غرب، زوفیلی را نیز قانونی خواهد کرد

، ۱۱ آذر ۱۳۹۴

مدتی پیش با بنده خدایی بحث آزادی همجنسبازی در غرب بود. بحث آموزش مسائل جنسی در مدارس و فیلم‌هایی که نه تنها همجنسبازی را طبیعی جلوه می‌دهند بلکه به نوعی آن را تبلیغ هم می‌کنند. کار را به جایی رسانده اند که در مجامع عمومی (مثل دانشگاه) به راحتی می‌توانید از کاریکاتورهای موهن به پیامبر اسلام (ص) دفاع کنند، اما کسی جرات ندارد در مورد همجنسبازها، لطیفه یا کنایه‌ای بگوید!

شرم آور است اما چاره ای نیست و باید گفت. در مهدکودک‌ها و مدارس به شدت پیگیر جا انداختن فرهنگ همجنسبازی به کودکان هستند و سعی وافر می‌کنند این قبیح را طبیعی جلوه بدهند.

به آن بنده خدا می‌گفتم همین طور اگر پیش برود تا چند سال آینده «حیوان بازی» (زوفیلی) هم قانونی می‌شود و راه می‌افتند در خیابان که بله ما آزادیم با حیوانات هم رابطه داشته باشیم و حیوانات نیز از این کار لذت می‌برند، پس مشکلی وجود ندارد.

خبر زیر حکایت از نگرانی مدافعان حقوق حیوانات از تجاوز به اسب‌ها در سوئیس دارد! بله اسب!

www.rt.com/news/323867-switzerland-horses-sex-attacks

نگران هم نباید بود، همان طور که برای همجنسبازی دلایل تاریخی و ژنتیکی و بیولوژیکی در آوردند، برای حیوان بازی هم دلیل پیدا خواهند کرد و به آن وجه قانونی و طبیعی خواهند داد.

البته چون همیشه، روشنفکرنمای غربپرست از خود غربی در توجیه و دفاع جلوتر است، باید منتظر باشیم روشنفکرنمایان وطنی پیش از غربی‌ها در دفاع از این مسایل، قلم به دست شوند و کف به دهان آورند.


پی‌نوشت:

۱- نویسنده این مطلب آقای عزیزی نیست و ایشان از سر لطفی که به بنده دارند نوشته ام را باز نشر کرده اند. بنده به دلیل معذوریت عواقب «آزادی بیان» در غرب در هیچ گروه اجتماعی عضویت ندارم و این شد که آقای عزیزی جور نشر مطلبم را کشیده اند.

۲- دوستان و عزیزان صاحب کمال و مجهز به علم کلام (و فلسفه) واقف هستند مطلب بنده نه برهانی است و نه حتی دلیلی بر اثبات امری. خطابی است (اگر جدلی نباشد). در نتیجه عزیزان به دنبال صغری و کبری و حد وسط آشکاری در آن نوشته نباشند. اگر چه نوشته بالکل تهی از استدلال نیست و در ادامه اصولش را خدمت بزرگوارتان عرض می کنم.

سه پیش فرض مطلب بنده:

الف- اساسا مبانی ممنوعیت یا آزادی امری در غرب رای اکثریت جامعه است (بر مبنای دموکراسی). قبیح یا حسن بودن امور از منظر دین یا مکتب یا هر امر دیگری مورد توجه نیست. نسبی بودن اخلاق در غرب و تنها معیار رای اکثریت بر این امر تاکید دارد.

ب- خبر کذایی می گوید که تجاوز جنسی به اسب ها در سوئد در سال های اخیر افزایش یافته است (سه برابر نسبت به ده سال گذشته).

ج- تاریخ معاصر غرب نشان می دهد امری که در زمانی نه چندان دور (حدود ۴ دهه پیش) در اروپا و آمریکا قبیح و غیر قانونی بوده باشد می تواند در کمتر از نیم قرن به امری حسن و مقبول و همه گیر تبدیل شود (به طور مثال هم جنس گرایی یا زندگی زن و مرد با هم و صاحب اولاد شدن خارج از چهارچوبه ازدواج).

حال اگر بخواهیم این را صورت منطقی بدهیم یک همچین ترتیبی خواهیم داشت:

– هر آنچه در غرب مورد قبول و تایید اکثریت باشد لاجرم وجهه قانونی می گیرد.
– رابطه جنسی با حیوانات در غرب به سرعت رو به رشد است و اگر با همین شیب افزایش یابد در آینده به احتمال قریب به یقین اکثریت جامعه آن را انجام می دهند یا اکثریت مخالفتی با آن نخواهند داشت.
– پس در آینده حیوان بازی (زوفیلی) به احتمال زیاد قانونی خواهد شد.

این استدلال اشکالش این است که بر احتمال گسترش و همه گیر شدن زوفیلی قوام یافته و این صغری یقینی نیست فلذا استدلال ناقص است. اما اگر مثال هم جنس بازی را در نظر داشته باشیم این قضیه احتمال وقوعش بالا می رود.

۳- اگر کسی بگوید در هم جنس بازی رضایت دو طرف شرط است و محدوده آزادی در غرب بر اساس زیر پا نگذاشتن آزادی دیگران تعریف شده است و چون در زوفیلی نمی توان رضایت یا عدم رضایت حیوان را سنجید، در این صورت این احتمال که زوفیلی در آینده در غرب قانونی بشود زیر سوال است.
در جواب (جدلی) می توان به مسئله خوردن گوشت حیوانات در غرب اشاره کرد. آیا غربیان آن گاو یا گوسفند یا خوکی را که می کشند و گوشت او را می خورند برای این کار از او اجازه می گیرند؟

اگر گفته شود: گیاهخواران اعتراضشان به همین است و به همین دلیل از خوردن گوشت امتناع می کنند.
جواب می دهم: این حرف شما استدلال بنده را تقویت می کند آنجا که مدعی شدم در غرب رای اکثریت است که اخلاق و باید و نباید را تعیین می کند نه حسن و قبح ذاتی یا عقلی مسئله ای. چون اکنون در غرب اکثریت گوشت خوار هستند، صدای اقلیت گیاهخوار و مخالفان کشتار حیوانات به جایی نمی رسد هر چند گیاهخواران از جهت عقلی استدلالشان تام باشد (یعنی این حرف که شما کشتن حیوان بدون کسب اجازه از وی مخالف اصول آزادی غرب است).

اگر کسی (به صورت جدلی) بگوید در اسلام هم حیوانات را می کشیم و از گوشت آنها استفاده می کنیم در صورتی که نمی توان در مورد رضایت آن حیوان تحقیق کرد.

می گویم: این نشان می دهد چرا اسلام حلال و حرام دارد و گوشتی را که برای غیر خدا کشته شده باشد حرام کرده است (سوره نحل آیه ۱۱۵). توضیح آنکه در آیین حقه اسلام ما حتی مالک نفس و بدن خود نیستیم و اجازه نداریم در آن بدون اذن صاحب اصلی (خداوند متعال) تصرف کنیم چه برسد به جان و بدن دیگر موجودات (اعم از انسان یا حیوان یا گیاه یا جامدات و…). و اگر ما حیوانات محدودی را با شرایط خاص و مطابق دستور شارع (خداوند متعال) ذبح می کنیم این نشان می دهد که ما قائل به این مسئله هستیم و فقط با اجازه صاحب اصلی (خداوند متعال) در ملک او (بدن حیوان) دخل و تصرف می کنیم. و به همین دلیل است که گوشت دو گاو که در کنار یکدیگر و با یک غذا و یک شرایط بزرگ شده باشند یکی را می خوریم و دیگری را حرام می دانیم زیرا اولی با اذن صاحبش (خداوند) و با اطاعت از روش او (ذبح اسلامی) و با شرایطی که شارع تعیین کرده سر بریده ایم و دیگری بدون اذن و اجازه و با روشی غیر شرعی کشته شده است.

از همین دیدگاه می شود فهمید که مثلا چرا نکاح (دائم یا موقت) حلال است و زنا حرام (در صورتی که در هر دو رضایت طرفینی وجود دارد). و از همین جا جواب عده ای که می پرسند میان ازدواج موقت و زنا چه فرقی هست را می شود با یک جمله داد: اولی را خداوند اجازه داده و دومی بدون اذن الهی است.

در پایان برای فهم بهتر حقوق حیوانات از دیدگاه اسلام می توانید به این رساله فقهی مرحوم علامه جعفری (ره) مراجعه کنید: http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=130805


Leave a Reply