Tag: آمریکا

پاسخ به بولی (قلدری)

، ۱۹ مهر ۱۳۹۲

پریروز یک پسر آمریکایی مشتی به شکم دخترم زده بود، در «برنامه‌ی بعد از مدرسه» که نوعی «مهد کودک» است اما در محل خود مدرسه.

دخترکم چیزی به من نگفته بود؛ نه در طول مدتی که از مدرسه به خانه می آمدیم و نه در حین شام. فقط هنگام خواب رازش را به مادرش گفته بود. و 2 بار تا صبح از صدای گریه اش بیدار شدیم، در خواب گریه می کرد.

راحیل، دخترم، از پسر گردن کلفت پرسیده بود: «چرا می زنی؟» و پاسخ شنیده بود: «چون من بزرگتر و قویتر از تو هستم.»

به نظرم این پاسخ در عین بی منطقی، قویترین و عینی‌ترین قانون موجود در دنیای ما را بازگو می کند.

صبح روز بعدش، گفتگویی میان من و دخترم صورت گرفت که برایم تلخ بود، اما لازم!
به دخترم گفتم که در صورت گرد کلفتی دیگران، به اولین معلم یا بزرگتر خبر دهد.
راحیل: اگر کسی نبود؟
من: تو هم او را بزن!
راحیل (متعجب): ولی اونا از من قویتر هستند…
من: تو هم قوی شو و بجنگ! (fight back)

با مدیر مدرسه اش هم صحبت کردم، اما مهمترین چیز برای دخترکم همان است که بفهمد گاهی لازم است، fight back کند. گاهی؟  در این دنیایی که ما در آن زندگی می‌کنیم، شاید اکثر اوقات!

نظرات در گوگل پلاس »

 

No Bully

، ۱۹ مهر ۱۳۹۲
در گروه: اجتماعی, خاطره, زندگی در آمریکا

۱ Comment :, , , more...

آشتی با شیطان بزرگ (قسمت دوم)

، ۱۶ مهر ۱۳۹۲

آمریکا خط قرمز ما نبوده و نیست!

در قسمت اول نوشتم که موضوع مذاکره با آمریکا را باید در دو بخش بررسی کرد: الف ـ مزایا و معایب نفس «مذاکره‌ی با آمریکا»؛ و ب ـ اهداف و چشم‌اندازهای این مذاکره. در این نوشته می‌خواهم در مورد معایب نفس «مذاکره‌ی با آمریکا» بنویسم.

خط قرمز روابط دیپلماتیک در سیاست خارجه‌ی جمهوری اسلامی در بدو تاسیس دو رژیم بود: رژیم اشغالگر قدس (اسرائیل) و رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی. با تمام نفرتی که امام خمینی (ره) و اکثر مردم ایران از آمریکا داشتند (به ویژه بابت کودتای 28 مرداد) آمریکا خط قرمزی در سیاست خارجی انقلاب ما نبود. نشان به آن نشان که سفارت اسرائیل در جریان انقلاب اسلامی 1357 برای همیشه تعطیل شد، اما سفارت آمریکا تا زمان اشغالش توسط دانشجویان پیرو خط امام در 13 آبان 1358 در ایران باز و مشغول کار بود.

بنا بر این، ایجاد مجدد روابط دیپلماتیک (مذاکره) با آمریکا را نباید یک خط قرمز دانست که عبور از آن به مثابه نزول از اصول انقلاب اسلامی است.

با وجود این، نفس مذاکره با آمریکا، 3 گروه را دلسرد خواهد کرد:

1- بعضی گروه‌های انقلابی که به هر تقدیر باور کرده اند مذاکره با آمریکا خلاف اصول انقلاب است؛

2- بعضی نیروهای داخلی که هیچ گونه منفعتی در مذاکره با آمریکا نمی بینند و به این دلیل آن را ضروری نمی‌دانند؛

3- گروه‌های مردمی بین المللی که به واسطه‌ی ضدیت جمهوری اسلامی با آمریکا، به ایران گرایش پیدا کرده اند.

اگر چه هر سه ی گروه‌های فوق الذکر با آغاز مذاکرات میان ایران و آمریکا تا حدی سرخورده می‌شوند، به نظرم گروه دوم و سوم پس از گذشت چند ماه و مشاهده‌ی آنکه ایران از اصول انقلاب اسلامی عقب نشینی نخواهد کرد، به حمایت از مذاکرات (یا حد اقل عدم مخالفت با آن) متمایل می‌شوند. اما گروه اول تا زمانی که باور نکند مذاکره با آمریکا خط قرمز انقلاب اسلامی نبوده است، به مخالفت خواهد پرداخت. ضرر این مساله، شکاف و دو دستگی میان نیروهای انقلابی داخلی خواهد بود.

1362853062-__2-500x350

، ۱۶ مهر ۱۳۹۲
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, , , more...

6 نکته در مورد مصاحبه دکتر جواد ظریف با abc NEWS

، ۰۸ مهر ۱۳۹۲

نوشته کیوان ابراهیمی


0- ابتدا اگر مصاحبه رو ندیدید، از این لینک انتهای پست دانلود کنید (مصاحبه به زبان انگلیسی انجام شده)
لینک دانلود  مصاحبه، بدون نیاز به فیلترشکن (حجم ۹۴ مگ): http://video-cdn.abcnews.com/130929_tw_zarif_1003.mp4

1- تسلط ایشون به زبان انگلیسی تحسین برانگیزه؛

2- دروغش در مورد لاپوشانی اطلاق “افسانه” به هولوکاست توسط رهبری “وقیحانه” بود. ظریف گفت من با رهبری صحبت کردم و جوری وانمود کرد که انگار رهبری با اصل هولوکاست مشکلی ندارن. ظریف گفت اشتباه از ترجمه ی سخنرانی رهبری و سایت شون بوده، وگرنه رهبر ایران هولوکاست رو افسانه ندونسته! در انتها گفت با مسئولین سایت رهبری درباره ی این ترجمه ی اشتباه صحبت خواهد کرد!
به ایشون پیشنهاد میکنم صوت دیدار سال 90 آقا با خبرگان رو از اینجا دانلود کنن (حجم ۲ مگ): http://p5x.co/25742
بعد دقیقه ی 19 و ثانیه ی 50 رو گوش بدن تا شیر فهم بشن رهبری هولوکاست رو افسانه میدونه؛ اسنادش هم موجوده! البته بعدش بعید نیست وزیر خارجه ی دولت راستگویان این صوت رو هم فتوشاپی بدونه 🙂

3- حرکت شبکه ی آمریکایی در سند آوردن از سایت رهبری درباره ی تناقض اعتقاد جناب ظریف و رهبری در مورد هولوکاست، بسیار عالی و هوشمندانه بود و به نظرم ظریف رو در مورد ضعف قرار داد، در حدی که مجبور شد همچین دروغی بگه

4- ظریف راجع به اسرائیل و غصب حق فلسطینیان به بهانه ی هولوکاست، قاطع، با لحنی حماسی و از موضع بالا صحبت کرد؛

5- در مورد غنی سازی 20 درصد و لزوم دسترسی ایران به این سطح از غنی سازی، از موضع ضعف صحبت کرد و میتونست به نیاز صنعت پزشکی هسته ای ایران به اورانیوم 20 درصد هم بپردازه؛

6- یه تناقض عجیب و واضح در صحبتاش بود که ندیدم کسی بهش اشاره کرده باشه: از طرفی اول صحبتش گفت ما سر حقوق مون مذاکره نخواهیم کرد بعد که مجری ازش در مورد چرایی دستیابی ایران به غنی سازی 20% پرسید گفت چون این حق ماست because that’s our right ؛ اما در جای دیگه ای مجری پرسید حاضرید در مورد غنی سازی 20% مذاکره کنید؟ گفت بله!
بالاخره این حق ماست و غیرقابل مذاکره است یا نه جناب ظریف؟!

مصاحبه محمد جواد ظریف با ای.بی.سی. نیوز، سپتامبر 2013

مصاحبه محمد جواد ظریف با ای.بی.سی. نیوز، سپتامبر 2013

، ۰۸ مهر ۱۳۹۲
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, , , , more...

چرا آمریکا از بهبود روابط با ایران استقبال می‌کند؟

، ۰۸ مهر ۱۳۹۲

american_eagleنویسنده ی مهمان: محمدرضا ابراهیمی


اموری در روابط بین الملل جهان مدرن واضح و مبرهن هستند. از جمله اصول آن است که دولت‌ها جز برای منافع خودشان کاری انجام نمی‌دهند. و این منافع هم در قاموس روابط بین الملل مدرن چیزی جز منافع مادی نیست. و در راه رسیدن به این منافع اخلاق تنها ظاهر سازی و شعار تلقی می‌شود که در صورت حفظ آن در کنار منافع مادی محترم است والا با انواع ابزار رسانه‌ای قربانی منافع می‌شود. با توجه به این اصل باید پرسید دولت آمریکا چرا در چند هفته اخیر و علی الخصوص در سخنرانی رئیس جمهور آن کشور در مقر سازمان ملل لحن خود در رابطه با ایران را تلطیف کرد و حتی در آخرین روز حضور آقای روحانی رئیس جمهور ج.ا. با وی تماس تلفنی گرفت و به اصطلاح برای ذوب یخ روابط پیش قدم شد؟

پیش از پرداختن به برخی دلایل تغییر رویکرد آمریکا باید اصل دیگری را نیز گوشزد و یادآوری کنم: آرمان‌های نظام ج.ا. (آن طور که در قانون اساسی، کلام و وصیت نامه بنیان‌گذار انقلاب آمده است) با اصول و مبانی منافع آمریکا در تضاد ذاتی است. یعنی آنگونه که حضرت امام (ره) اصول و اهداف انقلاب را تفسیر کردند، این‌ها نمی‌توانند هرگز با منافع نه تنها آمریکا بلکه هیچ دولت استکباری دیگری سازگار شوند. توضیح آنکه انقلاب اسلامی مردم ایران بر خلاف تقریبا تمامی انقلاب‌های دنیای مدرن اولا مذهبی (اسلامی) بود و ثانیا به صراحت قرائت شیعی از اسلام را محور آرمان‌ها و شعارهای خود قرار داد. و این آرمان‌ها که آغاز چهارچوب نظری‌اش عاشورا و خاتمه آن ظهور مهدی موعود (عج) است در ذات خود استکبار و طاغوت ستیز است. و از همین رو امکان عقلانی ندارد جمهوری اسلامی مادامی که بر سر آرمان‌های اصیل خود پافشاری می‌کند بتواند با آمریکایی که او هم به آرمان‌های اصیل خود (که همانا آقایی و سلطه مطلق بر دنیا بر اساس سرمایه‌داری سکولار لیبرال است) است سر صلح و دوستی اصولی داشته باشند.

دقیقا بر اساس شناخت همین اصول دو طرفه است که بلافاصله بعد انقلاب تا همین امروز آمریکا بر ریشه کن کردن اصل نظام ج.ا. پافشاری کرده است و در قالب انواع و اقسام توطئه‌های نظامی و اقتصادی و سیاسی سعی در نابودی نظام ایران داشته است. زیرا کارشناسان و صاحب نظران سیاسی باهوش آمریکا که از این اختلاف بنیادین باخبر هستند به خوبی می‌فهمند که نمی‌توان با ایران تا زمانی که بر اصول آرمانی خمینی پامی فشارد صلح و دوستی داشت.

پس با توجه به دو نکته ذکر شده در بالا مجدد باید از خود پرسید چه اتفاقی افتاده که لحن آمریکا در چند هفته اخیر نرم شده است و خواستار بهبود روابط با ایران شده است؟ از آن رو که بی هیچ شکی (و بر اساس اصل یک) این تغییر لحن مطابق با منافع مادی آمریکا است پس یا باید بپذیریم که ایران دست از آرمان‌های خود برداشته (که نویسنده این نظریه را قبول ندارد) و یا این تغییر لحن آمریکا را سازش موزیانه بنامیم و هدف آمریکا برای نابودی نظام جمهوری اسلامی را همچنان پابرجا و این تغییر لحن را یک تاکتیک جدید بنامیم. نویسنده معتقد است به دلایلی که در زیر می‌آید آمریکا در تغییری تاکتیکی (که با توجه به تغییر موازنه قدرت در منطقه و تاثیر تحریم‌ها بر عزم برخی مسئولین داخلی ایران ایجاد کرده است) روش جدید و زیرکانه‌ای برای رسیدن به هدف غایی خود یعنی نابودی نظام ج.ا. برگزیده است. در حقیقت دولت آمریکا بعد بیش از سی سال آزمون و خطا دریافته است برای به زانو در آوردن نظام ج.ا. مجبور به تغییر بنیادین در روش مبارزه است و این را از مادر بدکاره خود یعنی بریتانیا آموخته است. آمریکا با ضعف تدریجی نظامی خود و تجربه چند جنگ در چند دهه گذشته آموخته است که باید از روش مبارزه مستقیم و هزینه بر دست بردارد و به روش مزورانه انگلیسی روی بیاورد.

و اما دلایل تغییر تاکتیکی مبارزه آمریکا با نظام ج.ا.:

1- دولت آمریکا به شدت نگران تکرار تجربه ایران در زمینه استقلال ساخت و تجهیز سلاح‌ها و تسری آن تجربه به اقتصاد غیر نفتی است. مشاورین دولت آمریکا به دولت‌مردان این کشور هشدار داده‌اند که نباید اشتباه استراتژیک تحریم نظامی ایران را در مورد اقتصاد آن کشور و مخصوصا نفت آن کشور تکرار کرد. تحریم یک کشور در یک زمینه خاص اگر طولانی شود آن کشور به مرور مجبور به یافتن راه‌هایی برای مقابله با تحریم‌ها بر می‌آید. در مورد ایران این فشارها عمدتا منجر به روی آوردن به توانایی داخلی و تکیه به توان متخصصان وطنی شده است و بعد چند دهه کشورهای غربی از تحریم ها نتیجه معکوس گرفته اند. نمونه بارز آن صنایع موشکی ایران است که در اثر تحریم ها صنایع و دانشگاه‌های ایران مجبور به گرفتن حالت تدافعی شده و در اوج این تحریم‌ها شکوفایی استعدادهای داخلی راه را برای استقلال صد در صدی داخلی مهیا کرد. نمونه دیگر آن بحث فناوری هسته‌ای است که هر چه تحریم‌ها بیشتر شد، اتکای صنایع به دانش بومی بیشتر و در نهایت موجب تولد فناوری بومی هسته‌ای شد. صنایعی که دول غربی در عملی که نشان از عمق استیصال آنها بود به ترور دانشمندان هسته‌ای ایران روی آوردند. در مقابل مقایسه کنید این پیشرفت‌ها را با وابستگی صنایع خودروسازی ایران به محصولات خارجی. متاسفانه کارخانجات و صنایع خودروسازی کشور با فریب افکار عمومی داخل بیش از ده سال صحبت از تولید خودروی ملی می‌کردند اما بعد تحریم های اخیر آشکار شد این کارخانجات به نام تولیدات داخلی، محصولات خود را عمدتا از خارج از کشور وارد کرده و با قیمت‌های چند برابری به خریداران می‌فروختند. شاید اگر ما در صنعت خودروسازی هم مانند صنایع دفاعی و هسته‌ای تحریم کامل بودیم، امروز خودروهایی واقعا ملی سوار می شدیم و شاهد مرگ و میر سالیانه چند هزار نفر از هم وطنان در اثر واردات خودروهای بی کیفیت خارجی نمی‌بودیم. دولت آمریکا نگران است با ادامه پیدا کردن تحریم نفتی ایران برای چند سال آینده، اقتصاد به شدت نفت زده و بیمار ایران به مرور و از سر اجبار راهی برای رهایی خود از وابستگی به نفت بیندیشد و اگر این بزرگ‌ترین بیماری اقتصاد ایران با کمک غیر مستقیم تحریم‌های غرب و در راس آنها آمریکا درمان می شد دیگر هیچ راه اقتصادی برای تحت فشار قرار دادن ایران برای غرب باقی نمی‌ماند. اقتصاد نفت زده ایران که با وجود تاکیدات مکرر رهبر انقلاب همت و عزمی عمومی برای درمان آن در میان مسئولین رفاه اندیش ما ایجاد نشده است، در اثر برکت غیر مستقیم تحریم‌ها می‌رفت که مجبور به اصلاح بنیان‌های خود شود. مشاورین باهوش دولت آمریکا با فهم این حقیقت و هشدار به دولتمردان آن کشور سعی دارند از این اتفاق پر برکت که محصول تحریم نفتی ایران است جلوگیری کنند. هر چند برداشتن تحریم‌های نفتی ایران در کوتاه مدت به نفع اقتصاد ایران باشد، اما دید بلند مدت آمریکا به آنها می‌گوید وابستگی ایران به نفت هر چه بیشتر شود به نفع منافع آمریکا و به ضرر آینده نظام ج.ا. خواهد بود.

2- دلیل دوم تمایل آمریکا به بهبود روابط با ایران اجبار آنها از سر ضعف است. قدرت نظامی و ژئوپلوتیک ایران در منطقه روز به روز افزایش پیدا می کند که آخرین نمونه آن پیروزی محور مقاومت در سوریه بر محور غرب-ریاض-تلاویو بوده است. اگر چه این افزایش قدرت برای آمریکا یک تهدید محسوب می‌شود اما زیرکی سیاست‌مداران آنها باعث می‌شود سعی کنند از این تهدید برای خود بهترین فرصت‌ها را ایجاد بکنند. آمریکا در این عقب نشینی اجباری، سعی می‌کند با در نظر گرفتن نکته شماره یک، بیشترین ضربه را به ایران بزند. در این بازی شطرنج سیاست، دولت مردان آمریکا در عقب نشینی استراتژیک خود در مقابل ایران به هیچ عنوان خونسردی خود را از دست نداده‌اند و با آشنایی کاملی که از فضای ایران و وجود شیفتگان غرب‌زده در ایران دارند سعی می کنند با گرفتن ژستی ایران دوستانه و صلح طلبانه و در تغییر تاکتیک دشمنی خود با ایران این بار دشنه خود را به شیوه دیگری بر قلب نظام ج.ا. وارد کنند. قدرت سپاه قدس از یک سو و بازوهای نظامی ایران در لبنان و فلسطین و اخیرا سوریه کارآمدی خود را به رخ آمریکا و غرب کشانده اند. در این فضا آمریکا با چرخشی ناگهانی چون روباهی که خود را در محاصره شکارچی‌ها می‌بیند ناگهان به جای چنگ و دندان نشان دادن لبخند بر لب نشانده تا هم در سپاه دشمن ایجاد اختلاف کند و هم برای خود زمان بخرد تا از راه دیگری دشمن را مغلوب کند.

3- دلیل سوم لبخند آمریکا به ایران بازار پر استعداد و متاسفانه شیفته ایران برای کالاهای آمریکایی است. به دلیل سابقه تاریخی وابستگی اقتصاد ایران به محصولات آمریکایی (بعد جنگ جهانی دوم و در دوران پهلوی دوم)، در پس زمینه ذهنی اکثر مردم ایران نسبت به محصولات آمریکایی و کیفیت آنها یک احساس نوستالژیک وجود دارد. آمریکا در این بحران اقتصادی چشم به بازار بسیار پر جاذبه ایران دوخته است. با توجه به جمعیت جوان ایران، آمریکا می داند در صورت باز شدن مرزهای اقتصادی ایران بر روی کالاهای آمریکایی سودی سرشار نصیب اقتصاد آمریکا خواهد شد. این سود دو جنبه دارد. از یک جنبه (نکته یک) باعث نابودی برخی تولیدات داخلی ایران و وابستگی بیشتر ایران به آمریکا می شود و از جنبه دیگر آمریکا می تواند از کارگران ارزان ایران برای تولید محصولات خود و صادرات به سایر کشورها استفاده نماید. آمریکا بعد انقلاب اسلامی نتوانسته در منطقه جایگزینی برای پایگاه اقتصادی خود پیدا کند. با انتقال کارخانجات ماشین سازی و شاید هواپیماسازی به داخل ایران در کنار ظاهر اشتغال زای آنها، هم آلودگی های محیط زیستی از آمریکا به ایران منتقل می شود و هم محصولات آمریکایی با کارگر ارزان (و با استعداد) ایرانی با قیمتی کمتر روانه بازارهای جهانی خواهند شد. در این میان آمریکا مطمئن است با توجه به تجربه صنایع مونتاژ کره ای در ایران و حضور پررنگ مسئولان بی کفایت ایرانی (که نمونه‌اش را در صنایع خودروسازی شاهد هستیم)، ورود این صنایع به ایران همراه با انتقال فناوری نخواهد بود و قشر سرمایه دار ایرانی بدون توجه به فرصت انتقال دانش و فناوری، تنها به فکر سود اقتصادی خود خواهند بود. با این تیر امریکا چند هدف را خواهد زد. که در نکته بعد هدف دیگری ذکر می شود.

4- شاید یکی از مهمترین دلایل شوق آمریکای‌ها از ایجاد روابط اقتصادی با ایران وابستگی مجدد ایران به صنایع غذایی، دارویی، بهداشتی و… باشد. آمریکا به خوبی می‌داند با توجه به جمعیت نسل جوان ایران و حضور جمعیت قابل توجه مسئولین و روشنفکران “آمریکا پرست” ایرانی، به محض ورود به بازارهای اقتصادی ایران نبض و شریان اکثر جریان های اقتصادی را در دست خواهد گرفت. نه تنها صنعت نفت ایران، بلکه صنایع دیگر و بهداشتی نیز در قبضه شرکت‌های ایرانی-آمریکایی در خواهند آمد. آمریکایی که تا دیروز تنها می توانست با تحریم نفت به ایران فشار بیاورد، می تواند با سرمایه گذاری چند ساله و چشم بستن بر رشد حبابی اقتصادی ایران، بعد ده سال تمامی صنایع کلیدی ایران را آنچنان به خود وابسته کند که دولت ج.ا. که در مقابل تحریم نفتی او توان مقاومت چند ساله داشت، حتی به خود جرات فکر کردن تحریم چند روزه آمریکا را ندهد. پس با بهبود روابط و سپس نفوذ اقتصادی آمریکا در کلیه سطوح صنایع و حتی بانکداری ایران، آمریکا برای به زانو در آوردن ایران تضمینی صد در صد خواهد داشت.

5- پنجمین دلیل اصلی آمریکا برای تغییر تاکتیک مبارزه با ایران نمایش تبلیغاتی به زانو در آوردن بزرگ ترین دشمن و نشاندن او بر سر میز مذاکره است. ایران به عنوان آخرین کشوری که در مقابل نظام سلطه آمریکا مقاومت می کرد اگر از روی فشار تحریم ها بر سر میز مذاکره بنشیند (چیزی که امروز همگان می دانند) شکست سختی در بعد تبلیغاتی در جهان (مخصوصا اسلام) خورده است. با وجود آنکه هنوز مذاکرات رسمی شروع نشده، تا همین جا یک مکالمه تلفنی چند دقیقه‌ای تاثیر منفی خود را در جهان اسلام گذاشته است. کسانی که با بدنه جامعه اسلامی خارج از ایران در ارتباط هستند طی همین چند روز گذشته مزه تلخ آن را چشیده‌اند.

با همه آنچه گفته شد، نویسنده معتقد است در صورتی که دیپلمات ها و مسئولین ج.ا. با زیرکی و کیاست وارد مذاکره عزت مندانه با آمریکا بشوند، می شود از این فجایع جلوگیری کرد و ایران می تواند از دل تمامی این تهدیدها فرصت بیافریند. ایران می تواند از بهبود روابط برای تقویت بنیان های علمی و اقتصادی خود استفاده کند تا در زمان مناسب ضربه نهایی برای نابودی را به آمریکا وارد کند. ایران می تواند از این فرصت برای تکمیل برخی نقایص علمی و اطلاعاتی خود جهت ضربه زدن نهایی به آمریکا استفاده کند. ایران می تواند اگر زیرک باشد از این فرصت برای نفوذ اقتصادی، اجتماعی و حتی دینی در درون جامعه آمریکا استفاده کند تا در زمان و مکان مناسب به اهداف خود جهت نابودی آمریکا برسد. اما نویسنده به وقوع این حادثه خوش‌بین نیست. دلیل آن هم اعتقاد به نبود دیپلمات‌ها و سیاست‌ورزان کیاس و معتهد است. متاسفانه بازخورد همین حوادث اخیر نشان داد که بدنه اصلی کسانی که خود را دیپلمات‌های کارکشته نظام می‌دانند آنچنان دچار هیجان شده است که کم‌ترین امیدها را به ناامیدی مبدل کرده است. ذوق زدگی برخی آقایان از چند جمله به ظاهر مهربانانه آمریکا تمام امیدهای نویسنده را به ناامیدی مبدل کرده است. امیدوارم این بدبینی و تحلیل اشتباه باشد.

، ۰۸ مهر ۱۳۹۲
در گروه: سیاسی

۱ Comment :, , , , more...

آشتی با شیطان بزرگ (قسمت اول)

، ۰۲ مهر ۱۳۹۲

موضوع عادی سازی روابط با آمریکا سابقه ای به اندازه ی سابقه ی اشغال سفارت آمریکا در تهران (تسخیر لانه ی جاسوسی) دارد، اما هیچوقت به اندازه ی حالا جدی نبوده است. این متن در حالی نوشته می شود که ملاقات وزیر امور خارجه ی ایران (محمدجواد ظریف) با همتای آمریکاییش (جان کری) در روز پنجشنبه ی این هفته (۴ مهر ۱۳۹۲) حین مذاکرات میان ایران و ۱+۵  (حاشیه ی اجلاس سازمان ملل در نیویورک) قطعی شده است و لحن کاخ سفید نشان از تمایل متقابل رپیس جمهور آمریکا (باراک اوباما) دارد برای دیدار احتمالا سبملیک و دست دادن با رپیس جمهور ایران (حسن روحانی) (وال استریت جورنال، ۲ مهر ۹۲، http://on.wsj.com/16w3nP9 ).

مشخص است که اختلاف نظر بسیاری در باره ی مذاکره مستقیم با آمریکا و احتمالا عادی سازی روابط، وجود دارد. در ایران گروه های منسوب به جریان اصلاحطلبی با شور شعف زیادی به این موضوع می پردازند و در صورت به وقوع پیوستن این «دست دادن»، در پی کسب اعتبار از آن خواهند بود.

در طرف دیگر گروه های منسوب به جریان اصولگرایی، دچار تشتت هستند و طیف وسیعی از نظرات از سوی آنها شنیده می شود. سخنرانی رهبر انقلاب، امام خامنه ای، و ذکر عبارت نرمش قهرمانانه نیز بر این تشتت دامن زده است. گروهی از اصولگرایان این سخن را نشان دهنده ی چراغ سبز رهبری به «مذاکره»ی رو در رو با آمریکا دانسته اند و عده ای دیگر، با استناد به دیگر سخنان رهبری، هنوز هم مذاکره با شیطان بزرگ را گناهی نا بخشودنی می دانند. این گروه همچنین به سخنان بنیانگذار جمهوری اسلامی، امام خمینی (ره)، در مورد آمریکا استناد کرده، و بر آن اساس مذاکره را رد می کنند.

برای تحلیل بهتر، باید این موضوع را باید به دو بخش تقسیم کنیم:

الف – نفس «مذاکره رو در رو با آمریکا» چه مزایا و معایبی برای ما خواهد داشت؟ در لحظه ای که خبرگزاری های جهان دست دادن روحانی – اوباما را به میلیاردها نفر مخابره می کنند، دقیقا ایران چه چیزی کسب می کند و چه چیزی از کف خواهد داد؟

ب- در مذاکره با آمریکا، چه افقی را در نظر خواهیم گرفت؟ چه پیشبینی ای خواهیم داشت و چه اهدافی را پیگیری خواهیم کرد؟ اگر به کدام خواسته هایمان برسیم، این مذاکرات را موفق خواهیم خواند و اگر به کدام مسایل دست نیابیم، این روند را منتهی به شکست خواهیم دانست؟

مشخص است که نظرات در این میان بسیار متنوع و متفاوت است. از دوستان گرامی خواهمشندم که با سعه ی صدر مضاعف به نظرات همدیگر بنگرند و کسی را به خاطر نظر مخالف با نظر خود، تحقیر و تکفیر نکنند.

ادامه دارد…

devil-handshake

نظرات در گوگل ‍پلاس » 

، ۰۲ مهر ۱۳۹۲
در گروه: سیاسی

۱ Comment :, , more...

در پی حادثه‌ی بمبگذاری بوستون، آمریکایی‌ها بیشتر نگران آزادی‌های شهروندیشان هستند

، ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۲

نتایج نظرسنجی آوریل 2013 مجله‌ی تایم و شبکه‌ی سی.ان.ان نشان می‌دهد که در پی حادثه‌ی بمبگذاری بوستون، آمریکایی‌ها بیشتر نگران آزادی‌های شهروندیشان هستند.

1- چقدر نگران هستید که شما یا یکی از اعضای خانواده شما، قربانی تروریسم شود؟

بسیار نگران: 13% (8% در سال 2006)
تا حدی نگران: 27% (28% در سال 2006)
خیلی نگران نیستم: 34% (36% در سال 2006)
اصلا نگران نیستم: 26% (29% در سال 2006)

2- کدام یک به نظر شما صحیح‌تر است —
دولتی آمریکا هر کاری که بکند، تروریست‌ها همیشه راهی برای انجام حملات بزرگ پیدا می‌کنند؛ یا
اگر دولت آمریکا به اندازه‌ی کافی سعی کند، بالاخره می‌تواند از تمامی حملات بزرگ (تروریستی) جلوگیر کند؟

تروریست‌ها همیشه یک راهی پیدا می‌کنند: 63%  (57% در سال 2006)
دولت می‌تواند جلوی حملات را بگیرد: 32% (41% در سال 2006)
بدون نظر: 5% (2% در سال 2006)

3- در حال حاضر چه چیزی شما را بیشتر نگران می‌کند؟
اینکه دولت نتواند سیاست‌های قدرتمند ضد تروریستی را اعمال کند؛ یا
دولت سیاست‌های ضد تروریستی جدیدی به کار گیرد که بیش از اندازه، آزادی‌های شهروندی افراد عادی را محدود کند.

دولت نتواند سیاست‌های جدید ضد تروریستی را اعمال کند: 31%
سیاست‌های جدید آزادی‌های شهروندی را محدود کند: 61%
هیچکدام: 4%
بدون نظر: 4%

4- آیا شما حاضر هستید که بعضی از آزادی‌های شهروندی خود را از دست بدهید، در صورتی که این کار برای ممانعت از تروریسم در این کشور (آمریکا) لازم باشد؟

بله، حاضر هستم: 40%
خیر، حاضر نیستم: 49%
بستگی دارد: 9%
نظری ندارم: 2%

(زحمت ترجمه‌ی دو پرسش زیر را آقای +Abbas Hassani  کشیده اند)

۵- در اینجا یک سری روشهای تحقیق و تفحص لیست می شود که ممکن استفاده شود برای پیدا کردن متهمین تروریستها که در عین حال ممکن است آزادی های مدنی ما رو به خطر بیندازد. بفرمایید با کدام روش مخالف و یا موافقین:
الف- توسعه ی سیستم های دوربین مدار بسته در اماکن عمومی : ۸۱٪ موافق ۱۸٪ مخالف
ب- توسعه ی نظارت بر مکالمات تلفنی، ایمیل : ۳۸٪ موافق ۵۹٪ مخالف
ج- نظارت بر چت رومها و فرومها : ۵۵٪ موافق ۴۲٪ مخالف
د- استفاده از نرم افزارهای تشخیص صورت برای اسکن تروریستها : ۷۹٪ موافق ۱۷٪ مخالف

۶- برای اینکه در معرض خطرات تروریسی قرار نگیرین آیا حضورتون در مجامع عمومی رو به احتمال کاهش خواهید داد یا خیر؟
احتمالش هست: ۲۷٪
احتمالش نیست: ۷۰٪

لینک به مقاله‌ی مجله‌ی تایم: ti.me/107FJct
لینک مستقیم به نتایج نظرسنجی: http://www.scribd.com/doc/138938355/TIME-CNN-ORC-Poll

 

جلد مجله‌ی تایم، 13 می 2013 - Homeland Insecurity

جلد مجله‌ی تایم، 13 می 2013 – Homeland Insecurity

، ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۲
در گروه: اجتماعی, سیاسی

Leave a Comment :, , , , more...

گزارش شفافیت گوگل

، ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲

گوگل بخشی را به وی سایتش اضافه کرده است که در آن آمار اطلاعات اکانت‌هایی را که در اختیار دولت‌ها و مراجع قانونی می‌گذارد، نمایش می‌دهد.

www.google.com/transparencyreport

توجه کنید که گوگل می‌گوید این اطلاعات از طرف «دادگاه»ها یا «دولت»ها درخواست می‌شوند. یعنی دولت‌ها می توانند بدون رای دادگاه و قاضی هم، اطلاعات شخصی کاربران را از گوگل دریافت کنند.

در نمودار 1، تعداد درخواست‌ها برای دریافت اطلاعات شخصی کاربران در بازه‌های زمانی، نمایش داده شده است. تعداد درخواست‌ها رو به افزایش دارد. اطلاعات به روز را می‌توانید در این نشانی مشاهده کنید: www.google.com/transparencyreport/userdatarequests

درخواست‌ها به گوگل (از طرف دولت ها یا دادگاه ها) برای افشای اطلاعات شخصی کاربران در بازه های زمانی

نمودار 1- درخواست‌ها به گوگل (از طرف دولت ها یا دادگاه ها) برای افشای اطلاعات شخصی کاربران در بازه های زمانی

و البته هیچ جای تعجبی هم نباید داشته باشد که قسمت قابل توجهی از این درخواست‌ها از طرف دولت  و دادگاه‌های آمریکا صادر می‌شود (نمودار 2). اطلاعات به روز نمودار 2 را هم می توانید در این نشانی مشاهده کنید: www.google.com/transparencyreport/userdatarequests/US

درخواست‌ها به گوگل (از طرف دولت یا دادگاه های آمریکا) برای افشای اطلاعات شخصی کاربران در بازه های زمانی

نمودار 2- درخواست‌ها به گوگل (از طرف دولت یا دادگاه های آمریکا) برای افشای اطلاعات شخصی کاربران در بازه های زمانی

، ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲
در گروه: اجتماعی, سیاسی

۲ Comments :, , , more...

جکی چان: آمریکا بیشترین فساد را در دنیا دارد

، ۳۰ دی ۱۳۹۱

بله، این سخن از جکی چان است. جکی چان محبوب من و بسیاری از هم نسلی‌های من. محبوب، چه زمانی که هنوز به هالیوود نرفته بود، و چه زمانی که در هالیوود شیوه‌ی بدیع رزمی ـ کمدی خود را متکامل کرد.

جکی چان نه چهره‌ی سیاسی است و نه برای این حرفش سند و مدرکی دارد. شاخص‌ها و معیارهای «فساد» را نمی‌دانم چه در نظر گرفته، و با اینکه آمریکا را فاسد«ترین» کشور می‌داند، یقینا معیارهای فساد را در همه‌ی کشورهای دنیا نسنجیده است.

این جمله‌ی جکی چان را باید یک واکنش طبیعی در برابر ایراد اتهام ممتد به کشورش (چین) دانست. مجری یک شبکه‌ی تلوزیونی هنگ کنگی به جکی چان می‌گوید: «مردم چین از بسیاری چیزها ناراضی هستند، ولی تو همیشه می‌گویی: ‘چین [کشور] خوبی است.’ حالا بسیاری از مردم شبکه از دست تو ناراحت هستند.»
در پاسخ، جکی چان می‌گوید که با اینکه چین مشکلات بسیاری دارد، از جمله فساد، باید توجه کرد که توسعه‌ی چین در سطح جهانی تازه از حدود دوازده سال قبل آغاز شده است. او ادامه ‌می‌دهد:
«اگر از فساد صحبت می‌کنید، بقیه‌ی دنیا، مثلا همین آمریکا فسادی ندارد؟ … آمریکا فاسدترین [سیستم] را در دنیا دارد.»(1)

ظاهرا قهرمان فیلم‌های رزمی من، عشق به میهنش را خوب می‌داند و وطن فروشی را نیاموخته است.

کاش «وطن فروشی» در میان خیلی از ایرانی‌های خارج از وطن هم قبیح شمرده شود.

 


1- http://blogs.wsj.com/chinarealtime/2013/01/18/why-did-jackie-chan-body-slam-america/

، ۳۰ دی ۱۳۹۱
در گروه: اجتماعی

۲ Comments :, , , more...

ستار بهشتی، لکه‌ی ننگ یا نشان افتخار؟

، ۲۰ دی ۱۳۹۱

مرگ یا به عبارت بهتر قتل ستار بهشتی، یکی از تلخ‌ترین حوادث سال 91 برای من بود و تنها خبری که می‌تواند این زخم را التیام ببخشد، مشخص شدن عامل (قاتل) و صدور حکم قصاص برای اوست.

در مورد قتل ستار بهشتی، پیش از این و بر حسب پیشرفت ماجرا، مطالبی را در صفحه‌ی گوگل پلاس به اشتراک گذاشته بودم که فهرستی از آنها را در این پست [http://bit.ly/WN5ae2] گرداوری کرده‌ام، اما آنچه دوشنبه 18 دی ماه رخ داد، نقطه‌ی عطفی نه فقط در این پرونده، که برای کل نظام جمهوری اسلامی بود: خوانده شدن گزارش مرگ ستار بهشتی در مجلس(2،1).

اگر چه ماجرای این قتل تا هنگام صدور رای (مناسب) در دادگاه و حتا بعد از آن، لکه‌ی ننگی بر دامان جمهوری اسلامی است، اما خوانده شدن چنین گزارشی در مجلس شورای اسلامی، مهر ابطالی بر تئوری «قتل‌های سیستماتیک» زد.

حال و پس از گذشت 2 ماه از قتل ستار بهشتی، این ماجرا به نقطه‌ی عطفی رسیده است که حایز اهمیت است. چند کشور پیشرفته (یا در حال توسعه) را می‌شناسید که نسبت به قتل یک شهروند از طبقه‌ی مستضعف ـ که مخالف حکومت نیز بوده است ـ واکنشی در حد خوانده شدن گزارش در پارلمان نشان دهند؟

برای یک مقایسه‌ی مختصر، از سال 2003 تا 2005 در مجموع 159 قتل در بازداشتگاه‌ها و زندان‌های آمریکا اتفاق افتاده است. و البته 221 مرگ دیگر به علت «حادثه» نیز ثبت شده است (3). آیا گزارشی از این قتل‌ها در سرتیتر اخبار آمده و حساسیت جامعه را بر انگیخته است؟

دفتر آمار دادگستری آمریکا در گزارش اخیر(4) خود نشان داده است که در سال 2010 در مجموع بازداشتگاه‌ها و زندان‌های آمریکا 87 قتل رخ داده است (بدون در نظر گرفتن موارد مشکوک، خودکشی، حوادث، مصرف بیش از حد مواد مخدر). آیا هیچکدام از این موارد در کنگره‌ی آمریکا مطرح شده است؟

تعداد قتل‌های ثبت شده در بازداشتگاه‌های محلی و زندان‌های ایالتی آمریکا، 2001-2010

تعداد قتل‌های ثبت شده در بازداشتگاه‌های محلی و زندان‌های ایالتی آمریکا، 2001-2010

به عنوان یک نمونه‌ی ساده‌ی دیگر، حدود یک سال قبل جوان 17 ساله‌ای به نام مارک هینی (Mark Haynie) توسط پلیس شیکاگو به اتهام حمل مواد مخدر دستگیر شد، اما پس از چند ساعت، در اداره‌ی پلیس، فوت کرد(5). گزارش در کنگره که هیچ، پس از یک ربع ساعت جستجو، هنوز نتوانسته‌ام تصویری از این فرد در اینترنت پیدا کنم تا به این نوشته اضافه نمایم.

امیرعلی صفا، نویسنده‌ی وبلاگ آینده از آن حزب الله، در مورد قتل ستار بهشتی نوشته بود: «کشته شدن وجدان عمومی خطرناک‌تر از کشته شدن یک نفر!»(6)

خوشحالم که وجدان عمومی در ایران کشته نشده است.

 

 منابع

1- خبرگزاری مهر. متن کامل گزارش مجلس درباره مرگ ستار بهشتی ـ فتا خلاف دستور قضائی عمل کرد. 1391/10/17 http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1784226

2- روزنامه اعتماد. راز پاراگراف جنجالی. 1391/10/18، ص 1. http://www.etemaad.ir/Released/91-10-18/150.htm#226259

3- NBC News. Study: 2,002 died in police custody over 3 years, 10/11/2007. http://nbcnews.to/ZqoIq1

4-  .Bureau of Justice Statistics. Mortality in Local Jails and State Prisons, 2000-2010 – Statistical Tables http://bjs.ojp.usdoj.gov/content/pub/pdf/mljsp0010st.pdf

5- CBS Chicago. 17-Year-Old Dies In Police Custody. July 13, 2011. http://chicago.cbslocal.com/2011/07/13/17-year-old-dies-in-police-custody/

6- امیرعلی صفا. کشته شدن وجدان عمومی خطرناک تر از کشته شدن یک نفر! http://bit.ly/ZqjXwH

نظرات در گوگل پلاس

، ۲۰ دی ۱۳۹۱
در گروه: اجتماعی, سیاسی

Leave a Comment :, , more...

سه روز کوندور

، ۲۰ آذر ۱۳۹۱

فیلم سه روز  کوندور (کرکس) (1354)، Three Days of the Condor, 1975

تازه این فیلم نسبتا قدیمی را دیده ام. جزو فیلم‌های «باید دید» طبقه بندیش می کنم. دیالوگ‌های فوق العاده ای دارد. سه نمونه را می آورم.

رابرت ردفورد (در نقش جوزف ترنر، کارمند سیا): ما برنامه‌ای داریم که خاور میانه رو اشغال کنیم؟
کلیف رابرتسون (در نقش هیگینز، مسوول سیا): دیوونه شدی؟
رابرت ردفورد: من دیوونه‌م؟
کلیف رابرتسون: ببین…
رابرت ردفورد (عصبانی): برنامه‌ای داریم؟
کلیف رابرتسون: نه. به هیچ وجه! ما بازی داریم. همش همینه. ما بازی می‌کنیم: چه می‌شه اگه…؟ چند نفر…؟ خرجش چقدر می‌شه…؟ آیا راه کم خرج‌تری هست تا یک رژیم رو بی‌ثبات کنیم؟ اینها چیزیه که ما حقوق می‌گیریم تا انجامش بدیم.

من خودم رو به «چرا» علاقمند نمی‌کنم. بیشتر  فکر می‌کنم که «چه زمانی»، بعضی وقت‌ها «کجا»، و همیشه «چقدر».
ـ مکس فون سیدوو (در نقش یوبرت، آدمکش) به رابرت ردفورد (در نقش جوزف ترنر، کارمند سیا)

 

اینجوری اتفاق می افته. داری راه می‌ری. شاید اولین روز آفتابی توی بهار. و یه ماشین کنارت آروم می‌کنه، و درش وا می‌شه، و یکی که می‌شناسیش، و حتا بهش اعتماد هم داری، از ماشین پیاده می‌شه. لبخند می‌زنه، یه لبخند زیبا. ولی درِ ماشین رو باز می‌ذاره و بهت پیشنهاد می‌کنه که سوارت کنه.
ـ مکس فون سیدوو (در نقش یوبرت، آدمکش) به رابرت ردفورد (در نقش جوزف ترنر، کارمند سیا)
سه روز کوندور

Three Days of the Condor (1975) on IMDb

، ۲۰ آذر ۱۳۹۱
در گروه: فیلم

۲ Comments :, , more...