آشتی با شیطان بزرگ (قسمت دوم)

، ۱۶ مهر ۱۳۹۲

آمریکا خط قرمز ما نبوده و نیست!

در قسمت اول نوشتم که موضوع مذاکره با آمریکا را باید در دو بخش بررسی کرد: الف ـ مزایا و معایب نفس «مذاکره‌ی با آمریکا»؛ و ب ـ اهداف و چشم‌اندازهای این مذاکره. در این نوشته می‌خواهم در مورد معایب نفس «مذاکره‌ی با آمریکا» بنویسم.

خط قرمز روابط دیپلماتیک در سیاست خارجه‌ی جمهوری اسلامی در بدو تاسیس دو رژیم بود: رژیم اشغالگر قدس (اسرائیل) و رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی. با تمام نفرتی که امام خمینی (ره) و اکثر مردم ایران از آمریکا داشتند (به ویژه بابت کودتای 28 مرداد) آمریکا خط قرمزی در سیاست خارجی انقلاب ما نبود. نشان به آن نشان که سفارت اسرائیل در جریان انقلاب اسلامی 1357 برای همیشه تعطیل شد، اما سفارت آمریکا تا زمان اشغالش توسط دانشجویان پیرو خط امام در 13 آبان 1358 در ایران باز و مشغول کار بود.

بنا بر این، ایجاد مجدد روابط دیپلماتیک (مذاکره) با آمریکا را نباید یک خط قرمز دانست که عبور از آن به مثابه نزول از اصول انقلاب اسلامی است.

با وجود این، نفس مذاکره با آمریکا، 3 گروه را دلسرد خواهد کرد:

1- بعضی گروه‌های انقلابی که به هر تقدیر باور کرده اند مذاکره با آمریکا خلاف اصول انقلاب است؛

2- بعضی نیروهای داخلی که هیچ گونه منفعتی در مذاکره با آمریکا نمی بینند و به این دلیل آن را ضروری نمی‌دانند؛

3- گروه‌های مردمی بین المللی که به واسطه‌ی ضدیت جمهوری اسلامی با آمریکا، به ایران گرایش پیدا کرده اند.

اگر چه هر سه ی گروه‌های فوق الذکر با آغاز مذاکرات میان ایران و آمریکا تا حدی سرخورده می‌شوند، به نظرم گروه دوم و سوم پس از گذشت چند ماه و مشاهده‌ی آنکه ایران از اصول انقلاب اسلامی عقب نشینی نخواهد کرد، به حمایت از مذاکرات (یا حد اقل عدم مخالفت با آن) متمایل می‌شوند. اما گروه اول تا زمانی که باور نکند مذاکره با آمریکا خط قرمز انقلاب اسلامی نبوده است، به مخالفت خواهد پرداخت. ضرر این مساله، شکاف و دو دستگی میان نیروهای انقلابی داخلی خواهد بود.

1362853062-__2-500x350

کلیدواژه‌ها: ، ، ،


Leave a Reply