چرا آمریکا از بهبود روابط با ایران استقبال می‌کند؟

، ۰۸ مهر ۱۳۹۲

american_eagleنویسنده ی مهمان: محمدرضا ابراهیمی


اموری در روابط بین الملل جهان مدرن واضح و مبرهن هستند. از جمله اصول آن است که دولت‌ها جز برای منافع خودشان کاری انجام نمی‌دهند. و این منافع هم در قاموس روابط بین الملل مدرن چیزی جز منافع مادی نیست. و در راه رسیدن به این منافع اخلاق تنها ظاهر سازی و شعار تلقی می‌شود که در صورت حفظ آن در کنار منافع مادی محترم است والا با انواع ابزار رسانه‌ای قربانی منافع می‌شود. با توجه به این اصل باید پرسید دولت آمریکا چرا در چند هفته اخیر و علی الخصوص در سخنرانی رئیس جمهور آن کشور در مقر سازمان ملل لحن خود در رابطه با ایران را تلطیف کرد و حتی در آخرین روز حضور آقای روحانی رئیس جمهور ج.ا. با وی تماس تلفنی گرفت و به اصطلاح برای ذوب یخ روابط پیش قدم شد؟

پیش از پرداختن به برخی دلایل تغییر رویکرد آمریکا باید اصل دیگری را نیز گوشزد و یادآوری کنم: آرمان‌های نظام ج.ا. (آن طور که در قانون اساسی، کلام و وصیت نامه بنیان‌گذار انقلاب آمده است) با اصول و مبانی منافع آمریکا در تضاد ذاتی است. یعنی آنگونه که حضرت امام (ره) اصول و اهداف انقلاب را تفسیر کردند، این‌ها نمی‌توانند هرگز با منافع نه تنها آمریکا بلکه هیچ دولت استکباری دیگری سازگار شوند. توضیح آنکه انقلاب اسلامی مردم ایران بر خلاف تقریبا تمامی انقلاب‌های دنیای مدرن اولا مذهبی (اسلامی) بود و ثانیا به صراحت قرائت شیعی از اسلام را محور آرمان‌ها و شعارهای خود قرار داد. و این آرمان‌ها که آغاز چهارچوب نظری‌اش عاشورا و خاتمه آن ظهور مهدی موعود (عج) است در ذات خود استکبار و طاغوت ستیز است. و از همین رو امکان عقلانی ندارد جمهوری اسلامی مادامی که بر سر آرمان‌های اصیل خود پافشاری می‌کند بتواند با آمریکایی که او هم به آرمان‌های اصیل خود (که همانا آقایی و سلطه مطلق بر دنیا بر اساس سرمایه‌داری سکولار لیبرال است) است سر صلح و دوستی اصولی داشته باشند.

دقیقا بر اساس شناخت همین اصول دو طرفه است که بلافاصله بعد انقلاب تا همین امروز آمریکا بر ریشه کن کردن اصل نظام ج.ا. پافشاری کرده است و در قالب انواع و اقسام توطئه‌های نظامی و اقتصادی و سیاسی سعی در نابودی نظام ایران داشته است. زیرا کارشناسان و صاحب نظران سیاسی باهوش آمریکا که از این اختلاف بنیادین باخبر هستند به خوبی می‌فهمند که نمی‌توان با ایران تا زمانی که بر اصول آرمانی خمینی پامی فشارد صلح و دوستی داشت.

پس با توجه به دو نکته ذکر شده در بالا مجدد باید از خود پرسید چه اتفاقی افتاده که لحن آمریکا در چند هفته اخیر نرم شده است و خواستار بهبود روابط با ایران شده است؟ از آن رو که بی هیچ شکی (و بر اساس اصل یک) این تغییر لحن مطابق با منافع مادی آمریکا است پس یا باید بپذیریم که ایران دست از آرمان‌های خود برداشته (که نویسنده این نظریه را قبول ندارد) و یا این تغییر لحن آمریکا را سازش موزیانه بنامیم و هدف آمریکا برای نابودی نظام جمهوری اسلامی را همچنان پابرجا و این تغییر لحن را یک تاکتیک جدید بنامیم. نویسنده معتقد است به دلایلی که در زیر می‌آید آمریکا در تغییری تاکتیکی (که با توجه به تغییر موازنه قدرت در منطقه و تاثیر تحریم‌ها بر عزم برخی مسئولین داخلی ایران ایجاد کرده است) روش جدید و زیرکانه‌ای برای رسیدن به هدف غایی خود یعنی نابودی نظام ج.ا. برگزیده است. در حقیقت دولت آمریکا بعد بیش از سی سال آزمون و خطا دریافته است برای به زانو در آوردن نظام ج.ا. مجبور به تغییر بنیادین در روش مبارزه است و این را از مادر بدکاره خود یعنی بریتانیا آموخته است. آمریکا با ضعف تدریجی نظامی خود و تجربه چند جنگ در چند دهه گذشته آموخته است که باید از روش مبارزه مستقیم و هزینه بر دست بردارد و به روش مزورانه انگلیسی روی بیاورد.

و اما دلایل تغییر تاکتیکی مبارزه آمریکا با نظام ج.ا.:

1- دولت آمریکا به شدت نگران تکرار تجربه ایران در زمینه استقلال ساخت و تجهیز سلاح‌ها و تسری آن تجربه به اقتصاد غیر نفتی است. مشاورین دولت آمریکا به دولت‌مردان این کشور هشدار داده‌اند که نباید اشتباه استراتژیک تحریم نظامی ایران را در مورد اقتصاد آن کشور و مخصوصا نفت آن کشور تکرار کرد. تحریم یک کشور در یک زمینه خاص اگر طولانی شود آن کشور به مرور مجبور به یافتن راه‌هایی برای مقابله با تحریم‌ها بر می‌آید. در مورد ایران این فشارها عمدتا منجر به روی آوردن به توانایی داخلی و تکیه به توان متخصصان وطنی شده است و بعد چند دهه کشورهای غربی از تحریم ها نتیجه معکوس گرفته اند. نمونه بارز آن صنایع موشکی ایران است که در اثر تحریم ها صنایع و دانشگاه‌های ایران مجبور به گرفتن حالت تدافعی شده و در اوج این تحریم‌ها شکوفایی استعدادهای داخلی راه را برای استقلال صد در صدی داخلی مهیا کرد. نمونه دیگر آن بحث فناوری هسته‌ای است که هر چه تحریم‌ها بیشتر شد، اتکای صنایع به دانش بومی بیشتر و در نهایت موجب تولد فناوری بومی هسته‌ای شد. صنایعی که دول غربی در عملی که نشان از عمق استیصال آنها بود به ترور دانشمندان هسته‌ای ایران روی آوردند. در مقابل مقایسه کنید این پیشرفت‌ها را با وابستگی صنایع خودروسازی ایران به محصولات خارجی. متاسفانه کارخانجات و صنایع خودروسازی کشور با فریب افکار عمومی داخل بیش از ده سال صحبت از تولید خودروی ملی می‌کردند اما بعد تحریم های اخیر آشکار شد این کارخانجات به نام تولیدات داخلی، محصولات خود را عمدتا از خارج از کشور وارد کرده و با قیمت‌های چند برابری به خریداران می‌فروختند. شاید اگر ما در صنعت خودروسازی هم مانند صنایع دفاعی و هسته‌ای تحریم کامل بودیم، امروز خودروهایی واقعا ملی سوار می شدیم و شاهد مرگ و میر سالیانه چند هزار نفر از هم وطنان در اثر واردات خودروهای بی کیفیت خارجی نمی‌بودیم. دولت آمریکا نگران است با ادامه پیدا کردن تحریم نفتی ایران برای چند سال آینده، اقتصاد به شدت نفت زده و بیمار ایران به مرور و از سر اجبار راهی برای رهایی خود از وابستگی به نفت بیندیشد و اگر این بزرگ‌ترین بیماری اقتصاد ایران با کمک غیر مستقیم تحریم‌های غرب و در راس آنها آمریکا درمان می شد دیگر هیچ راه اقتصادی برای تحت فشار قرار دادن ایران برای غرب باقی نمی‌ماند. اقتصاد نفت زده ایران که با وجود تاکیدات مکرر رهبر انقلاب همت و عزمی عمومی برای درمان آن در میان مسئولین رفاه اندیش ما ایجاد نشده است، در اثر برکت غیر مستقیم تحریم‌ها می‌رفت که مجبور به اصلاح بنیان‌های خود شود. مشاورین باهوش دولت آمریکا با فهم این حقیقت و هشدار به دولتمردان آن کشور سعی دارند از این اتفاق پر برکت که محصول تحریم نفتی ایران است جلوگیری کنند. هر چند برداشتن تحریم‌های نفتی ایران در کوتاه مدت به نفع اقتصاد ایران باشد، اما دید بلند مدت آمریکا به آنها می‌گوید وابستگی ایران به نفت هر چه بیشتر شود به نفع منافع آمریکا و به ضرر آینده نظام ج.ا. خواهد بود.

2- دلیل دوم تمایل آمریکا به بهبود روابط با ایران اجبار آنها از سر ضعف است. قدرت نظامی و ژئوپلوتیک ایران در منطقه روز به روز افزایش پیدا می کند که آخرین نمونه آن پیروزی محور مقاومت در سوریه بر محور غرب-ریاض-تلاویو بوده است. اگر چه این افزایش قدرت برای آمریکا یک تهدید محسوب می‌شود اما زیرکی سیاست‌مداران آنها باعث می‌شود سعی کنند از این تهدید برای خود بهترین فرصت‌ها را ایجاد بکنند. آمریکا در این عقب نشینی اجباری، سعی می‌کند با در نظر گرفتن نکته شماره یک، بیشترین ضربه را به ایران بزند. در این بازی شطرنج سیاست، دولت مردان آمریکا در عقب نشینی استراتژیک خود در مقابل ایران به هیچ عنوان خونسردی خود را از دست نداده‌اند و با آشنایی کاملی که از فضای ایران و وجود شیفتگان غرب‌زده در ایران دارند سعی می کنند با گرفتن ژستی ایران دوستانه و صلح طلبانه و در تغییر تاکتیک دشمنی خود با ایران این بار دشنه خود را به شیوه دیگری بر قلب نظام ج.ا. وارد کنند. قدرت سپاه قدس از یک سو و بازوهای نظامی ایران در لبنان و فلسطین و اخیرا سوریه کارآمدی خود را به رخ آمریکا و غرب کشانده اند. در این فضا آمریکا با چرخشی ناگهانی چون روباهی که خود را در محاصره شکارچی‌ها می‌بیند ناگهان به جای چنگ و دندان نشان دادن لبخند بر لب نشانده تا هم در سپاه دشمن ایجاد اختلاف کند و هم برای خود زمان بخرد تا از راه دیگری دشمن را مغلوب کند.

3- دلیل سوم لبخند آمریکا به ایران بازار پر استعداد و متاسفانه شیفته ایران برای کالاهای آمریکایی است. به دلیل سابقه تاریخی وابستگی اقتصاد ایران به محصولات آمریکایی (بعد جنگ جهانی دوم و در دوران پهلوی دوم)، در پس زمینه ذهنی اکثر مردم ایران نسبت به محصولات آمریکایی و کیفیت آنها یک احساس نوستالژیک وجود دارد. آمریکا در این بحران اقتصادی چشم به بازار بسیار پر جاذبه ایران دوخته است. با توجه به جمعیت جوان ایران، آمریکا می داند در صورت باز شدن مرزهای اقتصادی ایران بر روی کالاهای آمریکایی سودی سرشار نصیب اقتصاد آمریکا خواهد شد. این سود دو جنبه دارد. از یک جنبه (نکته یک) باعث نابودی برخی تولیدات داخلی ایران و وابستگی بیشتر ایران به آمریکا می شود و از جنبه دیگر آمریکا می تواند از کارگران ارزان ایران برای تولید محصولات خود و صادرات به سایر کشورها استفاده نماید. آمریکا بعد انقلاب اسلامی نتوانسته در منطقه جایگزینی برای پایگاه اقتصادی خود پیدا کند. با انتقال کارخانجات ماشین سازی و شاید هواپیماسازی به داخل ایران در کنار ظاهر اشتغال زای آنها، هم آلودگی های محیط زیستی از آمریکا به ایران منتقل می شود و هم محصولات آمریکایی با کارگر ارزان (و با استعداد) ایرانی با قیمتی کمتر روانه بازارهای جهانی خواهند شد. در این میان آمریکا مطمئن است با توجه به تجربه صنایع مونتاژ کره ای در ایران و حضور پررنگ مسئولان بی کفایت ایرانی (که نمونه‌اش را در صنایع خودروسازی شاهد هستیم)، ورود این صنایع به ایران همراه با انتقال فناوری نخواهد بود و قشر سرمایه دار ایرانی بدون توجه به فرصت انتقال دانش و فناوری، تنها به فکر سود اقتصادی خود خواهند بود. با این تیر امریکا چند هدف را خواهد زد. که در نکته بعد هدف دیگری ذکر می شود.

4- شاید یکی از مهمترین دلایل شوق آمریکای‌ها از ایجاد روابط اقتصادی با ایران وابستگی مجدد ایران به صنایع غذایی، دارویی، بهداشتی و… باشد. آمریکا به خوبی می‌داند با توجه به جمعیت نسل جوان ایران و حضور جمعیت قابل توجه مسئولین و روشنفکران “آمریکا پرست” ایرانی، به محض ورود به بازارهای اقتصادی ایران نبض و شریان اکثر جریان های اقتصادی را در دست خواهد گرفت. نه تنها صنعت نفت ایران، بلکه صنایع دیگر و بهداشتی نیز در قبضه شرکت‌های ایرانی-آمریکایی در خواهند آمد. آمریکایی که تا دیروز تنها می توانست با تحریم نفت به ایران فشار بیاورد، می تواند با سرمایه گذاری چند ساله و چشم بستن بر رشد حبابی اقتصادی ایران، بعد ده سال تمامی صنایع کلیدی ایران را آنچنان به خود وابسته کند که دولت ج.ا. که در مقابل تحریم نفتی او توان مقاومت چند ساله داشت، حتی به خود جرات فکر کردن تحریم چند روزه آمریکا را ندهد. پس با بهبود روابط و سپس نفوذ اقتصادی آمریکا در کلیه سطوح صنایع و حتی بانکداری ایران، آمریکا برای به زانو در آوردن ایران تضمینی صد در صد خواهد داشت.

5- پنجمین دلیل اصلی آمریکا برای تغییر تاکتیک مبارزه با ایران نمایش تبلیغاتی به زانو در آوردن بزرگ ترین دشمن و نشاندن او بر سر میز مذاکره است. ایران به عنوان آخرین کشوری که در مقابل نظام سلطه آمریکا مقاومت می کرد اگر از روی فشار تحریم ها بر سر میز مذاکره بنشیند (چیزی که امروز همگان می دانند) شکست سختی در بعد تبلیغاتی در جهان (مخصوصا اسلام) خورده است. با وجود آنکه هنوز مذاکرات رسمی شروع نشده، تا همین جا یک مکالمه تلفنی چند دقیقه‌ای تاثیر منفی خود را در جهان اسلام گذاشته است. کسانی که با بدنه جامعه اسلامی خارج از ایران در ارتباط هستند طی همین چند روز گذشته مزه تلخ آن را چشیده‌اند.

با همه آنچه گفته شد، نویسنده معتقد است در صورتی که دیپلمات ها و مسئولین ج.ا. با زیرکی و کیاست وارد مذاکره عزت مندانه با آمریکا بشوند، می شود از این فجایع جلوگیری کرد و ایران می تواند از دل تمامی این تهدیدها فرصت بیافریند. ایران می تواند از بهبود روابط برای تقویت بنیان های علمی و اقتصادی خود استفاده کند تا در زمان مناسب ضربه نهایی برای نابودی را به آمریکا وارد کند. ایران می تواند از این فرصت برای تکمیل برخی نقایص علمی و اطلاعاتی خود جهت ضربه زدن نهایی به آمریکا استفاده کند. ایران می تواند اگر زیرک باشد از این فرصت برای نفوذ اقتصادی، اجتماعی و حتی دینی در درون جامعه آمریکا استفاده کند تا در زمان و مکان مناسب به اهداف خود جهت نابودی آمریکا برسد. اما نویسنده به وقوع این حادثه خوش‌بین نیست. دلیل آن هم اعتقاد به نبود دیپلمات‌ها و سیاست‌ورزان کیاس و معتهد است. متاسفانه بازخورد همین حوادث اخیر نشان داد که بدنه اصلی کسانی که خود را دیپلمات‌های کارکشته نظام می‌دانند آنچنان دچار هیجان شده است که کم‌ترین امیدها را به ناامیدی مبدل کرده است. ذوق زدگی برخی آقایان از چند جمله به ظاهر مهربانانه آمریکا تمام امیدهای نویسنده را به ناامیدی مبدل کرده است. امیدوارم این بدبینی و تحلیل اشتباه باشد.

کلیدواژه‌ها: ، ، ، ،


1 Comment for this entry

  • رضا

    .(صدا و سیما که تلویزیون ایران نا میده می شود برای اموزش و ایجاد کار ( بازده ای )
    می باشد و نیز برای نیاز تفریح های بسیار سالم که روان پاک ر
    ا به بینندگان همیشه باز میگرداند.صدا و سیما ۱۰% را میسر نموده و ۹۰% را انجام نداده و صدا و سیما که تلویزیون ایران می باشد راه کوتاهی در پی دارد که ۹۰% باقی مانده را میسرر نماید برای بینندگان.

    با سپاسگزاری از خداوند بزرگ .

    رضا.

Leave a Reply