پزشکی

«نرخ مرگ و میر مادران» یک شاخص توسعه است!

، ۲۱ آذر ۱۳۹۲

سازمانی جهانی بهداشت (WHO)، شاخص «نرخ مرگ و میر مادران» (Maternal Mortality Rate) را اینگونه تعریف می کند: مرگ یک زن در دوران بارداری یا تا ۶ هفته پس از پایان بارداری (بدون توجه به طول مدت و جایگاه بارداری) به هر علتی که به خاطر بارداری تشدید شده باشد یا مربوط به اقدام‌های پزشکی ـ مامایی در بارداری باشد (۱).

اما نکته‌ی مهم این است که «نرخ مرگ و میر مادران» (MMR) فقط یک شاخص بهداشتی نیست! این شاخص آنقدر اهمیت دارد، که بانک جهانی آن را یکی از «شاخص‌های توسعه» به حساب می آورد (۲). علتش هم واضح است: کاهش MMR نشان دهنده‌ی وجود نظام پزشکی توسعه یافته، بیمارستان‌ها و زایشگاه‌های پیشرفته، جاده‌های گسترده، وجود آمبولانس‌ها در اقصا نقاط کشور، و غیره و غیره و از همه‌ی اینها مهمتر، دسترسی «همه‌ی مردم» به این امکانات است. هیچ کشوری نمی‌تواند با تنها ارتقای قسمتی از نظام بهداشتی (مثلا بیمارستان‌ها و زایشگاه‌های چند شهر بزرگ)، این شاخص را ارتقا بخشد.

در ایران، نرخ مرگ و میر مادران ۲۱ در ۱۰۰/۰۰۰ است (آمار مربوط به سال 2013). یعنی در هر صدهزار بارداری، ۲۱ مورد موجب مرگ زن باردار می‌شود. این رقم در قیاس با کشورهای اروپایی (۴-۶ در صدهزار) عدد خوبی نیست؛ با این حال باید توجه داشت که حتا در ایالات متحده‌ی آمریکا نیز، MMR مانند ایران  ۲۱ در ۱۰۰/۰۰۰ است (۳). دلایل مساوی بودن MMR در ایران و آمریکا، خارج از محدوده‌ی این نوشته است.

نکته‌ی مهم: ايران از نظر بهبود شاخص مرگ مادران باردار رتبه سوم دنيا را دارد (۴ و ۵).

نرخ مرگ و میر مادران در دوران بارداری در ایران Maternal Mortality Rate (MMR) in Iran

نرخ مرگ و میر مادران در دوران بارداری در ایران Maternal Mortality Rate (MMR) in Iran

 

محرک اصلی نوشته شدن این متن، نوشته ای از آقای +Mohammad Moeini بود (۶). در نوشته‌ای مرگ یک زائو در اهواز و درخواست یکی از نمایندگان مجلس خبرگان رهبری خوزستان برای توقف کاهش جمعیت را در کنار هم آورده و خواننده‌ی عوام را به این اشتباه می‌اندازد که اگر امکانات بهداشتی نیست، پس چرا تبلیغ افزایش جمعیت؟!

حمیدرضا صالحی (+Hamidreza Salehi) به طنز نوشته است که مهمترین عامل افزایش طلاق نیز افزایش ازدواج است!

بر همین وزن آیا می‌توان گفت بهترین راه کاهش مرگ و میر مادران در ایران، باردار نشدن است؟!

روشنگری در مورد این مغلطه، کار سختی نیست:

اولا ـ «نرخ» مرگ و میر مادران (MMR) باید مد نظر قرار گیرد نه «موارد» مرگ و میر! در نموداری که به این نوشته ضمیمه کرده ام، روند کاهش MMR در ایران پس از انقلاب اسلامی را مشاهده می‌کنید که بیانگر بهبود سریع این شاخص است.

ثانیا ـ مهمترین علت تغییر سیاست نظام برای افزایش جمعیت، بهبود توسعه‌ی کشور است. * بر این اساس، از آن جایی که MMR یک شاخص توسعه است، بهبود آن فقط با پیشرفت و توسعه ممکن می‌شود نه با توقف رشد جمعیت. به عبارت دیگر، کاهش جمعیت، لزوما به توسعه منجر نمی‌شود و بنابر این، لزوما به بهبود MMR – که یک شاخص توسعه است – منجر نخواهد شد.

_____________________________________
* در این نوشته قصد ندارم در مورد درستی یا نادرستی این فرض بنویسم که «افزایش جمعیت موجب پیشرفت و توسعه خواهد شد» (حقیقتش این است که خودم هم هنوز در مورد این فرضیه مطمئن نیستم!). فرایندهای اجتماعی ـ اقتصادی، به شدت چند عاملی (مولتی فاکتوریال) هستند و بسیاری اوقات از فرمول‌های ساده‌ی ریاضی که در ذهن ما هستند، تبیعیت نمی‌کنند. دست کم ما تجربه‌ی دیگر کشورهای صنعتی را داریم که هیچکدام در اوج توسعه و پیشرفت، رشد جمعیتی به کمی رشد جمعیت فعلی ایران نداشته اند!
این گفته‌ها از بزرگان اقتصاد دنیا نیز، قابل توجه است: تأثیر جمعیت بر اقتصاد
https://plus.google.com/u/0/100979543863804030648/posts/YPhSewRydCe
_____________________________________

۱- www.who.int/healthinfo/statistics/indmaternalmortality
۲- data.worldbank.org/indicator/SH.STA.MMRT
۳- http://1.usa.gov/1gZN3h7
۴- http://bit.ly/18CUcBF
۵- unfpa.org/public/home/news/pid/10730
۶- https://plus.google.com/105885241258375918436/posts/cGfvsENy9Kj

، ۲۱ آذر ۱۳۹۲
در گروه: اجتماعی, پزشکی

Leave a Comment :, , , , , , , more...

چرا پزشک ایرانی، شمای بیمار را آدم به حساب نمی‌آورد؟

، ۰۶ آذر ۱۳۹۲

bigstock-Mad-Surgeon-2923494-1024x682+Shahab Esf در کامنتها‌ی ذیل این پست [ bit.ly/1b290X0 ] نوشته بود:
…پزشکان ایرانی اساسا بیمار را «آدم» حساب نمی کنند که بخواهند توضیحی به او بدهند یا حتی گزینه های مختلف درمان و هزینه فایده های آن را برای بیمار شرح دهند.
این پزشکان انگلیس خبیث، لامصبا اینقدر برای مریض توضیح می دادند که حوصله مان سر می رفت گاهی! بعد جالب این که مکرر پیش می آمد می دیدی دکتر می رفت از کتابخانه یک کتاب از آن خیلی کلفت ها (!) که مشخصات همه داروهای عالم توش هست، برمی داشت مطالعه می کرد در مورد یک دارو قبل از تجویز. جلوی مریض! در این حد فروتن و انسان! اصلا هم کسی این را نشانه بیسوادی او نمی دانست.

پاسخ دادم: این مشکل پزشک نیست، مشکل سیستم درمان ماست. مقایسه ی پزشک شاغل در کشورهای صنعتی و پزشک ایرانی هم واقعا اشتباه است. چرا؟ بگذارید بجای صغرا کبرا کردن، 2 تا مثال ساده بیاورم.

1- من دخترم رو که ایران می بردم دکتر، یکی از بهترین فوق تخصص های نوزادان تحصیل کرده ی آمریکا، 11 هزارتومان ویزیت می گرفت (به پول اون موقع می شد حدود 4 – 5 تا پیتزا).
الان آمریکا دخترم رو می برم یک پزشک متخصص اطفال، 80 دلار از من می گیرد و چیزی حدود 120 دلار از بیمه. یعنی 200 دلار برای یک ویزیت. (به پول الان می شه چیزی حدود 15-16 تا پیتزا در آمریکا)
(واحد ها رو به پیتزا تبدیل می کنم که تفاوت رو حس کنید، چون اگه به دلار بگم، شما ممکن است  بگید که مخارج ایران که به دلار نیست! به هر چیز دیگه ای هم خواستید می تونم تبدیل کنم.)

2- توی بیمارستان دولتی، ویزیت اورژانس و یک عکس رادیولوژی قفسه سینه، با بیمه چیزی حدود 5-6 هزار تومان میشه، بدون بیمه، فکر کنم نهایتا -.40-50.- 20 تا 25 هزار تومان (با تشکر از +simin chegini ، قیمت ها تصحیح شد)
در آمریکا، ویزیت اورژانس و عکس رادیولوژی ساده چیزی در حدود 2500 دلار می شه! (بله صفرها درسته). حالا اگر بیمه داشته باشید، 500 دلارش رو خودتون می دید و بقیه رو بیمه. (لازمه 2500 دلار رو به پیتزا تبدیل کنم؟)

خب همین تفاوته که پدر من ـ که پزشک هستند ـ در ایران مجبوره روزی 80 تا بیمار ببینه، و مشخصه که فرصت نداره گزینه‌های درمانی و عوارض دارویی رو کامل براشون توضیح بده، اما همین ایشون اگر بیاند آمریکا، روزی 6-7 تا بیمار بیشتر نمی‌بییند و هم درامد بیشتری خواهند داشت (دلاری که مشخص است، ولی به نسبت پیتزا اگر حساب کنیم، بازهم دارمد بیشتری خواهند داشت) و هم بیماران راضی تر خواهند بود (چون وقت بسیار بیشتری برای هر یک از آنها صرف خواهد شد).

الان هم یک عده خشک مغز که اسلام را با عینک سوسیالیسم شوروی سابق می بینند، می خواهند حق ویزیت های مسخره و تعهدات ناچیز بیمه‌های درمانی را در ایران کمتر و محدودتر کنند، مثلا به خیال خودشان می خواهند به بیماران کمک کنند! در حالیکه در عمل حق بیمار را ضایع خواهند کرد. و وضع از این هم که هست، بدتر خواهد شد.
_____________________________________
پسنوشت:
متوسط درامد یک ایرانی در سال حدود ۷/۰۰۰ دلار و متوسط درامد یک آمریکایی حدود ۵۰/۰۰۰ دلار در سال است. (آمار بانک جهانی برای سال ۲۰۱۲)
بنابر این متوسط درامد سرانه ملی در آمریکا حدود ۷ برابر ایران است.
ویزیت رسمی یک پزشک عمومی در ایران حدود ۲ دلار  (۵۵۰۰ تومان) و در آمریکا حدود ۸۰ دلار است.
بنا بر این ویزیت پزشک عمومی در آمریکا حدودا ۴۰ برابر ویزیت پزشک عمومی در ایران است.
(البته لازم به ذکر است که در آمریکا،  تمام یا بیشتر از ۷۰-۸۰٪ ویزیت پزشک را بیمه پرداخت می کند.)

، ۰۶ آذر ۱۳۹۲
در گروه: اجتماعی, پزشکی

۲ Comments :, , more...

اعتصاب غذا – یک انسان چه مدت می‌تواند بدون غذا و فقط با نوشیدن آب زنده بماند؟

، ۱۴ فروردین ۱۳۹۲

این متن را مدتی قبل به صورت کامنت ذیل این مطلب (http://bit.ly/VHNsK8) نوشته بودم، دیدم بد نیست به عنوان یک پست مستقل بیاورم. #اعتصاب_غذا

ماهاتما گاندی در اعتصاب غذا

ماهاتما گاندی در اعتصاب غذا

مدت زمانی که انسان می تواند بدون خوردن غذا و فقط نوشیدن آب زنده بماند، به عوامل متعددی وابسته است و از فردی به فرد دیگر متفاوت است.

در مورد «گرسنگی کامل (توتال استارویشن)» به معنی اینکه فرد هیچ غذایی مصرف نکند و فقط آب بنوشد، گرداوری اطلاعات قابل اطمینان دشوار است. زیرا چنین شرایطی غالبا در «اعتصاب غذا»ی زندانیان واقع می شود که به طور مشخص از ابتدا تحت نظر کامل نیستند.

به هر حال می توان مواردی را در تاریخ یافت که تا حد زیادی معتبر هستند.

«مایکل پیل» در سرمقاله ی شماره 315 «بریتیش مدیکال ژورنال» (سال 97) در باره ی موارد مختلف اعتصاب غذا بحث کرده است. او از نظر پزشکی مواردی را که بین 28 تا 40 روز غذا نخورده اند، معرفی کرده است. در اکثر موارد اعتصاب غذا (به اجبار یا به اختیار فرد) شکسته شده است، اما تقریبا در تمامی موارد، مشکلات جدی در سلامت افراد اعتصاب کننده به وجود آمده بوده.

«کیرباس د» و همکاران در سال 2008 در مقاله ای در مجله ی «Ideggyogy Sz» در مورد زندانیانی صحبت کرده اند که بین 190 تا 366 روز در اعتصاب بوده اند، اما مشخصا اعتصاب هیچ کدام از آنها، کامل نبوده و از مواد خوراکی اندک و ویتامین استفاده می کرده اند.

ماهتما گاندی در سن 74 سالگی (8 می 1933)، اعتصاب غذایی کرد که 21 روز طول کشید. وی در این مدت فقط آب نوشید.

اعتصاب غذای «بابی ساندز» و 9 جمهوری خواه دیگر ایرلندی در سال 81 بین 46 تا 73 روز به طول انجامید که با مرگ آنها خاتمه یافت. گفته شده است زندانیان اعتصاب کرده در این مدت فقط آب و «نمک» استفاده می کردند.

کتاب گینس رکورد اعتصاب غذا را 94 روز ذکر کرده است که البته ظاهرا مورد قبول همه به ویژه پزشکان نیست.

از نظر پزشکی، زنده ماندن انسانی که الکترولیت های لازم را (به ویژه نمک) به مدت بیش از 3 تا 4 هفته دریافت نکند، حتا اگر آب بنوشد، امکان پذیر نیست.

از نظر فیزیولوژی، در یک فرد طبیعی، در روند گرسنگی شدید، پس از 3 هفته بدن اصطلاحا به خوردن خودش مشغول می شود. یعنی به تجزیه و استفاده از ماهیچه‌های خود مشغول می‌شود. در این شرایط سلول های عصبی و مغز نیز که تنها قادر به مصرف گلوکز (قند خون) هستند، مجبور به مصرف دیگر «درشت مغزی‌ها» مانند چربی و سپس پروتئین می شوند واختلال های عصبی در پی آن شایع است.

بسیاری از صدمات و اختلالات در گرسنگی بیش از 40 روز قابل برگشت نیست. یعنی حتا اگر اعتصاب کننده، اعتصاب غذا را بشکند، آثار منفی اعتصاب غذا بر روی دستگاه های داخلی وی خواهد ماند و حتا ممکن است کشنده باشد.

*پسنوشت: توجه کیند که بابی ساندز در سن 28 سالگی دست به اعتصاب غذا زد و در هنگام مرگ کور و کر شده بود (به علت گشنگی بسیار) و امکان حرکت نیز نداشت.

، ۱۴ فروردین ۱۳۹۲
در گروه: پزشکی, سیاسی

Leave a Comment : more...