Warning: Use of undefined constant topPost - assumed 'topPost' (this will throw an Error in a future version of PHP) in H:\root\home\thrita-001\www\ageofinheritors\wp-content\themes\pixel\index.php on line 11
class="topPost post-1920 post type-post status-publish format-standard hentry category-political">

غرب، زوفیلی را نیز قانونی خواهد کرد

، ۱۱ آذر ۱۳۹۴

مدتی پیش با بنده خدایی بحث آزادی همجنسبازی در غرب بود. بحث آموزش مسائل جنسی در مدارس و فیلم‌هایی که نه تنها همجنسبازی را طبیعی جلوه می‌دهند بلکه به نوعی آن را تبلیغ هم می‌کنند. کار را به جایی رسانده اند که در مجامع عمومی (مثل دانشگاه) به راحتی می‌توانید از کاریکاتورهای موهن به پیامبر اسلام (ص) دفاع کنند، اما کسی جرات ندارد در مورد همجنسبازها، لطیفه یا کنایه‌ای بگوید!

شرم آور است اما چاره ای نیست و باید گفت. در مهدکودک‌ها و مدارس به شدت پیگیر جا انداختن فرهنگ همجنسبازی به کودکان هستند و سعی وافر می‌کنند این قبیح را طبیعی جلوه بدهند.

به آن بنده خدا می‌گفتم همین طور اگر پیش برود تا چند سال آینده «حیوان بازی» (زوفیلی) هم قانونی می‌شود و راه می‌افتند در خیابان که بله ما آزادیم با حیوانات هم رابطه داشته باشیم و حیوانات نیز از این کار لذت می‌برند، پس مشکلی وجود ندارد.

خبر زیر حکایت از نگرانی مدافعان حقوق حیوانات از تجاوز به اسب‌ها در سوئیس دارد! بله اسب!

www.rt.com/news/323867-switzerland-horses-sex-attacks

نگران هم نباید بود، همان طور که برای همجنسبازی دلایل تاریخی و ژنتیکی و بیولوژیکی در آوردند، برای حیوان بازی هم دلیل پیدا خواهند کرد و به آن وجه قانونی و طبیعی خواهند داد.

البته چون همیشه، روشنفکرنمای غربپرست از خود غربی در توجیه و دفاع جلوتر است، باید منتظر باشیم روشنفکرنمایان وطنی پیش از غربی‌ها در دفاع از این مسایل، قلم به دست شوند و کف به دهان آورند.


پی‌نوشت:

۱- نویسنده این مطلب آقای عزیزی نیست و ایشان از سر لطفی که به بنده دارند نوشته ام را باز نشر کرده اند. بنده به دلیل معذوریت عواقب «آزادی بیان» در غرب در هیچ گروه اجتماعی عضویت ندارم و این شد که آقای عزیزی جور نشر مطلبم را کشیده اند.

۲- دوستان و عزیزان صاحب کمال و مجهز به علم کلام (و فلسفه) واقف هستند مطلب بنده نه برهانی است و نه حتی دلیلی بر اثبات امری. خطابی است (اگر جدلی نباشد). در نتیجه عزیزان به دنبال صغری و کبری و حد وسط آشکاری در آن نوشته نباشند. اگر چه نوشته بالکل تهی از استدلال نیست و در ادامه اصولش را خدمت بزرگوارتان عرض می کنم.

سه پیش فرض مطلب بنده:

الف- اساسا مبانی ممنوعیت یا آزادی امری در غرب رای اکثریت جامعه است (بر مبنای دموکراسی). قبیح یا حسن بودن امور از منظر دین یا مکتب یا هر امر دیگری مورد توجه نیست. نسبی بودن اخلاق در غرب و تنها معیار رای اکثریت بر این امر تاکید دارد.

ب- خبر کذایی می گوید که تجاوز جنسی به اسب ها در سوئد در سال های اخیر افزایش یافته است (سه برابر نسبت به ده سال گذشته).

ج- تاریخ معاصر غرب نشان می دهد امری که در زمانی نه چندان دور (حدود ۴ دهه پیش) در اروپا و آمریکا قبیح و غیر قانونی بوده باشد می تواند در کمتر از نیم قرن به امری حسن و مقبول و همه گیر تبدیل شود (به طور مثال هم جنس گرایی یا زندگی زن و مرد با هم و صاحب اولاد شدن خارج از چهارچوبه ازدواج).

حال اگر بخواهیم این را صورت منطقی بدهیم یک همچین ترتیبی خواهیم داشت:

– هر آنچه در غرب مورد قبول و تایید اکثریت باشد لاجرم وجهه قانونی می گیرد.
– رابطه جنسی با حیوانات در غرب به سرعت رو به رشد است و اگر با همین شیب افزایش یابد در آینده به احتمال قریب به یقین اکثریت جامعه آن را انجام می دهند یا اکثریت مخالفتی با آن نخواهند داشت.
– پس در آینده حیوان بازی (زوفیلی) به احتمال زیاد قانونی خواهد شد.

این استدلال اشکالش این است که بر احتمال گسترش و همه گیر شدن زوفیلی قوام یافته و این صغری یقینی نیست فلذا استدلال ناقص است. اما اگر مثال هم جنس بازی را در نظر داشته باشیم این قضیه احتمال وقوعش بالا می رود.

۳- اگر کسی بگوید در هم جنس بازی رضایت دو طرف شرط است و محدوده آزادی در غرب بر اساس زیر پا نگذاشتن آزادی دیگران تعریف شده است و چون در زوفیلی نمی توان رضایت یا عدم رضایت حیوان را سنجید، در این صورت این احتمال که زوفیلی در آینده در غرب قانونی بشود زیر سوال است.
در جواب (جدلی) می توان به مسئله خوردن گوشت حیوانات در غرب اشاره کرد. آیا غربیان آن گاو یا گوسفند یا خوکی را که می کشند و گوشت او را می خورند برای این کار از او اجازه می گیرند؟

اگر گفته شود: گیاهخواران اعتراضشان به همین است و به همین دلیل از خوردن گوشت امتناع می کنند.
جواب می دهم: این حرف شما استدلال بنده را تقویت می کند آنجا که مدعی شدم در غرب رای اکثریت است که اخلاق و باید و نباید را تعیین می کند نه حسن و قبح ذاتی یا عقلی مسئله ای. چون اکنون در غرب اکثریت گوشت خوار هستند، صدای اقلیت گیاهخوار و مخالفان کشتار حیوانات به جایی نمی رسد هر چند گیاهخواران از جهت عقلی استدلالشان تام باشد (یعنی این حرف که شما کشتن حیوان بدون کسب اجازه از وی مخالف اصول آزادی غرب است).

اگر کسی (به صورت جدلی) بگوید در اسلام هم حیوانات را می کشیم و از گوشت آنها استفاده می کنیم در صورتی که نمی توان در مورد رضایت آن حیوان تحقیق کرد.

می گویم: این نشان می دهد چرا اسلام حلال و حرام دارد و گوشتی را که برای غیر خدا کشته شده باشد حرام کرده است (سوره نحل آیه ۱۱۵). توضیح آنکه در آیین حقه اسلام ما حتی مالک نفس و بدن خود نیستیم و اجازه نداریم در آن بدون اذن صاحب اصلی (خداوند متعال) تصرف کنیم چه برسد به جان و بدن دیگر موجودات (اعم از انسان یا حیوان یا گیاه یا جامدات و…). و اگر ما حیوانات محدودی را با شرایط خاص و مطابق دستور شارع (خداوند متعال) ذبح می کنیم این نشان می دهد که ما قائل به این مسئله هستیم و فقط با اجازه صاحب اصلی (خداوند متعال) در ملک او (بدن حیوان) دخل و تصرف می کنیم. و به همین دلیل است که گوشت دو گاو که در کنار یکدیگر و با یک غذا و یک شرایط بزرگ شده باشند یکی را می خوریم و دیگری را حرام می دانیم زیرا اولی با اذن صاحبش (خداوند) و با اطاعت از روش او (ذبح اسلامی) و با شرایطی که شارع تعیین کرده سر بریده ایم و دیگری بدون اذن و اجازه و با روشی غیر شرعی کشته شده است.

از همین دیدگاه می شود فهمید که مثلا چرا نکاح (دائم یا موقت) حلال است و زنا حرام (در صورتی که در هر دو رضایت طرفینی وجود دارد). و از همین جا جواب عده ای که می پرسند میان ازدواج موقت و زنا چه فرقی هست را می شود با یک جمله داد: اولی را خداوند اجازه داده و دومی بدون اذن الهی است.

در پایان برای فهم بهتر حقوق حیوانات از دیدگاه اسلام می توانید به این رساله فقهی مرحوم علامه جعفری (ره) مراجعه کنید: http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=130805


Warning: Use of undefined constant topPost - assumed 'topPost' (this will throw an Error in a future version of PHP) in H:\root\home\thrita-001\www\ageofinheritors\wp-content\themes\pixel\index.php on line 11
class="topPost post-1923 post type-post status-publish format-standard hentry category-34 category-35">

زندان – فرودگاه بین المللی پیرسون تورنتو

، ۰۹ آذر ۱۳۹۴

از نیمه‌شب تا الان (ساعت ۶:۰۰ بعد از ظهر) توی فرودگاه لعنتی تورنتو گیر افتاده ام. حد اقل سه ساعت دیگر هم ا اینجا خواهم بود. افتضاح و شیر در شیری است این فرودگاه پیرسون تورنتو، چیزی فراتر از فرودگاه امام خمینی خودمان.

پرواز ساعت ۶:۳۰ صبح را از دست دادم. جنابان گشاد کانادایی ـ آمریکایی برای پروازهایی که ساعت ۶ صبح به بعد انجام می شوند، تازه ساعت ۵:۳۰، در اصلی (گیت) را باز می‌کنند. بعد هفت خوان رستم شروع می‌شود برای کاغذ بازی‌های کنترل گذرنامه و گمرک (بله، کنترل گذرنامه و گمرک آمریکا در بخشی از فرودگاه مبدا در کشور مبدا قرار دارد!)؛ کارهایی که در تئوری باید با دستگاه‌های خدمات‌دهی شبهه ای.تی.ام به سرعت انجام شود، اما غالبا یک گیر و گوری هست که کار پیش نمی‌روند و نهایتا باید مراجعه کرد به مسوول خدمات.

پلیس گذرنامه‌ی آمریکا هم لطف کرد چند ساعتی تا فیها خالدون ما را تفتیش کرد و بعد هم به حالت بازجویی سوال‌هایی پرسید که نکیر و منکر شب اول قبر نمی‌پرسند! سوالهایی که اگر خانواده همراهم نبود و پایم نیز روی خاک آمریکا بود (نه کانادا)، جواب همه‌شان این می‌شد: «به تو ربطی نداره»! مثلا نشانی پدر و مادرم در ایران و بردارم در فلان شهر و کارفرمای آن یکی برادرم در بهمان شهر را پرسید! و همچنین فهرست تمامی اکانتهایی که در شبکه‌های اجتماعی دارم، از جمله لینکدین!

بعد هم که از پرواز خودم و حتا پرواز بعدی جا ماندیم، یعنی جایمان گذاشتند(!)، فرمودند که شرمنده، جای خالی در هیچ پروازی تا فردا صبح نداریم! اما بعد لطف کردند در آخرین پرواز امشب جایمان دادند، منتها از بس که شیر در شیر است اینجا، گفتند تا کسی از یک سازمان امنیتی خراب شده‌ای (خراب شده را من می‌نویسم)، علامت خطری (رِد فلاگ) برایت بلند نکرده، بدو برو از بازرسی رد شو و دیگر هم بر نگرد، و الا ممکن است همین آش را دوباره در کاسه‌ات بریزند!

این دفعه که جناب کدخدا رضایت داده بود، شاهقلی گیر داد! از امنیت گمرک آمریکا در خاک کانادا رد شده بودم، امنیت پرواز کانادا رضایت نمی‌داد که پروازم عوض شود! یک ساعت دیگر ما را علاف کردند.

حالا تمام این ماجراها و بگیر و ببندها در پرواز شب قبلش (از کلگری به تورنتو) و در پرواز قبلیش (از بوستون به کلگری) اتفاق افتاده بود و تمام سوراخ سنبه‌های من را گشته بودند. همه‌ی اینها هم البته بازرسی کاملا تصادفی (رندوم) است (ارواح عمه‌شان) و برای هر کسی ممکن است پیش بیاید؛ آن هم سه بار پشت سر هم!

باید دو ساعت و نیم دیگر هم در این فرودگاه لعنت شده بمانم. بطری کوچک آب، سه دلار؛ دو دست نیمرو و سیب‌زمینی سرخ شده و دو تا چای و یک شیرینی شبیه شیرینی یزدی خودمان، ۵۰ دلار. زندان زیبا و گران پیرسون است اینجا. دست کم، مانند فرودگاه‌های بین المللی اروپا، صندلی درازکش یا دوتا صندلی به هم چسبیده که دسته نداشته باشند هم پیدا نمی‌شود اینجا که چند دقیقه بخوابم و این دقایق طولانی را نشمرم…

 

عکس آرشیوی - تجمع مسافران در کنترل گذرنامه ی آمریکا، فرودگاه پیرسون تورنتو 2012

عکس آرشیوی – تجمع مسافران در کنترل گذرنامه ی آمریکا، فرودگاه پیرسون تورنتو ۲۰۱۲


Warning: Use of undefined constant topPost - assumed 'topPost' (this will throw an Error in a future version of PHP) in H:\root\home\thrita-001\www\ageofinheritors\wp-content\themes\pixel\index.php on line 11
class="topPost post-1903 post type-post status-publish format-standard hentry category-political tag-15 tag-315 tag-13">

«از دام اهریمن با یاد حق رستیم»

، ۰۲ آذر ۱۳۹۴

نوشته‌ی محمدرضا علوی


در میانه همه هیاهوها و بیانیه های احساسی و شمع روشن کردن ها و بمباران های کشنده و دهشتناک و سر بریدن های کریه و… نبایستی اصول را فراموش کرد. خوشحالی از اینکه روسیه رابطه اش با ما خوب بشود و امروز غرب در حرکتی موقتی کنار ما و در مقابل داعش بایستد نباید ما را غافل کند از این حقیقت که روسیه و غرب همان سگ زرد و شغال های بیست سال پیش هستند.

اشتباه می کنیم اگر اس-۳۰۰ را در ذوق زدگی سلاحی «دوست داشتنی» می نامیم و باز اشتباه می کنیم اگر خوشحالیم روزانه چند صد داعشی با بمب های فرانسه و روسیه پودر می شوند. جنایات داعش و خوارجی بودن آنها را منکر نیستم اما باید دقت کرد بزرگان هم عموم این بیچاره های بد عاقبت را «مسلمانان گمراه» و «فریب خورده» لقب داده اند.

در اوج تنفر و جنگی که علنا به ایران کشیده شده و عصاره های اخلاص و شهادت را یکی یکی از میان جوانان وطن گلچین می کند نبایستی فراموش کرد این ها که جلوی ما ایستاده اند (با همه سیاهی و زشتی شان) مسلمانند و آنها که از سر اجبار موقتا در کنارمان ایستاده اند کافر.

یادمان نرود مولا علی (ع) چه خون جگری خورد و چقدر تلاش کرد خوارج را برگرداند و وقتی تکلیف نبرد و قتال شد در تفاوت میان ایشان و معاویه و دار و دسته اش فرمود: لاَ تَقْتُلُوا الْخَوَارِجَ بَعْدِی، فَلَیْسَ مَنْ طَلَبَ الْحَقَّ فَأَخْطَأَهُ، کَمَنْ طَلَبَ الْبَاطِلَ فَأَدْرَکَهُ یعنی «پس از من با خوارج نجنگید، زیرا کسى که حق را بجوید و به خطا رود (یعنی خوارج)، مانند کسى نیست که خطا را بجوید و آنرا دریابد (یعنی معاویه و دار و دسته اش).

نباید از برجام ها زیاد ذوق زده شد. اگر غرب کافر امروز به روی ما می خندد و بخشی از جهان اسلام به خون ما تشنه شده است باید به حال اسلام و مسلمانان گریست. باید گریست و از این جهل به درگاه الهی شکایت برد که کار ما به جایی رسیده است که باید با همکاری روس و فرانسه کافر فساد داخلی مسلمین را اصلاح کنیم.

خاطره ای نقل شده است(1)shohadayeiran.com/fa/news/47750 از مرحوم سید علی اکبر ابوترابی که آن بزرگوار در طول اسارت وقتی از صلیب سرخ جهانی آمده بودند به این کفار از دست برادران به ظاهر مسلمان عراقی خود حاضر به شکایت نمی شود!

گاه نمی فهمیم و نمی بینیم این بدبخت هایی که دارند زیر بمباران روس و فرانسه پودر می شوند، این خانه ها که دارد ویران می شود، این ها می شد برادران ما باشند، آن خانه ها منزل صفا و دوستی ما می بود اگر جهل در میان مسلمانان تا بدین حد نمی رسید.

حواسمان باشد گول فلان موشک روسیه خائن یا فلان لبخند فرانسه ملعون یا فلان آغوش گرم آمریکای جنایتکار را نخوریم. شعار ما همان شعار و آرمانی است که امام (ره) ما را با آن زنده کرد (هر چند تذکر این مطلب این روزها مایه تمسخر باشد!).

گوش کنید: https://soundcloud.com/ali-h-radwan/3ehtugdnwpz5

 

مراجع   [ + ]

کلیدواژه‌ها: ، ،


Warning: Use of undefined constant topPost - assumed 'topPost' (this will throw an Error in a future version of PHP) in H:\root\home\thrita-001\www\ageofinheritors\wp-content\themes\pixel\index.php on line 11
class="topPost post-1905 post type-post status-publish format-standard hentry category-political tag-389 tag-388 tag-315">

اسلام غربی / اسلام داعشی

، ۲۷ آبان ۱۳۹۴

نوشته‌ی محمدرضا علوی


حوادث اخیر پاریس نه اولین حمله از این نوع بود و نه آخرین خواهد بود. فضای افکار عمومی غرب هم پس از این حوادث بیش از پیش بر علیه اسلام تحریک شده است. نظراتی که زیر اخبار مربوط به حوادث پاریس در سایت هایی مثل الجزیره یا سی.بی.سی یا آر.تی یا سایر سایت های خبری منتشر شده است نشان از تشدید افکار ضد اسلامی می دهد.

سوال به حق و به جایی که اکثر غیر مسلمانان غربی مطرح می کنند این است:
«تا کی باید سرمان را در برف فرو کنیم و به توجیهات روشنفکران مسلمانی چون طارق رمضان یا حمید دباشی گوش بدهیم؟ چطور می شود گفت اسلام با این اعمال و رفتار هیچ ارتباطی ندارد؟»

یک سال پیش نوشته بودم (1)داعش و طالبان: محصول منطقی اسلام آمریکایی www.ageofinheritors.com/?p=1901 اسلامی که یکی از دلایل گرایش به تفکر افراطی داعشی همین اسلام بی یال و دم و اشکمی است که طارق رمضان ها یا دباشی ها یا سید حسین نصرها پرچمدار و نماینده فکری است در غرب می باشند.

اما بعد یک سال و به وجود آمدن تحولات جدید مشاهده می کنیم غرب بیش از پیش در مواجهه با اسلام و مسلمانان سرگشته و حیران است. راه های زیر برای غربیان باز است:

۱- اعمال جنگ تمام عیار با اسلام و تمامی مسلمانان (چیزی شبیه جنگ های صلیبی): غرب توانایی چنین جسارتی را ندارد هر چند در عمق دلشان آرزوی ریشه کن کردن اسلام و مسلمانان را داشته باشند. دلیلش هم واضح است. گسترش و قدرت اسلام تا عمق کشورهای غربی از جهت عملیاتی چنین امری را مطلقا غیر ممکن کرده است.

۲- ادامه سیاست حمایت از اسلام آمریکایی در مقابل اسلام اصیل: به نظر می رسد متاسفانه غرب همچنان از روی ناچاری چنین سیاستی را دنبال کند. یعنی دفاع منافقانه و مزورانه از آن چیزی که ایشان «اسلام خوب و صلح طلب» می نامند (اسلام امثال طارق رمضان و سید حسین نصر) در مقابل «اسلام بد» (سایر قرائت ها از اسلام: از اسلام ناب محمدی (ص) امام خمینی گرفته تا اسلام داعشی).

۳- پذیرش حقیقت اسلام (قرائت شیعی امام خمینی (ره)) و گردن نهادن به صلحی همراه با احترام متقابل با پیروان این قرائت حقه.

این احتمال اگر چه ناممکن نیست اما در آینده نزدیک بسیار بعید می نماید زیرا پذیرفتن مشروعیت این قرائت از اسلام عواقب سنگینی برای غرب خواهد داشت: اولا ایشان بایستی از زورگویی و تهاجم به بلاد اسلامی دست بردارند و حداقل در عمل از توطئه علیه تشیع (با همکاری سلفی ها و داعشی ها) عقب نشینی کنند؛ ثانیا باید حق دفاع مشروع گروه هایی چون حزب الله لبنان را به رسمیت بشناسند؛ ثالثا بایستی از دخالت در امور اختلافی میان مسلمانان دست بردارند و اجازه دهند اختلافات داخلی مابین مسلمانان حل و فصل شود؛ رابعا بایستی سیاست چپاول منابع کشورهای اسلامی با حمایت از دیکتاتورهای منطقه ای را عوض کنند و اجازه دهند مردم مسلمان خودشان بر سرنوشت خویش حاکم شوند.

متاسفانه چون غرب سرسختانه و مستکبرانه همچنان خواهان اربابی بر جهان است و حتی در عمل هم نمی خواهد پایان دوران اربابی و استعمار را بپذیرد، ایشان چاره ای جز ادامه همان گزینه دوم را ندارند. آن را ادامه خواهند داد و با ادامه آن سیاست قدرت تفکر داعشی در قلب اروپا و آمریکا هم به همان میزان افزایش خواهد یافت. این بازی اینقدر ادامه پیدا خواهد کرد تا سرانجام شاید غرب از سر ناچاری به فکر گزینه سوم بیفتد.

مراجع   [ + ]

کلیدواژه‌ها: ، ،


Warning: Use of undefined constant topPost - assumed 'topPost' (this will throw an Error in a future version of PHP) in H:\root\home\thrita-001\www\ageofinheritors\wp-content\themes\pixel\index.php on line 11
class="topPost post-1901 post type-post status-publish format-standard hentry category-political tag-388 tag-315 tag-361">

داعش و طالبان: محصول منطقی اسلام آمریکایی

، ۲۷ آبان ۱۳۹۴

نوشته‌ی محمدرضا علوی


بسم الله الرحمن الرحیم قل یا ایها الکافرون لا اعبد ما تعبدون و لا انتم عابدون ما اعبد و الا انا عابدا ما عبدتم و لا انتم عابدون ما اعبد. لکم دینکم ولی دین

هم اسلام آمریکایی و هم اسلام وهابی/داعشی/طالبانی از منبعی واحد تغذیه می شوند هر چند در منظر تاریخ تحول مذاهب قرن ها از یکدیگر دور باشند و هر چند به ظاهر در مقاطعی رو در روی یکدیگر قرار گرفته باشند. و به همین دلیل است که (و به مصداق بیتِ “هر کسی کو دور ماند از اصل خویش// باز جوید روزگار وصل خویش”) در نهایت این دو نوع اسلام به یکدیگر دستِ دوستی و اتحاد داده و می دهند.

جناب آقای طارق رمضان بعد جنایات اخیر داعش در مصاحبه ای با شبکه الجزیره گفته است(1)Tariq Ramadan: ‘ISIL’s acts are un-Islamic http://bit.ly/1NCKUpS  که داعش اعمال و رفتارش کاملا ضد اسلامی است! (بماند که مصاحبه ایشان با شبکه ای که در طول چند سال اخیر بیشترین حمایت ها را از جریانات تکفیری کرده و بلندگوی رسمی آنها در نشر افکارشان بوده خود در غایت اعجاب به طنز می ماند، نکته ای که در این مجال به آن ورود نمی کنم.) و زیرکی در این میان پیدا نشد از جناب دکتر بپرسد: گیریم که ذهن و روح جوانان داعشی که زاده بلاد اسلامی هستند تحت تاثیر افکاری که شما تندروانه اش می خوانید منحرف شده باشد؛ با سیل جوانان مسلمان غربی که به داعش می پیوندند (و مستقیما تحت تعالیم امثال شما بوده اند) چه می کنید؟ از جنابشان سوال نشد جوانانی که از بدو تولد در نظام آموزشی غرب به آنها تساهل و تسامح خوراندید  و از تکثر گرایی دینی  انباشته شان کردید و از حقانیت و تساوی تمامی ادیان با ایشان سخن گفتید و بودا را برای ایشان مقابل محمد (ص) نشاندید و گاو پرستی را همانقدر برایشان مقدس جلوه دادید که خدا پرستی، چرا این ها باید به داعش بپیوندد؟

چند هفته ای است بنا به مصلحت ایجاد اتحاد بین مسلمین و رفع تهمت از شیعیان در نماز جمعه اهل سنت شرکت می کنم. و هر هفته بعد خطبه ها و در افشانی های خطبا تا چند ساعت افکار و اعصابم متفرق و متشنج است.  نکته اول همین امام عوض کردن ایشان است. اصلا مشخصم نشد آیا ضابطه و قانون و قاعده ای برای تعیین سخنران و امامت جماعت وجود ندارد جز توانایی قرائت عربی؟! جز توانایی خطابه گفتن؟ هر هفته یک نفر را می آورند و آن فرد هم از ظن خود یار جماعت می شود. هفته ای خطیب در ذم دنیا صحبت می کند و هفته بعد دیگری در مدح ورود به دنیا و هفته بعد دیگری افکار پریشان بودایی زده خود را با چاشنی چند آیه (که اول و آخرش را زده) به نام اسلام ناب به خورد دانشجویان می دهد. تو گویی “امامت” امری است بی قاعده و اصول. و همین را در حکومت های مرتجع منطقه می شود دید. در میان تمامی کشورهای عربی متاسفانه هیچ ساختارِ سیاسی با ثباتی وجود ندارد. قبیله گرایی عصر جهالت تا امروز امتداد یافته است و زور ملاک اول و آخر برای تسلط بر مردم است. کاری که پس از رحلت رسول اکرم (ص) اتفاق افتاد، همین بود: عودت به پیش از بعثت نبی (ص)؛ حاکم کردن عشیره گرایی بر شایسته سالاری؛ و بر همین اساس است که امامت (حتی در نماز جمعه) نیز امری است که مشروط می شود به رابطه و قدرت نه سواد و فقاهت و عدالت اخلاقی. و محصول چنین دین قومیتی ـ عربی‌ای، بلاشک یا اسلام آمریکایی است یا داعشی. وقتی خودم را جای مخاطبینِ جوان این خطابه های ملون و نفاق گونه و بی مغز می گذارم، تعجب نمی کنم از گریز ایشان از آغوش اسلام آمریکایی به اسلام داعشی.

خطیبِ جمعه گذشته جالب تر از خطبای پیشین بود. از صلح و دوستی میان همهی انسان ها صحبت می کرد. از اینکه اسلام نمی پسندد هیچ دو انسانی از هم نفرت داشته باشند و حدیث از پیامبر نقل می کرد که اگر دو نفر بیش از سی روز از یکدیگر کینه داشته باشند، خداوند ایشان را اهل بدعت قرار می دهد! و در این رابطه دوستی ایمان هیچ شرطیتی ندارد! وا عجبا! می خواستم یکی دو بار بلند شوم از حضرتش بپرسم این حدیث در مورد مسلمین است یا همه انسان ها؟ مثلا رابطه میان آن گاو پرستی که بچه مسلمان را می سوزاند و شمای به ظاهر مسلمان را هم شامل می شود؟ یا آن صهیونیستی که بمب بر سر زن و بچه مسلمان می ریزد؟ از این ها هم حق نداریم کینه داشته باشیم؟ ایشان را هم به غایتِ توان در آغوش محبت بگیریم به صرف اینکه در راه رفتن بر روی دو پا و قدرت تکلم با ما اشتراک دارند و طبیعی شناسان ما و ایشان را انسان می نامند؟ و جناب خطیب برای توجیه دینی سخنانِ خود برخی آیات جهاد را سر و ته زده تقدیم جماعت می کرد و با صوت حزین عربی برای دانشجویان مسلمان غربی (که از اسلام شاید فقط ظاهر نمازی بلدند و جهت درک بهتر اسلام به نماز جمعه می آیند) قرآن می خواند و تفسیر می کرد که بله ما همه (حتی دشمنان پیامبر) با هم مشترکیم! در چه چیز؟ در صدمه دیدن از مصیبت و مثال شاهدش هم آیه ۱۴۰ سوره آل عمران: ان یمسسکم قرح فقد مس القوم قرح مثله. و از این جمله نتیجه گرفت خدا می فرماید شما و دشمنان خدا هر دو سختی کشیدید و بلا کشیدید پس بیایید با هم دوست باشیم و همدیگر را اذیت نکنیم! و البته جناب خطیب که ظاهرا ادیان خوانده بود در آش شله قلمکارش هم انفعال گرایی بودایی را می ریخت و هم آیه از تورات نقل می کرد (به عبری!) و هم از انجیل. و در تمام مدت فکر می کردم ایشان من و سایرین را نادان حساب کرده یا قصد استحمارِ ما را دارد؟

هر بچه ای با اندک سوادِ قرآنی می تواند بگوید قرآن پر است از آیات جهاد و مبارزه. از تهییج مسلمین به مبارزه با کفار، از آیاتی که مسلمانان را به خاطر کم کاری و سهل انگاری در مبارزه با کفار تخطئه می کند. از آیاتی که مسلمانان را به دشمنی با دشمنان خدا و دوستی با دوستان خدا دعوت می کند. حقیقتِ تولی و تبری به این وضوح را اسلامِ آمریکایی بر نمی تابد و قصد تحریفِ آشکار آن را دارد ولی غافل است که کوبیدن بر این طبل تفریط، محصولش افراط و انفجار است: لا تری الجاهل الا مفرِطا او مفَرطا.

وقتی می گویم اسلام داعشی از بطن همین اسلام آمریکایی زاده می شود منظورم این است: جوانی سال ها پای منابر امثال این خطیب و جنابِ طارق رمضان و جنابِ سید حسین نصر می آموزد که جهادی که این همه قرآن بر آن تاکید کرده صرفا جهاد اکبر است و آن نیز در گوشه نشینی و تنها ذکر و فکرِ فردی خلاصه می شود. سال ها در مدارس غربی می آموزد اسلام واقعی خلاصه می شود در دادنِ مالیات سر وقت (البته به دول غربی) و در ایستادن پشت چراغ قرمز و کمک کردن به فقرا و خواندن قرآن و نماز. ولی هر ذی شعوری اگر قرآن بخواند و اندکی از شعورش استفاده کند می فهمد اسلام جهاد اصغر هم دارد. همه تلاش مفسران اسلامِ آمریکایی در توجیه و مخفی کردن بعد جهادی اسلام بی لاجرم بی اثر خواهد شد. و این تحول به مرور در وی ایجاد می شود و در آخر چون اسبی چموش افسار پاره می کند و برای یافتن اسلامی که کامل است سر به بیابانِ داعش (یا طالبان) می گذارد زیرا در دنیای فعلی تنها گروهی که همه اسلام را ارائه می دهد همین گروه است. تبلیغاتِ رسانه ها را کنار بگذارید، واقعیت این است که داعش برای مسلمانان چهره ای بسیار رئوف دارد. در کنار فعالیت های رزمی، کمک به فقرا و مبارزه با فساد و همه آن چیزی که این جوانِ تشنه در قرآن خوانده را امثال داعش به ظاهر اجرا می کنند.

خلاصه آنکه قرائت تحریفی-انحرافی امثال طارق رمضان (و جناب سید حسین نصر) از اسلام که در آن بسیاری ابعاد اجتماعی اسلام (مثل جهاد اصغر) نادیده انگاشته شده اند و یا با تاویل های عجیب از حقیقت معنای خود خارج شده اند نمی تواند عطشِ جوانِ غربی را سیراب کند. اتفاقا جوانِ مسلمان غربی به سوی داعش حریص تر است زیرا امیال دنیوی را تا نهایت آن دیده (و یا حتی چشیده!) و توابی است که جان بر کف شده. جوانِ مسلمان غربی راحت تر در دام ظاهر داعش می افتد زیرا بر خلاف برخی جوانانِ مسلمان کشورهای اسلامی تا آخرِ کوچه بن بستِ دنیا را رفته است و حباب بودنِ دنیا برایش عین الیقین شده است. این دسته توابین برای رسیدن به سرچشمه حقیقت بسیار حریص تر و بی باک تر از مسلمان زاده های عرب هستند.

برای پاسخ به این پرسش که چرا جوانانِ حقیقت جوی غربی به سوی اسلام حقیقی (اسلامی که امام آن را اسلام ناب محمدی (ص) نامید) جذب نمی شوند، به این نوشته ارجاع می دهم.(2)وقتی صدور انقلاب خمینی را متوقف کردیم «داعش» متولد شد http://j.mp/ISIL001

مراجع   [ + ]

1. Tariq Ramadan: ‘ISIL’s acts are un-Islamic http://bit.ly/1NCKUpS
2. وقتی صدور انقلاب خمینی را متوقف کردیم «داعش» متولد شد http://j.mp/ISIL001

کلیدواژه‌ها: ، ،


Warning: Use of undefined constant topPost - assumed 'topPost' (this will throw an Error in a future version of PHP) in H:\root\home\thrita-001\www\ageofinheritors\wp-content\themes\pixel\index.php on line 11
class="topPost post-1892 post type-post status-publish format-standard hentry category-political tag-386 tag-387 tag-32 tag-315">

غرب پرستی همینجاست، بیایید بیایید!

، ۲۳ آبان ۱۳۹۴

رئیس جمهور کشور جمهوری اسلامی ایران، وارث انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ امام خمینی (ره)، امامی که معتقد بود “سلامت و صلح جهان بسته به انقراض مستکبرین است”* ، برای حملات تروریستی پاریس، “بلافاصله” پیام تسلیت به مستکبری به نام «فرانسه» (اولین پدر معنوی داعش) ارسال می‌کند. اما ناگهان به یاد می‌آورد که برای عملیات تروریستی دو روز قبل در بیروت، عملیاتی که به کشته شدن (شهادت) #مستضعفان انجامیده است، پیامی نفرستاده! پس از روی ناچاری برای آنها هم پیامی می‌نویسد…

حادثه‌ی تروریستی بیروت روز پنجشنبه اتفاق افتاد. حادثه‌ی تروریستی پاریس، جمعه شب. حال، وب‎سایت رئیس جمهور را ببینید: ابتدا خبر محکومیت حملات تروریستی پاریس در ساعت ۸:۳۰ صبح شنبه منتشر شده است و پس از قریب به چهار ساعت، خبر تسلیت به حملات تروریستی بیروت.

در بیروت، «مردم عادی» و «شهروندان»ـی هدف عملیات تروریستی بودند که از قضای روزگار حامی جمهوری اسلامی و در حال جنگ با داعش هستند. اما از آنجایی که در زمره‌ی پابرهنه‌گان و مستضعفان جهان قرار می‌گیرند، شبکه‌های خارجی، برنامه‌های عادیشان را به خاطر این حادثه متوقف نکردند. در پاریس اما، «مردم عادی» و «شهروندان»ـی هدف عملیات تروریستی بودند که اتفاقاً پول مالیات آنها برای تجهیز داعش صرف می‌شود. تمامی شبکه‌های خبری، برنامه‌هایشان را متوقف کردند و به طور مستقیم از پاریس، شهر عشاق جهان، خبر این جنایت را مخابره کردند. و البته همین تفاوت‌هاست که رئیس جمهور وارث ایدئولوژی امام خمینی را گیج کرده است!

این متن را نه در حال عصبانیت، که در شدت غبن نوشته ام. بار اولی نیست که سیاست خارجه‌ی ایران به طرز فاحشی در مسیر مغایر با اهداف انقلاب ۵۷ حرکت می‌کند. بار آخر هم نخواهد بود به یقین. دارند ایدئولوژی خمینی کبیر را به موزه ی تاریخ می فرستند و بجایش کاخ اخضر و تمبر طلا می‌سازند.

باید یک لحظه ایستاد، سر را چرخاند و به گذشته نگریست. باید تاریخ را خواند. نه فقط خواند که باید تاریخ را از اول خواند. از خلقت آدم بنی بشر، از قبل توفان نوح، از به آب انداختن موسی، پیش از عروج عیسی و پیشتر از ولادت محمد – علی نبینا و آله و علیهم السلام. باید تاریخ را از قبل غدیر و خانه‌نشینی علی خواند و قبلتر از بالای نیزه رفتن سر حسین – علیهم السلام.

اینها را که خواندیم و فهمیدیم، آنگاه می‌شود به روبرو نگاه کرد. و شاید آن وقت باز ببینیم که برای اصلاح در دین امت اسلام، ناگزیر از کربلای دیگری هستیم و ناچار به سرهای بریده و بر نیزه‌.

Paris_Beirut

 

photo_2015-11-14_13-15-20

 

 


* «عموم مستضعفین باید به هم بپیوندند و ریشه فساد را از کشورهاى خود قطع کنند. سلامت و صلح جهان بسته به انقراض مستکبرین است؛ و تا این سلطه طلبان بى‏فرهنگ در زمین هستند، مستضعفین به ارث خود که خداى تعالى به آنها عنایت فرموده است نمى‏رسند. (همان، ج۱۲، ص۱۴۴- ۲۰/۱۱/۱۳۵۸)

«اى مسلمانان جهان واى مستضعفان عالم! دست به دست هم دهید و به خداى بزرگ رو آورید و به اسلام پناهنده شوید، و علیه مستکبران و متجاوزان به حقوق ملتها پرخاش کنید.» ( همان، ج۱۰، ص۳۳۹- ۳۰/۸/۱۳۵۸)

«عید ملت مستضعف روزی است که مستکبرین دفن شوند.» (همان، ج۱۰، ص۲۰۶- ۱۱/۷/۱۳۵۸)

کلیدواژه‌ها: ، ، ،


Warning: Use of undefined constant topPost - assumed 'topPost' (this will throw an Error in a future version of PHP) in H:\root\home\thrita-001\www\ageofinheritors\wp-content\themes\pixel\index.php on line 11
class="topPost post-1872 post type-post status-publish format-standard hentry category-19 category-political tag-315">

رئیس سابق آژانس اطلاعات دفاع آمریکا: رشد گروه‌های افراط‌گرا در سوریه حاصل یک «تصمیم ارادی» از سوی دولت آمریکا بود

، ۱۹ آبان ۱۳۹۴

اخیرا دکتر محمد مرندی، در برنامه‌ی «کراس تاک» (1)rt.com/shows/crosstalk شرکت کرده است و مباحثه‌ای در باره‌ی سیاست روسیه و ایران در سوریه انجام داده است.(2)لینک این مباحثه در وب‌سایت شبکه‌ی آر.تی.:  rt.com/shows/crosstalk/321032-syria-russian-diplomacy-terrorism
دانلود این مباحثه (زبان انگلیسی، ۲۳۱ مگ): http://media.ageofinheritors.com/2015/11/CrossTalk-Russian-diplomacy-2015-11-06.mp4

در طی این مباحثه، دکتر مرندی اشاره می‌کند که رئیس سابق آژانس اطلاعات دفاع آمریکا اعتراف کرده است که آمریکایی‌ها از پیدایش گروه‌های تروریستی از قبیل «داعش» مطلع بوده اند، با این حال «تصمیم» گرفته اند که به مخالفان اسد در سوریه کمک کنند.

تحلیل‌های زیادی در مورد این مساله خوانده بودم اما نمی‌دانستم که یک مقام در این رده‌ی مهم و بالا چنین اعترافی کرده است.  از دکتر مرندی خواستم مدرکی در این مورد ارایه دهند و او لینک مصاحبه‌ی «مایکل فلین»(3)Lieutenant General Michael T. Flynn رئیس سابق آژانس اطلاعات دفاع آمریکا(4)Defense Intelligence Agency (DIA) با شبکه‌ی الجزیره را برایم فرستاد: (5)افشاگری بی‌سابقه ژنرال آمریکایی درباره حمایت آمریکا از داعش  farsnews.com/MediaDisplay.aspx?nn=13940525000648
لینک دانلود: http://media.ageofinheritors.com/2015/11/General-Michael-Flynn-on-rise-of-ISIL.mp4

الجزیره: …برای شفاف‌ شدن مسئله می‌پرسم. یعنی دولت [آمریکا] همان زمان می‌دانست که چنین گروه‌هایی [گروه‌های تروریستی در سوریه و عراق] هستند و این تحلیل را هم دیده بود و شما هم علیه آن استدلال کرده بودید. خوب چه کسی به آن گوش نداد؟
فلین: خوب دولت.
الجزیره: یعنی دولت چشم خود را بست؟
فلین: نمی‌دانم چشم بستن باشد یا نه. به نظرم یک تصمیم بود، یک تصمیم از روی اراده بود.
الجزیره: تصمیمی از روی اراده برای حمایت از شورشی که عناصر سلفی، القاعده و اخوان المسلمین در آن حضور داشتند؟
فلین: این تصمیمی از روی اراده برای انجام آن چیزی بود که آن‌ها دارند انجام می‌دهند. و شما واقعا باید از رئیس‌جمهور سوال کنید که واقعا او دارد چه کار می‌کند و چه سیاستی در دستور کار است؟ چون این واقعا بسیار بسیار گیج‌کننده است. مهدی من امروز اینجا نشسته‌ام و نمی‌دانم که دقیقا (سیاست دولت آمریکا) چیست.

دکتر مرندی در همان برنامه‌ی تلوزیون آر.تی. به طرف آمریکایی مباحثه می‌گوید اگر کسی چند ماه قبل این حرف را می‌زد که آمریکا عامدانه گروه‌های تروریستی را حمایت کرده است، متهم به پردازش تئوری توطئه می‌شد، در حالی که امروز کسی که خودش در زمان شکل گیری داعش رئیس اطلاعات پنتاگون بوده است، این حرف را می‌گوید. (نقل به مضمون)

* * *

این ماجرا من را یاد مصاحبه‌ی فرید زکریا با همین دکتر مرندی در سال ۱۳۸۸ (۲۰۰۹) می‌اندازد.(6)متاسفانه این مطلب از روی وب‌سایت سی.ان.ان حذف شده است، اما نسخه‌ای از این مصاحبه را می‌توانید از اینجا دریافت کنید:  http://media.ageofinheritors.com/2015/11/Fareed-Zakaria-Mohammed-Marandi-2009.mp4  فرید زکریا که به خاطر ناآرامی‌های بعد از انتخابات ۸۸ با مرندی تماس گرفته بود و از پاسخ‌های وی راضی نبود، بنا کرده بود به توهین کردن به شخص مرندی و تصریحا او را با تملق گویان دوره‌ی کمونیستی شوروی قیاس کرد و از عاقبت کارش می‌ترسانید!! مرندی با آرامش خاصی به طور مودبانه پاسخ توهین‌های فرید زکریا را داد و در آن حین اشاره کرد که در حین جنگ عراق ـ ایران، دو بار تحت بمباران شیمیایی صدام قرار گرفته است. سلاح‌های شیمیایی‌ای که اروپا و آمریکا در اختیار صدام قرار داده بودند. زکریا حرف مرندی را قطع کرد و با متهم کردن مرندی به دروغگویی، ادعا کرد که تنها کمک آمریکا به صدام، در زمینه‌ی فناوری‌های کشاورزی بوده است!!

این در حالی بود که طبق مطالب منتشر شده تا آن زمان، دست کم ۱۷ شرکت آمریکایی (بعضاً در تعامل با شرکت های انگلیسی) به ارسال تسلیحات شیمیایی و میکروبی به عراق شرکت داشتند. براساس گزارش کمیته سنای آمریکا در ۲۵ مه و ۷ اکتبر سال ۱۹۹۴ با عنوان «صادرات دو منظوره ادوات جنگی و شیمیایی آمریکا و تأثیر آنها بر پیامدهای سلامتی جگ خلیج فارس»، از سال ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۹ محموله های بسیاری از مواد میکروبی را شرکت های آمریکایی مخفیانه به درخواست و بیمه نامه اداره بازرگانی آمریکا به عراق ارسال شده بود.(7)توانمندی شیمیایی عراق مدیون چه کسانی بود؟
bit.ly/1MU8W59 

روزنامه آمریکایی واشنگتن پست در ۳۰ دسامبر ۲۰۰۲ اعلام کرد اسناد پراکنده بیانگر آن است که دونالد رامسفلد، وزیر دفاع کنونی آمریکا، زمانی که عراق علیرغم کنوانسیون های بین المللی، تقریباً هر روزه، از سلاح های شیمیایی استفاده می کرد، به عنوان مأمور سیاسی به بغداد سفر کرد. در ادامه این گزارش تصریح شده است ارتباط آمریکا با صدام در طول سال های قبل از حمله اش به کویت در سال ۱۹۹۰ شامل تبادل اطلاعات در سطح وسیع، فراهم کردن بمب های خوشه ای از طریق یک شرکت قدیمی به نام “چی لین ” و سهولت دستیابی عراق به مواد شیمیایی و میکروبی از سیاست های سری آمریکاست.(8)همان (9)پرده‌برداری از فروش سلاح‌های شیمیایی توسط آمریکا، آلمان، آنگلیس و فرانسه به صدام، بحرین و سوریه farsnews.com/newstext.php?nn=13931225000235 

اما جالب‌تر آن بود که در سال ۱۳۹۲، فارین پالیسی فاش کرد که آمریکا در زمان حمله‌ی شیمیایی صدام به ایران، مستقیما به عراق کمک‌های اطلاعاتی و استراتژیک نیز کرده است؛(10)آمریکا در زمان حمله شیمیایی صدام به ایران، به عراق کمک می‌کرد bbc.in/1WKEUWm به قسمی که اگر آن کمک‌ها وجود نداشت، احتمالا جنگ در سال چهارم یا پنجم با شکست کامل عراق خاتمه می‌یافت.(11)CIA Files Prove America Helped Saddam as He Gassed Iran atfp.co/18VlRfl

فارن پالیسی می‌نویسد: در ۱۹۸۸ در کوران جنگ بین ایران و عراق، آمریکا با توجه به تصاویر ماهواره‌ی متوجه شد که ایران به زودی با استفاده از نقاط ضعف خطوط دفاعی عراق به برتری استراتژیک دست خواهد یافت. مقامات اطلاعاتی آمریکا اطلاعات مربوط به موقعیت نیروهای ایرانی را به عراق دادند، در حالی که «کاملا آگاه بودند» که ارتش صدام از سلاح‌های شیمیایی از جمله سارین، گاز عصبی مرگبار استفاده خواهد کرد.

لازم به ذکر است که فرید زکریا یکی از خبرنگاران تحصیل کرده و معتدل آمریکایی است! با این حال اینچنین خود را در میان دوربین‌های رسانه‌ی سلطه به نادانی می‌زند و واقعیت‌های مشهود را مخفی می‌سازد.

مراجع   [ + ]

1. rt.com/shows/crosstalk
2. لینک این مباحثه در وب‌سایت شبکه‌ی آر.تی.:  rt.com/shows/crosstalk/321032-syria-russian-diplomacy-terrorism
دانلود این مباحثه (زبان انگلیسی، ۲۳۱ مگ): http://media.ageofinheritors.com/2015/11/CrossTalk-Russian-diplomacy-2015-11-06.mp4
3. Lieutenant General Michael T. Flynn
4. Defense Intelligence Agency (DIA)
5. افشاگری بی‌سابقه ژنرال آمریکایی درباره حمایت آمریکا از داعش  farsnews.com/MediaDisplay.aspx?nn=13940525000648
لینک دانلود: http://media.ageofinheritors.com/2015/11/General-Michael-Flynn-on-rise-of-ISIL.mp4
6. متاسفانه این مطلب از روی وب‌سایت سی.ان.ان حذف شده است، اما نسخه‌ای از این مصاحبه را می‌توانید از اینجا دریافت کنید:  http://media.ageofinheritors.com/2015/11/Fareed-Zakaria-Mohammed-Marandi-2009.mp4 
7. توانمندی شیمیایی عراق مدیون چه کسانی بود؟
bit.ly/1MU8W59 
8. همان
9. پرده‌برداری از فروش سلاح‌های شیمیایی توسط آمریکا، آلمان، آنگلیس و فرانسه به صدام، بحرین و سوریه farsnews.com/newstext.php?nn=13931225000235 
10. آمریکا در زمان حمله شیمیایی صدام به ایران، به عراق کمک می‌کرد bbc.in/1WKEUWm
11. CIA Files Prove America Helped Saddam as He Gassed Iran atfp.co/18VlRfl

کلیدواژه‌ها:


Warning: Use of undefined constant topPost - assumed 'topPost' (this will throw an Error in a future version of PHP) in H:\root\home\thrita-001\www\ageofinheritors\wp-content\themes\pixel\index.php on line 11
class="topPost post-1854 post type-post status-publish format-standard hentry category-21 tag-380 tag-379 tag-378 tag-377">

مهدی موسوی شاعر است؛ شعرهای بد دارد، شعرهای خوب هم دارد

، ۲۵ مهر ۱۳۹۴

دکتر مژگان عباسلو (+Mojgan Abbaslou)، همسرم، در ذیل مطلب «پنج نکته در مورد حکم مهدی موسوی و فاطمه اختصاری » که در گوگل پلاس نیز منتشر کرده بودم [https://plus.google.com/+توحیدعزیزی/posts/Pti2gCxiNmC]، نظری نگاشته اند که شایسته است به عنوان نقدی بر آن نوشته، در اینجا منتشر شود (تاکیدهای داخل متن از من است).


اول. دکتر مهدی موسوی، شاعر است! شعرهای بد دارد، شعرهای بسیار خوب هم دارد. دقت کنید که من نمی گویم شعرهای مستهجن به قول شما و دوستان ندارد! ایرج میرزا هم تا دلتان بخواهد بدتر از این شعرها دارد اما همان یک شعر “قلب مادر”ش کافی ست تا حتا رهبر شعری از او بخواند: مرگ برای ضعیف امر طبیعی ست… در این لینک:
https://www.youtube.com/watch?v=hudqjJ9Odzc

باز هم دقت داشته باشید که من اینها را نمی نویسم که بگویم مهدی موسوی نمی دانست چه می کند و نمی خواهم او را از برخی فعالیت های زیرزمینی و رو زمینی که سبب ساز چنین مجازاتهای سنگینی شده اند مبرا کنم. حرفم اینست که اگر می گوییم همه ی واقعیتها را بگوییم نه بخشی از آن را.

دو. خدمت آن دوستانی که مهدی موسوی را تنها به عنوان شاعر شعرهای “مستهجن” می شناسند عارضم که مهدی موسوی تیزهوشانی بود. دکترای داروسازی گرفت. همشهری من است یعنی کرجی ست و همان است که این بیتها را برای جانبازان دفاع مقدس سروده و برنده ی جایزه ی بهترین شعر دفاع مقدس هم شده! :

عقاب عاشق خانه بدون پر برگشت
غریب رفت، غریبانه تر پدر برگشت

رسید و دستش را، رو ی زنگ خانه گذاشت
طلوع کرد دوباره ستاره ای که نداشت!

دوید مادر و در چشم های او نِگریست
-«سلام… » بعد درآن بازوان خسته گریست

که تشنه است کویری که در تنش دارد
که هفت سال و دو ماه است که عطش دارد


نگاه کردم و دیدم پدر سرش خم بود
نه! غم نداشت، پدر واقعاً خود غم بود!

پدر شکستن ابری میان هق هق بود
پدر اگرچه غریبه، هنوز عاشق بود

یا این بیتها را:

سبزه ها را گره زدم به غمت
غم از صبر، بیشتر شده ام
سال تحویل زندگیت به هیچ
سیزده های در به در شده ام

سفره ای از سکوت می چینم
خسته از انتظار و دوری ها
سال هایی که آتشم زده اند
وسط چارشنبه سوری ها

بچه بودم… و غیر عیدی و عشق
بچه ها از جهان چه داشته اند؟!
در گوشم فرشته ها گفتند
لای قرآن «تو» را گذاشته اند!

سوم. زمانی که مهدی موسوی شعرهایش را داد شاهین نجفی بخواند شاهین نجفی هنوز دیوانه نشده بود! یا اگر شده بود عیان نبود و در ایران کسی نمی دانست این موجود بدبخت چه گذشته یا آینده ی تباهی دارد. سه شعری که از مهدی موسوی در آلبوم شاهین نجفی وجود داشت سه شعر با مضامین عاشقانه و اجتماعی بود که البته با بیانی تند زبان به اعتراض به برخی قوانین جامعه ی اسلامی و به طور خاص جمهوری اسلامی می گشود. برخی ابیات هم با تاختن به قید و بندهای مذهبی البته به خطوط قرمز نزدیک می شدند اما در کل، شعرها شعرهای مستهجن – اگر در تعریف این لغت همگی توافق داشته باشیم – نبودند. می خواهم بگویم مهدی موسوی می دانست چه می کند چون در ایران به کتابهایش اجازه ی انتشار ندادند و پر واضح است که به همان دلایل معلوم و ناگفتنی خواننده ای هم شعرهایش را نمی خواند اما مطمئنم نمی دانست شاهین نجفی چه موجود کریهی از آب در می آید چون نمی توانم باور کنم کسی که “تشنه ی نام محمد (ص)” بوده راضی شود به پرورده ی دامان او توهین کنند. چون مهدی موسوی همانی ست که سروده:

دنیای ما اگر چه گرفتار آمده ست
اما هنوز تشنه ی نام محمّد است

در انتهای نامه ی خیسم سلام بر –
نام بزرگوار و نجیب پیامبر

چهارم. غزل پست مدرن تعریف دارد! خیلی پیش از مهدی موسوی هم جرقه هایش زده شد در شعرهایی از محمدسعید میرزایی و خیلی شاعران دیگر که از هنجارشکنی های زبانی و ساختاری شروع کردند تا به هنجارشکنی های درست و غلط مفهومی و رسید تا هادی مهری خوانساری و مهدی موسوی که از حوصله ی این بحث خارج است و اگر دوستان اهل ادب دوست داشتند می شود در مجال گسترده ای با شاهد مثال درباره اش حرف زد. اما همینقدر بگویم که مهدی موسوی در غزل پست مدرن سالهای اخیر حرف اول را می زد.

پنجم. دکتر مهدی موسوی قربانی دو چیز شد:

کف و هورای طرفدارانی که مثل آنها دور و بر مسیح علینژاد و فاطمه شمس و… کم نیستند، آنها خوش اقبالند که خارج از ایرانند و بادکردنها سرشان را به باد نمی دهد و مهدی موسوی بد اقبال که به قول خودش :

نه می‌شود که در این اضطراب سر بکنم
نه می‌­شود که از این آب و خاک دل بِکَنم

نه شوق رفتن و نه انتظار برگشتن
خرابه‌ای‌ست به جا از غرورم و وطنم

و
تخطئه و “وا اسفاها بر غزل” گفتن های گروهی که شعر را ارث پدری خود می دانستند. مهدی موسوی قربانی نادیده گرفتنها و طعن زدنها و لجن مالی شدنهایش توسط مخالفان و جشنواره چی ها و دوستان و دشمنانش! در وزرات ارشاد و … خلاصه همه ی همین ماهایی شد که حالا نشستیم و داریم می گوییم خون این آدم حلال است و دست و پاها و زبانش را هم باید قطع کرد و فلان و بهمان – دارم می گردم ببینم خدای نکرده تشابهی میان داعش و خودمان پیدا می کنم یا نه! خوب یادم هست روزگاری را که مهدی موسوی در جشنواره ها شعرهای پست مدرن درست و درمان می خواند و مسخره و رانده می شد… برایش حرفها در می آوردند… تهمت ها می زدند… بنده ی خدا چقدر در وبلاگش می نوشت و می نوشت و از خودش و سبکش و غزل پست مدرن دفاع می کرد… بعدتر خسته شد و زد به سیم آخر. همان روزها که دوستان به کتاب “فرشته ها خودکشی کردند” او که خدا وکیلی جز چند شعر که می توانست به لطف دوستان ممیزی سانسور شود نکته ای نداشت، اجازه ی انتشار ندادند باید می دانستند این استعداد را به کدام سمت سوق می دهند. البته این به آن معنا نیست که مهدی موسوی در این سمت و سو گرفتن بی تقصیر باشد اما دارم فکر می کنم یک نسل اهل ادب چه طور می تواند با استعدادی برخاسته از دل خودش اینطور بی رحم باشد در حالیکه نسل قبل، با وجود کسانی مثل ساعد باقری، سید حسن حسینی، قیصر امین پور و سید ضیا شفیعی، سلمان هراتی را سلمان هراتی می سازد. نمی دانم می دانید که سلمان وقتی سبک شعرش را یافت و شعر می خواند مسخره می شد! چون شعرهایش خرق عادت بود، چون از “گاو مش حسن” می گفت… اما الحق دوستان خوبی داشت. اصحاب ثلاثه و باقی دوستانش حسابی هوای او را داشتند.

مخلص کلام، مهدی موسوی در آنچه کرده و بر او رفته بی تقصیر نیست. سوای ادبیات و شعر، فعالیت های دیگری در میان بوده مثل آن پارتی ها و … که ساده انگارانه است اگر بگویم نمی دانسته چه می کند! اما جرمی مثل نه سال حبس، برای چند پارتی و یک مشت عکس جرم سنگینی ست. خیلی ها را می شناسم که در همین فیس بوک عکسهای شرب خمرشان را به اشتراک می گذارند و کسی هم کاری به کارشان ندارد. این قبیل مجازاتها به نظرم جز وسعت گرفتن شکاف میان شاعرانی که خود را به غلط یا درست روشنفکر و آوانگارد و صف شکن می دانند و حکومت  نتیجه ای ندارد. راستش ذهنم الان در این نصفه شبی  یاری نمی کند که راهکاری ارائه کنم اما در این که این راهش نیست شکی ندارم. جای شاعر در زندان نیست! اگر بود به قول همین شما آقای دکتر عزیزی، ایرج میرزا و حتا به زعم من سعدی و حافظ و انوری و غیره ذلک صدها بار به جرم سرودن یا نسرودن! به اشد مجازات محکوم شده بودند. به قول شاعر خوب سینا علیمحمدی، کاش به حق همان نام شریفی که نه فقط آن روزهای این شاعر عصیانگر که همه ی دنیا تشنه ی نام اوست، راهی باشد که مهدی موسوی باز برگردد.

کلیدواژه‌ها: ، ، ،


Warning: Use of undefined constant topPost - assumed 'topPost' (this will throw an Error in a future version of PHP) in H:\root\home\thrita-001\www\ageofinheritors\wp-content\themes\pixel\index.php on line 11
class="topPost post-1849 post type-post status-publish format-standard hentry category-political tag-370 tag-371 tag-369 tag-375 tag-_">

پذیرش برجام؛ خوب، بد، زشت!

، ۲۵ مهر ۱۳۹۴

امام سید علی خامنه‌ای

شورای نگهبان طرح مجلس در خصوص برجام را تایید کرد و البته قبل از آن با حضور جناب حجازی در روز رأی گیری مجلس برای جزئیات طرح مذکور و همچنین اطلاعیه ای که اخیرا دفتر مقام معظم رهبری منتشر نمود نظر معظم له مبنی بر اینکه موضوع برجام می بایست هرچه سریعتر به سرانجام برسد مشخص شده بود!

در این میان موجب تعجب است که برخی از این موضوع سردرگم شده اند!
موضع رهبری معظم در این خصوص از همان ابتدا نیز دو جهت به ظاهر متضاد را دربر داشت که هرچه جریان مذاکرات پیش می رفت بر این تضاد ظاهری برای کسانی که مدیریت مدبرانه معظم له را درک نمی کردند افزوده می شد!
با دقت در بیانات و موضع گیری های مقام معظم رهبری متوجه خواهیم شد که از انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ بدین سو بنای ایشان در خصوص موضوع مذاکرات هسته ای بر دو پایه استوار بوده است: از سویی بیان دلایل خوشبین نبودن ایشان به نتایج مذاکره با شیطان بزرگ و نیز غلط بودن نحوه نگاه منفعلانه و متسامحانه دولت بدین مقوله و اینکه مذاکره راه حل مشکلات اقتصادی ما نیست و ذکر شاخصه های مذاکره خوب و بد و تبیین خطوط قرمز نظام در این خصوص و از سوی دیگر فضا دادن و اختیار دادن به دولت برای عمل به شعارهایی که بر مبنای همانها از مردم رای گرفته بود و رای و نظر مردم معطوف بدانها بوده است(هرچند خود ایشان این نحوه نگاه را اشتباه بدانند!)
مسلما یکی از مهمترین این شعارها تأکید بر مذاکره هرچه جدی تر با آمریکا برای رفع تحریم های اقتصادی و برطرف نمودن مشکلات معیشتی جامعه از این طریق بوده است که درست یا غلط اکثریت مردم بر اساس آن به آقای روحانی رأی دادند و انتظار عمل به این شعارها را نیز خواهند داشت.
در واقع مقام معظم رهبری بر اساس مشی اسلامی خود در حکومت داری که برگرفته از عقلانیت اسلامی و سیره معصومین علیهم السلام می باشد به این تصمیم جمعی – هرچند اشتباه – احترام گذاشته اند.

به عنوان شاهد مثال بنگرید به سخنان معظم له در تاریخ ۱۳۹۲/۸/۱۲:

«یک تجربه‌ای در اختیار ملّت ایران است – که حالا من مختصراً عرض خواهم کرد – این تجربه ظرفیّت فکری ملّت ما را بالا خواهد برد؛ مثل تجربه‌ای که در سال ۸۲ و ۸۳ در زمینه‌ی تعلیق غنیسازی انجام گرفت، که آن‌وقت تعلیق غنی سازی را در مذاکرات با همین اروپاییها، جمهوری اسلامی برای یک مدّتی پذیرفت. خب ما دو سال عقب افتادیم، لکن به نفع ما تمام شد. چرا؟ چون فهمیدیم که با تعلیق غنیسازی، امید همکاری از طرف شرکای غربی مطلقاً وجود ندارد. اگر ما آن تعلیق اختیاری را – که البتّه به‌نحوی تحمیل شده بود، لکن ما قبول کردیم، مسئولین ما قبول کردند – آن روز قبول نکرده بودیم، ممکن بود کسانی بگویند خب یک ذرّه شما عقب‌نشینی میکردید، همه‌ی مشکلات حل میشد، پرونده‌ی هسته‌ای ایران عادی میشد. آن تعلیق غنی سازی این فایده را برای ما داشت که معلوم شد با عقب‌نشینی، با تعلیق غنی سازی، با عقب افتادن کار، با تعطیل کردن بسیاری از کارها مشکل حل نمیشود؛ طرف مقابل دنبال مطلب دیگری است؛ این را ما فهمیدیم، لذا بعد از آن شروع کردیم غنیسازی را آغاز کردن. امروز وضعیّت جمهوری اسلامی با سال ۸۲، زمین تا آسمان فرق کرده؛ آن روز ما چانه میزدیم سرِ دو، سه سانتریفیوژ، [ در حالی که‌] امروز چندین هزار سانتریفیوژ مشغول کارند. جوانهای ما، دانشمندان ما، محقّقین ما، مسئولین ما همّت کردند، کارها را پیش بردند. بنابراین از مذاکراتی هم که امروز در جریان است، ما ضرری نخواهیم کرد. البتّه بنده همچنان که گفتم خوشبین نیستم؛ من فکر نمیکنم [از] این مذاکرات آن نتیجه‌ای را که ملّت ایران انتظار دارد، به‌دست بیاید، لکن تجربه‌ای است و پشتوانه‌ی تجربی ملّت ایران را افزایش خواهد داد و تقویت خواهد کرد؛ ایرادی ندارد امّا لازم است ملّت بیدار باشد. ما از مسئولین خودمان که دارند در جبهه‌ی دیپلماسی فعّالیّت میکنند، کار میکنند، قرص و محکم حمایت میکنیم، امّا ملّت باید بیدار باشد، بداند چه اتّفاقی دارد میافتد [تا] بعضی از تبلیغاتچیهای مواجب‌بگیر دشمن و بعضی از تبلیغاتچیهای بیمزدومواجب از روی ساده‌لوحی نتوانند افکار عمومی را گمراه کنند.

یکی از ترفندها و خلاف‌گوییها این است که این‌جور القا کنند به افکار عمومی مردم که اگر ما در قضیّه‌ی هسته‌ای، تسلیم طرف مقابل شدیم، همه‌ی مشکلات اقتصادی و معیشتی و غیره حل خواهد شد؛ این را دارند تبلیغ میکنند. البتّه تبلیغاتچیهای خارجی با شیوه‌های کاملاً ماهرانه‌ی تبلیغاتی خط میدهند ، در داخل هم بعضی از روی ساده‌لوحی و بدون اینکه نیّت سوئی داشته باشند، بعضی هم واقعاً از روی غرض همین را دارند تبلیغ میکنند که اگر ما در این قضیّه کوتاه آمدیم و تسلیم شدیم در مقابلِ طرف مقابل، همه‌ی مشکلات اقتصادی و مانند اینها حل خواهد شد؛ این خطا است.»

این شیوه دقیقا همان شیوه حکومت داری و رهبری حضرت امام(ره) است و اقتضای وظیفه رهبر در قبال تربیت و هدایت اذهان آحاد افراد جامعه!
لذاست که می گوییم بر مبنای استراتژیِ کلان احترام به جمهوریت نظام از یک سو و وظیفه روشنگری و هدایت جامعه توسط رهبری از سوی دیگر، ایشان بهترین و عقلانی ترین تصمیم و شیوه را در پیش گرفته اند!

چه بسا اگر مقام معظم رهبری نشانه قابل توجهی از تغییر نظر کلان جامعه در خصوص مذاکره و برجام مشاهده می نمودند تصمیم دیگری می گرفتند و به شکل دیگر عمل می کردند.

ولی اکنون که هنوز اکثریت مردم به غلط تصور می کنند با تن دادن به چنین مذاکره و چنان برجامی اوضاع اقتصادی مملکت بهبود خواهد یافت، خط مشی رفتاری رهبری معظم همان است که از ابتدای روی کار آمدن دولت یازدهم بوده است!

ممکن است گفته شود اگر مخاطرات و تهدیدات امنیتی حاصل از برجام محقق شود و نظام را دچار بحران کند آنگاه این تحلیل چه جایگاهی خواهد داشت؟
پاسخ خواهیم داد که مسلما مقام معظم رهبری خطرات خدشه به جمهوریت نظام(که در واقع ضمانت اجرایی حکومت اسلامی است) و تصور غلط وابسته بودن رفع مشکلات اقتصادی به توافق با آمریکا را بسیار بیشتر و فراتر از خطرات ناشی از برجام دانسته اند و به حق هم همینگونه است. لذا باید توجه داشت که حفظ نظام اسلامی از اوجب واجبات است و گاهی برای آن باید هزینه هایی نیز پرداخت! البته به یاری خدا و مدیریت داهیانه معظم له این هزینه ها به حداقل خواهد رسید.

لازم به ذکر است تحلیل حاضر هیچ منافاتی با اعتراضات غیرتمندانه دلواپسان و نمایندگان غیور و دلسوزان نظام ندارد! اتفاقا آنها به وظیفه روشنگری خود به خوبی عمل نمودند ولی کلیه این تلاشها حداقل تا کنون نتیجه معتنابهی نداشته و اکثریت مردم همچنان تصور می کنند یگانه راه برون رفت از مشکلات عمیق و مزمن اقتصادی مذاکره و توافق با آمریکا و رفع تحریم های ظالمانه تحمیلی است. این واقعیت تلخ را از نحوه مواجهه مجلس با موضوع برجام می توان فهمید.

همچنین این تحلیل منافی فرمایشات و تأکیدات مقام معظم رهبری مبنی بر لزوم طی مراحل قانونی برجام و اظهار نظر مجلس در خصوص آن نیز نخواهد بود.

چرا که مقام معظم رهبری به اندازه کافی به مجلس فرصت دادند تا مشخص شود نمایندگان ملت مآلا چه خواهند کرد و آیا اعتراضات منتقدان و روشنگری بخشی از نمایندگان اثری خواهد داشت یا برآیند مجلس همان خواهد بود که حدس زده می شد باشد؟

وقتی مجلس در قبال عدم ارجاع برجام توسط دولت در قالب یک لایحه آنچنان منفعلانه سکوت کرد و کلیات طرح مجلس در خصوص برجام نیز پس از جلسات متمادی کمیسیون ویژه برجام با آن کیفیت ناجوانمردانه رأی آورد و می رفت که به انشقاق و اختلاف جدی در میان نمایندگان و جامعه (خصوصا اصولگرایان) منجر شود دیگر تکلیف مشخص بود و اطاله موضوع بیش از اتلاف وقت و هزینه های بیشتر فایده ای دربر نداشت.

مضافا بر اینکه مانور جناب حجازی در روز رأی گیری جزئیات طرح مذکور چند فایده مهم نیز داشت؛
اول اینکه همه فهمیدند این اتفاق بدون اجازه مقام معظم رهبری – و نه مثلا مجمع تشخیص مصلحت – امکان تحقق نداشته و البته ایشان علی رغم میل باطنی خودشان و صرفا برای حفظ وحدت و جمهوریت نظام این اجازه را صادر فرموده اند.
دوم اینکه نفس حضور ایشان در مجلس به خودی خود حرکتی در جهت حفظ وحدت و جلوگیری از تفرقه و ایجاد بحران در جامعه بود. چه بسا اگر درگیری ها در مجلس ادامه می یافت و جدی تر می شد به سطح جامعه نیز سرایت می نمود و از ظواهر امر چنین برمی آمد که دشمن برای چنین موقعیتی نیز خوابهای بدی دیده است.
و سوم اینکه حضور حجت الاسلام حجازی در مجلس و متعاقب آن تصویب بدون کم و کاست طرحی که دولتمردان، خود قبلا برآن صحه گذاشته بودند اجازه بهانه جویی های احتمالی آینده را از دولت سلب نمود تا بعدها، طرح حاصل از جرح و تعدیل مجلس را بهانه عدم دستیابی به مثبتات برجام و یا توجیه مشکلات آینده آن عنوان ننمایند. لازم به ذکر است طرح مذکور امکان و استعداد چندانی هم برای جرح و تعدیل جهت تبدیل شدن به یک طرح ایده آل که خطرات برجام را به خوبی مرتفع کند نداشت.

إن شاءالله در آینده ای نزدیک مردم خود حقایق را خواهند فهمید و زمان همه چیز را مشخص خواهد کرد.

 

کلیدواژه‌ها: ، ، ، ،


Warning: Use of undefined constant topPost - assumed 'topPost' (this will throw an Error in a future version of PHP) in H:\root\home\thrita-001\www\ageofinheritors\wp-content\themes\pixel\index.php on line 11
class="topPost post-1858 post type-post status-publish format-standard hentry category-political tag-370 tag-382 tag-384 tag-381 tag-383">

خطی که خط حزب الله بر صورت حزب الهی‌ها کشید

، ۲۴ مهر ۱۳۹۴

نشریه‌ی «خط حزب الله» وابسته به «پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله خامنه‌ای»، مطلبی با عنوان «نارضایتی رهبر انقلاب از تحصن مقابل مجلس» منتشر کرده است.
https://plus.google.com/+KHAMENEIIRI/posts/3n2qstqVhff

قبلا نیز نوشته بودم که حجت الاسلام عمارلو، شروع کننده‌ی تحصن، در پایان تحصن گفته بود با واسطه‌ای شنیده است که رهبر «ادامه‌ی تحصن» را به صلاح نمی‌دانند.
https://plus.google.com/+توحیدعزیزی/posts/Egmpv5Y8g4o

پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر امام خامنه‌ای، (خامنه‌ای دات آی آر) محل اجماع و اتحاد بچه حزب اللهی‌ها با هر دیدگاه سیاسی و خط و ربطی بود. جایی برای استشمام روح انقلابیگری حسینی‌وار و مبالات به شجاعت خمینی‌گون.

ورود این پایگاه به مباحث سیاسی و تخطئه‌ی بچه حزب اللهی‌ها به منظور ضربه زدن به گروه‌های سیاسی نزدیک به آنها، کاری نامیمون و موجب شکاف میان نیروهای انقلابی و حامی رهبر است.

آنچه از ظواهر امر و اتفاقات چند روز اخیر در تصویب برجام مشاهده می‌شود، این است که انتقادهای سیاسی/رسانه‌ای بعضی گروه‌های سیاسی به برخی «اشخاص» نزدیک به بیت رهبری، انگیزه‌ی اصلی انتشار مطلب فوق در پایگاه رهبر بوده است.

«اشخاص» دخیل در مدیریت پایگاه اطلاع رسانی رهبر، نباید – به طور «مستقل» یا «غیر مستقل»(!) – از طریق این پایگاه و به نام رهبری، با گروه‌های سیاسی مخالف خود تسویه حساب کنند، به ویژه اگر این تسویه حساب با ضربه زدن به مؤمنان و حزب اللهی‌ها همراه باشد.

رهبر به دفعات اعلام کرده اند که سخنان خود را صریح، بی‌پرده و بی‌واسطه به مردم می‌گویند و بدیهی است در این زمینه، وب‌سایت ایشان مرجع ما خواهد بود. ولکن اخبار و تحلیل‌هایی که بی‌نام نویسنده در نشریه‌ی منسوب به وب‌سایت ایشان منتشر شود، محلی از اعراب برای خط حزب الله نخواهد داشت.

اگر رهبر روزی اعلام کنند که تحصن #عمارلو  در مقابل مجلس شورای اسلامی – همانند اشغال سفارت انگلیس – کار اشتباه و خطایی بوده است، زمین ادب خواهیم بوسید و از خبط خود، استغفار خواهیم کرد.

و اگر رهبر روزی – همانند تحصن مقابل فرودگاه مهرآباد برای اعزام به فلسطین – تحصن مقابل مجلس را نیز تحسین کنند، رو سیاهی برای گردانندگان +KHAMENEI.IR خواهد ماند.

تا آن روز، دیگر در این باره سخنی نخواهم گفت جز لبیک یا خامنه‌ای، لبیک.

تصویر خبری که نشریه‌ی «خط حزب الله» علیه تحصن عمارلو در مقابل مجلس، منتشر کرده است.

تصویر خبری که نشریه‌ی «خط حزب الله» علیه تحصن عمارلو در مقابل مجلس، منتشر کرده است.

 


به احترام خوانندگان، قسمت نظرات این پست باز است، اما طبق آخرین جمله‌ی نوشته‌ام، این بحث را ادامه نخواهم داد.

کلیدواژه‌ها: ، ، ، ،