Tag: آزادی بیان

هولوکاست، غرب، و آزادی بیان

، ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۵

چند سال پیش (در دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد) درسی با موضوع هولوکاست و تاثیر آن بر جامعه مذهبی یهود برداشته بودم. موضوع یکی از آخرین جلسات درس «منکران و انکار هولوکاست» بود. استاد اسم آقای احمدی نژاد را هم جزء افراد شاخص این جریان گنجانده بود وبخشی از سخنرانی جنجالی ایشان را هم در کلاس درس مشاهده کردیم (با زیر نویس انگلیسی البته). در ادامه بخش‌هایی از برنامه‌ای کمدی را نگاه کردیم که در آن مجری برنامه موضوع هولوکاست را دست‌مایه خنده و شوخی قرار می‌داد و بینندگان هم می‌خندیدند.

استاد در کمال ظرافت و تیزبینی، نمایش این دو ویدئو کوتاه را همراه کرد با صحنه‌هایی از دفن یهودیان بازمانده در اردوگاه‌های کار اجباری توسط سربازان آمریکایی (۱). فضای کلاس از دیدن صحنه تپه جنازه‌ها به شدت احساسی بود و کنار هم گذاشتن آن صحنه‌ها با ویدئوی انکار/سوال در مورد هولوکاست یا شوخی با قربانیان امکان هرگونه مناقشه در اصل هولوکاست را منتفی می‌کرد (۲).

در نتیجه مسئله را از منظر آزادی بیان در غرب آغاز کردم. گفتم (نقل به مضمون):

«غرب هیچ حد و حریمی برای آزادی بیان قائل نیست. شما (غربی‌ها) کاریکاتورهای دانمارک در توهین به پیامبر مسلمانان را با همین توجیه نه تنها تایید بلکه از آنها حمایت هم کردید. توهین و استهزاء را بدون قید و بند در مورد هر فردی (حتی پیامبر مسیحیان و یهودیان) به رسمیت شناخته‌اید. حالا وقتی مسئله به جنایتی مثل هولوکاست می‌رسد ناگهان متوقع هستید مردم سایر ملل به آن احترام بگذارند و از تمسخر و یا حتی شوخی با آن دست بردارند؟ چطور می‌شود فرهنگ آزادی بی قید و بند را در جامعه نهادینه کرد و به همه آموخت هر آنچه می‌خواهند در مورد هر کسی و هر چیزی می‌توانند بگویند ولی تا به هولوکاست می‌رسیم همه باید به احترام قربانیانش بایستند و متحرمانه کلاه از سر بردارند؟»

و البته جواب آنها سکوت بود.

اما بهانه یادآوری آن ماجرا ای میلی بود که دو روز پیش از دوست آمریکایی‌ام دریافت کردم. وی بعد خواندن مقاله گاردین در رابطه با نمایشگاه هولوکاست امسال (۳) برایم نوشت:

Interesting article. The quote about double-standards vis-a-vis freedom of expression was interesting to me. I remember you saying a few years ago that in a world where nothing is considered sacred anymore (i.e. the West), the Holocaust is one of the few areas left where the West even begins to understand the concept of something being sacred. I think you’re on to something there…

I hope you’re doing well.

اشاره‌ دوستم به همان نکته‌ای است که در بالا ذکر کردم یعنی استاندارد دوگانه غرب در مواجهه با موضوع هولوکاست در مقابل سایر امور (مثلا قداست پیامبر اسلام و…). این موضوعی است که واقعا جای مانور زیادی دارد.

جدا خوشحالم وقتی می‌بینم امثال آقای سید مسعود شجاعی با فهم این مسئله دست بر روی همین دوگانگی گذاشته‌اند. البته کاش با انتخاب عنوانی دقیق‌تر و صحیح‌تر برای نمایشگاه امسال (مثلا عنوانی نزدیک به اسم کتاب مشهور دکتر نورمن فینکلستین The Holocasut Industry) راه سوء استفاده دشمنان را تنگ‌تر می‌کردند.

امیدوارم آقای ظریف هم با دقت بیشتری در این موارد اظهار نظر کنند. همان طور که فینکلستین در کتاب اخیرش Knowing Too Much نشان داده است، موج ضدیت با سیاست‌های اسرائیل حتی در میان جامعه یهودیان آمریکا در حال تقویت است. دنیای غرب به سرعت در حال فاصله گرفتن از سیاست‌های نژادپرستانه دولت اسرائیل است و حرکت شجاعانه آقای شجاعی سد شکنی و تابو شکنی نقد صریح اسرائیل در قالب هنر است که دیر یا زود موجش جهان را خواهد گرفت.

و در نهایت بی انصافی است اگر یاد «آن مرد که رفت» را در این ماجرا زنده نکنیم. اگر چه در نحوه ابراز و شیوه بیان وی در مواجهه با مسئله هولوکاست انتقاد جدی دارم و معتقدم بعضا بی تدبیری‌های ایشان در این موضوع برای ما هزینه‌های بی‌جهتی ایجاد کرد، اما در این مسئله نمی‌توان شک کرد که با شیوه دیپلماسی لبخند دولت آقای خاتمی یا روحانی، ما هیچ‌گاه نمی‌توانستیم از موضع قدرت در مسئله فلسطین صحبت کنیم.

یاد آن مرد که رفت گرامی و ان شاالله به خدماتش در جایگاهی غیر از آنچه برخی خناسان در گوشش وسوسه می‌کنند ادامه دهد 🙂

نمایشگاه هولوکاست در تهران

 


۱- الان نمی‌توانم عین آن فیلم را پیدا کنم اما مشابه ویدئو زیر بود:

توضیح آنکه تعداد زیادی از یهودیان اردوگاه‌های کار اجباری پس از شکست آلمان نازی در اردوگاه‌ها از گرسنگی مردند. دلیل آن هم این بود که آلمان پس از شکست‌های هفته‌های آخر دست به عقب نشینی زد و یهودیان اسیر در اردوگاه‌ها را بدون سرپرست و نگهبان رها کرد. تعداد زیادی از اسیران یهودی هم تا رسیدن نیروها و سربازان متفقین در اردوگاه‌ها از گرسنگی مردند. فیلم‌هایی که از دفن اجساد با بولدوزر موجود است اکثرا متعلق به زمانی است که نیروهای متفقین (عمدتا آمریکایی) به اردوگاه‌ها رسیده‌اند و در حال دفن جنازه‌های مردگان هستند.
۲- البته بنده به شخصه شکی در اصل وقوع هولوکاست نداشته و ندارم. منتها ایرادم به ارتباط آن با قضیه فلسطین اشغالی و سوءاستفاده از آن جنایت برای توجیه جنایت در سرزمین‌های اشغالی است. قبلا در این مورد مفصل نوشته بودم: https://goo.gl/Y5Fyf7
۳- http://goo.gl/cCc0ok

، ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۵
در گروه: اجتماعی, سیاسی

Leave a Comment :, more...

صنعت فیلترینگ

، ۱۷ مهر ۱۳۹۲

در هیاهوی عزل و نصب‌ها در سازمان‌ها و نهادهای نظارتی IT و حضور رئیس جمهور و وزرا در شبکه‌های اجتماعی فیلتر شده و آرزوهای بلند-بلند افراد مبنی بر این که آن مرد که فیلتر می‌کرد رفت، هنوز پروژه‌های مختلف کنترل و محدودسازی فضای اینترنتی با سرعتی بیش از پیش به پیش می‌روند.

یک مورد از این پروژه‌ها راه‌اندازی سرورهای DNS ملی و الزام سرویس‌دهنده‌های وب به استفاده از این سرورها برای تبدیل نام دامنه به آدرس اینترنتی می‌باشد. این امر متولیان کنترل اینترنت را قادر می‌سازد تا بنا به میل خود آدرس IP هر سایتی را که تمایل دارند از جدول DNS حذف کرده و کلا دسترسی به آن را غیرممکن سازند. از اثرات اولیه این تغییر آن است که بعضی از شما اخیرا نمی‌توانید حتی با فیلترشکن به ویدئوهای یوتیوب دسترسی پیدا کنید. البته متولیان با هوش ابتدایی خود، به جای حذف آدرس youtube.com از جدول خود، آدرس‌هایی را از جدول DNS حذف کرده‌اند که برنامه پخش کننده flash یوتیوب از آن ویدئوها را دانلود کرده و نمایش می‌دهد؛ مثل این “r14—sn-4g57lnez.c.youtube.com”. نتیجه جالب است، شما می‌توانید با فیلترشکن به سایت یوتیوب مراجعه کنید، اما نمی‌توانید هیچ فیلمی را مشاهده کنید! در صورتی که تلاش کنید ویدئو را به طور مستقیم با استفاده از افزونه‌های فایرفاکس دریافت نمایید، در لایه پروتکلی پیغام خطای error 403 تحویل خواهید گرفت؛ یعنی که این آدرس از بیخ! وجود ندارد. و البته صفحه مرورگر شما هیچ چیزی نشان نخواهد داد، چون هیچ پیغامی در لایه نمایش برای شما ارسال نمی‌شود. هوشمندانه است، مگر نه؟

مورد دیگر، استفاده از قواعد تعریف شده گوگل برای نظارت بر محتوای مورد استفاده کودکان در مدارس و خانه است. گوگل برای این که خانواده‌ها و مدارس بتوانند با ابزارهای کنترلی بر فعالیت‌های تحت وب کودکان خود نظارت داشته باشند، امکان غیرفعال کردن جستجوی امن با پروتکل ssl (پیشوند https) را ارائه کرده است. توضیحات بیشتری در آدرس زیر ارائه شده است:
https://support.google.com/websearch/answer/186669?hl=en
توضیحات در مورد جستجوی ssl را می‌توانید در این آدرس بخوانید:
https://support.google.com/websearch/answer/173733?hl=en
متولیان اخلاق با غیرفعال کردن پروتکل ssl برای جستجوی گوگل، امکان الزام گزینه جستجوی محفوظ گوگل (safe-search) را برای مشترکین اینترنت از طریق دستکاری بسته‌های ارسالی را پیدا می‌کنند. همزمان، می‌توانند فیلترهای مبتنی بر متن خود را که نمی‌توانست جستجوی ssl کنترل کند، مجددا به راه بیاندازند. نشانه این تغییر آن است که شما در هنگام جستجو پیغام زیر را از سایت گوگل دریافت می‌نمایید:
پیغام غیرفعال شدن جستجوی رمز شده
خیالتان از جانب عدم مشاهده محتویات غیراخلاقی در اینترنت راحت شد؟ آقایان هم دیگر خیالشان راحت است که نیاز نخواهند داشت اعتراضات مردم بابت کند شدن ترافیک ssl را تحمل کنند!

حقیقت این است که نهادهای کنترل و محدودسازی غیر از این که متعدد و غیرقابل کنترل هستند، هیچ نیازی نمی‌بینند که در مورد اقدامات خود به مردم یا نمایندگان آنها گزارش دهند. آنها همچنین قوانین بسیاری را در مورد حقوق مشترکین زیر پا می‌گذارند، اما امکان پیگیری این حقوق برای هیچ کس وجود ندارد. بر خلاف سایر سیستم‌های کنترلی مانند اداره اماکن، گشت ارشاد، ممیزی وزارت فرهنگ و سایر نهادهای مشابه، متولیان محدودسازی اینترنت نه شناخته شده هستند، نه وابستگی و رابطه آنها با قوای سه گانه مشخص است، و نه حتی می‌توان اقدامات و سیاست‌های آنها را به درستی شناخت و در صورت بروز تخلف آنها را مورد پیگرد قانونی یا اعتراض مدنی قرار داد. لذا می‌توان گفت عموفیلترینگ و مجموعه‌های تحت مدیریتی او غیردموکراتیک‌ترین نهاد در جمهوری اسلامی می‌باشند.

اما بزرگترین مشکلی که توسط این آقایان به کشور تحمیل می‌شود، کاهش امنیت فضای سایبری کشور است.
تاکنون استفاده از فیلترشکن‌های متعدد، اطلاعات مبادله شده را به صورت http و https را در اختیار تولیدکنندگان آن فیلترشکن‌ها قرار داده است. به سادگی می‌توان حدس زد که اولین گروه از علاقه‌مندان به تولید و عرضه فیلترشکن، سازمان‌های جاسوسی کشورهای بیگانه می‌باشد. همچنین، ناظرین ایرانی اینترنت امکان نظارت بر داده‌هایی که دیگر از طریق فیلترشکن مبادله می‌شوند را از دست داده‌اند و لذا قدرت پیشبینی‌شان در مورد تحولات ناشی از فعالیت‌های تحت وب بسیار کاهش یافته است؛ گویی این که یکی از گران‌بهاترین معادن کشور را به طور رایگان به سازمان NSA هدیه کرده باشند. در صورتی که استفاده از فیلترشکن این مقدار توسعه نمی‌یافت، آقایان می‌توانستند اطلاعات بسیار بیشتری را گردآوری کرده و انواع تحلیل‌های جامعه شناسی و جریان شناسی بر روی آنها اعمال نمایند؛ کاری که دولت آمریکا به راحتی انجام می‌دهد و قدرت پیش‌بینی و کنترل افکار عمومی را نصیب خود می‌کند.
تغییرات جدید نیز به نوبه خود باعث کاهش امنیت بیشتری خواهد شد. به زودی عرضه کنندگان سرویس‌های DNS غیررسمی بازار خوبی در کنار ارائه فیلترشکن خواهند یافت. IPهای مختلف داخلی و خارجی برای دریافت این سرویس مورد استفاده قرار خواهند گرفت که هر کدام می‌توانند بنا به سلیقه و دلخواه مدیر خود، آدرس‌هایی را از جدول خود حذف کرده و یا جعل کنند و مخاطرات بیشتری را برای کشور ایجاد نمایند.

مسائل مربوط به انواع جرائم پورن، سوءاستفاده از کودکان، تخریب فضای اخلاقی جامعه و یا حتی برنامه‌ریزی برای اقدامات تروریستی یا ایجاد آشوب اجتماعی فقط دغدغه حکومت و ملت ایران نیستند. چرا متولیان فیلترینگ در ایران علی رغم اعتراضات فراوان و انتقادات بسیاری که مطرح شده است، تاکنون از مخفی‌گاه خود خارج نشده‌اند و خود را معرفی نمی‌کنند؟ چرا این افراد تلاش نمی‌کنند تا با توجه به اعتراضاتی که وجود دارد، شیوه‌های خود را اصلاح نمایند و رویکردهایی عقلانی‌تر را اتخاذ کنند؟ چرا این افراد حاضر نیستند استدلال‌ها و منطق پشت تصمیمات خود را در معرض ارزیابی اندیشمندان کشور قرار دهند؟ یک دلیل این است که آنها می‌توانند از روی صندلی خود و با کلیک چند دکمه، قدرت بی‌انتهای خود را به رخ همه مردم بکشند.
دلیل دیگر این است که قراردادهای میلیاردی که صرف سخت‌افزارها و نرم‌افزارهای محدودسازی اینترنت می‌شود، منافعی دارد که بر خلاف گشت ارشاد، مزیت آن در پنهان شدن است. گوییا که فیلترینگ در ایران تبدیل به صنعتی شده است که مشابه آن را صرفا می‌توان در نظام تمام-کاپیتالیستی آمریکا در فساد ناشی از لابی صاحبان زندان‌های خصوصی پیدا کرد.
به نظر نمی‌رسد که علی‌رغم اعتراضات و انتقادات گسترده، حماقت کنترل‌کنندگان اینترنت در ایران، به این زودی پایان داشته باشد.

، ۱۷ مهر ۱۳۹۲
در گروه: اجتماعی, سیاسی

۵ Comments :, , , , more...

سؤالات مهم از نامزدهای انتخاباتی – موضوع اول: تخریب انتخاباتی

، ۱۲ خرداد ۱۳۹۲

مقدمه

در هر انتخابات، تهمت‌ها و شایعات زیادی از طرف رسانه‌ها و فعالان سیاسی حامی و حتی یاران نزدیک نامزدهای انتخابات برای تخریب نامزدهای رقیب و دولت حاکم ساخته و منتشر می‌شود. ارتباط با دشمن و دریافت پول از آنها، فراماسون بودن، اعتقاد به خرافات، ارتباط با ساحرین، ادعای ارتباط با امام زمان، ضدیت با ولایت فقیه، دزد و مفسد بودن، دریافت پول از دشمن، شراب خواری، روابط نامناسب و بی‌بندوباری و مشارکت در جرایم سازمان‌یافته از جمله این موارد است. اگر بخواهیم به عنوان نمونه قربانی‌های این گونه رفتارها را معرفی کنیم، می‌توان از اتهام آمریکایی بودن به وزرای راستی دولت موسوی مانند دکتر مرندی، اتهام فساد و جنایت سازمان‌یافته اکبر هاشمی در انتخابات مجلس ششم، اتهام ضدیت با ولی فقیه به خاتمی در انتخاب ۷۶ و دریافت پول از دشمن در پایان دوره وی، اتهام تحجر به احمدی نژاد در انتخابات ۸۴، دروغگویی در انتخابات ۸۸، ارتباط با رمال و جن‌گیر و امام زمان در دوره اول وی توسط اصلاح طلبان، و دروغگویی، فساد، خیانت، فراماسونری، ارتباط با ساحرین و ادعای ارتباط امام زمان در دوره دوم توسط اصولگرایان نام برد. در انتخابات جاری نیز تخریب شدید نامزدهای انتخاباتی توسط سایت‌های خبری و فعالان سیاسی حامی رقبای آنها (اعم از اصولگرا و اصلاح طلب، درون جناحی و برون جناحی) به راحتی قابل مشاهده است.

رهبر انقلاب در مورد چنین رفتارهایی می‌فرماید:

بنى‌‏اسرائيل به خاطر این که … قدر نعمت خدا را ندانستند و كفران كردند، … “ضربت عليهم الذلة و المسكنة” [شدند] … وقتى رحمت الهى براى ما پيش خواهد آمد كه مواظب و مراقب خودمان باشيم؛ اين فضاى بی‌بندوبارى در حرف‏ زدن، در اظهارات عليه دولت، عليه كى به خاطر اغراض، اين‏ها چيزهايى نيست كه خداى متعال از اين‏ها به آسانى بگذرد. آن وقت كسانى خطا مى‏‌كنند، خداى متعال [می‌فرماید] “و اتقوا فتنة لاتصيبن الذين ظلموا منكم خاصة”، بله اين‌جورى است، بعضى از ظلم‌ها، بعضى از كارها هست كه نتيجه و اثر آن، دامن همه، نه فقط دامن آن ظالم را مى‏‌گيرد، بر اثر رفتار يك عده‏‌اى كه در گفتار خودشان، در عمل خودشان، در قضاوت خودشان ظلم مى‏‌كنند.

شاید به همین دلیل است که اصول‌گرایانی که تا دیروز احمدی‌نژاد را منحرف، فراماسونر، و بی‌مقدار از نظر دین و ایمان و تقوا عنوان می‌کردند، امروز شروع به تخریب یکدیگر با انواع اتهامات کرده‌اند.

حال، با توجه به این که این رویه بسیار عام شده و از حذف شده‌ها تا اصلاح‌طلب و اصول‌گرا هدف این حملات هستند، 2 سؤال برای بررسی نظر نامزدهای انتخابات در مورد این تخریب‌ها تدوین شده است و امید است که پاسخ نامزدهای مختلف و گروه‌های حامی آنها سرآغاز پایان دادن به این گونه رفتارهای تخریب گردد.

سؤال ۱
در صورت پیروزی در انتخابات، چنانچه دولت شما از طرف رسانه‌های خبری، فعالان فضای مجازی، شخصیت‌های سیاسی و سخنرانان مورد اتهامات شدید قرار گرفت تا جایی که شایعات به عنوان حقیقت متواتر توسط بخش زیادی از مردم پذیرفته شد، و باعث سلب کارآمدی از دولت شما گردید و پیگیری حقوقی را نیز دشوار کرد، چه رویه‌ای اتخاذ خواهید کرد؟
سکوت؟ پیگیری قضایی؟ قهر؟ واگذار کردن امر به خدا؟ یا هر گزینه دیگر.

سؤال ۲
هم اکنون سایت‌های خبری و فعالان فضای مجازی حامی شما و حتی گاه یاران و نزدیکان سیاسی شما مشابه همین رفتارهای تخریبی را علیه رقبای شما و دولت حاکم پی گرفته‌اند. موضع موثر شما چست؟ آیا شایعات آنها را تأیید می‌فرمایید؟
آیا غیر از موعظه به رعایت اخلاق انتخاباتی، تلاش جدی برای خاتمه این رویه مبذول داشته‌اید؟

#انتخابات_ریاست_جمهوری_1392 #سنت_الهی_و_جامعه #تخریب_انتخاباتی

، ۱۲ خرداد ۱۳۹۲
در گروه: اجتماعی, سیاسی

Leave a Comment :, , , , , , , more...

آمبر لیون ـ دارویی برای کاهش اثرات توهم «رسانه‌ی مستقل»

، ۱۸ فروردین ۱۳۹۲

برخی از هموطنان ایرانی من، به ویژه آنهایی که از کشور خارج نشده اند و اخبار رسانه‌های خارجی را به طور گزینشی می‌بینند/می‌خوانند، توهمی دارند با نام «رسانه‌ی مستقل» یا «رسانه‌ی آزاد».
به عنوان یک داروی سریع الاثر برای بر طرف کردن این نوع توهم، به آنها پیشنهاد می کنم که این مصاحبه‌ی 10 دقیقه‌ای با آمبر لیون، گزارشگر سابق سی.ان.ان و سه بار برنده‌ی «جایزه‌ی اِمی» را ببینند.

لینک دانلود مستقیم: Amber Lyon reveals CNN lies and war propaganda

لینک یوتیوب: http://youtu.be/CFDC7zmJgQg

آمبر لیون توضیح می‌دهد که چطور مستندی که او در مورد بحرین ساخته بود، هیچگاه از سی.ان.ان اینترنشنال پخش نشد. و بعدها متوجه شد که دولت بحرین یکی از حامیان مالی سی.ان.ان است. وی همین طور به گزارش‌های یک طرفه و اغراق‌آمیز سی.ان.ان از ایران و سوریه اعتراض می‌کند.

در باره‌ی آمبر لیون: http://amberlyonlive.com/amber-lyon

گوگل پلاس: http://bit.ly/Z1SqVR

فیسبوک: http://on.fb.me/14PstfU

توئیتر: https://twitter.com/AmberLyon

لینکدین: http://linkd.in/YEESjg

دو مصاحبه‌ی دیگر با آمبر لیون:

مطالعه‌ی بیشتر:

CNN spreads lies against Iran, Syria: Ex-correspondent http://bit.ly/ZrGaB1

 

، ۱۸ فروردین ۱۳۹۲
در گروه: سیاسی

۲ Comments :, , more...

آزادی بیان و خطوط قرمز

، ۲۲ تیر ۱۳۹۱

Stop $30 Billion to Israelمن از آن دست افرادی هستم که معتقدم تعریف «آزادی» بدون تعیین «قانون»، همان قدر بی معنی است که محاسبه‌ی مساحت یک شکل هندسی بدون ترسیم اضلاع آن. بنا بر این وقتی از «نقض آزادی بیان» صحبت به میان می‌آید، باید مشخص شود که منظور از آن، وجود «قانون نامناسب» است یا «عدم رعایت قانون مناسب».

آمریکا ـ بر خلاف بسیاری کشورهای اروپایی ـ دست کم از نظر قانون، کمتر آزادی بیان را محدود کرده است. اما این قانون آیا به درستی رعایت می شود؟

نمونه‌ی جالبی اخیرا اتفاق افتاد؛ یک کمپین (stop30billion.org) بیلبوردهای تبلیغاتی‌ای اجاره کرد و روی آنها نوشت:

Tell Congress: Spend Our Money At Home, Not on the Israeli Military

به کنگره بگویید: پول ما را در خانه [خودمان] خرج کند، نه در ارتش اسرائیل.

همان طور که مشخص است، این عبارت هیچ گونه انتقاد یا اعتراضی به سیاست‌ها یا عملکرد اسرائیل ندارد. هزینه‌ی این بیلبوردها نیز توسط اعضای کمپین پرداخت می‌شد.

اما فقط چند روز طول کشید تا شرکت اجاره دهنده‌ی بیلبوردها، تحت فشار سناتور هوارد برمن (http://www.house.gov/berman)، این نوشته‌ها را پایین بکشد(1).

پسنوشت: مطمئنا کسی در ایران نمی‌تواند بیلبوردی نصب کند که «کمک به حزب الـ… لبنان را متوقف کنید»! منکر این مساله نیستم و به هیچ عنوان معتقد نیستم آزادی (و از جمله آزادی بیان) در ایران وجود دارد ـ آن هم به طور مطلق! اما آمریکا هم آن مدینه‌ی فاضله‌ای که بعضی توصیف می‌کنند نیست، گیرم در آزادی بیان، اندکی بهتر از کشورهای دیگر.

 

منابع

  1. http://salsa.democracyinaction.org/o/641/p/dia/action/public/?action_KEY=11047

 

نظرات در گوگل پلاس »

، ۲۲ تیر ۱۳۹۱
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, , more...