اکنون زمان نقد نیست؛ زمان پاسخگویی است

، ۰۴ آبان ۱۳۹۲

stick_figures_accusing_pc_1600_clrاین نوشته نه در پاسخ به مطلب قبلی منتشر شده در سایت، نقدی بر رفتار سیاست خارجی دولت یازدهم، بلکه برگرفته از آن بوده و نظرات شخصی نگارنده در خصوصی برخی از انتقادات دوستان انقلابی و اصولگرا به دولت را در بر می گیرد.

اولین نکته حائز اهمیت در انتقادات دوستان در خصوص مسائل مختلف سیاست خارجی، استناد به اظهارات، نقل قول ها و تحلیل های نخبگان، تصمیم سازان و رسانه های غربی است. مشخص نیست که مرز اعتماد دوستان انقلابی به نوشته های واشنگتن پست و هاآرتز و سی ان ان و بی بی سی تا کجا ادامه دارد. در حالی که مقامات کشور نقلی قولی از فلان روزنامه یا بهمان سایت را تکذیب می کنند، انتظار می رود که دوستان تکرار و استناد به آن نقل قول را از دستور کار خارج نمایند؛ در حالی که در عمل اینگونه نیست و آن نقل قول یا خبر یا تحلیل نادرست کرارا مورد استناد منتقدین محترم قرار می گیرد.

اوج این رویکرد نابجا را می توان در بحث مذاکرات هسته ای اخیر مشاهده نمود. در شرایطی که طرفهای مذاکره کننده در خصوص محرمانه ماندن مفاد مذاکرات به توافق رسیده اند و در سطوح رسمی تاکنون به این توافق پایبند بوده اند، انتشار اخباری از هاآرتز یا المانیتور در خصوص مفاد مذاکرات، اساس تحلیل دوستان انقلابی قرار می گیرد و امواج انتقادات از رویکرد دولت در مذاکرات اخیر به سمت تیم مذاکره کننده سرازیر می شود، آنهم در شرایطی که وزیر امور خارجه رسما اطلاعات منتشر شده توسط رسانه های غربی را “دروغین” و “خیالپردازی” می خواند. بنظر می رسد نزد برخی از دوستان منتقد، خبرنگار صهیونیست فلان وبسایت آمریکایی قابل اعتماد تر از وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران بوده و برخی ازدوستان، دفتر جک استرا را مورد وثوق تر از دفتر ریاست محترم جمهور می دانند!

همین رویکرد غلط و اعتماد بیش از حد برخی از منتقدین به رسانه های غیرقابل اعتماد غربی، پایه و اساس بسیاری از تحلیل ها و گزارشات دوستان بنظر می رسد. نقل قول از تونی بلر و خاویر سولانا و امثالهما حتی برای چندین سال مبنای انتقادات و نگرش منفی منتقدان است. این رویکرد نادرست و کهنه ی منتقدینی از این دست، قابل تامل و نابجا است.

در خصوص مذاکرات هسته ای، “محرمانه” ماندن مفاد مذاکرات یکی از ارکان انتقادات دوستان به عملکرد تیم مذاکره کننده است. در این خصوص ذکر چند نکته ضروری است. اولا بدیهی است که کلیه موارد پیشنهادی که هیات ایرانی به طرف مقابل ارائه داده با هماهنگی و آگاهی کامل مقام معظم رهبری و مسئولان ارشد نظام بوده و قطعا کوچکترین موردی از مذاکرات و توافقات صورت گرفته از نظر ایشان پنهان نخواهد ماند. ثانیا مواردی که امکان مذاکره و چانه زنی از سوی هیات ایرانی بر سر آنها وجود داشته باشد (یا در مقابل، مواردی که قابل مذاکره نباشد) نیز از سوی مقام معظم رهبری تعیین گردیده و هیات ایرانی چه در گذشته و چه در حال حاضر امکان تخطی از نظرات معظم له را نداشته اند. شایان ذکر است که مجوز چانه زنی بر سر برخی از مواردی که توسط تیم فعلی بعنوان گزینه های قابل مذاکره مطرح شده، در گذشته نیز برای تیم سابق مذاکره کننده وجود داشته است، منتهی به دلایل مختلف امکان بهره برداری و توافق بر سر موارد مذکور در گذشته بوجود نیامده است. ثالثا، بنظر می رسد برخی از دوستان در تحلیل چرایی محرمانه بودن مفاد مذاکرات دچار سوء برداشت شده اند. اساسا محرمانه ماندن مذاکرات گامی در راستای حصول توافق است. این یک رسم دیپلماتیک است که زمانی که اراده طرفین مذاکره بر حل مسئله مورد مذاکره قرار می گیرد و مسیر نسبتا طولانی برای حصول توافق میان طرف های مذاکره کننده وجود دارد، محرمانه ماندن مفاد مذاکرات می تواند سبب تسهیل در نیل به یک توافق چند جانبه میان طرفین مذاکرات بشود. منتقدان محترم حتما عنایت دارند که در مذاکراتی که مقام معظم رهبری در جریان جزئیات اظهارات و اقدامات و پیشنهادات طرف ایرانی قرار دارند و مواردی که مذاکره بر سر آنها جایز هست (یا نیست) نیز با نظر معظم له تعیین می شود، امکان نادیده گرفتن حقوق ملت ایران اساسا وجود ندارد و “محرمانه” ماندن مفاد مذاکره هرگز به معنای عدول از حقوق ملت ایران و ایجاد “حیاط خلوت” برای مذاکره کنندگان نیست.

مسئله بعدی، تمسک دولتمردان به دیپلماسی مجازی است. جای تعجب است که یکی از درخشان ترین جلوه های عملکرد دیپلماتیک دولت در چند ماه اخیر با انتقاد برخی از دوستان مواجه می شود.

واقعیت آن است که به لطف بی توجهی، سهل انگاری و اشتباهات پی در پی برخی از مسئولان و تصمیم سازان و نخبگان سیاسی و رسانه ای در سال های گذشته، تصویری تاریک، کریه، تهدید آمیر و موهن از ملت شریف ایران در اذهان بخشی از مردم جهان نقش بسته است. اظهار نظرهای غیر مسئولانه و ناشیانه، سخنرانی های نابجا، مصاحبه های نسنجیده، بی توجهی به افکار عمومی و فقدان برنامه ریزی رسانه ای منسجم برای شکستن جو ناجوانمردانه و یکسویه بر علیه ملت ایران در رسانه ها و افکار عمومی، جملگی دست در دست هم در شکل گیری این تصویر غلط و هولناک از ملت ایران دخیل بوده اند.

جا دارد از منتقدان محترم پرسیده شود که در این سالها چه برنامه ای برای جلوگیری از این تصویرسازی داشته اند؟ اساسا ذهنیت مردم جهان (مشخصا ملت های غربی) از ملت و دولت ایران تا چه میزان برای دوستان انقلابی و اصولگرا اهمیت دارد؟

ذکر این نکته ضروری است که یکی از علل اصلی توانایی آمریکا برای ایجاد اجماع بر علیه ایران و اعمال تحریم های بیسابقه، ظالمانه و همه جانبه بر علیه ملت ایران، همین تصویر سازی فریبکارانه است. دوستانی که در سالهای اخیر از امکانات و بودجه های کلان رسانه ای و تبلیغاتی بهره مند بوده اند بهتر است بجای انتقاد از رویکرد درست دولت در بهم زدن این تصویر نادرست و غیرواقعی از ملت ایران، به این سئوال پاسخ دهند که چگونه اجازه دادند تا دولتمردان غربی به کمک شبکه صهیونیستی رسانه ای، چنین فضای آلوده ای را بر علیه جمهوری اسلامی بوجود آورند؟!

کسانی که شناخت بهتری از مکانیزم تصمیم سازی و فضای سیاسی در غرب دارند به این نکته واقفند که اعمال تحریم هایی اینچنین ظالمانه، جز در سایه تصویر سازی شرورانه از ملت ایران ممکن نبود. اینکه آمریکا توانسته برای اولین بار در تاریخ، بانک مرکزی و شاهراه های حیات اقتصادی یک کشور را اینچنین تحت فشار گذاشته و تحریم نماید، تنها به لطف تصویر غیرواقعی ساخته شده از ایران بعنوان یک کشور یاغی، خطرناک و غیرمسئول در فضای بین المللی بوده و لذا دولتمردان آمریکا از سوی افکار عمومی، فشاری برای برداشتن این تحریم های ضد بشری و ظالمانه احساس نمی کنند.

مسیری که آمریکا و متحدانش در تحریم ملت ایران در سالهای گذشته طی نمودند مسیر ساده و سهل الوصولی نبود. در همان غرب هم افکار عمومی نمی پذیرد که کشوری به راحتی بتواند مانع رسیدن دارو به بیماران نیازمند یک کشور دیگر شود؛ یا جلوی نقل و انتقال پول به آن کشور را بگیرد؛ یا از پخش شبکه های ماهواره ای آن کشور، بر خلاف تمام ضوابط و قوانین بین المللی ممانعت نماید؛ یا سرمایه ها و دانشجویان آن کشور را براحتی از بانکها و دانشگاههای خارجی بیرون کند. چه بسا اگر غرب در ارائه چنین تصویر هولناکی از ملت و دولت ایران توفیقی حاصل نمی نمود، فشار افکار عمومی جلوی این اقدامات ظالمانه را می گرفت. اما به برکت بی تفاوتی دوستان در داخل، و ارائه فرصت به رسانه های غربی برای سیاه نمایاندن چهره ایران در نزد شهروندان اروپایی و آمریکایی، تمامی این اتفاقات رخ داد و سایه سنگین تحریم بر سر مردم مظلوم ایران فرود آمد.

دیپلماسی مجازی بهمراه مصاحبه های سنجیده، هوشمندانه و متفاوت وزیر محترم امور خارجه تنها یکی از صدها گامی است که مسئولان، نخبگان و اصحاب رسانه باید برای بهم زدن این بازی صهیونیستی و تصویرسازی ناعادلانه از ملت ایران بردارند. کسانی که عمدا یا سهوا، در اثر ناتوانی یا غفلت، از تصویر ترسیم شده از ایران نزد افکار عمومی کشورهای غربی غافل بوده اند، باید بخاطر یکدست نمودن فضا برای رسانه های صهیونیستی و در نتیجه، اعمال تحریم ها و فشار های فزاینده بر ملت ایران طی سالهای اخیر پاسخگو باشند، نه اینکه دولت را بخاطر این رویکرد صحیح و اصولی سرزنش کنند.

نگارنده بر این باور است که “تحریم” اگرچه مسبب مشکلات فراوانی برای ملت ایران بوده اما فاقد جنبه های مثبت هم نیست. شاید بتوان مهم ترین برکت حاصل از تحریم را عریان شدن چهره مشوش و بیمار اقتصاد ملی و آسیب پذیری شرایط اقتصادی و معیشتی کشور از فشارها و تصمیمات خارجی دانست. نادیده گرفتن آثار تحریم بر وضعیت وخیم اقتصاد ایران، و ربط دادن همه چیز به مشکلات و مسائل “مدیریتی” اشتباهی بود که هم در دولت گذشته و هم در دولت فعلی مسبوق به سابقه است.

متاسفانه زمانی که انتقادات اصولی و کارشناسانه جای خود را به تسویه حساب های سیاسی و جهت دار می دهند، برخی فرصت را برای فشار بر دولت نامطلوب خود مهیا می بینند تا همه چیز را بر گردن دولتمردان و مسئولان بیندازند. تاکید می کنم که این نگاه مغرضانه مختص این دولت و آن دولت نیست و دولت های دهم و یازدهم کمابیش از سوی منتقدان جناح های مختلف مورد نقد غیرمنصفانه قرار گرفته اند.

آن دسته از منتقدانی که دولت را بخاطر تلاش برای از میان برداشتن تحریم های ظالمانه مورد انتقاد قرار می دهند، چه برنامه ای برای خروج اقتصاد کشور از بحران و بهبود وضعیت معیشتی مردم دارند؟ اساسا حل مسائل و مشکلات اقتصادی کشور تا چه میزان در میان دغدغه های دوستان اصولگرا و انقلابی قرار دارد؟ برنامه این عزیزان برای بهبود شرایط اقتصادی کشور چیست؟

همین حالا هم اگر نگاهی به مجلات، روزنامه ها و سایت های دوستان انقلابی و حزب اللهی بیندازیم، اثری از برنامه و راه حل اقتصادی نمی یابیم. هرآنچه انرژی و وقت و تمرکز دوستان در دعواهای بی ارزش سیاسی تلف می شود، اشاره ای به مشکلات اقتصادی و راه حل های معیشتی مردم نمی شود. در حالی که دوستان منتقد اگر راه حلی برای حل مشکلات اقتصادی کشور و واکسینه نمودن معیشت مردم در مقابل فشارهای اقتصادی خارجی ارائه می نمودند، امروز دولتمردان غربی برای “تاثیرگذار بودن” فشار های اقتصادی بر ایران به خود نمی بالیدند! هشت سال نزدیکی به کانون های تصمیم سازی و سیاستگذاری در مسائل کلان سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، فرصت مناسبی بود تا اقتصاد کشور تا این حد متکی به خرید و فروش نفت نبوده و کار بجایی نکشد که در اثر موفقیت یا عدم موفقیت دو روز مذاکره با نمایندگان چند کشور خارجی، قیمت ارز و طلا و شاخص بورس وضعیت بازار داخلی تا این حد آسیب پذیر و پرنوسان باشد.

غفلت از معیشت مردم و اقتصاد کشور یکی از خطاهای نابخشودنی جریان حزب اللهی و اصولگرا در سالهای گذشته است. نتیجه این بی توجهی (یا ناتوانی، که در نتیجه تفاوتی ندارد) آنست که امروز دولتمردان غربی با افتخار از “سر خم کردن” ایران در مقابل فشارهای اقتصادی می گویند و برای ملت بزرگ ایران شرط و شروط تعیین می کنند.

دغدغه های اقتصادی بارها و بارها مورد تاکید مستقیم مقام معظم رهبری بوده و ایشان چندین بار حل مشکلات اقتصادی را در راس اولویت های کشور ذکر نموده اند. آنهم در شرایطی که برخی از دوستان خود را با دوگانه هایی نظیر “سازش/مقاومت” سرگرم می نمودند و کوچکترین راه حلی برای حل مشکلات اقتصادی مردم نداشتند، مقام معظم رهبری مشکلات اقتصادی را بزرگترین چالش پیش روی کشور دانستند.

منتقدین انقلابی و حزب اللهی باید بدانند که با اشتباهات خود در سال های گذشته، در بوجود آمدن وضعیت وخیم اقتصادی کشور و به تبع آن، تغییر در رویکردهای سیاسی (علی الخصوص سیاست خارجی) جمهوری اسلامی ایران سهیم اند و بدون تردید بخشی از مسئولیت نرمش ها و تغییرات بوجود آمده در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، چه در پرونده هسته ای و چه در مسئله رابطه با آمریکا بر عهده آنان است.

قصد اطاله کلام ندارم. سخن گفتن از وضعیت بوجود آمده که نتیجه شرارت و ظلم “غیر خودی” بدخواه، و غفلت و ضعف “خودی” خطاکار و غافل بوده آنقدر تلخ و آزار دهنده است که تمایلی به ادامه این بحث و پرداختن به اشتباهات پرهزینه گذشته نمی ماند. ورود به جزئیات و ابعاد عملکرد تیم قبلی مذاکره کننده هسته ای نیز از آن مباحثی است که گذشت زمان بهتر و بیشتر از هر چیزی مبین درستی یا نادرستی و نقاط قوت و ضعف آن خواهد بود.

وضعیت فعلی، خواه مطلوب و خواه نامطلوب، خواه عزتمدارانه و خواه ذلیلانه، خواه امیدوار کننده و خواه یاس آور، نتیجه مستقیم اقدامات و اشتباهات گذشته است. نانی که امروز در دامن ملت ایران گذاشته شده، از مباحث اقتصادی و معیشتی گرفته تا مباحث سیاست داخلی و سیاست خارجی و مسئله هسته ای و رابطه با آمریکا و اروپا و امثالهم، نه حاصل سه ماه و چهار ماه روی کار آمدن دولت یازدهم، که حاصل سالها بی توجهی و غفلت و ناتوانی گذشتگان است. بنظر می رسد دوستانی که امروز پرچم انتقاد از دولت و اعتراض به تغییر رویکردها و روش ها را برافراشته اند، باید پاسخگوی عملکرد گذشته خود باشند و مسئولیت خود در بوجود آمدن وضعیت فعلی را بپذیرند.

کلیدواژه‌ها: ، ، ، ،


1 Comment for this entry

Leave a Reply