حامیان احمدی‌نژاد از قشر نومتوسط روستازاده

، ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۲

مقدمه
پیشتر خانم +بهاره آروین مطلبی با عنوان “لشکر یارانه‌ای احمدی‌نژاد” به نقل از رادیو زمانه منتشر کرد، که بحث زیادی برانگیخت. چون مقاله رادیو زمانه منبع مشخص نداشت، و با تصورات قشر متوسط تضاد جدی داشت، بعضی تصور کردند که مصاحبه‌ها فرضی بوده است.
مطلب زیر، مکالمه شخصی بنده با یک فروشنده میدان تره‌بار شهرداری تهران در یکی از محلات شمال غرب تهران است. فروشنده مزبور – مانند اکثر فروشنده‌های میادین شهرداری – شهرستانی بود. پیشتر بارها سخنان مشابهی رو از راننده تاکسی، مسافرکش موتوری و دیگران شنیده بودم؛ اما این مکالمه، حاوی اطلاعات دست اولی از تفکرات و استدلال‌های حامیان عوام احمدی‌نژاد است.

مکالمه با فروشنده شهرستانی تره بار
* آقای مشتری: نامفهوم (در حال پرداخت پول)
* فروشنده: حالا بذار رئیس جمهور بعدی بیاد، می‌بینی که یارانه‌ها رو قطع می‌کنه.

– من: یعنی هنوز کسی هست که از احمدی‌نژاد طرفداری کنه؟ [خدایا منو ببخش :دی]
* ف: خداییش خیلی کار کرد، زحمت کشید، دست خیلی‌ها رو هم قطع کرد. به خدا اگه دوباره هم کاندید بشه، بهش رأی می‌دم.

– یارانه‌ها که واسه شما چیزی نمی‌شه.
* چرا چیزی نمی‌شه؟

– درآمدی که شما دارین، قابل مقایسه با پول یارانه‌ها نیست. لابد خانواده پرجمعیتی دارین؟
* شاید برای شما چیزی نمی‌شه؛ ولی واسه خیلی‌ها مهمه. ما اینجا ماهی 2 میلیون باید اجاره بدیم. کلی هم عائله داریم.

– خب هر چی هم قیمت خرید بره بالا، شما هم قیمت فروشتون بالا میره.
* نه آقا! ما هم فروشمون کم می‌شه. اونا تاجرای بازاری هستن که براشون هیچ فرقی نداره.

– باز شما قیمت فروش‌تون بالا می‌ره. ما که حقوق‌مون ثابته.
* آره خب، بیچاره اونا که حقوق ثابت دارن.

– زمان احمدی‌نژاد اقتصاد به گند کشیده شد.
* اینا همش تقصیر خودشونه، نمی‌خوان بذارن کار بکنه. دست همشون رو بریده.

– دست کیو بریده؟ این همه اختلاس تو دوره‌اش شد.
* آقا شما می‌دونی تو همین مجلس، همه از تأمین اجتماعی سهم داشتن؟ عضو هیأت مدیره بودن، حقوق 3 میلیونی می‌گرفتن؟ احمدی‌نژاد دست همه‌اشون رو قطع کرد. برای همین باش بدن. همشون تو شرکت‌های دولتی بودن.

– از اون لحاظ که دست همشون تو یه کاسه است. احمدی‌نژاد هم یه سری دیگه رو آورد.
* نخیر آقا. یادت هست اون اولش، تا شیش ماه نذاشتن وزیر نفت تعیین کنه؟ به خاطر این بود که همه پروژه‌های نفتی دست پسر ……. بود. نمی‌خواستن از دستشون خارج بشه. …….. بوووووووووووووووووق …..

– این همه گرونی شد، همه روستاها رو خراب کرد. اینا چیزی نیست؟
* نه آقا، بیخود می‌گن. تو روستاها الان وضع همه توپه، هر کسی حداقلش یه نیسان داره.

– پس این همه می‌گن کشاورزی مملکت رو به گند کشید، اینا چیه؟
* اگر وضع کشاورزی بد شده، پس از کجا وضع‌شون خوب شده؟ خب بهشون رسیدن دیگه. بیا بریم روستای خودمون نشونت بدم. همه روستاها آباد شدن.

[خانمی امروزی پس از خرید از غرفه میوه، در حال گذر است. نمی‌دانم مکالمه ما رو شنیده، یا از ظاهر اجتماعی فروشنده حدس زده حامی احمدی‌نژاد است]
* خانم عابر به فروشنده: با این رئیس جمهورتون که مملکت رو به این روز انداخت.
* فروشنده: مگه رئیس جمهور شما نیست؟
* خانم: نه دیگه، شماها آوردین‌ش اون بالا. [خانمه انگار که بوی بدی شنیده، کله‌اش را تکان می‌دهد و در همان مسیر خودش می‌رود]

* من: از کجا می‌دونست احمدی‌نژادی هستی؟
* ف: نمی‌دونم. لابد ذهن منو خونده.

– ما که می‌بینیم می‌گن همه باش دشمنن، همه از وضع مملکت شاکین. شما چطور حامی‌ش هستی هنوز؟
* هر کسی خب نظر خودش رو داره دیگه؛ ما هم نظرمون اینه.

– تو این انتخابات به کی رأی می‌دی؟
* نمی‌دونم، باید ببینم کی میاد، تا ببینم به کی رأی بدم. کسی که یارانه‌ها رو قطع نکنه، دست دزدا رو قطع کنه.

– الان که همه کاندیداها معلومن. قالیباف، لاریجانی، مشایی، کی؟
* [سری تکان می‌دهد و با تردید می‌گوید] قالیباف که خداییش تو تهران بد کار نکرده.

– مشایی چطور؟
* باید ببینم چه گروهی پشت سرشه، چی کار می‌خواد بکنه. خودت به کی رأی می‌دی؟

– من هنوز نمی‌دونم.
* همه غر می‌زنن. من خودم از کارم راضی نیستم، شما هم نیستی، بقیه هم همین طور. مهم اینه که کی درست کار می‌کنه.

– حساب ما چند شد؟
– محض اطلاعت، من خودم هم به احمدی‌نژاد رأی دادم.

می‌خندد، حساب می‌کنم و به سمت خانه برمی‌گردم.

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

در مسیر از جلوی دانشگاه آزاد واحد ……… عبور می‌کنم. بیش از هزار – هزار و پانصد ماشین پاژیرو، زانتیا، یاریس، 206 و پراید در اطراف و وسط خیابان پارک کرده تا امیدهای قشر متوسط و مرفه جامعه با خیال راحت در دانشگاه تحصیل کنند! رانندگان 18 تا 25 ساله، از ماشین‌ها سوار و پیاده می‌شوند؛ با دوست دخترها و دست پسرهایشان صحبت می‌کنند. دخترا بی‌حجاب و چادری و …….
سیاوش می‌خواند : می‌رم از شهر تو با یه کوله بار از خاطره؛ و من با خودم فکر می‌کنم اینها سال 88 به کی رأی دادن؟ آیا اگر منابع کشور به نفع حاشیه‌نشین‌ها جریان پیدا کند، چقدر به “ممه‌ای که لولو برد” زاهدند؟ اگر منافع کشور برای استقلال کشور هزینه شود، چقدر اهل تحمل‌ند؟ چقدر برای رأی فروشنده روستایی‌زاده ارزش قائل‌ند؟  ….
در همین افکار، به نزدیک خانه می‌رسم؛ شقایق‌ها و گل زردهای خودرو کنار دیوار و گوشه خرابه‌ها را می‌بینم و سیاوش می‌خواند : رفتی و آدمکا رو جا گذاشتی؛ راست می‌گوید. با خودم عهد کرد‌ه‌ام هر چقدر هم جزو قشر متوسط باشم، دغدغه‌های شهرستانی خودم را حفظ کنم و دغدغه‌های آدمکا را برای خودشان بگذارم. #اومانیسم_روستایی بیشتر به من حال می‌دهد؛ منی که شقایق خودرو می‌پسندم!

نتیجه گیری

1- احمدی‌نژاد بر خلاف توهم تکثیر شده توسط احزاب و اشراف، هنوز پایگاه بسیار زیادی بین مردم قشر ضعیف و نیز قشر متوسط برخواسته از حاشیه داره. کلا این جنگ فقر و غنا که خمینی مطرح کرد، محتوای زیادی برای بحث داره. زمانی یک راننده تاکسی سرویس با افتخار در مورد حمید رسایی صحبت می‌کرد، می‌گفت “این آخونده با جرأت تو مجلس گفته که چرا پرونده‌های پسر ……. مطرح نمی‌شه؛ کلی حرف‌های دیگه هم زده.” [خدا منو ببخشه، برای اون هم ژست مخالف گرفتم 🙂 ]

2- استدلال‌های مطرح شده توسط قشر ضعیف و مستضعف، گداصفتانه نیست. آنها اوضاع سیاسی را به دقت رصد می‌کنند، و از عضویت افراد در هیأت مدیره‌ها، قراردادهای نفتی، تحصیل آقازاده‌ها در اروپا و سایر موارد باخبرند. با سختی‌های ناشی از سیاست خارجه مشکلی ندارند، از مانور تجمل مسؤولین دل‌شان به درد می‌آید. به رغم همه تبعیض‌ها، دانسته از نظام حمایت می‌کنند؛ و البته به امثال احمدی‌نژاد برای پالایش کشور دل بسته اند.

3- آنها یارانه را به عنوان صدقه نمی‌بینند، بلکه به عنوان بخشی از عدالت احمدی‌نژاد می‌بینند. آنها می‌دانند که منابع کشور سال‌ها خرج رفاه و ثروت دیگرانی شده، و حال سهم‌ها اندکی عادلانه‌تر تقسیم می‌شود. لذا گرانی کمتر به چشم‌شان می‌آید، چون عادت کرده‌اند به روزی‌شان قناعت کنند. زمان هاشمی هم گرانی شدید بود، اما آن زمان کسی دغدغه آنها را نداشت.

4- امروزه قشر حامی احمدی‌نژاد، احساس عزت و غرور می‌کنند. پیشتر امثال این آدم‌ها در یک محله بالاشهر، خفه می‌شدند و موضع خود را ابراز نمی‌کردند. اما الان با افتخار از رأی دادن به او صحبت می‌کنند.

5- مخالفان احمدی‌نژاد، هر چقدر که کارشکنی می‌کنند؛ بیشتر از این مردم فاصله می‌گیرند. هشت سال از کابینه 84 گذشته، و مردم هنوز در خاطرشان هست که کدام وزیر رد شد، و کدام تأیید شد. در مورد استیضاح وزیر رفاه، به تفاسیر رسمی اعتماد نمی‌کنند. تخریب‌کنندگان احمدی‌نژاد، لگد به بخت خودشان می‌زنند.

6- عوام هم هنوز تصمیم نگرفته‌اند. لحظه به لحظه دارن مواضع، سخنان، و رفتارهای کاندیداها رو رصد می‌کنن. برنامه‌ها، حرف‌ها، رأی‌های رد و تأیید، تمام در حافظه مردم ثبت و ضبط شده و در دادگاه انتخاباتی خلق علیه‌شون استفاده خواهد شد. در لحظات آخر، بر اساس انتگرال رفتارهای افراد در تمامی سال‌های پس از جنگ، در مورد آنها قضاوت می‌کنند. منتخب نهایی مردم، کاملا آگاهانه انتخاب خواهد شد و بازی‌های ائتلافی و قرتی‌بازی‌های ریشوانه تأثیری در آن نخواهد داشت.

#عدالت_وانتخابات #عدالت_اجتماعی #انتخابات۹۲ #انتخابات_ریاست_جمهوری_1392

کلیدواژه‌ها: ، ، ، ، ، ، ،


2 Comments for this entry

Leave a Reply