ما و نورمن- دوراهی نفی یا تایید هولوکاست

، ۰۱ دی ۱۳۹۳

نوشته‌ی علی محمدی


موضع نورمن فینکلستین در قبال هولوکاست، روشی است که از آن با عنوان “هولوکاست آری، اما چرا فلسطین؟”  نام می‌برم  که به عقیده‌ی اینجانب جبهه‌ی عدالت خواه و مبارزان ضد صهیونیست به جای کوبیدن بی فایده بر طبل انکار هولوکاست یا تشکیک در آن (که هم از جهت تاریخی  اشتباه است و هم مخالف عدالت و مرام اسلامی ماست) با تایید جنایات نژاد پرستانه اروپای مدرن در طول جنگ جهانی دوم و با استفاده از ادبیات ضد نژاد پرستی ذیل آن، علیه اقدامات نژاد پرستانه‌ی فعلی رژیم صهیونیستی اقامه‌ی داد کنند. این روش هم از جهت مبانی اخلاق اسلامی، هم از جهت تاریخی و هم وجهه بین المللی بهترین و شاید تنهاترین روشی است که می‌توان در مبارزه با ظلم صهیونیست‌ها بدان دست یازید.

روش غلطی که در دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد بر مبنای انکار یا زیر سوال بردن اصل واقعه‌ی هولوکاست شکل گرفت، علاوه بر نداشتن بنیه‌ی علمی ـ تاریخی، موجب شد وجهه‌ی عدالت خواهانه‌ی نظام جمهوری اسلامی به شدت تخریب شود. صهیونیست‌ها از این اشتباه حد اکثر سوء استفاده را کردند تا چهره‌ی پرچمدار احقاق حقوق مستضعفان عالم، یعنی ایران را، لجن مال کنند و باعث جدا شدن نظام جمهوری اسلامی از بدنه‌ی حرکت ضد صهیونیزم جهانی شدند. در نهایت آن اقدامات غیر محققانه دولت گذشته منجر به تفریطی شد که دامن‌گیر برخی موضعگیری‌های وزارت خارجه دولت یازدهم گشت. وزارت امور خارجه‌ی دولت یازدهم به زعم خود و برای «به دست آوردن دل یهودیان» و در راستای سیاست «تشنج زدایی» دست به اقداماتی زد که بد را بدتر کرد (از جمله ارسال پیام تبریک سال نوی یهودی و یا پخش صحبت های آقای ظریف در موضوع هسته ای با زیر نویس عبری).

Norman_Finkelstein

و اما مساله‌ی آقای فینکلستین و حضور ایشان در ایران

دعوت از آقای فینکلستین اگر چه نشان از گامی به جلو در رابطه با فهم روش عالمانه‌ی مبارزه با ا.س.ر.ا.ئ.ی.ل داشت اما در عین حال پوشش خبری آن و نحوه‌ی مواجهه با ایشان، خود دارای تناقضات زیاد و ابهامات فراوانی بود. در زیر به دو تضاد اصلی در این زمینه اشاره می کنم:

اول: همان طور که سایت های خبری به درستی اشاره کردند، فینکلستین اساس حرکت و سخنرانی های خود را بر واقعیت تاریخی هولوکاست بنا نهاده است و از مدافعان سرسخت روش «هولوکاست آری اما چرا فلسطین؟» به شمار می رود (خوشبختانه کتاب صنعت هولوکاست ایشان به فارسی ترجمه و در ایران موجود است و علاقمندان برای آگاهی بیشتر از مواضع فینکلستین می‌توانند به این کتاب مراجعه نمایند). اولین سوالی که در مواجهه با اقبال و خوشحالی برخی سایت های وطنی از مواضع و سخنرانی‌های فینکلستین در ذهن شکل می‌گیرد این است که چطور فردی مانند او که با این صراحت هولوکاست را نه تنها تایید کرده بلکه آن را مبنای اصلی استدلال ضد صهیونیستی خود قرار داده است، در ایران اینچنین مورد استقبال افرادی چون آقای طالب زاده و حسن عباسی قرار می گیرد؟! چطور سایتی که هنوز هولوکاست را افسانه می داند دو سال پیش کتاب صنعت هولوکاست فینکلستین را که عینا تایید اصل هولوکاست است تبلیغ می‌کرده است؟!!! آیا این سایت ها و این افراد از اعتقاد آقای فینکلستین در مورد هولوکاست آگاهند؟ نمونه‌ی دیگر این تضاد و تناقض گویی را در برنامه راز می‌توان دید. حدود سه سال پیش در برنامه ای با حضور آقای محمد علی رامین با عنوان “صنعت هولوکاست”  آقای طالب زاده با همراهی آقای رامین (سردمدار و نظریه پرداز اصلی حرکت نفی هولوکاست در ایران) به تایید و تبلیغ سیاست خود در قبال نفی هولوکاست می‌پردازند و در تغییر موضعی عجیب و بعد از دعوت از آقای فینکلستین، این تیزر تبلیغاتی را برای ایشان رو نمایی می‌کند و خود آقای طالب زاده به عنوان مترجم و مجری همراه آقای فینکلستین در سخنرانی های زیادی حضور پیدا می کند. با همه‌ی احترامی که برای آقای طالب زاده و تلاش ایشان در جبهه‌ی انقلاب قایلم، باید از ایشان پرسید این تضاد را چگونه می‌توان جمع کرد؟

این افراد و سایت‌های انقلابی اگر به افکار آقای فینکلستین آگاهند، یا بایستی معترف باشند تمام آن شانتاژهای خبری پیشین ایشان در زیر سوال بردن هولوکاست اشتباه بوده است یا اگر هنوز بر آن اعتقاد پابرجا هستند، چاره ای ندارند جز اینکه از تبلیغ فینکلستین دست بردارند، زیرا همان طور که گفته شد وی اصل و اساس مبارزه با جنایات ا.س.ر.ا.ئ.ی.ل را تجربه‌ی هولوکاست می داند. البته گزینه‌ی دیگری هم باقی می ماند و آن این است که برخی سایت‌ها و یا افراد در برخورد با فینکلستین منافقانه عمل کردند و در عین اعتقاد قبلی به باطل بودن تمامی ادعاها و بنیان‌های فکری فینکلستین، وی را تنها به عنوان ابزاری سیاسی و موقت در مقابل صهیونیزم به کار برده اند.

مخاطب غیر متخصص در مواجهه با این برخورد دوگانه (و متضاد) بزرگان فرهنگی، حق دارد دچار سرگیجه شود و بپرسد چطور می‌شود هولوکاست هم افسانه باشد و هم اساس مبارزه با صهیونیزم؟ چطور می شود یک روز از فینکلستینی استقبال و با او مصاحبه کرد که اصل دلیل مبارزه با سیاست‌های ا.س.ر.ا.ئ.ی.ل را تجربه‌ی هولناک هولوکاست می‌داند و فردا روز هولوکاست را افسانه‌ای ساخته و پرداخته‌ی صهیونیست‌ها دانست؟

دوم: نکته‌ی بعدی که تعمدا یا از روی نادانی در مورد فینکلستین نادیده گرفته شده است اصرار و پافشاری او بر حق حفظ دولت ا.س.ر.ا.ئ.ی.ل است. فینکلستین بارها و بارها صراحتا بر راه حل تشکیل دو دولت مستقل در سرزمین فلسطین پافشاری کرده است. در یکی از آخرین مصاحبه هایش با شبکه الجزیره وی دلیل مخالفتش با جنبش تحریم ا.س.ر.ا.ئ.ی.ل (BDS) را به عدم ذکر نام ا.س.ر.ا.ئ.ی.ل در سند این جنبش می‌داند. با وجود نزدیکی بسیار زیاد با ایده تحریم دولت غاصب صهیونیستی و همراهی او با جنبش های مبارزه طلبی چون حماس، جهاد اسلامی، یا حزب الله لبنان، فینکلستین از مدافعان سرسخت حق یهودیان برای داشتن دولتی مستقل (و البته در داخل مرزهای پیش از جنگ شش روزه‌ی 1967) محسوب می‌شود. آیا این موضعگیری وی به اطلاع سیل مشتاقان در ایران رسیده است؟

برای اینکه از دو نکته‌ی بالا سو برداشت نشود مجددا بر آزاد منشی و دفاعم از روش مبارزه آقای فینکلستین تاکید می‌کنم. ایشان (با وجود اینکه خود را صریحا بی‌دین (atheist) می‌داند) از آزادمردان روزگار ماست که بیش از بسیاری از ما برای احقاق حق مظلومین بها پرداخته است و از این جهت بسیاری از اعمال وی شایسته‌ی قدردانی است. و مجددا اتحاد و حمایت از کلیت حرکت ایشان در مبارزه با دولت غاصب صهیونسیتی را امری واجب برای حرکت های دانشجویی و غیر دولتی داخل ایران می دانم. اما در عین حال نمی توان نگرانی خود را از این امر پنهان داشت کهبه احتمال قریب به یقین اقبال افراط گونه به فینکلستین در ایران  همراه با عدم آگاهی و شفافیت لازم صورت گرفته باشد. نفس دعوت از ایشان به ایران و مصاحبه با او و حضورش در تلویزیون امری بسیار پسندیده و به جا بود. اما این نباید ما را از اختلافات مبنایی که در برخی مسائل با او داریم غافل کند.

​به صورت خاص در دو مورد فوق الذکر (هولوکاست و دولت اسرائیل) ما بایستی مرزهایمان با ایشان را روشن کنیم. اگر قرار است روش ایشان («هولوکاست آری اما چرا فلسطین؟»)​ را به کار گیریم (که به نظر بنده تنها راه عاقلانه‌ی موجود است) بایستی سیاست غلط نفی یا زیر سوال بردن بدون وجه هولوکاست را اصلاح نماییم. در مورد راه حل «دو دولت» هم می‌توانستیم در زمان حضور ایشان در ایران با حفظ اصول مبارزه (نقطه مشترک) در مورد این نقطه اختلاف هم به بحث و گفتگو بنشینیم. به نظر می رسد که راه حل «دو دولت» با توجه به جنایات رژیم صهیونیستی و حوادث تاریخی در نظر اکثر صلح طلبان ایده‌ای رو به اضمحلال و دست نایافتنی است و در مقابل روش معقول و انسانی پیشنهادی جمهوری اسلامی (تشکیل یک دولت با همه پرسی ساکنان بومی) به مرور در حال جا افتادن است. در این مورد به نظر می‌رسد که تایید آقای فینکلستین بر راه حل «دو دولت» از منظر ما بی‌جا بوده و عقلا و عملا غیر قابل وصول است. این اختلاف دیدگاه می‌توانست و می‌بایست به صورتی شفاف و با حفظ هدف مشترک در زمان حضور ایشان در ایران مورد موشکافی واقع می‌شد و مورد سوال قرار می‌گرفت تا از وی تصویری خیالی در ذهن بدنه‌ی حرکت عدالتخواهی و ظلم ستیزی، شکل نگیرد.

مخلص کلام آنکه جبهه‌ی عدالتخواه و بدنه‌ی دانشجویی داخل کشور بایستی در مواجهه با فعالین خارج از کشور به صورتی هوشیارانه‌تر عمل کنند. اگر ما در تعریف روابطمان با دیگران با چشمانی باز و با آگاهی کامل از نقاط اشتراک و اختلافمان گام برداریم، مسلما می‌توانیم از بروز بسیاری شوک‌های بعدی که محصول مواجه شدن با برخی وجوه نادیده طرف مقابل است، جلوگیری کنیم. پس چه خوب است پیش از دوستی صمیمانه آنچنانی و در آغوش کشیدن نورمن، خطوط افتراق و جدایی مان با وی را به خوبی بدانیم تا مانند تجربه های تلخ گذشته از دوستی افراطی به تخاصم تفریط گونه دچار نشویم.


عصر وارثین، نقدها و تحلیل‌های سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی شما را به عنوان نویسنده‌ی مهمان منتشر می‌کند.
نوشته‌های مهمان، لزوما منعکس کننده‌ی نظر نویسندگان «عصر وارثین» نیست.

کلیدواژه‌ها: ، ، ،


2 Comments for this entry

  • مظلومان ساکت تاریخ

    سلام

    اتفاقا دکتر احمدی نژاد در دولت گذشته همزمان با نشان دادن پوچی هولوکاست، سال های سال ماجرا را با همین جهت گیری ادامه دادند اما نویسنده با کمال خواشحالی و شگفتی! و دروغگویی اعلام کرده که به عقیده‌ی اینجانب جبهه‌ی عدالت خواه و مبارزان ضد صهیونیست با تایید جنایات نژاد پرستانه اروپای مدرن در طول جنگ جهانی دوم و با استفاده از ادبیات ضد نژاد پرستی ذیل آن، علیه اقدامات نژاد پرستانه‌ی فعلی رژیم صهیونیستی اقامه‌ی داد کنند.!!
    نویسنده در ادامه دروغ های رایجی که در 8-9 سال اخیر و به ویژه در 4 سال اخیر از سوی جریان مدعی دینداری به دولت های انقلابی عدالت نسبت می دهند گفته است:
    “روش غلطی که در دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد بر مبنای انکار یا زیر سوال بردن اصل واقعه‌ی هولوکاست شکل گرفت، علاوه بر نداشتن بنیه‌ی علمی ـ تاریخی، موجب شد وجهه‌ی عدالت خواهانه‌ی نظام جمهوری اسلامی به شدت تخریب شود”

    اولا حضرت آیت الله خامنه ای هم بر جعلی بودن هولوکاست تاکید داشته اند.
    دوما اصل هولوکاست ( نه رد آن) بنیه علمی -تاریخی ندارد و به خاطر همین منتقدان آن زندانی می شوند.
    سوما رئیس جمهور مومن و بسیار باهوش ایران دکتر احمدی نژاد بارها خودشان گفته اند: بنده درباره یک حادثه تاریخی چند سوال مطرح کردم و گفتم که وقتی تحقیق درباره یک رخداد تاریخی ممنوع می‌شود، این خود ابهام بوجود می‌آورد و همگان از خود می‌پرسند که چرا محققین درباره این حادثه از کار خود منع شده و حتی به زندان می‌افتند.
    من در موضع قضاوت نیستم، بلکه از آزادی دفاع می‌کنم و می‌گویم که اگر حادثه‌ای رخ داد محققین و مورخین باید بتوانند درباره آن تحقیق کنند و نظر موافق و مخالف خود را آزادانه اعلام کنند.
    اگر فرض را بر این بگیریم که چنین حادثه‌ای در تاریخ رخ داده است باز هم باید پرسید این حادثه کجا رخ داده و عاملین آن چه کسانی بودند و پرسید که چه ارتباطی بین این واقعه با اشغال سرزمین فلسطین و کشتار ساکنان آن داشته است؟ نمی‌توان اگر حادثه‌ای در جایی اتفاق افتاد کسانی را که در آن رخداد نقشی نداشته‌اند مجازات کرد.

    جریانی که آنقدر عدالت ندارد که حتی سخنان رئیس جمهور سابق ایران را بدون دروغ طرح کند، مدعی عدالت شده است!
    جریانی که آنقدر عدالت ندارد که در مقابل دروغ های هر روزه نسبت به دکتر احمدی نژاد، آرمان های والا و عملکرد بی نظیر ایشان که تا آخرین روز مورد تائید آقا بوده است، ایستادگی کند مدعی عدالت شده است!
    در همین کشور و حتی توسط شما انواع سخنان دروغ و منحرف و جهنمی به جبهه عدالت و بهار نثار می شود و بعد خودتان مدعی عدالتید؟!
    چه ظلمی به یاران عدالت شد؟
    در انتخابات چه بلایی سر آن ها آمد؟
    شما عدالت خواهان!!! چه کردید؟
    روزنامه ایران، وبلاگ نویسان و یاران مهر و عدالت چه بلاهایی دیدند؟
    شما عدالت گویان!! چه کردید؟
    از تاریخ عبرت بگیرید: امثال حسن عباسی دچار چنین تناقضاتی شده است جای تعجب ندارد. کسی که چند سال انواع تهمت های متناقض را به دولت مهر و عدالت زد سرنوشت معلومی دارد.

    اگر ظلم های آمریکا حق باشند و آمریکا بتواند مدعی حقوق بشر باشد، دروغگویان، منحرفان تاریخ و ظالمان به مهر و عدالت و بهار هم می توانند ادعای پوچ عدالت بکنند.

  • حمیدرضا

    تنها یک نکته ریز را اشتباه کردید؛

    فینکلستین مدافع سرسخت “حق یهودیان” برای داشتن یک کشور نیست؛ مبنای کار او هم هولوکاست نیست!

    مبنای کار او قانون و حقوق بین الملل است و او مدافع وجود کشورهای اسرائیل و فلسطین در عرصه قانون بین الملل است. اما در دیدگاه او هیچ کدام از این کشورها نباید “یهودی” یا “مسلمان” یا … باشند؛ چون مساله جدایی دین از سیاست چیزی است که انقدر در ادبیات غرب بدیهیست کسی آن را توضیح نمیدهد!

Leave a Reply