اقتصادی

اسلام انحرافی، بسیجی انحرافی

، ۲۳ اسفند ۱۳۹۱

پست میهمان از حمیدرضا صالحی، آدرس مطلب اصلی

توضیح ضروری: به نظر می‌رسد در متن اشکالی درباره مفسدین اقتصادی وجود دارد. مطلب به رسم حفظ امانت بدون هیچ تغییر نقل شده و توضیحات تکمیلی به صورت پانوشت ذکر شده است.

مقدمه
روزهای پس از انتخابات سال 88 بود که عده ای از معترضین به نتیجه انتخابات (و عده ای آشوبگر مخلوط با آنها) شعار میدادند “بسیجی واقعی، همّت بود و باکری” .این شعار برای من مصداق عبارت “کلمه الحق یراد بها الباطل” (کمله حقی که با آن اراده به باطل شود) بود.
طبیعی است، همه قبول دارند بسیجی واقعی، بسیجی با ایمان، بسیجی مورد نظر و مطلوب امثال شهید همت و باکری بودند…
اما چرا اراده به باطل؟ خب شاید نام بردن از این دو شهید بزرگوار به طور خاص به دلیل مواضع خانوده های ایشان در سال 88 بود، البته در کنار آن تضعیف بسیج و بسیجی امروز به دلیل زاویه داشتن با سیاست های گروه شکست خرده در انتخابات. یعنی منظور معرفی بسیجی واقعی نبود ، بلکه اعلام دروغی بودن بسیجی های امروز بود…
البته در کنار همه این مسائل رفتار بعضی بسیجی نماها (آنهایی که رسماً بسیجی هستند ولی عملاً و اخلاقاً هیچ رابطه ای با بسیج ندارند) باعث شده بود این شعار در ذهن عده ای از مردم پررنگ شود …

لزوم خود انتقادی و مبارزه با فساد درونی
یکی از مسائلی که در کشور ما به طور خاص وجود داشته سواستفاده از نام دین و شعائر مذهبی برای رسیدن به اهداف و منافع فردی و گروهی بوده است . البته این مسئله کاملاً طبیعی است …
افراد فاسد به دنبال قدرت هستند و امروز قدرت در طرفداری از مذهب است (به دلیل بافت فکری، فرهنگی و حکومتی کشور ما)، شاید در کشور دیگری قدرت در طرفداری از کفر باشد…
به دنبال چنین وضعیتی عده ای از فرصت طلب ها جذب گروه ها و مشاغل مذهبی شدند . البته عده ای هم در ابتدا نیت خیر و متعالی داشتند، اما به مرور به واسطه طعم شیرین وجهه عمومی ، قدرت کاذب و یا استفاده فردی از امکانات سازمانی خود (با توجیهات شرعی) به مرور و به صورت نرم دچار انحراف و تغییر عقیده شدند (البته به طور سربسته به نظر میرسد این مسئله حتی تا بالاترین جایگاه های مدیریتی کشور نیز پیش رفته . از نماینده مجلس گفته تا شاید رئیس جمهور)…

مطلب زیر سخنان ابوالفضل گلزاری،مدیرعامل شرکت شرکت خط و ابنیه راه‌آهن (تراورس) که به جرم مشارکت در پرداخت رشوه به مبلغ ۶۳۶ هزار یورو و تحصیل مال از طریق نامشروع به مبلغ ۷۰۰ میلیون تومان در جلسه هشتم دادگاه فساد بزرگ مالی محاکمه شد است:

“کار شرکت تراورس نگهداری، نوسازی و بازسازی خطوط ریلی و تولید تراورس بتونی بود. در پنج سالی که من در این شرکت حضور داشتم یک نیرو هم کم نکردیم و همیشه افزایش تولید داشتیم. افتخار دارم که انحصار بازسازی خطوط ریلی را در این مدت شکستم و مناقصه پروژه بندرعباس ـ شیراز را در اوج سلامت به عنوان یک بسیجی به سرانجام رساندم.”
….
پشت صحنه قرارداد امضا شده برای واگذاری پروژه دو طبقه کردن رامسر به نور، آقای «م» بود. آمدند یک تفاهم نامه امضا کردند و به مه آفرید گفتند اگر خط ابنیه را بگیرید این امتیازات را به تو می دهیم. من بچه کربلای پنج بودم. از کجا می دانستم یک روز در دادگاه رسیدگی به فساد مالی حضور می یابم؟

من از خاوری سربلند ترم زیرا امروز در اینجا قرار گرفته و از خودم دفاع می کنم . برادرم از من پرسید که آیا پسرت را به جلسه دادگاه بیاورم و من گفتم بیاور تا ببیند که پدرش لقمه حرام نخورده است.

یا بخشی از سخنان شاپور رهنمای ذکاوت، مديرکل طرح و برنامه و بودجه وزارت راه و ترابري که به جرم اختلاس و دریافت رشوه به 10 سال حبس، 74 ضربه شلاق، انفصال دایم از خدمات دولتی محکوم شد:

“…. من به خاطر اينكه دوستم يعني «ش.ب» فرزند شهيد بود و به خاطر حفظ حرمت خانواده شهدا ابتدا نخواستم او را درگير و گرفتار اين ماجرا كنم. 266 هزار دلاری که در اتومبیل من گذاشتند را به ریاضی كه فوت كرده دادم. از 300 ميليون تومانی هم که گرفتم ابتدا يك منزل در سه راه آذري براي يك خانواده بي‌بضاعت خريدم…”

اجازه بدهید بیش از این ادامه ندهم ، احتمالاً همین مقدار برای درک اصل مطلب کافی باشد. البته اگر در کنار همه این مسائل نامه آقای زیبا کلام به رئیس قوه قضائیه (اینجا : http://www.qudsonline.ir/NSite/FullStory/News/?Id=106895 ) را مطالعه کنید، بهتر اصل حرف مرا متوجه میشوید.
واقعاً اگر دقت کنیم متوجه می شویم که بسیاری از افرادی که در این فساد بزرگ نقش داشته اند چه بسا خدمات بزرگی به کشور انجام داده باشند (در راس آنها آقای خسروی) ، اما آیا این دلیل بر فساد میشود؟

این افراد عموم این خدمات را از طریق فساد ، باند بازی ، مزایده ها و مناقصه های صوری، پارتی بازی و رانت خواری انجام داده اند . یعنی پروژه هایی که قانوناً باید در رقابتی سالم در بین شرکتهای خصوصی پخش میشد به طرز خاصی فقط به عده ای خاص رسیده است. طبیعتاً تمام این پروژه ها منشا خدمت به کشور بوده و هستند. اما آیا میشود به صرف خودی بودن یا هماهنگی فکری داشتن چنین تبعیض و فسادی را پذیرفت؟
نکته جالب تر آن است که این فقط یکی از فساد های افشا شده در کشور ماست و کسی که حداقل آشنایی با کارهای تولیدی و شرکتهای خصوصی داشته باشد متوجه میشود که این فساد ریشه ای بس عمیق تر و مستحکم تر دارد . پروژه های دولتی و ملی عموماً به طور خاص در اختیار طرفداران و همفکران گروه حاکم (به طور خاص قوه مجریه) هستند.
بهتر که نگاه میکنیم انگار آقای احمدی نژاد دچار همان وضعیتی شده که میخواست با آن مبارزه کند.
عبارت نمی گذارند احمدی نژاد کار کند را زیاد شنیده اید. اما روزی نیست که خبری از فساد مالی یا انحرافات فکری (که این نوشتار قصد پرداختن به آن را ندارد) در اطرافیان رئیس جمهور نشنویم … من نمی خواهم رئیس جمهور را متهم کنم که حقاً هم این چنین به نظر نمیرسد اما شیوه مدیریتی ایشان راه را برای اعمال نفوذ و قدرت اطرافیان فاسد ایشان باز کرده است …
همین تفکر که ما صرفاً میخواهیم کار پیش برود (به هر قیمتی) خود منشا فساد است. با این توجیه که فلان شخص یا گروه بهتر میتواند پروژه ها را اداره کند پس نیازی به مزایده و مناقصه نیست و به طور مستقیم پروژه را به او میدهیم …
نتیجه آن همین بدهکاران بزرگ بانکی میشود که هر روز شخص رئیس جمهور اعلام میکند اما نام آنها را به قوه قضائیه اعلام نمی کند. چرا؟ چون این بدهکاران زاییده خود دولت محترم (و ایضاً دولت های قبلی) هستند. دولت ترجیح میدهد با توافق و گفت و گو پول رفته شده از جیب مردم و بیت المال را برگرداند …
ریشه این مشکلات همان باند بازی و گروه بازی اولیه بوده است … برای آشنایی بیشتر با ابعاد این مسئله بهتر است به نام تازه آشنای پدیده شاندیز فکر کنیم.. نامی که در طول چهار سال از هیچ به اوج رسید تا جایی که توانسته یک مجموعه در ابعاد شهر در مشهد و کیش راه اندازی کند (اکثر همایش های دولت در سالن های همین گروه برگزار میشود. به خصوص در کیش)…
واقعاً کدام سرمایه دای از راه حلال و قانونی میتواند در این مدت کم چنین سرمایه ای را جذب کند؟ (البته صرفاً اعلام جرم و اتهام نمیکنم چه اینکه شاید به صورت استثنا بشود .. اما انگار این استثنا هم از همین دست مسائل باشد)

پایان کلام
مهمترین مسئله ای که به اسلام، تشیع ، مذهب ، بسیج و هر چیزی که رنگ و بوی دینی دارد ضربه میزند همین مسائل است … افرادی که با لباس دین و بسیج و غیره دست به فساد های مختلف (مخصوصاً) اقتصادی میزنند …
راه مبارزه با فساد شعار نیست. باید از مجراهای اصلی و قانونی کشور با آن برخورد شود … شکستن قانون غلط نیز عین فساد است . رئیس جمهور محترم در این مدت نشان داده اند که چندان اعتقادی به پیگیری فساد از طریق مجرای قانونی آن (قوه قضائیه) ندارند و ترجیح میدهند افکار عمومی را صرفاً با حرف درگیر این مسائل کنند.
شاید بهتر باشد به بلوغی برسیم تا فردی را انتخاب کنیم که شعار و منش و عمل او اصلاحات اصولی باشد. اصلاح امور و مبارزه با فساد از مجرای صحیح و قانونی آن.. طبیعتاً ضعف های قانونی در همین مسیر شناخته میشوند و قانون اصلاح خواهد شد …
چه بسا از همین مجرا باشد که بتوان بسیجی واقعی را از دروغین شناخت ..

مقام معظم رهبری:

“این فکر غلط باید از ذهنهای دیگران بیرون رود که بسیجی کسی است که مقررات را رعایت نمی‌کند؛ برعکس، آن کسی بسیجی‌تر است که مقررات را بیشتر رعایت می‌کند؛ به خاطر آن‌که این فرد بیشتر از همه برای نظام دل می‌سوزاند و مقررات، لوازم قطعی اداره‌ی درست نظام است.” (6/4/68)

“بسیج سیاسى است، اما سیاست‌زده نیست، سیاسى‌کار نیست، جناحى نیست؛ بسیج مجاهد است، اما بى‌انضباط نیست، افراطى نیست؛ بسیج عمیقاً متدین و متعبد است، اما متحجر نیست، خرافى نیست؛ بسیج بابصیرت است، اما از خود راضى نیست؛ بسیج اهل جذب است – گفته‌ایم جذب حداکثرى – اما اهل تسامح در اصول نیست؛ بسیج غیور است، پاسدار خطوط فاصل است؛ بسیج طرفدار علم است، اما علم‌زده نیست؛ بسیج متخلق به اخلاق اسلامى است، اما ریاکار نیست؛ بسیج در کار آبادکردن دنیاست، اما خود اهل دنیا نیست. این شد یک فرهنگ. فرهنگ بسیجى یعنى آن مجموعه‌ى معرفت‌ها و روش‌ها و منش‌هایى که می‌تواند مجموعه‌هاى عظیمى را در ملت به وجود بیاورد که تضمین‌کننده‌ى حرکت مستقیم و پایدار اسلامى آن ملت باشند. این یک تفکر است؛ در ذهن هم نیست، در خارج و در عینیت وجود دارد.”(6/9/1390)

=====
پ.ن:
مشروح جلسه هشتم و نهم دادگاه فساد بزرگ مالی : http://www.jahannews.com/vdcg339xwak9un4.rpra.html
نقدی بر نامه زیباکلام: http://alef.ir/vdcjhyevauqeoaz.fsfu.html?180797
پاسخ زیبا کلام به نقد نامه اش: http://alef.ir/vdcjhvevvuqeo8z.fsfu.html?181291

توضیح عصر وارثین:

پ.ن. 1
در مورد ارائه فهرست مفسدین اقتصادی توسط دولت شبهه‌ای وجود دارد که نتیجه‌گیری مطلب را نیز تحت تأثیر قرار داده است. مطلب به رسم امانتداری به طور کامل نقل شده، اما ذکر توضیح به منظور اجتناب از ایراد اتهام به دولت ضروری به نظر می‌رسد. در ذیل، برخی از تیترهای اخبار مربوط به فهرست مفدسین اقتصادی به همراه لینک‌های مربوطه ذکر شده است.

فروردین 90 – محمود احمدی‌نژاد
رييس دولت اعلام کرد: اواخر سال 89 يک ليست 250 نفره از مفسدان اقتصادي را که در بخش هاي مختلف اقتصادي و بانکي، دست به اختلاس و سوء استفاده از بيت المال زده اند را تهيه کرده و براي پيگيري در اختيار قوه قضائيه قرار داده است.

22 فروردین 1390 – غلامحسین محسنی اژه‌ای
سخنگوی قوه قضاییه گفت: لیست 250 نفری متهمان به مفاسد اقتصادی که از سوی رئیس جمهوری به قوه قضاییه ارسال شده، برای بررسی و اقدامات قانونی به دادگستری ارجاع شد.

3 مرداد 1390 – محسنی اژه‌ای
دادستان تصریح کرد: بخشی از فهرست 250 ارائه داده شده از سوی رییس جمهور را کسانی تشکیل می دهند که مفسد اقتصادی نیستند، بلکه معوقات بانکی دارند. تعدادی هم می توان گفت که مفسد اقتصادی هستند که پرونده آنها در حال پیگیری است.

03 دی 1391 – آملی لاریجانی
دو سال است دادستانی کل کشور به بانک‌ها نامه زده است و از آنها درخواست کرده تا اسامی بدهکاران بانکی را معرفی کنند، گفت: این اتفاق هنوز هم نیفتاده و هر چند که ما می‌توانیم خود ما براساس اختیارات قانونی‌مان به این موضوع ورود پیدا کرده و آن را بررسی کنیم. رئیس‌جمهور می‌گویند نام 300 نفر که معوقات بانکی دارند در دست ایشان است در حالی که اولین جای که باید به آن نام دارندگان معوقات بانکی داده شود، دستگاه قضایی است.

https://goo.gl/iNfuk
https://goo.gl/sXiHd
https://goo.gl/wAEhM
https://goo.gl/L6v3a

پ.ن.2
در مورد پدیده شاندیز، سند یا منبعی که تأیید کننده فساد مالی در پروژه باشد ارائه نشده است.

، ۲۳ اسفند ۱۳۹۱
در گروه: اجتماعی, اقتصادی, سیاسی

دیدگاه‌ها برای اسلام انحرافی، بسیجی انحرافی بسته هستند :, , , , , more...

بی‌عدالتی در مثالی ساده

، ۱۴ اسفند ۱۳۹۱

فرض کنید در یک شرایط اقتصادی معین، هر نفر از ما هزار نفر خواننده این متن مبلغ ده هزار تومان در ماه گردش مالی داشته باشیم و در شرایط اقتصادی برابر نیازهای هم رو برطرف می‌کنیم. حالا در نظر بگیرید من محصول خودم رو که مورد نیاز همه شماست، مثلا آب، به دلیلی غیر از تلاش، ابتکار یا افزایش هزینه خرید، مثلا با تأخیر عمدی در عرضه آب به یک بهانه دروغ، روزانه یک تومان گرون‌تر بفروشم. در نگاه اول درآمد ماهانه هر یک از شما فقط سی تومان کمتر می‌شود. اما در عمل اتفاقات بسیار پیچیده‌تری پیش خواهد آمد.
از آنجا که وضعیت اقتصادی همه افراد در تعادل بوده، پس از این تغییر هر کسی ماهانه سی تومان باید از هزینه‌های خود بزند. با فرض این‌که افراد از هزینه خرید دستمال کاغذی کم کنند، تولیدکننده دستمال کاغذی ماهانه سی هزار تومان کمتر می‌فروشد. یعنی اگر محصولش رو صادر نکند، باید به خاک سیاه بنشیند! اگر فرض کنیم که خانواده‌ها از هزینه تحصیل فرزندان خود که یک امر بلندمدت هست کم کنند، ده سال بعد یک نسل سوخته داریم. در عمل کسری هزینه خانواده‌ها بین مخارج مختلف سرشکن شده و کمتر به چشم می‌آید. اما عمق واقعی فاجعه به دلیل وابستگی زنجیره‌ای فعالیتهای اقتصادی به یکدیگر بسیار بیشتر و بلندمدت‌تر خواهد بود.
حال جنبه دیگر ماجرا رو ببینیم. من به دلیل گران‌تر فروختن آب، ماهانه سی هزار تومان بیشتر از گذشته درآمد دارم، پس توان خرید بیشتری هم خواهم داشت. فرض کنید تصمیم بگیرم بخشی از این مبلغ رو برای مصرف بیشتر میوه و گوشت صرف کنم. میوه و گوشت تولیدی شهر ما برای سایر افراد کافی نبوده و قیمت آنها افزایش خواهد یافت. با فرض دو درصد افزایش قیمت میوه و گوشت و هزینه کرد ده درصدی خانواده‌ها برای این دو کالا، هر خانواده ماهانه بیست تومان بیشتر هزینه میوه و گوشت خواهد کرد. تا همین جا هر خانواده ماهانه پنجاه تومان از گران‌فروشی من متضرر شده است! اگر قصد کنم بخشی از درآمد اضافه رو به سرمایه تبدیل کنم، مثلا زمین یا مغازه بخرم، یا وام بدهم، دیگر هیچ یک از شما توان رقابت با منو نخواهید داشت. من قطعا بخشی از درآمد خود رو به آموزش بیشتر فرزندانم تخصیص خواهم داد که بهترین سرمایه‌گذاری بلندمدت است.
اما مهم‌تر از دو نکته بالا، آن است که همان عاملی که باعث شد امکان گرانفروشی برای من فراهم شود، هنوز در اختیار من است و در شرایط جدید محال است کسی بتواند این قدرت رو از دست من خارج کند. من می‌توانم برای درآمد بیشتر کارگر و برای دفاع از منافع خودم مزدور استخدام کنم. افراد متضرر از شرایط جدید برای تأمین نیاز حداقلی خود، حتی خانه منو نظافت می‌کنند. سایر افراد به من کالا یا سرویس بهتری می‌دهند. افراد صاحب نفوذ شهر قدرت‌شون رو در نزدیکی به من و تأمین منافع من خواهند دید.

و همه این تغییرات با یک فساد کوچک شروع شد. حقه کوچکی که امکان یک تومان گران‌فروشی منو فراهم کرد، با تقویت مالی من و تضعیف شما امکان ظلم و فساد بیشتری رو فراهم می‌کند. آن تغییر اولیه اگر ناشی از ظلم یا یک تصمیم نادرست مدیران جامعه باشد،، تبدیل به یک بی‌عدالتی بزرگ می‌شود. تنها راه مبارزه با سوءمدیریت و فساد ایجاد آگاهی و شفافیت و تحلیل دقیق گزاره هایپیشنهادی به عناوین مختلف – به ویژه آنها که به گوش شما خوشایند است – می‌باشد.
اسلام حتی در شرایط غیر از فساد و تبعیض به پیشگیری از بی‌عدالتی توجه می‌کند.مثلا حتی احترام بیشتر و سلام گرم‌تر به افراد ثروتمند یا ذی‌نفوذ رو در رده شرک و بت پرستی می‌داند؛ ربا رو جنگ با خدا اعلام می‌کند؛ و خمس و زکات رو بر مال راکد رو برای شکستن انحصار ثروت و قدرت واجب می‌کند (مشابه قانون ضدتراست در آمریکا!)

چنانچه حضرت امیر علیه السلام می‌فرماید، هیچ کاخی آباد نشد، جز این‌که صدها کوخ در کنار آن ویران شد. اگر کسی خانه شما را نظافت می‌کند، یقین بدانید در جامعه بی‌عدالتی هست.

#عدالت #عدالت_وانتخابات

 

تکمیلی:

  1. این بحث به عنوان یک تمثیل به کار رفته‌ است و لذا بسیاری از جزئیات در نظر گرفته نشده است.
  2. درست است که برخی دیگر از مردم شهر قیمت خودشان را اصلاح می‌کنند، اما به خاطر یک عامل انحصاری که من از آن بهره‌مند هستم، هیچ وقت نمی‌توانند روی دست من بزنند. همین افزایش قیمت توسط آنها باعث فشار بیشتر به عده‌ای دیگر می‌شود و در نهایت ضعیف‌ترین افراد فقیر و مستضعف می‌شوند.

، ۱۴ اسفند ۱۳۹۱
در گروه: اجتماعی, اقتصادی

۱ Comment :, more...

عدالت و ریاست جمهوری

، ۱۳ اسفند ۱۳۹۱

اگر بخواهیم تمامی خواسته‌های مردم ایران در انقلاب اسلامی را در یک کلمه خلاصه کنیم، آن کلمه چیزی جز عدالت نخواهد بود. ایرانیان از زمان مشروطه خواستار برقراری عدالت بوده‌اند، اما در همان گام اول خواسته اصلی آنها توسط برخی افراد به مطالبه مشروطیت تغییر یافت؛ تا بهمن 57 که مردم به رهبری امام خمینی با حذف استبداد یک گام اساسی به سمت عدالت برداشتند. با این حال پس از گذشت 34 سال از انقلاب ضداستبدادی، هنوز سطح عدالت در کشور ما به وضعیت قابل قبول نرسیده است.
در 16 سال اخیر، مردم ایران برای کاهش فساد و اجرای عدالت به دو رئیس جمهور متفاوت با وضع موجود رأی داده‌ند. این دو نفر دو دیدگاه مختلف نسبت به عدالت داشته‌اند، اما موفق به اجرای عدالت نشده‌اند. هنوز قشر مستضعف ایران با گرسنگی و بی‌کاری دست و پنجه نرم می‌کند، و قشر متوسط از تبعیض در دسترسی به امکانات می‌نالد. در 8 سال اخیر، احمدی‌نژاد اقدامات بسیاری انجام داده که خود آنها را در راستای اجرای عدالت می‌داند. همانگونه که خاتمی آزادی‌های سیاسی و جامعه مدنی خود را در راستای کاهش سوءمدیریت و کاهش فساد می‌دانست. اما آیا هر یک از این دو رئیس جمهور چقدر به رفع فساد و ایجاد عدالت دست یافته‌اند؟ می‌توان گفت که تقریبا هیچ کس نمیداند. هیچ کدام از ما واقعا نمی‌دانیم مسیرهای گسترش فساد چیست تا بتوان جلوی آنها را گرفت؟ آیا مفسدین برخوردار از قدرت و ثروت ساکت می‌نشینند تا ما دست آنها را قطع کنیم؟ با مدیران ضعیف و ضعیف‌النفسی که خود را بسیار آگاه و مجرب می‌دانند چه باید کرد؟
امسال نیز یک انتخابات ریاست جمهوری مهم در پیش است. احتمالا بسیاری از کاندیداها عدالت اقتصادی و رفع فساد را جزو برنامه‌های اصلی خود قرار دهند. اما به جرأت می‌توان گفت که کار جدی در مورد شناخت موارد عدم عدالت و راهکارهای پیاده‌سازی آن انجام نشده و احتمالا اکثریت برنامه‌ها در زمینه عدالت شعاری باشند. به نظر این جانب، بهترین راهکار این است که اولا ما خود را با عدالت و راهکارهای اجرای آن آشنا سازیم. همچنین، ایده‌های تئوری را با افراد صاحب‌فکر و آشنا با چم و خم اقتصاد و مدیریت کشور در میان گذاشته و چکش‌کاری کنیم. برای این امر، لازم است که عدالت تبدیل به یک مطالبه عمومی در انتخابات 1392 شود.
بر خلاف من و شما که می‌توانیم اعتراض خود به کندی سرعت اینترنت را در صدر اخبار صداوسیما قرار دهیم؛ کارگرانی که بیمه نیستند و حقوق حداقلی می‌گیرند و یا نمی‌گیرند صدای‌شان به هیچ جا نخواهد رسید. صفحه +عصر وارثین قصد دارد تا مجموعه گفتگوهایی با موضوع عدالت آغاز نماید. دوستان می‌توانند مطالب خود را نوشته و صفحه را منشن نمایند تا در این صفحه بازنشر شود.

تکمیلی:

تعریف عدم عدالت
به عنوان یک تعریف حداقلی در مورد عدالت، می‌توان دو جنبه عدم عدالت عمدی و عدم عدالت غیرعمدی را مشاهده کرد. عدم عدالت غیرعمدی، مانند مشکلات قانون کار فعلی و ساختار اقتصادی که زمینه ساز بروز تبعیض می‌شود. این جنبه از عدم عدالت را می‌توان سوءمدیریت نامید. جنبه دوم، عدم عدالت عمدی است. نام این جنبه را می‌توان ظلم و فساد نامید.
سوءمدیریت با توزیع نامناسب امکانات کشور باعث می‌شود که افرادی برخوردارتر – و بالتبع متوقع‌تر – و گروه دیگر کمتر برخوردار و محتاج کمک باشند. از سوی دیگر، فساد با ایجاد روابط شبکه‌ای با افراد برخوردار از قدرت و ثروت، تلاش می‌کند تا برخورداری خود را از امکانات و موقعیت‌های کشور افزایش دهد
در بسیاری موارد سوءمدیریت و فساد دست به دست یکدیگر داده و در کنار جهل مردم باعث می‌شود که عدالت یک آرمان دست نایافتنی گردد.

#عدالت #عدالت_وانتخابات

، ۱۳ اسفند ۱۳۹۱
در گروه: اجتماعی, اقتصادی, سیاسی

Leave a Comment :, , more...

تحلیل حضور احمدی‌نژاد در مجلس

، ۰۱ بهمن ۱۳۹۱

(این مطلب امتداد این بحث محسوب می‌شود)

به عقیده من، هفته گذشته احمدی‌نژاد به دو دلیل در مجلس حضور پیدا کرد:
1-    جنبه سیاسی: احمدی‌نژاد برای گذر کم‌تنش از مشکلات گذشته، نیاز داشت راهی در آینده پیدا کند.
2-    جنبه کاری: هدف دوم او، کسب موافقت مجلس برای بودجه جدید بود.

پیش از برگزاری جلسه، تحلیل‌های متفاوتی در مورد آن ارائه شده بود. عمده تحلیل‌ها حول این دو ایده می‌چرخید:
•    احمدی‌نژاد با گفتن “نگذاشتید” تقصیرات را بر گردن مجلس خواهد افکند و حداقل آنها را نیز شریک اشتباهات خواهد کرد.
•    احمدی‌نژاد قصد دارد تا مجلس را تحقیر کند و چالش بیشتری ایجاد نماید. او می‌خواهد با این کار مظلوم نمایی کرده و از جبهه انقلاب فاصله بگیرد تا رأی ناراضیان را جمع کند.

پس از برگزاری جلسه، تحلیل‌ها حول این محور می‌چرخید که:
•    احمدی‌نژاد قصد داشت که تا خود را پیشگام ایجاد تعامل بین مجلس و دولت نشان دهد.
•    احمدی‌‎نژاد به جای پذیرش و اصلاح اشتباهاتش، گنده‌گویی کرد/او قصد دارد کشور را به ویرانه تبدیل کند. او می‌خواهد با ارائه راهکارهای غیرعملی، از مخالفین امتیاز بگیرد/دولت بعدی را دچار تنش کند/مطالبات مردم را افزایش دهد/…
بزرگترین نماد به خطا رفتن دو تحلیل اول، همین است که پس از سخنرانی او منتقدین مجبور شدند تحلیل‌های دیگری ارائه دهند.
احمدی‌نژاد نه سخن از “نگذاشتند” زد، و نه تقصیری را به گردن دیگری افکند. او البته راه خود را درست دانست. حتی متن اصلی حرف او، یارانه 200 هزار تومانی نبود؛ احمدی‌نژاد پس از 7.5 سال مدیریت اجرایی، حرف از پیشنهادهایی جدید می‌زد.
احمدی‌نژاد در مجلس بسیار صمیمی و دوستانه صحبت کرد (چنانچه در مورد جلسه سؤال #پیشبینی کرده بودم)، اما در عین حال از مواضع خود پا پس نکشید.

تحلیل‌های بعد از سخنان احمدی‌نژاد متأسفانه دچار آشفتگی و نیت‌خوانی هستند. به خطا رفتن تحلیل‌های سیاسیون، مشکل مهمی است که در انتهای مطلب به آن خواهم پرداخت.
دلایل واقعی رفتن احمدی‌نژاد به مجلس چیست؟
به نظر من دلایل حضور داوطلبانه احمدی‌نژاد در مجلس عبارتند از:
1-    جنبه سیاسی: همه پیش‌بینی می‌کردند که احمدی نژاد خواهد گفت “نگذاشتند”، حرف از افزایش یارانه خواهد زد و بهانه‌ای برای تأخیر بودجه خواهد آورد.
اما احمدی‌نژاد به جای اینکه با نگاه به گذشته بگوید “نگذاشتند”، طرح برای آینده داد و درخواست کرد که “بیاید همکاری کنیم”. وقتی که به درستی راه خود ایمان دارید، نگاه به آینده بهترین راهکار برای گذر از مشکلات گذشته است.

امروزه می‌بینیم که مخالفین او قصد دارند به هر صورت که شده، احمدی‌نژاد را برای همیشه از چرخه قدرت خارج کنند. تحلیل‌های (مزخرف) بسیاری از اصولگرایان، اصلاح‌طلبان و مخالفین در مورد اینکه احمدی‌نژاد قصد رویارویی با رهبری یا نظام را دارد شنیده‌ایم.
اما احمدی‌نژاد نه یک ضدانقلاب است، و نه قصد “خروج از حاکمیت” به سبک اصلاح‌طلبان را دارد. او 4 طرح بزرگ ارائه داد و با رویی خوش و انرژی مثبت، مجلس را به همفکری در مورد آنها فراخواند. احمدی‌نژاد بلافاصله نمایندگان را دعوت کرد تا هفته آینده در مورد آن طرح اظهار نظر کنند. او با سبک رفتارش، و با انتخاب دقیق متن گفتارش، زیرآب عمده تخریب‌های سیاسی مخالفینش را زد. از این به بعد، هر اقدام تخریبی علیه او مانند تف سربالاست.
یک نتیجه جانبی سخنان رئیس جمهور آن است که اگر نمایندگان گذاشتند احمدی‌نژاد برای برنامه‌هایش تلاش کند، برنده رئیس جمهور خواهد بود و چالش‌ها کمتر خواهد شد. اگر هم نمایندگان مخالفت کردند، که مردم نتیجه لازم را خواهند گرفت.
احمدی‌نژاد نه فقط به دلیل زیرکی سیاسی، بلکه به دلیل اینکه بازی متفاوتی را انجام می‌دهد این روش را انتخاب کرد. این نتیجه (که عباس عبدی بعد از آن جلسه با مقاله “مجلس با نتیجه 10 بر صفر باخت” به آن اشاره کرد) صرفا یک دستآورد جنبی از هدف اصلی احمدی‌نژاد است. اگر تحلیل آقای عبدی دقیق بود، او باید می‌توانست که حرکت احمدی‌نژاد پیش از سخنرانی او پیش‌بینی کند.

2-    جنبه کاری: به نظر من با توجه به میزان تأخیر زیاد، محتمل است بودجه امسال یک بودجه متفاوت و انقلابی باشد.
احمدی نژاد با جلسه دیروز و نیز جلسه بعدی در هفته آینده، می‌خواست احتمال تصویب بودجه را افزایش دهد. سخنان او در مورد موافقت همه یا هیچ مجلس با بودجه (که با سخنان رهبری نیز انطباق داشت) در این راستا ارزیابی می‌شود.

از مهرماه امسال دولت مجبور شده که بودجه تصویب شده را برای نیمه دوم 91 به میزان 20 درصد کاهش دهد. این وضعیت برای سال دیگر با شدت بیشتری ادامه خواهد یافت. نتیجه این سیاست ریاضتی شدید، ممکن است شبیه آن چیزی باشد که در کشورهای اروپایی می‌بینید.
برای پیشگیری از تکرار مشکلات اروپا، احمدی‌نژاد قصد دارد تا با فرار رو به جلو، نقدینگی عظیم مردم را جایگزین بودجه کاهش یافته دولت نماید تا از فقر، بیکاری و رکود بیشتر پیشگیری کند.

من حتی احتمال می‌دهم که دولت دو نسخه بودجه تدوین کرده باشد: بودجه انقلابی، و بودجه سنتی؛ که در صورت مخالفت مجلس با بودجه انقلابی، بودجه دوم ارائه شود.

پشتوانه این تحلیل
چرا ادعا می‌کنم که این #تحلیل بهتر از تحلیل دیگران است؟
من پیش‌تر رویکرد کلی جلسه سؤال مجلس از احمدی‌نژاد را پیش‌بینی کرده بودم. به نظرم همان پیش‌بینی به نحوی بسیار مثبت‌تر در حضور داوطلبانه رئیس جمهور نمود پیدا کرد. (اینجا)
پیش‌بینی من این بود:
1-    احمدی‌نژاد بدون عقب نشینی از مواضعش، رفتاری قابل قبول و بدون تنش‌زایی خواهد داشت و به دستور رهبری برای عدم گسترش تنش‌ها پایبند خواهد بود. (#پیشبینی دوم)
2-    مخالفین او بدون توجه به سبک رفتار و متن کلام احمدی‌نژاد، تمام تلاش خود را برای ایجاد تنش و مخالفت به کار خواهند گرفت، و از سخنان رهبری “بخش احترام به آرامش کشور و خیانت بودن تنش‌آفرینی شنیده نشده و نخواهد شد.” (#پیشبینی تکمیلی)

چرا تحلیل‌های سیاسیون و ژورنالیست‌ها به خطا رفت؟
زیرا افراد سیاسی می‌خواهند بدون #شناخت احمدی‌نژاد و صرفا با ساده‌سازی و تخمین انگیزه‌هایش دستآوریزی برای پیروزی خود و حذف او پیدا کنند. قواعد بازی احمدی‌نژاد با سیاسیون سنتی تفاوت اساسی دارد، به همین دلیل رقیبان که قدرت پیش‌بینی حرکت‌های او را ندارند به شبیه‌سازی متوسل می‌شوند.
سیاسیون سنتی منافعی در ساختار سیاسی فعلی دارند. این منافع لزوما منافع مالی یا حتی فاسد نیست. منفعت اصلی آنها، آشنایی‌شان با قواعد سیاسی جاری است.

احمدی‌نژاد به دنبال مناسباتی جدید در ساختار سیاسی کشور است که بازیگران سیاسی بنا به قاعده “مقاومت نیروی انسانی در مقابل تغییر” آن را به “تلاش برای سرنگونی نظام” تعبیر می‌کنند.
حتی جدی‌ترین تحلیل‌گران و کنش‌گران منتقد نظام فعلی – افرادی مانند عباس عبدی یا حشمت‌الله طبرزدی – برای اصلاح وضع موجود، از ساختارهای غربی یا شرقی ایده می‌گرفتند. آنها نیز اعتبار فرمول‌هایی را که برای تحلیل یا تغییر ساختار فعلی طراحی کرده‌اند در معرض خطر می‌بینند.
تا زمانی که جریانی که احمدی‌نژاد آغازگر آن بود در جامعه غالب نشده، این مخالفت‌ها شدید خواهد بود.

پشت صحنه حضور احمدی‌نژاد
حضور احمدی نژاد پشت صحنه‌ای مهم‌تر از متن داشت که بنا به اصطلاح معمول، فقط یک احمدی‌نژادی قادر به درک آن خواهد بود.. علت اصلی آچمز شدن مخالفان اصولگرا و اصلح‌طلب همین نکته است. آنها که حضور او در مجلس را نتوانستند به درستی تحلیل کنند، حتی از درک این پشت صحنه نیز عاجز خواهند بود.
(اگر شما نیز قادر به درک آن بودید، به شما تبریک می‌گویم؛ شما یک احمدی‌نژادی هستید.)
نکته این است که احمدی‌نژاد می‌خواهد رقابت اصلی انتخابات آینده حول ایده‌های اصلی او در سال 84 باشد.
احمدی‌نژادِ 84 ایده‌ها و برنامه‌های بسیاری داشت، اما به دو دلیل نتوانست بخش اصلی آنها را اجرایی کند: اول اینکه او مجبور به اجرای برنامه‌های پنج ساله توسعه بود. دوم اینکه پیش‌نیازهای لازم برای آن ایده‌ها وجود نداشت.
او در این هفت سال ضمن پیگیری برنامه‌های دو رئیس‌جمهور گذشته، زیرساخت‌های برنامه‌های خود را آماده کرد: خودکفایی بنزین، گندم و سیمان، توسعه برق، جاده، زیرساخت الکترونیک بانکی، اصلاح مالیات، یارانه‌ای، ارزی و غیره. احمدی‌نژاد با یادآوری خاموشی‌های تابستان 84، به این واقعیت اشاره کرد.

احمدی‌نژاد تازه در سال 92 فرصت پیدا کرده که برنامه‌های اصلی خود را به عنوان یک روش نوین برای پیشبرد کشور مطرح کند. او می‌خواهد روش بومی توسعه ایرانی را آغاز کند: جنبه اقتصادی/مدیریتی #مکتب_ایرانی را!
او با سخن گفتن از تقلید برخی اقتصاددانان از مدل‌های کاپیتالیستی یا سوسیالیستی و عدم توانایی آنان در توسعه روش‌های بومی، به این موضوع اشاره کرد. (حقیقتی که توکلی با سخنان خام و نیاندیشیده خود، بر آن مهر تأیید زد)
با طرح مجدد این ایده‌ها، نفر بعدی – هر کسی که باشد – مجبور خواهد بود که این روش را تا مدتی ادامه دهد؛ چنانچه مدیران بعد از هاشمی مجبور به پیگیری روش او بودند.
اگر رویکرد احمدی‌نژاد نتیجه داد، نفرات آینده تا همیشه مجبور خواهند بود این روش‌های بومی را با انجام اصلاحاتی پی بگیرند.
حال این نفرات آینده ممکن است پوتین و چکمه باشند، و یا گالش و دمپایی ابری 🙂

محتوای سخنرانی هفته گذشته احمدی‌نژاد در مجلس، کاملا شبیه محتوای سخنرانی‌های تبلیغاتی سال 84 او در دانشگاه‌ها بود. رئیس جمهور، نوید بازگشت احمدی‌نژاد 84 را – این بار با زیرساخت‌هایی آماده – به حامیان 84ی خود داد.*
به افرادی که می‌خواهند تلاش کنند درک درست‌تری از احمدی‌نژاد به دست آورند، توصیه می‌کنم که ویدئوی سخنرانی او در دانشگاه صنعتی اصفهان را با دقت مرور کنند.
.
پانوشت: به زودی، من به احمدی‌نژادی بودن خود به خوبی خاتمه خواهم داد.

 

خبر تکمیلی: دیشب -91/11/3- دکتر حسینی وزیر اقتصاد در اواخر خبر 20:30 و از میان جلسه هیأت دولت یک گزارش زنده برای مردم ارائه داد:
1- جلسات مجلس و دولت تا تصویب بودجه ادامه خواهد داشت. هدف از این جلسه‌ها آن است که بودجه سال 91 برای فاز دوم هدفمندی و با همکاری دولت و مجلس طراحی و تصویب شود.
2- او در پاسخ به مجری خبر که پرسید “شنیده‌ام بودجه انقباضی است” گفت: با توجه شرایط خاص تحریم (بخوانید شرایط جنگی) قاعدتا مجبوریم بودجه را انقباضی ببندیم. اما چون فشار زیادی بر روی مردم ایجاد می‌کند، به دنبال راهکاری جایگزین هستیم. (نقل به مضمون)

نتیجه گیری در مورد تحلیل‌های سیاسیون با شما

، ۰۱ بهمن ۱۳۹۱
در گروه: اقتصادی, سیاسی

Leave a Comment :, more...

ارزش برابری ریال ایران و دلار آمریکا چیست؟

، ۳۰ دی ۱۳۹۱

نوسان قیمت دلار، حدود یک سال و سه ماه قبل شروع شد (نمودار 1) و بعد از بالا رفتن ناگهانی قیمت دلار در تابستان امسال (1391)، اختلاف نظرها بر سر قیمت واقعی دلار آمریکا بر حسب ریال بالا گرفت.

نمودار 1- نوسان قیمت دلار از تابستان 1390 تا پاییر 1391؛ (قرمز: نرخ بانک مرکزی؛ آبی: نرخ دلار در بازار آزاد؛ سبز: نرخ دلار رقابتی)

نمودار 1- نوسان قیمت دلار از تابستان 1390 تا پاییر 1391؛ (قرمز: نرخ بانک مرکزی؛ آبی: نرخ دلار در بازار آزاد؛ سبز: نرخ دلار رقابتی)

دولت ایران در سال 1380 ارزش برابری هر دلار آمریکا برابر ریال ایران را 8.000 ریال اعلام کرد. اگر اختلاف تورم ایران و آمریکا را به عنوان تنها عامل مداخله‌گر در نرخ برابری ارز در نظر بگیریم، قیمت فعلی دلار (فعلی = تابستان 1391) باید در حدود 33.600 ریال در نظر گرفته شود (نمودار 2).

نمودار 2- محاسبه‌ی تخمینی قیمت دلار بر اساس تفاوت میزان تورم در ایران و آمریکا از سال 2001 تا 2012 (آبی: اختلاف تورم در ایران و آمریکا؛ زرد: قیمت محاسبه شده مناسب برای دلار)

نمودار 2- محاسبه‌ی تخمینی قیمت دلار بر اساس تفاوت میزان تورم در ایران و آمریکا از سال 2001 تا 2012 (آبی: اختلاف تورم در ایران و آمریکا؛ زرد: قیمت محاسبه شده مناسب برای دلار)

اما روش بهتر برای تعیین قیمت دلار، تعدیل داده‌های قبلی بر حسب میزان کاهش صادرات نفت (به عنوان مهمترین منبع درامد) از کل میزان صادرات است. در این صورت قیمت دلار، امروزه باید چیزی در حدود 24.000 ریال باشد (نمودار 3).

نمودار 3- محاسبه‌ی تخمینی تعدیل شده‌ی قیمت دلار بر اساس تغییرات قیمت نفت و تورم از سال 2001 تا 2012 (آبی: اختلاف تعدیل شده؛ زرد: قیمت محاسبه شده مناسب برای دلار)

نمودار 3- محاسبه‌ی تخمینی تعدیل شده‌ی قیمت دلار بر اساس تغییرات قیمت نفت و تورم از سال 2001 تا 2012 (آبی: اختلاف تعدیل شده؛ زرد: قیمت محاسبه شده مناسب برای دلار)

به دلیل وجود متغیرهای مداخله‌گر فروان در این معادله، هیچ کدام از این روش‌ها برای تعیین قیمت دلار قطعی و بدون خطا نیست، اما پر واضح است که ارقام به دست آمده، از گمانه‌زنی‌های غیر علمی یا علمی ـ تخیلی(!) به واقعیت نزدیکتر است.

نمودار 4 نشان دهنده‌ی صادرات نفت (خط سبز) و درامد ایران از نفت (خط آبی) است. به طور کلی می‌توان گفت که درامد ایران از نفت هنوز هم از سال 1380، بالاتر است.

نمودار 4 - صادرات نفت (خط سبز) و درامد ایران از نفت (خط آبی) بین سال‌های 1980 تا 2012.

نمودار 4 – صادرات نفت (خط سبز) و درامد ایران از نفت (خط آبی) است بین سال‌های 1980 تا 2012.

اگر قیمت کنونی دلار بر حسب این اطلاعات در حد مطلوب، ثابت شود، می‌تواند به کاهش واردات و تسهیل صادرات غیر نفتی منجر گردد.

 


توضیح: مطالب و نمودارها مربوط به پژوهشی است که در شرکت مشاوره آتیه بهار انجام گرفته است. متاسفانه به دلیل قانون کپی رایت نمی‌توانم کل مقاله را در اینجا بیاورم.

نظرات در گوگل پلاس

، ۳۰ دی ۱۳۹۱
در گروه: اقتصادی

Leave a Comment :, more...