چيزي از انفعال شما كم نشد برادر

، ۱۴ خرداد ۱۳۹۳

برای نوشتن این سطور مدتها با خودم کلنجار رفتم. می دانم که نگاشتن این جملات ممکن است مورد سوء استفاده برخی از بدخواهان قرار بگیرد. حتی ممکن است بعضی از دوستان نیز بهمین دلیل بر من خرده بگیرند. باید بگویم که تلخی بعضی از حقایق (به زعم من) چیزی از ضرورت تذکر و تکرار آن حقایق نمی کاهد. بعضی حرفها را باید گفت؛ با صدای بلند هم باید گفت. حتی اگر برای بعضی از دوستان و خودی ها خوشایند نباشد و برای دشمنان شادی آفرین باشد.

*****

چند روز قبل که گزارش تلویزیون درباره مسیح علینژاد و خبر حمله به وی در متروی لندن را دیدم، اولین چیزی که نظرم را جلب کرد، صراحت گزارشگر تلویزیون در به تصویر کشیدن صحنه ای شنیع و زشت بود. یادم نمی آید در گذشته تلویزیون در موارد مشابه اینچنین بی پروا و صریح حرمت مخاطبان را زیر پا بگذارد. برای من اولین بار بود که می شنیدم تلویزیون از چنین الفاظی استفاده کرده و اینچنین بی محابا صحنه را به تصویر کشیده است!

خاطرم هست که در گذشته زمانی که تلویزیون می خواست از عمل زشت سربازان آمریکایی در عراق و افغانستان خبر بدهد، هیچگاه از لفظ “تجاوز” استفاده نمی کرد و حداکثر از عبارت “هتک حرمت” برای تشریح تعرض سرباز آمریکایی به زنان عراقی و افغانی استفاده می نمود. و حالا در کمال تعجب می دیدم که گزارشگر تلویزیون به سادگی می گوید فلانی فلان دارو را مصرف کرده، در مکان عمومی لخت شده و جلوی چشم پسرش، سه نفر به او تجاوز کرده اند! همینقدر صریح، همینقدر زشت و همینقدر بی پروا.

جابجا کردن واژه ها، زیرپا گذاشتن حرمت ها، پرده دری و بی توجهی به حیا و شانیت مخاطبان، همه و همه مسائل “جدی” رسانه ای هستند. شاید در یک موقعیت برای له کردن شخصیت یک نفر مناسب باشند اما اثری که از بین بردن حرمت مخاطب توسط رسانه در ذهن مردم می گذارد کاملا جدی است و زدودن آن به این سادگی نیست. آنهم در رسانه ای که هیچگونه مرزبندی و طبقه بندی برای مخاطبینش ندارد و خبرنویس آن از خود نمی پرسد که آیا امکان ندارد در این لحظه کودکی پای تلویزیون نشسته باشد و از والدینش بپرسد “تجاوز سه نفره به زنی که لخت شده یعنی چه؟!”

*****

آنچه اسلام را بعنوان کاملترین دین و آیین زندگی از سایر مکاتب متمایز می کند، توجه به روشها (در کنار اهداف) و اتخاذ بهترین روش است. آیین رسول الله به پیروانش اجازه نمی دهد برای مقابله با پدیده های شیطانی به هر روشی متوسل شوند. نمی شود مسلمان بود و با بی حیایی به جنگ بی حیایی رفت. کسی که ارزشی برای حیا و عفاف و حجاب قائل نیست و با استفاده از ابزار مختلف و تحت لوای “آزادی یواشکی” (که به زعم من یک تعبیر دم دستی پوچ و بی محتواست) علم مخالفت با حجاب را برافراشته حتما به جنگ ارزش های الهی رفته است. اما شکی نیست که مبارزه با این اقدام ضددینی و سیاسی بسیار مهمتر از تخطئه و تخریب مبدع این اقدام است. مقابله با کاری که فلان شخص انجام داده و کمپینی که راه انداخته مهمتر از کوبیدن خود آن شخص است. انفعال در مواجهه با این اتفاق شوم فرهنگی مجوزی برای تخریب و تخطئه اشخاص مبدع و درگیر در این پدیده، آن هم با روش های نامشروع و غیرقابل قبول نیست.

کسانی که دغدغه فرهنگی و دینی دارند باید فکری به حال واکنش های منفعلانه و سکوت بیجای خود در جای جای این نبرد فرهنگی بنمایند. جای تاسف است که بعد از گذشت هفته ها از شروع کمپین نامشروع تشویق به بی حجابی، دوستان خودی بجای آنکه فکری بحال مقابله فعالانه و صحیح با این کمپین (و در شکل کلان تر، مسئله بدحجابی و بی حجابی در سطح جامعه) بکنند حالا شروع به کوبیدن فلان شخص کرده و از تجاوز یک نفره و چند نفره به وی خبر می دهند و او را با “پری بلنده” مقایسه می کنند!

*****

فرض کنیم همه این اخبار و الفاظ درست باشد. فرض کنیم واقعا چنین اتفاقی برای آن شخص در متروی لندن رخ داده باشد و او حقیقتا مصداق تعبیر رکیک آقایان بوده باشد. خب که چه؟ دوستان رسالتشان را در افشا و مقابله با کمپین فیس بوکی دعوت به بی حجابی (و خود بی حجابی) انجام داده اند؟ یا نسخه شفابخشی برای مقابله با بدحجابی و بی حجابی در جامعه ارائه کرده اند؟ توانسته اند از رخ نمایی کمپین مذکور در فضای مجازی کم کنند؟ چیزی از انفعال دوستان و خودی ها و جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی کم شده؟!

آیا فرصتی که هتاکی بزرگان و رفقای ما به آن شخص و همقطارانش برای مظلوم نمایی، جلب توجه و تفاخر داده اند قابل انکار است؟ کار به جایی رسیده که خبرنگار فارسی زبان رسانه ی وزارت خارجه انگلستان در تفسیر عبارت “باهتوهم” از آن حدیث نبوی قلم می فرساید و از فلان عالم و بهمان خطیب جمعه فکت و سند می آورد و تفسیر می نویسد و فریاد می زند که پیامبر به پیروانش اجازه داده به مخالفینشان تهمت و بهتان بزنند!

به زعم حقیر، این قبیل واکنش های نابخردانه و نامربوط نتیجه سالها مدیریت “فیلتری” فرهنگ است. دوستان اگر کمی زحمت بکشند و برای مقابله با پدیده های جدید و جذاب (و در مواقعی نامشروع) فرهنگی وقت بگذارند و فکر کنند و قبل از هرچیز به فکر فیلتر کردن و پاک نمودن صورت مسئله نباشند، در مقابل چنین کمپین هایی غافلگیر نمی شوند. باید به این حقیقت تلخ اشاره کرد که دهن به دهن شدن فلان مجری سابق و فعال فرهنگی حزب الهی با مبتکر (یا بهتر بگویم، کارگزار) کمپین آزادی های یواشکی، آنهم به این صورت که در این چند روز در فضای مجازی راه افتاده یک خسران بزرگ و اتفاق غم انگیز برای جبهه خودی هاست.

مدیریت “فیلتری” و افتادن کار بدست انسان های کوته فکر و غیرمبتکر و نمونه های فیلترپرست فرهنگی، دشمن پیشبرد فرهنگ انقلابی و اسلامی است. انقلابیون فیلترپرست جنگجویانی هستند که در میانه ی جنگ، به فکر عافیت خودشان هستند و بجای مقابله صحیح و اصولی و بموقع با حملات دشمن و حتی حمله به مواضع جبهه معاند، صرفا سنگرهایشان را قوی تر می کنند تا خودشان در امان بمانند! اینها فیلتر می کنند تا فکر نکنند، تا زحمت نکشند، تا طراحی و خلاقیت بخرج ندهند. و نتیجه این سبک مدیریتی آن است که در محیطی مانند فیس بوک که به زعم آقایان “فیلتر” شده و مثلا جامعه از آسیب های آن در امان مانده(!) کمپینی راه میفتد و تشکیلات و دستگاه آقایان را به “چه کنم” وا می دارد و بعد از چند هفته از کشکولشان خبری منتشر می کنند که در فلان جای متروی لندن فلان اتفاق افتاده و … !

شخصا معتقدم عافیت طلب ترین دسته از دوستان انقلابی، حامیان فیلترینگ (اعم از مدیران و فعالان عادی فضای مجازی) هستند. اینها هیچ گاه مسئولیت خود در انفعال جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در فضای مجازی را نمی پذیرند و با فیلتر کردن ظاهری شبکه های مجازی، محیط های اینچنینی را دودستی تقدیم به ضد انقلاب و معاندین و دشمنان فرهنگی انقلاب می سپارند. راه افتادن کمپین های اینچنینی و واکنش منفعلانه جبهه انقلاب اسلامی نتیجه مستقیم گل بخودی عافیت طلبان فیلترپرست است.

دوستان انقلابی و دغدغه مند مطمئن باشند با اثبات و انعکاس تجاوز سه نفره به فلان شخص در پیش چشمان فرزند او و قیاس وی با پری بلنده و “فاحشه” خواندن او ذره ای از انفعال این دوستان در واکنش به ابتکارات جدید دشمن در عرصه فرهنگ کاسته نخواهد شد.


2 Comments for this entry

  • مرتضی

    ممنون بابت پستی که دادید.
    اما بنظرم هر چقدر هم واکنش خودی ها به این موضوع قابل نقد و انتقاد هم باشه،نقد شما به خودی ها منصفانه نبود،منظورم به مغلطه هایی که کردید بود.
    بله شاید بخشی از نقدهایی که شما کردید صحیح باشه اما نباید فلانی رو مظلوم جلوه بدیم. باید مشخص باشه دقیقا” به چی اعتراض داریم و چی رو نقد میکنیم.
    اگر در هر موضوعی مخصوصا” موضوعات کوچک نقد خودمون رو ابراز کنیم بهتر از این هست که در برخی موارد زیاده روی کنیم.

  • مریم

    آزادگی که پشت این سطور پنهان هست به خوبی حس می شه.. چقدر جای این نگاه همچنان خالی هست..

Leave a Reply