آمریکا چگونه ۲۵% الکتریسیته‌ی هسته‌ای خود را از اورانیوم روسیه تهیه کرد؟!

، ۲۲ تیر ۱۳۹۳

پرسش: به طور کلی آیا تحقیقات انجام شده در مرکز شما، تاثیر لازم را بر روی دولت برجای گذاشته است؟ آیا دولت از نتایج تحقیقات شما استفاده می‌کند؟

پاسخ: …در مورد یکی از بزرگترین موفقیت‌های مرکز «بلفر»* باید به پروژه‌ی خلع سلاح هسته‌ای کشورهای تازه استقلال یافته‌ی اتحاد جماهیر شوروی اشاره کنم.

ما از همان جنگ سرد می‌دانستیم که آینده‌ی هسته‌ای، آینده‌ای بسیار خطرناک است. ما همیشه از خود می‌پرسیدیم که این آرسنال هسته‌ای، درصورت ادامه‌دار شدن، منجر به چه اتفاقاتی خواهد شد؟

از همین رو به مطالعه بر روی این موضوع پرداختیم. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و با توجه به اینکه کلاهک‌ها و سلاح‌های هسته‌ای زیادی در کشورهای بلوک شرق نظیر اوکراین، قزاقستان، و بلاروس باقی مانده بود، مطالعات ما به این موضوع معطوف شد که آمریکا و روسیه چگونه باید در مورد سلاح‌های هسته‌ای به توافق دست یابند. در سال ۱۹۹۳ و پس از اینکه کلینتون به ریاست جمهوری رسید و پس از اینکه یکی از افراد ما مشاور او شد، ما با برنامه‌ی خود که نتایج مطالعات قبلی‌مان بود وارد میدان شدیم. ما موفق شدیم با برنامه‌ای که ارائه دادیم بیش از ۱۲۰۰۰ سلاح هسته‌ای تاکتیکی را به روسیه بازگردانیم و بیش از ۴۰۰۰ کلاهک هسته‌ای را ـ که به سمت ایالات متحده نشانه رفته شده بود ـ با یک ایده‌ی علمی از وضعیت تهدید خارج کنیم.

راه حل ما این بود که اورانیوم موجود در این کلاهک‌ها به اورانیوم درصد پایین‌تری تبدیل شده و برای تولید الکتریسیته به‌کار رود. جالب است بدانید در آن سالها، حدود ۲۵ درصد از الکتریسیته‌ی هسته‌ای ایالات متحده از همان سوخت‌ها حاصل شد: این مثال، یک نمونه ایده‌آل برای درک این موضوع است که چگونه میشود یک ایده‌ی کاملا علمی را به یک ایده‌ی سیاستگذاری تبدیل کرد.

ــ پروفسور گراهام آلیسون
بنیانگذار و رئیس «دانشکده‌ی حکومتداری جان اف. کندی» دانشگاه هاروراد در سال‌های ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۹

گراهام آلیسون، موسس دانشکده‌ی جان اف کندی دانشگاه هاروراد

گراهام آلیسون، موسس دانشکده‌ی جان اف کندی دانشگاه هاروراد

منبع:  سخنرانی پرفسور گراهام آلیسون در دانشگاه صنعتی شریف؛ ۳ تیر ۱۳۹۳
__________________________________
* Belfer Center for Science and International Affairs
http://belfercenter.ksg.harvard.edu

 

خلاصه ای از مباحث مطرح شده در سخنرانی پرفسور گراهام آلیسون، استاد رشته سیاستگذاری دانشگاه هاروارد که در دانشگاه صنعتی شریف و به دعوت پژوهشکده سیاستگذاری علم وفناوری برگزار گردید.

پروفسور گراهام آلیسون، برای 12 سال, از سال 1977 تا 1989 به عنوان پایه گذار، ریاست «دانشکده حکومتداری جان اف کندی» در دانشگاه هاروارد را برعهده داشته است. کتاب آخر او در سال 2013 و تحت عنوان «لی کوآن یو: درک عمیق رئیس بزرگ از چین، ایالات متحده و جهان[1]» یکی از پرفروش­ترین­ها در ایالات متحده و جهان بوده است. همچنین کتاب اول پروفسور آلیسون در سال 1971 و تحت عنوان «جوهرۀ تصمیم­گیری: توضیحی در مورد بحران موشکی کوبا[2]»، با فروش بیش از 450 هزار نسخه، به­عنوان یکی از پرفروش­ترین کتابهای تمام چند قرن اخیر لقب گرفته است. وی اکنون ریاست مرکز «علوم و موضوعات بین­الملل بلفر», اصلی ترین مرکز دانشکده فوق را بر عهده دارد.

هفته پیش و طی سفر پروفسور آلیسون به ایران، دانشگاه شریف به میزبانی ریاست محترم دانشگاه، در جلسه ای صمیمی و دوطرفه از ایشان پذیرایی نمود. در این جلسۀ بسیار دوستانه، ابتدا پروفسور آلیسون به ارائۀ مقدمه­ای کوتاه در مورد مرکز بلفر پرداخت و سپس جلسه به صورت پرسش و پاسخ میان حضار و ایشان ادامه یافت. آنچه می­خوانید گزیده­ای از این جلسه است.

{پروفسور آلیسون، ابتدا صحبت خود را با ارائه یک نمای کلی از دانشگاه هاروارد و مرکز بلفر آغاز می­کند}

دانشگاه هاروارد، قدیمی­ترین دانشگاه ایالات متحده آمریکاست که تاسیس آن به سال 1636 بازمی­گردد. این دانشگاه هم اکنون دارای 10 دانشکده حرفه­ای مهم، یعنی «دانشکده کسب­وکار»، «دانشکده دندانپزشکی»، «دانشکده پزشکی»، «دانشکده سلامت عمومی»، «دانشکده طراحی و معماری»، «دانشکده الهیات»، «دانشکده مهندسی»، «دانشکده هنر و علوم»، «دانشکده قانون» و نهایتا دانشکده مورد نظر ما یعنی «دانشکده حکومت­داری[3]» است. دانشکده «حکومت­داری» که دانشکده جان. اف. کندی نیز نامیده میشود، دارای 7 مرکز تحقیقاتی تخصصی است که بزرگترین و باقدمت­ترین آنها مرکز تحقیقاتی «علوم و موضوعات بین­الملل بلفر[4]» محسوب می­شود.

چگونگی تاسیس مرکز بلفر، تاریخ بسیار جذابی دارد و درواقع مدیون تلاش­های «پل دوتی[5]» است. دوتی، فردی بود که برای اولین بار دپارتمان «بیوشیمی و بیولوژی مولکولی»[6] را در دانشگاه هاروارد تاسیس کرد. پس از چند سال، دوتی در ادامه فعالیت­های خود وارد حوزه­های بین­الملل و به­خصوص تعامل هسته­ای آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در دوره جنگ سرد شد و همین موضوع باعث شد تا در ادامه به تاسیس مرکزی تحقیقاتی تحت عنوان «مرکز تحقیقاتی علوم و موضوعات بین­الملل[7]» در سال 1973 اقدام کند. این مرکز تحقیقاتی بعدها به «مرکز تحقیقاتی علوم و موضوعات بین­الملل بلفر» تغییر نام داد. علت این تلاشهای دوتی این بود که اگرچه در جنگ جهانی دوم، ارتباط خوبی بین دولت و جامعه آکادمیک شکل گرفته بود اما بعد از این جنگ و به­خصوص در جنگ ویتنام (و تحت تاثیر مخالفت­های عمومی با این جنگ) این ارتباط بین دولت و جامعه آکادمیک تضعیف شده بود و جامعه آکادمیک سعی می­کرد تا دوباره به تقویت این ارتباط بپردازد. تلاشهای دوتی را باید در راستای همین موضوع دانست. او کسی بود که پرچمدار مشاوره­های علم و فناوری به دولت شد و در ادامه نیز به مشاور رئیس جمهور در حوزه علم و فناوری منصوب شد. تاکید بر «موضوعات بین­الملل» در «مرکز تحقیقاتی علوم و موضوعات بین الملل بلفر» از آنجا بود که تمام حوزه­های علم و فناوری، به­نوعی با موضوعات بین­الملل (نظیر سلاح­های هسته­ای، سلاح­های بیولوژیک، محیط زیست، انرژی، و رشد اقتصادی) در ارتباط بود.

{پروفسور آلیسون، سپس به چیستی و اهمیت سیاستگذاری می­پردازد}

اگر از منظر تکنولوژیِ صرف به بسیاری از پارامترها نگاه کنید، در نگاه اول همه آنها پارامترهایی استاتیک به نظر می­رسند. اما وقتی از منظر سیاستگذاری علم و فناوری به آنها نگاه کنید، متوجه خواهید شد که همه آنها درواقع پارامترهایی متغیر هستند. برای مثال، اگرچه این عبارت که «با سوزاندن یک واحد انرژی، A واحد گاز گلخانه­ای تولید میشود» زیاد شنیده میشود اما از منظر سیاستگذاری علم و فناوری این عبارت درستی نیست و بهتر است گفته شود «با مفروض گرفتن تکنولوژی B، با سوزاندن یک واحد انرژی، A واحد گاز گلخانه­ای تولید میشود». درواقع اگر تکنولوژی مورد استفاده در جهان تغییر کند، آن وقت میزان گاز گلخانه­ای تولید شده تغییر خواهد کرد. بنابراین مشاهده می­کنید که در سیاستگذاری علم و فناوری، همه پارامترها متغیر در نظر گرفته میشوند.

به­عنوان مثالی دیگر، در گذشته و برای مدت زمانی طولانی، این سوال که عملا «چقدر میتوان در ایالات متحده گاز تولید نمود» مورد تحلیل دانشمندان قرار گرفته بود و تخمین­هایی در مورد آن زده شده بود. اما تمام این تخمین­ها با احتساب پارامترهای ثابت و به­خصوص ثبات تکنولوژی صورت می­گرفت. یادم می­آید که یکی از مهمترین این مطالعات (که توسط وزارت انرژی آمریکا نیز حمایت مالی شده بود) اینگونه نتیجه گیری کرده بود که هیچ راهی که بتوان عرضه گاز در آمریکا را افزایش داد وجود ندارد. اما چند سال بعد از همین مطالعه، یک کارآفرین تگزاسی، به یک تکنولوژی جدید دست یافت که این تکنولوژی میتوانست از مخازنی که تا قبل از آن فکر نمی­کردیم بشود چیزی از آنها برداشت نمود، گاز استخراج کند. با بکارگیری این تکنولوژی مهم، آمریکا توانست به کشور صادرکنندۀ گاز تبدیل شود. پس مشاهده می­کنید که با تغییر یک پارامتر مهم، بکلی قواعد بازی تغییر کرد. به این ترتیب، سیاستگذاری علم و تکنولوژی به دنبال همین تغییر دادن قواعد بازی است.

در سیاستگذاری علم و تکنولوژی، هر اقدام دولت میتواند هر یک از این پارامترها را سرعت بخشد و یا کُند کنَد. برای مثال و در ادامۀ همان مثال استخراج گاز، تکنولوژی جدیدی که آن کارآفرین تگزاسی ارائه داده بود، چندان هم برای محیط زیست بی­خطر نبود. اگر شما از طریق گوگل ارث به ایالت داکوتای شمالی نگاه کنید، کل منطقه را به صورت زمینی سوراخ سوراخ شده خواهید دید. به­خاطر همین آسیب­های زیست محیطی، بعضی از ایالات در آمریکا، استفاده از این تکنولوژی را ممنوع کرده­اند که به معنای کاهش تولید گاز آمریکاست. پس مشاهده می­کنید که هر اقدام دولت، می­تواند هر یک از این پارامترها را سرعت بخشد و یا کُند کنَد.

{پروفسور آلیسون، سپس به توضیح ماموریت­های اصلی و حوزه­های تحقیقاتی اصلی مرکز تحقیقاتی بلفر می­پردازد}

مرکز تحقیقاتی بلفر، دو ماموریت اصلی را برای خود تعریف کرده است:

 1. پیشبرد دانش در حوزۀ «حل مسائل پیش روی دولت» و

 2. آماده­سازی نسل بعدی رهبران برای تعامل بهتر با مسائل پیش رو.

در مورد ماموریت دوم باید بگویم که برای مثال، تعداد قابل توجهی از فرمانداران کشور، تحصیلکردۀ مرکز ما هستند و یا روسای جمهور مکزیک، مغولستان، بان کی مون، و بسیاری از شخصیتهای سیاسی دیگر در مرکز ما تحصیل کرده­اند. همچنین ما در دوره­های یک هفته تا یک ترمی، از نمایندگان مجلس دعوت می­کنیم تا در کلاس­هایمان حضور پیدا کنند.

همچنین مرکز بلفر هم اکنون در چهار حوزۀ اصلی زیر مشغول به تحقیق، آموزش و فعالیت است:

  • حوزۀ امنیت بین­الملل: مطالعه بر روی عواملی که منافع ملی ایالات متحده و همچنین امنیت بین­الملل را تهدید می­کنند.
  • حوزۀ سیاستگذاری علم و تکنولوژی و سیاستگذاری دولتی: مطالعه بر روی روشهایی که سیاستهای دولت ممکن است بر روی علم و تکنولوژی و حوزه­های امنیت، انرژی، توسعه پایدار، و رقابت­پذیری اقتصادی تاثیرگذار باشد.
  • حوزۀ محیط زیست و منابع طبیعی: مطالعه بر روی مسائل مربوط به محیط زیست و کاهش منابع طبیعی
  • حوزۀ دیپلماسی و سیاست در حوزه بین الملل: مطالعه بر روی آیندۀ دیپلماسی و جلوگیری از بروز تنش در مناطق مختلف جهان

همچنین در حوزۀ تحقیقاتی اول، مرکز بلفر به تازگی برنامۀ جدیدی را نیز در مورد مسائل مربوط به ایران آغاز نموده است که در سایت مرکز بلفر، قسمت ویژه­ای نیز به همین برنامه اختصاص یافته است.

 

سوال یکی از حضار: دانشگاه صنعتی شریف چند سالی است که تلاش می­کند با حمایتهای رئیس دانشگاه یعنی دکتر روستا آزاد (که او نیز دارای یک مدرک مهندسی است) وارد حوزه­های سیاستگذاری شود که ماحصل این تلاش­ها نیز تاسیس پژوهشکده سیاستگذاری علم، فناوری و صنعت شریف بوده است. اما از همان آغاز، تردیدات زیادی درون دانشگاه وجود داشته است که آیا ضرورتی دارد که یک دانشگاه فنی وارد حوزه­هایی نظیر سیاستگذاری شود. درواقع برخی به شدت با این کار مخالفند و برخی هم موافق. نظر شما چیست؟

پاسخ پروفسور: سوزان هاک­فیلد[8]، رئیس قبلی MIT به تازگی به­عنوان استاد مدعو به مرکز ما آمده است. او نیز همواره یک سوال مهم در ذهن خود داشته است که چگونه میتوان دانشگاه فنی MIT را به حوزه­های سیاستگذاری وارد نمود. به نظرم تجربۀ سوزان میتواند به شما کمک زیادی کند. او فکر میکند که درون دانشگاه MIT نیز باید چیزی شبیه مرکز بلفر وجود داشته باشد چراکه در MIT نیز تعداد زیادی از دانشمندان دائما از خود میپرسند چرا در واشنگتن آنقدر کارهای ناشیانه و گاه احمقانه انجام میشود و این دانشمندان نیز در تلاشند تا راه حل­های خود را به دست دولتمردان برسانند. فضای شما در شریف خیلی به MIT نزدیک است تا هاروارد. اما به­هر حال ما نیز در هاروارد تجربه مشابهی را در تاسیس این گونه مراکز و دانشگاه­ها داشته­ایم. برای مثال، در آمریکا فرهنگی هست که هر چیزی قدیمی­تر باشد مورد اعتمادتر است و برای همین در هاروارد نیز هنگام تاسیس دانشکده کسب­وکار[9] تردیدات زیادی وجود داشت. درواقع در مورد دانشکده­هایی نظیر دانشکده کسب و کار و یا جان اف کندی همواره این سوال مطرح میشود که نقش این دانشکده­ها دقیقا چیست؟ آیا بیل گیتس و یا زاکربرگ که عملکرد خیلی خوبی داشته­اند به دانشکده کسب و کار رفته بودند؟ آیا به غیر از این است که دولت بدون وجود دانشکده­های سیاستگذاری هم به فعالیت خود ادامه می­دهد؟ در پاسخ باید بگویم که در همین شرکتهای گیتس و یا زاکربرگ، وقتی تحصیلکرده­های دانشکده­های کسب و کار وارد شدند، عملکرد این شرکت­ها بهبود قابل توجهی پیدا کرد. و یا در بحران اقتصادی اخیر میتوانیم مشاهده کنیم که بخاطر ورود تحصیلکرده­های دانشگاه­ها، عملکرد بانک­های مرکزی، قبل و بعد از بحران بسیار متفاوت است و درواقع نوعی یادگیری رخ داده است. پس سوال اصلی این میشود که اگرچه دولت بدون وجود دانشکده­های سیاستگذاری نیز به مسیر خود ادامه میدهد اما آیا نمیتوان عملکرد آن را بهبود و یادگیری آن را سرعت بخشید؟

البته رسیدن به این نوع یادگیری­ها بسیار پیچیده است چراکه مسائل انسانی را به­سختی میتوان مدل نمود. جالب است که امروز یک دانش آموز فیزیک، بسیار بیشتر از دانشمندی مانند ارسطو (که بیش از چهار عنصر اصلی آب و خاک و آتش و هوا را نمیدانست) میداند و میفهمد، اما امروز هرگز نمیتوانیم ادعا کنیم که برجسته­ترین دانشمند حوزه فلسفه یا سیاست بیشتر از ارسطو میداند و چه بسا حتی کمتر هم بداند. در یک جمله، انسانها مولکول نیستند که بتوان آنها را پیش­بینی و مدل کرد.

سوال یکی دیگر از حضار: رابطه مرکز بلفر با دولت چگونه است و به­طور کلی پروژه­های تحقیقاتی شما چگونه تعریف می­شوند؟

پاسخ پروفسور: واقعیت این است که ترافیک بالایی از افراد بین مرکز بلفر و دولت در رفت و آمدند و آنها که به دولت می­روند همچنان بطور غیررسمی ارتباط خود را با ما حفظ می­کنند و با ما به بحث و تبادل نظر می­پردازند و یا از ما مشورت می­گیرند. برای مثال، الآن یکی از اعضای هیئت علمی باسابقۀ ما مشاور اوباما محسوب می­شود. بنابراین، دائما یک سری از افراد ما در دولت پست می­گیرند و یک سری از آنها نیز برای دریافت مشورت پیش ما می­آیند. خوب از دل این رفت و برگشت­ها و شبکه­های ارتباطی، یک سری پروژه­های اسپانسر شده هم تعریف می­شود.

البته باید بگویم که ما در دانشگاه، کار محرمانه و طبقه­بندی شده انجام نمی­دهیم اما خود افراد می­توانند به­صورت شخصی کار طبقه­بندی شده و محرمانه انجام دهند. برای مثال چند موسسه تحقیقاتی دولتی در کنار هاروارد و MIT وجود دارد که افراد می­توانند به آنجا بروند و کار طبقه­بندی شده و محرمانه انجام دهند.

سوال یکی دیگر از حضار: بطور کلی آیا تحقیقات انجام شده در مرکز شما، تاثیر لازم را بر روی دولت برجای گذاشته است؟ آیا دولت از نتایج تحقیقات شما استفاده می­کند؟

پاسخ پروفسور: البته واقعیت این است که ارزیابی نتیجه کارهای ما نمیتواند چندان علمی باشد و من فقط میتوانم قضاوت شخصی خودم را بگویم چراکه ضرب المثلی هست که می­گوید: پیروزی، هزار پدر و مادر دارد ولی شکست یتیم است؛ همواره پس از هر موفقیت، همه دستانشان را بالا می­برند و موفقیت را نتیجه کار خود می­دانند و می­گویند: “میدانی! آره خوب من بودم که …!”

در مورد یکی از بزرگترین موفقیت­های مرکز بلفر باید به پروژه خلع سلاح هسته­ای کشورهای تازه استقلال یافتۀ اتحاد جماهیر شوروی اشاره کنم. ما از همان جنگ سرد می­دانستیم که آیندۀ هسته­ای، آینده­ای بسیار خطرناک است. ما همیشه از خود می­پرسیدیم که این آرسنال هسته­ای، درصورت ادامه­دار شدن، منجر به چه اتفاقاتی خواهد شد. از همین رو به مطالعه بر روی این موضوع پرداختیم. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و با توجه به اینکه کلاهک­ها و سلاح­های هسته­ای زیادی در کشورهای بلوک شرق نظیر اوکراین، قزاقستان، و بلاروس باقی مانده بود، مطالعات ما به این موضوع معطوف شد که آمریکا و روسیه چگونه باید در مورد سلاح­های هسته­ای به توافق دست یابند. در سال 1993 و پس از اینکه کلینتون به ریاست جمهوری رسید و پس از اینکه یکی از افراد ما مشاور او شد، ما با برنامه خود که نتایج مطالعات قبلی­مان بود وارد میدان شدیم. ما موفق شدیم با برنامه­ای که ارائه دادیم بیش از 12000 سلاح هسته­ای تاکتیکی را به روسیه بازگردانیم و بیش از 4000 کلاهک هسته­ای را که به سمت ایالات متحده نشانه رفته شده بود را با یک ایدۀ علمی از وضعیت تهدید خارج کنیم. راه حل ما این بود که اورانیوم موجود در این کلاهک­ها به اورانیوم درصد پایین­تری تبدیل شده و برای تولید الکتریسیته به­کار رود. جالب است بدانید در آن سالها، حدود 25 درصد از الکتریسیتۀ هسته­ای ایالات متحده از همان سوختها حاصل شد: این مثال، یک نمونه ایده­آل برای درک این موضوع است که چگونه میشود یک ایدۀ کاملا علمی را به یک ایدۀ سیاستگذاری تبدیل کرد.

اما بزرگترین شکست­مان را هم پدیدۀ گرم شدن زمین و انتشار گازهای گلخانه­ای میدانم. آمار نشان می­دهند که در 25 سال اخیر، روند افزایش انتشار گازهای گلخانه­ای تقریبا شیب ثابتی را پشت سر گذاشته است. ما در سطح کل کشورهای جهان، با یک مسئله مشترک و پیچیده روبرو هستیم. درواقع حتی اگر کشورهایی نظیر ژاپن و آمریکا هم قبول کنند که سطح تولید گازهای گلخانه­ای خود را کاهش دهند، در مورد کشورهای در حال رشد نظیر چین چه باید کنیم؟ چین کشوری است که به سرعت در حال رشد است و نمی­تواند به مردمش بگوید که انرژی کمتری تولید کنند. در حال حاضر باید بگویم که راه حلی که به دنبال آن هستیم، وقوع یک تغییر تکنولوژی بزرگ در کشورهاست.

سوال یکی دیگر از حضار: با مروری بر بخش ایران در سایت مرکز بلفر، اینگونه برداشت میشود که نگاه این مرکز به ایران به­نوعی یک نگاه اپوزیسیون است. آیا درست است؟

پاسخ پروفسور: البته حقیقت این است که مردم در آمریکا از همان دریچۀ آمریکایی به مسائل نگاه می­کنند اما در همین مرکز بلفر هم نیمی از افراد از خارج از آمریکا هستند و ما هم دائما سعی می­کنیم تا بحث­هایمان، فارغ از تعصب، بحثهایی علمی و مبتنی بر داده­های واقعی باشد.

سوال یکی دیگر از حضار: با توجه به دو حزبی بودن ایالات متحده و تغییرات دولتها در این کشور، شما چگونه ارتباط خود با دولتها را حفظ میکنید؟

پاسخ پروفسور: راستش را بخواهید این موضوع همواره یکی از نگرانی­های ما نیز بوده است. نام هاروارد، به نوعی با دموکرات­ها پیوند خورده است؛ از ایالت ماساچوست که همواره به دموکرات­ها گرایش داشته بگیرید تا اسم خود دانشکده ما یعنی جان اف کندی (رئیس جمهور دموکرات اسبق ایالات متحده). البته من خیلی تلاش کرده­ام تا این تصویر دموکرات از مرکز بلفر را کاهش دهم و مرکز را به­عنوان یک مرکز تحقیقاتی دوحزبی نشان دهم. برای مثال، تلاش کرده­ام تا تعداد قابل توجهی از جمهوری­خواهان فعال و تاثیرگذار را برای تحصیل و یا آشنا شدن بیشتر با مرکز به داخل مرکز بیاورم و یا برخی اعضای هیئت علمی ما حتی در دوره بوش نیز در سمتهای دولتی مشغول به­کار بوده­اند. اما متاسفانه، دیگر بخشهای دانشگاه هاروارد چنین تلاشی را از خود نشان نداده­اند.


[1] Lee Kuan Yew: The Grand Master’s Insights on China, the United States and the World
[2] Essence of Decision: Explaining the Cuban Missile Crisis
[3] School of Government
[4] Belfer Center for Science and International Affairs
[5] Paul Doty
[6] Department of Biochemistry and Molecular Biology
[7] Center for Science and International Affairs
[8] Susan Hockfield
[9] Business School


Leave a Reply