Tag: اسرائیل

ما و نورمن- دوراهی نفی یا تایید هولوکاست

، ۰۱ دی ۱۳۹۳

نوشته‌ی علی محمدی


موضع نورمن فینکلستین در قبال هولوکاست، روشی است که از آن با عنوان “هولوکاست آری، اما چرا فلسطین؟”  نام می‌برم  که به عقیده‌ی اینجانب جبهه‌ی عدالت خواه و مبارزان ضد صهیونیست به جای کوبیدن بی فایده بر طبل انکار هولوکاست یا تشکیک در آن (که هم از جهت تاریخی  اشتباه است و هم مخالف عدالت و مرام اسلامی ماست) با تایید جنایات نژاد پرستانه اروپای مدرن در طول جنگ جهانی دوم و با استفاده از ادبیات ضد نژاد پرستی ذیل آن، علیه اقدامات نژاد پرستانه‌ی فعلی رژیم صهیونیستی اقامه‌ی داد کنند. این روش هم از جهت مبانی اخلاق اسلامی، هم از جهت تاریخی و هم وجهه بین المللی بهترین و شاید تنهاترین روشی است که می‌توان در مبارزه با ظلم صهیونیست‌ها بدان دست یازید.

روش غلطی که در دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد بر مبنای انکار یا زیر سوال بردن اصل واقعه‌ی هولوکاست شکل گرفت، علاوه بر نداشتن بنیه‌ی علمی ـ تاریخی، موجب شد وجهه‌ی عدالت خواهانه‌ی نظام جمهوری اسلامی به شدت تخریب شود. صهیونیست‌ها از این اشتباه حد اکثر سوء استفاده را کردند تا چهره‌ی پرچمدار احقاق حقوق مستضعفان عالم، یعنی ایران را، لجن مال کنند و باعث جدا شدن نظام جمهوری اسلامی از بدنه‌ی حرکت ضد صهیونیزم جهانی شدند. در نهایت آن اقدامات غیر محققانه دولت گذشته منجر به تفریطی شد که دامن‌گیر برخی موضعگیری‌های وزارت خارجه دولت یازدهم گشت. وزارت امور خارجه‌ی دولت یازدهم به زعم خود و برای «به دست آوردن دل یهودیان» و در راستای سیاست «تشنج زدایی» دست به اقداماتی زد که بد را بدتر کرد (از جمله ارسال پیام تبریک سال نوی یهودی و یا پخش صحبت های آقای ظریف در موضوع هسته ای با زیر نویس عبری).

Norman_Finkelstein

و اما مساله‌ی آقای فینکلستین و حضور ایشان در ایران

دعوت از آقای فینکلستین اگر چه نشان از گامی به جلو در رابطه با فهم روش عالمانه‌ی مبارزه با ا.س.ر.ا.ئ.ی.ل داشت اما در عین حال پوشش خبری آن و نحوه‌ی مواجهه با ایشان، خود دارای تناقضات زیاد و ابهامات فراوانی بود. در زیر به دو تضاد اصلی در این زمینه اشاره می کنم:

اول: همان طور که سایت های خبری به درستی اشاره کردند، فینکلستین اساس حرکت و سخنرانی های خود را بر واقعیت تاریخی هولوکاست بنا نهاده است و از مدافعان سرسخت روش «هولوکاست آری اما چرا فلسطین؟» به شمار می رود (خوشبختانه کتاب صنعت هولوکاست ایشان به فارسی ترجمه و در ایران موجود است و علاقمندان برای آگاهی بیشتر از مواضع فینکلستین می‌توانند به این کتاب مراجعه نمایند). اولین سوالی که در مواجهه با اقبال و خوشحالی برخی سایت های وطنی از مواضع و سخنرانی‌های فینکلستین در ذهن شکل می‌گیرد این است که چطور فردی مانند او که با این صراحت هولوکاست را نه تنها تایید کرده بلکه آن را مبنای اصلی استدلال ضد صهیونیستی خود قرار داده است، در ایران اینچنین مورد استقبال افرادی چون آقای طالب زاده و حسن عباسی قرار می گیرد؟! چطور سایتی که هنوز هولوکاست را افسانه می داند دو سال پیش کتاب صنعت هولوکاست فینکلستین را که عینا تایید اصل هولوکاست است تبلیغ می‌کرده است؟!!! آیا این سایت ها و این افراد از اعتقاد آقای فینکلستین در مورد هولوکاست آگاهند؟ نمونه‌ی دیگر این تضاد و تناقض گویی را در برنامه راز می‌توان دید. حدود سه سال پیش در برنامه ای با حضور آقای محمد علی رامین با عنوان “صنعت هولوکاست”  آقای طالب زاده با همراهی آقای رامین (سردمدار و نظریه پرداز اصلی حرکت نفی هولوکاست در ایران) به تایید و تبلیغ سیاست خود در قبال نفی هولوکاست می‌پردازند و در تغییر موضعی عجیب و بعد از دعوت از آقای فینکلستین، این تیزر تبلیغاتی را برای ایشان رو نمایی می‌کند و خود آقای طالب زاده به عنوان مترجم و مجری همراه آقای فینکلستین در سخنرانی های زیادی حضور پیدا می کند. با همه‌ی احترامی که برای آقای طالب زاده و تلاش ایشان در جبهه‌ی انقلاب قایلم، باید از ایشان پرسید این تضاد را چگونه می‌توان جمع کرد؟

این افراد و سایت‌های انقلابی اگر به افکار آقای فینکلستین آگاهند، یا بایستی معترف باشند تمام آن شانتاژهای خبری پیشین ایشان در زیر سوال بردن هولوکاست اشتباه بوده است یا اگر هنوز بر آن اعتقاد پابرجا هستند، چاره ای ندارند جز اینکه از تبلیغ فینکلستین دست بردارند، زیرا همان طور که گفته شد وی اصل و اساس مبارزه با جنایات ا.س.ر.ا.ئ.ی.ل را تجربه‌ی هولوکاست می داند. البته گزینه‌ی دیگری هم باقی می ماند و آن این است که برخی سایت‌ها و یا افراد در برخورد با فینکلستین منافقانه عمل کردند و در عین اعتقاد قبلی به باطل بودن تمامی ادعاها و بنیان‌های فکری فینکلستین، وی را تنها به عنوان ابزاری سیاسی و موقت در مقابل صهیونیزم به کار برده اند.

مخاطب غیر متخصص در مواجهه با این برخورد دوگانه (و متضاد) بزرگان فرهنگی، حق دارد دچار سرگیجه شود و بپرسد چطور می‌شود هولوکاست هم افسانه باشد و هم اساس مبارزه با صهیونیزم؟ چطور می شود یک روز از فینکلستینی استقبال و با او مصاحبه کرد که اصل دلیل مبارزه با سیاست‌های ا.س.ر.ا.ئ.ی.ل را تجربه‌ی هولناک هولوکاست می‌داند و فردا روز هولوکاست را افسانه‌ای ساخته و پرداخته‌ی صهیونیست‌ها دانست؟

دوم: نکته‌ی بعدی که تعمدا یا از روی نادانی در مورد فینکلستین نادیده گرفته شده است اصرار و پافشاری او بر حق حفظ دولت ا.س.ر.ا.ئ.ی.ل است. فینکلستین بارها و بارها صراحتا بر راه حل تشکیل دو دولت مستقل در سرزمین فلسطین پافشاری کرده است. در یکی از آخرین مصاحبه هایش با شبکه الجزیره وی دلیل مخالفتش با جنبش تحریم ا.س.ر.ا.ئ.ی.ل (BDS) را به عدم ذکر نام ا.س.ر.ا.ئ.ی.ل در سند این جنبش می‌داند. با وجود نزدیکی بسیار زیاد با ایده تحریم دولت غاصب صهیونیستی و همراهی او با جنبش های مبارزه طلبی چون حماس، جهاد اسلامی، یا حزب الله لبنان، فینکلستین از مدافعان سرسخت حق یهودیان برای داشتن دولتی مستقل (و البته در داخل مرزهای پیش از جنگ شش روزه‌ی 1967) محسوب می‌شود. آیا این موضعگیری وی به اطلاع سیل مشتاقان در ایران رسیده است؟

برای اینکه از دو نکته‌ی بالا سو برداشت نشود مجددا بر آزاد منشی و دفاعم از روش مبارزه آقای فینکلستین تاکید می‌کنم. ایشان (با وجود اینکه خود را صریحا بی‌دین (atheist) می‌داند) از آزادمردان روزگار ماست که بیش از بسیاری از ما برای احقاق حق مظلومین بها پرداخته است و از این جهت بسیاری از اعمال وی شایسته‌ی قدردانی است. و مجددا اتحاد و حمایت از کلیت حرکت ایشان در مبارزه با دولت غاصب صهیونسیتی را امری واجب برای حرکت های دانشجویی و غیر دولتی داخل ایران می دانم. اما در عین حال نمی توان نگرانی خود را از این امر پنهان داشت کهبه احتمال قریب به یقین اقبال افراط گونه به فینکلستین در ایران  همراه با عدم آگاهی و شفافیت لازم صورت گرفته باشد. نفس دعوت از ایشان به ایران و مصاحبه با او و حضورش در تلویزیون امری بسیار پسندیده و به جا بود. اما این نباید ما را از اختلافات مبنایی که در برخی مسائل با او داریم غافل کند.

​به صورت خاص در دو مورد فوق الذکر (هولوکاست و دولت اسرائیل) ما بایستی مرزهایمان با ایشان را روشن کنیم. اگر قرار است روش ایشان («هولوکاست آری اما چرا فلسطین؟»)​ را به کار گیریم (که به نظر بنده تنها راه عاقلانه‌ی موجود است) بایستی سیاست غلط نفی یا زیر سوال بردن بدون وجه هولوکاست را اصلاح نماییم. در مورد راه حل «دو دولت» هم می‌توانستیم در زمان حضور ایشان در ایران با حفظ اصول مبارزه (نقطه مشترک) در مورد این نقطه اختلاف هم به بحث و گفتگو بنشینیم. به نظر می رسد که راه حل «دو دولت» با توجه به جنایات رژیم صهیونیستی و حوادث تاریخی در نظر اکثر صلح طلبان ایده‌ای رو به اضمحلال و دست نایافتنی است و در مقابل روش معقول و انسانی پیشنهادی جمهوری اسلامی (تشکیل یک دولت با همه پرسی ساکنان بومی) به مرور در حال جا افتادن است. در این مورد به نظر می‌رسد که تایید آقای فینکلستین بر راه حل «دو دولت» از منظر ما بی‌جا بوده و عقلا و عملا غیر قابل وصول است. این اختلاف دیدگاه می‌توانست و می‌بایست به صورتی شفاف و با حفظ هدف مشترک در زمان حضور ایشان در ایران مورد موشکافی واقع می‌شد و مورد سوال قرار می‌گرفت تا از وی تصویری خیالی در ذهن بدنه‌ی حرکت عدالتخواهی و ظلم ستیزی، شکل نگیرد.

مخلص کلام آنکه جبهه‌ی عدالتخواه و بدنه‌ی دانشجویی داخل کشور بایستی در مواجهه با فعالین خارج از کشور به صورتی هوشیارانه‌تر عمل کنند. اگر ما در تعریف روابطمان با دیگران با چشمانی باز و با آگاهی کامل از نقاط اشتراک و اختلافمان گام برداریم، مسلما می‌توانیم از بروز بسیاری شوک‌های بعدی که محصول مواجه شدن با برخی وجوه نادیده طرف مقابل است، جلوگیری کنیم. پس چه خوب است پیش از دوستی صمیمانه آنچنانی و در آغوش کشیدن نورمن، خطوط افتراق و جدایی مان با وی را به خوبی بدانیم تا مانند تجربه های تلخ گذشته از دوستی افراطی به تخاصم تفریط گونه دچار نشویم.


عصر وارثین، نقدها و تحلیل‌های سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی شما را به عنوان نویسنده‌ی مهمان منتشر می‌کند.
نوشته‌های مهمان، لزوما منعکس کننده‌ی نظر نویسندگان «عصر وارثین» نیست.

، ۰۱ دی ۱۳۹۳
در گروه: سیاسی

۲ Comments :, , , more...

تمدید و مذاکره

، ۰۵ آذر ۱۳۹۳

مقدمه بی‌ربط
+اسد زم نوشت: ببینم، آیا رهبری گفته اینا فرزندان انقلاب هستند یا گفته «فقط» اینا فرزندان انقلاب هستند، و به بقیه می‌تونید لیچار بگید 🙂

۱- وزرای خارجه غربی هر روز از دستآوردهایشان دم می‌زنند و «شنیده»های اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان از فریادهای آقای ظریف بر سر جان کری. هر دو برای من علی‌السویه است؛ یعنی: #هیچ!
۲- مذاکره‌کنندگان ما قطعا خائن نیستند، نادان هم نیستند، هر چند ممکن است دوراندیش نباشند. نماد آن نسل دکتر ولایتی است که ۱۲ سال وزیر خارجه بوده؛ در اوج جنگ! عمق نگاه سیاست داخلیش را که در انتخابات اخیر دیدید؛ سیاست خارجه ۱۲ ساله را حدس بزنید. وسع‌مان همین‌قدر می‌رسید.
۳- رهبر انقلاب دم از نرمش قهرمانانه زد؛ اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان تعبیر به صلح امام حسن کردند – خودزنی فرمودند، اعتدالیون تعبیر به مصالحه و عاشورا و آبگوشت بزباش!
اما در صلح حدیبیه هم مذاکراتی بود و امتیازاتی نقد برای آنها و نسیه برای ما. امتیازاتی که اتفاقا بحث حقوق بشر و توانایی‌های موشکی هم جزو آن بود: مسلمانان دست خالی برگردند، تازه‌مسلمانان دوباره تحویل مکه شوند، مرتدین آزادانه به مکه برگردند، تا مسلمانان از سال بعد – غیر مسلح – عازم حج به دور خانه پر از بت شوند. «بسم الله الرحمن الرحیم» و «محمد رسول الله» هم به ید با کفایت شخص رسول از معاهده حذف شد.
اما امام مسلمین بازی را از جای دیگری ادامه داد و از بازی برد-برد رسیدند به برد که برد! خوانده‌ای یدخلون فی دین الله افواجا؟
۴- یک سال و نیم فرصت بازی اصولگرا و اصلاح طلب و بازی برترین دیپلمات‌های جهان با دیپلمات‌های ضعیف غربی است. قواعد بازی را غربی‌ها تعیین می‌کنند؛ قواعد شرط‌بندی را هم با پول‌های ما و با قیمت نفت. محدوده زمین بازی دست ماست – همان خط قرمزی که از بس رویش رژه رفته‌اند شده فرش قرمز.
آنها که از این توافق شاکی هستند هم فرزندان انقلابند؛ حتی اگر گاهی بی‌ربط بگویند. عصبانیت این‌ها از خاطره بدر و احد است. علی هم در حدیبیه شاکی بود. عصبانیت انقلابی این‌ها هم جزو بازی است. به اندازه فریادهای ظریف در جلسه ارزش دارد. همین یک سال و نیم فرصت می‌دهد تا خشم خود را نهادینه و تنظیم کنند. باد و بوران بخوابد و بادپرستان دوباره گیج شوند.
۵- اما قواعد بیرون ورزشگاه را کسی دیگر به کمک سایر فرزندان انقلاب – از تهران تا آمرلی – تعیین می‌کند. آتش بیداری اسلامی دوباره از زیر خاکستر نمایان شده و بیداری انسانی از فرگوسن استارت خورده. بچه‌های بیرون ورزشگاه منتظر بازی بعدی هستند که فرمان می‌رسد بنزین را بریز آنجا که باید بسوزد.
رهبر زمین بازی فینال را اشاره می‌رود: اورشلیم.

مؤخره بی‌ربط:
یک عده حزب‌اللهی هم هستند که زمان آن فرزندان انقلاب، علیه وادادگی یقه جر می‌دادند و برای دفاع از این فرزندان، علیه بی‌اخلاقی. انتخاب امروزشان بین دو گروه از فرزندان انقلاب به #هیچ‌تان نباشد. انتخاب دیروزشان هم به #هیچ هیچکس نبود.
دعای ندبه به جز انتظار فرج، هلیم هم دارد 😉

، ۰۵ آذر ۱۳۹۳
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, , , , , , , more...

چند خط ایستادگی

، ۰۸ مرداد ۱۳۹۳

آیا تا بحال بعضی از این تصورات غلط در مورد بدی و خوبی را شنیده اید؟ عموم اینها ناشی از تحریف واقعیات مذهبی هستند. یکی از معروفترین تصورات غلط مذهبی که متاسفانه در عوام مسلمان (عوام منظورم آن دست مسلمانانی است که اصولاً هیچ چیز از اسلام نمیدانند غیر از آنچه به واسطه محیط و به اجبار دریافت کرده اند و عقایدشان پر از مطالب غیر اسلامی است ) هم زیاد دیده میشود این است :

تصویر شهید بازی کودکان مظلوم غزه. دارند کودکان یکی از دوستانشان را به عنوان شهید تشییع میکنند.

تصویر شهید بازی کودکان مظلوم غزه. دارند کودکان یکی از دوستانشان را به عنوان شهید تشییع میکنند.

بعضی ها باید بد باشند، سرنوشت بعضی هاست که بد باشند.
این یک باور مزخرف و غلط است که به واسطه تحریف ادیان مذهبی و به احتمال قوی از کتب عهد عتیق شروع شد. یعنی از ماجرای شیطان.اگر فیلم های هالیوودی را دیده باشید دعوای بین شیطان و میکائیل هم همین داستان است. این دیالوگ تکراری که قرار بود من بد باشم و تو خوب پس شد آنچه باید میشد…
البته مطلب در مورد اینها نیست بلکه در مورد آن گروهیست که خود حامی و منتشر کننده چنین تفکراتی هستند.منظورم دقیقاً صهیونیست هاست. چند روزی است یکی از کارهایم این شده که توییت ها و کامنت ها و پستهای این بدبخت ها را مطالعه کنم. مخصوصا آن دسته یهودیان فریب خورده غاصب ساکن فلسطین (البته عملاً با فریب نخورده ها فرق ندارند، حیوان وحشی به طور طبیعی گاز میگیرد و اینها 65 سال تربیت شده اند تا حیوان باشند.)واقعاً باور دارند که مردم جهان به خاطر یهودی بودنشان از آنها متنفرند. هر جا پستی در حمله به اسرائیل و تظاهرات و درخواست توقف کشتار می بینند فکرشان همین است. سرنوشت ما یهودیان این است که چون قوم برتریم همه از ما متنفرند نه به خاطر اینکه کارهای تنفر آمیز میکنیم…
سری به صفحات رسمی و غیر رسمی مرتبط با اسرائیل در شبکه های اجتماعی بزنید. فرقی نمیکند همین پلاس، فیسبوک یا توئیتر .
پستی نیست که زیر آن ابراز نفرت و ناسزا نباشد. عموم کامنت ها مشخصاً از طرف مسلمانان هم نیست. من با خودم فکر میکنم اگر این حجم نفرت و ناسزا روزانه به سمت من روانه میشد حتماً افسرده میشدم یاحداقل کاری میکردم. مگر اینکه اعتقاد داشته باشم که قرار است به من فحش بدهند …
ببینید درد مردم مسیحی آن طرف آب اصلاً اسلام نیست. آنها طرفدار اسلام نیستند. شاید خیلی هاشان اصلاً لائیک باشند. ولی خب از روش اسرائیل متنفرند. مهم نیست روزی احمدی نژادی بیاید هلوکاست را تکذیب کند تا دلشان بسوزد یا اینکه چندین فیلم گران قیمت در سال تولید شود از تاریخ جعلی صهیونیست ها این مردم باز ار روزش صهیونیست ها متنفرند. لعنتی ها مردم جهان کور هم باشند این وحشیگری شما را می بینند و از آن متنفرند. همین شبکه های اجتماعی که قرار بود اهرم کنترل مردم جهان باشد الان شده بلای جان این بدبخت ها. مدیران صهیونیست گوگل هم خیلی نمیتوانند مدیریت خاصی کنند. شاید بتوانی با  چند سنگ چین آب بخشی از دریا را جدا کنی ولی هنگام سونامی فقط باید فرار کنی …
اسرائیلی های وحشی و گرگ صفت و درنده هنوز دارند مثل یک حیوان بیچاره در حال مرگ زوزه دلخراش سر میدهند از اینفوگرافی های خطر حماس و تاریخ جعلی و ایستادگی در برابر تروریسم و تنها چیزی که از مردم خاکستری دنیا (آنها که مسئله اسرائیل و فلسطین برایشان عقیدتی نبوده و صرفاً انسانی است) نصیبشان میشود تنفر است. به نظرم تنها و تنها دلیل این تنفر یک چیز است و آن هم ایستادگی شجاعانه و در خور تحسین مردم غزه است. الان حس میکنم اصلاً شعار نیست اگر کف پای مردم غزه را ببوسم. من جای شما بودم همان روز 4 ام جنگ 22 روزه کم آورده بودم. خدایا چقدر شما مجاهدید…

ایستادگی

ایستادگی

این مجاهدت مردم غزه از میلیون ها ساعت فیلم و سخنرانی روشنگرانه بیشتر اسرائیل را رسوا میکند. مبارزه با دست خالی. مبارزه شان هم احمقانه نیست. دقت کنید اگر مبارزه نمیکردند امروز نه اسمی از فلسطین بود ونه از آنها و نه فرزندانشان. احتملاً بدون فرود موشک بر سرشان در بدختی کامل در یکی از اردوگاه های کشور دوست و برادر ترکیه با سران بیشرف و منافقش تا آخر عمر زندگی میکردند. دخترانشان هم به ازدواج همین ها در می آمدند. ولی مانده اند در خانه شان و عاقلانه، شجاعانه و معتقد به روز دیدار حق مبارزه میکنند.

پ.ن : در مقاومت مردم غزه برای ما درس است اگر بدانیم …

، ۰۸ مرداد ۱۳۹۳
در گروه: سیاسی

۲ Comments :, , , , , , , , , , , , , , , , more...

پیام اسرائیل برای دختر من!

، ۰۶ مرداد ۱۳۹۳

دیشب دخترم به مامانش می گفت: وقتی ما توی راهپیمایی [روز قدس] می‌خوندیم:
Gaza Gaza Don’t You Cry, Palestine Will Never Die
(ترجمه: غزه غزه گریه نکن، فلسطین هرگز نخواهد مرد)
حرف درستی نمی زدیم!

مامانش پرسید: چرا؟

دخترم گفت: برای اینکه اسرائیلی ها بچه های فلسطینی رو می کشند. وقتی بچه ای نباشه که “گرون آپ” (= بالغ) بشه، خب دیگه فلسطینی باقی نمی مونه!

درست می گفت. پیام اسراییل، این سگ نجس و هار، آن قدر واضح و صریح است که دختر شش ساله ی من هم آن را دریافت کرده است.

امروز، چند دقیقه ای در مورد معنی Resistance (= مقاومت) برایش صحبت کردم و ماجرای اشغال و بازپسگیری جنوب لبنان را به عنوان مثال برایش تعریف کردم.

 

نورالدین، کودک فلسطینی که توسط اسرائیل مجروح شده است. وبلاگ جان اسنو، در گزارش «غزه: زادگاه مقدسان، قبرستان فرشتگان» http://bit.ly/1rLnmsM

نورالدین، کودک فلسطینی که توسط اسرائیل مجروح شده است.
وبلاگ جان اسنو، در گزارش «غزه: زادگاه مقدسان، قبرستان فرشتگان» bit.ly/1rLnmsM

، ۰۶ مرداد ۱۳۹۳
در گروه: خاطره

۲ Comments :, , , more...

تظاهرات در حمایت از غزة در بوستون

، ۰۱ مرداد ۱۳۹۳

تظاهرات دیروز، سه شنبه 22 جولای، ساعت 5:30 بعد از ظهر در میدان کوپلی برگزار شد. ابتدا فکر کنم سیصد تا چهارصد نفر می شدیم. پسر جوان ریشو که چفیه به گردن انداخته بود و قیافیه‌ی اهالی خاور میانه را داشت به همراه دختر جوان بلوندی بلندگو دستشان بود و در حمایت از فلسطین شعار می‌دادند، ما هم تکرار می کردیم: “فلسطین را آزاد کنید”، “قدم به قدم، شهر به شهر فلسطین آزاد می‌شود”، “انتفاضه انتفاضه”، “مقاومت” و…

جمعیت که بیشتر می شد، متوجه شدیم که طرفداران اسرائیل هم که از قبل متوجه تجمع ما شده بودند، کم کم جمع می شوند و جمعیت ما را محاصره می کنند. شعارهایشان را اول نمی‌شنیدم ولی شعارهای ما عوض شد به سمت اینکه “محاصره جنایت است”، ” اشغالگری جنایت است”، و “اسرائیل چی می گی؟ امروز چندتا بچه رو کشتی؟”

بعد که اومدم دورتر شنیدم که اونها هم شعار می دند که ” خماس(!)  برو گمشو!” و “از کودکان به عنوان سپر انسانی استفاده نکنید” و از این مزخرفات.

بعد پلیس آمد و بین دو گروه کمی فاصله انداخت و گروه طرفداران فلسطین رو راهنمایی کرد به سمت خیابان بویلستون که یکی از خیابان های قدیمی و معروف بوستون است. تا اینجا فکر کنم جمعیت طرفداران فلسطین چیزی حدود 800-900 نفر شد. متاسفانه تقریبا همین قدر، هم جمعیت طرفداران اسرائیل بود.

عکس های راهپیمایی رو هم گذاشته ام که توجه عابران و مغازه دارها و رستوران ها و دفاتر کار اطراف رو حسابی جلب کرده بود  و همه داشتند با موبایل عکس می گرفتند.

پسنوشت 1- یک عکس «روی اعصاب» هم وسط عکس ها هست که از به عمد گذاشتم بمونه. کلا سعی کردم عکسی رو سانسور نکنم.

پسنوشت 2- سه تا فیلم از همین مراسم هم گذاشتم اینجا:
youtu.be/JH92DwRf-eI
youtu.be/cRMtqf3AZ-Y
youtu.be/41f9_jWeQ6Q

پسنوشت 3- مراسم روز قدس هم جداگانه برگزار خواهد شد ان شاء الله. توی نیویورک، میدان تایمز، ترتیب یک تظاهرات بزرگ رو دارند می‌دهند، اگر صهیونیست ها مانع نشوند.

 

، ۰۱ مرداد ۱۳۹۳
در گروه: زندگی در آمریکا

۱ Comment :, , more...

ایران چه زمانی دولت اسرائیل را به رسمیت خواهد شناخت؟

، ۱۶ بهمن ۱۳۹۲

مجری شبکه زد.دی.اف: “صرف نظر از اینکه شما در باره دولت اسرائیل چه فکر می‌کنید، آیا اسرائیل را به عنوان یک دولت به رسمیت می‌شناسید؟”

ظریف: «این موضوع باید از سوی فلسطینیان حل شود. ما از این منطقه دور هستیم.» وی افزود این وظیفه ما نیست که اسرائیل را به رسمیت بشناسیم یا نه، بلکه این موضوع باید از سوی فلسطینیان مورد پذیرش قرار گیرد.

منبع: dw.de/a-17404966  ـ  فیلم مصاحبه:  bit.ly/1gLu9yf دقیقه‌ی 8:40

Zarif@ZDF2014


پینوشت:  جنجال رسانه ای اسرائیلی‌ها:
تایمز اسرائیل:
وزیر امور خارجه ی ایران: ما ممکن است پس از توافق با فلسطینیان، اسراییل را به رسمیت بشناسیم
Iran FM: We may recognize Israel after Palestinian deal
http://www.timesofisrael.com/iran-fm-we-may-recognize-israel-after-palestinian-deal/
هاآرتص:
وزیر امور خارجه ی ایران: به رسمیت شناختن اسراییل پس از توافق با فلسطینیان محتمل است.
Iranian FM: Recognition of Israel possible if deal reached with Palestinians
http://www.haaretz.com/news/diplomacy-defense/1.572256


به روزرسانی

آقای ظریف امروز گفته اند: بحثی که توسط بنده در این مصاحبه‌ها مطرح شده تشریح دلایل ادامه بحران در خاورمیانه به علت نقض حقوق اساسی مردم فلسطین به ویژه حق تعیین سرنوشت و تشکیل دولت مستقل و بازگشت آوارگان به سرزمین مادری بوده که بارها در همه مذاکرات و مصاحبه‌ها بر آن تاکید شده است و اصرار شده که برای توجیه جنایات رژیم صهیونیستی و ادامه بحران به‌دنبال بهانه نگردند.
وزیر امور خارجه کشورمان تصریح کرد: هرگونه برداشت دیگری از این موضع اصولی تحریف اظهارات بنده است. البته این گونه شیطنت‌ها با توجه به استیصال صهیونیست‌ها در برابر سیاست خارجی فعال جمهوری اسلامی ایران غیرمنتظره نیست ولی انتظار این است که سیاسیون و محافل سیاسی و رسانه‌یی داخلی بر اساس آیه شریفه “إِن جَاءکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا” از اشاعه اکاذیب و تبلیغات تفرقه افکنانه صهیونیست‌ها امتناع کنند.

وب‌سایت خبری فرارو. توضیحات ظریف درباره اظهاراتش در مورد اسرائیل. کد خبر: ۱۷۹۱۹۹۱۶؛ بهمن ۱۳۹۲ http://bit.ly/1lBpLDW

* * *
خوشبختانه آقای ظریف باید بدانند که ما هیچوقت به خبری که فرد فاسقی بیاورد، اعتماد و اطمینان نمی کنیم و همیشه دنبال فایل صوتی و تصویری سخنان ایشان می گردیم.
البته ایشان خودشان گفته اند که “کلمات بار معنایی” دارند و نمی توان آنها را تفسیر به رای کرد! نمی شود رفت در تلوزیون آلمان چیزی گفت، و بعد در ایران گفت که منظورم آن نبوده و این بوده است!

، ۱۶ بهمن ۱۳۹۲
در گروه: سیاسی

۲ Comments :, , more...

بسته‌ی پیشنهادی ایران به اسرائیل رسیده است!

، ۲۸ مهر ۱۳۹۲

نشریه‌ی اسرائیلی هارتز نوشته است که «وندی شرمن» رئیس تیم مذاکره‌ کننده آمریکا، پنجشنبه تماس تلفنی با یاکوف آمیدرور، مشاور امنیت ملی اسرائیل برقرار کرده و در مورد روند مذاکرات با ایران در ژنو توضیح داده است.

اعضای تیم انگلیسی مذاکرات اما به طور مستقیم از ژنو به اسرائیل رفته اند (احتمالا خواسته اند اصل بسته ی پیشنهادی ایران را تقدیم کنند که بیشتر از آمریکایی ها خودشرینی کرده باشند!)

و هنوز مردم خود «ایران» از مفاد بسته‌ی پیشنهادی «ایران» به 1+5 بی اطلاع هستند!

وندی شرمن رئیس تیم مذاکره‌ کننده آمریکا

وندی شرمن رئیس تیم مذاکره‌ کننده آمریکا

یاکوف آمیدرور، مشاور امنیت ملی اسرائیل

یاکوف آمیدرور، مشاور امنیت ملی اسرائیل


پینوشت: ایوال استانیتز، وزیر اطلاعات اسرائیل، این هفته به آمریکا می‌رود تا واشگتن را قانع کند فشار اقتصادی برایران را کم نکرده، منابع مالی مسدود شده‌ی ایران را نیز آزاد نکند. او معتقد است تنها چیزی که ایران را مجبور کرده به پای میز مذاکرات بیاید، فشار عظیم اقتصادی است، بنا بر این باید این فشار را بیشتر کرد.

منابع:
۱- http://bit.ly/1i5yEie
۲- http://bit.ly/H4aNUO
۳- http://econ.st/1i5z9sF

، ۲۸ مهر ۱۳۹۲
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, , , , , , , more...

پلاسیسم زرد

، ۰۷ مرداد ۱۳۹۱

وحيد يامين پور در نوشته‌ای در گوگل پلاس نوشته است:

یک آزمون…
چند نفر آمادگی دارند که یک اسرائیلی را بکشند؛ بدون عذاب وجدان. به عنوان یک تکلیف و یک جهاد؟ چقدر سینه هایمان از نفرت و کینه ی یک سرباز اسرائیلی یا امریکایی انباشته است؟
آنروی سکه ی انتظار فرج، کینه ی امریکا و اسرائیل است. بعید می دانم آقا وقت داشته باشند در اوج فتنه ی آخرالزمان دیگران را توجیه کنند که چرا عده ای را از لب تیغشان میگذرانند.
لطفا تریپ انحرافی برندارید که امام زمان امام رحمت است و این حرفها… . تا برقراری حکومت مهدوی خونریزی های بسیاری در پیش است. چقدر برای این خشونتها آماده ایم؟!
انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم.
آماده نیستیم… هنوز در اطرافمان پر است از آدمهایی که درباره ی علت حمایتمان از نظام فعلی سوریه شبهه دارند. یعنی نمیفهمند خط مقاومت یعنی چه!
به عنوان نمونه همین پایین ببنید هم پلاسی ها چقدر توجیهند!
یا الله یا رحمن یارحیم ثبت قلبی علی دینک. اللهم صل علی محمد و آل محمد
(http://bit.ly/QoqsRS)

در کمتر از چند ساعت، این نوشته موافقان و منتقدان سرسختی پیدا کرد که نظرات آنها ذیل همان نوشته قابل مشاهده است (به غیر از نظراتی که نوسینده‌ی محترم حذف کرده اند!). همچنین مطالب انتقادی و تاییدی متعددی بر آن نوشته شد.

یکی از مطالب انتقادی، نوشته‌ی «سیعد شریعتی» در صفحه‌ی فیسبوکش هست که با این جمله آغاز می شود:

این پسرک یامین پور در گوگل پلاسش نوشته…
(http://bit.ly/QvKOmy)

Mojgan Abbaslou نیز نوشته‌ی انتقادی خودش را اینگونه آغاز کرده است:

آقای یامین پور! به عنوان یک پزشک فکر می کنم شما به شدت به یک روانپزشک حاذق نیاز دارید…
(http://bit.ly/NaW2uN)

و نقا د در نوشته‌ای با عنوان «وحید یامین پور و اتفاقات سال 88» اینگونه اعتراض می کند:

یک آزمون خطرناکتر: “اگر هموطن شما، یا همشهری شما، یا دوست شما، یا برادر شما مانع جریان محو باطل باشد… یعنی در متن درگیری های ظهور هنوز توجیه نباشد، چکارش باید کرد؟”
(http://bit.ly/Pa0Hh9)

از طرف دیگر، دوستانی در موافقت با نوشته‌ی وحید یامین‌پور مطلب نوشته اند.

Hasan Roozitalab می نویسد:

وحيد يامين پور تو اولین کسی نیستی که روانی و دیوانه ات می خوانند! آخرین نفر هم نخواهی بود! این نسبی است که از انبیا و اولیا به تو رسیده است!…
(http://bit.ly/LUVspH)

سیدکمیل باقرزاده در مطالبی که با عنوان «نامه ای به دوست عزیزم، برادر +وحيد يامين پور» نوشته، آورده است:

« …شرح این فقره از دعای روزانه امام صادق علیه‏السلام در ماه مبارک رمضان قرار دادم که می‏فرماید: خدایا از تو می‏خوام که مرگ مرا شهادت در راه خودت و زیر پرچم پیامبرت به همراه دوستانت قرار دهی، و از تو می‏خواهم که به وسیله من دشمنانت و دشمنان پیامبرت را به قتل برسانی.»
و اضافه می کند: «…اون نیروی شهادت‏طلبی که امام عصر ارواحنافداه برای کشتن اسرائیلی‏ها نیاز داره، الحمدلله امروز آماده‏تر از همیشه است و روز به روز هم داره بیش‏تر و آماده‏تر میشه! خلاصه، جمعمون جمعه و جای شما خالی!»
(http://bit.ly/P0tqFd)

کبری آسوپار نیز در مطلبی با عنوان «گیرم قبول که یامین پور روانی ست، آیات قرآن را چه می کنید؟!» محتوای چت خودش و فردی به نام «علی» را در مورد نوشته‌ی انتقادی مژگان عباسلو آورده است.
(http://bit.ly/O96Hb4)

Mohammad Sarshar در مورد همین مطلب وحید یامین پور می نویسد:

این نوشته وحید یامین‌پور را به عنوان تست “میزان تحمل نظر مخالف” به سازمان روانپزشکی کشور پیشنهاد کنیم.
(http://bit.ly/NNRqOm)

دلاوار ایرانی در ذیل بازنشر همین مطلب، در پاسخ من نوشته است:

جهاد و شهادت يعني كشتن و كشته شدن… اينم آمادگي ميخواد… آمادگي براي جهاد اولش يعني شجاعت… شجاعت نباشه جبهه و ايمان و اخلاص و .. همش كشكه… بحث خونريزي چيز عجيبي نيست… خودتونم ميدونيد كه آقا يامين پور اين چيزايي كه راجع به صلح و امام رحمت بودنه حضرت ميگيد از حفظند…
(http://bit.ly/LUXfeo)

در ذیل یکی دیگر از نوشته های مژگان عباسلو، بحث کوتاهی با محمد سرشار داشتیم.
(http://bit.ly/LUWt19)

Mojgan Abbaslou می‌پرسد:

1. چه کسی می تواند “یک اسرائیلی” را بدون عذاب وجدان بکشد
یک اسرائیلی می تواند زنی بی گناه باشد، کودک باشد مگر اینکه معتقد باشیم به اینکه نسل بد، بد می شود و باید از زاد و ولد نسلهای بد جلوگیری کرد! کاری که این روزها فراوان شاهدیم.
2. تا برقراری حکومت مهدوی (عج) خونریزی های بسیار در پیش است : با آنکه خیلی از دوستان با چشم بستن به حقایق پنهان در این پست، خودشان را قانع کرده اند که منظور جناب یامین پور بعد از ظهور حضرت مهدی (عج) است و نبردهایی که در احادیث، ایشان با 313 یار خود برای برقراری عدل و عدالت با ظالمین خواهند داشت. اما حقیقت اینست که متن آقای یامین پور به هیچ وجه اشاره ای به این مطلب ندارد بلکه نوشته اند ” تا برقراری … خونریزی های بسیار در پیش است و… “. فرض که منظور ایشان آخر الزمان باشد اینکه ایشان خیلی مطمئنند که جزو 313 یار امام باشند که ندای “هل من ناصر” سر داده اند و یارگیری می کنند یک طرف – که ما به آن گرندیوزیتی می گوییم در علم پزشکی، و اینکه خط مشی امام را تعیین کرده اند که حتما مردم آمریکا و اسرائیل را از دم تیغ می گذراند طرف دیگر. اگر هم فرض کنیم منظور ایشان آخر الزمان نبوده که دیگر هیچ!
3. ایشان در زیر همین پست نوشته – البته نه عین این جملات اما به شکلی بدتر!
چند نفر می توانند اگر پدر و برادرشان در این راه – همین حالا و در همین روزهای انتظار و نه آخر الزمان و در زمان ظهور-  جلویشان ایستاد، جلوی آنها دربیاید. بخوانند دوستان عین جمله ی ایشان را متوجه می شوند. ترویج برادرکشی و پدرکشی از این بهتر نمی شود. جوابهای دوستان خود گویای امر است.

Mohammad Sarshar پاسخ می‌دهد:

1ـ «چند نفر آمادگی دارند که یک اسرائیلی را بکشند؛ بدون عذاب وجدان. به عنوان یک تکلیف و یک جهاد؟ چقدر سینه هایمان از نفرت و کینه ی یک سرباز اسرائیلی یا امریکایی انباشته است؟»
آیا زن بی‌گناه یا کودک، سربازان اسرائیلی یا آمریکایی که قتل ایشان تکلیف جهادی است؛ محسوب می‌شوند؟
2ـ  «بعید می دانم آقا وقت داشته باشند در اوج فتنه ی آخرالزمان […] تا برقراری حکومت مهدویخونریزی های بسیاری در پیش است. چقدر برای این خشونتها آماده ایم؟!»
دوره آخر الزمان، دوره خشونتهاست و این در احادیث مکرر پیشگویی شده است. حتی مضمونی را در خاطر دارم که امام علیه السلام فرمود: چنین نخواهد بود و این پیروزی دست نخواهد داد، جز در غرقاب خون و عرق بدن. (بحارالانوار، ج 52، ص 358.)
ضمن اینکه بین آخرالزمان، آغاز قیام حضرت(عج) و دوره برقراری حکومت تفاوت وجود دارد.
3ـ مساله کشتن پدر یا برادر در حالت تکلیف، مساله غامضی نیست. این مساله از همان ابتدای صدر اسلام به وجود آمد و مسلمانان در این تنگنای عاطفه خویشاوندی و تکلیف دینی قرار گرفتند. درست است که در برخی موارد، رهبران ما، کوشیدند تا با جلوگیری از کشتن پدر توسط پسر، این حس عاطفی را حفظ کنند اما این عمل رهبران دینی، نافی تکلیف فردی مسلمانان نبوده است. به بیان دیگر و همانگونه که در برخی اخبار تاریخی هم آمده، آن مسلمان براساس ادای تکلیف، در مقام کشتن پدر یا خویشاوند خویش برآمده و رهبر دینی، فرد دیگری را بر این ماموریت گمارده.

Mojgan Abbaslou جواب می‌گوید:

شما خیلی خوب نوشته بودید. اما جناب یامین پور اینطور ننوشته اند. بالاخره تعارف که با هم نداریم. پست ایشان دقیقا طوری بود که یعنی همین حالا بیا و یک اسرائیلی یا آمریکایی را بکش تا رستگار شوی …


وحيد يامين پور سپس در نوشته‌ی دیگری با عنوان «در ايران خودمان با كي طرفيم؟!» می‌نویسد:

در كامنتهاي بيشمار پست قبلي ديديد كه چقدر فاصله داريم تا دوست و همسايه خودمان را توجيه كنيم كه دين و اسلام همه اش گل و بلبل و رحمت و صلح نيست. *صحنه نهايي نبرد خونين تر از آنست كه پوست آفتاب نديده مان تصورش كرده باشد. متاسفانه مشكل اصلي ما در نهايت با همين تفكر رايج است: «اسلام امريكايي».*
و در ادامه به آیاتی از قرآن و احادیثی از معصومان ـ علیهم السلام ـ در مورد جهاد اشاره می کند.
(http://bit.ly/LZe4Af)


اگر نوشته‌های بالا را خوانده باشید، احتمالا متوجه می‌شوید که اختلاف بیشتر افراد، در فهم و برداشت از نوشته‌ی ابتدایی وحید یامین‌پور بوده است. به عبارت دیگر اکثر افراد با جهاد به دستور ولی زمانشان مشکلی نداند، اما کشتار بی‌مقدمه‌ای انسان‌ها را ـ گر چه دشمنان ما باشند، عملی اخلاقی نمی‌دانند.

وحید یامین‌پور را انسانی مومن، انقلابی، دانشمند، و محقق می‌دانم. برنامه‌ی تلوزیونیش را می‌دیدم و وبلاگش را همیشه می‌خواندم و خواهم خواند. اما اینها باعث نمی‌شود که انتقادم را از طرز نگارش این نوشته‌اش علنی نکنم.

برادرم، دکتر وحيد يامين پور؛

همه‌ی ما دوست داریم که نوشته‌هایمان خوانندگان بیشتر و نظرات چالشی افزونتری داشته باشند. نه شما که نوشته‌هایت صدها و هزاران خواننده دارد و نه اینجانب که شاید شمار خوانندگان نوشته‌هایم به تعداد انگشتان دو دست نرسد، از این خواسته مبری نیستیم؛ و این نیاز نیز به خودی خود، عیب نیست.

اما مشکل آنجاست که برای ارضای این نیاز مباح، روش‌های ناصواب پیش بگیریم.

شما نوشته ی خود را این گونه شروع کرده ای: «چند نفر آمادگی دارند که یک اسرائیلی را بکشند؛ بدون عذاب وجدان.» و همین آغاز کافی است تا ذهن خواننده را ـ عمدا ـ منحرف کند به هر آنچه می‌دانید.

آیا اگر نوشته‌ی خود را با قیدی مشخص و توضیح لازم آغاز می‌کردید، چنین سوء تفاهم‌هایی میان خوانندگان پیش می‌آمد؟ مثلا اگر می‌نوشتید «اگر ولی امر دستور دهد، چند نفر آمادگی دارند که یک سرباز اسرائیلی را بکشند؛ بدون عذاب وجدان.» آیا این مباحث در می‌گرفت؟ و البته قبول دارم که تعداد خوانندگان و نظرات نوشته‌تان نیز شاید اینقدر بالا نمی‌رفت!

با احترام فراوان،
ـ دکتر توحید عزیزی

، ۰۷ مرداد ۱۳۹۱
در گروه: اجتماعی

۱ Comment :, more...

آزادی بیان و خطوط قرمز

، ۲۲ تیر ۱۳۹۱

Stop $30 Billion to Israelمن از آن دست افرادی هستم که معتقدم تعریف «آزادی» بدون تعیین «قانون»، همان قدر بی معنی است که محاسبه‌ی مساحت یک شکل هندسی بدون ترسیم اضلاع آن. بنا بر این وقتی از «نقض آزادی بیان» صحبت به میان می‌آید، باید مشخص شود که منظور از آن، وجود «قانون نامناسب» است یا «عدم رعایت قانون مناسب».

آمریکا ـ بر خلاف بسیاری کشورهای اروپایی ـ دست کم از نظر قانون، کمتر آزادی بیان را محدود کرده است. اما این قانون آیا به درستی رعایت می شود؟

نمونه‌ی جالبی اخیرا اتفاق افتاد؛ یک کمپین (stop30billion.org) بیلبوردهای تبلیغاتی‌ای اجاره کرد و روی آنها نوشت:

Tell Congress: Spend Our Money At Home, Not on the Israeli Military

به کنگره بگویید: پول ما را در خانه [خودمان] خرج کند، نه در ارتش اسرائیل.

همان طور که مشخص است، این عبارت هیچ گونه انتقاد یا اعتراضی به سیاست‌ها یا عملکرد اسرائیل ندارد. هزینه‌ی این بیلبوردها نیز توسط اعضای کمپین پرداخت می‌شد.

اما فقط چند روز طول کشید تا شرکت اجاره دهنده‌ی بیلبوردها، تحت فشار سناتور هوارد برمن (http://www.house.gov/berman)، این نوشته‌ها را پایین بکشد(1).

پسنوشت: مطمئنا کسی در ایران نمی‌تواند بیلبوردی نصب کند که «کمک به حزب الـ… لبنان را متوقف کنید»! منکر این مساله نیستم و به هیچ عنوان معتقد نیستم آزادی (و از جمله آزادی بیان) در ایران وجود دارد ـ آن هم به طور مطلق! اما آمریکا هم آن مدینه‌ی فاضله‌ای که بعضی توصیف می‌کنند نیست، گیرم در آزادی بیان، اندکی بهتر از کشورهای دیگر.

 

منابع

  1. http://salsa.democracyinaction.org/o/641/p/dia/action/public/?action_KEY=11047

 

نظرات در گوگل پلاس »

، ۲۲ تیر ۱۳۹۱
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, , more...