در مورد ماجرای «انتصاب حمید ابوطالبی به عنوان نماینده جدید ایران در سازمان ملل» من حق را به آمریکا می‌دهم!

، ۱۷ فروردین ۱۳۹۳

شاید در یکی از نادرترین نوشته‌هایی که از من دیده و خواهید دید، نظرم همان باشد که در عنوان این مطلب آورده ام. اگر حمید ابوطالبی در بحران گروگانگیری دیپلمات‌های آمریکا (تسخیر لانهٔ جاسوسی) در سال ۱۳۵۸ شرکت داشته است، معرفی او برای حضور در مقر سازمان ملل در نیویورک، طبعا حساسیت برانگیز خواهد بود.

غرور ملی آمریکایی‌ها هنوز از آن ماجرا جریحه دار است و دیدن یکی از گروگانگیرها در قلب آمریکا، تازه کردن داغی قدیمی است.

با سابقه‌ی اندک اما کافی که از دیدگاه‌ها و عملکرد دولت یازدهم در حیطه‌ی سیاست خارجه در ذهن دارم، بعید به نظر می‌رسد که معرفی حمید ابوطالبی به قصد به چالش کشیدن آمریکا بوده باشد؛ بیشتر به ذهن متبادر می‌شود که یک بی نظمی یا بی‌مبالاتی اداری همراه با فراموشی تاریخی موجب این تصمیم بوده است.

(همینجا جا دارد که به حافظه‌ی تاریخی خوب سیاستمداران آمریکا در خصومت با ایران، احسنت گفت و بر +حافظه های ضعیف بعضی سیاستمداران ایرانی افسوس خورد.)

در پایان، عقب نشینی دولت آقای روحانی از این انتخاب و تغییر نماینده‌ی معرفی شده، محتمل‌تر از تسلیم آمریکا در این قضیه است و این اتفاق در صورت وقوع، برگ زرین (!) دیگری خواهد بود در کتاب فتح الفتوحات سیاست خارجه‌ی دولت تدبیر و اعتدال.

Hamid_Abutalebi
عکس از وب‌سایت انتخاب اخذ شده است: bit.ly/1jDhLPI


مطالب مرتبط (به روزرسانی شد):

کلیدواژه‌ها: ، ، ،


2 Comments for this entry

  • مصطفي نظرزاده

    حق دادن شما را درست نمي دانم.
    اگر اين شخص سفير ايران در آمريکا مي شد حرف شما درست بود ولي سازمان ملل متحد متعلق به آمريکا نيست که بخواهد در تعيين نمايندگان کشور ها دخالت کند آمريکا موظف است براي تمام کساني که به عنوان نماينده از سوي کشور ها فرستاده مي شوند رواديد و اجازه عبور و مرور در محدوده مشخص شده بدهد.
    اين بيشتر چالشي از سوي آمريکاست براي ايران که ببيند تدبير دولت اميد تسليم اين بهانه بني اسرائيلي و غير قانوني مي شود يا نه و مي دانيم که مي شود. افسوس

    • توحید عزیزی

      این پاسخ را در در انیجا نوشته بودم، فکر کنم در مورد نکته ی شما هم صدق می کند:
      https://plus.google.com/+%D8%AA%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2%DB%8C/posts/HbxybUMH3pd

      …باز می گردد به اصل ماجرا. یعنی اینکه هدف از معرفی نامبرده چه بوده است؟ و گفتم که با توجه به مشی سیاست خارجی دولت یازدهم که معتقد به نرمش و عادی سازی روابط با غرب است، معقول نمی نماید که با این حرکت خواسته باشد خلاف رویه ی 7-8 ماه گذشته، آمریکا را به چالش بکشد.
      بنا بر این با فرض اینکه معرفی این فرد با تایید «سران نظام» انجام شده (که با تعریف من از «سران» نظام، این فرض را قبول ندارم) این ماجرا دو حالت دارد:
      1- دولت با معرفی ابوطالبی، خلاف سیاست خارجی فعلیش (مبنی بر نرمش و عادی سازی روابط) عمل کرده و آمریکا را عامدانه به چالش کشیده است؛
      2- بی مبالاتی صورت گرفته و و با بی توجهی (یا با امید اینکه مساله ی گروگانگیری از طرف آمریکا فراموش شده باشد، یا از حساسیت افتاده باشد) این معرفی صورت گرفته است.
      من فرض دوم را محتملتر دانسته ام.
      اینکه ایران چه میزان بر روی این انتخاب پافشاری کند و در اصطلاح آمریکایی ها، آن را به جلو هول دهد، مشخص خواهد کرد که آیا فرض اول درست بوده است یا خیر.
      برای اینکه اگر دولت ایران هدفش به چالش کشیدن آمریکا بوده است، باید هم اکنون با استفاده از رسانه ها و با مصاحبه ها و بیانیه ها و اعلامیه های رسمی از طرف دستگاه دیپلماسی، تاکید کند که آمریکا موظف است روادید آقای ابوطالبی را صادر کند و از اینجور کارهای تبلیغاتی برای بهره بردای هر چه بیشتر (چیزی که تا امروز مشاهده نشده است).
      اگر هم فرض بنده (فرض دوم) درست باشد، دولت احتمالا کل قضیه را منکر خواهد شد و اعلام می کند که اصلا آقای ابوطالبی کاندید این ماجرا نبودند!
      آنوقت است که ماجرا دیگر «خنده دار» نیست. گریه دار است!

Leave a Reply