Tag: احمدی‌نژاد

ایران و انگلیس: از تسخیر سفارت تا رابطه

، ۰۴ مرداد ۱۳۹۴

 #برجام_نوشت – بازخوانی مواضع سیاسیون در برهه‌های حساس سال‌های اخیر
چهار سال پیش در چنین روزی – البته توی پاییزشون – یک عده جوان در اعتراض به یک چیزی قرار بود جلوی سفارت انگلیس تجمع کنن. در این حین و بین، خودشون نفهمیدن چی شد که یک مینی‌بوس اون‌ها رو سوار کرد و به باغ قلهک منتقل کرد. بعد نفهمیدن چی شد که وارد سفارت انگلیس شدن. تن‌ها چیزی که متوجه شدن این بود که یک هو شعارها تند شد و ۲-۳ نفر بالا رفتن و بقیه هم د ِ برو.
Iran, Britain
سابقه داستان
پس از موش‌دوانی انگلیس در قضایای ۸۸ و نیز مذاکرات هسته‌ای، دولت دهم سیاست کاهش تنبیهی مبادلات تجاری از آن کشور را پیش گرفت. به صورتی که فقط از ۸۹ تا ۹۰ نزدیک به ۴۰٪ صادرات انگلیس به ایران کاهش پیدا کرد. این اقدام خیلی بی‌سر و صدا توسط وزارت صنایع (و نه وزارت خارجه) و با ارزیابی وابستگی‌های صنایع ایرانی پیگیری شد تا آن‌ها بتوانند زنجیره تأمین خود را جایگزین کنند.
http://kusarevelayat.parsiblog.com/Posts/3744در آذر ۱۳۹۰ – یعنی پس از ضربه کاری دولت به انگلیس – ناگهان مجلس به فکر مقابله با انگلیس افتاد و بدون مشورت با دولت طرح دو فوریتی قطع روابط با انگلیس را تصویب کرد. لاریجانی گفت: «کاهش رابطه اول راه است»؛ بروجردی گفت:‌«این روند باید در قبال دیگر کشورهایی که رفتاری مشابه انگلیس با ایران دارند نیز تکرار شود». ولایتی هم با این طرح موافقت کرد!
آن زمان کلا همه انقلابی بودند.خبر آنلاین جزو رسانه‌هایی بود که برای این طرح پیام بازرگانی پخش می‌کرد: ‌http://khabaronline.ir/detail/186761/Politics/parliament
و تیترهایش دولت را مخالف این اقدام انقلابی نشان می‌داد: «لاریجانی: انگلیس بداند که کاهش رابطه با آنها، تازه اول راه ایران است/مخالفت دولت با قطع رابطه اقتصادی با انگلیس»
http://www.khabaronline.ir/detail/186759/Politics/parliament
عجیب نیست که دولت ِ احمدی‌نژاد ِ کله‌شق با قطع دفعی رابطه اقتصادی با انگلیس مخالفت کرده بود!؟
این قطع دفعی روابط ضربه جدی به تولیدکنندگان و صادرکنندگان ایرانی وارد کرد. عدم توجه به همکاری برخی بانک‌های انگلیسی در دور زدن تحریم دلار هم ضربه دیگری به اقتصاد کشور زد و جزو عوامل افزایش قیمت دلار شد.
رویه مجلس را مقایسه کنید با رویه تدریجی آمریکا در کاهش مبادلات ایران به نحوی که شرکت‌ها فرصت جایگزینی بازار یا زنجیره تأمین خود را داشته باشند.و اینک حمله
تقریبا هم‌زمان با طرح فوریتی مجلس، قالیباف شهردار تهران مدعی غصبی بودن باغ قلهک و قطع ۳۰۰ اصله درخت در آن باغ شد.
هم‌زمان با بازی‌های باند رسانه‌ای همشهری و دو روز بعد از مصوبه مجلس، یک عده جوان جوگیر و نادان به سفارت انگلیس وارد شدند.
دانشجویان مدعی شدند که بجز با دستور رهبر سفارت را ترک نمی‌کنند. سردار رادان با حضور در جمع آن‌ها مدعی شد که او طبق دستور رهبر آن‌ها را از سفارت بیرون می‌کند.
http://shafaf.ir/fa/news/87346
http://shafaf.ir/fa/news/312682
اما علی لاریجانی و صادق لاریجانی از این اقدام حمایت کردند.
رئیس مجلس شورای اسلامی گفت: ‌حرکتی که تعدادی از دانشجویان در برابر سفارت انگلیس انجام دادند نمادی از افکار عمومی ملت ایران است. صادق لاریجانی گفت: حمله به سفارت خواست ملت بود.
emruznews.com/2011/11/post-8300.php
emruznews.com/2011/11/post-8302.php
«مجلس نیز پس از بازدید سفرای برخی کشورهای خارجی از باغ قلهک، خبر از بررسی طرحی سه فوریتی برای “تنبیه” این افراد داده است!»
http://www.roozonline.com/persian/archive/archivenews/news/article/-f6cab34fda.html
اما رهبر و رئیس جمهور علیه این واقعه موضع گرفتند
khabaronline.ir/detail/189214/Politics/government
http://ebrat.ir/?part=news&inc=news&id=46286
بعدها دانشجویان هم فهمیدند که بازی خورده اند: http://majmahezbollah.ir/?p=379بهرحال این اقدام باعث تغییر معادله‌های سیاسی شد:
۱- تصویر ایران از کشوری که ضربه دیپلماتیک به انگلیس وارد کرده تبدیل شد به کشور بی‌منطقی که به تعهدات بین‌المللی پایبند نیست.
۲- به جای ضربه اقتصادی به انگلیس، ایران موظف شد ۱ میلیون پوند خسارت به انگلیس پرداخت کند و همچنین صنایع ایرانی بدون فرصت جایگزینی زنجیره تأمین، مجبور به قطع مبادلات شدند.
۳- مشکلات بیشتری در راه دور زدن تحریم دلار پیش آمد که در افزایش قیمت دلار تأثیر داشت.ماه عسل
امروز نزدیک به ۴ سال از آن واقعه گذشته است. دولت عوض شده، و برجام عزت‌مندانه‌ای با آمریکا و انگلیس و سایر کشورهای قدرت‌مند امضا شده است. دولت فعلی به دنبال تنش‌زایی نیست و عقلانیت دیپلماتیک در همه رویه‌های سیاسی آن حضور جدی دارد!
این دولت، به شدت مورد حمایت آقای لاریجانی است، به نحوی که ایشان رأس امور دیروز را صرفا لایق اظهار نظر در مورد سیب‌زمینی می‌داند. دولت مورد حمایت آقای لاریجانی امروز به دنبال برقراری ارتباط با همان کشورهایی که آن زمان مجلس تهدید به تنبیه آن‌ها و قطع روابط سیاسی می‌کرد.
هم‌زمان وزیرخارجه، رئیس گروه دوستی پارلمانی ایران و انگلیس، و علاءالدین بروجردی در مورد لزوم برقراری رابطه با همان کشور استعمارگر انگلیس صحبت می‌کنند و آن را به نفع هر دو کشور می‌دانند
http://goo.gl/EOBz90
http://tik.ir/fa/news/95080
http://www.entekhab.ir/fa/news/175252
امروز دیگر خبرآنلاین هم رویه وارونه پیش گرفته برای ایجاد رابطه با انگلیس رپرتاژ آگهی می‌رود.
khabaronline.ir/detail/396496
و نکته جالب این که وزارت خارجه بریتانیا سطح هشدار خود برای سفر به ایران را در حالی تغییر داد که حامیان حمله آن روز به سفارت انگلیس در جایگاه‌های قبلی خود حضور دارند. «وزیر امور خارجه بریتانیا بخشی از دلیل این تغییر را “کاهش خصومت [با بریتانیا] در دولت رئیس جمهور روحانی” عنوان کرده است.»
http://www.bbc.com/persian/iran/2015/07/150725_l26_uk_travel_iran_advice_nulear_deal

پانوشت:
۱- به عمد از بررسی رویه‌های احمد توکلی اجتناب کردم.
۲- اگر اکانتم را حذف نکرده بودم، امروز می‌شد به پست‌های آن روز در مورد وقایع حمله به سفارت استناد کرد.
۳- چه حرصی می‌خورد قالیباف. چقدر از پاس‌های رسانه‌ای او را رقیب حقوق‌دانش گل کرد!
۴- کسی در مورد تلون در فضای سیاسی ایران مطلب نوشته بود؟
دیانت‌شان هم عین سیاست‌شان است!

، ۰۴ مرداد ۱۳۹۴
در گروه: اقتصادی, تاریخ, خاطره, سیاسی

Leave a Comment :, , , , , , , more...

دفاع دکتر توکلی از دولت اعتدال – آیا احمدی نژاد در حفظ سطح نقدینگی سه برابر روحانی بهتر عمل نکرد؟

، ۱۷ مهر ۱۳۹۳

م. آشنا – ۱۷ مهر ۱۳۹۳

۱- دکتر احمد توکلی، مرد همیشه منتقد مجلس که از دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی تا خاتمی مخالف سیاست‌های اقتصادی همه دولت‌ها بوده است و در دوران احمدی‌نژاد به اوج نقادی خود رسید، این بار مقاله زیر را در حمایت از دولت باسوادهای معتدل نوشته است:
http://alef.ir/vdcdzo0xfyt0ok6.2a2y.html?244501
مشاهده این دفاعیه از توکلی بسیار عجیب است، چون او ۸ سال به طور مداوم بر طبل تأثیر نقدینگی بر تورم کوبید و از روز آغازین دولت احمدی‌نژاد تا روز پایانی آن به انتقاد و انگ‌زنی مشغول بود. توکلی به قدری در این ۸ سال بدیهیات اقتصادی را تکذیب کرد که آن بدیهیات باورنکردنی شد. احمد توکلی در کنار عوامل رسانه‌ای هاشمی رفسنجانی مانند فؤاد صادقی و سهراب زند – نویسنده مشترک سایت‌های hashemirafsanjani.ir و alef.ir – هنوز همان رویه هشت سال گذشته را ادامه می‌دهد. اما این بار برای اولین بار مرد همیشه منتقد مجلس در نقش وکیل‌الدوله ظاهر شده و رگ گردنش از تحریفات منتقدین دولت بیرون زده.

در ادامه مطلب به برخی از ایرادات مقاله احمد توکلی و نیز تناقضات رفتاری او اشاره می‌کنم.

۲- پنهان‌سازی اعداد و مقایسه بر اساس اعداد بی‌ربط یکی از مهم‌ترین ابزارهای پروپاگاندا است. در مقاله احمد توکلی که برای دفاع از رشد نقدینگی بیشتر از ۳۰ درصدی در سال اول دولت اعتدال نوشته شده، بعضی اعداد پنهان شده اند. مثلا در مورد سال‌های احمدی‌نژاد ‘درصد رشد نقدینگی’ را نوشته؛ و در مورد سال اول روحانی، ‘حجم رشد نقدینگی’ را. همچنین، توکلی نمودار رشد نقدینگی سال‌های پیش از احمدی‌نژاد را در خود ذکر نکرده، که باعث می‌شود خواننده برای تشخیص موارد خاصی نیاز به جستجوی منابع دیگر داشته باشد. از جمله این موارد آن است که خواننده بخواهد روند رشد نقدینگی را در دو دولت خاتمی و احمدی‌نژاد و نیز با سال اول دولت روحانی مقایسه کند و صداقت انتقادات بی‌سابقه او در این ۸ سال را ارزیابی کنند.

نمودار ناقص رشد نقدینگی – نقل از سایت الف

۳- احمد توکلی در این مقاله خود به درستی مقایسه ‘حجم نقدینگی’ را غلط می‌داند، در صورتی که در ۸ سال گذشته هر روز در مجلس ‘حجم نقدینگی’ را به رخ می‌کشید و آن را مؤثر در تورم می‌دانست. در عین حال، او در مقابل لجن‌مالی مخالفین دولت قبل در همین زمینه سکوت می‌کرد. نمونه آن مقاله زیر (در کنار مقالات بسیار متعدد ولی مشابه) که ‘حجم نقدینگی کل’ را در دولت‌های متوالی مقایسه کرده و نتیجه می‌گیرد که احمدی‌نژاد ۸۵ درصد نقدینگی کل تاریخ انقلاب را ایجاد کرده!
http://www.eghtesadeiranonline.com/vdcdxn0x5yt0ss6.2a2y.html
و مقاله زیر که بدون مقایسه با دولت‌های قبل، رشد نقدینگی دولت احمدی‌نژاد (۶ برابر) را بسیار زیاد می‌داند http://www.khabaronline.ir/detail/267501/Economy/macroeconomics

حقیقت تلح ‘واقعیت’ این است که آن را می‌توان به صورت مشابه بر علیه همه دولت‌ها دست گرفت. اگر مقایسه حجم نقدینگی کل صحیح باشد، برای همه دولت‌ها صحیح است، و اگر استناد به رشد نقدینگی درست باشد، برای همه چنین است. اما گاه انسان‌ها خود را متولی مفاهیمی مثل ‘عدالت’ یا ‘تخصص اقتصادی’ می‌دانند، و در شرایط مشابه رفتارهای متضاد پیش می‌گیرند. این رفتار قطعا شایسته انتقاد است.

۴- گویا دکتر توکلی لای قرآن را باز کرده و خوانده که “يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ ۖ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ”. در ۸ سال گذشته شدت انتقادات دکتر توکلی به جایی رسید که رهبر در یک جلسه خصوصی انتقادات او را به ‘کینه’ تعبیر می‌کند؛ اما ایشان که خود را ولایت‌مدار می‌داند، رویه خود را تغییر نمی‌دهد. اما امروز – با ۴ سال تأخیر – خود را با تذکر رهبر انطباق می‌دهد و می‌نویسد: «از نظر سیاسی حفظ امید مردم و تقویت حداکثر وحدت ممکن در وضعیت کنونی بسیار اهمیت دارد، وقتی انتقاد بر اساس محکمی استوار نباشد، تلقی به کارشکنی می‌شود و چیزی جز دلسردی و بغض و عداوت نمی‌زاید. چیزی که قطعاً به سود دشمنان این ملت شریف است.»

یادآوری می‌کنم، آیا در سال ۸۸ مشابه همین دروغ‌پراکنی‌ها در مورد حجم نقدینگی و گم شدن ۱ میلیارد پول نفت و لکه دار کردن حیثیت علی کردان تأثیری بر از بین رفتن وحدت و کاهش امید مردم نداشت و باعث بغض و عداوت نشد؟ اما تولید و تکثیر ۵ میلیون نسخه سی‌دی ۹۰ سیاسی که مشابه همین ادعاهای سایت مشرق را بر علیه دولت احمدی‌نژاد تکرار کرده بود، کسی را به یاد آیات قرآن نیانداخت. هنوز هم تولید همین دروغٔ‌ها (از جمله کشف گونی‌های چک و بهره‌برداریّای چند صد میلیاردی احمدی‌نژاد و نزدیکانش از پول فروش نفت و مانند آن) دکتر توکلی را به یاد آیات قرآن نمی‌اندازد. شاید احمدی‌نژاد ‘لا اله الا الله’ی متفاوت با روحانی می‌گوید؛ وگرنه چیز باعث می‌شود که یک انتقاد غلط (در عین حال با ادبیات محترمانه) به دولت روحانی رگ غیرت دکتر توکلی را بجنباند؟

۵- جهت اطلاع بیشتر، در مورد پنهان‌کاری هدف‌مند احمد توکلی و مغالطه‌های گذشته او، چند لینک و رفرنس ذکر می‌کنم.
الف) اعداد افزایش نقدینگی در ۱۷ سال متوالی نشان می‌دهد که ضریب افزایش نقدینگی در دولت احمدی‌نژاد کمتر از دولت خاتمی بوده است. لینک زیر:
http://www.eghtesadeiranonline.com/vdcf1xd0jw6dvea.igiw.html

به جدول انتهای مطلب مراجعه کنید، خودتان ضریب افزایش نقدینگی در بازه‌های ۸ ساله محاسبه کنید. من اعداد جدول را به نمودار تبدیل کرده‌ام:

نمودار نرخ رشد نقدینگی در ۱۷ سال گذشته

نمودار نرخ رشد نقدینگی در ۱۷ سال گذشته

* بازه‌های هشت ساله: چون عدد مربوط به سال ۷۶ در جدول وجود ندارد، مجموع نقدینگی در سال ۸۵ را بر عدد سال ۷۷ و نقدینگی سال ۹۳ را بر عدد سال ۸۵ تقسیم کنید. با توجه به این که می‌توان نقدینگی سال اول را تحت تأثیر برنامه دولت قبل دانست، این بازه‌ها منطقی به نظر می‌رسد.
عدد محاسبه شده برای دولت خاتمی ۷.۹ برابر و برای دولت احمدی‌نژاد ۴.۹ دهم برابر است.
* اگر محاسبه بالا را نمی‌پذیرید (به خاطر نبود اعداد سال ۷۶ و نقص عدد سال ۹۳) می‌توانید نسبت‌ها را در بازه‌های ۷ ساله محاسبه کنید. (سال ۸۴ بر ۷۷ و ۹۲ بر ۸۵) این بار به اعداد ۵.۶۸ و ۴.۶۳ می‌رسید.
* اگر به اعداد نرخ رشد نقدینگی در دولت خاتمی توجه کنید، متوجه می‌شوید که سال اول دولت مقدار آن زیر ۲۰ بوده و به تدریج تا نزدیک ۳۵ افزایش یافته؛ اما در دولت احمدی‌نژاد نرخ رشد نقدینگی از ۳۵ شروع شده و تا نزدیک ۱۵ کاهش یافته؛ در دو سال ۸۸ و ۸۹ (وقایع ۸۸ و هدفمندی) مقداری بیشتر شده و صرفا در ۲ سال آخر و هم‌زمان با بحران تحریم‌ها دوباره به ۳۰ نزدیک شده. این کنترل نقدینگی در حالی بوده که دولت احمدی‌نژاد می‌توانست به جای کاهش بدهی‌های باقی مانده از دولت‌های خاتمی و هاشمی و پر کردن صندوق ذخیره ارزی، یک صندوق خالی به همراه بدهی‌های افزایش یافته تحویل دهد.

اما احمد توکلی که دکترای اقتصاد دارد و همیشه منتقد سیاست‌های سه دولت قبل بوده، هیچ وقت ترغیب نشد که سیاست‌های مدیریت نقدینگی دولت احمدی‌نژاد را نسبت به دولت‌ خاتمی تحسین کند.

امروز توکلی می‌پرسد که کدام سال احمدی‌نژاد را باید با سال اول روحانی مقایسه کرد. اما او – به لطف حذف اعداد از نمودار – مجبور نمی‌شود توضیح بدهد که در دولت خاتمی صرفا ۲ سال تورم زیر ۲۶ وجود داشته که آن هم سال‌های ابتدایی آن دولت و تحت تأثیر شکست سیاست تعدیل اقتصادی دولت قبل بوده است؛ اما در دولت احمدی‌نژاد ۴ سال رشد نقدینگی زیر ۲۶ بوده، و ۲ سال آخر آن تحت تأثیر سیاست‌های دولت قبل و ۲ سال آخر آن تحت تأثیر تحریم‌های کمرشکن به بالای ۲۶ رسیده است. حتی در سال ۸۹ که سیاست هدفمندی اجرا شده، رشد نقدینگی بسیار کمتر از مقادیر نرمال دولت خاتمی بوده و سال بعد دوباره به زیر ۲۰ برگشته.

اما می‌بینیم که همیشه دکتر احمد توکلی با سیاست‌های هدف‌مندی و مسکن مهر با ادعای افزایش نقدینگی (و در نتیجه تأثیر بر تورم) مخالفت کرده است. آیا فهمیدید که چطور ۱ > ۱۰؟ آیا می‌بینید که چطور بعضی افراد زل می‌زنند به دوربین و به دروغ می‌گویند احمدی‌نژاد بیشترین نقدینگی تاریخ را ایجاد کرد؟

ب) احمد توکلی در ۸ سال گذشته بر ارتباط بین نقدینگی و تورم تأکید مستمر داشت. این مقاله در سال ۸۵ منتشر شده که تورم ۲۸ سال پیش از خود را با حجم و رشد نقدینگی مقایسه کرده است:
http://www.farsnews.com/printable.php?nn=8502170148
نتیجه مقاله این است که رابطه مستقیمی بین این دو وجود ندارد. در برخی سال‌ها افزایش نقدینگی باعث کاهش تورم می‌شود و در برخی سال‌ها کاهش نقدینگی باعث افزایش تورم می‌شود. عدد پایه پولی و ضریب فزاینده و محل هزینه‌کرد بودجه‌ها و بحران‌های اقتصادی جهانی و بحران‌های سیاسی می‌توانند علاوه بر رشد حج نقدینگی بر تورم تأثیر بگذارند. اما دکتر توکلی همیشه سیاست‌های دولت قبل (از جمله سیاست هدفمندی یارانه‌ها و مسکن مهر) را از زاویه میزان نقدینگی ایجاد شده نقد می‌کرده، و نه تأثیر آن بر افزایش تولید، رفع تبعیض، تقویت مردم مناطق محروم، و یا ایجاد جریان مهاجرت معکوس.
یعنی حتی آن رشد نقدینگی بیشتری که در دولت خاتمی بوده لزوما دلیل بر بد بودن عملکرد دولت خاتمی نیست، و برای قضاوت صحیح‌تر باید اثر رشد نقدینگی در دیگر جنبه‌های اقتصاد را ارزیابی کرد.

ج) مقاله زیر ضمن مقایسه تورم در سال‌های متعدد (باز هم با اطلاعات ناقص) به تأثیر انتظارات تورمی و انتظارات ضد تورمی بر رابطه بین نقدینگی و تورم اشاره می‌کند.
http://www.donya-e-eqtesad.com/news/519924/
* آیا کسی به خاطرش می‌آید که کسانی در طی سال‌های ۹۰ تا ۹۲ تهدیدهای زیر را تکرار کنند: “شعب ابی‌طالب در پیش است”، “قطحی خواهد شد”، “قصد دارند دلار را ۲۰۰۰ تومن کنند”، “قصد دارند دلار را ۳۰۰۰ هزار تومن کنند”، “دولت برای جبران کسری بودجه می‌خواهد دلار را گران کند”، “۸۰ درصد مشکلات اقتصادی ناشی از سوءمدیریت و افزایش نقدینگی و فقط ۲۰ درصد در اثر تحریم‌هاست”.
* اگر موارد بالا را به خاطر دارید، آیا همه این افراد،‌ خودشان یا برادرشان جزو کسانی نبوده‌اند که ارتباط مستقیم با سفارت‌خانه انگلیس داشته‌اند؟ آیا همه این افراد، کسانی نبوده‌اند که از واقعه حمله به سفارت انگلیس حمایت کرده باشند؟ آیا این افراد کسانی نبوده‌اند که در دولت جدید با اکثریت آرا به برقراری سریع رابطه با انگلیس خبیث اصرار کرده‌اند؟

۶- یکی از دوستان مطلبی بازنشر کرده بود در مورد این که “عبدالحلیم خدام” نزدیک‌ترین یار حافظ اسد، نفوذی غرب و عامل اسرائیل بوده است.
https://plus.google.com/105930857428086481637/posts/NkRFNdU4UCr
آیا زمانی می‌رسد که ما چشم باز کنیم و نفوذی‌های ۳۵ سال اخیر را شناسایی کنیم؟
آیا رابطه بین واردکنندگان منسوجات از چین و اروپا و فروشندگان صنایع نساجی به بخش خصوصی بررسی شده است؟
اگر ایمان به خدا و پیغمبر نبود، می‌شد همان طور که برخی صدها باجناق در دولت قبل کشف کردند (باجناق‌هایی که بعدها از دولت اخراج شدند) ما هم بگوییم چطور خانه‌های انقلابیون پاپتی در سال‌های پس از انقلاب آپگرید شد و فرزندان آنها چطور و در کجا شاغل شدند، و مانند آن.
اما دل ما خوش است که خدا و پیامبرش بر وضعیت ما ناظر هستند و آنها که زندگی مردم را تباه می‌کنند روزی تقاص پس خواهند داد.

چنانچه گفتم، حقیقت تلح ‘واقعیت’ این است که آن را می‌توان به صورت مشابه بر علیه همه دولت‌ها دست گرفت.
اگر در سال آینده مصداق‌های بی‌انصافی انقلابیون سابق بر علیه خود آنها استفاده شود، سال‌های پرچالشی را پیش رو داریم که حمایت امثال توکلی تأثیر ناچیزی در کاهش چالش‌ها خواهد داشت.

پس نوشت:
حتی رسانه انگلیس خبیث هم از انگلوفیل‌های ایرانی منصف‌تر است. بی‌بی‌سی در گزارش زیر نشان می‌دهد که چگونه در طول دولت احمدی‌نژاد قدرت خرید (عدد تراز شده) مردم در دهک‌های متفاوت به سمت ‘انصاف’ حرکت کرده است. به این صورت که اقشار ضعیف با یا بدون یارانه زندگی‌شان بهبود یافته و اقشار مرفه با یا بدون یارانه هزینه‌شان به نسبت درآمدشان بیشتر شده است.

این در حالی است که بسیاری از اصول‌گراها، راست‌های مدرن و چپ‌های حکومتی سیاست‌های عدالت‌خواهانه احمدی‌نژاد در ۸ سال گذشته را ‘توزیع فقر’ می‌خوانده‌اند.
http://www.bbc.co.uk/persian/blogs/2014/09/140802_l44_nazeran_rohani_subsidies.shtml

، ۱۷ مهر ۱۳۹۳
در گروه: اقتصادی, سیاسی

Leave a Comment :, , more...

حامیان احمدی‌نژاد از قشر نومتوسط روستازاده

، ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۲

مقدمه
پیشتر خانم +بهاره آروین مطلبی با عنوان “لشکر یارانه‌ای احمدی‌نژاد” به نقل از رادیو زمانه منتشر کرد، که بحث زیادی برانگیخت. چون مقاله رادیو زمانه منبع مشخص نداشت، و با تصورات قشر متوسط تضاد جدی داشت، بعضی تصور کردند که مصاحبه‌ها فرضی بوده است.
مطلب زیر، مکالمه شخصی بنده با یک فروشنده میدان تره‌بار شهرداری تهران در یکی از محلات شمال غرب تهران است. فروشنده مزبور – مانند اکثر فروشنده‌های میادین شهرداری – شهرستانی بود. پیشتر بارها سخنان مشابهی رو از راننده تاکسی، مسافرکش موتوری و دیگران شنیده بودم؛ اما این مکالمه، حاوی اطلاعات دست اولی از تفکرات و استدلال‌های حامیان عوام احمدی‌نژاد است.

مکالمه با فروشنده شهرستانی تره بار
* آقای مشتری: نامفهوم (در حال پرداخت پول)
* فروشنده: حالا بذار رئیس جمهور بعدی بیاد، می‌بینی که یارانه‌ها رو قطع می‌کنه.

– من: یعنی هنوز کسی هست که از احمدی‌نژاد طرفداری کنه؟ [خدایا منو ببخش :دی]
* ف: خداییش خیلی کار کرد، زحمت کشید، دست خیلی‌ها رو هم قطع کرد. به خدا اگه دوباره هم کاندید بشه، بهش رأی می‌دم.

– یارانه‌ها که واسه شما چیزی نمی‌شه.
* چرا چیزی نمی‌شه؟

– درآمدی که شما دارین، قابل مقایسه با پول یارانه‌ها نیست. لابد خانواده پرجمعیتی دارین؟
* شاید برای شما چیزی نمی‌شه؛ ولی واسه خیلی‌ها مهمه. ما اینجا ماهی 2 میلیون باید اجاره بدیم. کلی هم عائله داریم.

– خب هر چی هم قیمت خرید بره بالا، شما هم قیمت فروشتون بالا میره.
* نه آقا! ما هم فروشمون کم می‌شه. اونا تاجرای بازاری هستن که براشون هیچ فرقی نداره.

– باز شما قیمت فروش‌تون بالا می‌ره. ما که حقوق‌مون ثابته.
* آره خب، بیچاره اونا که حقوق ثابت دارن.

– زمان احمدی‌نژاد اقتصاد به گند کشیده شد.
* اینا همش تقصیر خودشونه، نمی‌خوان بذارن کار بکنه. دست همشون رو بریده.

– دست کیو بریده؟ این همه اختلاس تو دوره‌اش شد.
* آقا شما می‌دونی تو همین مجلس، همه از تأمین اجتماعی سهم داشتن؟ عضو هیأت مدیره بودن، حقوق 3 میلیونی می‌گرفتن؟ احمدی‌نژاد دست همه‌اشون رو قطع کرد. برای همین باش بدن. همشون تو شرکت‌های دولتی بودن.

– از اون لحاظ که دست همشون تو یه کاسه است. احمدی‌نژاد هم یه سری دیگه رو آورد.
* نخیر آقا. یادت هست اون اولش، تا شیش ماه نذاشتن وزیر نفت تعیین کنه؟ به خاطر این بود که همه پروژه‌های نفتی دست پسر ……. بود. نمی‌خواستن از دستشون خارج بشه. …….. بوووووووووووووووووق …..

– این همه گرونی شد، همه روستاها رو خراب کرد. اینا چیزی نیست؟
* نه آقا، بیخود می‌گن. تو روستاها الان وضع همه توپه، هر کسی حداقلش یه نیسان داره.

– پس این همه می‌گن کشاورزی مملکت رو به گند کشید، اینا چیه؟
* اگر وضع کشاورزی بد شده، پس از کجا وضع‌شون خوب شده؟ خب بهشون رسیدن دیگه. بیا بریم روستای خودمون نشونت بدم. همه روستاها آباد شدن.

[خانمی امروزی پس از خرید از غرفه میوه، در حال گذر است. نمی‌دانم مکالمه ما رو شنیده، یا از ظاهر اجتماعی فروشنده حدس زده حامی احمدی‌نژاد است]
* خانم عابر به فروشنده: با این رئیس جمهورتون که مملکت رو به این روز انداخت.
* فروشنده: مگه رئیس جمهور شما نیست؟
* خانم: نه دیگه، شماها آوردین‌ش اون بالا. [خانمه انگار که بوی بدی شنیده، کله‌اش را تکان می‌دهد و در همان مسیر خودش می‌رود]

* من: از کجا می‌دونست احمدی‌نژادی هستی؟
* ف: نمی‌دونم. لابد ذهن منو خونده.

– ما که می‌بینیم می‌گن همه باش دشمنن، همه از وضع مملکت شاکین. شما چطور حامی‌ش هستی هنوز؟
* هر کسی خب نظر خودش رو داره دیگه؛ ما هم نظرمون اینه.

– تو این انتخابات به کی رأی می‌دی؟
* نمی‌دونم، باید ببینم کی میاد، تا ببینم به کی رأی بدم. کسی که یارانه‌ها رو قطع نکنه، دست دزدا رو قطع کنه.

– الان که همه کاندیداها معلومن. قالیباف، لاریجانی، مشایی، کی؟
* [سری تکان می‌دهد و با تردید می‌گوید] قالیباف که خداییش تو تهران بد کار نکرده.

– مشایی چطور؟
* باید ببینم چه گروهی پشت سرشه، چی کار می‌خواد بکنه. خودت به کی رأی می‌دی؟

– من هنوز نمی‌دونم.
* همه غر می‌زنن. من خودم از کارم راضی نیستم، شما هم نیستی، بقیه هم همین طور. مهم اینه که کی درست کار می‌کنه.

– حساب ما چند شد؟
– محض اطلاعت، من خودم هم به احمدی‌نژاد رأی دادم.

می‌خندد، حساب می‌کنم و به سمت خانه برمی‌گردم.

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

در مسیر از جلوی دانشگاه آزاد واحد ……… عبور می‌کنم. بیش از هزار – هزار و پانصد ماشین پاژیرو، زانتیا، یاریس، 206 و پراید در اطراف و وسط خیابان پارک کرده تا امیدهای قشر متوسط و مرفه جامعه با خیال راحت در دانشگاه تحصیل کنند! رانندگان 18 تا 25 ساله، از ماشین‌ها سوار و پیاده می‌شوند؛ با دوست دخترها و دست پسرهایشان صحبت می‌کنند. دخترا بی‌حجاب و چادری و …….
سیاوش می‌خواند : می‌رم از شهر تو با یه کوله بار از خاطره؛ و من با خودم فکر می‌کنم اینها سال 88 به کی رأی دادن؟ آیا اگر منابع کشور به نفع حاشیه‌نشین‌ها جریان پیدا کند، چقدر به “ممه‌ای که لولو برد” زاهدند؟ اگر منافع کشور برای استقلال کشور هزینه شود، چقدر اهل تحمل‌ند؟ چقدر برای رأی فروشنده روستایی‌زاده ارزش قائل‌ند؟  ….
در همین افکار، به نزدیک خانه می‌رسم؛ شقایق‌ها و گل زردهای خودرو کنار دیوار و گوشه خرابه‌ها را می‌بینم و سیاوش می‌خواند : رفتی و آدمکا رو جا گذاشتی؛ راست می‌گوید. با خودم عهد کرد‌ه‌ام هر چقدر هم جزو قشر متوسط باشم، دغدغه‌های شهرستانی خودم را حفظ کنم و دغدغه‌های آدمکا را برای خودشان بگذارم. #اومانیسم_روستایی بیشتر به من حال می‌دهد؛ منی که شقایق خودرو می‌پسندم!

نتیجه گیری

1- احمدی‌نژاد بر خلاف توهم تکثیر شده توسط احزاب و اشراف، هنوز پایگاه بسیار زیادی بین مردم قشر ضعیف و نیز قشر متوسط برخواسته از حاشیه داره. کلا این جنگ فقر و غنا که خمینی مطرح کرد، محتوای زیادی برای بحث داره. زمانی یک راننده تاکسی سرویس با افتخار در مورد حمید رسایی صحبت می‌کرد، می‌گفت “این آخونده با جرأت تو مجلس گفته که چرا پرونده‌های پسر ……. مطرح نمی‌شه؛ کلی حرف‌های دیگه هم زده.” [خدا منو ببخشه، برای اون هم ژست مخالف گرفتم 🙂 ]

2- استدلال‌های مطرح شده توسط قشر ضعیف و مستضعف، گداصفتانه نیست. آنها اوضاع سیاسی را به دقت رصد می‌کنند، و از عضویت افراد در هیأت مدیره‌ها، قراردادهای نفتی، تحصیل آقازاده‌ها در اروپا و سایر موارد باخبرند. با سختی‌های ناشی از سیاست خارجه مشکلی ندارند، از مانور تجمل مسؤولین دل‌شان به درد می‌آید. به رغم همه تبعیض‌ها، دانسته از نظام حمایت می‌کنند؛ و البته به امثال احمدی‌نژاد برای پالایش کشور دل بسته اند.

3- آنها یارانه را به عنوان صدقه نمی‌بینند، بلکه به عنوان بخشی از عدالت احمدی‌نژاد می‌بینند. آنها می‌دانند که منابع کشور سال‌ها خرج رفاه و ثروت دیگرانی شده، و حال سهم‌ها اندکی عادلانه‌تر تقسیم می‌شود. لذا گرانی کمتر به چشم‌شان می‌آید، چون عادت کرده‌اند به روزی‌شان قناعت کنند. زمان هاشمی هم گرانی شدید بود، اما آن زمان کسی دغدغه آنها را نداشت.

4- امروزه قشر حامی احمدی‌نژاد، احساس عزت و غرور می‌کنند. پیشتر امثال این آدم‌ها در یک محله بالاشهر، خفه می‌شدند و موضع خود را ابراز نمی‌کردند. اما الان با افتخار از رأی دادن به او صحبت می‌کنند.

5- مخالفان احمدی‌نژاد، هر چقدر که کارشکنی می‌کنند؛ بیشتر از این مردم فاصله می‌گیرند. هشت سال از کابینه 84 گذشته، و مردم هنوز در خاطرشان هست که کدام وزیر رد شد، و کدام تأیید شد. در مورد استیضاح وزیر رفاه، به تفاسیر رسمی اعتماد نمی‌کنند. تخریب‌کنندگان احمدی‌نژاد، لگد به بخت خودشان می‌زنند.

6- عوام هم هنوز تصمیم نگرفته‌اند. لحظه به لحظه دارن مواضع، سخنان، و رفتارهای کاندیداها رو رصد می‌کنن. برنامه‌ها، حرف‌ها، رأی‌های رد و تأیید، تمام در حافظه مردم ثبت و ضبط شده و در دادگاه انتخاباتی خلق علیه‌شون استفاده خواهد شد. در لحظات آخر، بر اساس انتگرال رفتارهای افراد در تمامی سال‌های پس از جنگ، در مورد آنها قضاوت می‌کنند. منتخب نهایی مردم، کاملا آگاهانه انتخاب خواهد شد و بازی‌های ائتلافی و قرتی‌بازی‌های ریشوانه تأثیری در آن نخواهد داشت.

#عدالت_وانتخابات #عدالت_اجتماعی #انتخابات۹۲ #انتخابات_ریاست_جمهوری_1392

، ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۲
در گروه: اجتماعی, اقتصادی, خاطره, سیاسی

۲ Comments :, , , , , , , more...

اسلام انحرافی، بسیجی انحرافی

، ۲۳ اسفند ۱۳۹۱

پست میهمان از حمیدرضا صالحی، آدرس مطلب اصلی

توضیح ضروری: به نظر می‌رسد در متن اشکالی درباره مفسدین اقتصادی وجود دارد. مطلب به رسم حفظ امانت بدون هیچ تغییر نقل شده و توضیحات تکمیلی به صورت پانوشت ذکر شده است.

مقدمه
روزهای پس از انتخابات سال 88 بود که عده ای از معترضین به نتیجه انتخابات (و عده ای آشوبگر مخلوط با آنها) شعار میدادند “بسیجی واقعی، همّت بود و باکری” .این شعار برای من مصداق عبارت “کلمه الحق یراد بها الباطل” (کمله حقی که با آن اراده به باطل شود) بود.
طبیعی است، همه قبول دارند بسیجی واقعی، بسیجی با ایمان، بسیجی مورد نظر و مطلوب امثال شهید همت و باکری بودند…
اما چرا اراده به باطل؟ خب شاید نام بردن از این دو شهید بزرگوار به طور خاص به دلیل مواضع خانوده های ایشان در سال 88 بود، البته در کنار آن تضعیف بسیج و بسیجی امروز به دلیل زاویه داشتن با سیاست های گروه شکست خرده در انتخابات. یعنی منظور معرفی بسیجی واقعی نبود ، بلکه اعلام دروغی بودن بسیجی های امروز بود…
البته در کنار همه این مسائل رفتار بعضی بسیجی نماها (آنهایی که رسماً بسیجی هستند ولی عملاً و اخلاقاً هیچ رابطه ای با بسیج ندارند) باعث شده بود این شعار در ذهن عده ای از مردم پررنگ شود …

لزوم خود انتقادی و مبارزه با فساد درونی
یکی از مسائلی که در کشور ما به طور خاص وجود داشته سواستفاده از نام دین و شعائر مذهبی برای رسیدن به اهداف و منافع فردی و گروهی بوده است . البته این مسئله کاملاً طبیعی است …
افراد فاسد به دنبال قدرت هستند و امروز قدرت در طرفداری از مذهب است (به دلیل بافت فکری، فرهنگی و حکومتی کشور ما)، شاید در کشور دیگری قدرت در طرفداری از کفر باشد…
به دنبال چنین وضعیتی عده ای از فرصت طلب ها جذب گروه ها و مشاغل مذهبی شدند . البته عده ای هم در ابتدا نیت خیر و متعالی داشتند، اما به مرور به واسطه طعم شیرین وجهه عمومی ، قدرت کاذب و یا استفاده فردی از امکانات سازمانی خود (با توجیهات شرعی) به مرور و به صورت نرم دچار انحراف و تغییر عقیده شدند (البته به طور سربسته به نظر میرسد این مسئله حتی تا بالاترین جایگاه های مدیریتی کشور نیز پیش رفته . از نماینده مجلس گفته تا شاید رئیس جمهور)…

مطلب زیر سخنان ابوالفضل گلزاری،مدیرعامل شرکت شرکت خط و ابنیه راه‌آهن (تراورس) که به جرم مشارکت در پرداخت رشوه به مبلغ ۶۳۶ هزار یورو و تحصیل مال از طریق نامشروع به مبلغ ۷۰۰ میلیون تومان در جلسه هشتم دادگاه فساد بزرگ مالی محاکمه شد است:

“کار شرکت تراورس نگهداری، نوسازی و بازسازی خطوط ریلی و تولید تراورس بتونی بود. در پنج سالی که من در این شرکت حضور داشتم یک نیرو هم کم نکردیم و همیشه افزایش تولید داشتیم. افتخار دارم که انحصار بازسازی خطوط ریلی را در این مدت شکستم و مناقصه پروژه بندرعباس ـ شیراز را در اوج سلامت به عنوان یک بسیجی به سرانجام رساندم.”
….
پشت صحنه قرارداد امضا شده برای واگذاری پروژه دو طبقه کردن رامسر به نور، آقای «م» بود. آمدند یک تفاهم نامه امضا کردند و به مه آفرید گفتند اگر خط ابنیه را بگیرید این امتیازات را به تو می دهیم. من بچه کربلای پنج بودم. از کجا می دانستم یک روز در دادگاه رسیدگی به فساد مالی حضور می یابم؟

من از خاوری سربلند ترم زیرا امروز در اینجا قرار گرفته و از خودم دفاع می کنم . برادرم از من پرسید که آیا پسرت را به جلسه دادگاه بیاورم و من گفتم بیاور تا ببیند که پدرش لقمه حرام نخورده است.

یا بخشی از سخنان شاپور رهنمای ذکاوت، مديرکل طرح و برنامه و بودجه وزارت راه و ترابري که به جرم اختلاس و دریافت رشوه به 10 سال حبس، 74 ضربه شلاق، انفصال دایم از خدمات دولتی محکوم شد:

“…. من به خاطر اينكه دوستم يعني «ش.ب» فرزند شهيد بود و به خاطر حفظ حرمت خانواده شهدا ابتدا نخواستم او را درگير و گرفتار اين ماجرا كنم. 266 هزار دلاری که در اتومبیل من گذاشتند را به ریاضی كه فوت كرده دادم. از 300 ميليون تومانی هم که گرفتم ابتدا يك منزل در سه راه آذري براي يك خانواده بي‌بضاعت خريدم…”

اجازه بدهید بیش از این ادامه ندهم ، احتمالاً همین مقدار برای درک اصل مطلب کافی باشد. البته اگر در کنار همه این مسائل نامه آقای زیبا کلام به رئیس قوه قضائیه (اینجا : http://www.qudsonline.ir/NSite/FullStory/News/?Id=106895 ) را مطالعه کنید، بهتر اصل حرف مرا متوجه میشوید.
واقعاً اگر دقت کنیم متوجه می شویم که بسیاری از افرادی که در این فساد بزرگ نقش داشته اند چه بسا خدمات بزرگی به کشور انجام داده باشند (در راس آنها آقای خسروی) ، اما آیا این دلیل بر فساد میشود؟

این افراد عموم این خدمات را از طریق فساد ، باند بازی ، مزایده ها و مناقصه های صوری، پارتی بازی و رانت خواری انجام داده اند . یعنی پروژه هایی که قانوناً باید در رقابتی سالم در بین شرکتهای خصوصی پخش میشد به طرز خاصی فقط به عده ای خاص رسیده است. طبیعتاً تمام این پروژه ها منشا خدمت به کشور بوده و هستند. اما آیا میشود به صرف خودی بودن یا هماهنگی فکری داشتن چنین تبعیض و فسادی را پذیرفت؟
نکته جالب تر آن است که این فقط یکی از فساد های افشا شده در کشور ماست و کسی که حداقل آشنایی با کارهای تولیدی و شرکتهای خصوصی داشته باشد متوجه میشود که این فساد ریشه ای بس عمیق تر و مستحکم تر دارد . پروژه های دولتی و ملی عموماً به طور خاص در اختیار طرفداران و همفکران گروه حاکم (به طور خاص قوه مجریه) هستند.
بهتر که نگاه میکنیم انگار آقای احمدی نژاد دچار همان وضعیتی شده که میخواست با آن مبارزه کند.
عبارت نمی گذارند احمدی نژاد کار کند را زیاد شنیده اید. اما روزی نیست که خبری از فساد مالی یا انحرافات فکری (که این نوشتار قصد پرداختن به آن را ندارد) در اطرافیان رئیس جمهور نشنویم … من نمی خواهم رئیس جمهور را متهم کنم که حقاً هم این چنین به نظر نمیرسد اما شیوه مدیریتی ایشان راه را برای اعمال نفوذ و قدرت اطرافیان فاسد ایشان باز کرده است …
همین تفکر که ما صرفاً میخواهیم کار پیش برود (به هر قیمتی) خود منشا فساد است. با این توجیه که فلان شخص یا گروه بهتر میتواند پروژه ها را اداره کند پس نیازی به مزایده و مناقصه نیست و به طور مستقیم پروژه را به او میدهیم …
نتیجه آن همین بدهکاران بزرگ بانکی میشود که هر روز شخص رئیس جمهور اعلام میکند اما نام آنها را به قوه قضائیه اعلام نمی کند. چرا؟ چون این بدهکاران زاییده خود دولت محترم (و ایضاً دولت های قبلی) هستند. دولت ترجیح میدهد با توافق و گفت و گو پول رفته شده از جیب مردم و بیت المال را برگرداند …
ریشه این مشکلات همان باند بازی و گروه بازی اولیه بوده است … برای آشنایی بیشتر با ابعاد این مسئله بهتر است به نام تازه آشنای پدیده شاندیز فکر کنیم.. نامی که در طول چهار سال از هیچ به اوج رسید تا جایی که توانسته یک مجموعه در ابعاد شهر در مشهد و کیش راه اندازی کند (اکثر همایش های دولت در سالن های همین گروه برگزار میشود. به خصوص در کیش)…
واقعاً کدام سرمایه دای از راه حلال و قانونی میتواند در این مدت کم چنین سرمایه ای را جذب کند؟ (البته صرفاً اعلام جرم و اتهام نمیکنم چه اینکه شاید به صورت استثنا بشود .. اما انگار این استثنا هم از همین دست مسائل باشد)

پایان کلام
مهمترین مسئله ای که به اسلام، تشیع ، مذهب ، بسیج و هر چیزی که رنگ و بوی دینی دارد ضربه میزند همین مسائل است … افرادی که با لباس دین و بسیج و غیره دست به فساد های مختلف (مخصوصاً) اقتصادی میزنند …
راه مبارزه با فساد شعار نیست. باید از مجراهای اصلی و قانونی کشور با آن برخورد شود … شکستن قانون غلط نیز عین فساد است . رئیس جمهور محترم در این مدت نشان داده اند که چندان اعتقادی به پیگیری فساد از طریق مجرای قانونی آن (قوه قضائیه) ندارند و ترجیح میدهند افکار عمومی را صرفاً با حرف درگیر این مسائل کنند.
شاید بهتر باشد به بلوغی برسیم تا فردی را انتخاب کنیم که شعار و منش و عمل او اصلاحات اصولی باشد. اصلاح امور و مبارزه با فساد از مجرای صحیح و قانونی آن.. طبیعتاً ضعف های قانونی در همین مسیر شناخته میشوند و قانون اصلاح خواهد شد …
چه بسا از همین مجرا باشد که بتوان بسیجی واقعی را از دروغین شناخت ..

مقام معظم رهبری:

“این فکر غلط باید از ذهنهای دیگران بیرون رود که بسیجی کسی است که مقررات را رعایت نمی‌کند؛ برعکس، آن کسی بسیجی‌تر است که مقررات را بیشتر رعایت می‌کند؛ به خاطر آن‌که این فرد بیشتر از همه برای نظام دل می‌سوزاند و مقررات، لوازم قطعی اداره‌ی درست نظام است.” (6/4/68)

“بسیج سیاسى است، اما سیاست‌زده نیست، سیاسى‌کار نیست، جناحى نیست؛ بسیج مجاهد است، اما بى‌انضباط نیست، افراطى نیست؛ بسیج عمیقاً متدین و متعبد است، اما متحجر نیست، خرافى نیست؛ بسیج بابصیرت است، اما از خود راضى نیست؛ بسیج اهل جذب است – گفته‌ایم جذب حداکثرى – اما اهل تسامح در اصول نیست؛ بسیج غیور است، پاسدار خطوط فاصل است؛ بسیج طرفدار علم است، اما علم‌زده نیست؛ بسیج متخلق به اخلاق اسلامى است، اما ریاکار نیست؛ بسیج در کار آبادکردن دنیاست، اما خود اهل دنیا نیست. این شد یک فرهنگ. فرهنگ بسیجى یعنى آن مجموعه‌ى معرفت‌ها و روش‌ها و منش‌هایى که می‌تواند مجموعه‌هاى عظیمى را در ملت به وجود بیاورد که تضمین‌کننده‌ى حرکت مستقیم و پایدار اسلامى آن ملت باشند. این یک تفکر است؛ در ذهن هم نیست، در خارج و در عینیت وجود دارد.”(6/9/1390)

=====
پ.ن:
مشروح جلسه هشتم و نهم دادگاه فساد بزرگ مالی : http://www.jahannews.com/vdcg339xwak9un4.rpra.html
نقدی بر نامه زیباکلام: http://alef.ir/vdcjhyevauqeoaz.fsfu.html?180797
پاسخ زیبا کلام به نقد نامه اش: http://alef.ir/vdcjhvevvuqeo8z.fsfu.html?181291

توضیح عصر وارثین:

پ.ن. 1
در مورد ارائه فهرست مفسدین اقتصادی توسط دولت شبهه‌ای وجود دارد که نتیجه‌گیری مطلب را نیز تحت تأثیر قرار داده است. مطلب به رسم امانتداری به طور کامل نقل شده، اما ذکر توضیح به منظور اجتناب از ایراد اتهام به دولت ضروری به نظر می‌رسد. در ذیل، برخی از تیترهای اخبار مربوط به فهرست مفدسین اقتصادی به همراه لینک‌های مربوطه ذکر شده است.

فروردین 90 – محمود احمدی‌نژاد
رييس دولت اعلام کرد: اواخر سال 89 يک ليست 250 نفره از مفسدان اقتصادي را که در بخش هاي مختلف اقتصادي و بانکي، دست به اختلاس و سوء استفاده از بيت المال زده اند را تهيه کرده و براي پيگيري در اختيار قوه قضائيه قرار داده است.

22 فروردین 1390 – غلامحسین محسنی اژه‌ای
سخنگوی قوه قضاییه گفت: لیست 250 نفری متهمان به مفاسد اقتصادی که از سوی رئیس جمهوری به قوه قضاییه ارسال شده، برای بررسی و اقدامات قانونی به دادگستری ارجاع شد.

3 مرداد 1390 – محسنی اژه‌ای
دادستان تصریح کرد: بخشی از فهرست 250 ارائه داده شده از سوی رییس جمهور را کسانی تشکیل می دهند که مفسد اقتصادی نیستند، بلکه معوقات بانکی دارند. تعدادی هم می توان گفت که مفسد اقتصادی هستند که پرونده آنها در حال پیگیری است.

03 دی 1391 – آملی لاریجانی
دو سال است دادستانی کل کشور به بانک‌ها نامه زده است و از آنها درخواست کرده تا اسامی بدهکاران بانکی را معرفی کنند، گفت: این اتفاق هنوز هم نیفتاده و هر چند که ما می‌توانیم خود ما براساس اختیارات قانونی‌مان به این موضوع ورود پیدا کرده و آن را بررسی کنیم. رئیس‌جمهور می‌گویند نام 300 نفر که معوقات بانکی دارند در دست ایشان است در حالی که اولین جای که باید به آن نام دارندگان معوقات بانکی داده شود، دستگاه قضایی است.

https://goo.gl/iNfuk
https://goo.gl/sXiHd
https://goo.gl/wAEhM
https://goo.gl/L6v3a

پ.ن.2
در مورد پدیده شاندیز، سند یا منبعی که تأیید کننده فساد مالی در پروژه باشد ارائه نشده است.

، ۲۳ اسفند ۱۳۹۱
در گروه: اجتماعی, اقتصادی, سیاسی

دیدگاه‌ها برای اسلام انحرافی، بسیجی انحرافی بسته هستند :, , , , , more...

مرگ چاوز و تفاوت احمدی‌نژاد با مجاهدین خلق

، ۱۹ اسفند ۱۳۹۱

هشدار: این متن بر اساس برداشت شخصی من و برای اطلاع کسانی است که دلشان می‌خواهد شاید بتوانند احمدی‌نژاد را تحلیل و پیش‌بینی کنند و هیچ ارزش دیگری ندارد.

(۱) مجاهدین خلق
همه می‌دانیم (؟) در ابتدای انقلاب مجاهدین خلق در مورد پیام‌های قرآنی تحلیل فیزیکی داشتند، و به همین دلیل اکثرا مهندسین و دانشجویان علوم طبیعی از بهترین دانشگاه‌های کشور جذب آنها می‌شدند. پایه فکری آنها بر اساس تفسیرهای برخی از آقایان نهضت آزادی بود که مثلا آیه “رفع السموات بغیر عمدٍ ترونها” را به نیروی جاذبه، و ملائکه را به ابر و باد و مه و خورشید و فلک و نیروها و قوانین فیزیکی تعبیر می‌کردند و مانند آن. یعنی که آیات تمثیلی و متشابه قرآن را بر اساس قطعیت خود از علم مدرن تفسیر می‌کردند، و تلاش می‌کردند که تعبیری منطبق با عقل (به نظر خودشان) از اسلام ارائه دهند.
در ادامه، آنها سنت‌های الهی و موارد دیگر را نیز در راستای تکامل تاریخ و هدف غایی سوسیالیسم جهانی و حکومت پرولتاریا تعبیر می‌کردند. نتیجه شد آنچه که دیدید.

(۲) احمدی‌نژاد
احمدی‌نژاد در سال 84 و در ابتدای کارزار انتخاباتی خودش به یقین خبر از پیروزی خودش داد. پس از انتخابات، مخالفینش این خبر را تعبیر به تقلب قطعی به نفع او (و لابد در دولت خاتمی) کردند. موافقین‌ش این خبر را در راستای إخبار برخی از علما مبنی بر “امضای احمدی نژاد توسط امام زمان” تعبیر کردند.
اما به نظر من، احمدی‌نژاد کاملا به روش متفاوتی به یقین رسیده بود.
به نظر من، احمدی‌نژاد ابتدا برداشت خود از جهان را می‌بیند، سپس آیات یقینی قرآن را به واقعیات جهان بیرونی اعمال می‌کند و در پایان از نتیجه استفاده می‌کند. احمدی‌نژاد بر خلاف مجاهدین خلق، آیات قرآن را یقینی می‌بیند و جهان بیرون را تفسیر می‌کند. (مجاهدین علم خود را قطعی می‌دیدند و متشابهات قرآن را تفسیر می‌کردند).
یعنی چه؟
یعنی احمدی‌نژادِ ذهن من در مثال بالا هدف خودش را یک هدف الهی (مبارزه با فساد، اجرای عدالت، حمایت از مستضعفین) دانسته، تلاش خودش را در آن راستا دانسته، و لذا از آیات قرآن نتیجه گرفته که قطعا در چنین مبارزه‌ای پیروز خواهد شد. این سبک استدلال و نتیجه گیری را بارها در سخنان احمدی‌نژاد می‌توان مشاهده کرد.

احمدی‌نژاد و مرگ چاوز
به نظر من، در قضیه چاوز نیز احمدی‌نژاد به این سبک عمل کرد.
مطلب زیر را بخوانید (منبع https://goo.gl/XhiXr +ببخشید چند لحظه…)

حضرت امام خامنه ای (مد ظله) در ابتدای یکی از دروس خارج فقه نکته ای در این باره فرموده اند:
افرادی از روی جهالت و غفلت، دین و مذهب غلطی دارند، آنها جدایند. دشمنی آنها، دشمنی فی الله نیست. در یکی از مباحث همین (کتاب) مکاسب محرمه در بحث اعانت ظالم، امام (ره) فرمایشی دارند، ایشان میگویند: «اغلب کفاری که در دنیا هستند، اینها مستضعفین هستند. با این که خبر از اسلام و مسلمین هم دارند»، اما ایشان میگویند: «اغلب مستضعفند! اینهایی که مستضعفند، در زمرهی دشمنان خدا نیستند. آنها مشمول این حرف کلی نیستند. مراد آن کسانی است که دارند با خدا، با راه خدا، مخاصمه میکنند. مظهر کاملش، سیاستمداران گمراه کنندهی دنیای جاهلیت امروزند. اینها مصداق اتمّش هستند. با اینها باید دشمنی کرد. البته در مقام دیپلماسی ممکن است انسان با کسی دشمن هم باشد، به رو نیاورد. این، عیبی ندارد. اینها روشها و حیله هاست، مانعی هم ندارد.» اما نمیتوان اینها را دوست گرفت: «یا أیّها الذین آمنوا لا تتّخذوا عدوّی و عدوّکم اولیاء تلقون إلیهم بالمودّة»

این نقل قول از رهبری و امام را بگذارید در کنار برداشت یقینی احمدی‌نژاد از اینکه چاوز در راستای بسط عدالت و مبارزه با ظلم و فساد تلاش کرد، و از مستضعفین جهان – از آمریکای لاتین گرفته تا فلسطین – حمایت کرد. پس نه تنها چاوز مستضعف بود، بلکه اهل قیام علیه ظلم نیز بود. از سوی دیگر، چاوز عنادی با دین و خدا نداشت. قلب او آمادگی پذیرش اسلام و امام زمانی که عدالت را در جهان بسط دهد داشت.
این دو مطلب می‌شود برداشت احمدی‌نژاد از جهان واقع.
حالا این برداشت را بگذارید کنار آیه استضعاف: “و نرید أن نمنّ علی الذین استضعفوا فی الأرض، و نجعلـ ـهم ائمة و نجعلـ ـهم الوارثین”.
اولا که آیه قطعی است. استفاده از کلمه “أن” و به کار بردن افعال مضارع “نرید، نمن و نجعلهم” بیانگر قطعیت آیه است. از سوی دیگر، آیه هیچ اشاره‌ای به دین یا ایمان افراد نکرده، بلکه فقط به استضعاف آنها اشاره کرده.
حال با احمدی‌نژادِ ذهن من آیه قطعی قرآن و برداشت خود جهان واقع را کنار هم بگذارید. نتیجه چه می‌شود؟ “چاوز به عنوان یک مستضعفِ مجاهد و غیر جاحد و غیر کافر، مخاطب آیه قرآن محسوب می‌شود و می‌تواند جزو مستضعفین وارث باشد.” از اینجا احمدی‌نژادِ ذهن من به یک حتم می‌رسد.

(3) آیا این نتیجه گیری انحرافی است؟
من در مواردی دیدم که رهبری (منبع پیدا نکردم) آیه “إن تنصروا الله ینصرکم و یثّبت أقدامکم” را تفسیر به مجاهدت‌های جوانان مسلمان کردند و خبر از نصرت قطعی خداوند دادند.
در جای دیگر +توحید عزیزی در وبلاگ +عصر وارثین از اضمحلال قطعی جمهوری اسلامی بر اساس سنت‌های الهی خبر می‌دهد:
http://www.ageofinheritors.com/?p=61
http://www.ageofinheritors.com/?p=234

آیا این سبک نتیجه گیری غلط است؟

نمی‌دانم! اما دیده‌ام که بسیاری از علما و صاحب‌نظران علوم دینی این گونه مطالب یقینی بیان کرده‌اند. قطعا در هر سبک استدلالی، انسان می‌تواند به نتیجه درست یا غلط برسد. من در اینجا صرفا شیوه استدلال احمدی‌نژاد را حدس زده‌ام و کاری به صحت و سقم نتیجه‌ی او ندارم.
من روش تجزیه و تحلیل احمدی‌نژاد را بر اساس برداشت خودم برای شما توضیح دادم؛ نتیجه گیری با شما.

تکمیلی:

مطلب زیر هم یک نوع تحلیل است که تحلیل‌گر آن جزو کسانی است که پیروزی احمدی‌نژاد در انتخابات 1384 را به امام زمان گره زده بودند. شما مقایسه کنید.

https://plus.google.com/115185851940680806159/posts/AhG8XxALXm4

#انحراف #احمدینژاد #سنت_الهی_و_جامعه

 

، ۱۹ اسفند ۱۳۹۱
در گروه: سیاسی

Leave a Comment : more...

از تبعات یک برد: من دیگر احمدی‌نژادی نیستم

، ۰۳ بهمن ۱۳۹۱

البته من هیچ وقت یک احمدی‌نژادی به تعبیر مصطلح نبودم و او را معجزه یا منتخب امام زمان نمی‌دانستم.
شاید این سخن امروز بدیهی است، اما سال 84 داستان متفاوت بود. عده‌ای او را دیوی کوتوله و برخی قدیسی آسمانی می‌خواندند.
احمدی‌پرستان بیشتر به احمدی‌نژاد ضربه زدند. آنها علمایی مانند آیت‌الله جوادی آملی را بی‌بصیرت خواندند؛ و حالا او را بزرگترین انحراف در تاریخ اسلام می‌دانند و نفس کشیدن او را هم تحمل نمی‌کنند. (احمدی‌نژادی به این معنا را از آهستان بخوانید.)

از بین همه جنجال‌های 84، من به سخنرانی احمدی‌نژاد در دانشگاه صنعتی اصفهان رای دادم. منطقی در آن سخنرانی بود که هنوز بسیاری از حامیان او آن را درک نکرده‌اند.
من در سال 88، مثل بسیاری دیگر اشتباه کردم و به فردی ظاهرا خنثی رای دادم. اما پارسال متوجه دروغ قبایل در مورد انحراف شدم، و دوباره از احمدی‌نژاد حمایت کردم. در این حضور چند ماهه در شبکه اجتماعی گوگلپلاس تلاش کردم به سهم خودم در تضعیف اثر پروپاگاندای قدرت‌طلبان بکوشم و نگاهی دیگر به احمدی‌نژاد داشته باشم:
– در استریم #انحراف_و_رهبری نظراتی را که انحرافی نامیده می‌شد با نظر رهبر یا دیگر اندیشمندان مقایسه کردم.
– در استریم #پیشبینی از سرانجام اختلافات بین مجلس و دولت نوشتم.
– در استریم #انحراف و #انحرافی از اصل سخنانی که با تقطیع انحرافی می‌شد نوشتم.
– از #حفظ_نظام و رابطه آن با #عدالت گفتم.

روز پایان
روزی که احمدی‌نژاد با طرح‌هایی جدید در مجلس حضور یافت، بازی باخته را هوشمندانه برد. من برد او را پیش‌بینی کرده بودم؛ اما این بار، پیروزی او علت خداحافظی من است.
احمدی‌نژاد از حامیان افراطی ضربه خورد، احمدی‌نژاد جدید محتاج‌تر به همراهانی است که وضعیت کشور و اشتباهات مدیران را دلسوزانه نقد کنند و پیشنهادهایی منطقی برای بهبود وضعیت کشور ارائه دهند.

حمایت یا مخالفت با مشایی، بحثی انحرافی است؛
امروز احمدی‌نژاد سخن از آمادگی زیرساخت‌های کشور برای حرکت به سوی فردا می‌گوید، بیابید او را با چشمانی باز و نقاد همراهی کنیم.

، ۰۳ بهمن ۱۳۹۱
در گروه: سیاسی

Leave a Comment : more...

تحلیل حضور احمدی‌نژاد در مجلس

، ۰۱ بهمن ۱۳۹۱

(این مطلب امتداد این بحث محسوب می‌شود)

به عقیده من، هفته گذشته احمدی‌نژاد به دو دلیل در مجلس حضور پیدا کرد:
1-    جنبه سیاسی: احمدی‌نژاد برای گذر کم‌تنش از مشکلات گذشته، نیاز داشت راهی در آینده پیدا کند.
2-    جنبه کاری: هدف دوم او، کسب موافقت مجلس برای بودجه جدید بود.

پیش از برگزاری جلسه، تحلیل‌های متفاوتی در مورد آن ارائه شده بود. عمده تحلیل‌ها حول این دو ایده می‌چرخید:
•    احمدی‌نژاد با گفتن “نگذاشتید” تقصیرات را بر گردن مجلس خواهد افکند و حداقل آنها را نیز شریک اشتباهات خواهد کرد.
•    احمدی‌نژاد قصد دارد تا مجلس را تحقیر کند و چالش بیشتری ایجاد نماید. او می‌خواهد با این کار مظلوم نمایی کرده و از جبهه انقلاب فاصله بگیرد تا رأی ناراضیان را جمع کند.

پس از برگزاری جلسه، تحلیل‌ها حول این محور می‌چرخید که:
•    احمدی‌نژاد قصد داشت که تا خود را پیشگام ایجاد تعامل بین مجلس و دولت نشان دهد.
•    احمدی‌‎نژاد به جای پذیرش و اصلاح اشتباهاتش، گنده‌گویی کرد/او قصد دارد کشور را به ویرانه تبدیل کند. او می‌خواهد با ارائه راهکارهای غیرعملی، از مخالفین امتیاز بگیرد/دولت بعدی را دچار تنش کند/مطالبات مردم را افزایش دهد/…
بزرگترین نماد به خطا رفتن دو تحلیل اول، همین است که پس از سخنرانی او منتقدین مجبور شدند تحلیل‌های دیگری ارائه دهند.
احمدی‌نژاد نه سخن از “نگذاشتند” زد، و نه تقصیری را به گردن دیگری افکند. او البته راه خود را درست دانست. حتی متن اصلی حرف او، یارانه 200 هزار تومانی نبود؛ احمدی‌نژاد پس از 7.5 سال مدیریت اجرایی، حرف از پیشنهادهایی جدید می‌زد.
احمدی‌نژاد در مجلس بسیار صمیمی و دوستانه صحبت کرد (چنانچه در مورد جلسه سؤال #پیشبینی کرده بودم)، اما در عین حال از مواضع خود پا پس نکشید.

تحلیل‌های بعد از سخنان احمدی‌نژاد متأسفانه دچار آشفتگی و نیت‌خوانی هستند. به خطا رفتن تحلیل‌های سیاسیون، مشکل مهمی است که در انتهای مطلب به آن خواهم پرداخت.
دلایل واقعی رفتن احمدی‌نژاد به مجلس چیست؟
به نظر من دلایل حضور داوطلبانه احمدی‌نژاد در مجلس عبارتند از:
1-    جنبه سیاسی: همه پیش‌بینی می‌کردند که احمدی نژاد خواهد گفت “نگذاشتند”، حرف از افزایش یارانه خواهد زد و بهانه‌ای برای تأخیر بودجه خواهد آورد.
اما احمدی‌نژاد به جای اینکه با نگاه به گذشته بگوید “نگذاشتند”، طرح برای آینده داد و درخواست کرد که “بیاید همکاری کنیم”. وقتی که به درستی راه خود ایمان دارید، نگاه به آینده بهترین راهکار برای گذر از مشکلات گذشته است.

امروزه می‌بینیم که مخالفین او قصد دارند به هر صورت که شده، احمدی‌نژاد را برای همیشه از چرخه قدرت خارج کنند. تحلیل‌های (مزخرف) بسیاری از اصولگرایان، اصلاح‌طلبان و مخالفین در مورد اینکه احمدی‌نژاد قصد رویارویی با رهبری یا نظام را دارد شنیده‌ایم.
اما احمدی‌نژاد نه یک ضدانقلاب است، و نه قصد “خروج از حاکمیت” به سبک اصلاح‌طلبان را دارد. او 4 طرح بزرگ ارائه داد و با رویی خوش و انرژی مثبت، مجلس را به همفکری در مورد آنها فراخواند. احمدی‌نژاد بلافاصله نمایندگان را دعوت کرد تا هفته آینده در مورد آن طرح اظهار نظر کنند. او با سبک رفتارش، و با انتخاب دقیق متن گفتارش، زیرآب عمده تخریب‌های سیاسی مخالفینش را زد. از این به بعد، هر اقدام تخریبی علیه او مانند تف سربالاست.
یک نتیجه جانبی سخنان رئیس جمهور آن است که اگر نمایندگان گذاشتند احمدی‌نژاد برای برنامه‌هایش تلاش کند، برنده رئیس جمهور خواهد بود و چالش‌ها کمتر خواهد شد. اگر هم نمایندگان مخالفت کردند، که مردم نتیجه لازم را خواهند گرفت.
احمدی‌نژاد نه فقط به دلیل زیرکی سیاسی، بلکه به دلیل اینکه بازی متفاوتی را انجام می‌دهد این روش را انتخاب کرد. این نتیجه (که عباس عبدی بعد از آن جلسه با مقاله “مجلس با نتیجه 10 بر صفر باخت” به آن اشاره کرد) صرفا یک دستآورد جنبی از هدف اصلی احمدی‌نژاد است. اگر تحلیل آقای عبدی دقیق بود، او باید می‌توانست که حرکت احمدی‌نژاد پیش از سخنرانی او پیش‌بینی کند.

2-    جنبه کاری: به نظر من با توجه به میزان تأخیر زیاد، محتمل است بودجه امسال یک بودجه متفاوت و انقلابی باشد.
احمدی نژاد با جلسه دیروز و نیز جلسه بعدی در هفته آینده، می‌خواست احتمال تصویب بودجه را افزایش دهد. سخنان او در مورد موافقت همه یا هیچ مجلس با بودجه (که با سخنان رهبری نیز انطباق داشت) در این راستا ارزیابی می‌شود.

از مهرماه امسال دولت مجبور شده که بودجه تصویب شده را برای نیمه دوم 91 به میزان 20 درصد کاهش دهد. این وضعیت برای سال دیگر با شدت بیشتری ادامه خواهد یافت. نتیجه این سیاست ریاضتی شدید، ممکن است شبیه آن چیزی باشد که در کشورهای اروپایی می‌بینید.
برای پیشگیری از تکرار مشکلات اروپا، احمدی‌نژاد قصد دارد تا با فرار رو به جلو، نقدینگی عظیم مردم را جایگزین بودجه کاهش یافته دولت نماید تا از فقر، بیکاری و رکود بیشتر پیشگیری کند.

من حتی احتمال می‌دهم که دولت دو نسخه بودجه تدوین کرده باشد: بودجه انقلابی، و بودجه سنتی؛ که در صورت مخالفت مجلس با بودجه انقلابی، بودجه دوم ارائه شود.

پشتوانه این تحلیل
چرا ادعا می‌کنم که این #تحلیل بهتر از تحلیل دیگران است؟
من پیش‌تر رویکرد کلی جلسه سؤال مجلس از احمدی‌نژاد را پیش‌بینی کرده بودم. به نظرم همان پیش‌بینی به نحوی بسیار مثبت‌تر در حضور داوطلبانه رئیس جمهور نمود پیدا کرد. (اینجا)
پیش‌بینی من این بود:
1-    احمدی‌نژاد بدون عقب نشینی از مواضعش، رفتاری قابل قبول و بدون تنش‌زایی خواهد داشت و به دستور رهبری برای عدم گسترش تنش‌ها پایبند خواهد بود. (#پیشبینی دوم)
2-    مخالفین او بدون توجه به سبک رفتار و متن کلام احمدی‌نژاد، تمام تلاش خود را برای ایجاد تنش و مخالفت به کار خواهند گرفت، و از سخنان رهبری “بخش احترام به آرامش کشور و خیانت بودن تنش‌آفرینی شنیده نشده و نخواهد شد.” (#پیشبینی تکمیلی)

چرا تحلیل‌های سیاسیون و ژورنالیست‌ها به خطا رفت؟
زیرا افراد سیاسی می‌خواهند بدون #شناخت احمدی‌نژاد و صرفا با ساده‌سازی و تخمین انگیزه‌هایش دستآوریزی برای پیروزی خود و حذف او پیدا کنند. قواعد بازی احمدی‌نژاد با سیاسیون سنتی تفاوت اساسی دارد، به همین دلیل رقیبان که قدرت پیش‌بینی حرکت‌های او را ندارند به شبیه‌سازی متوسل می‌شوند.
سیاسیون سنتی منافعی در ساختار سیاسی فعلی دارند. این منافع لزوما منافع مالی یا حتی فاسد نیست. منفعت اصلی آنها، آشنایی‌شان با قواعد سیاسی جاری است.

احمدی‌نژاد به دنبال مناسباتی جدید در ساختار سیاسی کشور است که بازیگران سیاسی بنا به قاعده “مقاومت نیروی انسانی در مقابل تغییر” آن را به “تلاش برای سرنگونی نظام” تعبیر می‌کنند.
حتی جدی‌ترین تحلیل‌گران و کنش‌گران منتقد نظام فعلی – افرادی مانند عباس عبدی یا حشمت‌الله طبرزدی – برای اصلاح وضع موجود، از ساختارهای غربی یا شرقی ایده می‌گرفتند. آنها نیز اعتبار فرمول‌هایی را که برای تحلیل یا تغییر ساختار فعلی طراحی کرده‌اند در معرض خطر می‌بینند.
تا زمانی که جریانی که احمدی‌نژاد آغازگر آن بود در جامعه غالب نشده، این مخالفت‌ها شدید خواهد بود.

پشت صحنه حضور احمدی‌نژاد
حضور احمدی نژاد پشت صحنه‌ای مهم‌تر از متن داشت که بنا به اصطلاح معمول، فقط یک احمدی‌نژادی قادر به درک آن خواهد بود.. علت اصلی آچمز شدن مخالفان اصولگرا و اصلح‌طلب همین نکته است. آنها که حضور او در مجلس را نتوانستند به درستی تحلیل کنند، حتی از درک این پشت صحنه نیز عاجز خواهند بود.
(اگر شما نیز قادر به درک آن بودید، به شما تبریک می‌گویم؛ شما یک احمدی‌نژادی هستید.)
نکته این است که احمدی‌نژاد می‌خواهد رقابت اصلی انتخابات آینده حول ایده‌های اصلی او در سال 84 باشد.
احمدی‌نژادِ 84 ایده‌ها و برنامه‌های بسیاری داشت، اما به دو دلیل نتوانست بخش اصلی آنها را اجرایی کند: اول اینکه او مجبور به اجرای برنامه‌های پنج ساله توسعه بود. دوم اینکه پیش‌نیازهای لازم برای آن ایده‌ها وجود نداشت.
او در این هفت سال ضمن پیگیری برنامه‌های دو رئیس‌جمهور گذشته، زیرساخت‌های برنامه‌های خود را آماده کرد: خودکفایی بنزین، گندم و سیمان، توسعه برق، جاده، زیرساخت الکترونیک بانکی، اصلاح مالیات، یارانه‌ای، ارزی و غیره. احمدی‌نژاد با یادآوری خاموشی‌های تابستان 84، به این واقعیت اشاره کرد.

احمدی‌نژاد تازه در سال 92 فرصت پیدا کرده که برنامه‌های اصلی خود را به عنوان یک روش نوین برای پیشبرد کشور مطرح کند. او می‌خواهد روش بومی توسعه ایرانی را آغاز کند: جنبه اقتصادی/مدیریتی #مکتب_ایرانی را!
او با سخن گفتن از تقلید برخی اقتصاددانان از مدل‌های کاپیتالیستی یا سوسیالیستی و عدم توانایی آنان در توسعه روش‌های بومی، به این موضوع اشاره کرد. (حقیقتی که توکلی با سخنان خام و نیاندیشیده خود، بر آن مهر تأیید زد)
با طرح مجدد این ایده‌ها، نفر بعدی – هر کسی که باشد – مجبور خواهد بود که این روش را تا مدتی ادامه دهد؛ چنانچه مدیران بعد از هاشمی مجبور به پیگیری روش او بودند.
اگر رویکرد احمدی‌نژاد نتیجه داد، نفرات آینده تا همیشه مجبور خواهند بود این روش‌های بومی را با انجام اصلاحاتی پی بگیرند.
حال این نفرات آینده ممکن است پوتین و چکمه باشند، و یا گالش و دمپایی ابری 🙂

محتوای سخنرانی هفته گذشته احمدی‌نژاد در مجلس، کاملا شبیه محتوای سخنرانی‌های تبلیغاتی سال 84 او در دانشگاه‌ها بود. رئیس جمهور، نوید بازگشت احمدی‌نژاد 84 را – این بار با زیرساخت‌هایی آماده – به حامیان 84ی خود داد.*
به افرادی که می‌خواهند تلاش کنند درک درست‌تری از احمدی‌نژاد به دست آورند، توصیه می‌کنم که ویدئوی سخنرانی او در دانشگاه صنعتی اصفهان را با دقت مرور کنند.
.
پانوشت: به زودی، من به احمدی‌نژادی بودن خود به خوبی خاتمه خواهم داد.

 

خبر تکمیلی: دیشب -91/11/3- دکتر حسینی وزیر اقتصاد در اواخر خبر 20:30 و از میان جلسه هیأت دولت یک گزارش زنده برای مردم ارائه داد:
1- جلسات مجلس و دولت تا تصویب بودجه ادامه خواهد داشت. هدف از این جلسه‌ها آن است که بودجه سال 91 برای فاز دوم هدفمندی و با همکاری دولت و مجلس طراحی و تصویب شود.
2- او در پاسخ به مجری خبر که پرسید “شنیده‌ام بودجه انقباضی است” گفت: با توجه شرایط خاص تحریم (بخوانید شرایط جنگی) قاعدتا مجبوریم بودجه را انقباضی ببندیم. اما چون فشار زیادی بر روی مردم ایجاد می‌کند، به دنبال راهکاری جایگزین هستیم. (نقل به مضمون)

نتیجه گیری در مورد تحلیل‌های سیاسیون با شما

، ۰۱ بهمن ۱۳۹۱
در گروه: اقتصادی, سیاسی

Leave a Comment :, more...

در رثای آن سبوی شکسته

، ۲۶ اسفند ۱۳۹۰

دکتر حداد عادل، جلسه ی پرسش از رئیس جمهور در مجلس شورای اسلامی، اسفند 1390من تعجب می کنم از کسانی که از ادبیات رئیس جمهور در پاسخ به پرسش های نمایندگان مجلس تعجب کرده اند (۱ و ۲)!

ادبیات آقای احمدی نژاد به هیچ وجه، جدید یا غیرمترقبه نبود. تمامی ایرانی ها ادبیات مشابهی را در این هفت سال از آقای رئیس جمهور شنیده اند. احمدی نژاد فهم عده ای از مخالفان دولت را «کمتر از بزغاله» توصیف کرده بود (۳). ایشان همچنان گفته بودند: «اگر بدخواهان به حقوق ملت ایران تجاوز کنند این ملت با چاقوی زنجان دست و پای آنها را قطع می‌کند» (۴).

سخن معروف دیگری از ایشان (به سازمان ملل متحد و شورای امنیت آن) مشهور است که: «آنقدر قطعنامه بدهید تا قطعنامه‌‌دان تان پاره شود» (۵).

رئیس جمهور از خاطرات کودکی خود در یک مصاحبه ی رسمی تلوزیونی نقل می کرد که کودکان می گفتند: «فلان کشور موشک می سازه ما آفتابه می سازیم» (۶).

ایشان حتا در خطاب قراردادن همصنفان خود، یعنی رئسای جمهور دیگر کشورها نیز، ادبیات رایج در میان سیاستمداران را به کار نمی برد. نمونه مشخص آن خطاب به رئیس جمهور آمریکا بود: «گردن کلفت تر از تو هم نتوانست هیچ غلطی بکند» (۷) و همچنین خطاب غیرمستقیم به رئیس جمهور روسیه: «افرادی تحت تاثیر شیطان، فکر کردند که اگر برخی قراردادهای دفاعی با ایران را به صورت یکطرفه و غیرقانونی ملغی کنند، به ملت ایران آسیب وارد خواهد شد…» (۸).

در سخنرانی دیگر گفته بودند: «سران کشورهای دنیا برای نزدیکی با کشور ما صف کشیده‌اند، مثل این پیرزن‌ها که در صف، زنبیل می‌گذارند.» (۹)

و از این دست، مثال بسیار است:
ـ اگر با پای خود ازمنطقه خارج نشوید، ملت‌ها شما را با اردنگی خارج خواهند کرد (۱۰).
ـ مرده شور خودتان و چهرتان و میز مذاکرتان را ببرد (۱۰).
ـ یک سگ وحشی را در منطقه رها کرده‌اند (۱۰).
ـ آب را بریزید همان جایی که می‎سوزد (۱۱).
ـ آقای لنکرانی مثل هلو می‎ماند (۱۲).
ـ پیش از صدور قطعنامه اول، به آنها (سازمان ملل) اعلام کردیم که این تصور اشتباه است که با نوشتن روی کاغذ پاره بتوانید اراده ملت ایران را بشکنید و بعدا پشیمان می شوید. (۸)

قبل از اینکه آقای احمدی نژاد عبارت معروف «آن ممه را لولو برد» در همایش ایرانیان خارج از کشور استفاده کنند، غلامعلی حداد عادل به او پیشنهاد کرده بود از ضرب‎المثل «آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت» استفاده کند ـ که البته رئیس جمهور چنین نکرد.

سبوی استفاده از ادبیات وزین و مناسب سیاست، یا از اول در نزد آقای احمدی نژاد وجود نداشته، یا مدت ها قبل شکسته است. و انتظار صهبای ادیبانه از پیمانه ی ریخته شده، توقع بی جایی است.

منابع

1- متن و حاشیه سوال از احمدی نژاد در مجلس٫ سایت خبری تابناک. ۲۴ اسفند ۱۳۹۰.
2- صوت/ پاسخ های شنیدنی امروز احمدی نژاد به نمایندگان مجلس٫ سایت خبری بازتاب امروز٫ ۲۴ اسفند ۱۳۹۰.
3- بخش منتشر نشده ای از اظهارات رئیس جمهور. پایگاه خبری فردانیوز٫ ۱۹ آبان ۱۳۸۶.
4- رئیس جمهور: هدفمند کردن یارانه. پایگاه خبری رجانیوز٫ ۲۹ آبان ۱۳۸۷٫
5- آنقدر قطعنامه بدهید تا قطعنامه‌‌دان تان پاره شود. پایگاه خبری فرارو. ۴ آذر ۱۳۸۷٫
6- مشروح سخنان احمدی نژاد در مصاحبه تلویزیونی ۱۳ بهمن ۱۳۸۸٫ سایت خبری پارسینه. ۱۴ بهمن ۱۳۸۸
7- احمدی نژاد خطاب به اوباما: گردن کلفت تر از تو هم نتوانست هیچ غلطی بکند. روزنامه مردم سالاری شماره ۲۳۲۳٫ ۱۳۸۹/۰۱/۱۹٫
8- احمدی نژاد لغو قرارداد فروش موشک به ایران را محکوم کرد. بی.بی.سی فارسی. ۱۲ آبان ۱۳۸۹٫
9- نیاز به ماخذ
10- غلیان ادبیات احمدی‌نژاد در هشتگرد. پایگاه خبری فردا نیوز٫ ۱۱ مهر ۱۳۸۹٫
11- سخنرانی در همایش ایرانیان خارج از کشور، ۱۳۸۹ (نیاز به ماخذ)
12- سحنان رئیس جمهور به عنوان معرفی کابینه ی دهم، پخش تلوزیونی (نیاز به ماخذ)

، ۲۶ اسفند ۱۳۹۰
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, , more...