فیلم

دیالوگی از پومپی (2014)

، ۱۰ خرداد ۱۳۹۳

میلو (کِلت): شنیده‌ام فردا آخرین مبارزه‌ی توست.
آتیکوس (گلادیاتور): درسته. بعد از اینکه تو رو بکشم، اونا آزادیم رو به من می‌دهند.
میلو: اونا این کار رو نمی‌کنند، نه تا وقتی که بازوت هنوز قوی است.
آتیکوس: آزادی، وعده‌ی رُم هست.
میلیو: تو بهشون اعتماد داری که به عهدشون وفا کنند؟
آتیکوس [پس از کمی درنگ]: من به قانونشون اعتماد دارم!
میلیو: برای یک گلادیاتور، فقط یک نوع آزادی وجود داره. وقتی توی اون میدون کشته بشی [با سر به کلوسئوم اشاره می‌کنه]، تصاحب نشده می‌میری. و اون وقته که توی چشم رُم تف می‌کنی.
آتیکوس: پس، این آینده‌ی توِه. البته تو یه برده می‌میری. ولی من نه. رُم فردا به خوبی به پیمانش عمل خواهد کرد. تو، متاسفانه، زنده نخواهی بود تا ببینی که من درست می‌گم.
میلیو: خیلی مطمئنی؟

دیالوگ فیلم پومپی (2014) imdb.com/title/tt1921064

پومپی 2014

پومپی 2014

، ۱۰ خرداد ۱۳۹۳
در گروه: فیلم

Leave a Comment more...

تاریخ و درام

، ۰۹ فروردین ۱۳۹۳

سوالی که همیشه با دیدن فیلم های تاریخی یا روایی که به دنبال روایت یک واقعه هستند برایم وجود داشته این است که آیا اساساً امکان دارد بتوان روایتی را بدون دست کاری اصل داستان و خوراندن عناصر دراماتیک برای ببیننده جذاب نمود؟

آیا اصلاً چنن قصه ای ارزش دیدن دارد؟ شاید فیلم سازها بگویند اسم این چیزی که شما میگویی فیلم مستند است نه فیلم سینمایی یا سریال . فیلم سینمایی بایدقصه داشته باشد. باید بیننده را بنشاند پای فیلم.
بیینده فیلم سینمایی میخواهد سرگرم شود نه اینکه از برخی وقایع حقیقی در قالب تصویر باخبر شود.
البته شاید چنین حرفی هم نزنند اما این مسئله که یک واقعه تاریخی به واسطه نیاز به جذابیت داستانی تحریف شود برایم آزار دهنده است.

تاریخ و درام– اینکه فیلم حضرت علی علیه السلام را ببینی و قطام شخصت اصلی فیلم باشد.
– اینکه مختار سقفی در یک دوئل حیرت انگیر وسترن حرمله را بکشد.
– اینکه مختار بر خلاف حوادث تاریخی چون ذهن بیننده امروزی نمیپسندد دشمنان را زنده در دیگ جوشان نیندازد
– اینکه قهرمانان داستان بر خلاف واقعیت همیشه سفید باشند و بدها همیشه سیاه.
– اینکه بعضی نویسنده های سعی میکنند برای باور پذیرتر شدن شخصیت خود کمی او را سیاه کنند.

 

مختار نامه- حرمله

حرمله – مختار نامه

در نهایت شخصیتی را میبینی که با اینکه ممکن است در زندگی اش مانند هر انسان دیگری ضعف هایی داشته باشد اما حتماً  ضعف هایش در آنچه در فیلم دیده ای نبوده است.
نکته مشترک همه این فیلمهای تاریخی هم این است که همیشه سازندگان توجیه هنرهای ساخت فیلم را برای تحریف خود کرده اند.
البته نمیخواهم نقد روش فیلم سازی کنم که اصلاً در حیطه سواد و تخصص من نیست. من از دید یک بیننده عادی حرف میزنم که بعد از دیدن برخی فیلم های همه تصاویر ذهنی اش بهم میریزد…
تصویر ذهنی ای که بر اساس واقعیات ساخته شده نه به دلیل عشق و محبت به یک شخصیت یا کاراکتر.
مثلاً در فیلم چ چمرانی که بر روی دیوار فرار دموکرات ها رو نظاره میکند به خاطر جذابیت فیلم سازی تبدیل میشود به فردی که با یوزی در زیر زمین کمین گرفته و فاتحه شهادت میخواند.
یا هلی کوپتری که واسطه تنگی جا با کوه برخورد کرده به واسطه تیر تک تیرانداز دشمن به سر خلبانش سقوط میکند.
یا هواپیمایی که حتی خود چمران دلیل اصلی سقوطش را نمیداند به واسطه تیراندازی کور کرها سقوط میکند.
یا رسوخ چمران از طریق تونل قدیمی زیر پاسگاه به میان کردها و … (در اینجاhttps://plus.google.com/u/0/102181544132855163516/posts/HY7VofLoYiK)

 

شهید اصغر وصالی - فلم چ

شهید اصغر وصالی – فیلم چ

احتمالاً فیلم شهید بابایی را هم خیلی هایمان دیده باشیم. آن روایت های کودکی شهید که پر واضح است ساخته تصورات نویسنده اند. کار جایی بیخ پیدا میکند که حادثه آنقدر مسجل و نقل شده است که تو برایت سوال میشود نویسنده و کارگردان به چه رویی چنین تحرف بزرگی انجام داده اند.
روایت دوران کودکی فلان شخصیت که واقعاً اطلاعات چندانی از آن در دسترس نیست خیلی ایرادی هم ندارد ولی روایت وارونه داستانی مانند حادثه کربلا با آن همه مبنای روایی محکم موجود خیلی غجیب است.
اگر برایتان سوال است در مورد چه حرف میزنم بهتراست فیلم رستاخیر را ببنید.
در مورد همین فیلم های تلویزیونی هم داستان چنان تفاوتی نمیکند. از قاضایای درام و عاشقانه زلیخا نسبت به حضرت یوسف علیه السلام …
زندگی زلیخا در عشق کور و طولانی تا زمان پیری و سرگردانی در کوچه و خیابان
البته معنای این حرف این نیست که نویسنده عمداً تحریف واقعیت کرده و یا اصلاً چه کسی میتواند تکذیب کند که اینگونه نبوه است؟ منظور این است  که حتی اگر فرضاً سندی دال بر وقوع اتفاقاتی نظیر عشق زلیخا به حضرت یوسف علیه السلام با آن جزئیات باشد طبیعتاً به اندازه یک سریال چند قسمتی چند ساعته نیست و بخش اعظمش هنرمندی نویسنده است.
به نظرم باید دید هدف از آن دستکاری ها چیست. هدف شاید در حرفی که نویسنده و کارگردان میخواهند با آن فیلم بزنند باشد.  شاید فرج الله سلحشور به دنبال رساندن پیغامی از زبان کاراکترها به بینندگان است. این خیلی هم هنرمندی است که پیغامت را از زبان کارکترهای فیلم برسانی .

شهاب حسینی در نقش شهید بابابی

شهاب حسینی در نقش شهید عباس بابایی


اما نه به قیمت اینکه شخصت حقیق کاراکتر تو از اساس تخریب شود.
دکتر چمران چریک در موقعیت یک فرمانده بشود ریش سفیدی که با وجود حضور 20 نفر آدم در صحنه خودش تکی یک گاری پر از مجروح را میکشد.
یا ضامن نارنجک را دیوانه وار کشیده و صحنه شلیک آر پی جی به همرزمانش را میبیند و همزمان در حال گپ فیلسوفانه زدن با رئیس کردهاست .
شاید ریشه همه این خراب کاریها در نوع آموزش فیلم سازهای برمیگردد. عموماً همگی هم از امریکا درس سینما خوانده اند و به نوعی تکنیک های هالیوودی میدانند.
این خاصیت فیلم سازهای ما نیست فیلم سازهای هالیوود خیلی بدتر وقایع را تحریف میکنند. از امثال فیلم 300 بگیر تا به نوح 2014 برسی …

شاید بهترین فیلمی که با پوسته روایی تاریخی دیدم فیلم در چشم باد بود . ازآنجایی که کارگردان به طور واضح از بستر فیلم و درام استفاده کرده بود تا حرفش را بزند. هیچ شخصیت واقعی را هم آنقدر دخیل فیلم نکرده بود تا کلاً واقعیت تحریف بشود. شخصیت های واقعی در فیلم گذری بودند.
داستان ساخته ذهن کارگردان بود اما جذاب و گیرا …

پ.ن : این متن را بعد از دیدن فیلم “چ ” (چمران – حاتمی کیا) نوشتم. با اینکه فیلم خیلی زیبا و تاثیر گذار بود ولی نه استان کاملاً داستان قائله پاوه بود و نه عرب نیا چمران …

، ۰۹ فروردین ۱۳۹۳
در گروه: اجتماعی, تاریخ, فیلم

۱ Comment :, , , , , , , , , , , , , , , , , , more...

سقوط کاخ سفید (2013) White House Down

، ۱۹ آبان ۱۳۹۲

توجه: این متن ماجرای فیلم را فاش نمی‌کند اما ایده‌ی اصلی آن را لو می‌دهد.

قبل از هر چیز، فیلم «سقوط کاخ سفید» را با فیلم «الیمپوس سقوط کرده است» (Olympus Has Fallen (2013 اشتباه نگیرید. هر دو فیلم تم مشترکی دارند و هر دو نیز در سال 2013 به نمایش در آمده اند. ولی با اینکه فیلم «المپوس سقوط کرده است» از بازیگران سرشناستر و تبلیغات گسترده‌تری استفاده کرده و بر انطباق فیلم بر مسایل فنی کاخ سفید بیشتر تاکید کرده است، فیلم «سقوط کاخ سفید» برای من دلچسبتر بود (با تمام کاستی هایش).

در این فیلم تشابه رئیس جمهور «سایر» (با بازی جیمی فاکس) و اوباما غیر قابل انکار است و فیلم مشخصا یک فیکشن در مورد رئیس جمهور فعلی آمریکاست.

در این فیلم به کرات به مساله‌ی هسته‌ای ایران اشاره می‌شود و موارد مرتبط دیگری به ایران نیز وجود دارد که به دلیل لو نرفتن فیلمنامه، از ذکر آن خودداری می کنم.

ژانر فیلم مشخصا اکشن است، اما فیلمنامه‌ی آن حول مساله‌ی خاورمیانه‌ی هسته‌ای است.

امیدوارم دوستان اکشن پسند از دیدنن فیلم لذت ببرند.

امتیاز من به فیلم:  7 از 10

White House Down (2013) on IMDb

 (2013) White House Down

، ۱۹ آبان ۱۳۹۲
در گروه: فیلم

Leave a Comment : more...

بیماری

، ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۲

همیشه از دیدن بیماری و رنج دیگران ناراحت میشم. مخصوصاً وقتی بیماری با بیماری صعب العلاج مثل سرطان رو می بینم. چند روز پیش تو همین استریم پلاس متوجه شدم یه دختر خانمی مثل خیلی دختر خانم های دیگه به بیماری سرطان مبتلاست …

عکسش رو تو پلاس گذاشته بودن. یه دختر خانمی که احتمالاً به خاطر شیمی درمانی موهاش ریخته بود . خب به نظرم کار جالبی میومد.شاید دوستاش یا خانوادش برای کمک بهش این کارو کرده بودن …
از ظاهر عکس هم مشخص بودن افراد مذهبی یا پایبند به شرعیات نیستن . ولی این مذهبی نبودن، متشرع نبودن یا اصلاً مسلمون نبودن دلیل نمیشد که اکثر ما نسبت به اون عکس و بیماری اون دختر بی تفاوت رد شیم …ناراحت کنندس.
لااقل آرزوی سلامتی کردیم براش. دعا کردیم براش. شاید بعضیا آرزو میکردن کاش شماره حسابی بود که تو اون لحظه اگه میتونن کمک مالی کنن.
یکی دو روز که گذشت یه پست دیگه دیدم. باز از یه حالت دیگه اون دختر . بعداً به نظرم رسید مشکل مالی ندارن اصلاً .. ظاهر عکسهای بیمارستان نشون میداد که خصوصی و مجهزه … منتها مشکل اصلی صعب العلاج بودن بیماریه که با هیچ پولی قابل حل نیست.
شاید بدونین اکثر سرطان ها درمان قطعی نداره. جدیداً با پا به عرصه گذاشتن علم سلول های بنیادی افراد میتونن از سلول های خودشون بانک سلول درست کنن .این بانک چند وقت یکبار تجدید میشه تا اگر خدای نکرده روزی فرد دچار مشکلی مثل بیماری سرطان شد با استفاده از سلول های خودش که یک دی ان ای دارن به درمانش کمک کنن … مثل تزریق مغز استخوان …
————-
مسئله این دختر خانم از اونجایی برام جالب بود که فکر میکردم بابا این همه بیمار سرطانی و خاص … چرا ایشون اینقدر مهم شدن؟ با اینکه حتی مسئله مالی هم نیست … خب ما جکار میتونیم بکنیم غیر دعا؟
اما همه اینها به کنار … امروز پستی دیدم با عکس زیر و یه متن در همین مورد … یکی از جملاتش این بود“اين ويديو در نوع خودش بى نظير هست و “تنها” پيامش اطلاع رسانى در رابطه با بيمارى سرطان خون و چگونگى انجام پيوند مغز استخوان هست”

Shahrzad Journey
من هنوز ویدئو رو ندیدم . احتمالاً هم نخواهم دید. چون پیغامی رو که فیلم میخواد (شما بخونید نمیخواد)برسونه رو از نظر اطلاعات عمومی و مطالعات ازش آگاهی نسبی دارم …
درسته کارشناس رسانه نیستم، ولی همون چهارتا مقاله و فیلم تبلیغاتی ای که دیدم بهم فهمونده که استفاده از هر فردی در هر ویدئویی پیغام خاص خودش رو داره …مخصوصاً کنار هم قرار گرفتن دو نفر. هیچی اتفاقی نیست
مثلاً شاید شما هم بخواید یک پیغام تبلیغاتی برای جانبازان بسازید از پرویز پرستویی استفاده کنید به جای رضا کیانیان …

پ.ن : بدون دیدن ویدئو قضاوت نمیکنم ولی این روش تبلیغات (با تجربه مشاهده نمونه های مادر) تنها هدفی که نداره حرف زدن در مورد موضوعیه که به نظر میرسه …
پ.ن 2 : با آرزوی سلامتی برای همه بیماران عالم …
پ.ن 3 : ویدئویی احتمالاً با موضوع ظاهری مبارزه با سرطان و آشنایی با پیوند مغز استخوان و سلول های بنیادی …

، ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۲
در گروه: اجتماعی, سیاسی, فیلم

Leave a Comment :, , , , , , more...

مستند بی.بی.سی در مورد موسی کوسا و روابط پنهان دستگاه‌های اطلاعاتی انگلیس و لیبی در دوران حکومت قذافی

، ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۲

موسی کوسا در جوانیپیشنهاد می‌کنم، این مستند 25 دقیقه‌ای بی.بی.سی در مورد موسی کوسا و روابط پنهان دستگاه‌های اطلاعاتی انگلیس و لیبی در دوران حکومت قذافی را ببینید.

و از این پس اگر مسوولی از انگلیس در مورد حمایت از حقوق بشر و مخالفت با شکنجه‌ی انسان‌ها، سخنی گفت، فقط لبخند بزنید!

دانلود از دراپ‌باکس (153 مگابایت): http://bit.ly/moussakoussa

دانلود مستقیم: لینک

، ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۲
در گروه: تاریخ, سیاسی, فیلم

Leave a Comment :, , , , more...

سه روز کوندور

، ۲۰ آذر ۱۳۹۱

فیلم سه روز  کوندور (کرکس) (1354)، Three Days of the Condor, 1975

تازه این فیلم نسبتا قدیمی را دیده ام. جزو فیلم‌های «باید دید» طبقه بندیش می کنم. دیالوگ‌های فوق العاده ای دارد. سه نمونه را می آورم.

رابرت ردفورد (در نقش جوزف ترنر، کارمند سیا): ما برنامه‌ای داریم که خاور میانه رو اشغال کنیم؟
کلیف رابرتسون (در نقش هیگینز، مسوول سیا): دیوونه شدی؟
رابرت ردفورد: من دیوونه‌م؟
کلیف رابرتسون: ببین…
رابرت ردفورد (عصبانی): برنامه‌ای داریم؟
کلیف رابرتسون: نه. به هیچ وجه! ما بازی داریم. همش همینه. ما بازی می‌کنیم: چه می‌شه اگه…؟ چند نفر…؟ خرجش چقدر می‌شه…؟ آیا راه کم خرج‌تری هست تا یک رژیم رو بی‌ثبات کنیم؟ اینها چیزیه که ما حقوق می‌گیریم تا انجامش بدیم.

من خودم رو به «چرا» علاقمند نمی‌کنم. بیشتر  فکر می‌کنم که «چه زمانی»، بعضی وقت‌ها «کجا»، و همیشه «چقدر».
ـ مکس فون سیدوو (در نقش یوبرت، آدمکش) به رابرت ردفورد (در نقش جوزف ترنر، کارمند سیا)

 

اینجوری اتفاق می افته. داری راه می‌ری. شاید اولین روز آفتابی توی بهار. و یه ماشین کنارت آروم می‌کنه، و درش وا می‌شه، و یکی که می‌شناسیش، و حتا بهش اعتماد هم داری، از ماشین پیاده می‌شه. لبخند می‌زنه، یه لبخند زیبا. ولی درِ ماشین رو باز می‌ذاره و بهت پیشنهاد می‌کنه که سوارت کنه.
ـ مکس فون سیدوو (در نقش یوبرت، آدمکش) به رابرت ردفورد (در نقش جوزف ترنر، کارمند سیا)
سه روز کوندور

Three Days of the Condor (1975) on IMDb

، ۲۰ آذر ۱۳۹۱
در گروه: فیلم

۲ Comments :, , more...

هنر شکست خوردن از دشمن فرضی

، ۰۶ اسفند ۱۳۹۰

جدایی نادر از سیمینفرصتی دست داد تا فیلم جدایی نادر از سیمین(۱) را ببینم. در پایان فیلم متوجه شدم که بعضی از ما چه استعداد عجیبی داریم در اینکه یک دشمن فرضی برای خودمان به وجود آوریم، با این دشمن فرضی، نبرد کنیم، و در نهایت از آن دشمن فرضی شکست بخورم!

این متن، نقد فیلم جدایی نادر از سیمین نیست، نقد عملکرد بعضی از ماست نسبت به این فیلم.

فیلم در مورد چیست؟ در مورد رفتن یا ماندن در ایران؟ خیر! این فیلم راجع به «دروغ گفتن یا دروغ نگفتن» است. همانند فیلم «درباره ی الی»(۲).

«دروغ» یکی از گناهان کبیره است که کمتر گناهی در اسلام و ادیان الهی به اندازه ی آن مذمت شده است. همچینین «دروغ» بدترین یا یکی از بدترین رذایل اخلاقی بشر است. همین که فیلم سازی در تقبیح «دروغ» و معضلات ناشی از «دروغ گفتن» فیلمی بسازد، قابل تقدیر است. حال آنکه فیلم از نظر فیلمنامه و بازی بازیگران نیز در سطح قابل قبولی است.

آیا فیلم چهره ی غیر واقعی از ایران و ایرانی ها نشان داده است؟ خیر!

آیا فیلم به مذهب یا عقیده ای توهین کرده است؟ خیر!

آیا فیلم چهره ای سیاه از ایران نشان داده است؟ تقریبا خیر!

قبل ای اینکه مرا متهم کنید به نفهمیدن منظور فیلم، باید بگوییم که بنده تمامی این مطالب را خوانده و دیده ام:

ـ تبلیغ بهائیت در جدایی نادر از سیمین! (۳)
ـ در «جدایی نادر از سیمین» سیاه‌‌نمایی درون کشور و غرب‌پرستی افراطی حاکم است (۴)
ـ «جدایی نادر از سیمین» دولتی ترین فیلم ضدایرانی است (۵)
ـ مستند- جدایی نادر از سیمین (۶)
ـ مسعود فراستی: “جدایی نادر از سیمین” فیلم خوبی نبود! (۷)

من کسی هستم که ـ متاسفانه یا خوشبختانه ـ زیاد فیلم می بینم. شاید هفته ای ۲ تا ۴ فیلم ببینم. و دست کم به عنوان یک بیننده ی حرفه ای فیلم می توانم بگویم فیلم «جدایی نادر از سیمین» فیلم سیاهی نیست. فیلمی نیست که برای سیاه نمایی ایران و مردم ایران ساخته شده باشد. و حتا فیلمی است که بیننده را به فرک فرو می برد.

گفتم که این نوشته نقد فیلم نیست، نقد ماست. به نظر من بسیاری از افراد به اشتباه در دام کسانی افتادند که فیلم «جدایی نادر از سیمین» را فیلمی در مقابل جمهوری اسلامی یا حتا اسلام معرفی کردند و رقابت نابخردانه ای میان آن فیلم و فیلم «اخراجی ها» شایع ساختند (که احتمال دستیابی به منافع اقتصادی از ایجاد این رقابت کاذب هم، دور از ذهن نیست). اما چطور می توان پذیرفت فیلمی ضد نظام جمهوری اسلامی یا ضد اسلام باشد و در جشنواره ی فجر، نیمی از جوایز را نصیب خودش کند؟ آیا داوران فیلم جشنواره فجر همگی ضد انقلاب و ضد اسلام بودند و از فیلم هم سررشته ای نداشتند و نفهمیده اند که این فیلم ضد انقلاب یا ضد اسلام است؟! چنین نیست. من حتا می خواهم بگویم فیلم «جدایی نادر از سیمین» یک فیلم اسلامی است! زیرا این فیلم به تقبیح دروغ می پردازد؛ گناه کبیره ای که شاید تنها «کفر» در حد رذالت آن باشد.

و اگر اهل فیلم باشید و فیلم های دیگری از ایران را که گاه گاه جوایز مهم و غیر مهم خارجی را دریافت کرده اند دیده باشید، اذعان خواهید کرد که فیلم «جدایی نادر از سیمین»، بی شک بهترین فیلم مطرح ایرانی بعد از «بچه های آسمان»ِ مجید مجیدی(۸) در سطح جهانی است. چرا بی دلیل این فیلم را تخریب کنیم؟

نکته ی دیگر رفتار «اصغر فرهادی»(۹) در مراسم گلدن گلاب است(۱۰). شاید اصغر فرهادی طبق تعریف شما، «مذهبی» نباشد. اما بی شک مسلمان است و ایرانی. و صحبت های او در هنگام دریافت جایزه ی بهترین فیلم گلدن گلاب، نه ضد حکومت ایران بود و نه ضد اسلام. او گفت: «…ایرانیان، مردمی صلح جو و بسیار دوست داشتنی هستند.»(۱۱) که به نظر من سخنی است که در این زمانه به نفع ایران است.

به عنوان یک مسلمان، یک ایرانی، و یک طرفدار نظام مقدس جمهوری اسلامی، آرزو می کنم که فیلم اصغر فرهادی هر دو جایزه ی «بهترین فیلم خارجی» و «بهترین فیلمنامه ی اصلی» را از مراسم اسکار ۲۰۱۲ دریافت کند. (۱۲)

منابع

  1. http://www.imdb.com/title/tt1832382/
  2. http://www.imdb.com/title/tt1360860/
  3. http://iusnews.ir/?pageid=142280
  4. http://rajanews.com/Detail.asp?id=118021
  5. http://www.rajanews.com/detail.asp?id=115124
  6. http://raztv.ir/video+zygchqppwv
  7. http://raztv.ir/video+zygchqppwv
  8. http://www.imdb.com/title/tt0118849/
  9. www.asgharfarhadi.com
  10. http://youtu.be/KS5wkmgf6vQ
  11. http://www.cnn.com/2012/02/20/opinion/anderson-iranian-film/index.html
  12. http://oscar.go.com/nominees#foreign-language-film

، ۰۶ اسفند ۱۳۹۰
در گروه: سیاسی, فیلم

Leave a Comment :, more...