Tag: اخلاق

تمدید و مذاکره

، ۰۵ آذر ۱۳۹۳

مقدمه بی‌ربط
+اسد زم نوشت: ببینم، آیا رهبری گفته اینا فرزندان انقلاب هستند یا گفته «فقط» اینا فرزندان انقلاب هستند، و به بقیه می‌تونید لیچار بگید 🙂

۱- وزرای خارجه غربی هر روز از دستآوردهایشان دم می‌زنند و «شنیده»های اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان از فریادهای آقای ظریف بر سر جان کری. هر دو برای من علی‌السویه است؛ یعنی: #هیچ!
۲- مذاکره‌کنندگان ما قطعا خائن نیستند، نادان هم نیستند، هر چند ممکن است دوراندیش نباشند. نماد آن نسل دکتر ولایتی است که ۱۲ سال وزیر خارجه بوده؛ در اوج جنگ! عمق نگاه سیاست داخلیش را که در انتخابات اخیر دیدید؛ سیاست خارجه ۱۲ ساله را حدس بزنید. وسع‌مان همین‌قدر می‌رسید.
۳- رهبر انقلاب دم از نرمش قهرمانانه زد؛ اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان تعبیر به صلح امام حسن کردند – خودزنی فرمودند، اعتدالیون تعبیر به مصالحه و عاشورا و آبگوشت بزباش!
اما در صلح حدیبیه هم مذاکراتی بود و امتیازاتی نقد برای آنها و نسیه برای ما. امتیازاتی که اتفاقا بحث حقوق بشر و توانایی‌های موشکی هم جزو آن بود: مسلمانان دست خالی برگردند، تازه‌مسلمانان دوباره تحویل مکه شوند، مرتدین آزادانه به مکه برگردند، تا مسلمانان از سال بعد – غیر مسلح – عازم حج به دور خانه پر از بت شوند. «بسم الله الرحمن الرحیم» و «محمد رسول الله» هم به ید با کفایت شخص رسول از معاهده حذف شد.
اما امام مسلمین بازی را از جای دیگری ادامه داد و از بازی برد-برد رسیدند به برد که برد! خوانده‌ای یدخلون فی دین الله افواجا؟
۴- یک سال و نیم فرصت بازی اصولگرا و اصلاح طلب و بازی برترین دیپلمات‌های جهان با دیپلمات‌های ضعیف غربی است. قواعد بازی را غربی‌ها تعیین می‌کنند؛ قواعد شرط‌بندی را هم با پول‌های ما و با قیمت نفت. محدوده زمین بازی دست ماست – همان خط قرمزی که از بس رویش رژه رفته‌اند شده فرش قرمز.
آنها که از این توافق شاکی هستند هم فرزندان انقلابند؛ حتی اگر گاهی بی‌ربط بگویند. عصبانیت این‌ها از خاطره بدر و احد است. علی هم در حدیبیه شاکی بود. عصبانیت انقلابی این‌ها هم جزو بازی است. به اندازه فریادهای ظریف در جلسه ارزش دارد. همین یک سال و نیم فرصت می‌دهد تا خشم خود را نهادینه و تنظیم کنند. باد و بوران بخوابد و بادپرستان دوباره گیج شوند.
۵- اما قواعد بیرون ورزشگاه را کسی دیگر به کمک سایر فرزندان انقلاب – از تهران تا آمرلی – تعیین می‌کند. آتش بیداری اسلامی دوباره از زیر خاکستر نمایان شده و بیداری انسانی از فرگوسن استارت خورده. بچه‌های بیرون ورزشگاه منتظر بازی بعدی هستند که فرمان می‌رسد بنزین را بریز آنجا که باید بسوزد.
رهبر زمین بازی فینال را اشاره می‌رود: اورشلیم.

مؤخره بی‌ربط:
یک عده حزب‌اللهی هم هستند که زمان آن فرزندان انقلاب، علیه وادادگی یقه جر می‌دادند و برای دفاع از این فرزندان، علیه بی‌اخلاقی. انتخاب امروزشان بین دو گروه از فرزندان انقلاب به #هیچ‌تان نباشد. انتخاب دیروزشان هم به #هیچ هیچکس نبود.
دعای ندبه به جز انتظار فرج، هلیم هم دارد 😉

، ۰۵ آذر ۱۳۹۳
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, , , , , , , more...

سؤالات مهم از نامزدهای انتخاباتی – موضوع اول: تخریب انتخاباتی

، ۱۲ خرداد ۱۳۹۲

مقدمه

در هر انتخابات، تهمت‌ها و شایعات زیادی از طرف رسانه‌ها و فعالان سیاسی حامی و حتی یاران نزدیک نامزدهای انتخابات برای تخریب نامزدهای رقیب و دولت حاکم ساخته و منتشر می‌شود. ارتباط با دشمن و دریافت پول از آنها، فراماسون بودن، اعتقاد به خرافات، ارتباط با ساحرین، ادعای ارتباط با امام زمان، ضدیت با ولایت فقیه، دزد و مفسد بودن، دریافت پول از دشمن، شراب خواری، روابط نامناسب و بی‌بندوباری و مشارکت در جرایم سازمان‌یافته از جمله این موارد است. اگر بخواهیم به عنوان نمونه قربانی‌های این گونه رفتارها را معرفی کنیم، می‌توان از اتهام آمریکایی بودن به وزرای راستی دولت موسوی مانند دکتر مرندی، اتهام فساد و جنایت سازمان‌یافته اکبر هاشمی در انتخابات مجلس ششم، اتهام ضدیت با ولی فقیه به خاتمی در انتخاب ۷۶ و دریافت پول از دشمن در پایان دوره وی، اتهام تحجر به احمدی نژاد در انتخابات ۸۴، دروغگویی در انتخابات ۸۸، ارتباط با رمال و جن‌گیر و امام زمان در دوره اول وی توسط اصلاح طلبان، و دروغگویی، فساد، خیانت، فراماسونری، ارتباط با ساحرین و ادعای ارتباط امام زمان در دوره دوم توسط اصولگرایان نام برد. در انتخابات جاری نیز تخریب شدید نامزدهای انتخاباتی توسط سایت‌های خبری و فعالان سیاسی حامی رقبای آنها (اعم از اصولگرا و اصلاح طلب، درون جناحی و برون جناحی) به راحتی قابل مشاهده است.

رهبر انقلاب در مورد چنین رفتارهایی می‌فرماید:

بنى‌‏اسرائيل به خاطر این که … قدر نعمت خدا را ندانستند و كفران كردند، … “ضربت عليهم الذلة و المسكنة” [شدند] … وقتى رحمت الهى براى ما پيش خواهد آمد كه مواظب و مراقب خودمان باشيم؛ اين فضاى بی‌بندوبارى در حرف‏ زدن، در اظهارات عليه دولت، عليه كى به خاطر اغراض، اين‏ها چيزهايى نيست كه خداى متعال از اين‏ها به آسانى بگذرد. آن وقت كسانى خطا مى‏‌كنند، خداى متعال [می‌فرماید] “و اتقوا فتنة لاتصيبن الذين ظلموا منكم خاصة”، بله اين‌جورى است، بعضى از ظلم‌ها، بعضى از كارها هست كه نتيجه و اثر آن، دامن همه، نه فقط دامن آن ظالم را مى‏‌گيرد، بر اثر رفتار يك عده‏‌اى كه در گفتار خودشان، در عمل خودشان، در قضاوت خودشان ظلم مى‏‌كنند.

شاید به همین دلیل است که اصول‌گرایانی که تا دیروز احمدی‌نژاد را منحرف، فراماسونر، و بی‌مقدار از نظر دین و ایمان و تقوا عنوان می‌کردند، امروز شروع به تخریب یکدیگر با انواع اتهامات کرده‌اند.

حال، با توجه به این که این رویه بسیار عام شده و از حذف شده‌ها تا اصلاح‌طلب و اصول‌گرا هدف این حملات هستند، 2 سؤال برای بررسی نظر نامزدهای انتخابات در مورد این تخریب‌ها تدوین شده است و امید است که پاسخ نامزدهای مختلف و گروه‌های حامی آنها سرآغاز پایان دادن به این گونه رفتارهای تخریب گردد.

سؤال ۱
در صورت پیروزی در انتخابات، چنانچه دولت شما از طرف رسانه‌های خبری، فعالان فضای مجازی، شخصیت‌های سیاسی و سخنرانان مورد اتهامات شدید قرار گرفت تا جایی که شایعات به عنوان حقیقت متواتر توسط بخش زیادی از مردم پذیرفته شد، و باعث سلب کارآمدی از دولت شما گردید و پیگیری حقوقی را نیز دشوار کرد، چه رویه‌ای اتخاذ خواهید کرد؟
سکوت؟ پیگیری قضایی؟ قهر؟ واگذار کردن امر به خدا؟ یا هر گزینه دیگر.

سؤال ۲
هم اکنون سایت‌های خبری و فعالان فضای مجازی حامی شما و حتی گاه یاران و نزدیکان سیاسی شما مشابه همین رفتارهای تخریبی را علیه رقبای شما و دولت حاکم پی گرفته‌اند. موضع موثر شما چست؟ آیا شایعات آنها را تأیید می‌فرمایید؟
آیا غیر از موعظه به رعایت اخلاق انتخاباتی، تلاش جدی برای خاتمه این رویه مبذول داشته‌اید؟

#انتخابات_ریاست_جمهوری_1392 #سنت_الهی_و_جامعه #تخریب_انتخاباتی

، ۱۲ خرداد ۱۳۹۲
در گروه: اجتماعی, سیاسی

Leave a Comment :, , , , , , , more...

پنچری ماشین، اخلاق اجتماعی-سیاسی و سنت‌های الهی

، ۲۰ بهمن ۱۳۹۱

امشب هنگام عبور از یک کوچه صدای برخورد ماشین با چیزی رو شنیدم. حدس زدم یک شاخه درخت بوده و به مسیرم ادامه دادم. در پارکینگ خونه متوجه شدم که چرخ ماشین پنچر شده و یک قطعه فلزی در لاستیک گیر کرده است. فردی که آن میله فلزی را در خیابان رها کرده بود به من ضرر مالی اندکی زد، و من از او گذشت کردم. اما اکنون قصد دارم از زاویه تأثیرات اجتماعی به این رفتار نگاه کنم.
من روز شنبه یک جلسه مهم مشاوره سازمانی داشتم که می‌خواستم در آخر هفته مطالب خود را برای ارائه در آن جلسه آماده کنم. پنچری ماشین باعث شد که چند ساعت از وقتی که باید صرف آماده‌سازی مطالب و یا بودن با خانواده می‌شد، صرف تعویض چرخ و پنچرگیری شود. آن فرد دیگر به من مدیون نیست – به خاطر گذشت من، اما وقتی که تلف شد و ارائه‌ای که می‌توانست بهتر باشد، اثرات وضعی اقدام او بود که جایی در جامعه تأثیر خواهد گذاشت.
در روز بارها با چنین بی‌دقتی‌ها و بی‌اخلاقی‌هایی مواجه می‌شویم. برخورد تحقیرآمیز یک مسافر با راننده تاکسی منجر به عصبانیت او هنگام رانندگی می‌شود. گرانفروشی و احتکار یک تاجر فشار مالی بر روی یک معلم و پرستار کم درآمد ایجاد می‌کند و در بهترین حالت باعث افت کیفیت کاری آنها و عدم رسیدگی مناسب به دانش آموز و بیماران می‌شود. همه ما – از جمله مسافر بی‌ادب و مرد گرانفروش – از رانندگی عصبی دیگران، بی‌دقتی پرستاران و عدم تدریس مناسب معلم فرزندمان رنج می‌بریم. همه ما، خوب و بد، یک جامعه را تشکیل می‌دهیم. گناهان ریز و درشت ما باعث می‌شود که تر و خشک با هم بسوزند.
همه ما از وضعیت سیاسی و مدیریتی جامعه ناراضی هستیم. همه اعتقاد داریم که وضعیت بایستی بهتر از این باشد. انقلاب اسلامی با سرنگون کردن یک حکومت استبدادی و وابسته به بیگانگان، حکومتی مستقل از بیگانه را به ارمغان آورد که افراد مختلفی از گروه‌های مختلف و با سلایق سیاسی متفاوت تا به حال در رأس امور بوده‌اند. تقریبا همه ما – به جز برخی دایی جان ناپلئون‌ها – اعتقاد داریم حضور و عدم حضور مسؤولین در قدرت هیچ ربطی به خواست بیگانگان نداشته است. پس مسؤولین نیز با تقریب خوبی دارای ویژگی‌های مثبت و منفی اخلاقی مشابه خود ما هستند.
خداوند متعال می‌فرماید: إن الله لایغیر مابقومٍ حتی یغیروا ما بأنفسهم. وضعیت فعلی جامعه ناشی از ویژگی‌های رفتاری خود ماست. پس انتظار برای اینکه یک جریان یا یک فرد سیاسی منجی ما شود انتظاری بی‌جاست.
تا زمانی که ما در کارهای خود صداقت، حقوق دیگران و اخلاق اسلامی را رعایت نکنیم، از میان ما مسؤولانی که در عملکرد مدیریتی و سیاسی خود صادقانه حقوق ملت و اخلاق اسلامی را رعایت کنند برنخواهند خواست. این سنت الهی است، و لن تجد لسنة الله تبدیلاً.

نظرات در گوگل پلاس

، ۲۰ بهمن ۱۳۹۱
در گروه: اجتماعی, سیاسی

۱ Comment :, , more...

آیا غرب‌پرستی را بر خداپرستی ترجیح می‌دهید؟

، ۱۲ بهمن ۱۳۹۱

نقدی بر آیا غربی ها از شرقی ها دلرحم تر هستند؟

 

سوگواری در غم از دست دادن عزیزان، قتل عام نروژ

سوگواری در غم از دست دادن عزیزان، قتل عام نروژ

داریه ایرانی در نوشته‌ای (http://bit.ly/Wfnuj7) تلاش کرده است که اولا غربی‌ها را دلرحم‌تر از شرقی‌ها نشان دهد، و ثانیا علت این دلرحمی را، تبعیت غرب از عقل و فلسفه و دوری جستن از دین بداند. و البته در متن مقاله از هر فرصتی برای تخطئه‌ی مذهب تشیع استفاده کرده است.
به دلیلی که در انتهای نوشته خواهم گفت، می‌خواهم این نوشته را جزء به جزء به زیر تیغ نقد بکشم.

1- شروع مقاله
«باور عمومی بر این هست که شرقی ها از غربی‌ها خونگرم تر و عاطفی تر هستند. اما چرا علیرغم این تفاوت، شرقی ها در عمل رفتار سبعانه تری از خودشون نشون میدند؟
…مادر یکی از قربانیان ِ «آندرس برینگ برویک» که در عملی تروریستی 77 نفر رو به قتل رسونده میگه: “او هم یک انسان است. فکر میکنم برای او اتفاقات بدی افتاده که به اینجا کشیده شده است. با او هم علیرغم کاری که کرده است بایستی مثل یک انسان رفتار شود.”
در مقابل و در ایران اسلامی، دو جوان بخاطر زورگیری و دزدیدن 70 هزار تومان محکوم به اعدام می شوند و در شیراز و به سبک قرون وسطی، انگشتان دست یک سارق را در برابر دیدگان مردم قطع می کنند.»

قبل از ورود به نقد، توضیح دهم که در طول نوشته، از «مسلمانان» و «مومنان» و «خاورمیانه‌ای‌ها» و «ایرانی‌ها» و «شیعه‌ها» به جای شرقی‌ها استفاده شده است، در حالیکه آنچه تا به حال به عنوان «شرقی‌ها» در متون آورده شده است، بر کل ساکنان آسیا حمل می‌شود که بیش از 2 میلیارد نفر آنها نه مسلمان هستند (و طبعا نه شیعه) و نه ساکن خاورمیانه (و طبعا نه ایرانی)!

به همین دلیل، عنوان مقاله شاید باید این می‌بود که: «چرا غربی‌ها از مسلمانان خاورمیانه، به وِیژه شیعیان ساکن ایران، دلرحم‌تر هستند؟»

و حال بیاییم «سبعانه» را و «دلرحمی» را معنی کنیم.

از همین مثال مقاله‌ی مذکور شروع می‌کنم: مردی تفنگ در دست 77 انسان را که اکثرا نوجوان بودند می‌کشد، تنها به این دلیل که این افراد حامی یک حزب سیاسی هستند.

بگذارید «دلرحمی» را تعریف کنیم: مادری که فرزندش بی هیچ جرمی کشته شده است، به توجیه عمل قاتل می‌پردازد.

به ترتیب برای سبعیت و سنگدلی، چه مثال‌هایی بهتر از همین‌ها می‌توان آورد؟

حال ببنید چه چیزهایی با یکدیگر همسنگ انگاشته شده و مقایسه شده اند:
اظهار نظر 1 نفر از بازمانگان 77 نفر مقتول در مقابل حکم دادگاه برای دو زورگیر سابقه‌دار.

توجه کنید:
مورد 1-  یک نفر در اروپا، اسلحه به دست گرفته و  77 نفر انسان بیگناه را کشته است! سپس مادر یکی از این 77 نفر به توجیه کار قاتل می‌پردازد.
مورد 2-  دادگاه ـی در ایران، 2 زورگیر خشن را مجرم اعلام کرده و برای آنها حکم اعدام صادر کرده است.

واژه‌های «منطق» و «عقل» که در ادامه‌ی مقاله زیاد از آنها نام برده شده است، آیا نباید در مقایسه‌ی دو عمل به کار آید و دست کم شباهتی میان آنها قایل شود؟

2- آیا شرقی‌ها شیعه هستند؟!
«چطور می توان بخاطر کشته شدن جماعتی در 1400 سال پیش خون گریه کرد اما در برخورد با مخالفین سیاسی، اقلیت های قومی/مذهبی و مجرمین، اینچنین قسی القلب بود؟ چرا اروپاییان ِ بی عاطفه اینقدر به حقوق بشر، برابری زن و مرد، حق اقلیت ها و… اهمیت میدهند اما شرقی ها و خصوصاً خاورمیانه ای های دلرحم و عاطفی، حاضرند حتی سر از بدن مخالفینشان جدا کنند؟!»

ببخشید، یک لحظه درنگ کنید. شرقی‌ها به معنی مردم چین و ژاپن و کره و هندو‌های هندی و مسلمانان سنی هند و مالزی و اندونزی و پاکستان و افغانستان و تاجیسکتان و ترکمنستان و عربستان و غیره و غیره که برای جماعتی در 1400 سال پیش خون گریه نمی کنند. الان به چه دلیل شرقی‌ها دقیقا شده اند شیعیان؟ برای اینکه فریضه‌ی توهین به شیعیان ایرانی، از ملزومات یک متن روشنفکرنمایانه است؟

و گذشته از آن، آیا خون گریه کردن در یک مراسم مذهبی، باعث تشدید یا تحلیل برخورد با مخالفان می‌شود؟ چرا؟ چه ارتباطی میان این دو هست؟ آیا اگر مردم ایران دیگر شیعه نباشند، اختلافات سیاسی و بی اخلاقی‌های سیاسی نیز از بین خواهد رفت؟! یا تشدید خواهد شد؟

اگر قصد نویسنده صرفا تخطئه‌ی مذهب تشیع است، چرا پای شرقیان را وسط می‌کشد؟

3- رشد و تکامل اخلاق در بلاد کفر!
«…رشد و تکامل اخلاق در بلاد کفر، نه حاصل شرکت جستن در روضه های پرآب چشم، بلکه نتیجه تفکرات و تاملات منطقی فیلسوفان، روشنفکران و رجال غربی بوده است. احساسات غلیظ و عواطف غلو شده مانع از تفکر منطقی است. در مراسم عاشورا دلایل ظلم ریشه یابی نمیشود. در این مراسم مذهبی، همدردی فوق العاده شدید با مظلوم تنها یک سوی قضیه هست. سوی دیگر ماجرا ابراز کینه و نفرت عمیق نسبت به فاتحان نبرد قدرت یا به عبارت دیگر بخش دیگر امت اسلامی یا همان سنی هاست. (علت منفور شدن تشیع در جامعه اسلامی) به عبارتی عزاداری مذهبی عناصر همدردی و ابراز نفرت را توامان در خودش دارد.»

در غرب، البته، بخش‌هایی از اخلاقیات رشد کرده است. مردم برای زیستن، کمتر نیاز به دورغ گفتن دارند، بنا بر این کمتر دروغ می گویند. مردم درامد سرانه ی بیشتری دارند، بنا بر این ممکن است بیشتر هم برای فقیران خیرات کنند. آزار دیگران برخورد شدید قضایی را به دنبال خواهد داشت، بنا بر این مردم در رفتار و گفتار خود محتاط تر هستند. اما این بخشی از اخلاق است و نه تمام اخلاق.

رشد و تکامل اخلاق در بلاد کفر، نه حاصل فلسفه بافی فیلسوفانشان بوده است و نه رشحات قلم روشنفکران و رجال غربی! بی‌اخلاقی‌ها در غرب البته، حاصل همین‌ دو عامل است.

جمع بستن تمام افعال اخلاقی در یک بسته و ارایه‌ی آن به عنوان «پکیج اخلاقی غرب» تکنیک جدیدی نیست. در این روش، به طور پیشفرض، غرب و مردم غرب یکه تاز وادی اخلاقی دانسته می شوند.

چرا؟ چرا غرب را دارای تکامل اخلاقی می‌دانید؟
چون یک نفر می‌تواند در یک روز 77 نفر را بکشد؟ یا 26 نفر را؟ یا یک حیوان انسان‌نمای غربی می‌تواند در سن 15 سالگی تمام خانواده‌اش (مادر، برادر ۹ ساله، خواهرهای ۵ ساله و ۲ ساله و پدرش) را بکشد؟ (http://bit.ly/14jxGLa)
یا چون غرب می‌تواند کشته شدن ده‌ها هزار مسلمان بوسنی را به راحتی به نظاره بنشیند؟
یا مرگ نیم میلیون کودک عراقی را بر اثر تحریم، لازم بداند؟
واقعا چرا غرب به تکامل اخلاق رسیده است؟
آیا به رسمیت شناختن ازدواج همجنسگرایان بخشی از تکامل اخلاق است؟ یا قانونی کردن جنگ و چپاول در دیگر نقاط جهان و خوش خوردن و خوش نوشیدن از درامد خونی فروش اسلحه؟
یا شاید گشتن زنان و کودکان با هواپیماهای بدون سرنشین نشانه‌ای از اخلاق مداری است؟ (http://goo.gl/JmWqP)

آیا «تئوری برخورد تمدن‌ها» ورثه‌ی تاملات منطقی فیلسوفان غربی است یا تحریم کردن 75 میلیون انسان بی‌گناه، از آثار روشنفکران و رجال غربی است؟

4- مومنان بی ایمان و کافران مومن
«مومن علیرغم باور عمیقش به حیات پس از مرگ، بازهم به عدالت پروردگار اعتماد ندارد و نهایت سعی اش را میکند تا مجرم را در همین دنیای فانی به شدیدترین شکل ممکن عذاب دهد. مومن هیچ عمل خیری را انجام نمی دهد مگر آنکه منفعفت شخصی (یا پاداش) برایش داشته باشد.»

یک شاخص مشترک در میان تمامی نوشته‌های ضد دینی، تحریف ایدوئولوژی دین و سپس نقدر آن ایدئولوژی «تحریف شده» است. غلط بودن نسبت‌هایی که متن به افراد مومن داده است، آنقدر مشخص است که نیازی به توضیح آن نمی‌بینم. اصولا بسیاری از جرایم قابل عقوبت در این دنیا نیست. چطور می شود کسی را که 77 نفر انسان بی‌گناه را کشته است، در این دنیا عقوبت کرد؟

5- و چاقویی که دسته اش را می‌برد
«بی شمار پزشک و خیّر غربی می توان یافت که برای ساخت دنیایی بهتر، زندگی شان را وقف خدمت به مردمان آفریقا کرده اند اما بندرت می توان موردی مشابه در میان اهالی خاورمیانه پیدا نمود.»

با آوردن این مثال، نویسنده ناخواسته تمام شماتت‌هایی را  که به دین و دینداران وارد کرده بود، زیر سوال می‌برد. نویسنده توجه ندارد که «این بیشمار پزشک و خیر»، اتفاقا اکثرشان مومن و موحد بوده اند، حالا نه مسلمان، بلکه مسیحی. و ظاهرا در این مورد، دین و مذهب عامل بسیار قوی و موثری در اشاعه‌ی اخلاقیات بوده اند.

جالب است که نگارش این نوشته همزمان شده است با حمله‌ی فرانسه به کشور آفریقایی مالی؛ و طبعا کار نقد آن را راحت‌تر می‌کند. http://www.presstv.ir/detail.fa/284769.html
نویسنده‌ی متن، عامل کمک کردن اروپاییان به آفریقایی ها را صرفا اخلاقیات می داند. شکی نیست که عده‌ای چنین قصدی را اراده کرده بودند و به هر دلیل به فلسفه‌ی غالب روشنفکرنمایان ایرانی اعتقاد نداشته اند که: چراغی که بر خانه رواست، به مسجد حرام است! (به نظر می‌آید همین فلسفه‌ی «چراغی» است که روشنفکرنمایان ایرانی (یا مثلا خاورمیانه‌ای) را از کمک به کشورهای آفریقایی باز میزند و نه قید بی‌اخلاقی.)
اما آیا حمله به آفریقا برای برقراری اخلاقیات است یا محافظت از معادن اورانیومی که رآکتورهای فرانسه را تغذیه می‌کند؟

6- (به علت طولانی بودن توضیح حذف شد!)

7- منطق همانی را می‌گوید که من می‌گویم، پس منطقی است!
«منطق می گوید برای در امان ماندن از زلزله بایستی خانه ها را ایمن ساخت اما تفکر مذهبی یقین دارد که زمین لزره عذابی است که بخاطر گناهان بی شمار بشر از آسمان ها نازل شده است. مذهب راه حل را نه در ساخت و ساز ایمن، که در گریه و زاری و نذر و دعای بیشتر می جوید. بساز-بنداز و مهندس ناظر ایرانی مرگ و زندگی را دست خدا می داند و ایرادی نمی بیند که بخاطر سود بیشتر، اصول مهندسی را زیر پا بگذارد.»

منطق باید مبنایی داشته باشد و پایه‌ی محکمی.

منطق اگزیستانسیالی می‌گوید که اگر چه هنوز نمی دانیم زلزله دقیقا چه عواملی دارد، اما یقینا دلایلش صرفا و انحصارا مادی است! و برای در امان ماندن از آن باید خانه‌ی خود را محکم ساخت.
منطق دینی می‌گوید که اگر چه حوادث و اتفاقات در دنیای مادی به واسطه‌ی عوامل و قوانین مادی بروز می‌کند، این قدرت فرا مادی خداوند است که به طور طولی و پیش از عوامل مادی در حدوث وقایع موثر است. و منطق ایدئولوژی دینی به ما می گوید که برای در امان ماندن از زلزله هم به «قضا»ی الهی توجه کنیم و هم به «قدر» الهی. هم خانه‌ای محکم بسازیم و هم از محرمات الهی پرهیز کنیم.

و در ثانی، مهندس ایرانی بالاخره به خاطر سود بیشتر اصول مهندسی را زیر پا می گذارد یا به خاطر تفکرات مذهبی در مورد زمین لرزه؟!

8- پزشکان سنگدل!
«پزشکان و پرستاران آموزش می بینند تا در مواجه با بیماران، حرفه ای برخورد کنند و جلوی احساسات شخصی شان را بگیرند. آنچه که در نهایت جان بیمار را نجات می دهد، نه اشک های همدردانه و از سر استیصال پزشک، که رویکرد عقلانی اش در یافتن راه حلی برای مداوای بیمار است.»

بله، همین طور باید باشند، قاضی‌ها، وکلا، ماموران قانون، مسولان، و بسیاری افراد دیگر.

ولی آیا در ایران پزشکان و پرستاران مذهبی (منِ نوعی) بر بالین بیماران، گریه و زاری می کنند و از خداوند تقاضای معجزه؟!

یا آیا پزشکان (غربی یا ایرانی)، پس از آنکه از بیمارستان به خانه رفتند، علایم حیاتی همسر و فرزندانش را چک کرده، در پرونده یادداشت می کند، و احساسات و مهر پدری یا مادری خود را بروز نمی دهد؟!

9- نتیجه گیری
«واکنش های اغراق آمیز و احساساتی صرف ( و اغلب غیرصادقانه) در برخورد با اطرافیان و مشکلات، مسئله ای را حل نمیکند. برای حل مشکل بایستی آنرا تجزیه و تحلیل کرد، غلبه شدید عواطف مانعی بزرگ برای رسیدن به این مقصود است. گریه و زاری شاید ظاهر رئوف تری به ما ببخشد، اما در نهایت این منطق و عقلانیت است که می تواند از ما انسان های بهتر و نوع دوست تری بسازد.»

نویسنده در انتهای مقاله می‌گوید: «گریه و زاری شاید ظاهر رئوف تری به ما ببخشد، اما…» بالاخره چه شد؟ آیا رئوف (دلرحم) بودن خوب است یا بد؟ آیا انسان شرقی (منظور احتمالا انسان خاورمیانه‌ای شیعه‌ی ایرانی است) دلرحم‌تر است یا انسان غربی؟

ادامه می‌دهد: «اما در نهایت این منطق و عقلانیت است که می تواند از ما انسان‌های بهتر و نوع دوست تری بسازد.»

غرب و تمام جنایت‌هایی که تنها در همین دو دهه‌ی اخیر انجام داده است، ثابت کرده است که «منطق» و «عقل» غربی، می‌تواند مقاصد انسان غربی را تامین کند، اما از منِ انسان شرقی یک بنده یا یک مُرده خواهد ساخت.

آنچه موجب تکامل و ارتقای انسان امروزی است، نه عقل فیلسوفان غربی است و نه نسخه‌ی روشنفکرنمایان غربپرست؛ بل بازشناسی فطرت الهی خویش و جستجوی آن قلمرو به قصد یافتن گوهر اخلاق است.

* * *

نوشته‌ی +Darieh Iran نمونه‌ای از رشحات قلم #غربپرستان در تخطئه‌ی خداپرستی و دعوت به #غربپرستی است. در اینگونه نوشته‌ها، با حذف قسمت عمده‌ای از واقعیت‌ها، غرب معبد اخلاق‌مداری معرفی شده، سپس ضمن تحریف آموزه‌های دینی، دین منشأ تمامی مشکلات و معضلات نمایانده‌ می‌شود. تو گویی اگر دین مردم از آنها گرفته شود، آنها نیز به سرعت به قله‌ی اخلاقیات صعود کرده، تمام معضلات کنونی آنها به یکباره حل خواهد شد.

نگاهی منصفانه به نمونه‌های فردی یا اجتماعی معاصری که از این نسخه استفاده کرده اند، خود  گواه کافی بر رد این مدعای کذب است.

* * *

دادگاه، «آندرس برینگ برویک» (قاتل نروژی 77 نفر) را به 21 سال زندان محکوم کرد. این قاتل در آخرین دفاعیات خود، عذرخواهی کرد که نتوانسته است تعداد بیشتری انسان بکشد. (http://f24.my/R9JFRt)

نظرات در گوگل پلاس

، ۱۲ بهمن ۱۳۹۱
در گروه: اجتماعی

Leave a Comment :, , , , , more...