اقتصادی

نگاه انتقادی به صدا و سیمای ایران در مورد خریدهای نوروزی

، ۲۲ اسفند ۱۳۹۴

هیچوقت یادم نمیرود در هنگامه بحران شدید اقتصادی غرب، سرخط همیشگی اخبار صدا و سیما و تحلیل های روزنامه های حتی منتسب به اصولگرایان در ایران، در هنگام کریمس، این بود که مردم و خانواده ها در غرب به خاطر مشکلات اقتصادی شدید، نمیتوانند خرید مناسب یا زیاد داشته باشند و مثلا فلان درصد نسبت به سال قبل، خرید کریسمس مردم مغرب زمین کمتر شده است!

این مسئله وقتی هیجانی تر میشد که دو-سه ماه بعد از آن و درهنگامه نوروز خودمان، بخش های مهم خبری صدا و سیما بصورت افراطی و تعجب برانگیر، بهترین زمانهای خود را صرف گرفتن گزارش از شلوغی بازارها و مراکز خرید در سراسر ایران میکردند که ببینید مردم چقدر خرید میکنند. گزارش از پیر و جوان، زن و مرد، کودک و والدین و … همه شاد و خندان در حال خرید برای عید نوروز!

البته بعدا این مسئله برای من رمزگشایی شد! تفکر سرمایه داری و اقتصاد بازار به من و تو دیکته میکند که یکی از شاخصه های سلامت بازار و وضعیت اقتصادی جامعه، خرید تا خرخره(!)، بیش از حد نیاز(!)، همینجوری و دور همی(!)، چشم رو هم چشمی (البته این مخصوص ایران است بیشتر!)، در هنگام سال نو است. باید انقدر تقاضا و عطش خریدتان بالا باشد، تا سرمایه داران و تولیدی ها روی ماکزیمم منحنی های سود خود با بیشترین ظرفیت ممکن تولید کنند و … و همه اینها نشاندهنده پویایی اقتصاد شماست! و خوب از اینجا میتوان فهمید چرا صدا و سیمای ما و رزونامه های حتی منتسب به اصولگرایان در این زمین بازی میکنند!

اما اسلام چه میگوید؟ اوه ببخشید اصلا مگر اسلام هم در این زمینه ها حرفی دارد؟ یا شاید بهتر باشد اینگونه بگوییم: اصلا مگر اسلام هم حقی برای حرف زدن در این موارد دارد؟ یعنی تو (یوسف) میخواهی بگویی صدا و سیمای جمهوری اسلامی نمیفهمد و نمیداند اسلام چیست و چه میگوید؟

خدا را صد هزار مرتبه شاکرم که در محیط خانواده و مدرسه ای بزرگ شدم که به من اموختند قدم از قدم برندارم مگر ببینم اسلام چه میگوید. مطمئنم همه شما خانواده هایی را میشناسید که شرایط اقتصادی ایشان بقدری خراب است که توانایی خرید شب عید ندارند. اگر نمیشناسید که کلاهتان پس معرکه است! صدا و سیما بصورت افراطی نمایشی تهوع آور از خریدهای شب عید را نشان میدهد و تهییج ملت برای خرید بیشتر و بیشتر و من دلم برای پدر و مادری میسوزد که فرزندانشان برنامه های مختلف صدا و سیما را میبینند که در همه آنها بچه ها در حال تعریف خریدهای شب عیدشان هستند، یا دست در دست والدین رفته اند خرید، این بچه ها بصورت ناخودآگاه انتظار دارند و درخواست میکنند از والدین که ما هم میخواهیم، و من دلم پیش آن پدر و مادر است، برای خجالتی که باید از فرزندانشان بکشند؛ و چه چیز بدتر برای حاکمیت اسلامی از آه و خجالت والدین از فرزندشان برای عدم امکان برآورده کردن درخواستی به این کوچکی!

صدا و سیمای ما نمیداند که با فرهنگ این مردم دارد چه میکند. البته بهتر است بگویم کلا نظام اسلامی نمیداند. از طرفی میخواهد ایشان همه اسلامی تربیت شوند و از طرف دیگر در زمین اقتصادی بازار آزاد و سرمایه داری بازی میکند. و جمع نقیضین چه شود!

این مسئله در مورد خریدهای قبل از شروع سال تحصیلی هم صدق میکند. هنوز یادم نرفته معلم اجتماعی سال اول راهنمایی ما روز اول کلاسش به ما چه گفت (میشود حدود ۲۰ سال پیش!). رسم بر این بود که معلم هر درس در جلسه اول به بچه ها میگفت که برای آن سال دفتر چند برگ بگیرند؛ ۴۰، ۶۰، یا ۱۰۰. معلم اجتماعی ما جلسه اول گفت هیچ کس حق خریدن دفتر جدید ندارد، بروید و از برگه های سفید باقیمانده از دفاتر سال قبلتان یک دفتر ۴۰ برگ درست کنید، برایش جلد هم درست کنید با چیزهایی که در خانه دارید! هنوز که هنوز است آن دفتر را دارم و عشق بازی که با آن دفتر میکنم مطمئنم با هیچ دفتر طرح سوپرمن و فوتبالیستها نمیکردم! فکر نمیکنم بچه های امروزی اصلا این چیزها را درک بکنند!

خدا را شاکرم در فرهنگی بزرگ شدم که سعی مان بر این بود تا لباس/کفش یا وسیله ای نخریم مگر آنکه واقعا به آن نیاز داشته باشیم و یا لباس/کفش قبلی دیگر قابل استفاده نمی بود. این نه برای فقر یا خساست (که الحمدلله وضع مالی و زندگی مان خیلی خوب بود)، بلکه از روی آموزه های اصیل اسلامی نشأت گرفته میشد. این اصل زمان نمیشناسد، یعنی چون دم نوروز است حتما باید یک دست لباس نو بخریم با اینکه چندین دست لباس داریم که فقط یکبار تا به حال پوشیده ایم! یا شروع سال تحصیلی جدید است و حتما باید کیف جدیدی بخریم با اینکه کیف قبلی مشکلی ندارد! و …

کاش جمهوری اسلامی میدانست با فرهنگ مردم دارد چه میکند! کاش حوزه های علمیه و آخوندهای ما … وللش، ما را چه به بزرگان!!!

 

Motahhari-Norouz

بعد نوشت:

– بعد از انتشار این مطلب در شبکه های مجازی بازخوردهای زیادی گرفتم که در وقت مناسب در مورد آنها خواهم نوشت اما یکی از مهمترین آنها این بود که چرا بر روی روزنامه های منسوب به اصولگرایان تاکید داشته ام!؟

و اما پاسخ: دلیل آنکه از اصلاح طلبان چیزی نگفتم، یک پیش فرض است (شاید غیرمنصفانه)، که قاعدتا اصولگرایان بیش از اصلاح طلبان به نقش داشتن اسلام در تمام شئون زندگی مسلمانان اعتقاد دارند!!

 

 

، ۲۲ اسفند ۱۳۹۴
در گروه: اجتماعی, اقتصادی, خاطره

Leave a Comment more...

ایران و انگلیس: از تسخیر سفارت تا رابطه

، ۰۴ مرداد ۱۳۹۴

 #برجام_نوشت – بازخوانی مواضع سیاسیون در برهه‌های حساس سال‌های اخیر
چهار سال پیش در چنین روزی – البته توی پاییزشون – یک عده جوان در اعتراض به یک چیزی قرار بود جلوی سفارت انگلیس تجمع کنن. در این حین و بین، خودشون نفهمیدن چی شد که یک مینی‌بوس اون‌ها رو سوار کرد و به باغ قلهک منتقل کرد. بعد نفهمیدن چی شد که وارد سفارت انگلیس شدن. تن‌ها چیزی که متوجه شدن این بود که یک هو شعارها تند شد و ۲-۳ نفر بالا رفتن و بقیه هم د ِ برو.
Iran, Britain
سابقه داستان
پس از موش‌دوانی انگلیس در قضایای ۸۸ و نیز مذاکرات هسته‌ای، دولت دهم سیاست کاهش تنبیهی مبادلات تجاری از آن کشور را پیش گرفت. به صورتی که فقط از ۸۹ تا ۹۰ نزدیک به ۴۰٪ صادرات انگلیس به ایران کاهش پیدا کرد. این اقدام خیلی بی‌سر و صدا توسط وزارت صنایع (و نه وزارت خارجه) و با ارزیابی وابستگی‌های صنایع ایرانی پیگیری شد تا آن‌ها بتوانند زنجیره تأمین خود را جایگزین کنند.
http://kusarevelayat.parsiblog.com/Posts/3744در آذر ۱۳۹۰ – یعنی پس از ضربه کاری دولت به انگلیس – ناگهان مجلس به فکر مقابله با انگلیس افتاد و بدون مشورت با دولت طرح دو فوریتی قطع روابط با انگلیس را تصویب کرد. لاریجانی گفت: «کاهش رابطه اول راه است»؛ بروجردی گفت:‌«این روند باید در قبال دیگر کشورهایی که رفتاری مشابه انگلیس با ایران دارند نیز تکرار شود». ولایتی هم با این طرح موافقت کرد!
آن زمان کلا همه انقلابی بودند.خبر آنلاین جزو رسانه‌هایی بود که برای این طرح پیام بازرگانی پخش می‌کرد: ‌http://khabaronline.ir/detail/186761/Politics/parliament
و تیترهایش دولت را مخالف این اقدام انقلابی نشان می‌داد: «لاریجانی: انگلیس بداند که کاهش رابطه با آنها، تازه اول راه ایران است/مخالفت دولت با قطع رابطه اقتصادی با انگلیس»
http://www.khabaronline.ir/detail/186759/Politics/parliament
عجیب نیست که دولت ِ احمدی‌نژاد ِ کله‌شق با قطع دفعی رابطه اقتصادی با انگلیس مخالفت کرده بود!؟
این قطع دفعی روابط ضربه جدی به تولیدکنندگان و صادرکنندگان ایرانی وارد کرد. عدم توجه به همکاری برخی بانک‌های انگلیسی در دور زدن تحریم دلار هم ضربه دیگری به اقتصاد کشور زد و جزو عوامل افزایش قیمت دلار شد.
رویه مجلس را مقایسه کنید با رویه تدریجی آمریکا در کاهش مبادلات ایران به نحوی که شرکت‌ها فرصت جایگزینی بازار یا زنجیره تأمین خود را داشته باشند.و اینک حمله
تقریبا هم‌زمان با طرح فوریتی مجلس، قالیباف شهردار تهران مدعی غصبی بودن باغ قلهک و قطع ۳۰۰ اصله درخت در آن باغ شد.
هم‌زمان با بازی‌های باند رسانه‌ای همشهری و دو روز بعد از مصوبه مجلس، یک عده جوان جوگیر و نادان به سفارت انگلیس وارد شدند.
دانشجویان مدعی شدند که بجز با دستور رهبر سفارت را ترک نمی‌کنند. سردار رادان با حضور در جمع آن‌ها مدعی شد که او طبق دستور رهبر آن‌ها را از سفارت بیرون می‌کند.
http://shafaf.ir/fa/news/87346
http://shafaf.ir/fa/news/312682
اما علی لاریجانی و صادق لاریجانی از این اقدام حمایت کردند.
رئیس مجلس شورای اسلامی گفت: ‌حرکتی که تعدادی از دانشجویان در برابر سفارت انگلیس انجام دادند نمادی از افکار عمومی ملت ایران است. صادق لاریجانی گفت: حمله به سفارت خواست ملت بود.
emruznews.com/2011/11/post-8300.php
emruznews.com/2011/11/post-8302.php
«مجلس نیز پس از بازدید سفرای برخی کشورهای خارجی از باغ قلهک، خبر از بررسی طرحی سه فوریتی برای “تنبیه” این افراد داده است!»
http://www.roozonline.com/persian/archive/archivenews/news/article/-f6cab34fda.html
اما رهبر و رئیس جمهور علیه این واقعه موضع گرفتند
khabaronline.ir/detail/189214/Politics/government
http://ebrat.ir/?part=news&inc=news&id=46286
بعدها دانشجویان هم فهمیدند که بازی خورده اند: http://majmahezbollah.ir/?p=379بهرحال این اقدام باعث تغییر معادله‌های سیاسی شد:
۱- تصویر ایران از کشوری که ضربه دیپلماتیک به انگلیس وارد کرده تبدیل شد به کشور بی‌منطقی که به تعهدات بین‌المللی پایبند نیست.
۲- به جای ضربه اقتصادی به انگلیس، ایران موظف شد ۱ میلیون پوند خسارت به انگلیس پرداخت کند و همچنین صنایع ایرانی بدون فرصت جایگزینی زنجیره تأمین، مجبور به قطع مبادلات شدند.
۳- مشکلات بیشتری در راه دور زدن تحریم دلار پیش آمد که در افزایش قیمت دلار تأثیر داشت.ماه عسل
امروز نزدیک به ۴ سال از آن واقعه گذشته است. دولت عوض شده، و برجام عزت‌مندانه‌ای با آمریکا و انگلیس و سایر کشورهای قدرت‌مند امضا شده است. دولت فعلی به دنبال تنش‌زایی نیست و عقلانیت دیپلماتیک در همه رویه‌های سیاسی آن حضور جدی دارد!
این دولت، به شدت مورد حمایت آقای لاریجانی است، به نحوی که ایشان رأس امور دیروز را صرفا لایق اظهار نظر در مورد سیب‌زمینی می‌داند. دولت مورد حمایت آقای لاریجانی امروز به دنبال برقراری ارتباط با همان کشورهایی که آن زمان مجلس تهدید به تنبیه آن‌ها و قطع روابط سیاسی می‌کرد.
هم‌زمان وزیرخارجه، رئیس گروه دوستی پارلمانی ایران و انگلیس، و علاءالدین بروجردی در مورد لزوم برقراری رابطه با همان کشور استعمارگر انگلیس صحبت می‌کنند و آن را به نفع هر دو کشور می‌دانند
http://goo.gl/EOBz90
http://tik.ir/fa/news/95080
http://www.entekhab.ir/fa/news/175252
امروز دیگر خبرآنلاین هم رویه وارونه پیش گرفته برای ایجاد رابطه با انگلیس رپرتاژ آگهی می‌رود.
khabaronline.ir/detail/396496
و نکته جالب این که وزارت خارجه بریتانیا سطح هشدار خود برای سفر به ایران را در حالی تغییر داد که حامیان حمله آن روز به سفارت انگلیس در جایگاه‌های قبلی خود حضور دارند. «وزیر امور خارجه بریتانیا بخشی از دلیل این تغییر را “کاهش خصومت [با بریتانیا] در دولت رئیس جمهور روحانی” عنوان کرده است.»
http://www.bbc.com/persian/iran/2015/07/150725_l26_uk_travel_iran_advice_nulear_deal

پانوشت:
۱- به عمد از بررسی رویه‌های احمد توکلی اجتناب کردم.
۲- اگر اکانتم را حذف نکرده بودم، امروز می‌شد به پست‌های آن روز در مورد وقایع حمله به سفارت استناد کرد.
۳- چه حرصی می‌خورد قالیباف. چقدر از پاس‌های رسانه‌ای او را رقیب حقوق‌دانش گل کرد!
۴- کسی در مورد تلون در فضای سیاسی ایران مطلب نوشته بود؟
دیانت‌شان هم عین سیاست‌شان است!

، ۰۴ مرداد ۱۳۹۴
در گروه: اقتصادی, تاریخ, خاطره, سیاسی

Leave a Comment :, , , , , , , more...

دفاع دکتر توکلی از دولت اعتدال – آیا احمدی نژاد در حفظ سطح نقدینگی سه برابر روحانی بهتر عمل نکرد؟

، ۱۷ مهر ۱۳۹۳

م. آشنا – ۱۷ مهر ۱۳۹۳

۱- دکتر احمد توکلی، مرد همیشه منتقد مجلس که از دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی تا خاتمی مخالف سیاست‌های اقتصادی همه دولت‌ها بوده است و در دوران احمدی‌نژاد به اوج نقادی خود رسید، این بار مقاله زیر را در حمایت از دولت باسوادهای معتدل نوشته است:
http://alef.ir/vdcdzo0xfyt0ok6.2a2y.html?244501
مشاهده این دفاعیه از توکلی بسیار عجیب است، چون او ۸ سال به طور مداوم بر طبل تأثیر نقدینگی بر تورم کوبید و از روز آغازین دولت احمدی‌نژاد تا روز پایانی آن به انتقاد و انگ‌زنی مشغول بود. توکلی به قدری در این ۸ سال بدیهیات اقتصادی را تکذیب کرد که آن بدیهیات باورنکردنی شد. احمد توکلی در کنار عوامل رسانه‌ای هاشمی رفسنجانی مانند فؤاد صادقی و سهراب زند – نویسنده مشترک سایت‌های hashemirafsanjani.ir و alef.ir – هنوز همان رویه هشت سال گذشته را ادامه می‌دهد. اما این بار برای اولین بار مرد همیشه منتقد مجلس در نقش وکیل‌الدوله ظاهر شده و رگ گردنش از تحریفات منتقدین دولت بیرون زده.

در ادامه مطلب به برخی از ایرادات مقاله احمد توکلی و نیز تناقضات رفتاری او اشاره می‌کنم.

۲- پنهان‌سازی اعداد و مقایسه بر اساس اعداد بی‌ربط یکی از مهم‌ترین ابزارهای پروپاگاندا است. در مقاله احمد توکلی که برای دفاع از رشد نقدینگی بیشتر از ۳۰ درصدی در سال اول دولت اعتدال نوشته شده، بعضی اعداد پنهان شده اند. مثلا در مورد سال‌های احمدی‌نژاد ‘درصد رشد نقدینگی’ را نوشته؛ و در مورد سال اول روحانی، ‘حجم رشد نقدینگی’ را. همچنین، توکلی نمودار رشد نقدینگی سال‌های پیش از احمدی‌نژاد را در خود ذکر نکرده، که باعث می‌شود خواننده برای تشخیص موارد خاصی نیاز به جستجوی منابع دیگر داشته باشد. از جمله این موارد آن است که خواننده بخواهد روند رشد نقدینگی را در دو دولت خاتمی و احمدی‌نژاد و نیز با سال اول دولت روحانی مقایسه کند و صداقت انتقادات بی‌سابقه او در این ۸ سال را ارزیابی کنند.

نمودار ناقص رشد نقدینگی – نقل از سایت الف

۳- احمد توکلی در این مقاله خود به درستی مقایسه ‘حجم نقدینگی’ را غلط می‌داند، در صورتی که در ۸ سال گذشته هر روز در مجلس ‘حجم نقدینگی’ را به رخ می‌کشید و آن را مؤثر در تورم می‌دانست. در عین حال، او در مقابل لجن‌مالی مخالفین دولت قبل در همین زمینه سکوت می‌کرد. نمونه آن مقاله زیر (در کنار مقالات بسیار متعدد ولی مشابه) که ‘حجم نقدینگی کل’ را در دولت‌های متوالی مقایسه کرده و نتیجه می‌گیرد که احمدی‌نژاد ۸۵ درصد نقدینگی کل تاریخ انقلاب را ایجاد کرده!
http://www.eghtesadeiranonline.com/vdcdxn0x5yt0ss6.2a2y.html
و مقاله زیر که بدون مقایسه با دولت‌های قبل، رشد نقدینگی دولت احمدی‌نژاد (۶ برابر) را بسیار زیاد می‌داند http://www.khabaronline.ir/detail/267501/Economy/macroeconomics

حقیقت تلح ‘واقعیت’ این است که آن را می‌توان به صورت مشابه بر علیه همه دولت‌ها دست گرفت. اگر مقایسه حجم نقدینگی کل صحیح باشد، برای همه دولت‌ها صحیح است، و اگر استناد به رشد نقدینگی درست باشد، برای همه چنین است. اما گاه انسان‌ها خود را متولی مفاهیمی مثل ‘عدالت’ یا ‘تخصص اقتصادی’ می‌دانند، و در شرایط مشابه رفتارهای متضاد پیش می‌گیرند. این رفتار قطعا شایسته انتقاد است.

۴- گویا دکتر توکلی لای قرآن را باز کرده و خوانده که “يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ ۖ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ”. در ۸ سال گذشته شدت انتقادات دکتر توکلی به جایی رسید که رهبر در یک جلسه خصوصی انتقادات او را به ‘کینه’ تعبیر می‌کند؛ اما ایشان که خود را ولایت‌مدار می‌داند، رویه خود را تغییر نمی‌دهد. اما امروز – با ۴ سال تأخیر – خود را با تذکر رهبر انطباق می‌دهد و می‌نویسد: «از نظر سیاسی حفظ امید مردم و تقویت حداکثر وحدت ممکن در وضعیت کنونی بسیار اهمیت دارد، وقتی انتقاد بر اساس محکمی استوار نباشد، تلقی به کارشکنی می‌شود و چیزی جز دلسردی و بغض و عداوت نمی‌زاید. چیزی که قطعاً به سود دشمنان این ملت شریف است.»

یادآوری می‌کنم، آیا در سال ۸۸ مشابه همین دروغ‌پراکنی‌ها در مورد حجم نقدینگی و گم شدن ۱ میلیارد پول نفت و لکه دار کردن حیثیت علی کردان تأثیری بر از بین رفتن وحدت و کاهش امید مردم نداشت و باعث بغض و عداوت نشد؟ اما تولید و تکثیر ۵ میلیون نسخه سی‌دی ۹۰ سیاسی که مشابه همین ادعاهای سایت مشرق را بر علیه دولت احمدی‌نژاد تکرار کرده بود، کسی را به یاد آیات قرآن نیانداخت. هنوز هم تولید همین دروغٔ‌ها (از جمله کشف گونی‌های چک و بهره‌برداریّای چند صد میلیاردی احمدی‌نژاد و نزدیکانش از پول فروش نفت و مانند آن) دکتر توکلی را به یاد آیات قرآن نمی‌اندازد. شاید احمدی‌نژاد ‘لا اله الا الله’ی متفاوت با روحانی می‌گوید؛ وگرنه چیز باعث می‌شود که یک انتقاد غلط (در عین حال با ادبیات محترمانه) به دولت روحانی رگ غیرت دکتر توکلی را بجنباند؟

۵- جهت اطلاع بیشتر، در مورد پنهان‌کاری هدف‌مند احمد توکلی و مغالطه‌های گذشته او، چند لینک و رفرنس ذکر می‌کنم.
الف) اعداد افزایش نقدینگی در ۱۷ سال متوالی نشان می‌دهد که ضریب افزایش نقدینگی در دولت احمدی‌نژاد کمتر از دولت خاتمی بوده است. لینک زیر:
http://www.eghtesadeiranonline.com/vdcf1xd0jw6dvea.igiw.html

به جدول انتهای مطلب مراجعه کنید، خودتان ضریب افزایش نقدینگی در بازه‌های ۸ ساله محاسبه کنید. من اعداد جدول را به نمودار تبدیل کرده‌ام:

نمودار نرخ رشد نقدینگی در ۱۷ سال گذشته

نمودار نرخ رشد نقدینگی در ۱۷ سال گذشته

* بازه‌های هشت ساله: چون عدد مربوط به سال ۷۶ در جدول وجود ندارد، مجموع نقدینگی در سال ۸۵ را بر عدد سال ۷۷ و نقدینگی سال ۹۳ را بر عدد سال ۸۵ تقسیم کنید. با توجه به این که می‌توان نقدینگی سال اول را تحت تأثیر برنامه دولت قبل دانست، این بازه‌ها منطقی به نظر می‌رسد.
عدد محاسبه شده برای دولت خاتمی ۷.۹ برابر و برای دولت احمدی‌نژاد ۴.۹ دهم برابر است.
* اگر محاسبه بالا را نمی‌پذیرید (به خاطر نبود اعداد سال ۷۶ و نقص عدد سال ۹۳) می‌توانید نسبت‌ها را در بازه‌های ۷ ساله محاسبه کنید. (سال ۸۴ بر ۷۷ و ۹۲ بر ۸۵) این بار به اعداد ۵.۶۸ و ۴.۶۳ می‌رسید.
* اگر به اعداد نرخ رشد نقدینگی در دولت خاتمی توجه کنید، متوجه می‌شوید که سال اول دولت مقدار آن زیر ۲۰ بوده و به تدریج تا نزدیک ۳۵ افزایش یافته؛ اما در دولت احمدی‌نژاد نرخ رشد نقدینگی از ۳۵ شروع شده و تا نزدیک ۱۵ کاهش یافته؛ در دو سال ۸۸ و ۸۹ (وقایع ۸۸ و هدفمندی) مقداری بیشتر شده و صرفا در ۲ سال آخر و هم‌زمان با بحران تحریم‌ها دوباره به ۳۰ نزدیک شده. این کنترل نقدینگی در حالی بوده که دولت احمدی‌نژاد می‌توانست به جای کاهش بدهی‌های باقی مانده از دولت‌های خاتمی و هاشمی و پر کردن صندوق ذخیره ارزی، یک صندوق خالی به همراه بدهی‌های افزایش یافته تحویل دهد.

اما احمد توکلی که دکترای اقتصاد دارد و همیشه منتقد سیاست‌های سه دولت قبل بوده، هیچ وقت ترغیب نشد که سیاست‌های مدیریت نقدینگی دولت احمدی‌نژاد را نسبت به دولت‌ خاتمی تحسین کند.

امروز توکلی می‌پرسد که کدام سال احمدی‌نژاد را باید با سال اول روحانی مقایسه کرد. اما او – به لطف حذف اعداد از نمودار – مجبور نمی‌شود توضیح بدهد که در دولت خاتمی صرفا ۲ سال تورم زیر ۲۶ وجود داشته که آن هم سال‌های ابتدایی آن دولت و تحت تأثیر شکست سیاست تعدیل اقتصادی دولت قبل بوده است؛ اما در دولت احمدی‌نژاد ۴ سال رشد نقدینگی زیر ۲۶ بوده، و ۲ سال آخر آن تحت تأثیر سیاست‌های دولت قبل و ۲ سال آخر آن تحت تأثیر تحریم‌های کمرشکن به بالای ۲۶ رسیده است. حتی در سال ۸۹ که سیاست هدفمندی اجرا شده، رشد نقدینگی بسیار کمتر از مقادیر نرمال دولت خاتمی بوده و سال بعد دوباره به زیر ۲۰ برگشته.

اما می‌بینیم که همیشه دکتر احمد توکلی با سیاست‌های هدف‌مندی و مسکن مهر با ادعای افزایش نقدینگی (و در نتیجه تأثیر بر تورم) مخالفت کرده است. آیا فهمیدید که چطور ۱ > ۱۰؟ آیا می‌بینید که چطور بعضی افراد زل می‌زنند به دوربین و به دروغ می‌گویند احمدی‌نژاد بیشترین نقدینگی تاریخ را ایجاد کرد؟

ب) احمد توکلی در ۸ سال گذشته بر ارتباط بین نقدینگی و تورم تأکید مستمر داشت. این مقاله در سال ۸۵ منتشر شده که تورم ۲۸ سال پیش از خود را با حجم و رشد نقدینگی مقایسه کرده است:
http://www.farsnews.com/printable.php?nn=8502170148
نتیجه مقاله این است که رابطه مستقیمی بین این دو وجود ندارد. در برخی سال‌ها افزایش نقدینگی باعث کاهش تورم می‌شود و در برخی سال‌ها کاهش نقدینگی باعث افزایش تورم می‌شود. عدد پایه پولی و ضریب فزاینده و محل هزینه‌کرد بودجه‌ها و بحران‌های اقتصادی جهانی و بحران‌های سیاسی می‌توانند علاوه بر رشد حج نقدینگی بر تورم تأثیر بگذارند. اما دکتر توکلی همیشه سیاست‌های دولت قبل (از جمله سیاست هدفمندی یارانه‌ها و مسکن مهر) را از زاویه میزان نقدینگی ایجاد شده نقد می‌کرده، و نه تأثیر آن بر افزایش تولید، رفع تبعیض، تقویت مردم مناطق محروم، و یا ایجاد جریان مهاجرت معکوس.
یعنی حتی آن رشد نقدینگی بیشتری که در دولت خاتمی بوده لزوما دلیل بر بد بودن عملکرد دولت خاتمی نیست، و برای قضاوت صحیح‌تر باید اثر رشد نقدینگی در دیگر جنبه‌های اقتصاد را ارزیابی کرد.

ج) مقاله زیر ضمن مقایسه تورم در سال‌های متعدد (باز هم با اطلاعات ناقص) به تأثیر انتظارات تورمی و انتظارات ضد تورمی بر رابطه بین نقدینگی و تورم اشاره می‌کند.
http://www.donya-e-eqtesad.com/news/519924/
* آیا کسی به خاطرش می‌آید که کسانی در طی سال‌های ۹۰ تا ۹۲ تهدیدهای زیر را تکرار کنند: “شعب ابی‌طالب در پیش است”، “قطحی خواهد شد”، “قصد دارند دلار را ۲۰۰۰ تومن کنند”، “قصد دارند دلار را ۳۰۰۰ هزار تومن کنند”، “دولت برای جبران کسری بودجه می‌خواهد دلار را گران کند”، “۸۰ درصد مشکلات اقتصادی ناشی از سوءمدیریت و افزایش نقدینگی و فقط ۲۰ درصد در اثر تحریم‌هاست”.
* اگر موارد بالا را به خاطر دارید، آیا همه این افراد،‌ خودشان یا برادرشان جزو کسانی نبوده‌اند که ارتباط مستقیم با سفارت‌خانه انگلیس داشته‌اند؟ آیا همه این افراد، کسانی نبوده‌اند که از واقعه حمله به سفارت انگلیس حمایت کرده باشند؟ آیا این افراد کسانی نبوده‌اند که در دولت جدید با اکثریت آرا به برقراری سریع رابطه با انگلیس خبیث اصرار کرده‌اند؟

۶- یکی از دوستان مطلبی بازنشر کرده بود در مورد این که “عبدالحلیم خدام” نزدیک‌ترین یار حافظ اسد، نفوذی غرب و عامل اسرائیل بوده است.
https://plus.google.com/105930857428086481637/posts/NkRFNdU4UCr
آیا زمانی می‌رسد که ما چشم باز کنیم و نفوذی‌های ۳۵ سال اخیر را شناسایی کنیم؟
آیا رابطه بین واردکنندگان منسوجات از چین و اروپا و فروشندگان صنایع نساجی به بخش خصوصی بررسی شده است؟
اگر ایمان به خدا و پیغمبر نبود، می‌شد همان طور که برخی صدها باجناق در دولت قبل کشف کردند (باجناق‌هایی که بعدها از دولت اخراج شدند) ما هم بگوییم چطور خانه‌های انقلابیون پاپتی در سال‌های پس از انقلاب آپگرید شد و فرزندان آنها چطور و در کجا شاغل شدند، و مانند آن.
اما دل ما خوش است که خدا و پیامبرش بر وضعیت ما ناظر هستند و آنها که زندگی مردم را تباه می‌کنند روزی تقاص پس خواهند داد.

چنانچه گفتم، حقیقت تلح ‘واقعیت’ این است که آن را می‌توان به صورت مشابه بر علیه همه دولت‌ها دست گرفت.
اگر در سال آینده مصداق‌های بی‌انصافی انقلابیون سابق بر علیه خود آنها استفاده شود، سال‌های پرچالشی را پیش رو داریم که حمایت امثال توکلی تأثیر ناچیزی در کاهش چالش‌ها خواهد داشت.

پس نوشت:
حتی رسانه انگلیس خبیث هم از انگلوفیل‌های ایرانی منصف‌تر است. بی‌بی‌سی در گزارش زیر نشان می‌دهد که چگونه در طول دولت احمدی‌نژاد قدرت خرید (عدد تراز شده) مردم در دهک‌های متفاوت به سمت ‘انصاف’ حرکت کرده است. به این صورت که اقشار ضعیف با یا بدون یارانه زندگی‌شان بهبود یافته و اقشار مرفه با یا بدون یارانه هزینه‌شان به نسبت درآمدشان بیشتر شده است.

این در حالی است که بسیاری از اصول‌گراها، راست‌های مدرن و چپ‌های حکومتی سیاست‌های عدالت‌خواهانه احمدی‌نژاد در ۸ سال گذشته را ‘توزیع فقر’ می‌خوانده‌اند.
http://www.bbc.co.uk/persian/blogs/2014/09/140802_l44_nazeran_rohani_subsidies.shtml

، ۱۷ مهر ۱۳۹۳
در گروه: اقتصادی, سیاسی

Leave a Comment :, , more...

اندر ابزار IT و دخالت غیرمتخصصین

، ۳۰ شهریور ۱۳۹۳

(برای مطالعه خلاصه متن، بخش‌های پررنگ را بخوانید)

تکنولوژی یک ابزار است. نه یک دشمن، نه یک دوست، و نه یک ایدئولوژی.
در عالم مادی، ابزار باعث تسهیل کار می‌شود. تسهیل کار، باعث صرفه اقتصادی می‌شود. صرفه اقتصادی باعث قدرت می‌شود. از عصر پارینه سنگی تا به امروز، استفاده از سنگ و آتش و آهن و زره و کمان و تفنگ و کارخانجات پارچه‌بافی و بمب اتم باعث شده تا تمدن‌هایی قدرت‌مند شده و تمدن‌هایی نابود شوند.
رویه ذکر شده جزو قوانین خلقت خداست. خداوند متعال می‌فرماید «و أعدوا لهم ما استعتم من قوّة» و در ادامه آیه به برخی از عوامل برتری مادی اشاره می‌کند. در جای دیگر می‌فرماید «و لا تؤتوا السفهاء أموالکم التی جعل الله لکم قیاما» و ثروت مادی را باعث قوام جامعه می‌داند. قرآن کریم هم قوانین مادی خلقت را نفی نمی‌کند و استفاده از آنها در راستای مسیر حق را واجب و لازم می‌داند.
انواع فناوری‌های گردآوری و پردازش اطلاعات هم چیزی متفاوت از دیگر ابزار جهان ماده نیست. شاهراه‌های اطلاعاتی چیزی شبیه خیابان‌ها و جاده‌های جهان مادی است. وبسایت‌ها می‌توانند شبیه یک بقالی، یک تجارت‌خانه، یک منبر، خانقاه، یا یک فاحشه‌خانه باشند. فروم‌ها و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند شبیه یک قهوه‌خانه، پارک، میدان محله، فرهنگسرا یا تجمع قاپ‌بازان باشد. از شاهراه‌های اطلاعاتی ممکن است مردم تردد کنند یا کاروان‌های تجاری یا یک لشکر. در کنار شاهراه ممکن است عده‌ای شبگیر و راهزن نشسته باشد یا یک عده فاحشه و قواد. شاهراه‌ها ممکن است در قلمرو یک کشور و تحت سلطه یک پادشاه باشد یا در قلمرو یک خان محلی.

شاهراه اطلاعاتی

فناوری نسبت به کاربرد خنثی است: یک درخت می‌تواند درب می‌خانه یا مسجد بشود. این مثال‌ها را زدم تا جهان اطلاعاتی را با تصاویر یک جهان واقعی ترسیم کنم.
اما دنیای فاوا برای افراد ناآشنا شبیه یک طلسم جادویی است که ساحران برای کنترل مردم شهر اوز طراحی کرده‌اند.

378483

در نگاه اول، تسلط بر شاهراه‌های اطلاعاتی و توسعه قلمرو اطلاعاتی حکومت اسلامی و فراهم کردن امکانات به منظور عدم نیاز مسلمانان به تردد از قلمرو دشمن؛ یک امر بدیهی و واجب مطابق دستور قرآن تلقی می‌شود. اما در نگاه دوم، فضای اطلاعاتی شبیه یک دستگاه شهرفرنگ جادویی است که محتوای نجس آن توسط جادوگران ساخته شده و چون ما باطل‌السحرش را نداریم نباید به آن نزدیک شویم و حضور در این عرصه به حسب ضرورت! مجاز است.
در اینجا قصد ندارم که امکاناتی را که حضور گسترده نیروهای جوان مسلمان در عرصه‌های مختلف این فضا (به ویژه عرصه اقتصادی که عامل اصلی جهت‌دهنده به فضای اطلاعاتی است) برای تقویت مسلمین و حاکمیت اسلام فراهم می‌کند فهرست کنم. در این فهرست می‌توان از تقویت تجارت بین جهان جنوب در مقابل جهان شمال، مقابله با استعمار به روش‌هایی که در جهان فعلی ممکن نیست، ایجاد ارزش افزوده در تجارت بدون وابستگی به ابزارهای مالی تحت تسلط آمریکا، ارتباط مستقیم با مردم دنیا در مناطقی که صرفا ارتش آمریکا برای منافع خودش حضور دارد، تولید مجدد و صادرات ابزارهای در انحصار غرب، ایجاد عدالت اقتصادی در داخل کشور و تلاش برای دستیابی به عدالت جهانی به عنوان نمونه‌های بسیار اندک ولی پرارزش از میلیون‌ها کاربری دیگر فاوا نام برد.
همان گونه که پیش‌نیاز شکوفایی صنایع معمول، گسترش شاهراه‌های مبادلاتی برای انتقال سهل، ارزان و امن مواد اولیه و فراورده‌هاست؛ پیش‌نیاز شکوفایی صنایع فاوا نیز گسترش شاهراه‌های اطلاعاتی ارزان قیمت، سهل‌الوصول، با سرعت بالا و تأخیر کم و ضریب اطمینان و امنیت بالاست.
ارزش افزوده‌ای که فناوری‌های اطلاعاتی در مقابل فناوری‌های فیزیکی ایجاد می‌کند اصلا قابل احصا نیست. تصور مدیریت یک شرکت ۲۰ نفره بدون فاوا دشوار است، اما مدیریت شرکت‌های بزرگ با پرسنل بیش از ۱۰۰۰ نفر بدون فاوا محال قطعی است. هر ساله ده‌ها میلیارد دلار ارز فقط برای خرید ابزارهای مورد نیاز صنایع بزرگ و کوچک از کشور خارج می‌شود که حتی کاربرد آنها برای یک تحصیل کرده رشته‌های علوم‌انسانی و حوزه‌های علمیه قابل تصور نیست.
تصور کنید شرکت‌هایی مثل صدا و سیما، ایران خودرو، سایپا، شرکت‌های نفت و پتروشیمی و نیرو، شرکت‌های عظیم مخابراتی و صنایع دیگه با گردش مالی چند صد هزار میلیارد تومان بیش از ۹۷ درصد نیازهای خود را با خرید ابزارهای IT آمریکایی تأمین می‌کنند و حتی هیچ مرجع آماری معتبری برای تخمین ده‌ها میلیارد دلار ارزی که سالانه برای این امر صرف می‌شود وجود ندارد.
اما توسعه این ابزارها در داخل تا زمانی که شرکت‌های IT کشور دسترسی خود به زیرساخت ارتباطی را با قیمت‌های چندصد برابر شرکت‌های آمریکایی خریداری می‌کنند و اطمینانی از برقراری ارتباط در ۵ دقیقه آینده وجود ندارد؛ وقتی مسیرهای مورد استفاده برای ارتباط VPN که تمامی تراکنش‌های بانک‌ها و سرویس‌های IT صنایع بزرگ به آن وابسته است برای محدود کردن دسترسی عده‌ی اندکی به فیس‌بوک به طور دلبخواه بسته می‌شود؛ در زمانی که انحصار ایجاد و فروش دسترسی به شبکه زیرساخت در دستان دولت است که بابت قطعی سرویس به هیچ مشتری پاسخگو نیست؛ در حال حاضر استفاده شرکت‌های IT از شبکه شبیه تردد کاروان‌های تجاری از راه‌های دوران قاجار است که در هر زمان یک راهزن یا خان محلی تصمیم می‌گرفت راه را ببندد یا برای عبور لشکریانش قرق کند یا عوارض بستاند. گمان می‌کنم یک بار تجربه تسلط استعمارگران اروپایی بر اقتصاد ایران در زمانی که بجز کاروان‌های مستظهر به حمایت دول غربی هیچ کاروان دیگری امنیت نداشت برای ما کافی باشد.

یک شرکت یا باید احمق باشد که با شرایط و قیمت موجود بخواهد سرویس ایمیل ملی ارائه دهد تا با انحصار سرویس‌دهنده‌های آمریکایی یاهو و جیمیل مقابله کند؛ یا پشتش به بودجه‌های کلانی گرم است که صرف ارائه سرویس‌های مزخرف و ناامنی مثل mail.iran.ir می‌شود که دم‌دست‌ترین ابزار رایگان را به قیمت کلان به دولت فروخته و حتی عرضه خریداری یک گواهینامه دیجیتال امن نداشته است.

عزیزانی که در مورد فضای مجازی و حرمت یا حلیت آن نظر می‌دهند، از کل فناوری‌های اطلاعاتی صرفا با شبکه‌های اجتماعی یا همان اصطلاح غلط و فریبنده فضای مجازی آشنا هستند. لغت VPN را که می‌شنوند به جای این که یک شاهراه اطلاعاتی اختصاصی با ضریب امنیت بالا را تصور کنند که امکان تصادف و راهزنی و دستیابی دشمن به آن بسیار پایین است (تصور اولیه یک کارشناس شبکه)، ذهنشان به سمت فیلترشکن‌های درب داغونی می‌رود که برای گشت و گذار یک مشت بچه در فیس‌بوک ساخته شده. در صورتی که هیچ یک از صنایع بزرگ کشور بدون استفاده از VPNهایی که امنیت‌شان به طور لحظه‌ای (نانوثانیه! نه میکرو یا میلی ثانیه) تأمین می‌شود نمی‌توانند امور روزمره خود را انجام بدهند. تصور این عزیزان از حمله استاکس‌نت و فلیم، شبیه حضور یک سوسک در قوطی مواد غذایی یا نهایتا اتصال بمب مغناطیسی به درب خودرو شهید علی‌محمدی است.

یکی از دوستان بحثی انتقادی در مورد نظر آیت‌الله نکونام درباره اینترنت شروع کرده بود؛ در پاسخ به اعتراض من که سیطره تفکرش بر مدیریت اینترنت کشور را باعث ضررهای هنگفت صنایع کشور دانستم فرمود:‌ «پس شرکتتون متضرر شده. حله شما درست میگی :)» از تحقیر مستتر در این عبارت که بگذریم، از جهل پشت پرده این عبارت نمی‌توان گذشت که میلیاردها دلار ضرر و ده‌ها برابر آن عدم‌النفع اقتصادی و سلطه دشمن بر اقتصاد کشور را نمی‌شناسند و قضاوت می‌کنند. بدیهی است که شرکت‌های فاوا برای ارائه سرویس محتاج اتصال به اینترنت هستند و در شرایط موجود ضرر یا عدم‌النفع بسیاری از ناحیه عدم وجود زیرساخت ارتباطی متحمل می‌شوند. اما کسی نمی‌داند که در کنار زیان شرکت‌های ایرانی، شرکت‌های هندی بر بازار سرویس‌های IT کشور مسلط می‌شوند و به هزاران میلیارد رکورد اطلاعاتی از شهروندان ایرانی دسترسی پیدا می‌کنند. آن دوست ما اصلا نمی‌فهمد میلیاردها رکورد اطلاعاتی یعنی چه که بخواهد مصالح و مفاسد را ارزیابی و مقایسه کند.

میلیاردها رکورد یک ترکیب وصفی ساده نیست؛ بلکه یک زمینه تخصصی اطلاعاتی است که هزاران محقق خبره برای حسن استفاده یا سوءاستفاده از آنها بودجه‌های کلانی را خرج می‌کنند. چطور می‌توان همین یک عبارت را برای فرد غیرمتخصص توضیح داد؟

آیا از مصلحت‌سنجان کسی می‌تواند حتی تخمین بزند که مفاسد امنیتی و اجتماعی ناشی از استفاده شخصی و حرفه‌ای میلیون‌ها نفر از جیمیل در مقایسه با مصالح احتمالی ناشی از فیلترینگ بی‌قاعده برای قطع دسترسی یک عده که برای اتلاف وقت به فیس‌بوک می‌روند چقدر است؟ صرفا متخصصین داده‌کاوی که آشنایی با مفاهیم عمیق امنیت IT در سطح Enterprise می‌توانند چنین مخاطراتی را حدس بزنند. البته تنها راهکار پیشنهادی آنها هم مشخصا فیلتر جیمیل است. رک بگویم: افرادی که به خیال ایجاد امنیت روانی برای خانواده‌ها شرایط موجود را باعث شده و از آن دفاع می‌کنند، دچار جهل مرکب هستند.

متأسفانه هیچ روشی هم وجود ندارد که بتوان ارزش و اهمیت این فناوری‌ها را برای این عزیزان توضیح داد یا آنها را قانع کرد که اندکی در مورد آنها مطالعه تخصصی کنند. البته نباید فراموش کرد گناه متخصصینی را که آگاهانه بر این غفلت دامن می‌زنند؛ آن متخصصینی که نفع خود را در حفظ انحصار موجود و گرانی اینترنت می‌بینند و خروج از این حالت را نمی‌پسنند.

در پایان به یک حدیث نبوی استناد می‌کنم که فرمود الاسلام یعلوا و لایعلی علیه. علو اسلام محتاج ابزار است و تهیه آن ابزار طبق آیه مورد اشاره در صدر مطلب وظیفه حکومت مسلمین است. این علو فقط به ایجاد منبر مجازی از طریق اینترنت ختم نمی‌شود، بلکه جنبه بزرگی از آن تجارت – غیرمجازی – چند ده میلیارد دلاری است که به لطف شاهراه‌های اطلاعاتی ناامن، ضعیف و گران‌قیمت در داخل کشور و ضعف قوانین حمایتی از محصولات داخلی و ضعف مدیریت در استفاده از ابزار نوین باعث می‌شود که از جیب دولت مسلمین به جیب آمریکا برود!
رفع مشکلات قطعا به دست کسانی که تصورشان از اینترنت و دنیای اطلاعات محدود به فیس‌بوک و پلاس و یوتیوب است ممکن نیست. اما متأسفانه چنین افرادی در صدر شوراهای فضای مجازی و انقلاب فرهنگی قرار گرفته‌اند و از جایگاه فراقانونی در مورد همه نیازهای کشور به فناوری‌های اطلاعاتی حکم می‌دهند و تصمیمات‌شان نیز در حکم مصوبات قانونی است و به کسی هم پاسخگو نیستند.

این که چه کسی می‌تواند عزیزان را از خواب زمستانی بیدار کند، بنده بی‌خبرم. اما می‌دانم همان گونه که دخالت غیرمتخصصین در امور شرعی و صدور احکام فقهی باعث مفسده می‌شود؛ قضاوت غیرمتخصصین در امور فناوری و صدور احکام فقهی بدون آشنایی با محدوده کامل آن هم باعث مفسده می‌شود و هر گونه اتلاف سرمایه و عدم پیشرفت از این جنبه در روز قیامت بر گردن باعثین آن خواهد بود.
#فناوری_اطلاعات   #سنت_الهی_و_جامعه

، ۳۰ شهریور ۱۳۹۳
در گروه: اجتماعی, اقتصادی, سیاسی

Leave a Comment :, more...

شاهد عینی تولد نظام پترودولار

، ۰۹ شهریور ۱۳۹۳

“پترودولار به زبان ساده یعنی قیمت گذاری صادرات نفت بر اساس دلار. نفت لزوما نباید بر اساس دلار قیمت گذاری شود. نفت صادراتی می‌تواند بر اساس یورو، ین ژاپن، فرانک سوئیس، طلا، و خیلی چیزهای دیگر قیمت گذاری شود، ولی در واقعیت، کل بازار جهانی نفت بر اساس دلار قیمتگذاری می‌شود.

راستش من از نزدیک شاهد تولد نظام پترودولار بودم. اولین حضور رسمی من در کاخ سفید در سال 1974 بود، یک گروه کوچک پنج نفره بودیم که با هلمت سانوفیلد، مشاور قایم مقام امنیت ملی وقت، دیدار کردیم (او نفر دوم بعد از هنری کسینجر بود). در ابتدای دهه‌ی هفتاد، قیمت نفت حدود 2 دلار در هر بشکه بود؛ در پایان دهه‌ی هفتاد، نفت حدود 12 دلار در هر بشکه شد [به بحران نفت 1973 به دلیل مساله‌ی اعراب و فلسطین اشاره نمی‌کند!]؛ این یک شوک نفتی بود، قیمت نفت به طور سرسام آوری بالا می‌رفت و از کنترل خارج شده بود، صف‌های طویلی در پمپ بنزین‌ها بود… نسلی از آمریکایی‌ها آن روزگار را به خوبی به یاد می‌آورند.

ما در کاخ سفید بحث می‌کردیم که در مورد این شرایط باید چه کار کنیم و یکی از پیشنهادهایی که ما در موردش بحث کردیم این بود که ارتش آمریکا، عربستان سعودی را اشغال کند، ما میدان‌های نفتی را محفوظ کنیم و دور آنها محدوده‌ی نظامی ایجاد کنیم، نفت را استخراج کنیم و با قیمت منصفانه‌ای (منصفانه برای ما) بفروشیم. البته ما پول نفت را به عربستان می‌دادیم. ما نمی‌خواستیم پول آنها را بدزدیم! نمی‌خواستیم نفت آنها را بدزدیم! فقط می‌خواستیم قیمت را تعیین کنیم. خوشبختانه آن نقشه عملی نشد ولی این نشان می‌دهد که چه استیصالی در آن زمان وجود داشت.

ولی پس چه اتفاقی افتاد؟ چرا ما به عربستان سعودی حمله نکردیم؟ پاسخ این است که [هنری] کسینجر و سعودی‌ها به یک توافق دست یافتند. سعودی‌ها گفتند که باشه! ما نفت را بر اساس دلار قیمتگذاری می‌کنیم. به این ترتیب نقش دلار به عنوان مرجع اصلی معاملات نفتی جا افتاد. در عوض، ما موافقت کردیم که بقای تاج و تخت خاندان سعودی را از طریق تقویت امنیت ملی آنها، تضمین کنیم. در آن زمان عربستان ارتش ضعیفی داشت و همسایگان بدی که دشمنش بودند، مثل ایران و دیگر کشورها…”

ــ جیم ریکاردز
مشاور تهدیدات اقتصادی و جنگ نامتقارن سیا و پنتاگون

Jim Rickards, Financial Threat and Asymmetric Warfare Advisor for both the Pentagon and CIA


منبع

اظلاعات بیشتر در مورد پترودولار:
http://en.wikipedia.org/wiki/Petrodollar
http://en.wikipedia.org/wiki/Petrocurrency

، ۰۹ شهریور ۱۳۹۳
در گروه: اقتصادی, تاریخ, سیاسی

Leave a Comment :, , more...

داستان ما و عشق به فرانسه

، ۰۹ آذر ۱۳۹۲

هرچند که دوست دارم سر فرصت در مورد توافقنامه هسته‌ای بین ایران و قدرت‌های جهانی بنویسم، اما نمی‌توانم در یک مورد صبر کنم.

قبلا هم گفته بودم تا این سه بازار در ایران اصلاح نشود، امیدی به اصلاح وضعیت اقتصادی ایران نیست: ارز، مسکن، خودرو.

و اصلاح ایشان هم فقط و فقط بستگی به تجدید نظر جدی مسئولین در سیاستگذاری‌های مربوط به این بخش‌ها دارد و این نمی‌شود مگر تغییر دیدگاه‌های ما و مسئولین، مخصوصا در این سه حوزه. سختی‌ای که ما (مردم) باید برای یکبار و مدت مشخص متحمل بشویم اما این سه حوزه روی ریل درست خود حرکت کند، نه مانند الان که دهه هاست این مشکلات را داریم و هیچ برآیندی از زمان تقریبی اصلاح سیاست‌ها هم وجود ندارد.

با روی کارآمدن دولت جناب آقای روحانی، امیدها برای اصلاح روندهای قدیمی، کهنه و ناکارآمد مخصوصا در حوزه صنعت خودروسازی در دل من زنده شد. با اینکه به سرعت و با معرفی وزیری از جنس تفکراتی که ما را به این شرایط رسانده است، همه امیدهایم نقش بر آب شدند!

اینک چند خبر را کنار هم میگذارم تا شما خود برداشت کنید آنچه که دوست دارید، برداشت آزاد است. من هم چند جمله‌ای می‌نویسم.

– شرکت پژو-سیتروئن فرانسه با فشار شریک آمریکایی‌اش، فروش محصولات و قطعاتش به ایران را تحریم کرد. این در حالیست که ایران دومین بازار فروش محصولات پژو در جهان بود!

– شرکت پژو-سیتروئن فرانسه دچار زیان حدودا چهار میلیارد یورویی از تحریم ایران شد. این مسئله منجر به اخراج بیش از هشت هزار نفر از کارکنان این شرکت می‌شود!

پژو

– زیان قابل توجه شرکت رنو از تحریم‌های ضد ایرانی، کاهش بیش از پنجاه درصدی صادرات محصولات شرکت رنو به ایران!

– فرانسه مقصر اصلی به نتیجه نرسیدن دور قبل مذاکرات بود، تا آنجا که نخست وزیر رژیم صهیونیستی بنیامین نتانیاهو، در استقبال از فرانسوا اولاند، رئیس‌جمهور فرانسه، گفت آقای اولاند به دلیل مخالفتش با برنامه هسته‌ای کنونی ایران، “دوست واقعی” اسرائیل است.

– عمادالدین باقی، فعال حقوق بشر (!؟) در نامه‌ای خطاب به فرانسوا اولاند، رئیس جمهوری فرانسه با ابراز نگرانی از موضع اخیر دولت فرانسه در خصوص پرونده هسته‌ای ایران نوشت: “مردم ایران همواره نسبت به فرانسه نگاهی مثبت داشته اند (!؟)، نباید این حسن ظن را قربانی جلب نظر تندروها کرد.”

– یکی از بندهای قطعنامه هسته‌ای اخیر: “تعلیق تحریم‌های آمریکا بر صنعت خودرو و تعلیق تحریم‌های خدمات مرتبط”

– مواضع وزیر امور خارجه فرانسه بعد از توافقنامه: ” لوراس فابیوس می‌گوید که در اجرای توافق ایران و ۱+۵، اتحادیه اروپا به احتمال زیاد تا یکماه دیگر تحریم‌ها علیه ایران را کاهش خواهد داد. وزیر امور خارجه فرانسه از طرف مقامات و رسانه‌های ایران به عنوان مانع اصلی به نتیجه نرسیدن دور قبلی مذاکرات هسته‌ای معرفی شده و زیر انتقاد شدید این رسانه‌ها قرار داشته است. به گفته او، ایران در مورد مصارف صلح‌آمیز می تواند فعالیت کند (!؟) اما در مواردی که ظن استفاده از توانایی هسته‌ای در تولید سلاح مطرح باشد، نمی‌تواند به فعالیت‌هایش ادامه دهد. آقای فابیوس همچنین گفت که اسرائیل به ایران حمله پیشگیرانه نخواهد کرد چون “در این مقطع، این کار برای هیچکس قابل فهم نیست. (!؟)”

– ابراز خوشحالی علنی و شدید مسئولین شرکت‌های فرانسوی پژو-سیتروئن، رنو، توتال و … از لغو بخشی از تحریم‌ها بر ضد ایران و ابراز اشتیاق برای حضور مجدد در بازار پرسود ایران

– بخشی از مصاحبه آقای هاشمی رفسنجانی در سال 88 با فرنس24:

FRANCE24: برای اینکه درواقع از این مصاحبه یک نتیجه‌گیری داشته‌باشیم، نظر شما راجع به بهبود روابط ایران و فرانسه و کاری که باید برای بهبود روابط انجام شود چیست؟

2 هاشمی‌رفسنجانی: ما معتقدیم باید با فرانسه روابطمان خوب باشد. من در دوران مسئولیت اجرایی خود خیلی تلاش کردم و پیشرفت هم کردیم،‌روابط را با آقای شیراک و دیگر آقایان بهتر کردیم. حالا هم اگر فرانسوی‌ها مایل باشند ما آماده هستیم روابطمان را حسنه کنیم. البته ما گله‌های زیادی از نشیب و فراز رفتار فرانسه دراین 30 سال داریم، ولی اگر آنها بخواهند صفحه جدیدی باز کنند، ایران استقبال می‌کند. من شخصاً از زمان دوگل به فرانسه علاقه‌مند شدم. آن زمان تصمیم خوبی راجع به الجزایر گرفت.

FRANCE24: منظورتان کدام موضع آقای دوگل است؟

هاشمی‌رفسنجانی: تصمیم مهمی ایشان گرفت که مسئله فرانسه و الجزایر به نفع الجزایر حل شد. در مورد فلسطین هم موضع بهتری نسبت به دیگران اتخاذ کرد. من آن موقع می‌خواستم برای اولین بار در ایران ماشین بخرم. به خاطر دوگل یک ماشین پژو دست دوم خریدم.

FRANCE24: در همین راستا آیا فکر می‌کنید که خرابتر شدن روابط ایران و فرانسه صدمه‌ای به همکاریهای اقتصادی، بویژه موضع شرکت توتال در فعالیتهای نفتی وارد خواهد آمد؟

هاشمی‌رفسنجانی: البته بی‌تاثیرنیست، ولی همه کشورها اینگونه‌اند، بهتر است که با هم روابط خوبی داشته‌باشیم. ولی ما موضع زور را نمی‌پذیریم. موضع مسالمت‌آمیز و برابر را قبول داریم.

– مطلب  روزنامه هفت صبح که به نظرم خیلی مناسب میاد:

پژو جان به خودم بفروش!

كمپاني بزرگ‌ فرانسوي به ايران باز مي‌گردد تا خودرو‌ساز بزرگ كشور تركيب مرتجعانه انحصار و مونتاژ را دوباره شكل دهد

در ميان شادماني ملي براي توافق هسته‌اي در ژنو، خودروسازان به خصوص ايران‌خودرو آرام آرام براي پژو فرش قرمز دوباره پهن مي‌كند‌ و نويد داده‌ كه با آمدن غول خودروسازي فرانسوي روزهاي خوش دهه 80 تكرار خواهد شد‌ و اينكه بي‌وفايي اين غول محبوب خودروسازي اروپا در چشم‌ پوشيدن بر منافع مشتركش با كشور ما را فراموش مي‌كنيم چراكه اقتصاد را بايد از سياست جدا نگه داشت! اشكال ندارد. اصلا برخلاف تمام آموزه‌هاي جهان معاصر اقتصاد را به توصيه بزرگان خودروساز جدا مي‌كنيم و مي‌گوييم چشم! اما ما هم بايد خوشحال باشيم؟ ما مصرف‌كنندگان بينوا كه در دوسال گذشته ارقام نجومي ‌خريد اتومبيل‌هاي به ظاهر توليد داخل را تجربه كرديم الان دست‌افشان و پايكوبان سرود بهروزي خودروسازان را بخوانيم؟

در واقع اين بازگشت به همان چرخه معيوب قديمي ‌است. همان چرخه‌اي كه حق مصرف‌كننده را به پشيزي نمي‌گيرند و اينكه كمپاني محترم پژو به جاي عرضه مستقيم اتومبيلش به خريدار ايراني ما را در توهم توليد مشترك فرو ببرد و در يك راه پرپيچ و خم محصولات و تجهيزات خود را از طريق كمپاني بزرگ داخلي و به اسم توليد ملي نصيب ما خريداران بينوا كند. دو سال گذشته و زندگي در تحريم‌ها نشان داد كه به رغم زحمات غير‌قابل انكار مهندسان و كارگران عزيز ايران‌خودرو محبوبيت پژو 206 در ايران ارتباط چنداني با خلاقيت صنعت ايران ندارد. در اين دو سال وقتي ارتباط با پژو قطع شد توليد اين محصول نيز رو به زوال نهاد و مهندسان و مسئولين عزيز اين شركت براي جايگزيني تجهيزات جايگزين عازم چين يا روسيه شدند. نمونه‌هايي مثل رانا نيز كه در نگاه هيچ كس شمايل يك توليد ايراني نداشت. به هزار دليل. اين دو سال نشان داد كه ايران خودرو با بيش از 45 سال سابقه چگونه در تار عنكبوت صنعت مونتاژ گرفتار مانده است و با كوچك‌ترين نسيمي‌ از ناملايمات خارجي فلج مي‌شود و دست مطالبه‌گر و آسان‌خواه خود را طلبكارانه به سمت دولت دراز مي‌كند. حالا پژو دوباره باز مي‌گردد تا ايران‌خودرو در عدد و آمار خود را بين 20 يا 10 كمپاني بزرگ خودروسازي جا كند. جايگاهي كه به خوبي مي‌دانيم ثمره تركيب مرتجعانه انحصار و مونتاژ است. آري پژو بر مي‌گردد تا به جاي آنكه مستقيم با طرف ايراني روبه‌رو شود و به او بفروشد در چنبره مثلا انتقال تدريجي تكنولوژي، رانت شيرين انحصار را براي ايران‌خودرو تامين كند و مديران خودروساز ما بر جايگاه غيرقابل دسترس خود بر فراز اقتصاد ايران جاي بگيرند و از نقش حياتي خود در اقتصاد ايران بگويند. كاش مي‌شد يكي از طرف ما به پژو پيام مي‌داد: پژو جان، به خودم بفروش!

* * *

و در نهایت، نمی‌شود دولت تدبیر و امید که علاقه زیادی به برگزاری رفراندوم در موضوعات استراتژیک مملکت را دارد، در این زمینه هم رفراندومی برگزار کند و ببیند که مردم علاقمند به تولید و مونتاژ محصولات فرانسه هستند یا ژاپن و کره و حتی کدخدا و ارباب دنیا (آمریکا)؟

اینجا که ما هستیم، تا حالا یک خودرو از فرانسه ندیده‌ایم، اما حتما دولتمردان ایرانی چیزی در خودورهای فرانسوی دیده‌اند که همیشه قرارداهای خود را با شرکت‌های این کشور می‌بندند! شاید هم سفر به فرانسه و پاریس برای مدیران ما خیلی لذت بخش است و شاید هم به قول آقایان هاشمی و عمادالدین باقی، ذاتا ما ایرانی‌ها عاشق کشور فرانسه هستیم؟!

، ۰۹ آذر ۱۳۹۲
در گروه: اقتصادی

Leave a Comment :, , , more...

اکنون زمان نقد نیست؛ زمان پاسخگویی است

، ۰۴ آبان ۱۳۹۲

stick_figures_accusing_pc_1600_clrاین نوشته نه در پاسخ به مطلب قبلی منتشر شده در سایت، نقدی بر رفتار سیاست خارجی دولت یازدهم، بلکه برگرفته از آن بوده و نظرات شخصی نگارنده در خصوصی برخی از انتقادات دوستان انقلابی و اصولگرا به دولت را در بر می گیرد.

اولین نکته حائز اهمیت در انتقادات دوستان در خصوص مسائل مختلف سیاست خارجی، استناد به اظهارات، نقل قول ها و تحلیل های نخبگان، تصمیم سازان و رسانه های غربی است. مشخص نیست که مرز اعتماد دوستان انقلابی به نوشته های واشنگتن پست و هاآرتز و سی ان ان و بی بی سی تا کجا ادامه دارد. در حالی که مقامات کشور نقلی قولی از فلان روزنامه یا بهمان سایت را تکذیب می کنند، انتظار می رود که دوستان تکرار و استناد به آن نقل قول را از دستور کار خارج نمایند؛ در حالی که در عمل اینگونه نیست و آن نقل قول یا خبر یا تحلیل نادرست کرارا مورد استناد منتقدین محترم قرار می گیرد.

اوج این رویکرد نابجا را می توان در بحث مذاکرات هسته ای اخیر مشاهده نمود. در شرایطی که طرفهای مذاکره کننده در خصوص محرمانه ماندن مفاد مذاکرات به توافق رسیده اند و در سطوح رسمی تاکنون به این توافق پایبند بوده اند، انتشار اخباری از هاآرتز یا المانیتور در خصوص مفاد مذاکرات، اساس تحلیل دوستان انقلابی قرار می گیرد و امواج انتقادات از رویکرد دولت در مذاکرات اخیر به سمت تیم مذاکره کننده سرازیر می شود، آنهم در شرایطی که وزیر امور خارجه رسما اطلاعات منتشر شده توسط رسانه های غربی را “دروغین” و “خیالپردازی” می خواند. بنظر می رسد نزد برخی از دوستان منتقد، خبرنگار صهیونیست فلان وبسایت آمریکایی قابل اعتماد تر از وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران بوده و برخی ازدوستان، دفتر جک استرا را مورد وثوق تر از دفتر ریاست محترم جمهور می دانند!

همین رویکرد غلط و اعتماد بیش از حد برخی از منتقدین به رسانه های غیرقابل اعتماد غربی، پایه و اساس بسیاری از تحلیل ها و گزارشات دوستان بنظر می رسد. نقل قول از تونی بلر و خاویر سولانا و امثالهما حتی برای چندین سال مبنای انتقادات و نگرش منفی منتقدان است. این رویکرد نادرست و کهنه ی منتقدینی از این دست، قابل تامل و نابجا است.

در خصوص مذاکرات هسته ای، “محرمانه” ماندن مفاد مذاکرات یکی از ارکان انتقادات دوستان به عملکرد تیم مذاکره کننده است. در این خصوص ذکر چند نکته ضروری است. اولا بدیهی است که کلیه موارد پیشنهادی که هیات ایرانی به طرف مقابل ارائه داده با هماهنگی و آگاهی کامل مقام معظم رهبری و مسئولان ارشد نظام بوده و قطعا کوچکترین موردی از مذاکرات و توافقات صورت گرفته از نظر ایشان پنهان نخواهد ماند. ثانیا مواردی که امکان مذاکره و چانه زنی از سوی هیات ایرانی بر سر آنها وجود داشته باشد (یا در مقابل، مواردی که قابل مذاکره نباشد) نیز از سوی مقام معظم رهبری تعیین گردیده و هیات ایرانی چه در گذشته و چه در حال حاضر امکان تخطی از نظرات معظم له را نداشته اند. شایان ذکر است که مجوز چانه زنی بر سر برخی از مواردی که توسط تیم فعلی بعنوان گزینه های قابل مذاکره مطرح شده، در گذشته نیز برای تیم سابق مذاکره کننده وجود داشته است، منتهی به دلایل مختلف امکان بهره برداری و توافق بر سر موارد مذکور در گذشته بوجود نیامده است. ثالثا، بنظر می رسد برخی از دوستان در تحلیل چرایی محرمانه بودن مفاد مذاکرات دچار سوء برداشت شده اند. اساسا محرمانه ماندن مذاکرات گامی در راستای حصول توافق است. این یک رسم دیپلماتیک است که زمانی که اراده طرفین مذاکره بر حل مسئله مورد مذاکره قرار می گیرد و مسیر نسبتا طولانی برای حصول توافق میان طرف های مذاکره کننده وجود دارد، محرمانه ماندن مفاد مذاکرات می تواند سبب تسهیل در نیل به یک توافق چند جانبه میان طرفین مذاکرات بشود. منتقدان محترم حتما عنایت دارند که در مذاکراتی که مقام معظم رهبری در جریان جزئیات اظهارات و اقدامات و پیشنهادات طرف ایرانی قرار دارند و مواردی که مذاکره بر سر آنها جایز هست (یا نیست) نیز با نظر معظم له تعیین می شود، امکان نادیده گرفتن حقوق ملت ایران اساسا وجود ندارد و “محرمانه” ماندن مفاد مذاکره هرگز به معنای عدول از حقوق ملت ایران و ایجاد “حیاط خلوت” برای مذاکره کنندگان نیست.

مسئله بعدی، تمسک دولتمردان به دیپلماسی مجازی است. جای تعجب است که یکی از درخشان ترین جلوه های عملکرد دیپلماتیک دولت در چند ماه اخیر با انتقاد برخی از دوستان مواجه می شود.

واقعیت آن است که به لطف بی توجهی، سهل انگاری و اشتباهات پی در پی برخی از مسئولان و تصمیم سازان و نخبگان سیاسی و رسانه ای در سال های گذشته، تصویری تاریک، کریه، تهدید آمیر و موهن از ملت شریف ایران در اذهان بخشی از مردم جهان نقش بسته است. اظهار نظرهای غیر مسئولانه و ناشیانه، سخنرانی های نابجا، مصاحبه های نسنجیده، بی توجهی به افکار عمومی و فقدان برنامه ریزی رسانه ای منسجم برای شکستن جو ناجوانمردانه و یکسویه بر علیه ملت ایران در رسانه ها و افکار عمومی، جملگی دست در دست هم در شکل گیری این تصویر غلط و هولناک از ملت ایران دخیل بوده اند.

جا دارد از منتقدان محترم پرسیده شود که در این سالها چه برنامه ای برای جلوگیری از این تصویرسازی داشته اند؟ اساسا ذهنیت مردم جهان (مشخصا ملت های غربی) از ملت و دولت ایران تا چه میزان برای دوستان انقلابی و اصولگرا اهمیت دارد؟

ذکر این نکته ضروری است که یکی از علل اصلی توانایی آمریکا برای ایجاد اجماع بر علیه ایران و اعمال تحریم های بیسابقه، ظالمانه و همه جانبه بر علیه ملت ایران، همین تصویر سازی فریبکارانه است. دوستانی که در سالهای اخیر از امکانات و بودجه های کلان رسانه ای و تبلیغاتی بهره مند بوده اند بهتر است بجای انتقاد از رویکرد درست دولت در بهم زدن این تصویر نادرست و غیرواقعی از ملت ایران، به این سئوال پاسخ دهند که چگونه اجازه دادند تا دولتمردان غربی به کمک شبکه صهیونیستی رسانه ای، چنین فضای آلوده ای را بر علیه جمهوری اسلامی بوجود آورند؟!

کسانی که شناخت بهتری از مکانیزم تصمیم سازی و فضای سیاسی در غرب دارند به این نکته واقفند که اعمال تحریم هایی اینچنین ظالمانه، جز در سایه تصویر سازی شرورانه از ملت ایران ممکن نبود. اینکه آمریکا توانسته برای اولین بار در تاریخ، بانک مرکزی و شاهراه های حیات اقتصادی یک کشور را اینچنین تحت فشار گذاشته و تحریم نماید، تنها به لطف تصویر غیرواقعی ساخته شده از ایران بعنوان یک کشور یاغی، خطرناک و غیرمسئول در فضای بین المللی بوده و لذا دولتمردان آمریکا از سوی افکار عمومی، فشاری برای برداشتن این تحریم های ضد بشری و ظالمانه احساس نمی کنند.

مسیری که آمریکا و متحدانش در تحریم ملت ایران در سالهای گذشته طی نمودند مسیر ساده و سهل الوصولی نبود. در همان غرب هم افکار عمومی نمی پذیرد که کشوری به راحتی بتواند مانع رسیدن دارو به بیماران نیازمند یک کشور دیگر شود؛ یا جلوی نقل و انتقال پول به آن کشور را بگیرد؛ یا از پخش شبکه های ماهواره ای آن کشور، بر خلاف تمام ضوابط و قوانین بین المللی ممانعت نماید؛ یا سرمایه ها و دانشجویان آن کشور را براحتی از بانکها و دانشگاههای خارجی بیرون کند. چه بسا اگر غرب در ارائه چنین تصویر هولناکی از ملت و دولت ایران توفیقی حاصل نمی نمود، فشار افکار عمومی جلوی این اقدامات ظالمانه را می گرفت. اما به برکت بی تفاوتی دوستان در داخل، و ارائه فرصت به رسانه های غربی برای سیاه نمایاندن چهره ایران در نزد شهروندان اروپایی و آمریکایی، تمامی این اتفاقات رخ داد و سایه سنگین تحریم بر سر مردم مظلوم ایران فرود آمد.

دیپلماسی مجازی بهمراه مصاحبه های سنجیده، هوشمندانه و متفاوت وزیر محترم امور خارجه تنها یکی از صدها گامی است که مسئولان، نخبگان و اصحاب رسانه باید برای بهم زدن این بازی صهیونیستی و تصویرسازی ناعادلانه از ملت ایران بردارند. کسانی که عمدا یا سهوا، در اثر ناتوانی یا غفلت، از تصویر ترسیم شده از ایران نزد افکار عمومی کشورهای غربی غافل بوده اند، باید بخاطر یکدست نمودن فضا برای رسانه های صهیونیستی و در نتیجه، اعمال تحریم ها و فشار های فزاینده بر ملت ایران طی سالهای اخیر پاسخگو باشند، نه اینکه دولت را بخاطر این رویکرد صحیح و اصولی سرزنش کنند.

نگارنده بر این باور است که “تحریم” اگرچه مسبب مشکلات فراوانی برای ملت ایران بوده اما فاقد جنبه های مثبت هم نیست. شاید بتوان مهم ترین برکت حاصل از تحریم را عریان شدن چهره مشوش و بیمار اقتصاد ملی و آسیب پذیری شرایط اقتصادی و معیشتی کشور از فشارها و تصمیمات خارجی دانست. نادیده گرفتن آثار تحریم بر وضعیت وخیم اقتصاد ایران، و ربط دادن همه چیز به مشکلات و مسائل “مدیریتی” اشتباهی بود که هم در دولت گذشته و هم در دولت فعلی مسبوق به سابقه است.

متاسفانه زمانی که انتقادات اصولی و کارشناسانه جای خود را به تسویه حساب های سیاسی و جهت دار می دهند، برخی فرصت را برای فشار بر دولت نامطلوب خود مهیا می بینند تا همه چیز را بر گردن دولتمردان و مسئولان بیندازند. تاکید می کنم که این نگاه مغرضانه مختص این دولت و آن دولت نیست و دولت های دهم و یازدهم کمابیش از سوی منتقدان جناح های مختلف مورد نقد غیرمنصفانه قرار گرفته اند.

آن دسته از منتقدانی که دولت را بخاطر تلاش برای از میان برداشتن تحریم های ظالمانه مورد انتقاد قرار می دهند، چه برنامه ای برای خروج اقتصاد کشور از بحران و بهبود وضعیت معیشتی مردم دارند؟ اساسا حل مسائل و مشکلات اقتصادی کشور تا چه میزان در میان دغدغه های دوستان اصولگرا و انقلابی قرار دارد؟ برنامه این عزیزان برای بهبود شرایط اقتصادی کشور چیست؟

همین حالا هم اگر نگاهی به مجلات، روزنامه ها و سایت های دوستان انقلابی و حزب اللهی بیندازیم، اثری از برنامه و راه حل اقتصادی نمی یابیم. هرآنچه انرژی و وقت و تمرکز دوستان در دعواهای بی ارزش سیاسی تلف می شود، اشاره ای به مشکلات اقتصادی و راه حل های معیشتی مردم نمی شود. در حالی که دوستان منتقد اگر راه حلی برای حل مشکلات اقتصادی کشور و واکسینه نمودن معیشت مردم در مقابل فشارهای اقتصادی خارجی ارائه می نمودند، امروز دولتمردان غربی برای “تاثیرگذار بودن” فشار های اقتصادی بر ایران به خود نمی بالیدند! هشت سال نزدیکی به کانون های تصمیم سازی و سیاستگذاری در مسائل کلان سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، فرصت مناسبی بود تا اقتصاد کشور تا این حد متکی به خرید و فروش نفت نبوده و کار بجایی نکشد که در اثر موفقیت یا عدم موفقیت دو روز مذاکره با نمایندگان چند کشور خارجی، قیمت ارز و طلا و شاخص بورس وضعیت بازار داخلی تا این حد آسیب پذیر و پرنوسان باشد.

غفلت از معیشت مردم و اقتصاد کشور یکی از خطاهای نابخشودنی جریان حزب اللهی و اصولگرا در سالهای گذشته است. نتیجه این بی توجهی (یا ناتوانی، که در نتیجه تفاوتی ندارد) آنست که امروز دولتمردان غربی با افتخار از “سر خم کردن” ایران در مقابل فشارهای اقتصادی می گویند و برای ملت بزرگ ایران شرط و شروط تعیین می کنند.

دغدغه های اقتصادی بارها و بارها مورد تاکید مستقیم مقام معظم رهبری بوده و ایشان چندین بار حل مشکلات اقتصادی را در راس اولویت های کشور ذکر نموده اند. آنهم در شرایطی که برخی از دوستان خود را با دوگانه هایی نظیر “سازش/مقاومت” سرگرم می نمودند و کوچکترین راه حلی برای حل مشکلات اقتصادی مردم نداشتند، مقام معظم رهبری مشکلات اقتصادی را بزرگترین چالش پیش روی کشور دانستند.

منتقدین انقلابی و حزب اللهی باید بدانند که با اشتباهات خود در سال های گذشته، در بوجود آمدن وضعیت وخیم اقتصادی کشور و به تبع آن، تغییر در رویکردهای سیاسی (علی الخصوص سیاست خارجی) جمهوری اسلامی ایران سهیم اند و بدون تردید بخشی از مسئولیت نرمش ها و تغییرات بوجود آمده در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، چه در پرونده هسته ای و چه در مسئله رابطه با آمریکا بر عهده آنان است.

قصد اطاله کلام ندارم. سخن گفتن از وضعیت بوجود آمده که نتیجه شرارت و ظلم “غیر خودی” بدخواه، و غفلت و ضعف “خودی” خطاکار و غافل بوده آنقدر تلخ و آزار دهنده است که تمایلی به ادامه این بحث و پرداختن به اشتباهات پرهزینه گذشته نمی ماند. ورود به جزئیات و ابعاد عملکرد تیم قبلی مذاکره کننده هسته ای نیز از آن مباحثی است که گذشت زمان بهتر و بیشتر از هر چیزی مبین درستی یا نادرستی و نقاط قوت و ضعف آن خواهد بود.

وضعیت فعلی، خواه مطلوب و خواه نامطلوب، خواه عزتمدارانه و خواه ذلیلانه، خواه امیدوار کننده و خواه یاس آور، نتیجه مستقیم اقدامات و اشتباهات گذشته است. نانی که امروز در دامن ملت ایران گذاشته شده، از مباحث اقتصادی و معیشتی گرفته تا مباحث سیاست داخلی و سیاست خارجی و مسئله هسته ای و رابطه با آمریکا و اروپا و امثالهم، نه حاصل سه ماه و چهار ماه روی کار آمدن دولت یازدهم، که حاصل سالها بی توجهی و غفلت و ناتوانی گذشتگان است. بنظر می رسد دوستانی که امروز پرچم انتقاد از دولت و اعتراض به تغییر رویکردها و روش ها را برافراشته اند، باید پاسخگوی عملکرد گذشته خود باشند و مسئولیت خود در بوجود آمدن وضعیت فعلی را بپذیرند.

، ۰۴ آبان ۱۳۹۲
در گروه: اقتصادی, سیاسی

۱ Comment :, , , , more...

قیمت طلا و دولت مستعجل روحانی

، ۰۲ تیر ۱۳۹۲

و لایجرمنکم شنئان قومٍ الّا تعدلوا. إعدلوا هو أقرب للتقوی

طلا و ارزدر یک هفته‌ای که گذشت، قیمت دلار و طلا دچار افت شدیدی گشت و برخی از دوستان این افت قیمت را به عمدی بودن افزایش قیمت توسط برخی از احزاب و گروه‌های سیاسی نسبت دادند.
حقیقت این است که افت قیمت طلا به تصمیم دولت آمریکا به عدم خرید اوراق قرضه و ارائه محرک‌های اقتصادی بیشتر (1) مربوط می‌گردد. در اثر این تصمیم دولت آمریکا، قیمت طلا در بازارهای جهانی کاهش شدید پیدا کرده و قیمت دلار اندکی افزایش پیدا کرده است.
در اثر کاهش قیمت جهانی طلا، قیمت طلا در بازارهای ایران نیز به شدت کاهش یافته و باعث عرضه طلای ذخیره شده توسط مردم به بازار شده است. از آنجا که طلا و دلار در بازار ایران به عنوان ذخیره حفظ سرمایه مورد استفاده قرار می‌گیرند و کالاهایی موازی محسوب می‌شوند، افت قیمت طلا بر روی قیمت دلار تأثیر گذاشته و حباب قیمتی دلار نیز تا حدودی شروع به شکستن کرده است. این کاهش قیمت جهانی با انتخاب آقای روحانی یک هم‌زمانی تصادفی داشته است که طبیعتا برخی از هواداران آقای روحانی نیز از آن استفاده سیاسی خود را برده‌اند.

بنابراین، انتخاب آقای روحانی به جز یک تأثیر روانی اولیه، علت اصلی کاهش قیمت دلار و طلا نبوده و هیچ گاوبندی نیز در پس کار وجود ندارد.

افت قیمت پس از ثبت نام هاشمی و پیروزی روحانی
پس از ثبت نام آقای هاشمی و نیز پیروزی آقای روحانی، قیمت ارز و طلا کاهش اندکی داشت که تقریبا بلافاصله جبران گردید. علت این کاهش قیمت مقطعی، تأثیر روانی صرافان بر مشتریان بود. بازاریانی که موافق ریاست جمهوری آقای هاشمی بودند، با عنوان این که با حضور ایشان ثبات بر مدیریت اقتصادی حاکم می‌شود، باعث شدند تا به صورت مقطعی جوی روانی برای فروش ارز ایجاد شود؛ اما چون در واقع هیچ تغییری در وضعیت اقتصادی بروز نکرده بود، قیمت بلافاصله به وضعیت اولیه بازگشت.
اما همین بازی مقطعی سیگنال روانی مطلوب را به برخی از مخاطبین بازار ارز فرستاد و باعث شد که برخی از آرای به سبد آقای هاشمی روحانی سرازیر شود. جا دارد در این جا کسانی که عرضه سیب‌زمینی را علت رأی آوری احمدی‌نژاد و تخلف انتخاباتی عنوان می‌کردند، در اینجا توضیح دهند که آیا آراء هاشمی روحانی در اثر این چنین بازی حلال می‌باشد؟

نامردی‌ها از کجا بود؟
البته بازی طلا و ارز به همین تمیزی و پاکیزگی هم نبوده است. حقیقت این است که دلار در بازار ایران قیمت حبابی داشته و به همین دلیل با افت جهانی قیمت طلا، این حباب نیز شروع به تخلیه شدن کرده است.
در 2 سال گذشته که تحریم‌های شدید و ناجوانمردانه‌ای علیه اقتصاد ایران اعمال شده بود، دولت دچار مشکلات زیادی برای انتقال ارز به داخل کشور گردید. در عین حال، افراد سیاسی اصول‌گرا و اصلاح‌طلب با عنوان کردن “صحبت کردن دولت از تأثیر تحریم‌ها فرافکنی است”، “علت افت قیمت ریال، کارشکنی دولت است”، “دولت می‌خواهد با گران کردن دلار، کسری بودجه خود را تأمین کند” (2)، “80 درصد علت افزایش قیمت دلار سوءمدیریت است”(3) و مواردی از این دست باعث شدند که علاوه بر محدودیت‌های تحمیل شده خارجی، ناآرامی روانی بسیار زیادی نیز در داخل ایجاد شود و اقدامات دولت برای کنترل بازار ارز کمتر تأثیرگذار باشد.
در اثر کاهش دسترسی دولت به دلارهای نفتی، عدم عرضه دلار توسط صادرکنندگان (بفرمایید تجار و سرمایه‌داران محترم و وطن پرست!) و بازی روانی سیاسیون، بیش از 20 میلیارد دلار ارز و 2 تا 3 میلیون عدد سکه طلا در خانه‌های مردم ذخیره و از بازار خارج شده است. (4)
رسانه‌هایی که امروز مدام قیمت ارز را با علاقه کمتر و کمتر اعلام می‌کنند، در آن زمان قیمت ارز را بیشتر و بیشتر اعلام می‌کردند. به طور مثال، فارس نیوز در حالی قیمت لحظه‌ای دلار را 2850 اعلام می‌کند که صرافان آن را با کراهت به قیمت 3090 می‌فروشند.
این جنگ روانی داخلی بیشتر توسط اصولگرایان به دولت تحمیل شده بود، و نه اصلاح طلبان یا طیف آقای هاشمی. هر چند با رفتارهای انتخاباتی برخی اصولگرایان مشخص گردید که مرزهای کمرنگی بین برخی آنها و آقای هاشمی وجود دارد؛ اما بهرحال نمی‌توان و صحیح نیست آقای هاشمی را به کارشکنی متهم کرد؛ و قطعا آقای روحانی را به هیچ کارشکنی نمی‌توان متهم کرد.

در عین حال، می‌توان گفت که اقدامات تخریبی اصولگرایان علیه دولت احمدی‌نژاد پاس گلی طلایی بود که اینک به نفع آقای روحانی وارد دروازه شده است.

برای اطلاع بیشتر از دلایل مختلف افزایش دلار به این مطلب مراجعه نمایید. (5)

———————————

توضیح تکمیلی در مورد فرایند کاهش قیمت

به نظر من، فرایند کاهش قیمت این طوری بوده:
۱- تغییرات روانی در جامعه، بدون تغییر در واقعیت اقتصادی، کاهش ضعیف قیمت دلار
۲- کاهش شدید قیمت طلای جهانی، و در نتیجه کاهش قیمت طلا در ایران
۳- عده‌ای برای حفظ ارزش سرمایه‌هاشون، شروع به فروش بیشتر طلا به نفع ریال کردن؛ قیمت طلا کاهش یافت.
۴- چون بر خلاف همه دنیا، دلار و طلا در ایران به طور یکسان و موازی برای ‌حفظ ارزش دارایی‌ها استفاده می‌شن، با افت قیمت طلا و طبیعتا افزایش ارزش ریال، افراد شروع به فروش دلار کردن و مقداری از حباب قیمتی دلار از بین رفت. علت اصلی‌ش هم وجود آمادگی روانی برای خوب شدن اقتصاد بوده؛ چون حباب قیمتی طلا نه به برابری واقعی، بلکه بیشتر به وضعیت روانی مردم ربط داشته.

نکته مهم
از بازی‌های احتمالی بازاری‌ها یا سیاسیون برای تأثیر بر وضعیت روانی مردم نمی‌شه صرفنظر کرد، اما میزان اون رو نمی‌شه تخمین زد.
باید در نظر داشت که سرمایه‌داران هوادار آقای هاشمی روحانی، منفعتشون در افزایش قیمت دلار هست، چون دارایی‌ها و سرمایه‌های آنها بیشتر به صورت ارز یا کالاست و با کاهش قیمت ریال، منفعت بیشتری کسب خواهند کرد.

لذا بر فرض هم که این افت قیمت یک بازی روانی توسط آنها باشد، این بازی از حدی بیشتر ادامه نخواهد یافت.

۱) https://goo.gl/LGA6z
۲) https://goo.gl/GaVuU
۳) https://goo.gl/GAhUk
https://goo.gl/tXinz
۴) https://goo.gl/PYZrW
۵) http://iranhami.blogfa.com/post/1647

#روحانی #بازار_ارز

، ۰۲ تیر ۱۳۹۲
در گروه: اقتصادی, سیاسی

۲ Comments :, more...

کره جنوبی و خاطرات بزرگترها

، ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲

کره جنوبی و خاطرات بزرگترها

امروز وقتی صحبت از کره جنوبی می‌شود عموم افراد ابتدا به یاد سامسونگ و سپس ال جی می‌افتند. کره جنوبی کشوری است که تقریباً اکثر بودجه خود را از طریق صادرات محصولات الکترونیک و لوازم خانگی تامین می‌کند.
شاید اگر کمی به عقب‌تر برویم به یاد بیاوریم که سامسونگ و ال جی از روز اول چنین موقعیتی نداشتند و اگر از کسی در مورد خرید یک گوشی موبایل مناسب سوال می‌کردید، به شما پیشنهادهایی می‌داد که هیچوقت ساسونگ یا ال جی یکی از گزینه‌های پیشنهادی او نبود.
یا مثلاً هنگام خرید یخچال، مارک‌های امریکایی و ایتالیایی مورد پسند بودند. تلویزیون فقط سونی ژاپن یکه تاز بازار بود و خیلی چیزهای دیگر…

از بزرگترها که بپرسید به شما می‌گویند در زمان پهلوی کره‌ای‌ها برای کار به ایران می آمدند. شبیه وضعیتی که زمان جنگ هموطنان ما برای کار به ژاپن می‌رفتند.

عده‌ای از تحلیلگران دلیل اصلی چنین جهشی را فقط و فقط امریکا می‌دانند. امریکا از طرفی برای جلوگیری از قدرت گرفتن و یکه تازی چین در بازارهای خرد و همچنین کنترل منطقه شرق آسیا از طریق تاسیس پایگاه نظامی (در مرحله اول کنترل کره شمالی و سپس چین) اقدام به قدرتمند نمودن کره جنوبی کرد. تقریباً کره جنوبی (از نظر اقتصادی) همان مدل رژیم پهلوی ایران است که قرار بود در خاورمیانه برای امریکا باشد. البته با این فرق شگرف که رژیم آن کشور دست نشانده نیست. اما از آنجایی که موضوع نوشتار دلایل رسیدن کره به آن جایگاه و تحلیل آنها نیست از آن می‌گذرم (درست یا غلطش پای آن تحلیلگران).

حرف من در اینجا نحوه تعامل کشور ما با کره جنوبی است. طبیعتاً جمهوری اسلامی ایران باید با هر کشوری در جهان تعامل داشته باشد. مسئله واضح بعدی خصومت ما با امریکا و خصوصاً اسرائیل است. به طور واضح در عرصه سیاسی هر دو کشور سعی می‌کنند عرصه را بر دیگری تنگ کنند.
در این میان کشورهای واسط و بی‌طرف (طرفدار منافع ملی خود) سود اصلی را می‌برند. ولی این سود بنا بر سیاست‌های دو کشور متخصام می‌تواند کم یا زیاد شود. حداقل به استفاده و استثمار یک کشور بدل نشود.

وضعیت ما را با کره جنوبی در نظر بگیرید.
کره جنوبی همواره در اعمال تحریم‌های امریکا علیه ما پیشرو بوده. طبیعی هم هست، منافعش ایجاد می‌کند. اما نسبت ما با کره چطور بوده؟ چند مورد را در نظر بگیرید:

۱- نمایندگی سامسونگ در اسرائیل یک کلیپ تبلیغاتی میسازد. دو جاسوس اسرائیلی اقدام به منفجر کردن نیروگاه بوشهر می‌کنند و تبلت سامسونگ نقش اصلی را بازی می‌کند.
بعد از گذشت یک ماه ایران که بزرگترین بازار واردات محصولات کره است (آخرین آمار ۳۰ درصد به یاد دارم) به واسطه نمایندگان مجلس اعتراض می‌کند. دقت بفرمایید. نمایندگان ما به عنوان یک کشور به یک کمپانی خصوصی صرفاً اعتراض می‌کنند. در یک اقدام سیاسی مجلس اعلام می‌کند که در صورت عدم عذر خواهی (کلامی) واردات محصولات سامسونگ به ایران قطع می‌شود. هیئتی از کره جنوبی سریعاً به ایران اعزام می‌شود، متشکل از وزیر امور خارجه، اقتصاد و رئیس هیئت مدیره سامسونگ (اهمیت بازار سامسونگ در ایران را دریابید). سامسونگ ابتدا اقدام به عذرخواهی کلامی و سپس اقدام به انتشار یک بیانیه مسخره می‌کند: نمایندگی های سامسونگ زیر نظر مرکز اصلی کره نبوده و بنا بر خصوصیات جغرافیایی اقدام به ساخت تبلیغات می‌کنند اما ما سعی میکنیم مسائل بین المللی را در نظر بگیریم. (نقل به مضمون)
عکس العمل ایران همینجا پایان می‌یابد. حالا فکر کنید از یک کشور دیگر بود، چه برخوردی می‌کرد؟ حداقل درصدی از واردات را کاهش نمی‌داد؟ جریمه نمی‌کرد؟ اینجا منافع ملی حاکم بوده یا منافع فردی؟

۲- با بالا رفتن قیمت دلار خبر قطع شدن تخصیص ارز پایه و همچنین ممنوعیت واردات لوازم خانگی به مدت محدود شنیده می‌شود. همزمان روزنامه‌ها عکس‌هایی از شرکت‌های نمایندگی سامسونگ و ال جی نمایش می‌دهند. در عین اینکه تمامی مغازه‌ها پر از اجناس است، انبارها نیز تا حداکثر ظرفیت پر است. حتی عکس‌هایی از اضافه شدن جنس جدید به انبارها مشاهده می‌شود. نه سامسونگ و نه ال جی خبری رسمی از کمبود وجود کالا نمی‌دهند اما در کمال ناباوری اقدام به احتکار محصولات خود می‌کنند تا با بالارفتن قیمت سود بیشتری ببرند (حالا شاید این فقط اقدام نمایندگی‌ها باشد).
مثلاً در مورد کولرهای اینورتر اعلام می‌کنند به دلیل ممنوعیت، واردات نداریم اما بعداً معلوم می‌شود با تثبیت قیمت بالاتر، بازار پر از این محصولات است.
چرا این دو شرکت به راحتی محصولات خود را وارد ایران میکنند؟

۳- سامسونگ طی ایمیلی به کاربران ایرانی خود اعلام می‌کند که خدمات فروشگاه آن تا چند روز آینده برای آنها غیر فعال خواهد شد. کشوری که یکی از بزرگترین بازارهای بی‌رقیب محصولات اوست. نمایندگان مردم در اینجا چه می‌کنند؟ بهانه سامسونگ تحریم‌های بین المللی علیه ایران است. اما نکته اینجاست چنین تحریمی در حیطه‌ی تحریم‌های سازمان ملل (بین المللی) نیست و فقط شامل تحریم‌های امریکا می‌شود. یعنی اعمال سیاست های امریکا علیه ایران حتی در سطح سامسونگ. مدافعان منافع ملی ما چرا ساکتند؟

انتهای کلام

تلویزیون پارس را به یاد می آورید؟ کارخانه ای که با مونتاژ محصولات گروندیک آلمان تلویزیون های مونتاژ ایرانی تولید می‌کرد. کم کم تمام فروشگاه‌های آن جمع شدند و امروز نامی از آن وجود ندارد. تلوزیون پارس، یک تولید ملی بود. آیا مردم از آن حمایت نکردند؟ در خانه ما دو تلویزیون پارس وجود داشت.

کفش ملی و بلا که از زمان شاه مانده بودند را بیاد می آورید؟ در دهه ۷۰ هنوز کفش‌های محبوب ایرانی بودند و هنوز بازار چین به ایران هجوم نیاورده بوده. آیا مردم از آن حمایت نکردند؟

آیا حمایت از تولید ملی و بهتر بگویم منافع ملی فقط دست مردم است؟ نمایندگان قانونگذار و دولتها چه نقشی دارند؟ آیا ۳۰ سال مردم از ایران خوردرو و سایپا حمایت نکردند؟ حمایتی دیوانه وار.
خرید انحصاری محصولات آنها به قیمت حداقل دو برابر واقعی.

چرا امروز باید چنین وضعیت ذلیلانه‌ای در مقابل کشوری مثل کره داشته باشیم… آیا عدم جریمه و ممنوعیت واردات محصولات سامسونگ را به خاطر مردم اعمال نکردند یا به خاطر جیب خودشان؟ امروز حتی سامسونگ هم به ایرانی جماعت دهن کجی می‌کند و من و تو به خاطر سیاست‌های فشل خارجی کشور و عدم وجود مجلس قاطع می‌رویم در صف تحویل گلکسی اس ۴؛ شو تبلیغاتی جومونگ را بیاد دارید؟

آیا به سیل خرید سریال‌های کره‌ای و پخش آن از طریق رسانه ملی متوجه شده اید؟ آیا کره سریال‌های ما را در آنجا پخش می‌کند که ما باید داستان‌های حماسی استقلال یافتن یک دهکوره به اسم چوسان را تماشا کنیم؟
خبر دارید در برخی روستاها مردم اسم جومونگ بر کودکان خود گذاشته اند؟ خبر دارید مردم همان روستاها و فرزندانشان اسم چوسان و سئول و جومونگ را بهتر از تنگستان و هرمز و کوروش و میرزای شیرازی بلدند؟ یانگوم را بهتر از پروین اعتصامی می‌شناسند؟
از سفرهای مکرر (سه مرتبه را تلویزیون نشان داد) رئیس رسانه ملی به کره خبر دارید؟
آیا این مسائل را می‌شود به انرژی هسته ای ربط داد؟ یا باید به این فکر کنیم که برخی نمایندگان کشور یا برخی مسئولین سود خاصی از این ارتباط خفت بار می‌برند؟
_____________________________________
پ.ن : زمان انتخابات ریاست جمهوری این مسائل را از یاد نبرید، کار بلدی و تیم قوی هم یکی از خصوصیات مهم رئیس جمهور است (فقط به اخلاق توجه نکنید).
مرتبط : http://www.jahannews.com/vdcdko0x5yt0jz6.2a2y.html

، ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲
در گروه: اقتصادی, سیاسی

۱ Comment :, , , , more...

حامیان احمدی‌نژاد از قشر نومتوسط روستازاده

، ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۲

مقدمه
پیشتر خانم +بهاره آروین مطلبی با عنوان “لشکر یارانه‌ای احمدی‌نژاد” به نقل از رادیو زمانه منتشر کرد، که بحث زیادی برانگیخت. چون مقاله رادیو زمانه منبع مشخص نداشت، و با تصورات قشر متوسط تضاد جدی داشت، بعضی تصور کردند که مصاحبه‌ها فرضی بوده است.
مطلب زیر، مکالمه شخصی بنده با یک فروشنده میدان تره‌بار شهرداری تهران در یکی از محلات شمال غرب تهران است. فروشنده مزبور – مانند اکثر فروشنده‌های میادین شهرداری – شهرستانی بود. پیشتر بارها سخنان مشابهی رو از راننده تاکسی، مسافرکش موتوری و دیگران شنیده بودم؛ اما این مکالمه، حاوی اطلاعات دست اولی از تفکرات و استدلال‌های حامیان عوام احمدی‌نژاد است.

مکالمه با فروشنده شهرستانی تره بار
* آقای مشتری: نامفهوم (در حال پرداخت پول)
* فروشنده: حالا بذار رئیس جمهور بعدی بیاد، می‌بینی که یارانه‌ها رو قطع می‌کنه.

– من: یعنی هنوز کسی هست که از احمدی‌نژاد طرفداری کنه؟ [خدایا منو ببخش :دی]
* ف: خداییش خیلی کار کرد، زحمت کشید، دست خیلی‌ها رو هم قطع کرد. به خدا اگه دوباره هم کاندید بشه، بهش رأی می‌دم.

– یارانه‌ها که واسه شما چیزی نمی‌شه.
* چرا چیزی نمی‌شه؟

– درآمدی که شما دارین، قابل مقایسه با پول یارانه‌ها نیست. لابد خانواده پرجمعیتی دارین؟
* شاید برای شما چیزی نمی‌شه؛ ولی واسه خیلی‌ها مهمه. ما اینجا ماهی 2 میلیون باید اجاره بدیم. کلی هم عائله داریم.

– خب هر چی هم قیمت خرید بره بالا، شما هم قیمت فروشتون بالا میره.
* نه آقا! ما هم فروشمون کم می‌شه. اونا تاجرای بازاری هستن که براشون هیچ فرقی نداره.

– باز شما قیمت فروش‌تون بالا می‌ره. ما که حقوق‌مون ثابته.
* آره خب، بیچاره اونا که حقوق ثابت دارن.

– زمان احمدی‌نژاد اقتصاد به گند کشیده شد.
* اینا همش تقصیر خودشونه، نمی‌خوان بذارن کار بکنه. دست همشون رو بریده.

– دست کیو بریده؟ این همه اختلاس تو دوره‌اش شد.
* آقا شما می‌دونی تو همین مجلس، همه از تأمین اجتماعی سهم داشتن؟ عضو هیأت مدیره بودن، حقوق 3 میلیونی می‌گرفتن؟ احمدی‌نژاد دست همه‌اشون رو قطع کرد. برای همین باش بدن. همشون تو شرکت‌های دولتی بودن.

– از اون لحاظ که دست همشون تو یه کاسه است. احمدی‌نژاد هم یه سری دیگه رو آورد.
* نخیر آقا. یادت هست اون اولش، تا شیش ماه نذاشتن وزیر نفت تعیین کنه؟ به خاطر این بود که همه پروژه‌های نفتی دست پسر ……. بود. نمی‌خواستن از دستشون خارج بشه. …….. بوووووووووووووووووق …..

– این همه گرونی شد، همه روستاها رو خراب کرد. اینا چیزی نیست؟
* نه آقا، بیخود می‌گن. تو روستاها الان وضع همه توپه، هر کسی حداقلش یه نیسان داره.

– پس این همه می‌گن کشاورزی مملکت رو به گند کشید، اینا چیه؟
* اگر وضع کشاورزی بد شده، پس از کجا وضع‌شون خوب شده؟ خب بهشون رسیدن دیگه. بیا بریم روستای خودمون نشونت بدم. همه روستاها آباد شدن.

[خانمی امروزی پس از خرید از غرفه میوه، در حال گذر است. نمی‌دانم مکالمه ما رو شنیده، یا از ظاهر اجتماعی فروشنده حدس زده حامی احمدی‌نژاد است]
* خانم عابر به فروشنده: با این رئیس جمهورتون که مملکت رو به این روز انداخت.
* فروشنده: مگه رئیس جمهور شما نیست؟
* خانم: نه دیگه، شماها آوردین‌ش اون بالا. [خانمه انگار که بوی بدی شنیده، کله‌اش را تکان می‌دهد و در همان مسیر خودش می‌رود]

* من: از کجا می‌دونست احمدی‌نژادی هستی؟
* ف: نمی‌دونم. لابد ذهن منو خونده.

– ما که می‌بینیم می‌گن همه باش دشمنن، همه از وضع مملکت شاکین. شما چطور حامی‌ش هستی هنوز؟
* هر کسی خب نظر خودش رو داره دیگه؛ ما هم نظرمون اینه.

– تو این انتخابات به کی رأی می‌دی؟
* نمی‌دونم، باید ببینم کی میاد، تا ببینم به کی رأی بدم. کسی که یارانه‌ها رو قطع نکنه، دست دزدا رو قطع کنه.

– الان که همه کاندیداها معلومن. قالیباف، لاریجانی، مشایی، کی؟
* [سری تکان می‌دهد و با تردید می‌گوید] قالیباف که خداییش تو تهران بد کار نکرده.

– مشایی چطور؟
* باید ببینم چه گروهی پشت سرشه، چی کار می‌خواد بکنه. خودت به کی رأی می‌دی؟

– من هنوز نمی‌دونم.
* همه غر می‌زنن. من خودم از کارم راضی نیستم، شما هم نیستی، بقیه هم همین طور. مهم اینه که کی درست کار می‌کنه.

– حساب ما چند شد؟
– محض اطلاعت، من خودم هم به احمدی‌نژاد رأی دادم.

می‌خندد، حساب می‌کنم و به سمت خانه برمی‌گردم.

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

در مسیر از جلوی دانشگاه آزاد واحد ……… عبور می‌کنم. بیش از هزار – هزار و پانصد ماشین پاژیرو، زانتیا، یاریس، 206 و پراید در اطراف و وسط خیابان پارک کرده تا امیدهای قشر متوسط و مرفه جامعه با خیال راحت در دانشگاه تحصیل کنند! رانندگان 18 تا 25 ساله، از ماشین‌ها سوار و پیاده می‌شوند؛ با دوست دخترها و دست پسرهایشان صحبت می‌کنند. دخترا بی‌حجاب و چادری و …….
سیاوش می‌خواند : می‌رم از شهر تو با یه کوله بار از خاطره؛ و من با خودم فکر می‌کنم اینها سال 88 به کی رأی دادن؟ آیا اگر منابع کشور به نفع حاشیه‌نشین‌ها جریان پیدا کند، چقدر به “ممه‌ای که لولو برد” زاهدند؟ اگر منافع کشور برای استقلال کشور هزینه شود، چقدر اهل تحمل‌ند؟ چقدر برای رأی فروشنده روستایی‌زاده ارزش قائل‌ند؟  ….
در همین افکار، به نزدیک خانه می‌رسم؛ شقایق‌ها و گل زردهای خودرو کنار دیوار و گوشه خرابه‌ها را می‌بینم و سیاوش می‌خواند : رفتی و آدمکا رو جا گذاشتی؛ راست می‌گوید. با خودم عهد کرد‌ه‌ام هر چقدر هم جزو قشر متوسط باشم، دغدغه‌های شهرستانی خودم را حفظ کنم و دغدغه‌های آدمکا را برای خودشان بگذارم. #اومانیسم_روستایی بیشتر به من حال می‌دهد؛ منی که شقایق خودرو می‌پسندم!

نتیجه گیری

1- احمدی‌نژاد بر خلاف توهم تکثیر شده توسط احزاب و اشراف، هنوز پایگاه بسیار زیادی بین مردم قشر ضعیف و نیز قشر متوسط برخواسته از حاشیه داره. کلا این جنگ فقر و غنا که خمینی مطرح کرد، محتوای زیادی برای بحث داره. زمانی یک راننده تاکسی سرویس با افتخار در مورد حمید رسایی صحبت می‌کرد، می‌گفت “این آخونده با جرأت تو مجلس گفته که چرا پرونده‌های پسر ……. مطرح نمی‌شه؛ کلی حرف‌های دیگه هم زده.” [خدا منو ببخشه، برای اون هم ژست مخالف گرفتم 🙂 ]

2- استدلال‌های مطرح شده توسط قشر ضعیف و مستضعف، گداصفتانه نیست. آنها اوضاع سیاسی را به دقت رصد می‌کنند، و از عضویت افراد در هیأت مدیره‌ها، قراردادهای نفتی، تحصیل آقازاده‌ها در اروپا و سایر موارد باخبرند. با سختی‌های ناشی از سیاست خارجه مشکلی ندارند، از مانور تجمل مسؤولین دل‌شان به درد می‌آید. به رغم همه تبعیض‌ها، دانسته از نظام حمایت می‌کنند؛ و البته به امثال احمدی‌نژاد برای پالایش کشور دل بسته اند.

3- آنها یارانه را به عنوان صدقه نمی‌بینند، بلکه به عنوان بخشی از عدالت احمدی‌نژاد می‌بینند. آنها می‌دانند که منابع کشور سال‌ها خرج رفاه و ثروت دیگرانی شده، و حال سهم‌ها اندکی عادلانه‌تر تقسیم می‌شود. لذا گرانی کمتر به چشم‌شان می‌آید، چون عادت کرده‌اند به روزی‌شان قناعت کنند. زمان هاشمی هم گرانی شدید بود، اما آن زمان کسی دغدغه آنها را نداشت.

4- امروزه قشر حامی احمدی‌نژاد، احساس عزت و غرور می‌کنند. پیشتر امثال این آدم‌ها در یک محله بالاشهر، خفه می‌شدند و موضع خود را ابراز نمی‌کردند. اما الان با افتخار از رأی دادن به او صحبت می‌کنند.

5- مخالفان احمدی‌نژاد، هر چقدر که کارشکنی می‌کنند؛ بیشتر از این مردم فاصله می‌گیرند. هشت سال از کابینه 84 گذشته، و مردم هنوز در خاطرشان هست که کدام وزیر رد شد، و کدام تأیید شد. در مورد استیضاح وزیر رفاه، به تفاسیر رسمی اعتماد نمی‌کنند. تخریب‌کنندگان احمدی‌نژاد، لگد به بخت خودشان می‌زنند.

6- عوام هم هنوز تصمیم نگرفته‌اند. لحظه به لحظه دارن مواضع، سخنان، و رفتارهای کاندیداها رو رصد می‌کنن. برنامه‌ها، حرف‌ها، رأی‌های رد و تأیید، تمام در حافظه مردم ثبت و ضبط شده و در دادگاه انتخاباتی خلق علیه‌شون استفاده خواهد شد. در لحظات آخر، بر اساس انتگرال رفتارهای افراد در تمامی سال‌های پس از جنگ، در مورد آنها قضاوت می‌کنند. منتخب نهایی مردم، کاملا آگاهانه انتخاب خواهد شد و بازی‌های ائتلافی و قرتی‌بازی‌های ریشوانه تأثیری در آن نخواهد داشت.

#عدالت_وانتخابات #عدالت_اجتماعی #انتخابات۹۲ #انتخابات_ریاست_جمهوری_1392

، ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۲
در گروه: اجتماعی, اقتصادی, خاطره, سیاسی

۲ Comments :, , , , , , , more...