چرا من گمان می کنم که نظام جمهوری اسلامی مضمحل خواهد شد؟

، ۲۹ خرداد ۱۳۹۱

پیشنوشت

تمبر سالگرد استقرار جمهوری اسلامی ایران1- صادقانه و خالصانه آرزو می کنم و از خداوند می خواهم که این گمانم به کل اشتباه باشد.

2- اینکه جامعه‌ای در حال اضمحلال باشد، دلیل بر آن نیست که لزوما اصول و تمامی مبانی آن غلط است.
برای مثال ساختمان بزرگی را در نظر بگیرید که نقشه ی مهندسی صحیحی دارد، اما پیمانکار در حین ساخت آن به جای سیمان از کاهگل استفاده کرده است!

3- اینکه کسی گمان کند سیستمی یا گروهی در حال نابودی است، دلیل نمی شود که جان خودش را بردارد و بگریزد.
برای مثال سربازی را فرض کنید که با اطمینان به شکست خوردن در جنگ، تا آخرین قطره ی خونش از کشورش دفاع می‌کند.

4- نتیجه گیری و تحلیل‌های ما بر اساس داده‌هایی است که دریافت می کنیم. من به عنوان یک فرد از جامعه ممکن است داده‌های اشتباهی دریافت کرده باشم یا داده‌هایم محدود به پیرامون خودم باشد و به کل جامعه تعمیم داده نشود. در این صورت تحلیل من نیز صحیح نخواهد بود. این اصل هم در مورد من و هم در مورد شمای خواننده صادق است.

5- این مبحث به هیچ عنوان یک بحث سیاسی و علیه دولت یا هیچ گروه سیاسی خاصی نیست و فقط در برگیرنده‌ی دیدگاه اجتماعی نویسنده از وضعیت کشور ایران است.

سنت الله

متدولوژی جامعه‌شناسان از مدت‌ها قبل این گونه بود که دو موضوع «فرد» و «جامعه» را مورد مطالعه قرار می‌دادند و سپس تاثیر این دو بر یکدیگر را می‌سنجیدند. اما در سال 1975 جامعه شناسی به نام کارل هونریش نشان داد که این دو «سیستم فردی» و «سیستم اجتماعی» پاسخگوی تمامی مسایل و تغییرات جامعه‌شناسی نیستند و سیستم دیگری به عنوان «سیستم طبیعت» (یا نظام آفرینش) بر دو سیستم قبلی تاثیر می گذارد.

فرامرز رفیع‌پور در مقدمه‌ی کتاب «آناتومی جامعه» چنین می نویسد:

…این یک قانونمندی طبیعی، سنتی، و قدیمی است که از بدو خلقت انسان‌ها در نظام آفرینش وجود داشته است؛ یعنی یک سنت الهی است. لذا تمام قانونمندی‌های اجتماعی درست مانند قانون‌مندی‌های فیزیولوژیکی، قانونمندی‌های نظام آفرینش، یعنی «سنة الله» هستند.

خداوند در آیات مختلفی از قرآن کریم در مورد «سنت الله» سخن می گوید؛ از جمله:

فَلَمْ يَكُ يَنفَعُهُمْ إِيمَانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا ۖ سُنَّتَ اللَّـهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ فِي عِبَادِهِ ۖ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْكَافِرُونَ ﴿سوره‌ی مبارکه‌ی غافر، آیه‌ی ٨٥﴾
امّا هنگامی که عذاب ما را مشاهده کردند، ایمانشان برای آنها سودی نداشت! این سنّت خداوند است که همواره در میان بندگانش اجرا شده، و آنجا کافران زیانکار شدند!

در مورد قوانین و قواعد الهی 3 نکته قابل ذکر است:

اولا این قوانین و قواعد فرای اختیار بشر است و آدمی نمی تواند در آنها تغییری ایجاد کند (مگر به اذن خداوند). مثلا کسی نمی‌تواند نیروی جاذبه را حذف کند و به این ترتیب بر قانون فیزیکی جاذبه خدشه وارد کند.

ثانیا این قوانین مستقل از عامل آن عمل می کنند. یعنی چه یک انسان خداپرست و با ایمان شیئی را به آسمان پرتاب کند و چه یک انسان کافر و منکر خداوند، قانون جاذبه در این دو مورد به طور یکسان عمل خواهد کرد.

ثالثا این قوانین مستقل از نیت و مقصود عامل، عمل می‌کنند. یعنی چه موشکی برای پیشبرد علم و خدمت به مردم به فضا پرتاب شود و چه به نیت انهدام یک هدف و صدمه زدن به مردم، قوانین فیزیکی به طور مساوی بر آن اعمال می‌شوند.

به نظر من قوانین موثر بر جوامع بشری یا همان «سنن الهی» نیز از 3 اصل فوق تبعیت می‌کنند. یعنی اولا انسان نمی‎‌تواند این قوانین را خنثی یا بی اثر کند. و در ثانی این قوانین چه در یک جامعه‌ی معتقد به خداوند و چه در یک جامعه‌ی منکر خدا، به یک نحو و به طور یکسان تاثیر خواهد کرد. و ثالثا نیت و مقصود جوامع از تبعیت این قوانین، تاثیری در نتیجه نخواهد داشت. چه یک جامعه با هدف ارتقای معنوی به این قوانین متوجه شود و چه با قصد توسعه و قوی شدن (تا به استثمار دیگران بپردازد)، این قوانین به یک نحو عمل می کنند.

حال این قوانین مربوط به جامعه و سنن الهی چه هستند؟ فکر نمی‌کنم یافتن این موارد در قرآن و احادیث کار مشکلی باشد. هر کسی با اندکی معلومات یا مطالعه می تواند موارد متعددی از این قوانین را پیدا کند. مواردی که اجرای آنها باعث تعالی فرد و جامعه می شود و مواردی که عمل به آنها موجب سقوط و انحطاط می‌گردد. به طور خلاصه می‌توان گفت که این سنت‌ها، همان اخلاقیات هستند ـ که در ادیان الهی نیز بیش از هر چیزی بر آنها تکیه شده است. اخلاق حسنه‌ای مانند راستگویی، درستکاری، امانتداری، و…

آنچه من در جامعه‌ی ایران می‌بینم ـ و حقیقتا امیدوارم که اشتباه دیده باشم ـ افزایش روز افزون رذایل اخلاقی است. دروغ (+ شهادت دروغ)، غیبت، تهمت، رشوه دهی و رشوه گیری، اصراف، حق کشی، عدم ترحم، دزدی، و هزاران رذیله‌ی اخلاقی دیگر جامعه را فرا گرفته است و به عقیده‌ی من هر روز هم بیشتر می‌شود.

نکته‌ی مایوس کننده این است که علی رغم ارتقای اقتصادی و علمی افراد جامعه، شیوع این رذایل اخلاقی میل به کم شدن ندارد. و نکته‌ی بدتر و ناامیدکننده‌تر اینکه ظاهرا کسی از شیوع این سموم مهلک در جامعه، ناراضی یا نگران نیست!

نتیجه گیری

به نظر نگارنده، اگر اکثریت افراد جامعه و مسوولان به طور جد در مورد پایبندی جامعه به اخلاق حسنه (در راس آنها راستگویی و پرهیز از دروغ) فکری نکنند و جامعه تغییر محسوس و اساسی در مسیر اخلاقی و کرداری خود حاصل نکند، قوانین حاکم بر جوامع بشری (سنت الله) موجب نابودی نه فقط حکومت جمهوری اسلامی، بلکه جامعه‌ی ایران خواهد شد. مباد آن روز.

نظرات و دیدگاه‌ها »

کلیدواژه‌ها: ،


2 Comments for this entry

  • حسن

    سلام صحبت هات تغریبا درست و جالب بود
    اما سنت های الهی یا همان جبر جغرافیایی از نظر من همون طور که از اسمش هم پیداست در یک سیستم به وجود میاد
    یعنی اینکه سیستم طوری طراحی شده باشه که انسان های جامعه رو به چه سمتی منحرف کنه
    یا اینکه طوری طراحی شده باشه که انسانها با تصمیم خودشون جامعه خودشون رو به سمتی حرکت بدهند
    مثلا اگر در یک سیستم مملکتی از دزدی کردن در اون جامعه یا دروغ گفتن به صورت مستقیم یا غیر مستقیم حمایت بشه هرچقدر هم که انسانها در اون جامعه اراده از خودشون نشون بدن باز برای زندگی در اون جامعه مجبورن دروغ بگن یا دزدی کنند.
    حالا فرض کن سیستم طوری طراحی بشه که جامعه رو به سمت خاصی حرکت نده -نه به سمت بد نه به سمت خوب- بلکه بگذاره خودشون سمت درست و غلط رو انتخاب کنن و قواننین رو خودشون به صورت مستقیم یا غیر مستقیم تعیین کنن .(یک دموکراسی)
    در این صورت فقط با آموزش های مناسب از طریق سیستم آموزشی اون کشور یا جامعه و آزمایش و خطا مردم به یک رشد اجتماعی بسیار قوی دست پیدا میکنند که روز به روز پیشرفت فکری و اقتصادی دارند.
    ایم میشه یک سیستم اجتماعی که 80٪ انتخاب مردم درش دخیله.
    ولی وقتی شما یک دین یا یک ایدئولوژی رو حاکم بر یک جامعه میکنی.
    یک ایدئولوژی پاسخ گوی انواع رفتار های مردم نیست و بیشتر انرِژی سیستم مملکتی صرف حفظ فقط ارزشهای اون ایدئولوژی میشه.
    واز خود جامعه و حل مشکلات واقعی اون جامعه دور میمونه.
    در نتیجه باعث از بین رفتن جامعه میشه.

    • توحید عزیزی

      سلام

      با تشکر از نظر شما، بیشتر دوستان نظراتشان را در اینجا نوشته اند: http://bit.ly/NsYNrl

      من با نظر شما همعقیده هستم تا آنجایی که گفته اید: «وقتی شما یک دین یا یک ایدئولوژی رو حاکم بر یک جامعه میکنی. یک ایدئولوژی پاسخ گوی انواع رفتار های مردم نیست و بیشتر انرِژی سیستم مملکتی صرف حفظ فقط ارزشهای اون ایدئولوژی میشه.»

      این سخن در شرایطی هست که آن مکتب (دین)، حاوی ایدلئولوژی هایی باشد که مغایر سنن الهی باشد (مشابه آنچه در غرب هست). پافشاری حکومت بر پیاده سازی چنین ایدوئولوژی ای، طبعا مخالفت با سنن الهی است. اما اگر ایدئولوژی حکومت مطابق با سنن الهی باشد و به درستی در جامعه پیاده شود، حاصل، مطلوب نظر ماست.

      البته آنچه در جامعه ی ایران در حال حاضر رخ می دهد، قطعا پیاده شدن ایدئولوژی های اسلام یا هیچ دین دیگری نیست، بلکه حرف یا بدون پشتوانه ی عملی است و رها شدن جامعه به حال خود، بدون هیچ برنامه ی و هدف خاص، متاسفانه.

1 Trackback or Pingback for this entry

Leave a Reply