Author Archive

معضلي بنام ”بد حرف زدن”/ در مذمت يك ”ترس مقدس”

، ۲۱ مرداد ۱۳۹۳

از گذشته تا به امروز یکی از درد های مزمن و خسارت بار ایرانیان، دقت نکردن در استخدام کلمات و بی توجهی به کیفیت بیان بوده و هست. این معضل از گذشته وجود داشته و البته در سپهر سیاست در سال های اخیر بیش از پیش جلوه نمایانده است. روسای جمهور فعلی و قبلی توجه چندانی به جایگاه و شان اظهاراتشان نداشته اند و عباراتی را بر زبان رانده اند که مخاطب را در سطح نگه داشته و با حیرت روبرو می کند.
خسران بزرگتر آن است که در پی این الفاظ و عبارات ناشایست، بعضا مفاهیم و اصول صحیح و قابل توجهی قرار دارند که بخاطر بی دقتی گوینده، تحت الشعاع الفاظ درشت و بیجا قرار گرفته و بعضا بطور کامل به حاشیه رفته اند.
من فکر می کنم تاکید رییس جمهور -دکتر روحانی- بر ترس برخی از اشخاص و گروهها از مذاکره تاکید درستی است. ترس از مواجهه و مذاکره با غرب، سالهاست که در سپهر سیاسی این کشور ریشه دوانده و متاسفانه بعضا با پوشش انقلابی گری و تکیه بر اصول حاشا شده است. ضمن آنکه این فقط “سیاست” نیست که جولانگاه بعضی از انقلابیون ترسو شده؛ در بسیاری از مواجهات جمهوری اسلامی با غرب در مسائل فرهنگی، اجتماعی، رسانه ای، اقتصادی و غیره نیز این ترس به چشم می خورد.
از نظر برخی از دوستان بظاهر انقلابی، آمریکا و غرب در هر مذاکره ای از پیش برنده هستند و دیپلمات های ایرانی هرگز حریف دیپلمات های کارکشته آمریکایی نمی شوند.ایران در هیچ مذاکره ای “برد” نخواهد داشت و لذا رسیدن به نتیجه “برد-برد” در هیچ مذاکره ای که یک طرف آن ایران و طرف دیگر آمریکا یا سایر کشورهای غربی باشد ممکن نیست! چنین اندیشه ای چه دلیلی بجز “ترس” از قدرت پوشالی و دست بالا داشتن طرف غربی می تواند داشته باشد؟
این “ترس (به ظاهر) مقدس” در مواجهات فرهنگی و رسانه ای به اوج می رسد. فیس بوک فیلتر است چون مسئولان ذیربط “می ترسند” که دشمن از مردم جاسوسی کند (در حالی که مثلا گوشی های موبایل هوشمند امکانات بیشتری برای جاسوسی در اختیار صاحبانشان قرار می دهند اما کسی فعلا کاری به واردات موبایل ندارد!). توییتر فیلتر است چون همان مسئولان می ترسند که ممکن است یک زمان نظم اجتماعی بهم بریزد. همین نسخه برای یکایک شبکه های اجتماعی پیچیده می شود؛ آنهم بدان دلیل که مسئولان از تبعات فرهنگی و اجتماعی آنها “می ترسند”.
دکتر روحانی در تبیین این ترس ریشه دار بسیار بد عمل کرد. الفاظ ناشایست و عبارات ناپسندی چون “بزدل” و توصیه به رفتن به “جهنم” فرصت مناسب را از رییس جمهور برای تقبیح این ترس مقدس گرفت. ترسی که در تمام این سالها دیوارهای متعدد پیدا و پنهان بدور فضای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بدور این کشور کشیده و اجازه عرض اندام و عرضه اصول و آرمان ها را در سطوح منطقه ای و بین المللی تا حد زیادی از مردم و مسئولان گرفته است.
سرنوشت جنگ چه “نرم” باشد و چه “سخت”، توسط کسانی رقم خواهد خورد که جرات “حمله” داشته باشند. کسانی که در مقابل دشمنان فقط خاکریز درست می کنند و سنگر می سازند و سنگرهای گذشته را سخت تر می کنند ممکن است جنگ را طولانی تر کنند اما هرگز در هیچ جنگی “پیروز” نخواهند بود. کسی که بدنبال پیروزی است باید بتواند حمله کند.

، ۲۱ مرداد ۱۳۹۳
در گروه: اجتماعی, سیاسی

Leave a Comment :, , more...

چيزي از انفعال شما كم نشد برادر

، ۱۴ خرداد ۱۳۹۳

برای نوشتن این سطور مدتها با خودم کلنجار رفتم. می دانم که نگاشتن این جملات ممکن است مورد سوء استفاده برخی از بدخواهان قرار بگیرد. حتی ممکن است بعضی از دوستان نیز بهمین دلیل بر من خرده بگیرند. باید بگویم که تلخی بعضی از حقایق (به زعم من) چیزی از ضرورت تذکر و تکرار آن حقایق نمی کاهد. بعضی حرفها را باید گفت؛ با صدای بلند هم باید گفت. حتی اگر برای بعضی از دوستان و خودی ها خوشایند نباشد و برای دشمنان شادی آفرین باشد.

*****

چند روز قبل که گزارش تلویزیون درباره مسیح علینژاد و خبر حمله به وی در متروی لندن را دیدم، اولین چیزی که نظرم را جلب کرد، صراحت گزارشگر تلویزیون در به تصویر کشیدن صحنه ای شنیع و زشت بود. یادم نمی آید در گذشته تلویزیون در موارد مشابه اینچنین بی پروا و صریح حرمت مخاطبان را زیر پا بگذارد. برای من اولین بار بود که می شنیدم تلویزیون از چنین الفاظی استفاده کرده و اینچنین بی محابا صحنه را به تصویر کشیده است!

خاطرم هست که در گذشته زمانی که تلویزیون می خواست از عمل زشت سربازان آمریکایی در عراق و افغانستان خبر بدهد، هیچگاه از لفظ “تجاوز” استفاده نمی کرد و حداکثر از عبارت “هتک حرمت” برای تشریح تعرض سرباز آمریکایی به زنان عراقی و افغانی استفاده می نمود. و حالا در کمال تعجب می دیدم که گزارشگر تلویزیون به سادگی می گوید فلانی فلان دارو را مصرف کرده، در مکان عمومی لخت شده و جلوی چشم پسرش، سه نفر به او تجاوز کرده اند! همینقدر صریح، همینقدر زشت و همینقدر بی پروا.

جابجا کردن واژه ها، زیرپا گذاشتن حرمت ها، پرده دری و بی توجهی به حیا و شانیت مخاطبان، همه و همه مسائل “جدی” رسانه ای هستند. شاید در یک موقعیت برای له کردن شخصیت یک نفر مناسب باشند اما اثری که از بین بردن حرمت مخاطب توسط رسانه در ذهن مردم می گذارد کاملا جدی است و زدودن آن به این سادگی نیست. آنهم در رسانه ای که هیچگونه مرزبندی و طبقه بندی برای مخاطبینش ندارد و خبرنویس آن از خود نمی پرسد که آیا امکان ندارد در این لحظه کودکی پای تلویزیون نشسته باشد و از والدینش بپرسد “تجاوز سه نفره به زنی که لخت شده یعنی چه؟!”

*****

آنچه اسلام را بعنوان کاملترین دین و آیین زندگی از سایر مکاتب متمایز می کند، توجه به روشها (در کنار اهداف) و اتخاذ بهترین روش است. آیین رسول الله به پیروانش اجازه نمی دهد برای مقابله با پدیده های شیطانی به هر روشی متوسل شوند. نمی شود مسلمان بود و با بی حیایی به جنگ بی حیایی رفت. کسی که ارزشی برای حیا و عفاف و حجاب قائل نیست و با استفاده از ابزار مختلف و تحت لوای “آزادی یواشکی” (که به زعم من یک تعبیر دم دستی پوچ و بی محتواست) علم مخالفت با حجاب را برافراشته حتما به جنگ ارزش های الهی رفته است. اما شکی نیست که مبارزه با این اقدام ضددینی و سیاسی بسیار مهمتر از تخطئه و تخریب مبدع این اقدام است. مقابله با کاری که فلان شخص انجام داده و کمپینی که راه انداخته مهمتر از کوبیدن خود آن شخص است. انفعال در مواجهه با این اتفاق شوم فرهنگی مجوزی برای تخریب و تخطئه اشخاص مبدع و درگیر در این پدیده، آن هم با روش های نامشروع و غیرقابل قبول نیست.

کسانی که دغدغه فرهنگی و دینی دارند باید فکری به حال واکنش های منفعلانه و سکوت بیجای خود در جای جای این نبرد فرهنگی بنمایند. جای تاسف است که بعد از گذشت هفته ها از شروع کمپین نامشروع تشویق به بی حجابی، دوستان خودی بجای آنکه فکری بحال مقابله فعالانه و صحیح با این کمپین (و در شکل کلان تر، مسئله بدحجابی و بی حجابی در سطح جامعه) بکنند حالا شروع به کوبیدن فلان شخص کرده و از تجاوز یک نفره و چند نفره به وی خبر می دهند و او را با “پری بلنده” مقایسه می کنند!

*****

فرض کنیم همه این اخبار و الفاظ درست باشد. فرض کنیم واقعا چنین اتفاقی برای آن شخص در متروی لندن رخ داده باشد و او حقیقتا مصداق تعبیر رکیک آقایان بوده باشد. خب که چه؟ دوستان رسالتشان را در افشا و مقابله با کمپین فیس بوکی دعوت به بی حجابی (و خود بی حجابی) انجام داده اند؟ یا نسخه شفابخشی برای مقابله با بدحجابی و بی حجابی در جامعه ارائه کرده اند؟ توانسته اند از رخ نمایی کمپین مذکور در فضای مجازی کم کنند؟ چیزی از انفعال دوستان و خودی ها و جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی کم شده؟!

آیا فرصتی که هتاکی بزرگان و رفقای ما به آن شخص و همقطارانش برای مظلوم نمایی، جلب توجه و تفاخر داده اند قابل انکار است؟ کار به جایی رسیده که خبرنگار فارسی زبان رسانه ی وزارت خارجه انگلستان در تفسیر عبارت “باهتوهم” از آن حدیث نبوی قلم می فرساید و از فلان عالم و بهمان خطیب جمعه فکت و سند می آورد و تفسیر می نویسد و فریاد می زند که پیامبر به پیروانش اجازه داده به مخالفینشان تهمت و بهتان بزنند!

به زعم حقیر، این قبیل واکنش های نابخردانه و نامربوط نتیجه سالها مدیریت “فیلتری” فرهنگ است. دوستان اگر کمی زحمت بکشند و برای مقابله با پدیده های جدید و جذاب (و در مواقعی نامشروع) فرهنگی وقت بگذارند و فکر کنند و قبل از هرچیز به فکر فیلتر کردن و پاک نمودن صورت مسئله نباشند، در مقابل چنین کمپین هایی غافلگیر نمی شوند. باید به این حقیقت تلخ اشاره کرد که دهن به دهن شدن فلان مجری سابق و فعال فرهنگی حزب الهی با مبتکر (یا بهتر بگویم، کارگزار) کمپین آزادی های یواشکی، آنهم به این صورت که در این چند روز در فضای مجازی راه افتاده یک خسران بزرگ و اتفاق غم انگیز برای جبهه خودی هاست.

مدیریت “فیلتری” و افتادن کار بدست انسان های کوته فکر و غیرمبتکر و نمونه های فیلترپرست فرهنگی، دشمن پیشبرد فرهنگ انقلابی و اسلامی است. انقلابیون فیلترپرست جنگجویانی هستند که در میانه ی جنگ، به فکر عافیت خودشان هستند و بجای مقابله صحیح و اصولی و بموقع با حملات دشمن و حتی حمله به مواضع جبهه معاند، صرفا سنگرهایشان را قوی تر می کنند تا خودشان در امان بمانند! اینها فیلتر می کنند تا فکر نکنند، تا زحمت نکشند، تا طراحی و خلاقیت بخرج ندهند. و نتیجه این سبک مدیریتی آن است که در محیطی مانند فیس بوک که به زعم آقایان “فیلتر” شده و مثلا جامعه از آسیب های آن در امان مانده(!) کمپینی راه میفتد و تشکیلات و دستگاه آقایان را به “چه کنم” وا می دارد و بعد از چند هفته از کشکولشان خبری منتشر می کنند که در فلان جای متروی لندن فلان اتفاق افتاده و … !

شخصا معتقدم عافیت طلب ترین دسته از دوستان انقلابی، حامیان فیلترینگ (اعم از مدیران و فعالان عادی فضای مجازی) هستند. اینها هیچ گاه مسئولیت خود در انفعال جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در فضای مجازی را نمی پذیرند و با فیلتر کردن ظاهری شبکه های مجازی، محیط های اینچنینی را دودستی تقدیم به ضد انقلاب و معاندین و دشمنان فرهنگی انقلاب می سپارند. راه افتادن کمپین های اینچنینی و واکنش منفعلانه جبهه انقلاب اسلامی نتیجه مستقیم گل بخودی عافیت طلبان فیلترپرست است.

دوستان انقلابی و دغدغه مند مطمئن باشند با اثبات و انعکاس تجاوز سه نفره به فلان شخص در پیش چشمان فرزند او و قیاس وی با پری بلنده و “فاحشه” خواندن او ذره ای از انفعال این دوستان در واکنش به ابتکارات جدید دشمن در عرصه فرهنگ کاسته نخواهد شد.

، ۱۴ خرداد ۱۳۹۳
در گروه: اجتماعی, سیاسی

۲ Comments more...

آیا برخورد انتظامی با «هپی»ها کار درستی است؟

، ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳

من قبل از دستگیری دست اندرکاران کلیپ ”هپی” ایرانی این کلیپ را در یوتیوب دیده بودم. علت آنهم علاقه ای بود که به این اثر فرل ویلیامز داشته و دارم؛ لذا تاکید می کنم که ایده اصلی این نوشته قبل از دستگیری دست اندرکاران این کلیپ شکل گرفته و ارتباط چندانی به حواشی اخیر ندارد.

***

اولین نکته ای که در این یکی دو روز به چشم می آید تمرکز بعضی از دوستان (و دشمنان!) بر روی عنوان این قطعه یعنی «هپی» است. بعضی ها آنچنان فکر و ذهنشان را معطوف به عنوان موسیقی کرده اند که گویی  «هپی» بودن عنوان این موسیقی مهم ترین مسئله است! اینها آنچنان بروی برخورد با  «هپی»ها (یا بقول بی بی سی «خوشحال» ها) مانور می دهند که انگار مامورین نیروی انتظامی (و برای اقلیت همیشه تعمیم دهنده، کلیت جمهوری اسلامی!) قصد داشته با هر آنکس و هر آنچه ”هپی” و خوشحال بوده برخورد کند! مثلا اگر چند نفر فرداروزی پیدا شوند و در اکباتان تهران یک فیلم پورنو را به تصویر بکشند و اسمش را ”هپی” بگذارند و کسی جلویشان را بگیرد بازهم این جماعت صدایشان بلند است و کلیت نظام را به ایستادگی در مقابل شادی مردم متهم خواهند کرد! عنوان در اینجا بهترین گزینه برای تکمیل این مانور تبلیغاتی است؛ برای اثبات آنکه نیروی انتظامی بیکار نشسته تا مردم ”خوشحال” را از کوچه و خیابان جمع آوری کند و آنها را مجازات کند!

***

نحوه برخورد سیستم با چند جوان سازنده  «هپی» از نظر من یک سئوال جدی است.

اینها نمادی از خیل عظیم جوانانی هستند که از غرب و غربگرایی فقط قر دادن و عشوه آمدن جلوی دوربین و چپ و راست قربان صدقه همدیگر رفتن را یاد گرفته اند. این چند جوان اگر در یک کشور غربی پیشرفته زندگی می کردند احتمالا مجبور بودند بجای قردادن بالای پشت بام و بوسه فرستادن برای دوربین، صبح تا شب در فلان کارخانه و بهمان کارگاه و شرکت مثل روبات کار کنند و شب ها خسته و کوفته به منزل بیایند و به فکر صاف کردن قسط ها و پاس کردن بدهی ها و تنظیم کردن برنامه استراحت آخر هفته و در بهترین حالت، برنامه ریزی برای سفری باشند که بعد از یازده ماه و اندی کار کردن، احتمالا چند هفته ای در سال قسمتشان خواهد شد. جای تاسف است که جامعه جوان ایرانی این روزها سرشار از جوانان بی دغدغه و دائما ”هپی” است که جز پارتی گرفتن و دور هم جمع شدن و جاده چالوس آخر هفته و در متمدنانه ترین حالت، ساختن کلیپ از قر دادن در کنار کولر آبسال و در یک کلام، خوردن و خوابیدن و ارتزاق کردن از جیب مامی و پاپی کار دیگری ندارند و این نهایت خاصیت این قشر از جامعه است. جوانانی که حتی آنقدر تدبیر و فکر ندارند که اگر قرار است چنین کلیپ حساسیت برانگیزی بسازند لااقل اسامی و اطلاعات شخصی شان را اینقدر شیک و راحت در انتهای کلیپ کار نکنند تا کار شناسایی و دستگیری شان تا این حد ساده و سریع به سرانجام نرسد!

دستگیر کردن این چند نفر طی چند ساعت حتی اگر کار درستی باشد، بدون شک داروی مقطعی و زودگذری است که سیستم برای جبران کم کاری خود از آن استفاده می کند. سیستمی که حاصل آن پرورش نسلی است که نه تنها فرسنگ ها از معنویت فاصله گرفته بلکه تنها سربار جامعه است و بجز قردادن جلوی دوربین و کلیپ ساختن از عشوه های احمقانه و پوچ کنار کولر و زیر پنجره و ته کوچه، خاصیتی برای این مملکت ندارد!

***

نیروی انتظامی آخرین حلقه از زنجیره ای است که در تربیت بچه های این مملکت نقش دارد؛ زنجیره ای که نتوانسته و نمی تواند نسلی را تربیت کند که زندگی را جدی تر از ”هپی” بازی جلوی دوربین ببیند؛ زنجیره ای که از منظر سیستماتیک نه کاملا غربی است و نه نسبتی با آیین و معنا و مذهب دارد؛ بلکه ملغمه ای از این و آن است و خروجی آن جوانان کم خاصیت و سطحی نگری است که بخاطر ماچ فرستادن به دوربین و قر دادن و شکلک درآوردن به خود می بالند!

پلیس تا کی باید تاوان کم کاری سایر دستگاه ها و اجزای سیستم فرهنگی سنگین و پر حاشیه و کم بازده جمهوری اسلامی را بپردازد؟

عکس تزئینی است

عکس تزئینی است


عصر وارثین، نقدها و تحلیل‌های سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی شما را به عنوان نویسنده‌ی مهمان منتشر می‌کند.

، ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
در گروه: اجتماعی

Leave a Comment :, more...

اکنون زمان نقد نیست؛ زمان پاسخگویی است

، ۰۴ آبان ۱۳۹۲

stick_figures_accusing_pc_1600_clrاین نوشته نه در پاسخ به مطلب قبلی منتشر شده در سایت، نقدی بر رفتار سیاست خارجی دولت یازدهم، بلکه برگرفته از آن بوده و نظرات شخصی نگارنده در خصوصی برخی از انتقادات دوستان انقلابی و اصولگرا به دولت را در بر می گیرد.

اولین نکته حائز اهمیت در انتقادات دوستان در خصوص مسائل مختلف سیاست خارجی، استناد به اظهارات، نقل قول ها و تحلیل های نخبگان، تصمیم سازان و رسانه های غربی است. مشخص نیست که مرز اعتماد دوستان انقلابی به نوشته های واشنگتن پست و هاآرتز و سی ان ان و بی بی سی تا کجا ادامه دارد. در حالی که مقامات کشور نقلی قولی از فلان روزنامه یا بهمان سایت را تکذیب می کنند، انتظار می رود که دوستان تکرار و استناد به آن نقل قول را از دستور کار خارج نمایند؛ در حالی که در عمل اینگونه نیست و آن نقل قول یا خبر یا تحلیل نادرست کرارا مورد استناد منتقدین محترم قرار می گیرد.

اوج این رویکرد نابجا را می توان در بحث مذاکرات هسته ای اخیر مشاهده نمود. در شرایطی که طرفهای مذاکره کننده در خصوص محرمانه ماندن مفاد مذاکرات به توافق رسیده اند و در سطوح رسمی تاکنون به این توافق پایبند بوده اند، انتشار اخباری از هاآرتز یا المانیتور در خصوص مفاد مذاکرات، اساس تحلیل دوستان انقلابی قرار می گیرد و امواج انتقادات از رویکرد دولت در مذاکرات اخیر به سمت تیم مذاکره کننده سرازیر می شود، آنهم در شرایطی که وزیر امور خارجه رسما اطلاعات منتشر شده توسط رسانه های غربی را “دروغین” و “خیالپردازی” می خواند. بنظر می رسد نزد برخی از دوستان منتقد، خبرنگار صهیونیست فلان وبسایت آمریکایی قابل اعتماد تر از وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران بوده و برخی ازدوستان، دفتر جک استرا را مورد وثوق تر از دفتر ریاست محترم جمهور می دانند!

همین رویکرد غلط و اعتماد بیش از حد برخی از منتقدین به رسانه های غیرقابل اعتماد غربی، پایه و اساس بسیاری از تحلیل ها و گزارشات دوستان بنظر می رسد. نقل قول از تونی بلر و خاویر سولانا و امثالهما حتی برای چندین سال مبنای انتقادات و نگرش منفی منتقدان است. این رویکرد نادرست و کهنه ی منتقدینی از این دست، قابل تامل و نابجا است.

در خصوص مذاکرات هسته ای، “محرمانه” ماندن مفاد مذاکرات یکی از ارکان انتقادات دوستان به عملکرد تیم مذاکره کننده است. در این خصوص ذکر چند نکته ضروری است. اولا بدیهی است که کلیه موارد پیشنهادی که هیات ایرانی به طرف مقابل ارائه داده با هماهنگی و آگاهی کامل مقام معظم رهبری و مسئولان ارشد نظام بوده و قطعا کوچکترین موردی از مذاکرات و توافقات صورت گرفته از نظر ایشان پنهان نخواهد ماند. ثانیا مواردی که امکان مذاکره و چانه زنی از سوی هیات ایرانی بر سر آنها وجود داشته باشد (یا در مقابل، مواردی که قابل مذاکره نباشد) نیز از سوی مقام معظم رهبری تعیین گردیده و هیات ایرانی چه در گذشته و چه در حال حاضر امکان تخطی از نظرات معظم له را نداشته اند. شایان ذکر است که مجوز چانه زنی بر سر برخی از مواردی که توسط تیم فعلی بعنوان گزینه های قابل مذاکره مطرح شده، در گذشته نیز برای تیم سابق مذاکره کننده وجود داشته است، منتهی به دلایل مختلف امکان بهره برداری و توافق بر سر موارد مذکور در گذشته بوجود نیامده است. ثالثا، بنظر می رسد برخی از دوستان در تحلیل چرایی محرمانه بودن مفاد مذاکرات دچار سوء برداشت شده اند. اساسا محرمانه ماندن مذاکرات گامی در راستای حصول توافق است. این یک رسم دیپلماتیک است که زمانی که اراده طرفین مذاکره بر حل مسئله مورد مذاکره قرار می گیرد و مسیر نسبتا طولانی برای حصول توافق میان طرف های مذاکره کننده وجود دارد، محرمانه ماندن مفاد مذاکرات می تواند سبب تسهیل در نیل به یک توافق چند جانبه میان طرفین مذاکرات بشود. منتقدان محترم حتما عنایت دارند که در مذاکراتی که مقام معظم رهبری در جریان جزئیات اظهارات و اقدامات و پیشنهادات طرف ایرانی قرار دارند و مواردی که مذاکره بر سر آنها جایز هست (یا نیست) نیز با نظر معظم له تعیین می شود، امکان نادیده گرفتن حقوق ملت ایران اساسا وجود ندارد و “محرمانه” ماندن مفاد مذاکره هرگز به معنای عدول از حقوق ملت ایران و ایجاد “حیاط خلوت” برای مذاکره کنندگان نیست.

مسئله بعدی، تمسک دولتمردان به دیپلماسی مجازی است. جای تعجب است که یکی از درخشان ترین جلوه های عملکرد دیپلماتیک دولت در چند ماه اخیر با انتقاد برخی از دوستان مواجه می شود.

واقعیت آن است که به لطف بی توجهی، سهل انگاری و اشتباهات پی در پی برخی از مسئولان و تصمیم سازان و نخبگان سیاسی و رسانه ای در سال های گذشته، تصویری تاریک، کریه، تهدید آمیر و موهن از ملت شریف ایران در اذهان بخشی از مردم جهان نقش بسته است. اظهار نظرهای غیر مسئولانه و ناشیانه، سخنرانی های نابجا، مصاحبه های نسنجیده، بی توجهی به افکار عمومی و فقدان برنامه ریزی رسانه ای منسجم برای شکستن جو ناجوانمردانه و یکسویه بر علیه ملت ایران در رسانه ها و افکار عمومی، جملگی دست در دست هم در شکل گیری این تصویر غلط و هولناک از ملت ایران دخیل بوده اند.

جا دارد از منتقدان محترم پرسیده شود که در این سالها چه برنامه ای برای جلوگیری از این تصویرسازی داشته اند؟ اساسا ذهنیت مردم جهان (مشخصا ملت های غربی) از ملت و دولت ایران تا چه میزان برای دوستان انقلابی و اصولگرا اهمیت دارد؟

ذکر این نکته ضروری است که یکی از علل اصلی توانایی آمریکا برای ایجاد اجماع بر علیه ایران و اعمال تحریم های بیسابقه، ظالمانه و همه جانبه بر علیه ملت ایران، همین تصویر سازی فریبکارانه است. دوستانی که در سالهای اخیر از امکانات و بودجه های کلان رسانه ای و تبلیغاتی بهره مند بوده اند بهتر است بجای انتقاد از رویکرد درست دولت در بهم زدن این تصویر نادرست و غیرواقعی از ملت ایران، به این سئوال پاسخ دهند که چگونه اجازه دادند تا دولتمردان غربی به کمک شبکه صهیونیستی رسانه ای، چنین فضای آلوده ای را بر علیه جمهوری اسلامی بوجود آورند؟!

کسانی که شناخت بهتری از مکانیزم تصمیم سازی و فضای سیاسی در غرب دارند به این نکته واقفند که اعمال تحریم هایی اینچنین ظالمانه، جز در سایه تصویر سازی شرورانه از ملت ایران ممکن نبود. اینکه آمریکا توانسته برای اولین بار در تاریخ، بانک مرکزی و شاهراه های حیات اقتصادی یک کشور را اینچنین تحت فشار گذاشته و تحریم نماید، تنها به لطف تصویر غیرواقعی ساخته شده از ایران بعنوان یک کشور یاغی، خطرناک و غیرمسئول در فضای بین المللی بوده و لذا دولتمردان آمریکا از سوی افکار عمومی، فشاری برای برداشتن این تحریم های ضد بشری و ظالمانه احساس نمی کنند.

مسیری که آمریکا و متحدانش در تحریم ملت ایران در سالهای گذشته طی نمودند مسیر ساده و سهل الوصولی نبود. در همان غرب هم افکار عمومی نمی پذیرد که کشوری به راحتی بتواند مانع رسیدن دارو به بیماران نیازمند یک کشور دیگر شود؛ یا جلوی نقل و انتقال پول به آن کشور را بگیرد؛ یا از پخش شبکه های ماهواره ای آن کشور، بر خلاف تمام ضوابط و قوانین بین المللی ممانعت نماید؛ یا سرمایه ها و دانشجویان آن کشور را براحتی از بانکها و دانشگاههای خارجی بیرون کند. چه بسا اگر غرب در ارائه چنین تصویر هولناکی از ملت و دولت ایران توفیقی حاصل نمی نمود، فشار افکار عمومی جلوی این اقدامات ظالمانه را می گرفت. اما به برکت بی تفاوتی دوستان در داخل، و ارائه فرصت به رسانه های غربی برای سیاه نمایاندن چهره ایران در نزد شهروندان اروپایی و آمریکایی، تمامی این اتفاقات رخ داد و سایه سنگین تحریم بر سر مردم مظلوم ایران فرود آمد.

دیپلماسی مجازی بهمراه مصاحبه های سنجیده، هوشمندانه و متفاوت وزیر محترم امور خارجه تنها یکی از صدها گامی است که مسئولان، نخبگان و اصحاب رسانه باید برای بهم زدن این بازی صهیونیستی و تصویرسازی ناعادلانه از ملت ایران بردارند. کسانی که عمدا یا سهوا، در اثر ناتوانی یا غفلت، از تصویر ترسیم شده از ایران نزد افکار عمومی کشورهای غربی غافل بوده اند، باید بخاطر یکدست نمودن فضا برای رسانه های صهیونیستی و در نتیجه، اعمال تحریم ها و فشار های فزاینده بر ملت ایران طی سالهای اخیر پاسخگو باشند، نه اینکه دولت را بخاطر این رویکرد صحیح و اصولی سرزنش کنند.

نگارنده بر این باور است که “تحریم” اگرچه مسبب مشکلات فراوانی برای ملت ایران بوده اما فاقد جنبه های مثبت هم نیست. شاید بتوان مهم ترین برکت حاصل از تحریم را عریان شدن چهره مشوش و بیمار اقتصاد ملی و آسیب پذیری شرایط اقتصادی و معیشتی کشور از فشارها و تصمیمات خارجی دانست. نادیده گرفتن آثار تحریم بر وضعیت وخیم اقتصاد ایران، و ربط دادن همه چیز به مشکلات و مسائل “مدیریتی” اشتباهی بود که هم در دولت گذشته و هم در دولت فعلی مسبوق به سابقه است.

متاسفانه زمانی که انتقادات اصولی و کارشناسانه جای خود را به تسویه حساب های سیاسی و جهت دار می دهند، برخی فرصت را برای فشار بر دولت نامطلوب خود مهیا می بینند تا همه چیز را بر گردن دولتمردان و مسئولان بیندازند. تاکید می کنم که این نگاه مغرضانه مختص این دولت و آن دولت نیست و دولت های دهم و یازدهم کمابیش از سوی منتقدان جناح های مختلف مورد نقد غیرمنصفانه قرار گرفته اند.

آن دسته از منتقدانی که دولت را بخاطر تلاش برای از میان برداشتن تحریم های ظالمانه مورد انتقاد قرار می دهند، چه برنامه ای برای خروج اقتصاد کشور از بحران و بهبود وضعیت معیشتی مردم دارند؟ اساسا حل مسائل و مشکلات اقتصادی کشور تا چه میزان در میان دغدغه های دوستان اصولگرا و انقلابی قرار دارد؟ برنامه این عزیزان برای بهبود شرایط اقتصادی کشور چیست؟

همین حالا هم اگر نگاهی به مجلات، روزنامه ها و سایت های دوستان انقلابی و حزب اللهی بیندازیم، اثری از برنامه و راه حل اقتصادی نمی یابیم. هرآنچه انرژی و وقت و تمرکز دوستان در دعواهای بی ارزش سیاسی تلف می شود، اشاره ای به مشکلات اقتصادی و راه حل های معیشتی مردم نمی شود. در حالی که دوستان منتقد اگر راه حلی برای حل مشکلات اقتصادی کشور و واکسینه نمودن معیشت مردم در مقابل فشارهای اقتصادی خارجی ارائه می نمودند، امروز دولتمردان غربی برای “تاثیرگذار بودن” فشار های اقتصادی بر ایران به خود نمی بالیدند! هشت سال نزدیکی به کانون های تصمیم سازی و سیاستگذاری در مسائل کلان سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، فرصت مناسبی بود تا اقتصاد کشور تا این حد متکی به خرید و فروش نفت نبوده و کار بجایی نکشد که در اثر موفقیت یا عدم موفقیت دو روز مذاکره با نمایندگان چند کشور خارجی، قیمت ارز و طلا و شاخص بورس وضعیت بازار داخلی تا این حد آسیب پذیر و پرنوسان باشد.

غفلت از معیشت مردم و اقتصاد کشور یکی از خطاهای نابخشودنی جریان حزب اللهی و اصولگرا در سالهای گذشته است. نتیجه این بی توجهی (یا ناتوانی، که در نتیجه تفاوتی ندارد) آنست که امروز دولتمردان غربی با افتخار از “سر خم کردن” ایران در مقابل فشارهای اقتصادی می گویند و برای ملت بزرگ ایران شرط و شروط تعیین می کنند.

دغدغه های اقتصادی بارها و بارها مورد تاکید مستقیم مقام معظم رهبری بوده و ایشان چندین بار حل مشکلات اقتصادی را در راس اولویت های کشور ذکر نموده اند. آنهم در شرایطی که برخی از دوستان خود را با دوگانه هایی نظیر “سازش/مقاومت” سرگرم می نمودند و کوچکترین راه حلی برای حل مشکلات اقتصادی مردم نداشتند، مقام معظم رهبری مشکلات اقتصادی را بزرگترین چالش پیش روی کشور دانستند.

منتقدین انقلابی و حزب اللهی باید بدانند که با اشتباهات خود در سال های گذشته، در بوجود آمدن وضعیت وخیم اقتصادی کشور و به تبع آن، تغییر در رویکردهای سیاسی (علی الخصوص سیاست خارجی) جمهوری اسلامی ایران سهیم اند و بدون تردید بخشی از مسئولیت نرمش ها و تغییرات بوجود آمده در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، چه در پرونده هسته ای و چه در مسئله رابطه با آمریکا بر عهده آنان است.

قصد اطاله کلام ندارم. سخن گفتن از وضعیت بوجود آمده که نتیجه شرارت و ظلم “غیر خودی” بدخواه، و غفلت و ضعف “خودی” خطاکار و غافل بوده آنقدر تلخ و آزار دهنده است که تمایلی به ادامه این بحث و پرداختن به اشتباهات پرهزینه گذشته نمی ماند. ورود به جزئیات و ابعاد عملکرد تیم قبلی مذاکره کننده هسته ای نیز از آن مباحثی است که گذشت زمان بهتر و بیشتر از هر چیزی مبین درستی یا نادرستی و نقاط قوت و ضعف آن خواهد بود.

وضعیت فعلی، خواه مطلوب و خواه نامطلوب، خواه عزتمدارانه و خواه ذلیلانه، خواه امیدوار کننده و خواه یاس آور، نتیجه مستقیم اقدامات و اشتباهات گذشته است. نانی که امروز در دامن ملت ایران گذاشته شده، از مباحث اقتصادی و معیشتی گرفته تا مباحث سیاست داخلی و سیاست خارجی و مسئله هسته ای و رابطه با آمریکا و اروپا و امثالهم، نه حاصل سه ماه و چهار ماه روی کار آمدن دولت یازدهم، که حاصل سالها بی توجهی و غفلت و ناتوانی گذشتگان است. بنظر می رسد دوستانی که امروز پرچم انتقاد از دولت و اعتراض به تغییر رویکردها و روش ها را برافراشته اند، باید پاسخگوی عملکرد گذشته خود باشند و مسئولیت خود در بوجود آمدن وضعیت فعلی را بپذیرند.

، ۰۴ آبان ۱۳۹۲
در گروه: اقتصادی, سیاسی

۱ Comment :, , , , more...