اجتماعی

کلیپ «از خون جوانان وطن» 1394 / علیرضا قربانی

، ۳۱ خرداد ۱۳۹۴

 

یوتیوب:  https://youtu.be/W3z_tMGVZYs

دانلود مستقیم:  http://media.ageofinheritors.com/2015/Az_Khoon_e_Javanan_e_Vatan_2015.mp4

این کلیپ آخرین ساخته‌ی دست‌اندرکاران سریال درام مستند «آخرین روزهای زمستان»؛ داستان زندگی شهید حسن باقری؛ است که به یاد شهدای وطن ساخته شده است. تقدیم به ۱۷۵ شهید جاویدان که پیکر آنان بعد از ۲۹ سال در آغوش وطن آرام خواهد گرفت.

خواننده: علیرضا قربانی
شاعر: عارف قزوینی
آهنگساز و تنظیم کننده: حبیب خزایی فر
نویسنده و کارگردان: محمد حسین مهدویان

 

، ۳۱ خرداد ۱۳۹۴
در گروه: اجتماعی

Leave a Comment more...

«لایف استایل» یعنی «سبک زندگی»؛ اسلامی و غیراسلامی بودنش به عهده‌ی ماست

، ۳۰ فروردین ۱۳۹۴

مهمترین علت در حاشیه ماندن علوم انسانی در ایران، عدم استقبال مردم، سیاستگذاران یا مسوولان نیست؛ بلکه غیرعملی بودن نظریه‌های اجتماعی ـ فرهنگی آن است. به عبارت دیگر، نظریه‌های فعلی علوم انسانی در ایران، اگر چه «غیر واقعی» (unrealestic) نیستند، نمی‌توان آنها را در زمره‌ی نظریه‌های کاربردی (practical) بر شمرد.

نظریه‌هایی که از درگاه علوم انسانی صادر می‌شوند و می‌خواهند نسخه‌ای جامعه‌شناختی یا فرهنگی برای ایران بپیچند، باید نشانی دقیقی از معضلات کنونی را در خود داشته باشند و پاسخی کاربردی به خواسته‌های اجتماعی بدهند. تئوری‌هایی که صرفا بر گرفته از کتاب‌ها قطور و تخصصی مذهبی و علوم انسانی و در بر گیرنده‌ی آرزوهای مدینه‌ی فاضله باشد، لاجرم به بایگانی «غیر کاربردی» رفته، حتا در زمانی که امکان پیاده سازی آنها نیز فراهم شود، سخت می‌توان آنها را باز یابید.

مطلب “سبک زندگی اسلامی ربطی به «لایف استایل» ندارد” [ http://j.mp/hijab2015_b ، پیوست ذیل همین نوشته]  نوشته‌ی آقای مجتبی دانشطلب یکی از این مطالب واقعی اما غیر کاربردی است. نوشته با این جمله شروع می‌شود که: «مفاهیم و مناسک اسلامی نباید با شیوه زندگی جدید تطبیق [داده] بش[ـو]ند.» که یک اصل فقهی است و البته مُخِلّی یا مُحِلّی برای زندگی اجتماعی ایرانیان نیست. اما مشکل از آنجا شروع می‌شود که نویسنده، اولا یک معضل اجتماعی را به غلط نشانی می‌دهد و ثانیا به جای طرح یک راه حل کاربردی، به تخطئه‌ی نظریات دیگران (و حتا خود آن دیگران!) می‌پردازد و می‌خواهد با تکرار تئوری‌های خود، بدون توجه به پراکتیکال (کاربردی) بودن آنها در جامعه‌ی امروز ایران، ادعا کند که راه حل در کلام او جای دارد و بس.

نویسنده می‌گوید: «…حاضرند اندیشه غیراسلامی حاکم بشه و به برهنگی آزادی بده تا پوشش اسلامی اون‌ها نشانگر انتخاب و تمایزشون از دیگران باشه.» نسبت دادن چنین حرفی به منتقدان «حجاب اجباری» همان نشانی غلط به معضل «بدحجابی / بی‌حجابی» و عدم کارکرد «حجاب اجباری» در ایران است. جدای از اینکه روشی غیر علمی در تخطئه‌ی طرف مقابل با نسبت دادن ادعایی به اوست که در واقع او چنین ادعایی نکرده است!

نویسنده سپس در جای دیگر، مشکل طرف مقابل را در «گیر کردن در دوگانه سنت – مدرنیته» می‌داند و این نظریه‌اش را بسط می‌دهد و سپس آنها را «آدم‌های رفاه زده»، «تازه به دوران رسیده»، و «اون‌هایی که اعتماد به نفس مذهبی ندارند و نسبت به روشنفکرها و سکولارها دچار احساس حقارت هستند» می‌شمرد.

در پانوشت، نویسنده نظرش را در مورد تعریف «سبک زندگی اسلامی» می‌نویسد و تشریح می‌کند.

خوب چه چیزی در این میان گم شده است؟ بله، معضلی به نام «حجاب اجباری» که برای دیدن آن، کافی است در هر شهری – و نه فقط در تهران، حتا شهرهای مذهبی ایران – به کوچه و خیابان برویم، مردم را ببینیم و اگر چهره‌مان شبیه ماموران امنیتی نیست، اندکی نیز پای حرف مردم بنشینیم. «حجاب اجباری» یک معضل واقعی است در ایران برای هر دو گروه معتقد و غیر معتقد به حجاب. باید آن را ببینیم. و بعد، بدون تخطئه‌ی افرادی که راه حلی «کاربردی» برای حل آن ارایه می‌دهند، اگر می‌توانیم، راه حل بهتر و البته کاربردی‌تری ارایه دهیم.


پانوشت:  این پاسخ، در حیطه‌ی یک گفتگوی طلبگی است و قطعا چیزی از ارادت و تواضع بنده نسبت به آقای+مجتبی دانشطلب ([email protected]) ([email protected]) کم نخواهد کرد.

مطلب مربوط و کامنت‌های ذیل آن: http://j.mp/hijab2015_a

 


پیوست

سبک زندگی اسلامی ربطی به «لایف استایل» ندارد

نوشته‌ی مجتبی دانشطلب در j.mp/hijab2015_b
مفاهیم و مناسک اسلامی نباید با شیوه زندگی جدید تطبیق بشند. مثلا وقتی زیارت تبدیل به سبک زندگی (Lifestyle) می‌شه بخشی از الگوی لذت گرایی و هویت طلبی شده، روح خودش رو از دست می‌ده و شکل یک مناسک معنوی رو پیدا می‌کنه که هدفش رسیدن به آرامش روانی و تمایز اجتماعی است. حتی تفاخر به این زیارت هم با تفاخر سنتی متفاوته و بیشتر طنین طبقاتی و اقتصادی داره.

بعضی‌ها می‌خوان حجاب رو هم وارد این الگو کنند، یعنی حاضرند اندیشه غیراسلامی حاکم بشه و به برهنگی آزادی بده تا پوشش اسلامی اون‌ها نشانگر انتخاب و تمایزشون از دیگران باشه. این نوع نگاه زیارت رو در حد تفریح و حجاب رو در حد مُد اسلامی پایین می‌آره، و در کل حضور اجتماعی اسلام رو به شکلی از مصرف و روابط دلخواه تقلیل می‌ده. کسانی که همچین نگاهی به دین دارند اگر در ظاهر هم انقلابی یا وصل به حکومت باشند در واقع دغدغه دینِ اجتماعی ندارند و نسبت به لایه‌های عمیق‌تر سیاست بی‌توجه‌اند.

ریشه این نگاه گیر کردن در دوگانه سنت – مدرنیته است، به این معنی که زندگی سنتی اعتبارش رو از دست داده و فقط سبک زندگی جدید ارزش داره. طبیعیه که وقتی سنت کهنه و دمُده دیده بشه مفاهیم و مناسک دینی از بستر خودشون دور می‌افتند و ذیل الگوی جدید بازسازی می‌شند تا باکلاس، دلخواه، یا معقول به نظر بیاند. مراجع فکری سنتی هم از بین می‌رند و جاشون رو تواضع در برابر امر جدید و خواست فردی می‌گیره.

این نوع نگاه بیشتر از اونکه ریشه فکری داشته باشه زمینه روانی داره، آدم‌های رفاه زده، تازه به دوران رسیده، و اون‌هایی که اعتماد به نفس مذهبی ندارند و نسبت به روشنفکرها و سکولارها دچار احساس حقارت هستند بیشتر به بازتعریف مفاهیم و مناسک دینی رو می‌آرند. شاخصه فکری‌شون هم فرار از بحث‌های تاریخی و هویت اجتماعی (ملی و شیعی) و اهمیت دادن به جلوه‌ و نمایش دین برای دیگرانه.

توضیح ضروری: سبک زندگی یک اصطلاح انتقادی و حاکی از انتخاب نوع مصرفه، که هم فردگرایانه است و هم طبقه متوسطی. اصطلاح سبک زندگی رو‌ چپ‌ها به دلیل اینکه مفهوم مارکسی طبقه دیگه برای توصیف تمایزات اجتماعی کارایی نداشت استفاده کردند. با این حساب سبک زندگی اساسا ماهیت مادی داره و هدفش احساس رضایت و شخصیت پیدا کردن و به کار گرفتن حق انتخاب با نوع مصرفه.

اما در ایران این اصطلاح به نحو دیگه‌ای متداول شده و وقتی از سبک زندگی اسلامی حرف می‌زنند از معنایی صحبت می‌کنند که به نفع فرهنگ آخرت‌گرای ایرانی – اسلامی در اون تصرف شده. وقتی می‌گیم زندگی دینی نباید تبدیل به سبک زندگی (Lifestyle) بشه منظور معنای اوله و وقتی از سبک زندگی ایرانی – اسلامی حرف می‌زنیم منظور معنای دوم و بومی هست که جنبه تاریخی هم داره.

، ۳۰ فروردین ۱۳۹۴
در گروه: اجتماعی

Leave a Comment :, , more...

لولو خورخوره‌ی رؤیاهای دیگران نباشیم

، ۱۲ فروردین ۱۳۹۴

افرادی که گمان می‌کنند پس از امضای موافقتنامه‌ی هسته‌ای بین ایران و ۵+۱، گشایش عظیمی رخ خواهد داد، طیف گسترده‌ای را تشکیل می‌دهند. در این طیف از دولتمردان، سیاستمداران، استادان دانشگاه‌ها، و دیگر مشاغل ریز و درشت هستند تا کارمندان و کارگران و مردم کوچه و بازار.

مایی که واقعیتگراییم (و ما که می‌گویم، یعنی همین اقلیت #دلواپس ) و تاریخ معاصر و رفتارهای چند دهه‌ی اخیر آمریکایی‌ها با دیگر کشورها را خوانده ایم و دیده ایم و از یاد نبرده ایم، طبیعتا ظن دیگری داریم. ظنی که بر پایه‌ی یک واقعیت مشخص شکل گرفته است: «نگرانی آمریکا و غربی‌ها، ایران هسته‌ای نیست؛ نگرانی آنها، جمهوری اسلامی قدرتمند است.»

جمهوری اسلامی قدرتمند، کابوسی است که غرب به هر قیمتی باید از به حقیقت پیوستن آن جلوگیری کند، موضوع هسته‌ای هم اگر تمام شود (اگر!) بهانه‌های دیگر بسیار است…

اما ما ـ مای واقعیتگرا ـ لازم است بدانیم که برای چه کسی سخن می‌گوییم. مستمعان سخنانمان را می‌توان در سه گروه عمده جای داد:

۱- منتفعان توافقنامه
آن به اصطلاح استاد غربگرایی که در عین تکیه زدن به کرسی استادی دانشگاه، تحلیل‌هایش از هیجانات کف خیابان فراتر نمی‌رود و شناختش از غرب حتا در حیطه‌ی جغرافیا هم لنگ می‌زند؛ یا آن سیاستمداری که مدام نگران رای آینده‌ی حزب و قبیله‌اش و بقا در قدرت است که این مهم (!) بدجوری به امضای آن توافقنامه‌ گره خورده است (توافقنامه‌‌ای که هر چه باشد و هر امتیازی داده باشد، بودنش بهتر از نبودنش است!)؛ یا آن سرمایه‌دار متصل به صدر قدرتی که مترصد است با امضای توافقنامه، دلارهای نفتی را کرور کرور بدهد و ما یحتاج نامرغوب برای طبقه‌ی متوسط و اجناس لوکس برای طبقه‌ی نوکیسه وارد کند و کمر تولید را بشکند؛ یا آن آقازاده‌ای که با برطرف شدن تحریم‌ها موقعیت بهتری برای انعقاد قرادادهای نفتی و صنعتی و بالاکشیدن پورسانت آنها می‌یابد؛ یا آن روزنامه‌نگاری که پول می‌گیرد تا پلشتی آیت‌الله‌های خود آیت‌الله خوانده را زیبایی محض جلوه دهد و روح و قلمش در خدمت طالبان قدرت است؛ اینها همگی مستمع سخن ما هستند، اما تنها به یک دلیل و آن هم آنکه با دستگاه گرانقیمت رسانه‌ای ـ تبلیغاتی خود که با پول‌های حرام و دانش‌واره‌های نادرستشان تغذیه می‌شود، منطق و نگرانی ما را لجن مال و صورت اربابانشان را بزک کنند. اینها مستمع ما هستند، اما ما برای آنها سخن نمی‌گوییم.

۲- صاحبان فراموش شده‌ی انقلاب فراموش شده
مستضعفان و حاشیه نشینان شهرها و روستاها. مردمی که تا دست به خودسوزی نزنند، یا تا جنگی نشود و نیاز به دفاع از انقلاب نباشد، به چشم کسی نمی‌آیند. همان‌هایی که نه از پورسانت قراردادهای تریلیاردی پروژه‌های نفتی سهمی عایدشان می‌شود و نه از سرمایه‌گذاری‌های میلیاردی آستان قدس رضوی و نه از بودجه‌های عظیم و عجیب موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی! این‌ها به تجربه و فراست دریافته‌اند که سر و صدا بر سر امضای توافقنامه‌ای میان گرگ‌های جنگل جهانی و چوپانان ساده‌لوحشان، هیاهو برای هیچ است. توافق یا عدم توافق، آنها می‌مانند و انقلابی که از کفشان ربوده شده است و تلاش هر روزه برای زنده ماندن در کاپیتالیستی‌ترین کشور اسلامی دنیا! اینها مستمع سخنان ما نیستند چون باید از قبل از طلوع خورشید تا نیمه شب به دنبال لقمه نانی برای زنده ماندن بدوند و اصولا فرصتی برای شنیدن تحلیل‌ها و نظرات عده‌ای شکم سیر، ندارند.

۳- رؤیا پردازان
گروه بزرگی از قشر میانی و گروه اندکی از قشر نوکیسه. تحت تاثیر تبلیغات دروغین گروه اول، این مردم گمان می‌برند که امضای توافقنامه‌ی هسته‌ای گشایش بزرگی در زندگی آنها خواهد داشت. تاجری که گمان می‌کند او نیز سهمی از سفره‌ی رانت‌ها و پورسانت‌های آقایان و آقازاده‌ها خواهد برد؛ یا مغازه داری که فکر می‌کند امضای توافقنامه، موجب رونق کار و بارش خواهد شد؛ یا کارمندی که گمان می‌کند نسبت افزایش حقوقش به تورم در انتهای سال، از سی درصد فراتر خواهد رفت؛ یا خانواده‌ی بیماری که می‌پندارند با امضای نوافقنامه، داروی بیمار عزیزشان فراوان و ارزان می‌شود؛ یا آن دانشجویی که نمونه‌ی زنده‌ی «نحوی» داستان مولوی است و به جای آنکه علم، معرفتش را بالابرده باشد، پرده‌ای از کبر بر چشمان و گوش‌هایش تنیده است و با تعطیلی عقلش، سخنان اساتید کم‌دانش گروه اول را باور می‌کند؛ این مردم، همگی رؤیایی در سر دارند و اتفاقا حرف‌های ما را نیز، فقط همین گروه می‌شنوند.

باید قبول کنیم: انسان‌ها با رؤیاهایشان به آینده سفر می‌کنند؛ گروهی با رؤیاهای صادقه و گروهی با رؤیای‌های کاذبه. ما سعی خود را برای بیدار کردن افراد از رؤیاهای دروغین انجام داده ایم. گفتیم مساله‌ی هسته‌ای صرفا یک بهانه است و مشکل غرب با اصل جمهوری اسلامی ایران است. نشان دادیم که قوانین و قواعد بین المللی برای موجه کردن ظلم غربی‌ها وضع شده است، نه احقاق حق محقان و مستضعفان. تاریخچه‌ی بدقولی‌های غربیان و آمریکایی‌ها را بیرون کشیدیم. راه حل جایگزین و کارا هم ارایه کردیم: قوی شویم! با استفاده از «اقتصاد مقاومتی» و «مبارزه‌ی جدی با فساد»، قوی شویم! و وقتی قدرتمند شدیم، قواعد بازی جنگل گهانی را بر هم بزنیم.

ما وظیفه‌ی خود را انجام داده ایم. اما اگر قراردادی منعقد شد، جشن و پایکوبی‌ای به پا گشت و مردم در رؤیای زندگی بهتر به دست‌افشانی پرداختند، حق نداریم که رؤیاهای آنها را ببلعیم و این اندک شادی زودگذر را نیز از آنها بگیریم. ما باید بیم و غم ناشی از وقوف به واقعیات را در دل‌هایمان سر بسته نگاه داریم، لبخندی بر روی صورت نقاشی کنیم، دست صاحبان فراموش شده‌ی انقلاب را نیز بگیریم، و همراه با رؤیا پردازان در جشن شادی زودگذری که «منتفعان توافقنامه» به زیبایی برایشان برپا خواهند کرد، شرکت کنیم و برقصیم. برقصیم و چرخ بزنیم و برقصیم، آنچنان که کسی به غم‌های درونیمان پی نبرد.

boogie-man-rise-of-the-guardians_2012-1-2996x2353

، ۱۲ فروردین ۱۳۹۴
در گروه: اجتماعی, سیاسی

Leave a Comment :, more...

ابعاد پروژه بت آمریکایی (American idol)

، ۲۶ آذر ۱۳۹۳

در این پروژه به جای تراشیدن بت های چوبی، بازیکنان ورزشی و بازیگران و خوانندگان معروف جای بت ها را خواهند گرفت
و مردم از فرط علاقه لباس پوشیدن و خوردن و رفتار و تجمل گرایی و سکس و سیگار و رنگ و موسیقی و … را از بت های جدید و مدرن تقلید میکنند.
کاری که بت های چوبی نمیتوانستند بکنند.

800px-American_Idol_logo.svg

 

بت های مدرنی چون
بازیکنان ورزشی از جمله ستارگان فوتبال و ان‌بی‌ای و بوکسور ها و کشتی‌کج‌کارها و …
و هنرمندان از جمله بازیگران و کارگردانان و …
و خوانندگان سبک های مختلف و نوازندگان و دی جی ها و …
در این پروژه جای بت های کلاسیک را خواهند گرفت
که بسیار بیشتر از آن ها می توانند پرستندگان را همراه خود کنند.

به عنوان نمونه در زمینه نوازندگان هرساله در یک رای گیری بت های سال انتخاب و زندگی شخصی و علایق آن ها در وبسایت بت آمریکایی americanidol.com و دیگر رسانه ها قرار میگیرد.
دو شرکت صهیونیستی فورد و کوکاکولا هم از این برنامه پشتیبانی می کنند.
البته که اهدای جایزه اتومبیل فورد به برنده این مسابقات تبلیغات خوبی برای فورد به حساب می آید.

Photo Credit: Michael Becker/FOX

 
برای نمونه ای دیگر می توان به X Factor با اسپانسر هایی چون جنرال موتورز و پپسی (هردو شرکت صهیونیستی) که جایگزین مسابقات Pop Idol شده است اشاره کرد.

در بسیاری از کشورهای جهان سری مسابقات انتخاب Idol برگزار می شود.
http://en.wikipedia.org/wiki/Idols_%28TV_series%29
البته سری مسابقات Idol تنها مسابقات انتخاب بت ها نیست و بسیاری مسابقات دیگر نیز در زمینه برنامه های تلویزیون واقع‌نما در جریان است
http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_reality_television_show_franchises

The_X_Factor_world_map2

 

مواردی که از بت های آمریکایی استفاده می شود جالب توجه است.

تبلیغات کالا و مد

سلیقه های این افراد در زمینه پوشش و علاقه مندی های دیگر به صورت گسترده ای تبلیغ می شود
به طوری که تمامی طرفداران و پرستندگان این بت های مدرن کلیه علایق بت شان را از حفظ می دانند
و هرکدام آرزوی لباس ها و ساعت و ماشین این بت ها را در ذهن می پرورانند
ایجاد مد های جدید لباس به راحتی با این بت ها انجام می شود
اگر آن بت آدیداس بپوشد پرستنده هم آدیداس پوش خواهد شد
اگر فلان مارک عینک آفتابی را بزند پرستنده نیز همان را بسندد
اگر فلان مدل مو را داشته باشد پستنده نیز آنگونه آرایش می کند
کسی هم از خود نمی پرسد که سلیقه یک بازیکن یا بازیگر یا خواننده با سلیقه یک انسان عادی چه فرقی می کند.

Untitled-1-2

 

هدایت اعتراضات اجتماعی

درست در زمان اوج اعتراضات خبر حمایت یک بازیکن از کمپین “نمیتوانم نفس بکشم” با لباسی که این جمله روی آن حک شده در سراسر خبرگزاری های غربی کار می شود و مردمی که انتظار دیده شدن در خبرگزاری ها را دارند با دیدن اینکه اعتراض فلان بازیکن به صورت گسترده در رسانه ها پوشش داده شده آرام می گیرند و به خیال آنکه صدایشان شنیده شده اعتراضات کاهش میابد.
کسی هم از خود نمی پرسد که یک بازیکن والیبال با یک انسان عادی که در راهپیمایی ها و تجمعات اعتراضی ضد نژادپرستی شرکت می کند چه فرقی دارد.

nba-icant-breathe2

 

در موارد دیگری بازیکنان فوتبال به خاطر جنایات رژیم صهیونیستی قبل از شروع بازی یک دقیقه سکوت می کنند.
بگذریم از اینکه به جای اینکه در ابتدای بازی از تک تک بازیکنان مصاحبه بگیرند که آن ها اعتراض خود را علنی بیان کنند برای نمایش اعتراض آن ها فقط سکوت می کنند.
و چه سکوت کردنی…. چقدر مورد علاقه رژیم صهیونیستی است…
و چقدر خوب است که همه در اعتراض سکوت کنند.
به صورت غیر مستقیم این بت های مدرن به مخاطبان و پرستندگان خود یاد می دهند که در اعتراض به جنایات فقط سکوت کنند.
البته مشکل فقط سکوت کردن نیست. مشکل ضریب بالای رسانه ای شدن اقدامات این افراد است که همواره باعث به حاشیه رفتن رویداد ها می شود.
کسی هم از خود نمی پرسد که بازیکنان فوتبال با یک انسان عادی که در راهپیمایی ها و تجمعات اعتراضی ضد جنایات بشری شرکت می کند چه فرقی دارد.

2223_745-2-2

 

تبلیغ و عادی سازی انحرافات اخلاقی

هر کدام از این بت ها به گونه ای از انحرافات اخلاقی دچارند…
بعضی همجنس باز و بعضی تجاوزگر از آب در می آیند.
ابتداعا این افراد بزرگ شده و پرطرفدار می شوند و حتی کمک های خیرخواهانه این افراد به فقرا و بی سرپرستان رسانه ای می شود
و وقتی به اندازه کافی پرطرفدار شدند یا خود به انحرافات خود اعتراف می کنند یا مثلا لو می رود.
البته این مسئله در رسانه ها بی اهمیت جلوه داده می شود.
طرفداران و پرستندگان این افراد هم شخصیت محبوب و خَیر خود را با این اتفاقات عوض نخواهند کرد. بلکه عقاید خود را به زشت بودن آن انحرافات عوض خواهند کرد.
کسی هم از خود نمی پرسد که انحرافات اخلاقی بازیکن فوتبال بازیگر یا خواننده چه فرقی با انحرافات اخلاقی انسان های عادی می کند که یکی ارزش خبری و ضریب بالایی در رسانه ها دارد و دیگری اصلا اشاره ای هم نمی شود.

34963_279-2

 

پ.ن:
تلویزیون واقع‌نما (در انگلیسی: Reality Television) انواع برنامه‌های زندهٔ تلویزیونی است که بخش‌هایی از زندگی آدم‌های واقعی را دنبال می‌کند.
گونه‌ای شاخص از این برنامه‌ها در ژانر مسابقات همراه با سرگرمی برمیگردد که عده‌ای باید با گذراندن مراحل مسابقه خود را به مرحلهٔ آخر برسانند.
http://en.wikipedia.org/wiki/Reality_television

پ.ن:
متاسفانه مشکل اینجاست که بعضی رسانه ها در داخل نیز دارند همان پروژه را مفتی مفتی در ایران هم اجرا میکنند…
نگاهی به تاثیرات فرهنگی فوتبالیست های ایرانی بر مدل مو و پوشش برخی از افراد جامعه این موضوع را تائید می کند
از یکی از طرفداران و پرستندگان بت های ایرانی اگر بپرسید تمام مدل ماشین های فوتبالیست ها و … را از حفظ است.
سوتی ها و تمام فحش ها و دری وری هایی که این به آن گفته و آن به این گفته را لیست می کند.
شناخت اسم و رسم خوانندگان در ایران در میان جامعه بیشتر از شناخت علما و شهداست.
برخی نوجوانان راهنمایی و دبیرستان تمام فینیشر های کشتی کج گیران را از حفظ اند.
همان بازیگرانی که با بازی نقش خانم چادری فلان سریال محبوب مردم می شود را
در بیرون که بی حجاب می بینند به جای اینکه علاقه شان به او را از دست بدهند عقاید خود را کنار می گذارند.
جومونگی که سانسور شده به مردم معرفی شده البته طرفداران بسیاری هم در ایران خواهد داشت.
پروژه ای صهیونیستی که از اساس برای کنترل ذهن مردم دنیا ساخته شده
و در تمام جهان به صورت گسترده اجرا شده توسط خود ما و با بودجه خود ما دارد انجام می شود.
متاسفانه در ایران نیز گرد و قبار این پروژه شوم بر جامعه نشسته است و فقط رسمیت ندارد.

logos

 

پ.ن:
این مطلب تنها ابعادی است که به نظر حقیر رسید.
وگرنه از این پروژه که حمایت مالی و رسانه ای گسترده ای دارد
احتمالا بیشتر از این ها استفاده شده است.

، ۲۶ آذر ۱۳۹۳
در گروه: اجتماعی, سیاسی

۱ Comment :, , , , , , , , , , , , , , , more...

راهکارهای پیشنهادی گسترش حجاب

، ۰۷ آبان ۱۳۹۳

1) لقمه های حرام ربا را از سفره مردم برداریم
و مردم را از شر آثار آن که یکیش بی حجابیست خلاص کنیم.
بانکداری مان باید اسلامی شود تا حجاب مان اسلامی شود.

 

2) حس زیبایی پسندی خانم ها را ارج بنهیم
و در طراحی لباس هایمان از رنگ ها و طرح های مختلف استفاده ببریم،
و دغدغه مان صرفا پوشیدگی باشد نه رنگ مشکی و پارچه ساده و بی طرح…

13-3-4-2014311-smal

 

3) آزادی پوشش توهمیست که اومانیسم درست کرده.
اومانیسم میگوید انسان توان تشخیص صلاح و مصلحت و تعیین دین برای خود را دارد!
باید این توهم را از ذهن ها بیرون کرد.
باید به مردم قبولاند که ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس…
که اگر کار به دست انسان باشد در خشکی و دریا فساد ظاهر می شود.
باید به مردم قبولاند که باید و نباید رعایت حجاب را از خدا و پیغمبرش بپرسند نه از خودشان!
باید به مردم فهماند که «مسلمان» باید در برابر تمام دستورات دین «اسلام» «تسلیم» باشد.
نه اینکه نومن ببعض و نکفر ببعض باشد و به بعضی دستورات دین ایمان و به بعضی کافر باشد.
نصف دین را به تشخیص اومانیستی خود بپذیرد نصفش را نپذیرد!
انسان اصالتی برای تعیین دین برای خود ندارد و حق ندارد دینی را به میل خود تغییر دهد.

 

4) ممکن است بعضی خانم ها برای جذب شوهر بی حجابی و زیبایی نمایی کنند.
که البته شوهر در این دوره و زمانه کم گیر می آید!
باید ابتدا سختی های امر ازدواج را برطرف کنیم،
و مشکلات مسکن و جهیزیه زوج ها را برطرف کنیم،
و امکانات عروسی ساده و کم خرج مانند ازدواج های دانشجویی
و سالن و مراسم ساده را بیش از پیش فراهم کنیم.
بعد از آن باید به خانم ها فهماند که
اگر برای جذب شوهر بی حجابی و زیبایی فروشی میکند

یقینا مرد لایقی به او جذب نمیشود
و پس فردا جذب زیبایی دیگری خواهد شد
و در سنین بالاتر که طراوت و زیبایی خانم از دست رفت عشق و علاقه مرد نالایق نیز از بین میرود.
درست است که شوهر در این زمانه گیر نمی آید اما با بی حجابی شوهر خوب جذب نمیشود.

 

5) بعد هم خودمان گرفتار افکار اومانیستی نشویم و شرایط ازدواج موقت را نیز فراهم کنیم
و خودمان احکام دین را تعطیل نکنیم تا دیگران نیز احکام دین مثل حجاب را تعطیل نکنند.
همانطور که حس زیبایی پسندی خانم ها را در انتخاب پوشش زیبا و رنگارنگ اما کامل ارج مینهیم،
حس تنوع پسندی آقایان را هم ارج بنهیم
و با تفکرات اومانیستی خود حقی که دین خدا برای چهار همسری قائل شده تعطیل نکنیم.
نومن بنصف دین و نکفر بنصف دین اسمش اسلام نیست.
اسلام یعنی تسلیم بودن در برابر امر پروردگار.
دختران باکره به صورت معمول سراغ ازدواج موقت نمیروند
و گوهر خودشان را خرج ازدواج موقت نمی کنند.
مگر کسانی که تنوع را ترجیه میدهند…
و البته دختر برای ازدواج موقت هم نیاز به اذن و اجازه پدرش دارد.
خانم های مطلقه ای که با قانون فعلی (1 ثانیه همخوابگی معادل ارضای جنسی) در کشور هستند
و کسی دیگر پیدا نمیشود که آن ها را ازدواج دائم کند
و تا ابد باید بدون ارضا شدن زندگی کنند راهی جز ازدواج موقت برایشان نیست.
بعضا برای جذب جنس مخالف از آرایش و بی حجابی استفاده میکنند و جامعه را به هم میریزند.

 

6) منبع اصلی اعتقادات مردم الان رسانه ها و تولیدات چندرسانه ای هستند
که جمهوری اسلامی در تولید این محصولات بسیار ضعیف عمل کرده.
شما کیفیت کارتون های والت دیسنی را در هیچ محصول ایرانی ای نمیتوانید پیدا کنید.
یک کارتون 3D با تکنولوژی های روز ساخته نشده…
خانواده ها برای خرید کارتون قشنگ برای کودکانشان
هیچ انتخابی جز محصولات تولیدی غرب ندارند.

صدا و سیما جمهوری اسلامی پرشده از محصولات غربی
که فقط صحنه های غیر اخلاقی سانسور شده
اما اساس داستان و سبک زندگی اش غیر قابل سانسور است.
دو کارتون brave و tangled کافیست برای اینکه دختری، خانواده گریز و خانواده ستیز بشود.
در انیمیشن Ice Age Continental Drift که دختر آن ماموت،
به بهانه اینکه دیگر بزرگ شده مقابل پدرش قرار میگیرد و به پارتی میرود
و بعد که پدرش سر می رسد و او جلو دوستانش خجالت زده میشود
رسما به پدرش می گوید اي کاش شما پدر من نبودين…
فیلم های بسیاری هستند که موضوعشان این است که فرد بعد از عمری زندگی در کنار پدر و مادرش متوجه میشود که آن ها پدر و مادر واقعی اش نیستند و شروع به گشتن برای پدر و مادر خودش میکند، که اینگونه فیلم ها روابط خانوادگی فرزندان با والدین شان را خراب میکند… بچه با کوچک ترین سخت گیری ای از جانب والدین آرزو میکند کاش پدر و مادر من افراد دیگری بودند.
صدا و سیما 90 درصد برنامه هایش در بالاشهر برداشت میشود،
و سبک زندگی بالاشهری و بی حیایی و روابط بی قید دختر و پسر نامحرم را به تصویر می کشد.

brave-uk-movie-poster-smal

 

7) این تفکر غلط که حجاب امنیت و مصونیت فرد را تامین میکند باید از بین برد.
حجاب در موارد مصداقی نتوانسته موجب مصونیت شود و حتی به افراد چادری هم تجاوز شده.
درست است که حجاب مصونیت است نه محدودیت
اما این مصونیت جامعه است نه فرد باحجاب.

حجاب موجب مصونیت جامعه خواهد شد
بطوری که در جامعه بی حجاب افراد متوسط الایمان (خاکستری ها)
رو به بی ایمانی و هوسبازی پیش میروند (به سمت سیاه شدن)
اما در جامعه با حجاب افراد متوسط الایمان (خاکستری ها)
رو به با ایمانی و عفت پیش میروند (به سمت سفید شدن).
در جامعه با حجاب تجاوز و انحرافات اخلاقی بسیار قبیح تر از جامعه بی حجاب است.
انحرافات اخلاقی در جامعه با حجاب “منکر” است (و باید نهی از منکر کرد)
اما انحرافات اخلاقی در جامعه بی حجاب “سوء” است (و باید نهی از سوء کرد)
مصونیت یک جامعه از انحرافات اخلاقی با حجاب انجام میشود،
اگرچه ممکن است در موارد فردی، فرد باحجاب را مصون نگه ندارد.

2700_15863_3-smal

 

8) اسلام دینی است کامل که هر بعدی از آن تعطیل شود به بقیه بخش ها ضربه میزند.
حقوق و حدود اسلام باید کامل رعایت شود.
وقتی حقوق و حدودی تعطیل شود تاثیر بر بقیه بخش ها میگذارد.
مثال حد بریدن دست دزد تعطیل شده و دزدان پس از زندان حرفه ای تر ادامه میدهند.
حق ازدواج موقت تقبیح شده در جامعه و راهی جز ازدواج دائم نمانده
و ازدواج دائم هم از نظر اقتصادی با مشکل روبروست و سن ازدواج را بالا برده
و برخی دختران مانند مطلقه ها اصلا شانس شوهر کردن را هم پیدا نمیکنند.
پس کی باید نیاز جنسی شان پاسخ داده شود؟
میروند با بی حجابی و آرایش جذب شوهر میکنند.
اگر ازدواج موقت پذیرفته شده بود نیاز به زیبایی فروشی برای جذب شوهر نبود.
حدیث داریم مومنی که ازدواج موقت می کند و بعدش غسل می کند
به تعداد قطرات آبی که از غسلش میچکد خدا فرشتگانی خلق می کند که برای آن مومن دعا کنند.
وقتی قداست ازدواج موقت تبدیل به قباحت بشود،
و وقتی سنگسار زناکار به مصلحت تعطیل بشود،
یک جای کار آن جامعه می لنگد.
ناقص عمل کردن به اسلام با عمل نکردن به آن تفاوتی ندارد.

 

9) فردی که گرسنه میشود نیاز به غذا پیدا میکند
و نمیتوانیم توقع داشته باشیم دو روز! لب به غذا و آب نزند
فردی که دستشویی دارد نیاز به تخلیه دارد
و نمیتوانیم توقع داشته باشیم دو هفته! دندان روی جگرش بگذارد دستشویی نرود.
فردی که خسته است نیاز به خواب پیدا میکند
و نمیتوانیم توقع داشته باشیم خودش را کنترل کند و دو ماه! نخوابد.
در پاسخ به نیاز جنسی هم نمیتوانیم توقع داشته باشیم
تا روزی که با حقوق کارمندی خونه و ماشین نخریده و ازدواج دائم نکرده (=آخر عمرش)
مخالف خلقتش عمل کند و روزه ازدواج بگیرد!
اسلام برای نیاز های گشنگی و تشنگی و خواب و دستشویی و جنسی قوانینی تعیین کرده
که یک مسلمان تسلیم در برابر فرامین صادر شده توسط خداوند است…
طولانی شدن مدت بلوغ تا ازدواج مفاسد بسیاری را پدید می آورد که از آن جمله بی حجابی است!

 

10) بفهمیم که با خلقت خداوند طرف هستیم نه با تخیلات خودمان.
عفاف و حیا هدیه خداوند به همه است
اگر خراب نشود در تمام عمر همراه انسان خواهد بود.

نشانه های حیا در کودکی ظهور میکند
و ما با لباس های رکابی و نیمه برهنه ای که به خیال خودمان داریم تن عروسک میکنیم
حیا را در کودکی از بین میبریم.
ممکن است بگویید حیا همان تحت تربیت ملکه میشود و چیزی به اسم فطرت وجود ندارد.
اما آدم و حوا که از بهشت اخراج شدند و عریان شدند حیا کردند و خود را با برگ پوشاندند.
این دو تحت تاثیر تربیت خانوادگی با حیا نشده بودند
و اصلا خانواده ای نداشتند و تازه خلق شده بودند.
اما از عریان بودند فرار کردند. با برگ!
این نعمت را قدر بدانیم.
از کودکی آن را نابود نکنیم.

1346995022943183_large

، ۰۷ آبان ۱۳۹۳
در گروه: اجتماعی, سیاسی

۱ Comment :, , , , , , , , , , more...

اندر ابزار IT و دخالت غیرمتخصصین

، ۳۰ شهریور ۱۳۹۳

(برای مطالعه خلاصه متن، بخش‌های پررنگ را بخوانید)

تکنولوژی یک ابزار است. نه یک دشمن، نه یک دوست، و نه یک ایدئولوژی.
در عالم مادی، ابزار باعث تسهیل کار می‌شود. تسهیل کار، باعث صرفه اقتصادی می‌شود. صرفه اقتصادی باعث قدرت می‌شود. از عصر پارینه سنگی تا به امروز، استفاده از سنگ و آتش و آهن و زره و کمان و تفنگ و کارخانجات پارچه‌بافی و بمب اتم باعث شده تا تمدن‌هایی قدرت‌مند شده و تمدن‌هایی نابود شوند.
رویه ذکر شده جزو قوانین خلقت خداست. خداوند متعال می‌فرماید «و أعدوا لهم ما استعتم من قوّة» و در ادامه آیه به برخی از عوامل برتری مادی اشاره می‌کند. در جای دیگر می‌فرماید «و لا تؤتوا السفهاء أموالکم التی جعل الله لکم قیاما» و ثروت مادی را باعث قوام جامعه می‌داند. قرآن کریم هم قوانین مادی خلقت را نفی نمی‌کند و استفاده از آنها در راستای مسیر حق را واجب و لازم می‌داند.
انواع فناوری‌های گردآوری و پردازش اطلاعات هم چیزی متفاوت از دیگر ابزار جهان ماده نیست. شاهراه‌های اطلاعاتی چیزی شبیه خیابان‌ها و جاده‌های جهان مادی است. وبسایت‌ها می‌توانند شبیه یک بقالی، یک تجارت‌خانه، یک منبر، خانقاه، یا یک فاحشه‌خانه باشند. فروم‌ها و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند شبیه یک قهوه‌خانه، پارک، میدان محله، فرهنگسرا یا تجمع قاپ‌بازان باشد. از شاهراه‌های اطلاعاتی ممکن است مردم تردد کنند یا کاروان‌های تجاری یا یک لشکر. در کنار شاهراه ممکن است عده‌ای شبگیر و راهزن نشسته باشد یا یک عده فاحشه و قواد. شاهراه‌ها ممکن است در قلمرو یک کشور و تحت سلطه یک پادشاه باشد یا در قلمرو یک خان محلی.

شاهراه اطلاعاتی

فناوری نسبت به کاربرد خنثی است: یک درخت می‌تواند درب می‌خانه یا مسجد بشود. این مثال‌ها را زدم تا جهان اطلاعاتی را با تصاویر یک جهان واقعی ترسیم کنم.
اما دنیای فاوا برای افراد ناآشنا شبیه یک طلسم جادویی است که ساحران برای کنترل مردم شهر اوز طراحی کرده‌اند.

378483

در نگاه اول، تسلط بر شاهراه‌های اطلاعاتی و توسعه قلمرو اطلاعاتی حکومت اسلامی و فراهم کردن امکانات به منظور عدم نیاز مسلمانان به تردد از قلمرو دشمن؛ یک امر بدیهی و واجب مطابق دستور قرآن تلقی می‌شود. اما در نگاه دوم، فضای اطلاعاتی شبیه یک دستگاه شهرفرنگ جادویی است که محتوای نجس آن توسط جادوگران ساخته شده و چون ما باطل‌السحرش را نداریم نباید به آن نزدیک شویم و حضور در این عرصه به حسب ضرورت! مجاز است.
در اینجا قصد ندارم که امکاناتی را که حضور گسترده نیروهای جوان مسلمان در عرصه‌های مختلف این فضا (به ویژه عرصه اقتصادی که عامل اصلی جهت‌دهنده به فضای اطلاعاتی است) برای تقویت مسلمین و حاکمیت اسلام فراهم می‌کند فهرست کنم. در این فهرست می‌توان از تقویت تجارت بین جهان جنوب در مقابل جهان شمال، مقابله با استعمار به روش‌هایی که در جهان فعلی ممکن نیست، ایجاد ارزش افزوده در تجارت بدون وابستگی به ابزارهای مالی تحت تسلط آمریکا، ارتباط مستقیم با مردم دنیا در مناطقی که صرفا ارتش آمریکا برای منافع خودش حضور دارد، تولید مجدد و صادرات ابزارهای در انحصار غرب، ایجاد عدالت اقتصادی در داخل کشور و تلاش برای دستیابی به عدالت جهانی به عنوان نمونه‌های بسیار اندک ولی پرارزش از میلیون‌ها کاربری دیگر فاوا نام برد.
همان گونه که پیش‌نیاز شکوفایی صنایع معمول، گسترش شاهراه‌های مبادلاتی برای انتقال سهل، ارزان و امن مواد اولیه و فراورده‌هاست؛ پیش‌نیاز شکوفایی صنایع فاوا نیز گسترش شاهراه‌های اطلاعاتی ارزان قیمت، سهل‌الوصول، با سرعت بالا و تأخیر کم و ضریب اطمینان و امنیت بالاست.
ارزش افزوده‌ای که فناوری‌های اطلاعاتی در مقابل فناوری‌های فیزیکی ایجاد می‌کند اصلا قابل احصا نیست. تصور مدیریت یک شرکت ۲۰ نفره بدون فاوا دشوار است، اما مدیریت شرکت‌های بزرگ با پرسنل بیش از ۱۰۰۰ نفر بدون فاوا محال قطعی است. هر ساله ده‌ها میلیارد دلار ارز فقط برای خرید ابزارهای مورد نیاز صنایع بزرگ و کوچک از کشور خارج می‌شود که حتی کاربرد آنها برای یک تحصیل کرده رشته‌های علوم‌انسانی و حوزه‌های علمیه قابل تصور نیست.
تصور کنید شرکت‌هایی مثل صدا و سیما، ایران خودرو، سایپا، شرکت‌های نفت و پتروشیمی و نیرو، شرکت‌های عظیم مخابراتی و صنایع دیگه با گردش مالی چند صد هزار میلیارد تومان بیش از ۹۷ درصد نیازهای خود را با خرید ابزارهای IT آمریکایی تأمین می‌کنند و حتی هیچ مرجع آماری معتبری برای تخمین ده‌ها میلیارد دلار ارزی که سالانه برای این امر صرف می‌شود وجود ندارد.
اما توسعه این ابزارها در داخل تا زمانی که شرکت‌های IT کشور دسترسی خود به زیرساخت ارتباطی را با قیمت‌های چندصد برابر شرکت‌های آمریکایی خریداری می‌کنند و اطمینانی از برقراری ارتباط در ۵ دقیقه آینده وجود ندارد؛ وقتی مسیرهای مورد استفاده برای ارتباط VPN که تمامی تراکنش‌های بانک‌ها و سرویس‌های IT صنایع بزرگ به آن وابسته است برای محدود کردن دسترسی عده‌ی اندکی به فیس‌بوک به طور دلبخواه بسته می‌شود؛ در زمانی که انحصار ایجاد و فروش دسترسی به شبکه زیرساخت در دستان دولت است که بابت قطعی سرویس به هیچ مشتری پاسخگو نیست؛ در حال حاضر استفاده شرکت‌های IT از شبکه شبیه تردد کاروان‌های تجاری از راه‌های دوران قاجار است که در هر زمان یک راهزن یا خان محلی تصمیم می‌گرفت راه را ببندد یا برای عبور لشکریانش قرق کند یا عوارض بستاند. گمان می‌کنم یک بار تجربه تسلط استعمارگران اروپایی بر اقتصاد ایران در زمانی که بجز کاروان‌های مستظهر به حمایت دول غربی هیچ کاروان دیگری امنیت نداشت برای ما کافی باشد.

یک شرکت یا باید احمق باشد که با شرایط و قیمت موجود بخواهد سرویس ایمیل ملی ارائه دهد تا با انحصار سرویس‌دهنده‌های آمریکایی یاهو و جیمیل مقابله کند؛ یا پشتش به بودجه‌های کلانی گرم است که صرف ارائه سرویس‌های مزخرف و ناامنی مثل mail.iran.ir می‌شود که دم‌دست‌ترین ابزار رایگان را به قیمت کلان به دولت فروخته و حتی عرضه خریداری یک گواهینامه دیجیتال امن نداشته است.

عزیزانی که در مورد فضای مجازی و حرمت یا حلیت آن نظر می‌دهند، از کل فناوری‌های اطلاعاتی صرفا با شبکه‌های اجتماعی یا همان اصطلاح غلط و فریبنده فضای مجازی آشنا هستند. لغت VPN را که می‌شنوند به جای این که یک شاهراه اطلاعاتی اختصاصی با ضریب امنیت بالا را تصور کنند که امکان تصادف و راهزنی و دستیابی دشمن به آن بسیار پایین است (تصور اولیه یک کارشناس شبکه)، ذهنشان به سمت فیلترشکن‌های درب داغونی می‌رود که برای گشت و گذار یک مشت بچه در فیس‌بوک ساخته شده. در صورتی که هیچ یک از صنایع بزرگ کشور بدون استفاده از VPNهایی که امنیت‌شان به طور لحظه‌ای (نانوثانیه! نه میکرو یا میلی ثانیه) تأمین می‌شود نمی‌توانند امور روزمره خود را انجام بدهند. تصور این عزیزان از حمله استاکس‌نت و فلیم، شبیه حضور یک سوسک در قوطی مواد غذایی یا نهایتا اتصال بمب مغناطیسی به درب خودرو شهید علی‌محمدی است.

یکی از دوستان بحثی انتقادی در مورد نظر آیت‌الله نکونام درباره اینترنت شروع کرده بود؛ در پاسخ به اعتراض من که سیطره تفکرش بر مدیریت اینترنت کشور را باعث ضررهای هنگفت صنایع کشور دانستم فرمود:‌ «پس شرکتتون متضرر شده. حله شما درست میگی :)» از تحقیر مستتر در این عبارت که بگذریم، از جهل پشت پرده این عبارت نمی‌توان گذشت که میلیاردها دلار ضرر و ده‌ها برابر آن عدم‌النفع اقتصادی و سلطه دشمن بر اقتصاد کشور را نمی‌شناسند و قضاوت می‌کنند. بدیهی است که شرکت‌های فاوا برای ارائه سرویس محتاج اتصال به اینترنت هستند و در شرایط موجود ضرر یا عدم‌النفع بسیاری از ناحیه عدم وجود زیرساخت ارتباطی متحمل می‌شوند. اما کسی نمی‌داند که در کنار زیان شرکت‌های ایرانی، شرکت‌های هندی بر بازار سرویس‌های IT کشور مسلط می‌شوند و به هزاران میلیارد رکورد اطلاعاتی از شهروندان ایرانی دسترسی پیدا می‌کنند. آن دوست ما اصلا نمی‌فهمد میلیاردها رکورد اطلاعاتی یعنی چه که بخواهد مصالح و مفاسد را ارزیابی و مقایسه کند.

میلیاردها رکورد یک ترکیب وصفی ساده نیست؛ بلکه یک زمینه تخصصی اطلاعاتی است که هزاران محقق خبره برای حسن استفاده یا سوءاستفاده از آنها بودجه‌های کلانی را خرج می‌کنند. چطور می‌توان همین یک عبارت را برای فرد غیرمتخصص توضیح داد؟

آیا از مصلحت‌سنجان کسی می‌تواند حتی تخمین بزند که مفاسد امنیتی و اجتماعی ناشی از استفاده شخصی و حرفه‌ای میلیون‌ها نفر از جیمیل در مقایسه با مصالح احتمالی ناشی از فیلترینگ بی‌قاعده برای قطع دسترسی یک عده که برای اتلاف وقت به فیس‌بوک می‌روند چقدر است؟ صرفا متخصصین داده‌کاوی که آشنایی با مفاهیم عمیق امنیت IT در سطح Enterprise می‌توانند چنین مخاطراتی را حدس بزنند. البته تنها راهکار پیشنهادی آنها هم مشخصا فیلتر جیمیل است. رک بگویم: افرادی که به خیال ایجاد امنیت روانی برای خانواده‌ها شرایط موجود را باعث شده و از آن دفاع می‌کنند، دچار جهل مرکب هستند.

متأسفانه هیچ روشی هم وجود ندارد که بتوان ارزش و اهمیت این فناوری‌ها را برای این عزیزان توضیح داد یا آنها را قانع کرد که اندکی در مورد آنها مطالعه تخصصی کنند. البته نباید فراموش کرد گناه متخصصینی را که آگاهانه بر این غفلت دامن می‌زنند؛ آن متخصصینی که نفع خود را در حفظ انحصار موجود و گرانی اینترنت می‌بینند و خروج از این حالت را نمی‌پسنند.

در پایان به یک حدیث نبوی استناد می‌کنم که فرمود الاسلام یعلوا و لایعلی علیه. علو اسلام محتاج ابزار است و تهیه آن ابزار طبق آیه مورد اشاره در صدر مطلب وظیفه حکومت مسلمین است. این علو فقط به ایجاد منبر مجازی از طریق اینترنت ختم نمی‌شود، بلکه جنبه بزرگی از آن تجارت – غیرمجازی – چند ده میلیارد دلاری است که به لطف شاهراه‌های اطلاعاتی ناامن، ضعیف و گران‌قیمت در داخل کشور و ضعف قوانین حمایتی از محصولات داخلی و ضعف مدیریت در استفاده از ابزار نوین باعث می‌شود که از جیب دولت مسلمین به جیب آمریکا برود!
رفع مشکلات قطعا به دست کسانی که تصورشان از اینترنت و دنیای اطلاعات محدود به فیس‌بوک و پلاس و یوتیوب است ممکن نیست. اما متأسفانه چنین افرادی در صدر شوراهای فضای مجازی و انقلاب فرهنگی قرار گرفته‌اند و از جایگاه فراقانونی در مورد همه نیازهای کشور به فناوری‌های اطلاعاتی حکم می‌دهند و تصمیمات‌شان نیز در حکم مصوبات قانونی است و به کسی هم پاسخگو نیستند.

این که چه کسی می‌تواند عزیزان را از خواب زمستانی بیدار کند، بنده بی‌خبرم. اما می‌دانم همان گونه که دخالت غیرمتخصصین در امور شرعی و صدور احکام فقهی باعث مفسده می‌شود؛ قضاوت غیرمتخصصین در امور فناوری و صدور احکام فقهی بدون آشنایی با محدوده کامل آن هم باعث مفسده می‌شود و هر گونه اتلاف سرمایه و عدم پیشرفت از این جنبه در روز قیامت بر گردن باعثین آن خواهد بود.
#فناوری_اطلاعات   #سنت_الهی_و_جامعه

، ۳۰ شهریور ۱۳۹۳
در گروه: اجتماعی, اقتصادی, سیاسی

Leave a Comment :, more...

مباحثه‌ای با فرد مخفی شده در پس حساب کاربری «ادمین 13» صفحه‌ی «ستاد مبارزه با چرندیات» در گوگل پلاس

، ۲۳ شهریور ۱۳۹۳

کامنت‌های رد و بدل شده میان من و #ادمین13  صفحه‌ی +ستاد مبارزه با چرندیات در ذیل این پست:
https://plus.google.com/u/0/+Gomaneh1/posts/KBVMXHECv1Y


+توحید عزیزی :
1- هنوز تعداد زیادی از مهندسان ساختمان، تخریب برج ها با سرعت جاذبه زمین (جی) را طبیعی نمی دانند و تنها توجیه برای آن را عملیات «دمولشن» (تخریب ساختمان از درون) می دانند؛
2- مهندسان تخریب ساختمان 7 را قابل توجیه نمی دانند؛
3- در تاریخ بشر، برج های دوقولو تنها ساختمان های با اسکلت فولادی هستند که در اثر آتش سوزی کاملا فرو ریخته اند؛
4- دولت آمریکا و ام.آی.تی در گزارش تفصیلی خود در مورد علل سقوط، در میان مخروبه ها به دنبال باقیمانده ی مواد منفجره نگشته اند، به این علت که انتظار نداشته اند آنها را بیابند!!
5- شاهدان عینی و آنشنشانان حاضر در محل حادثه، صدای انفجارهای متعددی را از طبقات پایین برج ها گزارش کرده اند.
6- یک مورد از رقص و خوشحالی یهودیان در هنگام وقوع فاجعه، توسط پلیس نیوجرسی ثبت شده که قابل انکار نیست.
7- و خیلی موارد دیگر که همگی مستند است و می توان به راحتی آنها را پیدا کرد…
_________________________________
#ادمین13  :
اگه فردا احمدی نژاد تصادف کنه احتمال داره یه سری از شالیکارهای تنکابن که واردات بی حساب برنج کشاورزی شون رو داغون کرده خوشحالی کنن. آیا باید تصادف رو گردن اتحادیه کشاورزان انداخت؟ حالا چند نفر جایی خوشحال شدن امثال شما باید توهم بزنن؟ (البته ادعای شما هم مستند نیس و تا این لحظه در حد ادعاهای رائفی پور چرند محسوب میشه)
_________________________________
+توحید عزیزی :
گروه های مختلفی در آمریکا خواستار بررسی مجدد این حادثه شده اند ولی دولت با استناد به گزارش رسمی ای که ام.آی.تی آن را تهیه کرده و علت سقوط برج های دوقولو را حرارت ناشی از سوخت هواپیماها و علت سقوط ساختمان 7 را برخورد آوار ذکر کرده است، بررسی دوباره را رد می کند.
گروه های مستقل زیادی از جمله نشنال جئوگرافی هم سعی کرده اند احتمالات دیگر را بررسی کنند، اما بدون دسترسی به بقایای آوارها، بیشتر دنبال حدس و گمان بوده اند.
یک گروه از مهندسان آمریکایی در این زمینه شبکه ای را در یوتیوب درست کرده اند که بیشتر اطلاعات ذکر شده را از آنجا گرفته ام:
Architects & Engineers for 9//11 Truth.
https://www.youtube.com/user/ae911truth/videos
در این فیلم ها مهمترین نکته همان سرعت سقوط برجهای دوقولو و علت تخریب ساختمان 7 است که برای بسیاری از این مهندسان، غیر قابل قبول و غیر ممکن است مگر اینکه دمولشن اتفاق افتاده باشد.
_________________________________
#ادمین13  :
من خودم تخصص ساختمان دارم جناب!
1.بله، بعد از هر زلزله ای بحث و حدیث زیاده، اما به معنی تایید موارد نیست.
2.منبع و مستدات؟
3.چون در تاریخ بشر دوتا هواپیما به دوتا ساختمان کوبیده نشده! اتفاقی که یک بار افتاده یک بار هم اثراتش بررسی شده.
4.خب دلیلی نداشته بگردند! اگر سناریویی بود اعلام می کردند که گشتیم و نبود.
5.انفجارها هم به دلایل فنی می تواند باشد. گرچه شخصاً گزارش واقعه را نخوانده ام. اما سوخت هواپیما و پدیده دومینوی تخریبی بر اثر حریق را میشناسم.
6.مورد 6 را بالا سوال کردم. منتظر جوابم.
7.این «خیلی موارد دیگر» سفسطه است. من هم می توانم بگویم «به این موارد خیلی ها جواب قانع کننده داده اند». اصولاً شما استاد مغالطه طلب برهان هستید. مثال این مغالطه جالب است، نصرالدین روزی روی زمین نشست و گفت “من در مرکز کائنات نشسته ام، اگر قبول ندارید ثابت کنید که اینجا مرکز کائنات نیست!”
8.استناد به یوتیوب و فیلم یکی از مضحک ترین روش های بحث است. بعیده که اینقدر سواد نداشته باشید که مقاله و لینک معتبر برای اثبات ادعا رو بشناسید.

دوست دیگری در مورد ادب گفتن، در مورد برخی افراد شخصاً تحمل نمیکنم. نیازی هم نمی بینم با کسی که غرضش به جای فهمیدن ترولینگ، به حاشیه کشیدن و طرفداری از جناح خاصی هست احترام بذارم.
_________________________________
+توحید عزیزی :
رد کردن یک سری شایعات که نیاز به رد کردن هم ندارد و هر کسی می داند شایعه است (مثلا تا زدن اسکناس دلار یا عوض کردن فونت Q33NY که بیشتر یک جوک است تا شایعه!) اصل مطلب را لوث می کند.
سوالات بسیاری در مورد تخریب این ساختمان ها مطرح است. تخریبی که باعث چرخش تاریخ، لشکرکشی آمریکا و غرب به خاور میانه، کشته شدن مستقیم و غیر مستقیم  بیش از 1 میلیون انسان افغان و عراقی (عموما غیر نظامی) و شکل گیری گروه های تندروی فاندامنتالیست و تروریستی در منطقه ی ما شد.
مطلب شما یک ساده انگاری سخیف است که باعث انحراف اذهان از اصل واقعه و تاثیرات تاریخی ـ ژئوپولتیک آن می شود.
* * 
در ضمن طرز صحبت و استدلال شما در کامنت فوق بی ادبانه و وقیحانه است (احتمالا همان ادمین 13 هستید [تا اینجای بحث برای من مشخص نبود که ایشان ادمین 13 هستند]). ربط احمدی نژاد به این مساله را نمی دانم و اگر بتوانید ربطش را بگویید، ممنون می شوم!
_________________________________
#ادمین13  :
چرند نباف مقاطعه کار مغالطه، کسی اصل ماجرا یا اتفاقات بعدی و ژئوپلتیک را مورد بحث قرار نداده. شما 7 مورد مطرح کردی و وقتی نتیجه نگرفتی پریدی به شاخه بالاتر و ماجرای افغانستان. من موارد محدودی را بررسی کرده ام. اگر در مورد آنها نظری داری بنویس. با مغالطه “تمارض و مظلوم نمایی” هم سعی نکن گزاره‌های غیرمستندی که مطرح کردی لاپوشانی کنی. من همان 13 وقیح هستم و اگر منتظری تا با امثال شما مدارا کنم اشتباه گرفته ای.
_________________________________
+توحید عزیزی :
خوشحالم که ادب و منطق خودتون رو در یک کامنت به رخ همه کشیدید. 🙂
هیچ چیز به اندازه ی همین ادب و منطق شما، گواه مغرض بودنتان نیست.
_________________________________
#ادمین13  :
بنازم سواد شما از ارائه مقاله رو!
مقاله رو کردی از ژورنال یازده سپتامبر که اینقد ضعیف و گنگه که حتی ویرایش نوشتاری نشده!
 1.این ژورنال شما اصلاً در ایمپکت فکتور (ارزش مقاله‌ای) هیچ جایی نداره. یعنی حتی در حد مجلات داخلی دانشگاه‌های دسته چندم هم نیست.
http://www.citefactor.org/journal-impact-factor-list-2012.html

2.این مقاله هیچ جا (رسماً هیچ جا) غیر از همین ژورنال اینترنتی نامربوط منتشر نشده و مسلمه که ارجاعات هم نداره.

3.داوران و ادیتورهای این ژورنال کاملاً بی ارزش دو نفر هستن. یکی یک بودایی که  ادیان درس میداده و بازنشسته شده و یک لیسانسه شیمی! باریکلا به داوران این مقاله و مسئولان این ژورنال!
http://journalof911studies.com/styled-2/index.html

این مقاله حتی ارزش وقت تلف کردن هم نداره. این لینک ها رو جایی بده که آدم‌های کم سواد یا از جنس تفکرات خودت جمع باشن. اینجا و برای امثال من یه مقاله رو کن که اینقدر فجیع مضحک نباشه.
_________________________________
+توحید عزیزی :
نوشته اید: “استناد به یوتیوب و فیلم یکی از مضحک ترین روش های بحث است.”
واقعا شما هر چیزی در یوتیوب هست رو مضحک می دونید؟! یوتیوب یک ظرف هست که می تونه مظروف درست یا غلط داشته باشه. صرف اینکه چیزی در یوتویب هست، باعث نمی شه که اون چیز درست یا غلط باشه. فهم این مطلب خیلی ساده است.
کانالی که من در یوتیوب لینک دادم، توسط مهندسان آمریکایی تهیه شده و توضیحات فنی در مورد شبهات تخریب برج ها، علل تخریب ساختمان 7 و به ویژه سرعت سقوط برجهای دوقلو ارایه می ده. 
شما که مهندس هستید به جای عصبانیت و توهین، حرفهاشون رو گوش کنید. اونها با ستفاده از نرم افزارهای کامپیوتری دارند سرعت سقوط رو اندازه گیری می کنند، شما هم با کلام علمی حرفشون رو رد کنید نه با دگماتیسم.

اسکات دکارلو اسم پلیسی نیوجرسی هست که پنج اسرائیلی رو به دلیل شادمانی و پایکوبی در هنگام حادثه ی یازده سپتامبر دستگیر کرده. 
منبع خبر، دیوید گاهری، خبرنگار هفته نامه ی راست افراطی آمریکن فری پرس هست:
The New Jersey police officer (Sgt. Scott DeCarlo)  responsible for capturing five Israelis who filmed and celebrated while the World Trade Center towers burned has broken his silence, agreeing to a September 16 exclusive interview with AMERICAN FREE PRESS. – See more at: http://americanfreepress.net/?p=693#sthash.jqs9tV9T.dpuf
می دونم از یوتیوب خوشتون نمیاد ولی اگر خواستید مصاحبه اش اینجا هم هست:
http://youtu.be/0-B2J7tp8eg

من از نظر فنی، نظرات متفاوت با باورهای شما را از کانال مهندسان ارایه کردم:
Architects & Engineers for 9//11 Truth.
اشاره کردم که توافقی کلی وجود ندارد و گزارش رسمی دولت آمریکا با همکاری اساتید ام.آی.تی، چیز دیگری است.
نشنال جئوگرافی نیز یک مستند در بررسی علمی همین مطالب دارد به نام 
9/11: Science and Conspiracy
مثلا در دقیقه 22، می خواهد آزمایش کندکه آیا حرارت سوخت جت برای تخریب اسکلت فولادی کافی بوده یا نه
http://youtu.be/OrBNJJc-DIY?t=22m7s
آزمایش نشان می دهد که در دمای 2000 درجه در مدت کمتر از 4 دقیقه فولاد سست می شود و تغییر حالت می دهد؛ یک عده از مهندسان ساختمان در مورد این ازمایش و تعمیم نتیجه ی آن به حادثه یازده سپتامبر بحث می کنند، و در نهایت به یک نتیجه ی مشترک نمی رسند و اختلاف بین آنها باقی می ماند:
http://youtu.be/OrBNJJc-DIY?t=27m16s
این خاصیت علم و آزمایش است که متخصصان مختلف می تواند تحلیل های مختلفی از یک آزمایش داشته باشد و لازم نیست که اگر گروهی تحلیل یا نظر غیر همسو با شما داشته باشند، با توهین با آنها برخورد کنید.
نشنال جئوگرافی در اواخر این مستندش می گه که “به نظر می رسه فاصله ی میان حقیقتجویان معتقد به تنئوری توطئه و گزارش رسمی، یک شکاف عمیق است”.  الان می خواهید با پرخاشگری به نشنال جئوگرافی هم بگویید که “توهم نزن؟!”
National Geographic Science & Conspiracy Part 10
(عذر خواهی می کنم که  فیلم ها و مستند های مضحک(!) نشنال جئوگرافی هم در یوتیوب یافت می شود و من به آنها ریفرنس می دهم!!)
لینک بعضی از قسمت ها  روی سایت خود نشنال جئوگرافی:
http://channel.nationalgeographic.com/channel/videos/911-impact-anatomy/

از نظر فنی به اندازه ی کافی صداهای متفاوت را ارایه کردم.
از نظر سیاسی – تحلیلی نیز افراد متعددی در آمریکا معتقدند که حادثه ی 11 سپتامبر بدون کمک نیروهای داخلی امکان پذیر نبوده است (البته اینها در اقلیت هستند و غالبا نیز صدایشان پوشش خبری چندانی نمی گیرد).
یک نمونه از این افراد، «تد گاندرسون» افسر ویژه ی اسبق اف.بی.آی بود. گاندرسون مسوول رسیدگی به پرونده ی جان.اف کندی نیز بوده است و معتقد بود که سیا و اف.بی.ای و موساد از حادثه ی یازده سپتامبر پیش از وقوع آن اطلاع داشتند. 
http://youtu.be/3BKP5iNof5M
_________________________________
#ادمین13  :
با احتمال کم در نظر میگیرم که “شاید غرضی نداری و فقط در جریان نیستی” لذا توضیح مختصری نه برای تو که برای همگان میدم.
جایی که من و دیگر ادمین ها کار میکنن اسمش هست دانشگاه. در یک سیستم آکادمیک حرفای ننه قمر و فیلم ننه کلثوم یا حتی فیلم مریم میرزاهانی هم هیچ ارزشی نداره. روالش به شکل زیر است:

یه تیم مهندسی میره و آزمایشات و تحقیقاتی روی برج ها و بقایای اونها میکنه، مشخصات فولاد، بتن و نقشه های ساختمانی و سازه ای رو هم داره. بر اساس آزمایشات و محاسبات مشخص و تکرارپذیر به نتایجی میرسه.(توجه کن که آزمایشات باید درست و تکرار پذیر باشن) روال محاسبه و نتایج رو تبدیل به مقاله میکنه و ارسال میکنه برای یک ژورنال حرفه ای.

ژورنال حرفه ای دارای داوران متخصص هست. اونها روش، متد، تعداد آزمایشات و نتایج رو بررسی میکنن. اگر متد و نتایج درست و بر اساس روش علمی بود اون مقاله منتشر میشه.

بعد از انتشار به دست یکی مثل من میرسه، من بر اساس ژورنالی که اون رو منتشر کرده (ایمپکت فکتور) و داوران و ادیتورها مشخص میکنم که اصلاً ارزش داره بخونمش یا نه. مثلاً ژورنال نیچر با مجله دانستنی های زنان شوشتر فرق داره. بعد از اینکه دیدم خود ژورنال معتبره مقاله توسط اهل علم خونده میشه. به بحث گذاشته میشه و نقاط قوت و ضعفش بررسی میشه. ممکنه در متد یا نتایج اشتباهاتی داشته باشه که خوانندگان تخصصی بفهمن و مقاله حذف بشه یا مقالاتی علیهش نوشته بشه. بر اساس میزان ارزش علمی مقاله بهش ارجاعاتی داده میشه که بهش میگن سایتیشن. یعنی مقاله با ایمپکت بالا و سایتینگ بالا ارزش آکادمیک مناسب داره.

اون مهندس فلان امریکا اگر تحقیقاتی کرده مقالاتش کو؟ یا تحقیقات پلیسی فلانی لابد در دانشکده پلیس و تحقیقات قضایی بررسی و تبدیل به مقاله شده، اون کجاست؟ در دنیای علم این مقالات، متد و نتایج مهم هستن. وگرنه توی فیلم طرف نظر شخصی رو میگه یا با کمی ادیت به نظر شخصی کارگردان تبدیل میشه. حالا فهمیدی چرا یوتیوب ملاک نیست و چرا مستندات شما بی ارزشه؟
_________________________________
+توحید عزیزی :
 /   ؛
1- شاید لازم باشه که تاکید کنم من ضد علم نیستم. ضد دانشگاه هم نیستم، در واقع از همین سیستم دانشگاه مدرن مدرک دکترا دارم. متدولوژی تحقیق را نیز آموخته ام. خودم مقاله ی اندکس شده در پاب-مد دارم. و در دهه قبل به عنوان یکی از کمک داوران یک مجله ی تخصصی علمی کار می کرده ام.
بنده نه اختلافی در مورد مرجعیت علم دارم با شما و نه در مورد متدولوژی های تحقیق و سیستم کنونی تولید علم.

2- دو نکته هم خیلی واضح است که فکر نمی کنم هیچ اندیشمندی با اینها مخالفت کنه:
2- الف – علوم تجربی، ماهیت دیالکتیک دارند و ایستا نیستند. بنا بر این چیزی که امروز از نظر علمی صحیح و پذیرفته شده است، فردا روزی ممکن است ناصحیح اعلام شود (در زمینه ی تخصص من که علوم پزشکی است، حتا پروتکل های اورژانس بیماران قلبی طی چند سال به کلی تغییر کرده اند. یعنی کاری که 20 سال پیش در مواجهه با یک ایست قلبی انجام می شد، امروزه منسوخ و مطرود است و اگر پزشکی آن اقدام را انجام دهد، اشتباه کرده است، کاری که چند سال قبل قانونا باید انجام میداد!)
2- ب – علوم تجربی حیطه ی مشخصی برای نفوذ دارند و  *آنچه که علوم تجربی نه می توانند اثبات کند و نه می تواند رد کنند، لزوما چرند یا توهم یا دروغ نیست. علم تجربی می تواند در آن زمینه سکوت کند و نه ورود.

3- “واقعیت ها” محدود به تجربیات تایید شده نیستند و علم تجربی نیز محدود به مجلات اندکس شده نیست. مثلا: “امروز صبح خورشید طلوع کرده است.” این یک “واقعیت” است که در هیچکدام از مجلات علمی نیز هنوز منتشر نشده است. (توضیح بیشتر را لازم نمی دانم)

4- “علم” برتر از “واقعیت” نیست و “واقعیت” در انحصار “علم” قرار نمی گیرد.
اگر استاد مسلم فیزیک کهکشان، ساعت 12 ظهر بیاید و با محاسبات دقیق و و استفاده از وسایط نجومی برای من اثبات کند که الان شب است، من سرم را بلند می کند، خورشید را می بینم، به استاد لبخند می زنم و می گویم که دروغ می گویی! من ضد علم نیستم، اما واقعیتگرا هستم و می دانم که انسان دانشمند (یا به ظاهر دانشمند) نیز می تواند در عین استناد به “علم”، “اشتباه” کند یا “جهتگیری” داشته باشد.
قطعا من نمی توانم با زبان علمی حرف استاد فیزیک کهکشان را رد کنم، مجلات علمی شما نیز مطالب او را منتشر خواهند کرد و نه حرف من را، اما من “واقعیت” را می پذیرم.

5- افراطگرایی در پوزیتیویسم باعث می شود علم محدود و سپس “مقدس” شود.
شما علم را محدود می کنید به شاخه هایی از علوم تجربی، سپس آن را نیز منحصر می کنید به یک سری مجلات و بد تر از همه اینکه علم را مساوی واقعیت در نظر می گیرید و هر چه را خارج از این حیطه ی محدود شما قرار بگیرد، مزخرف می نامید.
علم، باید شکننده ی قفس ها و مقدسات غیرواقعی باشد و نه اینکه خودش تبدیل شود به یک قفس مقدس و غیر قابل خدشه.

و اما  در مورد “واقعیت” ماجرای #11سپتامبر :

1-  اصولا دعوایی میان علم و خرافه نیست.
گروه اقلیت که گزارش رسمی تیم تحقیق را نمی پذیرند، ضد علم یا غیر علمی نیستند. هر دو گروه بر اساس علم و تجربیات خودشان نظر می دهند.
گروهی که گزارش رسمی را منتشر کرده است، دسترسی به وسایل علمی و هزینه های فراوانی برای آرمایش آنها داشته است، اما گروه اقلیت گزارش رسمی را جهت دار می دانند و آن را قبول نمی کنند.
آیا هر کسی گزارش رسمی یک دولت را نپذیرفت، متوهم و مزخرفگو است؟

2- سندیت علوم تجربی بر آزمایش پذیر بودن آن استوار است. اگر شما نمونه فیلم هایی را ـ که ادعاهای گزارش رسمی را می آزمایند (مانند سری نشنال جئوگرافی که بالاتر لینک دادم) ـ قبول نمی کنید، ضد علم بر خورد کرده اید.

3- بنده هم اول بار که ادعای دمولیشن را شنیدم، خنده ام گرفت. گفتم حتما از همین هاکس های اینترنتی است. بعد حرف هر دو طرف را شنیدم. نقاطی از گزارش را که محل مناقشه بود مطالعه کردم (که شما ظاهرا مطالعه نکرده اید هنوز). بعد هم شبهات گروه اقلیت و توضیحات گروه موافق گزارش رسمی را شنیدم.
در خیلی موارد، شبهات و ادعاهای گروه اقلیت، اگر چه قابل اثبات صد در صد نیست، اما ادعاهای مطرح شده در گزارش رسمی را به جد به چالش می کشد.

4- من شخصا مطمئن نیستم که کدام تئوری برای فروریختن ساختمان های دوقلو درست است، اما شضخصا معتقدم که فروریختن ساختمان 7 و توجیهات تیم تحقیق در مورد آن، بزرگترین دروغ تاریخ آمریکاست.
هر انسان منصف و غیرمغرضی که فیلمهای فروریختن ساختمان 7 را ببیند، متخصص ساختمان باشد یا نباشد، گزارش رسمی در مورد تخریب آن را باور نمی کند.

5- کمیته ی نگارنده ی گزارش رسمی، از جهات مختلفی مورد انتقاد بود. مثلا دید این کمیته از ابتدا پذیرش داستان ادعای دولت بوده است و بنا بر این بدون جهتگیری (بایاس) این پدیده را بررسی نکرده اند. فلیپ زلیکو از اعضای این کمیته، قبلا در نگارش یک کتاب با کاندولیزا رایس همکاری کرده است. بنا بر این سخت است باور کرد که این افراد مستقل از حکومت بوده باشند و به طور مستقل و بدون هیچ نظری گزارش را نوشته باشند.
جان فارمر، مشاور ارشد این کمیسون بعدها ادعا کرد که در مقاطعی، تمامی اطلاعاتی که مقامات رسمی به ما می دادند، خلاف واقعیت بوده است.
کوین رایان، مهندسی که در یکی از شرکت های مشاور این گزارش کار می کرد، پس از زیر سوال بردن روش های تحقیق، از کار اخراج شد.
در مورد فرو ریختن ساختمان 7، گزارش این گروه به حدی غیر واقعی بود که بعدا مجبور شدند ادعا کنند موارد معتنابهی از مواد سوختی برای سوخت رسانی به نیویورک زیر ساختمان ذخیره شده بوده که انفجار آنها موجب ریزش شاختمان شده است!! انفجاری که هیچ شاهد عینی ای آن را تایید نمی کند و فقط ادعای مسوولان است.
و موارد اینچنینی که منصف بودن این کمیسیون را زیر سوال می برد.

6- در نهایت، انتظار نداشته باشید واقعیت این حادثه (هر چه که باشد و من هم دقیقا نمی دانم که چیست) در مجله ی نیچر چاپ شود! (دست کم تا سال ها)
همانطور که گزارش رسمی ترور کندی رئیس جمهور اسبق آمریکا بایگانی شد و خیلی ها آن را باور نکردند، گزارش رسمی #11سپتامبر نیز بایگانی می شود، و خیلی ها آن را باور نکرده و نخواهند کرد، اما متوهم خواندن آنها با چشم پوشی بر روی سوال ها و شبهاتی که مطرح می کنند و استناد صرف به گزارش رسمی کمیسیون، روشی علمی و تحقیقی نیست.
_________________________________
#ادمین13  
1.با توجه به ارجاعات به مقالات شما بعید می دونم شما در هیچ موردی متخصص باشی.
2.در این مورد با شما موافقم. قصد ورود به رد یا تایید دین را هم ندارم، مادامی که دین ادعای اثبات علمی نکند و اگر کرد با علم راست آزمایی میشه که تا کنون سربلند نبوده.
3.مغالطه نکن! حقایق تجربی تکرار پذیرند. در ضمن ما در مورد طلوع آفتاب حرف نمی زدیم، بحثی در مورد یک اتفاق 13 سال پیش بود. نزن به صحرای کربلا!
4.مغالطه مصادره به مطلوب. تو در بحث یکی سری مفروضات مورد نظر خودت را اصل اثبات شده در نظر میگیری که نشان از تلاش برای سفسطه دارد. کی گفته واقعیت در انحصار علم نیست؟ چطور این اثبات شده؟
5.همون مغالطه مورد چهارم.

*به جای سفتی خوردی جناب! اینجا جای سفسطه نیست! داشتی در مورد 11 سپتامبر می گفتی. به شاخه بالاتر نپر و مدارک مجعول و بی ارزشی که آوردی ماستمالی نکن. هنوز سر جای اولمان هستیم تا شما ادعایت را در مورد ساختمان فوق و حوادث آن روز اثبات کنی. یادت نرود که با اثبات ادعا به عهده مدعی است. اینجا فضای آخوندی نیست و فضای علمی است و بحث منطقی. راحت نیستی نیا، اما اگر آمدی باید حرف علمی و منطقی بزنی.
_________________________________
+توحید عزیزی :
حرف ها گفته شد. روش جزمی و قطعی شما برای اثبات خود و تخطئه ی طرف مقابل، نشانه ای از تعصب شماست و تعصب جایی در علم ندارد.
شما دنبال دعوا کردن و توهین کردن هستید و نه پاسخ هیچ چیزی.
دوستانی که بحث را خوانده اند، اگر سوالی داشته باشند، بنده پاسخ می دهم.
_________________________________
#ادمین13  :
چون دو کامنت خطاب به من نوشتی متوجه دومی نشده بودم.

1.شما و خیلی ها و حتی من حق داریم گزارش رو نپذیریم، اما به شرطی که سواد کافی داشته باشیم. می تونیم نپذیریم اما اتهام زدن نیازمند اثباته. اینکه اتهاماتی که میزنی رو از ابتدا اثبات شده بدونی چیزیه شبیه روند قضاوت قاضی مرتضوی.

2.عرض کردم ولی نفهمیدی که نشنال ژئوگرافی هم کار مستندی کرده که در آن یکی از گروه ها تشکیکی در یکی از بخش ها داشته. اولاً کل ماجرا زیر سوال نرفته و ثانیا فیلم ملاک نیست. تکرار می کنم فیلم ملاک نیست. مقاله و گزارش آن تیم مهندسی کجاست آقای دکترِ دارای مقاله؟

3.به چالش کشیدن نظر یکی با مثال نقض فرق دارد. نظریه نسبیت هم زیاد به چالش کشیده می شود اما اصل پابرجاست. حتی مثال نقض چزئی هم کلیت ماجرا را زیر سوال نمی برد. مثلاً اینکه در تاریخ امریکا به سیاهان ظلم شده به معنی پاک و منزه بودن سیاهان نیست. زوایای تاریک ماجرا زیاده اما دلیل نمیشه تئوری ئوطئه امثال شمارو بپذیریم.

4.شخضاً معتقدم با توجه به عدم سواد شما در بحث ساختمان در این مورد نظر نده، لااقل این یکی تخصص من است و قطعاً تخصص تو نیست. پس نظرت برای خودت مهم است و چون فکتی تورا حمایت نمی کند می توانی در چارچوب فکر خودت نگهش داری.

5.این «جهت دار بودن کمیته و فلان…» اینقد مضحکه که جای بحث نمیذاره. طرف با رایس کتاب نوشته حالا نظرش بایاس محسوب میشه؟؟؟ والا با این حساب و براسااس عکس ها و پست ها و وابستگی ای که تو به نظام ایران داری اصلاً هیچ نظری در هیچ موردی غیر از تایید نظام ایران نباید بدی چون بایاس محسوب میشه!!! همینکه من جوابت رو میدم یعنی به این مزخرفات اعتقادی ندارم. اگر تو هر وابستگی رو بایاس محسوب می کنی من بلاکت کنم چون یه باگ بزرگی خودت! یه مشت اسم و ادعا هم آوردی مثل رائفی پور و ازغندی بدون هیچ سندی. کچاست سندی که نشون بده این یارو تشکیکی کرده و اخراج شده یا اون یکی همکار فلانی بوده؟

6.من بر اساس اسناد موجود و سواد خودم میگم مشکلاتی هست، اما اتهامات شما چرنده. شما هم فکتی حمایتت نمیکنه غیر از خاله زنک بازی یه مقاله در یک ژورنال دوزاری. بله اطلاعات ممکنه درز نکنه، اما سو وات؟ چون اطلاعات نداریم هر چرندی رو بپذیریم؟

الباقی حضراتی که لینک میدن به وبسایت های مزخرف داخلی که حتی نمی دونن هواپیما از کدوم طرف به پنتاگن خورده؛ وقتم رو برای پاسخگویی به این حجم از مزخرفات تلف نمی کنم.

______
پایان بحث

HHW-062

، ۲۳ شهریور ۱۳۹۳
در گروه: اجتماعی

۲ Comments :, , , more...

معضلي بنام ”بد حرف زدن”/ در مذمت يك ”ترس مقدس”

، ۲۱ مرداد ۱۳۹۳

از گذشته تا به امروز یکی از درد های مزمن و خسارت بار ایرانیان، دقت نکردن در استخدام کلمات و بی توجهی به کیفیت بیان بوده و هست. این معضل از گذشته وجود داشته و البته در سپهر سیاست در سال های اخیر بیش از پیش جلوه نمایانده است. روسای جمهور فعلی و قبلی توجه چندانی به جایگاه و شان اظهاراتشان نداشته اند و عباراتی را بر زبان رانده اند که مخاطب را در سطح نگه داشته و با حیرت روبرو می کند.
خسران بزرگتر آن است که در پی این الفاظ و عبارات ناشایست، بعضا مفاهیم و اصول صحیح و قابل توجهی قرار دارند که بخاطر بی دقتی گوینده، تحت الشعاع الفاظ درشت و بیجا قرار گرفته و بعضا بطور کامل به حاشیه رفته اند.
من فکر می کنم تاکید رییس جمهور -دکتر روحانی- بر ترس برخی از اشخاص و گروهها از مذاکره تاکید درستی است. ترس از مواجهه و مذاکره با غرب، سالهاست که در سپهر سیاسی این کشور ریشه دوانده و متاسفانه بعضا با پوشش انقلابی گری و تکیه بر اصول حاشا شده است. ضمن آنکه این فقط “سیاست” نیست که جولانگاه بعضی از انقلابیون ترسو شده؛ در بسیاری از مواجهات جمهوری اسلامی با غرب در مسائل فرهنگی، اجتماعی، رسانه ای، اقتصادی و غیره نیز این ترس به چشم می خورد.
از نظر برخی از دوستان بظاهر انقلابی، آمریکا و غرب در هر مذاکره ای از پیش برنده هستند و دیپلمات های ایرانی هرگز حریف دیپلمات های کارکشته آمریکایی نمی شوند.ایران در هیچ مذاکره ای “برد” نخواهد داشت و لذا رسیدن به نتیجه “برد-برد” در هیچ مذاکره ای که یک طرف آن ایران و طرف دیگر آمریکا یا سایر کشورهای غربی باشد ممکن نیست! چنین اندیشه ای چه دلیلی بجز “ترس” از قدرت پوشالی و دست بالا داشتن طرف غربی می تواند داشته باشد؟
این “ترس (به ظاهر) مقدس” در مواجهات فرهنگی و رسانه ای به اوج می رسد. فیس بوک فیلتر است چون مسئولان ذیربط “می ترسند” که دشمن از مردم جاسوسی کند (در حالی که مثلا گوشی های موبایل هوشمند امکانات بیشتری برای جاسوسی در اختیار صاحبانشان قرار می دهند اما کسی فعلا کاری به واردات موبایل ندارد!). توییتر فیلتر است چون همان مسئولان می ترسند که ممکن است یک زمان نظم اجتماعی بهم بریزد. همین نسخه برای یکایک شبکه های اجتماعی پیچیده می شود؛ آنهم بدان دلیل که مسئولان از تبعات فرهنگی و اجتماعی آنها “می ترسند”.
دکتر روحانی در تبیین این ترس ریشه دار بسیار بد عمل کرد. الفاظ ناشایست و عبارات ناپسندی چون “بزدل” و توصیه به رفتن به “جهنم” فرصت مناسب را از رییس جمهور برای تقبیح این ترس مقدس گرفت. ترسی که در تمام این سالها دیوارهای متعدد پیدا و پنهان بدور فضای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بدور این کشور کشیده و اجازه عرض اندام و عرضه اصول و آرمان ها را در سطوح منطقه ای و بین المللی تا حد زیادی از مردم و مسئولان گرفته است.
سرنوشت جنگ چه “نرم” باشد و چه “سخت”، توسط کسانی رقم خواهد خورد که جرات “حمله” داشته باشند. کسانی که در مقابل دشمنان فقط خاکریز درست می کنند و سنگر می سازند و سنگرهای گذشته را سخت تر می کنند ممکن است جنگ را طولانی تر کنند اما هرگز در هیچ جنگی “پیروز” نخواهند بود. کسی که بدنبال پیروزی است باید بتواند حمله کند.

، ۲۱ مرداد ۱۳۹۳
در گروه: اجتماعی, سیاسی

Leave a Comment :, , more...

خطای بزرگ صداوسیما و امکان جبران آن

، ۰۲ تیر ۱۳۹۳

– تقدیر از حرکت صدا و سیما در مصاحبه با دکتر نوبخت –

نویسنده مهمان – م.

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات صدا و سیما در حق جمهوریت کشور، عدم اجازه به آیت الله هاشمی رفسنجانی و اطرافیان ایشان برای دفاع از خود، پس از وارد شدن اتهامات بسیار به ایشان بود. اگر متحجرین و بی‌سوادان در رویدادهای پس از انتخابات ۸۸ مدیریت اختلافات اجتماعی ناشی از دوپارگی جامعه را به عهده نگرفته بودند و آزادی بیان ۳۶۰ درجه که نه – حتی ۳/۶ درجه وجود داشت تا آیت الله هاشمی، دکتر نوبخت، دکتر مرعشی، دکتر کرباسچی و خانم دکتر رهنورد مطالب و اعتراضات خود را مستقیما از رسانه ملی (همان رسانه میلی) مطرح کنند و پیگیر رأی مفقوده خود باشند، بسیاری از تنش‌ها به وقوع نمی‌پیوست. نهایتا ۱ هفته اطراف وزارت کشور راهپیمایی برگزار می‌شد که آن هم می‌توانست با درایت دولت دارای مجوز باشد. پس از آن یک هفته، استدلال‌های دقیق و عمیق معترضین اصلی خود به خود باعث کاهش شبهات احتمالی می‌شد.
اگر همان سال ۸۸ از تریبون رسانه ملی اعلام می‌شد که رأی مردم آذربایجان به فرزندشان و رأی مردم لرستان به دامادشان دزدیده شده، آیا بیش از ۲ میلیون آذری و بیش از ۱ میلیون لر و بختیاری در مقابل دزدی آشکار حقشان سکوت می‌کردند؟ آن هم دو قومیتی که در جریان جنبش مشروطه مبارزات مهمی را بر علیه استبداد انجام دادند؟ قطعا اگر لرها و آذری‌ها بلافاصله از ادعای دزدیده شدن رأی‌هاشان مطلع می‌شدند، در عمل موضع خود را آشکارا اعلام می‌کردند. آیا اگر بیانیه دموکرات‌مآبانه سرکار خانم عفت مرعشی از تریبون رسانه ملی قرائت می‌شد، آیا کسی می‌توانست مدعی شود که خانواده یکی از ارکان اصلی انقلاب مورد سانسور قرار گرفته و انقلاب دارد فرزندانش را – البته در این مورد استوانه و ستون و پدر انقلاب – می‌خورد؟ اگر آن بیانیه مستقیما از رسانه ملی پخش می‌شد، قطعا افق‌های جدیدی در مقابل روی دموکراسی‌خواهان و آزادی‌خواهان جهان گشده می‌شد. اگر کلام صریح جناب کرباسچی در مورد صداقت مردم ایران با صدای بلند به گوش همه می‌رسید، اینک کسی در دلسوزی ایشان برای مردم و نیز میزان علاقه و احترام ایشان به عزت مردم تردید نمی‌کرد.
اگر کلمات گهربار دکتر نوبخت و دکتر مرعشی که به زعم من تعیین کننده اصلی نتیجه انتخابات ۸۴ بودند، در زمان اعتراضات سال ۸۸ نیز از رسانه ملی پخش می‌شد؛ اگر خاطرات دکتر مرعشی در مورد کارآمدی بخش خصوصی در مدیریت صنعت هواپیمایی با زبان فصیح خود ایشان حتی پیش از انتخابات ۸۸ به سمع و نظر مردم می‌رسید؛ اگر نظرات بزرگ‌منشانه دکتر نوبخت در مورد نتیجه انتخابات سال ۸۴ آن زمان پرسیده می‌شد؛ بسیاری از مشکلات خیلی سریع‌تر برطرف می‌شد و مردم – اعم از لر و ترک و فارس و عرب – به جای حمله به سطل زباله، با چماق و برنو و حتی کلاش به دیکتاتور حمله می‌کردند و جمهوریت نظام را با مشت آهنین خود یاری می‌کردند.
اگر در هنگامی که محمود احمدی‌نژاد تهمت‌های غیر اخلاقی از تریبون رسانه میلی در مورد خانواده‌های استوانه‌های نظام مطرح کرد، افراد مورد اتهام اجازه می‌یافتند که رودرروی مردم در مورد اتهامات وارده و نیز سفرهای مختلف داخله و خارجه خود توضیح دهند و حق ضایع شده خود را استیفا کنند، به زعم من نتیجه انتخابات ۸۸ و وقایع بعد از آن ۱۸۰ درجه متفاوت می‌شد. قطعا همین رویه می‌بایست در مورد اتهاماتی که حجة‌الإسلام والمسلین کروبی در مورد نحوه برخورد با معترضین به نیروی انتظامی و قوه قضاییه وارد کرد نیز اتخاذ می‌شد و ایضا در مورد اتهاماتی که محمود احمدی‌نژاد در مورد دوران مدیریت ایشان بر بنیاد شهید وارد کرد. انسان نمی‌داند این درد را به کجا ببرد که دکتر مهدی هاشمی بلافاصله پس از مناظره سیاه سال ۸۸ به صدا و سیما دعوت نشد تا از خود دفاع کند!

اما من اینک بسیار خوشحالم که پس از ۵ سال پر از درد و دشمنی، بالاخره دکتر نوبخت اجازه یافتند تا بخشی از حرف‌های خود را آشکارا به گوش عموم مردم برسانند.
از رسانه ملی خواهشمندیم که از این پس واقعا ملی باشد و به تمامی ممنوع‌القلم‌ها و ممنوع‌التصویرهای سال‌های سیاه پس از ۸۸ اجازه دهد افکار آزادی‌خواهانه‌شان را مستقیم و بی‌واسطه در معرض اطلاع مردم قرار دهد: این معنی واقعی جمهوریت است.
به زعم بنده بی‌سواد نامعتدل، یکی از مشکلات اساسی کشور ما، رودربایستی در مسائلی است که حقوق همه یا بخشی از مردم کشور به آن بستگی دارد. از ترور رئیس جمهور رجایی و بمب‌گذاری دفتر حزب جمهوری اسلامی تا پرونده اتهامات وارد شده به شهردار سابق مشهد و نحوه عملکرد شهرداری تهران در بحران ارزی سال گذشته، همه و همه به سکوت برگزار شده است. تا کی باید منتظر رسیدگی قاطعانه به جرمی مانند بورسیه کردن غیرقانونی ۳۰۰۰ نفر از فرزندان این مملکت – به جای فرزندان انقلابیون اصیل و استوانه‌های رشید نظام بود؟ جنایت‌هایی مانند واردات دسته بیل و خوراک سگ آن هم در زمانی که مردم ایران به زعم بازرگان بزرگ حاج اسدالله عسگراولادی در شعب ابی‌طالب بودند و بیم قحطی بزرگتری نیز می‌رفت، باید در دادگاه انقلاب مورد رسیدگی قرار بگیرد و مرتکبین آن به اشد مجازات تنبیه شوند.
یکی از مهم‌ترین جنبه‌های این رودربایستی رسانه‌ای، عدم توجه به گذشته و حال و نیز خاطرات بزرگان و استوانه‌های نظام است. مردم حق دارند این مقدار بدانند که متراژ خانه انقلابیون پیش از انقلاب چه بوده و بعد از انقلاب چقدر است. مردم دوست دارند بدانند که نسبت درصد بیکاری فرزندان مسؤولین به درصد بیکاری فرزندان خودشان چیست. مردم باید بدانند که در زمانی که کمتر از ۱۰ درصد جوانان می‌توانستند در کنکور دانشگاه‌های دولتی و آزاد شرکت کنند، چه درصدی از فرزندان مسؤولین در جنگ حضور داشتند و چه درصدی در دانشگاه‌های داخله و خارجه مشغول به تحصیل بودند. متأسفانه خاطرات حضرت آیت‌الله هاشمی و نیز رؤیاهای ایشان، خاطرات حضرت حجةالإسلام والمسلمین روحانی به ویژه مشاهده هودج نور، و نیز تلاش‌های پرافتخار و دستآوردهای آقایان مهدی هاشمی، فائزه هاشمی، فاطمه هاشمی، محسن هاشمی، و فرزندان سایر آقایان در مذاکرات مداوم و دشوار تجاری/سیاسی با طرف‌های خارجه در دهه‌های شصت و هفتاد مورد غفلت قرار گرفته است. این تلاش‌ها باید هر روز در برنامه‌های سیاسی و اقتصادی رسانه ملی مورد تحلیل و بررسی قرار بگیرد تا مردم معنی عقلانیت و اعتدال و اجتناب از افراطی‌گری و را با تمام وجود درک کنند.

از تمامی دوستانی که دستی بر قلم یا نفوذی در رسانه‌ها دارند خاضعانه درخواست می‌کنم که این اشتباه بزرگ رسانه‌های دولتی و شبه دولتی را با نهایت تلاش خود جبران کنند و در سال‌های پیش رو، همت پیشه کنند و با بزرگان نظام و خانواده‌های آنها مصاحبه کنند و نظرات آنها را در مورد انتخابات‌های گذشته و پیش‌رو، فضای اقتصادی کشور، سیاست خارجه و داخله، و خاطرات آنها در مورد مسائلی مانند اجباری شدن حجاب و برخورد با بی‌حجابی و خصوصی‌سازی پرسیده و به سمع و نظر عموم مردم برسانند؛ با چنین تدبیری، امید می‌رود که ظلم‌های صورت گرفته جبران شده و فضای جامعه به سمت آرامش و عقلانیت حرکت کند.
در این میان، مصاحبه با جناب دکتر مرعشی و جناب دکتر نوبخت که پیشتر نیز نشان داده‌اند که توان زیادی برای تأثیرگذاری و جهت‌دهی افکار عمومی دارند، اکیدا توصیه می‌شود.

، ۰۲ تیر ۱۳۹۳
در گروه: اجتماعی, سیاسی

Leave a Comment :, , , , more...

3 حاشیه بر بازی ایران ـ آرژانتین

، ۰۱ تیر ۱۳۹۳

1- مصاحبه کیروش بعد از بازی ایران و آرژانتین

مصاحبه‌گر: …پایان ناامید کننده ای بر یک نمایش شجاعانه و خیره کننده!

کیروش: من به هیچ وجه ناامید نیستم بلکه خیلی خوشحالم از نمایشی که بازیکنانم ارایه دادند. امروز ما شاهد نبرد خوبی بودیم، اما در عاقبت، دو نفر نتیجه را تغییر دادند: نفر اول داور بود و نفر دوم لئونل مسی. من چیز بیشتری ندارم که بگویم، ولی این دو نفر نتیجه‌ی بازی را عوض کردند: داور و مسی. [صحنه را ترک می‌کند!]

مصاحبه کارلوس کیروش بعد از بازی ایران و آرژانتین، جام جهانی 2014

مصاحبه کارلوس کیروش بعد از بازی ایران و آرژانتین، جام جهانی 2014

 

2- مصاحبه مربی آرژانتین، آلساندرو سابیلا، بعد از بازی ایران و آرژانتین

پرسش: آیا فکر می‌کنید که دروازه بان ایران، حقیقی، اصلی‌ترین بازیکن آنها بود و شما فکر می‌کنید که علت اصلی بود تا بازی چنین «دراماتیک» شود؟

پاسخ: من فکر می‌کنم هر دو دروازه بان بسیار خوب بازی کردند… من می‌خواهم بار دیگر به تیمم تبریک بگویم که بازی بسیار سختی را انجام داد. و همچنین به تیم ایران که یک بازی خیره کننده را ارایه کردند.

مصاحبه مربی آرژانتین، آلساندرو سابیلا، بعد از بازی ایران و آرژانتین، جام جهانی 2014

مصاحبه مربی آرژانتین، آلساندرو سابیلا، بعد از بازی ایران و آرژانتین، جام جهانی 2014

 

3- حق همیشه گرفتنی است و برای گرفتن آن باید قوی شد

داور خطای پنالتی روی دژاگه را نگرفت تا نشان دهد که حق همیشه گرفتنی است ـ و نه دادنی و تا قوی نباشی، کسی از خوردن حقت واهمه نخواهد داشت. ساده‌تر از این خطا را دیشب بازیکن سوئیس روی بازیکن فرانسه انجام داد و با اینکه فرانسه ۰-۲ جلو بود، داور به راحتی در سوتش دمید و پنالتی گرفت. آیا داور جرات دارد با وجود فردی مثل میشل پلاتینی در فیفا، خطای پنالتی حادث شده برای فرانسه را نادیده بگیرد؟

تصویر لحظه‌ی برخورد بازیکن شماره ۴ آرژانتین به دژاگه، بازی ایران - آرژانتین  در جام جهانی ۲۰۱۴. داور این صحنه را خطای پنالتی نگرفت. نمایش کمتر

تصویر لحظه‌ی برخورد بازیکن شماره ۴ آرژانتین به دژاگه، بازی ایران – آرژانتین در جام جهانی ۲۰۱۴. داور این صحنه را خطای پنالتی نگرفت. نمایش کمتر

، ۰۱ تیر ۱۳۹۳
در گروه: اجتماعی

Leave a Comment :, , , more...