا هر گونه تجمع مردمی برای ابراز عقایدشان را خواستار می‌شوند، چه باید نامید؟

آیا فهم جملات رهبر و مفهومی که ایشان از اردوکشی خیابانی مد نظر داشته اند، به این اندازه برای مخالفان و منتقدان نظام سخت و نشدنی است؟!

+Ali Alizadeh  در توئتر خود، روز قدس و سفرهای رهبری را اردوکشی خیابانی نامیده است.
https://twitter.com/Jedaaal/status/363327837710712832

+Iman Shahrvandnegar سعی کرده «اردوکشی خیابانی» را مساوی با چیزی مانند «تظاهرات مسالمت» و «حق مسلم ما» تعبیر می کند.
https://plus.google.com/106916971153213272605/posts/Hhai2TrQw1u

+Mohammad Moeini   #شورای_هماهنگی_تبلیغات_اسلامی را پیمانکار #اردوکشی_خیابانی نامیده.
https://plus.google.com/105885241258375918436/posts/eV4ggWs3Yqe
و در نوشته‌ی دیگری، انقلاب بهمن ١٣٥٧ و کلا تمامی تجمعات مردمی پس از انقلاب را نمادی از «اردوکشی خیابانی» گرفته است!
https://plus.google.com/105885241258375918436/posts/9o4r2GZKhJh
با تحریف بیشتر معنی «اردوکشی خیابانی»، معینی حتا جنبش اعتراضی «تسخیر وال‌استریت» را هم نمونه‌ای از «اردوکشی خیابانی» می‌داند و در ژانر «تناقض یابی در سخنان رهبر» ، قلم می‌زند. و سپس مانند  +Iman Shahrvandnegar  طالب تطهیر عبارت «اردوکشی خیابانی» می‌شود.

+Reza Nassaji  نیز با تولید عبارت «اردوکشی محفلی»، سعی کرده این دو عبارت را با یکدیگر، “در” کند، و به نوع دیگری به تخفیف و تطهیر «اردوکشی خیابانی» دست زده است.
https://plus.google.com/108289239521952357696/posts/SPJydAEN6tX

این افراد، عالمانه یا جاهلانه، معنی و مفهوم «اردوکشی خیابانی» را قلب کرده اند. «اردوکشی خیابانی» به این ترتیب از این تاریخ وارد فهرست بلند کلمه‌ها و عبارت‌هایی می‌شود که افراد مختلف، معانی متفاوتی از آن درک می‌کنند؛ و به این ترتیب، مانع جدیدی برای ایجاد دیالوگ‌های منطقی و سودمند ایجاد شده است.

 


در تصاویر زیر، راهپیمایی سالروز انقلاب ایران (٢٢ بهمن) در شهر همدان (ایران) و راهپیمایی سالروز استقلال آمریکا (٤ جولای) در آمریکا را مشاهده می کنید. کدام عقل سلیمی این راهپیمایی ها را «اردو کشی خیابانی» برای تغییر نتایج صندوق رای می داند؟

راهپیمایی سالروز استقلال آمریکا (٤ جولای) در آمریکا

راهپیمایی سالروز استقلال آمریکا (٤ جولای) در آمریکا

راهپیمایی سالروز انقلاب ایران (٢٢ بهمن) در شهر همدان (ایران)

راهپیمایی سالروز انقلاب ایران (٢٢ بهمن) در شهر همدان (ایران)

 

، ۲۷ مرداد ۱۳۹۲
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, , , , , , more...

جامعه شناسی آرای روحانی را آغاز کنیم

، ۱۵ مرداد ۱۳۹۲


Iran_Election_1392_3_24__2013_bwگمان می‌کنم زمان کافی برای فرونشستن هیجانات انتخابات ریاست جمهوری، گذشته است و اکنون می‌توان در آرامش بیشتر و تمرکز بهتری به بررسی انتخابات ریاست جمهوری 1392 پرداخت.

ضمن احترام به تمامی دوستان دست به قلم و اهل تحلیل‌های سیاسی، به نظر من نوشته‌های پیش از انتخابات  در شبکه‌های اجتماعی  ـ دست کم آنهایی که من خوانده بودم ـ بیشتر وصف آمال و آروزها و تخلیات بود؛ و تحلیل‌ها و تقریرهای بعد از انتخابات، غالبا ناشی می‌شد از سرمستی پیروزی غیر منتظره و یا سرگیجه‌ی شکست ایضا غیر منتظره. هیچکدام از نوشته‌های و تحلیل‌های پیش از انتخابات، برای منی که از ایران دور هستم، نتوانست تصویر واضحی از جامعه‌ی ایرانی را منعکس کند. و همچنین مقالات پس از اعلام نتایج انتخابات نیز، کلیدی برای قفل پرسش‌های اساسی من در مورد چرایی این انتخاب مردم، نبود.

یکی از مهمترین کارهایی که می‌توان در مورد انتخابات 1392 انجام داد، جامعه شناسی آرای پیروز است با یک پرسش مشخص: چرا روحانی؟

روش مطلوب برای چنین پژوهشی، نظرسنجی های گسترده و مردم محور با استفاده از پرسشنامه‌های راستی آزمایی شده است. اما با توجه به اینکه چنین امکانی طبیعتا در اختیار من و شمای وبلاگ نویس، خبرنگار، یا فعال شبکه‌های اجتماعی نیست ـ باید سعی کنیم به نمونه‌هایی که تا جای ممکن نمایانگر آرای پیروز انتخابات هستند، دست پیدا کنیم. این نمونه‌ها، همان اشخاصی هستند که آرایشان، همراستا با رای اکثریت جامعه است؛

به طور مشخص، پیشنهاد من این است: نمونه‌هایی را باید پیدا کرد که در سال 92 به روحانی رای داده اند، در سال‌های 88 و 84 (دست کم دور دوم انتخابات سال 84) به احمدی نژاد رای داده اند، و اگر سنشان اجازه می‌داده است، در سال‌های 80 و 76 نیز به خاتمی رای داده اند. چنین افرادی، که من گمان می‌کنم کم نیستند، نماینده‌ی آرای پیروز در چند نوبت انتخاباتند.

این افراد، گفتنی‌ها و دلایل جالبی برای هر کدام از رای‌هایشان در هر دوره‌ی انتخابات دارند. حرف‌های این مردم را باید شنید، مکتوب کرد، و از روی آن تحلیل‌های بهتری در مورد انتخابات نوشت. تحلیل‌هایی که از کتاب‌ها و مقالات اساتید علوم سیاسی و اجتماعیِ از دانشگاه پافراتر نگذاشته، بااهمیت‌تر و معتبرتر خواهد بود.

چنین تحلیل‌هایی می‌تواند ما را با تفکرات و ذهنیات بخش «اکثریت» رای دهندگان و دلایل آنها برای رای به نامزد پیروز، روحانی، احمدی نژاد یا خاتمی، آشنا کند.

بیایید، چنین افرادی را پیدا کنیم، با آنها به گفتگو بنشینیم و شنیده‌ها و یافته‌هایمان را با یکدیگر به اشتراک بگذاریم.

، ۱۵ مرداد ۱۳۹۲
در گروه: اجتماعی, سیاسی

Leave a Comment :, , , , more...

فرق ما با شما اینست

، ۲۶ خرداد ۱۳۹۲

نوشته‌ی مژگان عباسلو


ما به این بدیهی ترین اصل هر انتخاباتی واقفیم که ممکن است به یک نفر رای بدهیم و آن یک نفر رای نیاورد یعنی کاندیدای محبوب ما شکست بخورد.

ما به این اصل واقفیم که  کاندیدای محبوب گروه دیگر، حالا رئیس جمهور کشور ایران است و  ایران، کشور ما هم هست. پس دعا می کنیم رئیس جمهور جدید کشورمان خرابی ها را آبادسازد و آبادانی ها را آبادتر. او را تخطئه نمی کنیم، نسبت نمی دهیم و به طرفدارانش هزار انگ و رنگ نمی بندیم.

ما بعد از این شکست هوچیگری نمی کنیم، به خیابان نمی ریزیم، به اموال عمومی آسیب نمی رسانیم، می دانیم کاندیداهایمان هم عاقلتر از آنند که هوادارانشان را بعد از شکست به نزاع خیابانی بخوانند و بیانیه های واهی پشت بیانیه صادر کنند. ما  به برادرمان، به خواهرمان، به خانواده مان، رفیقمان پشت نمی کنیم، نمی تازیم، فحش نمی‌دهیم و ادعای دزدیده شدن رایمان را نداریم! ضمن اینکه این بار تنها با چندصدهزار رای (کمی بیش از 50% آرا) کاندیدای مورد علاقه ی شما پیروز شد نه با چندین میلیون رای – که در مورد اول تقلب کردن بسیار ساده تر است، نه؟

ما به این اصل هم واقفیم که انتخابات این دوره در همان سیستم و زیر سایه ی همان نظام و همان رهبری شکل گرفت که شما چهار سال قبل، دروغگو و متقلب خواندید؛ در حالیکه خیلی از همان شمایان خیلی‌های دیگرتان را این بار به رای دادن ترغیب کردید و حتا از نظرات سفت و سختتان چند روزی مانده به انتخابات برگشتید و کاندیدای محبوبتان را هم به بقیه معرفی کردید. ما برعکس شما درباره ی این تغییرات قضاوت نمی‌کنیم. می گوییم انشاا… که خیر است و چه خیری بهتر از این که انتخاب همان کاندیدا به شما ثابت کرد همه ی بیانیه ها و ادعاها لزوما درست نیستند.

ما به شما و به رئیس جمهور کشورمان آقای روحانی – کاندیدای محبوب شما – تبریک می گوییم. به خودمان هم تبریک می گوییم که خداوند ـ که لطف و ستایش او را سزاست ـ به ما چنان سعه‌ی صدر و بینش و دانشی عطا کرده که بدانیم و بفهمیم هدف غایی همه‌ی این انتخاب‌ها، آبادانی و سرافرازی ایران است و آسایش ملت ایران و این سرافرازی به دست نمی آید مگر در سایه ی اتحاد، پس به قول شاعر:

دست در دست هم نهیم به مهر
میهن خویش را کنیم آباد

کیهان، روزنامه مخالف اصلاحطلبان و حسن روحانی، پیروزی او در انتخابات ریاست جمهوری را تبریک می‌گوید.

کیهان، روزنامه مخالف اصلاحطلبان و حسن روحانی، پیروزی او در انتخابات ریاست جمهوری را تبریک می‌گوید.

، ۲۶ خرداد ۱۳۹۲
در گروه: اجتماعی, سیاسی

Leave a Comment :, , , more...

در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲، به چه کسی رای خواهم داد؟

، ۲۳ خرداد ۱۳۹۲

بخشی از این نوشته، کپی شده از این پست صفحه‌ی گوگل پلاس من است: http://bit.ly/tohid13scores


«۱۳ معیار برای انتخاب رئیس جمهور اصلح» را اینجا و اینجا [پست اصلی در صفحه‌ی گوگل پلاس م] نوشته بودم.

در اینجا به هر کدام از آن معیارها، امتیاز می دهم و امتیاز نهایی را محاسبه می کنم.

معیار ۱- سابقه ی کار اجرایی در دولت (به غیر از ریاست جمهوری) (۵x)
سابقه ی وزارت بیشتر از ۸ سال در دو دوره ی متوالی یا در دو دولت مختلف که یک از آنها «در ۱۶ سال اخیر» باشد، بیشترین امتیاز را دارد. وزارت در مدت کمتر یا معاونت یا مدیریت کلی وزارتخانه‌ها امتیازهای بعدی را دارد.
از طرف دیگر، به نظر من هر فردی در طول عمرش یک بار (۴ سال یا ۸ سال) باید رئیس جمهور شود و سابقه ی ریاست جمهوری، امتیاز منفی دارد.

نکته: سوابق امیتاز آور برای این معیار، فقط وزیر، معاون وزیر و مدیر کل است. فعالیت در نهاد دیگر، در معیار شماره 8 امتیاز گرفته اند.

Iran_Presidential_Election_criterion01
۲- صداقت (۵x)
امتیازهای منفی مربوط به ادعاهای طرح شده در مناظرات و مباحثات انتخاباتی است که فرد نتوانسته آن را اثبات کند یا مدرک عامه پسندی برای آن رو کند.

تشخیص صداقت یک فرد سیاسی، کار ساده ای نیست. امتیازهای دهی من بر پایه ی ادعاهای طرح شده در مناظرات و مباحثات انتخاباتی است که فرد نتوانسته آن را اثبات کند یا مدرک عامه پسندی برای آن رو کند. نکته ای که در اینجا وجود دارد، آن است که دیکته ی ننوشته بی غلط است. بنا بر این کسی که عمر کمتری در عرصه ی سیاست دارد، ممکن است امتیاز بهتری بگیرد. همچنین کل امتیازات، به قضاوت نهایی شخصی من بر می‌گردد که ممکن است کاملا با قضاوت و رای نهایی شمای نوعی، متفاوت باشد.

همونطور که ابتدا گفتم، من سعی کردم بیشتر از شاخص های «عینی» استفاده کنم تا «ذهنی». شاید «ذهنی ترین» شاخصم همین صداقت بود. اما برای همین شاخص هم، با توجه به حرف های غیرراست یا مشکوکی که بعضی از نامزدها در طول مباحثاتشون زدند، یا سابقه ای که ازشون داشتم تصمیم گرفتم و به شایعات کاری نداشتم.

Iran_Presidential_Election_criterion02

 

۳- سابقه نماینگی در مجلس شورای اسلامی (ملی) (۴x)

سابقه‌ی نمایندگی یکی از امیتازهای مهم است. این سابقه نشان می دهد که:
اولا، نامزد، مورد اقبال مردم حوزه ی انتخاباتی خودش بوده است؛ و
ثانیا با ساز و کارهای قانونگذاری به طور عملی آشنایی دارد.
بیش از دو دوره نمایندگی متوالی (هشت سال) از یک حوزه در ۱۴ سال اخیر، بیشترین امتیاز را دارد.

Iran_Presidential_Election_criterion03

توضیح: روحانی را به این دلیل 4 از 5 داده ام که سابقه ی نمایندگیش به 5 دوره اول مجلس شورای اسلامی بر می گردد و در ۱۴ سال اخیر نماینده نبوده است.

۴- برخورد فعالانه، آگاهانه و تهاجمی با تهدیدهای غرب (۳x)

با توجه به موضعگیریهای قبلی و سخنان مطرح شده در مباحثات و مناظرات انتخاباتی.

Iran_Presidential_Election_criterion04

 

۵- برنامه روشن و مشخص برای مبارزه با فساد اداری، رشوه و رانت (۲x)
6- برنامه روشن و پیشبینی اهداف در مورد امور فرهنگی و اجتماعی (۲x)
7- برنامه روشن و عملی برای پیاده سازی اقتصاد مقاومتی (۱x)
در مورد معیارهای ۵، ۶، و ۷ مشخص بودن تیم برنامه ریز، شروع برنامه ریزی از چندین سال قبل، تعیین اهداف برنامه و مشخص کردن شاخص‌هایی که باید به آنها رسید، از مواردی است که به آنها امتیاز می دهم.

Iran_Presidential_Election_criterion05_06_07

۸- سابقه ی عضویت در نهادهای مهم سیاسی نظام (و نظامی/انتظامی) (غیر از مجلس و دولت) (۲x)
مانند مرجع تشخیص نظام، شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای عالی امنیت ملی، و هر نهاد شورایی دیگر حکومت.
چنین شوراهایی، تجربه ی نامزد را در شنیدن و تحمل نظرات مختلف، بالا می برند.

Iran_Presidential_Election_criterion08

۹- گفتمان عدالتخواهی (۱x)
ضریب پایین برای این شاخص مهم، به این علت است که «دو صد گفته چون نیم کردار نیست»!

Iran_Presidential_Election_criterion09

۱۰- تحصیل در کشورهای پیشرفته/صنعتی (۱x)
برای من مهم است که رئیس جمهور، تحصیل (و زندگی) در یک کشور پیشرفته/صنعتی را تجربه کرده باشد تا نگاه واقع بینانه ای در مورد کشورهای پیشرفته/صنعتی داشته باشد.

۱۱- سخنوری (۱x)
خوب و شیوا حرف زدن.

۱۲- اصلاحطلب نبودن (۱x)
خوب برای من مهمه!

۱۳- روحانی نبودن (۱x)
به نظرم امام خمینی (ره) هم مایل نبودند که افراد روحانی، رئیس جمهور شوند. اگر چه شرایط اول انقلاب، گزینه ای به جز آیت الله خامنه ای را برای آن دوران باقی نگذاشت.

 

Iran_Presidential_Candidates_My_Scores

برای دیدن تصویر بزرگ، کلیک کنید

 

 

 

، ۲۳ خرداد ۱۳۹۲
در گروه: سیاسی

۱ Comment :, , more...


۱۳ معیار من برای انتخاب رئیس جمهور اصلح

، ۲۳ خرداد ۱۳۹۲

۱۳ معیار من برای انتخاب رئیس جمهور اصلح (به همراه ضریب اهمیت) به شرح ذیل است.

سعی کردم از معیارهای عینی که از طرف یک ناظر بیرونی، قابل سنجش باشد، استفاده کنم و معیارهای ذهنی را که قابل سنجش نباشند (مانند تقوی، شجاعت، اعتقاد قلبی به ولایت فقیه، و…)، وارد سنجش‌هایم نکنم.

1- سابقه ی کار اجرایی در دولت (به غیر از ریاست جمهوری) (5x)
سابقه ی وزارت بیشتر از 8 سال در دو دوره ی متوالی یا در دو دولت مختلف که یک از آنها «در 16 سال اخیر» باشد، بیشترین امتیاز را دارد. وزارت در مدت کمتر یا معاونت یا مدیریت کلی وزارتخانه‌ها امتیازهای بعدی را دارد.
از طرف دیگر، به نظر من هر فردی در طول عمرش یک بار (4 سال یا 8 سال) باید رئیس جمهور شود و سابقه ی ریاست جمهوری، امتیاز منفی دارد.

2- صداقت (5x)
امتیازهای منفی مربوط به ادعاهای طرح شده در مناظرات و مباحثات انتخاباتی است که فرد نتوانسته آن را اثبات کند یا مدرک عامه پسندی برای آن رو کند.

3- سابقه نماینگی در مجلس شورای اسلامی (ملی) (4x)
سابقه‌ی نمایندگی یکی از امیتازهای مهم است. این سابقه نشان می دهد که:
اولا، نامزد، مورد اقبال مردم حوزه ی انتخاباتی خودش بوده است؛ و
ثانیا با ساز و کارهای قانونگذاری به طور عملی آشنایی دارد.
بیش از دو دوره نمایندگی متوالی (هشت سال) از یک حوزه در 14 سال اخیر، بیشترین امتیاز را دارد.

4- برخورد فعالانه، آگاهانه و تهاجمی با تهدیدهای غرب (3x)
با توجه به موضعگیریهای قبلی و سخنان مطرح شده در مباحثات و مناظرات انتخاباتی.

5- برنامه روشن و مشخص برای مبارزه با فساد اداری، رشوه و رانت (2x)
6- برنامه روشن و پیشبینی اهداف در مورد امور فرهنگی و اجتماعی (2x)
7- برنامه روشن و عملی برای پیاده سازی اقتصاد مقاومتی (1x)
در مورد معیارهای 5، 6، و 7 مشخص بودن تیم برنامه ریز، شروع برنامه ریزی از چندین سال قبل، تعیین اهداف برنامه و مشخص کردن شاخص‌هایی که باید به آنها رسید، از مواردی است که به آنها امتیاز می دهم.

8- سابقه ی عضویت در نهادهای مهم سیاسی نظام (و نظامی/انتظامی) (غیر از مجلس و دولت) (2x)
مانند مرجع تشخیص نظام، شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای عالی امنیت ملی، و هر نهاد شورایی دیگر حکومت.
چنین شوراهایی، تجربه ی نامزد را در شنیدن و تحمل نظرات مختلف، بالا می برند.

9- گفتمان عدالتخواهی (1x)
ضریب پایین برای این شاخص مهم، به این علت است که «دو صد گفته چون نیم کردار نیست»!

10- تحصیل در کشورهای پیشرفته/صنعتی (1x)
برای من مهم است که رئیس جمهور، تحصیل (و زندگی) در یک کشور پیشرفته/صنعتی را تجربه کرده باشد تا نگاه واقع بینانه ای در مورد کشورهای پیشرفته/صنعتی داشته باشد.

11- سخنوری (1x)
خوب و شیوا حرف زدن.

12- اصلاحطلب نبودن (1x)
خوب برای من مهمه!

13- روحانی نبودن (1x)
به نظرم امام خمینی (ره) هم مایل نبودند که افراد روحانی، رئیس جمهور شوند. اگر چه شرایط اول انقلاب، گزینه ای به جز آیت الله خامنه ای را برای آن دوران باقی نگذاشت.

امتیازدهی به این معیارها برای هر نامزد را در چند پست بعدی، می آورم.

، ۲۳ خرداد ۱۳۹۲
در گروه: سیاسی

۱ Comment :, , more...

سؤالات مهم از نامزدهای انتخاباتی – موضوع اول: تخریب انتخاباتی

، ۱۲ خرداد ۱۳۹۲

مقدمه

در هر انتخابات، تهمت‌ها و شایعات زیادی از طرف رسانه‌ها و فعالان سیاسی حامی و حتی یاران نزدیک نامزدهای انتخابات برای تخریب نامزدهای رقیب و دولت حاکم ساخته و منتشر می‌شود. ارتباط با دشمن و دریافت پول از آنها، فراماسون بودن، اعتقاد به خرافات، ارتباط با ساحرین، ادعای ارتباط با امام زمان، ضدیت با ولایت فقیه، دزد و مفسد بودن، دریافت پول از دشمن، شراب خواری، روابط نامناسب و بی‌بندوباری و مشارکت در جرایم سازمان‌یافته از جمله این موارد است. اگر بخواهیم به عنوان نمونه قربانی‌های این گونه رفتارها را معرفی کنیم، می‌توان از اتهام آمریکایی بودن به وزرای راستی دولت موسوی مانند دکتر مرندی، اتهام فساد و جنایت سازمان‌یافته اکبر هاشمی در انتخابات مجلس ششم، اتهام ضدیت با ولی فقیه به خاتمی در انتخاب ۷۶ و دریافت پول از دشمن در پایان دوره وی، اتهام تحجر به احمدی نژاد در انتخابات ۸۴، دروغگویی در انتخابات ۸۸، ارتباط با رمال و جن‌گیر و امام زمان در دوره اول وی توسط اصلاح طلبان، و دروغگویی، فساد، خیانت، فراماسونری، ارتباط با ساحرین و ادعای ارتباط امام زمان در دوره دوم توسط اصولگرایان نام برد. در انتخابات جاری نیز تخریب شدید نامزدهای انتخاباتی توسط سایت‌های خبری و فعالان سیاسی حامی رقبای آنها (اعم از اصولگرا و اصلاح طلب، درون جناحی و برون جناحی) به راحتی قابل مشاهده است.

رهبر انقلاب در مورد چنین رفتارهایی می‌فرماید:

بنى‌‏اسرائيل به خاطر این که … قدر نعمت خدا را ندانستند و كفران كردند، … “ضربت عليهم الذلة و المسكنة” [شدند] … وقتى رحمت الهى براى ما پيش خواهد آمد كه مواظب و مراقب خودمان باشيم؛ اين فضاى بی‌بندوبارى در حرف‏ زدن، در اظهارات عليه دولت، عليه كى به خاطر اغراض، اين‏ها چيزهايى نيست كه خداى متعال از اين‏ها به آسانى بگذرد. آن وقت كسانى خطا مى‏‌كنند، خداى متعال [می‌فرماید] “و اتقوا فتنة لاتصيبن الذين ظلموا منكم خاصة”، بله اين‌جورى است، بعضى از ظلم‌ها، بعضى از كارها هست كه نتيجه و اثر آن، دامن همه، نه فقط دامن آن ظالم را مى‏‌گيرد، بر اثر رفتار يك عده‏‌اى كه در گفتار خودشان، در عمل خودشان، در قضاوت خودشان ظلم مى‏‌كنند.

شاید به همین دلیل است که اصول‌گرایانی که تا دیروز احمدی‌نژاد را منحرف، فراماسونر، و بی‌مقدار از نظر دین و ایمان و تقوا عنوان می‌کردند، امروز شروع به تخریب یکدیگر با انواع اتهامات کرده‌اند.

حال، با توجه به این که این رویه بسیار عام شده و از حذف شده‌ها تا اصلاح‌طلب و اصول‌گرا هدف این حملات هستند، 2 سؤال برای بررسی نظر نامزدهای انتخابات در مورد این تخریب‌ها تدوین شده است و امید است که پاسخ نامزدهای مختلف و گروه‌های حامی آنها سرآغاز پایان دادن به این گونه رفتارهای تخریب گردد.

سؤال ۱
در صورت پیروزی در انتخابات، چنانچه دولت شما از طرف رسانه‌های خبری، فعالان فضای مجازی، شخصیت‌های سیاسی و سخنرانان مورد اتهامات شدید قرار گرفت تا جایی که شایعات به عنوان حقیقت متواتر توسط بخش زیادی از مردم پذیرفته شد، و باعث سلب کارآمدی از دولت شما گردید و پیگیری حقوقی را نیز دشوار کرد، چه رویه‌ای اتخاذ خواهید کرد؟
سکوت؟ پیگیری قضایی؟ قهر؟ واگذار کردن امر به خدا؟ یا هر گزینه دیگر.

سؤال ۲
هم اکنون سایت‌های خبری و فعالان فضای مجازی حامی شما و حتی گاه یاران و نزدیکان سیاسی شما مشابه همین رفتارهای تخریبی را علیه رقبای شما و دولت حاکم پی گرفته‌اند. موضع موثر شما چست؟ آیا شایعات آنها را تأیید می‌فرمایید؟
آیا غیر از موعظه به رعایت اخلاق انتخاباتی، تلاش جدی برای خاتمه این رویه مبذول داشته‌اید؟

#انتخابات_ریاست_جمهوری_1392 #سنت_الهی_و_جامعه #تخریب_انتخاباتی

، ۱۲ خرداد ۱۳۹۲
در گروه: اجتماعی, سیاسی

Leave a Comment :, , , , , , , more...

عارف و روحانی، مشترک در توهم توطنه و عدم تحمل پرسش چالشی

، ۰۹ خرداد ۱۳۹۲

یک نکته‌ی جالب را اگر متوجه شده باشید، جنابان اصلاحطلب حسن روحانی و محمدرضا عارف، در مقابل پرسش‌های «اندکی» چالشی حسن عابدینی، مجری برنامه انتخاباتی گفتگوی ویژه خبری شبکه دو، به جای پاسخ مودبانه و مستند، توهم توطئه‌ی دشمنی صدا و سیما با خودشان را بیان می‌کنند و به مجری برنامه حمله می‌کنند (روحانی به طور ضمنی، عابدینی را دروغگو و جزو بی‌سوادها دانست و عارف او را متهم به همکاری با ترفند «مخالفان»ـش کرد).

ظاهرا سیاست صدا و سیما این است که مجری برنامه‌ی گفتگوی ویژه، از چالش با نامزدها دوری کند و بیشترین وقت را در اختیار نامزدها بگذارد تا صحبت کنند. در این شرایط حمله به یک مجری که عملا دهانش را مهر کرده اند، اقدام واقعا ناجوانمردانه‌ای است (مانند مناظره‌ی انتخاباتی سال 88 که موسوی و کروبی بجای چالش همدیگر، هر دو مشغول توهین به احمدی نژادی بودند که اصلا حضور نداشت!)

حالا خوب است این اصلاحطلبان هنوز به جایی نرسیده اند، اگر خدای ناکرده رئیس جمهور شوند، لابد مجری برنامه را به جرم پرسیدن یک نیمچه پرسش چالشی به دیدار سعید امامی نایل می‌کنند!

Rohani_Aref

، ۰۹ خرداد ۱۳۹۲
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, , , , , more...

دچار گسست سیاسی هستیم!

، ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲

اعلام نامزدی تعداد زیادی از چهره‌های سیاسی برای انتخابات ریاست جمهوری،  خصیصه‌ای نیست که لزوما بتوان به آن بالید.  در یک نگاه کلی به وضعیت فعلی، 5 نکته به ذهنم می‌رسد:

1- جامعه‌ی سیاسی ما، دچار از هم گسیختگی است. جناح‌ها و جریان‌های سیاسی، داستانسرایی‌های روزنامه نگاران برای مهیج کردن دکه‌ها هستند و در دنیای واقعی سیاست، خبری از «جناح» و «جریان» و «خط» و «جبهه» نیست. هر چند نفر و گاه حتا تک نفرهایی برای خودشان یک تیم درست کرده اند. عرصه‌ی سیاست ما، تعداد زیادی لشکر یک نفره یا نهایتا 5، 6 نفره دارد که رقابت میان آنها، در حد رجزخوانی باقی می‌ماند.

2- بر خلاف تصور ابتدایی، تعدد نامزدها، وقتی که از حد متعارف خارج شود، حق انتخاب گسترده‌تری به مردم نخواهد داد.  آنچه ما شاهدش هستیم، «پلو»رالیسم سیاسی نیست، بلکه «آش» شله قلمکاری است که حتا آشپزانش هم نمی‌دانند در آن، چه خبر است.

3- گروه‌هایی که از دل دولت متولد می‌شوند، اتحادهایی که افراد تشکیل دهنده‌ی آنها هستند و نه گروه‌ها، و اتفاق‌هایی که تنها در سر انتخابات حادث می‌شود و نه هیچگاه دیگر، رشد سیاسی نیست؛ بلکه به مثابه‌ی یارکشی برای بازی گل کوچک است. یارکشی‌ای که در غم  گل خوردن ممکن است به راحتی از هم بپاشد یا در شعف گل زدن، به توهم باشگاه داری بینجامد.

4-  انتظار زیادی نیست که اهل سیاست ما، پس از گذشت 3 دهه از انقلاب اسلامی، اگر نابغه نشده اند و مبدع و صاحب سبک و مکتب سیاسی جدیدی نیستند، دست کم «عقب افتاده‌» نباشند. اگر می خواهند برای ایران 1404 دورنمایی ترسیم کنند، حد اقل  آینده‌ی سیاسی یک روز یا یک ساعت بعد خودشان را بدانند! حد اقل آمدن یا نیامدنشان در مهمترین رقابت انتخاباتی کشور، منوط به آمدن یا نیامدن فرد دیگری نباشد؛ و حد اقل میزان محبوبیتشان را بر اساس آمارهای معتبر سراسری، و نه تعریف‌ها و تمجید‌های اطرافیان از همه جا بیخبرشان، سنجیده باشند.

5- نسل آتی سیاسی انقلاب کیست؟ آیا گسست سیاسی فعلی و بلبشویی انتخاباتی مکرر، آنها را به فکر ساماندهی و ساختارسازی سیاست ایران می‌اندازد، یا اینکه آنها گمان می کنند که همین وضعیت حسنقلیخانی، مطلوب کشور در حال توسعه‌ی ماست؟

تصویر اول روزنامه ی سیاست روز مورخ 1392/02/22 - تعدادی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری 1392

تصویر اول روزنامه ی سیاست روز مورخ 1392/02/22 – تعدادی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری 1392

، ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, , more...