Author Archive

ایران و انگلیس: از تسخیر سفارت تا رابطه

، ۰۴ مرداد ۱۳۹۴

 #برجام_نوشت – بازخوانی مواضع سیاسیون در برهه‌های حساس سال‌های اخیر
چهار سال پیش در چنین روزی – البته توی پاییزشون – یک عده جوان در اعتراض به یک چیزی قرار بود جلوی سفارت انگلیس تجمع کنن. در این حین و بین، خودشون نفهمیدن چی شد که یک مینی‌بوس اون‌ها رو سوار کرد و به باغ قلهک منتقل کرد. بعد نفهمیدن چی شد که وارد سفارت انگلیس شدن. تن‌ها چیزی که متوجه شدن این بود که یک هو شعارها تند شد و ۲-۳ نفر بالا رفتن و بقیه هم د ِ برو.
Iran, Britain
سابقه داستان
پس از موش‌دوانی انگلیس در قضایای ۸۸ و نیز مذاکرات هسته‌ای، دولت دهم سیاست کاهش تنبیهی مبادلات تجاری از آن کشور را پیش گرفت. به صورتی که فقط از ۸۹ تا ۹۰ نزدیک به ۴۰٪ صادرات انگلیس به ایران کاهش پیدا کرد. این اقدام خیلی بی‌سر و صدا توسط وزارت صنایع (و نه وزارت خارجه) و با ارزیابی وابستگی‌های صنایع ایرانی پیگیری شد تا آن‌ها بتوانند زنجیره تأمین خود را جایگزین کنند.
http://kusarevelayat.parsiblog.com/Posts/3744در آذر ۱۳۹۰ – یعنی پس از ضربه کاری دولت به انگلیس – ناگهان مجلس به فکر مقابله با انگلیس افتاد و بدون مشورت با دولت طرح دو فوریتی قطع روابط با انگلیس را تصویب کرد. لاریجانی گفت: «کاهش رابطه اول راه است»؛ بروجردی گفت:‌«این روند باید در قبال دیگر کشورهایی که رفتاری مشابه انگلیس با ایران دارند نیز تکرار شود». ولایتی هم با این طرح موافقت کرد!
آن زمان کلا همه انقلابی بودند.خبر آنلاین جزو رسانه‌هایی بود که برای این طرح پیام بازرگانی پخش می‌کرد: ‌http://khabaronline.ir/detail/186761/Politics/parliament
و تیترهایش دولت را مخالف این اقدام انقلابی نشان می‌داد: «لاریجانی: انگلیس بداند که کاهش رابطه با آنها، تازه اول راه ایران است/مخالفت دولت با قطع رابطه اقتصادی با انگلیس»
http://www.khabaronline.ir/detail/186759/Politics/parliament
عجیب نیست که دولت ِ احمدی‌نژاد ِ کله‌شق با قطع دفعی رابطه اقتصادی با انگلیس مخالفت کرده بود!؟
این قطع دفعی روابط ضربه جدی به تولیدکنندگان و صادرکنندگان ایرانی وارد کرد. عدم توجه به همکاری برخی بانک‌های انگلیسی در دور زدن تحریم دلار هم ضربه دیگری به اقتصاد کشور زد و جزو عوامل افزایش قیمت دلار شد.
رویه مجلس را مقایسه کنید با رویه تدریجی آمریکا در کاهش مبادلات ایران به نحوی که شرکت‌ها فرصت جایگزینی بازار یا زنجیره تأمین خود را داشته باشند.و اینک حمله
تقریبا هم‌زمان با طرح فوریتی مجلس، قالیباف شهردار تهران مدعی غصبی بودن باغ قلهک و قطع ۳۰۰ اصله درخت در آن باغ شد.
هم‌زمان با بازی‌های باند رسانه‌ای همشهری و دو روز بعد از مصوبه مجلس، یک عده جوان جوگیر و نادان به سفارت انگلیس وارد شدند.
دانشجویان مدعی شدند که بجز با دستور رهبر سفارت را ترک نمی‌کنند. سردار رادان با حضور در جمع آن‌ها مدعی شد که او طبق دستور رهبر آن‌ها را از سفارت بیرون می‌کند.
http://shafaf.ir/fa/news/87346
http://shafaf.ir/fa/news/312682
اما علی لاریجانی و صادق لاریجانی از این اقدام حمایت کردند.
رئیس مجلس شورای اسلامی گفت: ‌حرکتی که تعدادی از دانشجویان در برابر سفارت انگلیس انجام دادند نمادی از افکار عمومی ملت ایران است. صادق لاریجانی گفت: حمله به سفارت خواست ملت بود.
emruznews.com/2011/11/post-8300.php
emruznews.com/2011/11/post-8302.php
«مجلس نیز پس از بازدید سفرای برخی کشورهای خارجی از باغ قلهک، خبر از بررسی طرحی سه فوریتی برای “تنبیه” این افراد داده است!»
http://www.roozonline.com/persian/archive/archivenews/news/article/-f6cab34fda.html
اما رهبر و رئیس جمهور علیه این واقعه موضع گرفتند
khabaronline.ir/detail/189214/Politics/government
http://ebrat.ir/?part=news&inc=news&id=46286
بعدها دانشجویان هم فهمیدند که بازی خورده اند: http://majmahezbollah.ir/?p=379بهرحال این اقدام باعث تغییر معادله‌های سیاسی شد:
۱- تصویر ایران از کشوری که ضربه دیپلماتیک به انگلیس وارد کرده تبدیل شد به کشور بی‌منطقی که به تعهدات بین‌المللی پایبند نیست.
۲- به جای ضربه اقتصادی به انگلیس، ایران موظف شد ۱ میلیون پوند خسارت به انگلیس پرداخت کند و همچنین صنایع ایرانی بدون فرصت جایگزینی زنجیره تأمین، مجبور به قطع مبادلات شدند.
۳- مشکلات بیشتری در راه دور زدن تحریم دلار پیش آمد که در افزایش قیمت دلار تأثیر داشت.ماه عسل
امروز نزدیک به ۴ سال از آن واقعه گذشته است. دولت عوض شده، و برجام عزت‌مندانه‌ای با آمریکا و انگلیس و سایر کشورهای قدرت‌مند امضا شده است. دولت فعلی به دنبال تنش‌زایی نیست و عقلانیت دیپلماتیک در همه رویه‌های سیاسی آن حضور جدی دارد!
این دولت، به شدت مورد حمایت آقای لاریجانی است، به نحوی که ایشان رأس امور دیروز را صرفا لایق اظهار نظر در مورد سیب‌زمینی می‌داند. دولت مورد حمایت آقای لاریجانی امروز به دنبال برقراری ارتباط با همان کشورهایی که آن زمان مجلس تهدید به تنبیه آن‌ها و قطع روابط سیاسی می‌کرد.
هم‌زمان وزیرخارجه، رئیس گروه دوستی پارلمانی ایران و انگلیس، و علاءالدین بروجردی در مورد لزوم برقراری رابطه با همان کشور استعمارگر انگلیس صحبت می‌کنند و آن را به نفع هر دو کشور می‌دانند
http://goo.gl/EOBz90
http://tik.ir/fa/news/95080
http://www.entekhab.ir/fa/news/175252
امروز دیگر خبرآنلاین هم رویه وارونه پیش گرفته برای ایجاد رابطه با انگلیس رپرتاژ آگهی می‌رود.
khabaronline.ir/detail/396496
و نکته جالب این که وزارت خارجه بریتانیا سطح هشدار خود برای سفر به ایران را در حالی تغییر داد که حامیان حمله آن روز به سفارت انگلیس در جایگاه‌های قبلی خود حضور دارند. «وزیر امور خارجه بریتانیا بخشی از دلیل این تغییر را “کاهش خصومت [با بریتانیا] در دولت رئیس جمهور روحانی” عنوان کرده است.»
http://www.bbc.com/persian/iran/2015/07/150725_l26_uk_travel_iran_advice_nulear_deal

پانوشت:
۱- به عمد از بررسی رویه‌های احمد توکلی اجتناب کردم.
۲- اگر اکانتم را حذف نکرده بودم، امروز می‌شد به پست‌های آن روز در مورد وقایع حمله به سفارت استناد کرد.
۳- چه حرصی می‌خورد قالیباف. چقدر از پاس‌های رسانه‌ای او را رقیب حقوق‌دانش گل کرد!
۴- کسی در مورد تلون در فضای سیاسی ایران مطلب نوشته بود؟
دیانت‌شان هم عین سیاست‌شان است!

، ۰۴ مرداد ۱۳۹۴
در گروه: اقتصادی, تاریخ, خاطره, سیاسی

Leave a Comment :, , , , , , , more...

تمدید و مذاکره

، ۰۵ آذر ۱۳۹۳

مقدمه بی‌ربط
+اسد زم نوشت: ببینم، آیا رهبری گفته اینا فرزندان انقلاب هستند یا گفته «فقط» اینا فرزندان انقلاب هستند، و به بقیه می‌تونید لیچار بگید 🙂

۱- وزرای خارجه غربی هر روز از دستآوردهایشان دم می‌زنند و «شنیده»های اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان از فریادهای آقای ظریف بر سر جان کری. هر دو برای من علی‌السویه است؛ یعنی: #هیچ!
۲- مذاکره‌کنندگان ما قطعا خائن نیستند، نادان هم نیستند، هر چند ممکن است دوراندیش نباشند. نماد آن نسل دکتر ولایتی است که ۱۲ سال وزیر خارجه بوده؛ در اوج جنگ! عمق نگاه سیاست داخلیش را که در انتخابات اخیر دیدید؛ سیاست خارجه ۱۲ ساله را حدس بزنید. وسع‌مان همین‌قدر می‌رسید.
۳- رهبر انقلاب دم از نرمش قهرمانانه زد؛ اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان تعبیر به صلح امام حسن کردند – خودزنی فرمودند، اعتدالیون تعبیر به مصالحه و عاشورا و آبگوشت بزباش!
اما در صلح حدیبیه هم مذاکراتی بود و امتیازاتی نقد برای آنها و نسیه برای ما. امتیازاتی که اتفاقا بحث حقوق بشر و توانایی‌های موشکی هم جزو آن بود: مسلمانان دست خالی برگردند، تازه‌مسلمانان دوباره تحویل مکه شوند، مرتدین آزادانه به مکه برگردند، تا مسلمانان از سال بعد – غیر مسلح – عازم حج به دور خانه پر از بت شوند. «بسم الله الرحمن الرحیم» و «محمد رسول الله» هم به ید با کفایت شخص رسول از معاهده حذف شد.
اما امام مسلمین بازی را از جای دیگری ادامه داد و از بازی برد-برد رسیدند به برد که برد! خوانده‌ای یدخلون فی دین الله افواجا؟
۴- یک سال و نیم فرصت بازی اصولگرا و اصلاح طلب و بازی برترین دیپلمات‌های جهان با دیپلمات‌های ضعیف غربی است. قواعد بازی را غربی‌ها تعیین می‌کنند؛ قواعد شرط‌بندی را هم با پول‌های ما و با قیمت نفت. محدوده زمین بازی دست ماست – همان خط قرمزی که از بس رویش رژه رفته‌اند شده فرش قرمز.
آنها که از این توافق شاکی هستند هم فرزندان انقلابند؛ حتی اگر گاهی بی‌ربط بگویند. عصبانیت این‌ها از خاطره بدر و احد است. علی هم در حدیبیه شاکی بود. عصبانیت انقلابی این‌ها هم جزو بازی است. به اندازه فریادهای ظریف در جلسه ارزش دارد. همین یک سال و نیم فرصت می‌دهد تا خشم خود را نهادینه و تنظیم کنند. باد و بوران بخوابد و بادپرستان دوباره گیج شوند.
۵- اما قواعد بیرون ورزشگاه را کسی دیگر به کمک سایر فرزندان انقلاب – از تهران تا آمرلی – تعیین می‌کند. آتش بیداری اسلامی دوباره از زیر خاکستر نمایان شده و بیداری انسانی از فرگوسن استارت خورده. بچه‌های بیرون ورزشگاه منتظر بازی بعدی هستند که فرمان می‌رسد بنزین را بریز آنجا که باید بسوزد.
رهبر زمین بازی فینال را اشاره می‌رود: اورشلیم.

مؤخره بی‌ربط:
یک عده حزب‌اللهی هم هستند که زمان آن فرزندان انقلاب، علیه وادادگی یقه جر می‌دادند و برای دفاع از این فرزندان، علیه بی‌اخلاقی. انتخاب امروزشان بین دو گروه از فرزندان انقلاب به #هیچ‌تان نباشد. انتخاب دیروزشان هم به #هیچ هیچکس نبود.
دعای ندبه به جز انتظار فرج، هلیم هم دارد 😉

، ۰۵ آذر ۱۳۹۳
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, , , , , , , more...

دفاع دکتر توکلی از دولت اعتدال – آیا احمدی نژاد در حفظ سطح نقدینگی سه برابر روحانی بهتر عمل نکرد؟

، ۱۷ مهر ۱۳۹۳

م. آشنا – ۱۷ مهر ۱۳۹۳

۱- دکتر احمد توکلی، مرد همیشه منتقد مجلس که از دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی تا خاتمی مخالف سیاست‌های اقتصادی همه دولت‌ها بوده است و در دوران احمدی‌نژاد به اوج نقادی خود رسید، این بار مقاله زیر را در حمایت از دولت باسوادهای معتدل نوشته است:
http://alef.ir/vdcdzo0xfyt0ok6.2a2y.html?244501
مشاهده این دفاعیه از توکلی بسیار عجیب است، چون او ۸ سال به طور مداوم بر طبل تأثیر نقدینگی بر تورم کوبید و از روز آغازین دولت احمدی‌نژاد تا روز پایانی آن به انتقاد و انگ‌زنی مشغول بود. توکلی به قدری در این ۸ سال بدیهیات اقتصادی را تکذیب کرد که آن بدیهیات باورنکردنی شد. احمد توکلی در کنار عوامل رسانه‌ای هاشمی رفسنجانی مانند فؤاد صادقی و سهراب زند – نویسنده مشترک سایت‌های hashemirafsanjani.ir و alef.ir – هنوز همان رویه هشت سال گذشته را ادامه می‌دهد. اما این بار برای اولین بار مرد همیشه منتقد مجلس در نقش وکیل‌الدوله ظاهر شده و رگ گردنش از تحریفات منتقدین دولت بیرون زده.

در ادامه مطلب به برخی از ایرادات مقاله احمد توکلی و نیز تناقضات رفتاری او اشاره می‌کنم.

۲- پنهان‌سازی اعداد و مقایسه بر اساس اعداد بی‌ربط یکی از مهم‌ترین ابزارهای پروپاگاندا است. در مقاله احمد توکلی که برای دفاع از رشد نقدینگی بیشتر از ۳۰ درصدی در سال اول دولت اعتدال نوشته شده، بعضی اعداد پنهان شده اند. مثلا در مورد سال‌های احمدی‌نژاد ‘درصد رشد نقدینگی’ را نوشته؛ و در مورد سال اول روحانی، ‘حجم رشد نقدینگی’ را. همچنین، توکلی نمودار رشد نقدینگی سال‌های پیش از احمدی‌نژاد را در خود ذکر نکرده، که باعث می‌شود خواننده برای تشخیص موارد خاصی نیاز به جستجوی منابع دیگر داشته باشد. از جمله این موارد آن است که خواننده بخواهد روند رشد نقدینگی را در دو دولت خاتمی و احمدی‌نژاد و نیز با سال اول دولت روحانی مقایسه کند و صداقت انتقادات بی‌سابقه او در این ۸ سال را ارزیابی کنند.

نمودار ناقص رشد نقدینگی – نقل از سایت الف

۳- احمد توکلی در این مقاله خود به درستی مقایسه ‘حجم نقدینگی’ را غلط می‌داند، در صورتی که در ۸ سال گذشته هر روز در مجلس ‘حجم نقدینگی’ را به رخ می‌کشید و آن را مؤثر در تورم می‌دانست. در عین حال، او در مقابل لجن‌مالی مخالفین دولت قبل در همین زمینه سکوت می‌کرد. نمونه آن مقاله زیر (در کنار مقالات بسیار متعدد ولی مشابه) که ‘حجم نقدینگی کل’ را در دولت‌های متوالی مقایسه کرده و نتیجه می‌گیرد که احمدی‌نژاد ۸۵ درصد نقدینگی کل تاریخ انقلاب را ایجاد کرده!
http://www.eghtesadeiranonline.com/vdcdxn0x5yt0ss6.2a2y.html
و مقاله زیر که بدون مقایسه با دولت‌های قبل، رشد نقدینگی دولت احمدی‌نژاد (۶ برابر) را بسیار زیاد می‌داند http://www.khabaronline.ir/detail/267501/Economy/macroeconomics

حقیقت تلح ‘واقعیت’ این است که آن را می‌توان به صورت مشابه بر علیه همه دولت‌ها دست گرفت. اگر مقایسه حجم نقدینگی کل صحیح باشد، برای همه دولت‌ها صحیح است، و اگر استناد به رشد نقدینگی درست باشد، برای همه چنین است. اما گاه انسان‌ها خود را متولی مفاهیمی مثل ‘عدالت’ یا ‘تخصص اقتصادی’ می‌دانند، و در شرایط مشابه رفتارهای متضاد پیش می‌گیرند. این رفتار قطعا شایسته انتقاد است.

۴- گویا دکتر توکلی لای قرآن را باز کرده و خوانده که “يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ ۖ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ”. در ۸ سال گذشته شدت انتقادات دکتر توکلی به جایی رسید که رهبر در یک جلسه خصوصی انتقادات او را به ‘کینه’ تعبیر می‌کند؛ اما ایشان که خود را ولایت‌مدار می‌داند، رویه خود را تغییر نمی‌دهد. اما امروز – با ۴ سال تأخیر – خود را با تذکر رهبر انطباق می‌دهد و می‌نویسد: «از نظر سیاسی حفظ امید مردم و تقویت حداکثر وحدت ممکن در وضعیت کنونی بسیار اهمیت دارد، وقتی انتقاد بر اساس محکمی استوار نباشد، تلقی به کارشکنی می‌شود و چیزی جز دلسردی و بغض و عداوت نمی‌زاید. چیزی که قطعاً به سود دشمنان این ملت شریف است.»

یادآوری می‌کنم، آیا در سال ۸۸ مشابه همین دروغ‌پراکنی‌ها در مورد حجم نقدینگی و گم شدن ۱ میلیارد پول نفت و لکه دار کردن حیثیت علی کردان تأثیری بر از بین رفتن وحدت و کاهش امید مردم نداشت و باعث بغض و عداوت نشد؟ اما تولید و تکثیر ۵ میلیون نسخه سی‌دی ۹۰ سیاسی که مشابه همین ادعاهای سایت مشرق را بر علیه دولت احمدی‌نژاد تکرار کرده بود، کسی را به یاد آیات قرآن نیانداخت. هنوز هم تولید همین دروغٔ‌ها (از جمله کشف گونی‌های چک و بهره‌برداریّای چند صد میلیاردی احمدی‌نژاد و نزدیکانش از پول فروش نفت و مانند آن) دکتر توکلی را به یاد آیات قرآن نمی‌اندازد. شاید احمدی‌نژاد ‘لا اله الا الله’ی متفاوت با روحانی می‌گوید؛ وگرنه چیز باعث می‌شود که یک انتقاد غلط (در عین حال با ادبیات محترمانه) به دولت روحانی رگ غیرت دکتر توکلی را بجنباند؟

۵- جهت اطلاع بیشتر، در مورد پنهان‌کاری هدف‌مند احمد توکلی و مغالطه‌های گذشته او، چند لینک و رفرنس ذکر می‌کنم.
الف) اعداد افزایش نقدینگی در ۱۷ سال متوالی نشان می‌دهد که ضریب افزایش نقدینگی در دولت احمدی‌نژاد کمتر از دولت خاتمی بوده است. لینک زیر:
http://www.eghtesadeiranonline.com/vdcf1xd0jw6dvea.igiw.html

به جدول انتهای مطلب مراجعه کنید، خودتان ضریب افزایش نقدینگی در بازه‌های ۸ ساله محاسبه کنید. من اعداد جدول را به نمودار تبدیل کرده‌ام:

نمودار نرخ رشد نقدینگی در ۱۷ سال گذشته

نمودار نرخ رشد نقدینگی در ۱۷ سال گذشته

* بازه‌های هشت ساله: چون عدد مربوط به سال ۷۶ در جدول وجود ندارد، مجموع نقدینگی در سال ۸۵ را بر عدد سال ۷۷ و نقدینگی سال ۹۳ را بر عدد سال ۸۵ تقسیم کنید. با توجه به این که می‌توان نقدینگی سال اول را تحت تأثیر برنامه دولت قبل دانست، این بازه‌ها منطقی به نظر می‌رسد.
عدد محاسبه شده برای دولت خاتمی ۷.۹ برابر و برای دولت احمدی‌نژاد ۴.۹ دهم برابر است.
* اگر محاسبه بالا را نمی‌پذیرید (به خاطر نبود اعداد سال ۷۶ و نقص عدد سال ۹۳) می‌توانید نسبت‌ها را در بازه‌های ۷ ساله محاسبه کنید. (سال ۸۴ بر ۷۷ و ۹۲ بر ۸۵) این بار به اعداد ۵.۶۸ و ۴.۶۳ می‌رسید.
* اگر به اعداد نرخ رشد نقدینگی در دولت خاتمی توجه کنید، متوجه می‌شوید که سال اول دولت مقدار آن زیر ۲۰ بوده و به تدریج تا نزدیک ۳۵ افزایش یافته؛ اما در دولت احمدی‌نژاد نرخ رشد نقدینگی از ۳۵ شروع شده و تا نزدیک ۱۵ کاهش یافته؛ در دو سال ۸۸ و ۸۹ (وقایع ۸۸ و هدفمندی) مقداری بیشتر شده و صرفا در ۲ سال آخر و هم‌زمان با بحران تحریم‌ها دوباره به ۳۰ نزدیک شده. این کنترل نقدینگی در حالی بوده که دولت احمدی‌نژاد می‌توانست به جای کاهش بدهی‌های باقی مانده از دولت‌های خاتمی و هاشمی و پر کردن صندوق ذخیره ارزی، یک صندوق خالی به همراه بدهی‌های افزایش یافته تحویل دهد.

اما احمد توکلی که دکترای اقتصاد دارد و همیشه منتقد سیاست‌های سه دولت قبل بوده، هیچ وقت ترغیب نشد که سیاست‌های مدیریت نقدینگی دولت احمدی‌نژاد را نسبت به دولت‌ خاتمی تحسین کند.

امروز توکلی می‌پرسد که کدام سال احمدی‌نژاد را باید با سال اول روحانی مقایسه کرد. اما او – به لطف حذف اعداد از نمودار – مجبور نمی‌شود توضیح بدهد که در دولت خاتمی صرفا ۲ سال تورم زیر ۲۶ وجود داشته که آن هم سال‌های ابتدایی آن دولت و تحت تأثیر شکست سیاست تعدیل اقتصادی دولت قبل بوده است؛ اما در دولت احمدی‌نژاد ۴ سال رشد نقدینگی زیر ۲۶ بوده، و ۲ سال آخر آن تحت تأثیر سیاست‌های دولت قبل و ۲ سال آخر آن تحت تأثیر تحریم‌های کمرشکن به بالای ۲۶ رسیده است. حتی در سال ۸۹ که سیاست هدفمندی اجرا شده، رشد نقدینگی بسیار کمتر از مقادیر نرمال دولت خاتمی بوده و سال بعد دوباره به زیر ۲۰ برگشته.

اما می‌بینیم که همیشه دکتر احمد توکلی با سیاست‌های هدف‌مندی و مسکن مهر با ادعای افزایش نقدینگی (و در نتیجه تأثیر بر تورم) مخالفت کرده است. آیا فهمیدید که چطور ۱ > ۱۰؟ آیا می‌بینید که چطور بعضی افراد زل می‌زنند به دوربین و به دروغ می‌گویند احمدی‌نژاد بیشترین نقدینگی تاریخ را ایجاد کرد؟

ب) احمد توکلی در ۸ سال گذشته بر ارتباط بین نقدینگی و تورم تأکید مستمر داشت. این مقاله در سال ۸۵ منتشر شده که تورم ۲۸ سال پیش از خود را با حجم و رشد نقدینگی مقایسه کرده است:
http://www.farsnews.com/printable.php?nn=8502170148
نتیجه مقاله این است که رابطه مستقیمی بین این دو وجود ندارد. در برخی سال‌ها افزایش نقدینگی باعث کاهش تورم می‌شود و در برخی سال‌ها کاهش نقدینگی باعث افزایش تورم می‌شود. عدد پایه پولی و ضریب فزاینده و محل هزینه‌کرد بودجه‌ها و بحران‌های اقتصادی جهانی و بحران‌های سیاسی می‌توانند علاوه بر رشد حج نقدینگی بر تورم تأثیر بگذارند. اما دکتر توکلی همیشه سیاست‌های دولت قبل (از جمله سیاست هدفمندی یارانه‌ها و مسکن مهر) را از زاویه میزان نقدینگی ایجاد شده نقد می‌کرده، و نه تأثیر آن بر افزایش تولید، رفع تبعیض، تقویت مردم مناطق محروم، و یا ایجاد جریان مهاجرت معکوس.
یعنی حتی آن رشد نقدینگی بیشتری که در دولت خاتمی بوده لزوما دلیل بر بد بودن عملکرد دولت خاتمی نیست، و برای قضاوت صحیح‌تر باید اثر رشد نقدینگی در دیگر جنبه‌های اقتصاد را ارزیابی کرد.

ج) مقاله زیر ضمن مقایسه تورم در سال‌های متعدد (باز هم با اطلاعات ناقص) به تأثیر انتظارات تورمی و انتظارات ضد تورمی بر رابطه بین نقدینگی و تورم اشاره می‌کند.
http://www.donya-e-eqtesad.com/news/519924/
* آیا کسی به خاطرش می‌آید که کسانی در طی سال‌های ۹۰ تا ۹۲ تهدیدهای زیر را تکرار کنند: “شعب ابی‌طالب در پیش است”، “قطحی خواهد شد”، “قصد دارند دلار را ۲۰۰۰ تومن کنند”، “قصد دارند دلار را ۳۰۰۰ هزار تومن کنند”، “دولت برای جبران کسری بودجه می‌خواهد دلار را گران کند”، “۸۰ درصد مشکلات اقتصادی ناشی از سوءمدیریت و افزایش نقدینگی و فقط ۲۰ درصد در اثر تحریم‌هاست”.
* اگر موارد بالا را به خاطر دارید، آیا همه این افراد،‌ خودشان یا برادرشان جزو کسانی نبوده‌اند که ارتباط مستقیم با سفارت‌خانه انگلیس داشته‌اند؟ آیا همه این افراد، کسانی نبوده‌اند که از واقعه حمله به سفارت انگلیس حمایت کرده باشند؟ آیا این افراد کسانی نبوده‌اند که در دولت جدید با اکثریت آرا به برقراری سریع رابطه با انگلیس خبیث اصرار کرده‌اند؟

۶- یکی از دوستان مطلبی بازنشر کرده بود در مورد این که “عبدالحلیم خدام” نزدیک‌ترین یار حافظ اسد، نفوذی غرب و عامل اسرائیل بوده است.
https://plus.google.com/105930857428086481637/posts/NkRFNdU4UCr
آیا زمانی می‌رسد که ما چشم باز کنیم و نفوذی‌های ۳۵ سال اخیر را شناسایی کنیم؟
آیا رابطه بین واردکنندگان منسوجات از چین و اروپا و فروشندگان صنایع نساجی به بخش خصوصی بررسی شده است؟
اگر ایمان به خدا و پیغمبر نبود، می‌شد همان طور که برخی صدها باجناق در دولت قبل کشف کردند (باجناق‌هایی که بعدها از دولت اخراج شدند) ما هم بگوییم چطور خانه‌های انقلابیون پاپتی در سال‌های پس از انقلاب آپگرید شد و فرزندان آنها چطور و در کجا شاغل شدند، و مانند آن.
اما دل ما خوش است که خدا و پیامبرش بر وضعیت ما ناظر هستند و آنها که زندگی مردم را تباه می‌کنند روزی تقاص پس خواهند داد.

چنانچه گفتم، حقیقت تلح ‘واقعیت’ این است که آن را می‌توان به صورت مشابه بر علیه همه دولت‌ها دست گرفت.
اگر در سال آینده مصداق‌های بی‌انصافی انقلابیون سابق بر علیه خود آنها استفاده شود، سال‌های پرچالشی را پیش رو داریم که حمایت امثال توکلی تأثیر ناچیزی در کاهش چالش‌ها خواهد داشت.

پس نوشت:
حتی رسانه انگلیس خبیث هم از انگلوفیل‌های ایرانی منصف‌تر است. بی‌بی‌سی در گزارش زیر نشان می‌دهد که چگونه در طول دولت احمدی‌نژاد قدرت خرید (عدد تراز شده) مردم در دهک‌های متفاوت به سمت ‘انصاف’ حرکت کرده است. به این صورت که اقشار ضعیف با یا بدون یارانه زندگی‌شان بهبود یافته و اقشار مرفه با یا بدون یارانه هزینه‌شان به نسبت درآمدشان بیشتر شده است.

این در حالی است که بسیاری از اصول‌گراها، راست‌های مدرن و چپ‌های حکومتی سیاست‌های عدالت‌خواهانه احمدی‌نژاد در ۸ سال گذشته را ‘توزیع فقر’ می‌خوانده‌اند.
http://www.bbc.co.uk/persian/blogs/2014/09/140802_l44_nazeran_rohani_subsidies.shtml

، ۱۷ مهر ۱۳۹۳
در گروه: اقتصادی, سیاسی

Leave a Comment :, , more...

اندر ابزار IT و دخالت غیرمتخصصین

، ۳۰ شهریور ۱۳۹۳

(برای مطالعه خلاصه متن، بخش‌های پررنگ را بخوانید)

تکنولوژی یک ابزار است. نه یک دشمن، نه یک دوست، و نه یک ایدئولوژی.
در عالم مادی، ابزار باعث تسهیل کار می‌شود. تسهیل کار، باعث صرفه اقتصادی می‌شود. صرفه اقتصادی باعث قدرت می‌شود. از عصر پارینه سنگی تا به امروز، استفاده از سنگ و آتش و آهن و زره و کمان و تفنگ و کارخانجات پارچه‌بافی و بمب اتم باعث شده تا تمدن‌هایی قدرت‌مند شده و تمدن‌هایی نابود شوند.
رویه ذکر شده جزو قوانین خلقت خداست. خداوند متعال می‌فرماید «و أعدوا لهم ما استعتم من قوّة» و در ادامه آیه به برخی از عوامل برتری مادی اشاره می‌کند. در جای دیگر می‌فرماید «و لا تؤتوا السفهاء أموالکم التی جعل الله لکم قیاما» و ثروت مادی را باعث قوام جامعه می‌داند. قرآن کریم هم قوانین مادی خلقت را نفی نمی‌کند و استفاده از آنها در راستای مسیر حق را واجب و لازم می‌داند.
انواع فناوری‌های گردآوری و پردازش اطلاعات هم چیزی متفاوت از دیگر ابزار جهان ماده نیست. شاهراه‌های اطلاعاتی چیزی شبیه خیابان‌ها و جاده‌های جهان مادی است. وبسایت‌ها می‌توانند شبیه یک بقالی، یک تجارت‌خانه، یک منبر، خانقاه، یا یک فاحشه‌خانه باشند. فروم‌ها و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند شبیه یک قهوه‌خانه، پارک، میدان محله، فرهنگسرا یا تجمع قاپ‌بازان باشد. از شاهراه‌های اطلاعاتی ممکن است مردم تردد کنند یا کاروان‌های تجاری یا یک لشکر. در کنار شاهراه ممکن است عده‌ای شبگیر و راهزن نشسته باشد یا یک عده فاحشه و قواد. شاهراه‌ها ممکن است در قلمرو یک کشور و تحت سلطه یک پادشاه باشد یا در قلمرو یک خان محلی.

شاهراه اطلاعاتی

فناوری نسبت به کاربرد خنثی است: یک درخت می‌تواند درب می‌خانه یا مسجد بشود. این مثال‌ها را زدم تا جهان اطلاعاتی را با تصاویر یک جهان واقعی ترسیم کنم.
اما دنیای فاوا برای افراد ناآشنا شبیه یک طلسم جادویی است که ساحران برای کنترل مردم شهر اوز طراحی کرده‌اند.

378483

در نگاه اول، تسلط بر شاهراه‌های اطلاعاتی و توسعه قلمرو اطلاعاتی حکومت اسلامی و فراهم کردن امکانات به منظور عدم نیاز مسلمانان به تردد از قلمرو دشمن؛ یک امر بدیهی و واجب مطابق دستور قرآن تلقی می‌شود. اما در نگاه دوم، فضای اطلاعاتی شبیه یک دستگاه شهرفرنگ جادویی است که محتوای نجس آن توسط جادوگران ساخته شده و چون ما باطل‌السحرش را نداریم نباید به آن نزدیک شویم و حضور در این عرصه به حسب ضرورت! مجاز است.
در اینجا قصد ندارم که امکاناتی را که حضور گسترده نیروهای جوان مسلمان در عرصه‌های مختلف این فضا (به ویژه عرصه اقتصادی که عامل اصلی جهت‌دهنده به فضای اطلاعاتی است) برای تقویت مسلمین و حاکمیت اسلام فراهم می‌کند فهرست کنم. در این فهرست می‌توان از تقویت تجارت بین جهان جنوب در مقابل جهان شمال، مقابله با استعمار به روش‌هایی که در جهان فعلی ممکن نیست، ایجاد ارزش افزوده در تجارت بدون وابستگی به ابزارهای مالی تحت تسلط آمریکا، ارتباط مستقیم با مردم دنیا در مناطقی که صرفا ارتش آمریکا برای منافع خودش حضور دارد، تولید مجدد و صادرات ابزارهای در انحصار غرب، ایجاد عدالت اقتصادی در داخل کشور و تلاش برای دستیابی به عدالت جهانی به عنوان نمونه‌های بسیار اندک ولی پرارزش از میلیون‌ها کاربری دیگر فاوا نام برد.
همان گونه که پیش‌نیاز شکوفایی صنایع معمول، گسترش شاهراه‌های مبادلاتی برای انتقال سهل، ارزان و امن مواد اولیه و فراورده‌هاست؛ پیش‌نیاز شکوفایی صنایع فاوا نیز گسترش شاهراه‌های اطلاعاتی ارزان قیمت، سهل‌الوصول، با سرعت بالا و تأخیر کم و ضریب اطمینان و امنیت بالاست.
ارزش افزوده‌ای که فناوری‌های اطلاعاتی در مقابل فناوری‌های فیزیکی ایجاد می‌کند اصلا قابل احصا نیست. تصور مدیریت یک شرکت ۲۰ نفره بدون فاوا دشوار است، اما مدیریت شرکت‌های بزرگ با پرسنل بیش از ۱۰۰۰ نفر بدون فاوا محال قطعی است. هر ساله ده‌ها میلیارد دلار ارز فقط برای خرید ابزارهای مورد نیاز صنایع بزرگ و کوچک از کشور خارج می‌شود که حتی کاربرد آنها برای یک تحصیل کرده رشته‌های علوم‌انسانی و حوزه‌های علمیه قابل تصور نیست.
تصور کنید شرکت‌هایی مثل صدا و سیما، ایران خودرو، سایپا، شرکت‌های نفت و پتروشیمی و نیرو، شرکت‌های عظیم مخابراتی و صنایع دیگه با گردش مالی چند صد هزار میلیارد تومان بیش از ۹۷ درصد نیازهای خود را با خرید ابزارهای IT آمریکایی تأمین می‌کنند و حتی هیچ مرجع آماری معتبری برای تخمین ده‌ها میلیارد دلار ارزی که سالانه برای این امر صرف می‌شود وجود ندارد.
اما توسعه این ابزارها در داخل تا زمانی که شرکت‌های IT کشور دسترسی خود به زیرساخت ارتباطی را با قیمت‌های چندصد برابر شرکت‌های آمریکایی خریداری می‌کنند و اطمینانی از برقراری ارتباط در ۵ دقیقه آینده وجود ندارد؛ وقتی مسیرهای مورد استفاده برای ارتباط VPN که تمامی تراکنش‌های بانک‌ها و سرویس‌های IT صنایع بزرگ به آن وابسته است برای محدود کردن دسترسی عده‌ی اندکی به فیس‌بوک به طور دلبخواه بسته می‌شود؛ در زمانی که انحصار ایجاد و فروش دسترسی به شبکه زیرساخت در دستان دولت است که بابت قطعی سرویس به هیچ مشتری پاسخگو نیست؛ در حال حاضر استفاده شرکت‌های IT از شبکه شبیه تردد کاروان‌های تجاری از راه‌های دوران قاجار است که در هر زمان یک راهزن یا خان محلی تصمیم می‌گرفت راه را ببندد یا برای عبور لشکریانش قرق کند یا عوارض بستاند. گمان می‌کنم یک بار تجربه تسلط استعمارگران اروپایی بر اقتصاد ایران در زمانی که بجز کاروان‌های مستظهر به حمایت دول غربی هیچ کاروان دیگری امنیت نداشت برای ما کافی باشد.

یک شرکت یا باید احمق باشد که با شرایط و قیمت موجود بخواهد سرویس ایمیل ملی ارائه دهد تا با انحصار سرویس‌دهنده‌های آمریکایی یاهو و جیمیل مقابله کند؛ یا پشتش به بودجه‌های کلانی گرم است که صرف ارائه سرویس‌های مزخرف و ناامنی مثل mail.iran.ir می‌شود که دم‌دست‌ترین ابزار رایگان را به قیمت کلان به دولت فروخته و حتی عرضه خریداری یک گواهینامه دیجیتال امن نداشته است.

عزیزانی که در مورد فضای مجازی و حرمت یا حلیت آن نظر می‌دهند، از کل فناوری‌های اطلاعاتی صرفا با شبکه‌های اجتماعی یا همان اصطلاح غلط و فریبنده فضای مجازی آشنا هستند. لغت VPN را که می‌شنوند به جای این که یک شاهراه اطلاعاتی اختصاصی با ضریب امنیت بالا را تصور کنند که امکان تصادف و راهزنی و دستیابی دشمن به آن بسیار پایین است (تصور اولیه یک کارشناس شبکه)، ذهنشان به سمت فیلترشکن‌های درب داغونی می‌رود که برای گشت و گذار یک مشت بچه در فیس‌بوک ساخته شده. در صورتی که هیچ یک از صنایع بزرگ کشور بدون استفاده از VPNهایی که امنیت‌شان به طور لحظه‌ای (نانوثانیه! نه میکرو یا میلی ثانیه) تأمین می‌شود نمی‌توانند امور روزمره خود را انجام بدهند. تصور این عزیزان از حمله استاکس‌نت و فلیم، شبیه حضور یک سوسک در قوطی مواد غذایی یا نهایتا اتصال بمب مغناطیسی به درب خودرو شهید علی‌محمدی است.

یکی از دوستان بحثی انتقادی در مورد نظر آیت‌الله نکونام درباره اینترنت شروع کرده بود؛ در پاسخ به اعتراض من که سیطره تفکرش بر مدیریت اینترنت کشور را باعث ضررهای هنگفت صنایع کشور دانستم فرمود:‌ «پس شرکتتون متضرر شده. حله شما درست میگی :)» از تحقیر مستتر در این عبارت که بگذریم، از جهل پشت پرده این عبارت نمی‌توان گذشت که میلیاردها دلار ضرر و ده‌ها برابر آن عدم‌النفع اقتصادی و سلطه دشمن بر اقتصاد کشور را نمی‌شناسند و قضاوت می‌کنند. بدیهی است که شرکت‌های فاوا برای ارائه سرویس محتاج اتصال به اینترنت هستند و در شرایط موجود ضرر یا عدم‌النفع بسیاری از ناحیه عدم وجود زیرساخت ارتباطی متحمل می‌شوند. اما کسی نمی‌داند که در کنار زیان شرکت‌های ایرانی، شرکت‌های هندی بر بازار سرویس‌های IT کشور مسلط می‌شوند و به هزاران میلیارد رکورد اطلاعاتی از شهروندان ایرانی دسترسی پیدا می‌کنند. آن دوست ما اصلا نمی‌فهمد میلیاردها رکورد اطلاعاتی یعنی چه که بخواهد مصالح و مفاسد را ارزیابی و مقایسه کند.

میلیاردها رکورد یک ترکیب وصفی ساده نیست؛ بلکه یک زمینه تخصصی اطلاعاتی است که هزاران محقق خبره برای حسن استفاده یا سوءاستفاده از آنها بودجه‌های کلانی را خرج می‌کنند. چطور می‌توان همین یک عبارت را برای فرد غیرمتخصص توضیح داد؟

آیا از مصلحت‌سنجان کسی می‌تواند حتی تخمین بزند که مفاسد امنیتی و اجتماعی ناشی از استفاده شخصی و حرفه‌ای میلیون‌ها نفر از جیمیل در مقایسه با مصالح احتمالی ناشی از فیلترینگ بی‌قاعده برای قطع دسترسی یک عده که برای اتلاف وقت به فیس‌بوک می‌روند چقدر است؟ صرفا متخصصین داده‌کاوی که آشنایی با مفاهیم عمیق امنیت IT در سطح Enterprise می‌توانند چنین مخاطراتی را حدس بزنند. البته تنها راهکار پیشنهادی آنها هم مشخصا فیلتر جیمیل است. رک بگویم: افرادی که به خیال ایجاد امنیت روانی برای خانواده‌ها شرایط موجود را باعث شده و از آن دفاع می‌کنند، دچار جهل مرکب هستند.

متأسفانه هیچ روشی هم وجود ندارد که بتوان ارزش و اهمیت این فناوری‌ها را برای این عزیزان توضیح داد یا آنها را قانع کرد که اندکی در مورد آنها مطالعه تخصصی کنند. البته نباید فراموش کرد گناه متخصصینی را که آگاهانه بر این غفلت دامن می‌زنند؛ آن متخصصینی که نفع خود را در حفظ انحصار موجود و گرانی اینترنت می‌بینند و خروج از این حالت را نمی‌پسنند.

در پایان به یک حدیث نبوی استناد می‌کنم که فرمود الاسلام یعلوا و لایعلی علیه. علو اسلام محتاج ابزار است و تهیه آن ابزار طبق آیه مورد اشاره در صدر مطلب وظیفه حکومت مسلمین است. این علو فقط به ایجاد منبر مجازی از طریق اینترنت ختم نمی‌شود، بلکه جنبه بزرگی از آن تجارت – غیرمجازی – چند ده میلیارد دلاری است که به لطف شاهراه‌های اطلاعاتی ناامن، ضعیف و گران‌قیمت در داخل کشور و ضعف قوانین حمایتی از محصولات داخلی و ضعف مدیریت در استفاده از ابزار نوین باعث می‌شود که از جیب دولت مسلمین به جیب آمریکا برود!
رفع مشکلات قطعا به دست کسانی که تصورشان از اینترنت و دنیای اطلاعات محدود به فیس‌بوک و پلاس و یوتیوب است ممکن نیست. اما متأسفانه چنین افرادی در صدر شوراهای فضای مجازی و انقلاب فرهنگی قرار گرفته‌اند و از جایگاه فراقانونی در مورد همه نیازهای کشور به فناوری‌های اطلاعاتی حکم می‌دهند و تصمیمات‌شان نیز در حکم مصوبات قانونی است و به کسی هم پاسخگو نیستند.

این که چه کسی می‌تواند عزیزان را از خواب زمستانی بیدار کند، بنده بی‌خبرم. اما می‌دانم همان گونه که دخالت غیرمتخصصین در امور شرعی و صدور احکام فقهی باعث مفسده می‌شود؛ قضاوت غیرمتخصصین در امور فناوری و صدور احکام فقهی بدون آشنایی با محدوده کامل آن هم باعث مفسده می‌شود و هر گونه اتلاف سرمایه و عدم پیشرفت از این جنبه در روز قیامت بر گردن باعثین آن خواهد بود.
#فناوری_اطلاعات   #سنت_الهی_و_جامعه

، ۳۰ شهریور ۱۳۹۳
در گروه: اجتماعی, اقتصادی, سیاسی

Leave a Comment :, more...

خطای بزرگ صداوسیما و امکان جبران آن

، ۰۲ تیر ۱۳۹۳

– تقدیر از حرکت صدا و سیما در مصاحبه با دکتر نوبخت –

نویسنده مهمان – م.

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات صدا و سیما در حق جمهوریت کشور، عدم اجازه به آیت الله هاشمی رفسنجانی و اطرافیان ایشان برای دفاع از خود، پس از وارد شدن اتهامات بسیار به ایشان بود. اگر متحجرین و بی‌سوادان در رویدادهای پس از انتخابات ۸۸ مدیریت اختلافات اجتماعی ناشی از دوپارگی جامعه را به عهده نگرفته بودند و آزادی بیان ۳۶۰ درجه که نه – حتی ۳/۶ درجه وجود داشت تا آیت الله هاشمی، دکتر نوبخت، دکتر مرعشی، دکتر کرباسچی و خانم دکتر رهنورد مطالب و اعتراضات خود را مستقیما از رسانه ملی (همان رسانه میلی) مطرح کنند و پیگیر رأی مفقوده خود باشند، بسیاری از تنش‌ها به وقوع نمی‌پیوست. نهایتا ۱ هفته اطراف وزارت کشور راهپیمایی برگزار می‌شد که آن هم می‌توانست با درایت دولت دارای مجوز باشد. پس از آن یک هفته، استدلال‌های دقیق و عمیق معترضین اصلی خود به خود باعث کاهش شبهات احتمالی می‌شد.
اگر همان سال ۸۸ از تریبون رسانه ملی اعلام می‌شد که رأی مردم آذربایجان به فرزندشان و رأی مردم لرستان به دامادشان دزدیده شده، آیا بیش از ۲ میلیون آذری و بیش از ۱ میلیون لر و بختیاری در مقابل دزدی آشکار حقشان سکوت می‌کردند؟ آن هم دو قومیتی که در جریان جنبش مشروطه مبارزات مهمی را بر علیه استبداد انجام دادند؟ قطعا اگر لرها و آذری‌ها بلافاصله از ادعای دزدیده شدن رأی‌هاشان مطلع می‌شدند، در عمل موضع خود را آشکارا اعلام می‌کردند. آیا اگر بیانیه دموکرات‌مآبانه سرکار خانم عفت مرعشی از تریبون رسانه ملی قرائت می‌شد، آیا کسی می‌توانست مدعی شود که خانواده یکی از ارکان اصلی انقلاب مورد سانسور قرار گرفته و انقلاب دارد فرزندانش را – البته در این مورد استوانه و ستون و پدر انقلاب – می‌خورد؟ اگر آن بیانیه مستقیما از رسانه ملی پخش می‌شد، قطعا افق‌های جدیدی در مقابل روی دموکراسی‌خواهان و آزادی‌خواهان جهان گشده می‌شد. اگر کلام صریح جناب کرباسچی در مورد صداقت مردم ایران با صدای بلند به گوش همه می‌رسید، اینک کسی در دلسوزی ایشان برای مردم و نیز میزان علاقه و احترام ایشان به عزت مردم تردید نمی‌کرد.
اگر کلمات گهربار دکتر نوبخت و دکتر مرعشی که به زعم من تعیین کننده اصلی نتیجه انتخابات ۸۴ بودند، در زمان اعتراضات سال ۸۸ نیز از رسانه ملی پخش می‌شد؛ اگر خاطرات دکتر مرعشی در مورد کارآمدی بخش خصوصی در مدیریت صنعت هواپیمایی با زبان فصیح خود ایشان حتی پیش از انتخابات ۸۸ به سمع و نظر مردم می‌رسید؛ اگر نظرات بزرگ‌منشانه دکتر نوبخت در مورد نتیجه انتخابات سال ۸۴ آن زمان پرسیده می‌شد؛ بسیاری از مشکلات خیلی سریع‌تر برطرف می‌شد و مردم – اعم از لر و ترک و فارس و عرب – به جای حمله به سطل زباله، با چماق و برنو و حتی کلاش به دیکتاتور حمله می‌کردند و جمهوریت نظام را با مشت آهنین خود یاری می‌کردند.
اگر در هنگامی که محمود احمدی‌نژاد تهمت‌های غیر اخلاقی از تریبون رسانه میلی در مورد خانواده‌های استوانه‌های نظام مطرح کرد، افراد مورد اتهام اجازه می‌یافتند که رودرروی مردم در مورد اتهامات وارده و نیز سفرهای مختلف داخله و خارجه خود توضیح دهند و حق ضایع شده خود را استیفا کنند، به زعم من نتیجه انتخابات ۸۸ و وقایع بعد از آن ۱۸۰ درجه متفاوت می‌شد. قطعا همین رویه می‌بایست در مورد اتهاماتی که حجة‌الإسلام والمسلین کروبی در مورد نحوه برخورد با معترضین به نیروی انتظامی و قوه قضاییه وارد کرد نیز اتخاذ می‌شد و ایضا در مورد اتهاماتی که محمود احمدی‌نژاد در مورد دوران مدیریت ایشان بر بنیاد شهید وارد کرد. انسان نمی‌داند این درد را به کجا ببرد که دکتر مهدی هاشمی بلافاصله پس از مناظره سیاه سال ۸۸ به صدا و سیما دعوت نشد تا از خود دفاع کند!

اما من اینک بسیار خوشحالم که پس از ۵ سال پر از درد و دشمنی، بالاخره دکتر نوبخت اجازه یافتند تا بخشی از حرف‌های خود را آشکارا به گوش عموم مردم برسانند.
از رسانه ملی خواهشمندیم که از این پس واقعا ملی باشد و به تمامی ممنوع‌القلم‌ها و ممنوع‌التصویرهای سال‌های سیاه پس از ۸۸ اجازه دهد افکار آزادی‌خواهانه‌شان را مستقیم و بی‌واسطه در معرض اطلاع مردم قرار دهد: این معنی واقعی جمهوریت است.
به زعم بنده بی‌سواد نامعتدل، یکی از مشکلات اساسی کشور ما، رودربایستی در مسائلی است که حقوق همه یا بخشی از مردم کشور به آن بستگی دارد. از ترور رئیس جمهور رجایی و بمب‌گذاری دفتر حزب جمهوری اسلامی تا پرونده اتهامات وارد شده به شهردار سابق مشهد و نحوه عملکرد شهرداری تهران در بحران ارزی سال گذشته، همه و همه به سکوت برگزار شده است. تا کی باید منتظر رسیدگی قاطعانه به جرمی مانند بورسیه کردن غیرقانونی ۳۰۰۰ نفر از فرزندان این مملکت – به جای فرزندان انقلابیون اصیل و استوانه‌های رشید نظام بود؟ جنایت‌هایی مانند واردات دسته بیل و خوراک سگ آن هم در زمانی که مردم ایران به زعم بازرگان بزرگ حاج اسدالله عسگراولادی در شعب ابی‌طالب بودند و بیم قحطی بزرگتری نیز می‌رفت، باید در دادگاه انقلاب مورد رسیدگی قرار بگیرد و مرتکبین آن به اشد مجازات تنبیه شوند.
یکی از مهم‌ترین جنبه‌های این رودربایستی رسانه‌ای، عدم توجه به گذشته و حال و نیز خاطرات بزرگان و استوانه‌های نظام است. مردم حق دارند این مقدار بدانند که متراژ خانه انقلابیون پیش از انقلاب چه بوده و بعد از انقلاب چقدر است. مردم دوست دارند بدانند که نسبت درصد بیکاری فرزندان مسؤولین به درصد بیکاری فرزندان خودشان چیست. مردم باید بدانند که در زمانی که کمتر از ۱۰ درصد جوانان می‌توانستند در کنکور دانشگاه‌های دولتی و آزاد شرکت کنند، چه درصدی از فرزندان مسؤولین در جنگ حضور داشتند و چه درصدی در دانشگاه‌های داخله و خارجه مشغول به تحصیل بودند. متأسفانه خاطرات حضرت آیت‌الله هاشمی و نیز رؤیاهای ایشان، خاطرات حضرت حجةالإسلام والمسلمین روحانی به ویژه مشاهده هودج نور، و نیز تلاش‌های پرافتخار و دستآوردهای آقایان مهدی هاشمی، فائزه هاشمی، فاطمه هاشمی، محسن هاشمی، و فرزندان سایر آقایان در مذاکرات مداوم و دشوار تجاری/سیاسی با طرف‌های خارجه در دهه‌های شصت و هفتاد مورد غفلت قرار گرفته است. این تلاش‌ها باید هر روز در برنامه‌های سیاسی و اقتصادی رسانه ملی مورد تحلیل و بررسی قرار بگیرد تا مردم معنی عقلانیت و اعتدال و اجتناب از افراطی‌گری و را با تمام وجود درک کنند.

از تمامی دوستانی که دستی بر قلم یا نفوذی در رسانه‌ها دارند خاضعانه درخواست می‌کنم که این اشتباه بزرگ رسانه‌های دولتی و شبه دولتی را با نهایت تلاش خود جبران کنند و در سال‌های پیش رو، همت پیشه کنند و با بزرگان نظام و خانواده‌های آنها مصاحبه کنند و نظرات آنها را در مورد انتخابات‌های گذشته و پیش‌رو، فضای اقتصادی کشور، سیاست خارجه و داخله، و خاطرات آنها در مورد مسائلی مانند اجباری شدن حجاب و برخورد با بی‌حجابی و خصوصی‌سازی پرسیده و به سمع و نظر عموم مردم برسانند؛ با چنین تدبیری، امید می‌رود که ظلم‌های صورت گرفته جبران شده و فضای جامعه به سمت آرامش و عقلانیت حرکت کند.
در این میان، مصاحبه با جناب دکتر مرعشی و جناب دکتر نوبخت که پیشتر نیز نشان داده‌اند که توان زیادی برای تأثیرگذاری و جهت‌دهی افکار عمومی دارند، اکیدا توصیه می‌شود.

، ۰۲ تیر ۱۳۹۳
در گروه: اجتماعی, سیاسی

Leave a Comment :, , , , more...

بمب گوگلی قمه زنی و عکس العمل ما

، ۱۱ آبان ۱۳۹۲

امروز صبح پستی با عنوان (1)(2)( دوستان عزیز لطفا برای اینکه تبلیغات وهابیهای کثیف علیه شیعه خنثی بشه این مطلب رو به اشتراک بزارید share حداکثری حتما )) در شبکه اجتماعی پلاس منعکس گردید (لینک) که شامل فتوای رهبر در مورد قمه زنی و متنی در لزوم اعتراض به این رفتار برای گرفتن بهانه از دست وهابیون و دشمنان اسلام و همراه با یک تصویر از قمه زنی (تصویر زیر) بود.

در مورد این پست و پستهای مشابه نکاتی به ذهنم می رسد که با دوستان در میان می‌گذارم.

قمه زنی

1- خود همین پست و مطالب مشابه ترویج کننده این ایده هستند که مراسم قمه زنی در میان شیعیان بسیار پررنگ هست و بخش زیادی از شیعیان چنین رفتاری را انجام می دهند.

حقیقت این است که چنین نیست و بخش بسیار کوچکی این کار را می‌کنند. پس چه نیازی هست که هر سال عاشورا بسیاری از اخبار و تحلیل‌ها در مورد خوبی یا بدی قمه زنی باشد؟ همین پست تا همین الان نزدیک به 55 بار باز نشر شده و ادامه دارد. خود ما نیز داریم مسأله را بزرگ می‌کنیم، در صورتی که می‌توان آن را رفتاری اشتباه از جماعتی قلیل و کم اهمیت جلوه داد.

2- گاه برخوردهای ما در قبال مسائل مختلف به قدری منفعلانه هست که قدرت تحلیل مناسب را پیدا نمی‌کنیم؛ و بعد گمان می‌کنیم که همه با ما دشمن هستند.

درست است که عده‌ای دشمن ما هستند و قصد دارند که وجهه ما را تخریب کنند. اما آیا اکثریت مردم دنیا دشمن ما هستند؟ آیا اکثریت مردم ذات ناپاک و دروغگویی دارند؟ چنین نیست. بلکه اکثر مردم دنیا دوست دارند که مراسم سایر مردم را بشناسند و با فرهنگ آنها آشنا شوند و ما نیز جزو همین مردم هستیم؛ عاشورا جزو ناب‌ترین فرهنگهای مردمی است که همه دوست دارند در مورد آن اطلاعات بیشتری داشته باشند.

این که ما تلاش نکرده‌ایم که فرهنگ عاشورا و تصاویر زندگی عادی عاشورایی را ترویج کنیم، دلیل بر این نیست که همه می‌خواهند تصویری نادرست از ما ترسیم کنند. آن افراد قمه زن نیز قصد ترسیم تصویر نادرست از تشیع ندارند، آنها فقط می‌خواهند حالشان را ببرند. به احتمال زیاد نیز دسترسی به اینترنت ندارند که با پست‌های پلاس یا اخبار تابناک و فردا و فارس متنبه شوند.

ما بایستی تصویر عاشورایی خود را ترسیم کنیم، دیگران نیز علاقه بیشتری خواهند داشت که ما را در اساس تصاویر واقعی خودمان مشاهده کنند.

3- در پست مطرح شده که “اگر می‌خواهید تأثیر این کار در وهن شیعه را ببینید، Ashura را در گوگل سرچ کنید”. بنده امتحان کردم و نتیجه این بود که تمام نتایج صفحه اول جستجوی تصویر گوگل شامل تصاویری از قمه زنی بود.

– آیا با دست به دست کردن چنین پست‌هایی می توان نتایج صفحه اول گوگل را عوض کرد؟
– خیر!

این کار به سادگی با استفاده از قابلیت‌های “بمب گوگلی” انجام شده است و به سادگی می توان به آن پاتک زد. همان اتفاقی که در مورد ترجمه “Arabian Gulf” به “خلیج فارس” اتفاق افتاد. مخالفین غربی و احتمالا وهابی ما توانسته‌اند به موتور جستجوی گوگل بفهمانند که این مجموعه از تصاویر بیشترین ارتباط را با لغت جستجو شده دارند.

– اگر شما لغت “عاشورا” به فارسی را جستجو کنید، با مجموعه نتایجی کاملا متفاوت مواجه خواهید شد؛ مجموعه ای از گرافیک‌ها و نقاشی-خط‌ها شامل سلام بر حسین و ادعیه و توصیف عاشورا مشاهده خواهید کرد.

– اگر عبارت “Ashura Karbala” را به انگلیسی سرچ کنید، تصاویری از انبوه عزادارن حسینی را مشاهده می‌کنید.

– دو عبارت “Ashura” و “Ashura Day” تصاویری از قمه زنی را نمایش می‌دهد؛ یعنی یک بمب گوگلی برای تعدادی عبارت محدود و توسط افرادی محدود طراحی و اجرا شده است و ما سالهاست در اعتراض به پروپاگاندای دشمن فریاد واحسرتا سر می‌دهیم!

ashura

Ashura Day

 

4- راهکار مقابله با این وضعیت بسیار ساده است.
راهکار آن است که در محرم امسال، هر وبلاگ نویس، هر وبسایت ایرانی، هر شیعه‌ای که دلش می‌خواهد این وضعیت بمب گوگلی بر طرف شود، در مطالب خبری و پستهای وبلاگی خود لغت انگلیسی Ashura را هم در متن پست یا خبر، هم در caption یا توضیح تصویر یا در نام فایل تصویر یا در تگ alt تصویر، و هم در بخش لغات کلیدی به کار ببرند؛ ایضا در تیتر و متن پستهایی که به زبانهای انگلیسی و عربی می‌باشد.

در همین پست، نام فایل تصویر اول “قمه زنی” و عبارت توضیح آن (alt=”قمه زنی”) می‌باشد. نام دو فایل دیگر “Ashura 1” و “Ashura 2” و توضیح آنها “Ashura” و” Ashura Day” می‌باشد. موتورهای جستجو خواهند فهمید که تصویر اول بایستی در ازای کلید واژه “قمه زنی” و سایر تصاویر در ازای کلید واژه‌های “Ashura” و “Ashura Day” نمایش داده شود.

– دوستان بایستی همین راهکار ساده را به سایر دوستان خود نیز توصیه کنند.

دیری نخواهد گذشت که آن تصاویر گوگلی با تصاویری از گرافیک‌ها، عزاداری‌ها، تصاویر خانواده‌ها و کودکان عزادار، حرم حسینی و موارد مشابه جایگزین خواهد شد. تصاویر دسته‌ها، تعزیه‌ها، آثار هنری، مردم عادی، زن و مرد و پیر و کودک، زندگی مردم واقعی را ترسیم می‌کند.
خصوصا که وسعت تصاویر اوریجینالی که شیعیان با دوربین‌های خود گرفته و در وبلاگ‌ها و سایت‌های خود درج می‌کنند ارزش خبری بسیار بیشتری دارد.
از آن جایی که سایر مردم دنیا نیز در این روزها در مورد عاشورا جستجو می‌کنند، به چنین تصاویری که زندگی واقعی مردم را نمایش می‌دهد علاقه بیشتری نشان خواهند داد و رتبه این تصاویر بر اساس کلیک افزایش خواهد یافت.

5- دوستان فعال در رسانه‌های خبری – از جمله دوستان نکات پرس و تریبون مستضعفین – می‌توانند این رویه را در اخبار خود پی بگیرند و به همکاران رسانه‌ای خود نیز توصیه کنند که چنین کنند. دوستان وبلاگ نویس نیز می‌توانند این رویه را در وبلاگ‌های خود پی بگیرند و به سایر دوستان نیز توصیه کنند.

6- نوشتن این متن را که شروع کردم تعداد بازنشر 50 بود، الان از 65 69 هم رد کرده است؛ توجه کنید که به لطف همین پست، چه تعداد افراد بیشتری تصاویر قمه زنی را مشاهده کرده‌اند و بمب گوگلی (Ashura=تصاویر قمه زنی) باز هم تقویت شده است.

التماس دعا

مطلب مرتبط : http://www.sharieh.com/Article/ViewArticle.aspx?ArticleID=165

مراجع   [ + ]

1. ((( دوستان عزیز لطفا برای اینکه تبلیغات وهابیهای کثیف علیه شیعه خنثی بشه این مطلب رو به اشتراک بزارید share حداکثری حتما
2. ( دوستان عزیز لطفا برای اینکه تبلیغات وهابیهای کثیف علیه شیعه خنثی بشه این مطلب رو به اشتراک بزارید share حداکثری حتما

، ۱۱ آبان ۱۳۹۲
در گروه: اجتماعی

۱ Comment :, , , , more...

صنعت فیلترینگ

، ۱۷ مهر ۱۳۹۲

در هیاهوی عزل و نصب‌ها در سازمان‌ها و نهادهای نظارتی IT و حضور رئیس جمهور و وزرا در شبکه‌های اجتماعی فیلتر شده و آرزوهای بلند-بلند افراد مبنی بر این که آن مرد که فیلتر می‌کرد رفت، هنوز پروژه‌های مختلف کنترل و محدودسازی فضای اینترنتی با سرعتی بیش از پیش به پیش می‌روند.

یک مورد از این پروژه‌ها راه‌اندازی سرورهای DNS ملی و الزام سرویس‌دهنده‌های وب به استفاده از این سرورها برای تبدیل نام دامنه به آدرس اینترنتی می‌باشد. این امر متولیان کنترل اینترنت را قادر می‌سازد تا بنا به میل خود آدرس IP هر سایتی را که تمایل دارند از جدول DNS حذف کرده و کلا دسترسی به آن را غیرممکن سازند. از اثرات اولیه این تغییر آن است که بعضی از شما اخیرا نمی‌توانید حتی با فیلترشکن به ویدئوهای یوتیوب دسترسی پیدا کنید. البته متولیان با هوش ابتدایی خود، به جای حذف آدرس youtube.com از جدول خود، آدرس‌هایی را از جدول DNS حذف کرده‌اند که برنامه پخش کننده flash یوتیوب از آن ویدئوها را دانلود کرده و نمایش می‌دهد؛ مثل این “r14—sn-4g57lnez.c.youtube.com”. نتیجه جالب است، شما می‌توانید با فیلترشکن به سایت یوتیوب مراجعه کنید، اما نمی‌توانید هیچ فیلمی را مشاهده کنید! در صورتی که تلاش کنید ویدئو را به طور مستقیم با استفاده از افزونه‌های فایرفاکس دریافت نمایید، در لایه پروتکلی پیغام خطای error 403 تحویل خواهید گرفت؛ یعنی که این آدرس از بیخ! وجود ندارد. و البته صفحه مرورگر شما هیچ چیزی نشان نخواهد داد، چون هیچ پیغامی در لایه نمایش برای شما ارسال نمی‌شود. هوشمندانه است، مگر نه؟

مورد دیگر، استفاده از قواعد تعریف شده گوگل برای نظارت بر محتوای مورد استفاده کودکان در مدارس و خانه است. گوگل برای این که خانواده‌ها و مدارس بتوانند با ابزارهای کنترلی بر فعالیت‌های تحت وب کودکان خود نظارت داشته باشند، امکان غیرفعال کردن جستجوی امن با پروتکل ssl (پیشوند https) را ارائه کرده است. توضیحات بیشتری در آدرس زیر ارائه شده است:
https://support.google.com/websearch/answer/186669?hl=en
توضیحات در مورد جستجوی ssl را می‌توانید در این آدرس بخوانید:
https://support.google.com/websearch/answer/173733?hl=en
متولیان اخلاق با غیرفعال کردن پروتکل ssl برای جستجوی گوگل، امکان الزام گزینه جستجوی محفوظ گوگل (safe-search) را برای مشترکین اینترنت از طریق دستکاری بسته‌های ارسالی را پیدا می‌کنند. همزمان، می‌توانند فیلترهای مبتنی بر متن خود را که نمی‌توانست جستجوی ssl کنترل کند، مجددا به راه بیاندازند. نشانه این تغییر آن است که شما در هنگام جستجو پیغام زیر را از سایت گوگل دریافت می‌نمایید:
پیغام غیرفعال شدن جستجوی رمز شده
خیالتان از جانب عدم مشاهده محتویات غیراخلاقی در اینترنت راحت شد؟ آقایان هم دیگر خیالشان راحت است که نیاز نخواهند داشت اعتراضات مردم بابت کند شدن ترافیک ssl را تحمل کنند!

حقیقت این است که نهادهای کنترل و محدودسازی غیر از این که متعدد و غیرقابل کنترل هستند، هیچ نیازی نمی‌بینند که در مورد اقدامات خود به مردم یا نمایندگان آنها گزارش دهند. آنها همچنین قوانین بسیاری را در مورد حقوق مشترکین زیر پا می‌گذارند، اما امکان پیگیری این حقوق برای هیچ کس وجود ندارد. بر خلاف سایر سیستم‌های کنترلی مانند اداره اماکن، گشت ارشاد، ممیزی وزارت فرهنگ و سایر نهادهای مشابه، متولیان محدودسازی اینترنت نه شناخته شده هستند، نه وابستگی و رابطه آنها با قوای سه گانه مشخص است، و نه حتی می‌توان اقدامات و سیاست‌های آنها را به درستی شناخت و در صورت بروز تخلف آنها را مورد پیگرد قانونی یا اعتراض مدنی قرار داد. لذا می‌توان گفت عموفیلترینگ و مجموعه‌های تحت مدیریتی او غیردموکراتیک‌ترین نهاد در جمهوری اسلامی می‌باشند.

اما بزرگترین مشکلی که توسط این آقایان به کشور تحمیل می‌شود، کاهش امنیت فضای سایبری کشور است.
تاکنون استفاده از فیلترشکن‌های متعدد، اطلاعات مبادله شده را به صورت http و https را در اختیار تولیدکنندگان آن فیلترشکن‌ها قرار داده است. به سادگی می‌توان حدس زد که اولین گروه از علاقه‌مندان به تولید و عرضه فیلترشکن، سازمان‌های جاسوسی کشورهای بیگانه می‌باشد. همچنین، ناظرین ایرانی اینترنت امکان نظارت بر داده‌هایی که دیگر از طریق فیلترشکن مبادله می‌شوند را از دست داده‌اند و لذا قدرت پیشبینی‌شان در مورد تحولات ناشی از فعالیت‌های تحت وب بسیار کاهش یافته است؛ گویی این که یکی از گران‌بهاترین معادن کشور را به طور رایگان به سازمان NSA هدیه کرده باشند. در صورتی که استفاده از فیلترشکن این مقدار توسعه نمی‌یافت، آقایان می‌توانستند اطلاعات بسیار بیشتری را گردآوری کرده و انواع تحلیل‌های جامعه شناسی و جریان شناسی بر روی آنها اعمال نمایند؛ کاری که دولت آمریکا به راحتی انجام می‌دهد و قدرت پیش‌بینی و کنترل افکار عمومی را نصیب خود می‌کند.
تغییرات جدید نیز به نوبه خود باعث کاهش امنیت بیشتری خواهد شد. به زودی عرضه کنندگان سرویس‌های DNS غیررسمی بازار خوبی در کنار ارائه فیلترشکن خواهند یافت. IPهای مختلف داخلی و خارجی برای دریافت این سرویس مورد استفاده قرار خواهند گرفت که هر کدام می‌توانند بنا به سلیقه و دلخواه مدیر خود، آدرس‌هایی را از جدول خود حذف کرده و یا جعل کنند و مخاطرات بیشتری را برای کشور ایجاد نمایند.

مسائل مربوط به انواع جرائم پورن، سوءاستفاده از کودکان، تخریب فضای اخلاقی جامعه و یا حتی برنامه‌ریزی برای اقدامات تروریستی یا ایجاد آشوب اجتماعی فقط دغدغه حکومت و ملت ایران نیستند. چرا متولیان فیلترینگ در ایران علی رغم اعتراضات فراوان و انتقادات بسیاری که مطرح شده است، تاکنون از مخفی‌گاه خود خارج نشده‌اند و خود را معرفی نمی‌کنند؟ چرا این افراد تلاش نمی‌کنند تا با توجه به اعتراضاتی که وجود دارد، شیوه‌های خود را اصلاح نمایند و رویکردهایی عقلانی‌تر را اتخاذ کنند؟ چرا این افراد حاضر نیستند استدلال‌ها و منطق پشت تصمیمات خود را در معرض ارزیابی اندیشمندان کشور قرار دهند؟ یک دلیل این است که آنها می‌توانند از روی صندلی خود و با کلیک چند دکمه، قدرت بی‌انتهای خود را به رخ همه مردم بکشند.
دلیل دیگر این است که قراردادهای میلیاردی که صرف سخت‌افزارها و نرم‌افزارهای محدودسازی اینترنت می‌شود، منافعی دارد که بر خلاف گشت ارشاد، مزیت آن در پنهان شدن است. گوییا که فیلترینگ در ایران تبدیل به صنعتی شده است که مشابه آن را صرفا می‌توان در نظام تمام-کاپیتالیستی آمریکا در فساد ناشی از لابی صاحبان زندان‌های خصوصی پیدا کرد.
به نظر نمی‌رسد که علی‌رغم اعتراضات و انتقادات گسترده، حماقت کنترل‌کنندگان اینترنت در ایران، به این زودی پایان داشته باشد.

، ۱۷ مهر ۱۳۹۲
در گروه: اجتماعی, سیاسی

۵ Comments :, , , , more...

قیمت طلا و دولت مستعجل روحانی

، ۰۲ تیر ۱۳۹۲

و لایجرمنکم شنئان قومٍ الّا تعدلوا. إعدلوا هو أقرب للتقوی

طلا و ارزدر یک هفته‌ای که گذشت، قیمت دلار و طلا دچار افت شدیدی گشت و برخی از دوستان این افت قیمت را به عمدی بودن افزایش قیمت توسط برخی از احزاب و گروه‌های سیاسی نسبت دادند.
حقیقت این است که افت قیمت طلا به تصمیم دولت آمریکا به عدم خرید اوراق قرضه و ارائه محرک‌های اقتصادی بیشتر (1) مربوط می‌گردد. در اثر این تصمیم دولت آمریکا، قیمت طلا در بازارهای جهانی کاهش شدید پیدا کرده و قیمت دلار اندکی افزایش پیدا کرده است.
در اثر کاهش قیمت جهانی طلا، قیمت طلا در بازارهای ایران نیز به شدت کاهش یافته و باعث عرضه طلای ذخیره شده توسط مردم به بازار شده است. از آنجا که طلا و دلار در بازار ایران به عنوان ذخیره حفظ سرمایه مورد استفاده قرار می‌گیرند و کالاهایی موازی محسوب می‌شوند، افت قیمت طلا بر روی قیمت دلار تأثیر گذاشته و حباب قیمتی دلار نیز تا حدودی شروع به شکستن کرده است. این کاهش قیمت جهانی با انتخاب آقای روحانی یک هم‌زمانی تصادفی داشته است که طبیعتا برخی از هواداران آقای روحانی نیز از آن استفاده سیاسی خود را برده‌اند.

بنابراین، انتخاب آقای روحانی به جز یک تأثیر روانی اولیه، علت اصلی کاهش قیمت دلار و طلا نبوده و هیچ گاوبندی نیز در پس کار وجود ندارد.

افت قیمت پس از ثبت نام هاشمی و پیروزی روحانی
پس از ثبت نام آقای هاشمی و نیز پیروزی آقای روحانی، قیمت ارز و طلا کاهش اندکی داشت که تقریبا بلافاصله جبران گردید. علت این کاهش قیمت مقطعی، تأثیر روانی صرافان بر مشتریان بود. بازاریانی که موافق ریاست جمهوری آقای هاشمی بودند، با عنوان این که با حضور ایشان ثبات بر مدیریت اقتصادی حاکم می‌شود، باعث شدند تا به صورت مقطعی جوی روانی برای فروش ارز ایجاد شود؛ اما چون در واقع هیچ تغییری در وضعیت اقتصادی بروز نکرده بود، قیمت بلافاصله به وضعیت اولیه بازگشت.
اما همین بازی مقطعی سیگنال روانی مطلوب را به برخی از مخاطبین بازار ارز فرستاد و باعث شد که برخی از آرای به سبد آقای هاشمی روحانی سرازیر شود. جا دارد در این جا کسانی که عرضه سیب‌زمینی را علت رأی آوری احمدی‌نژاد و تخلف انتخاباتی عنوان می‌کردند، در اینجا توضیح دهند که آیا آراء هاشمی روحانی در اثر این چنین بازی حلال می‌باشد؟

نامردی‌ها از کجا بود؟
البته بازی طلا و ارز به همین تمیزی و پاکیزگی هم نبوده است. حقیقت این است که دلار در بازار ایران قیمت حبابی داشته و به همین دلیل با افت جهانی قیمت طلا، این حباب نیز شروع به تخلیه شدن کرده است.
در 2 سال گذشته که تحریم‌های شدید و ناجوانمردانه‌ای علیه اقتصاد ایران اعمال شده بود، دولت دچار مشکلات زیادی برای انتقال ارز به داخل کشور گردید. در عین حال، افراد سیاسی اصول‌گرا و اصلاح‌طلب با عنوان کردن “صحبت کردن دولت از تأثیر تحریم‌ها فرافکنی است”، “علت افت قیمت ریال، کارشکنی دولت است”، “دولت می‌خواهد با گران کردن دلار، کسری بودجه خود را تأمین کند” (2)، “80 درصد علت افزایش قیمت دلار سوءمدیریت است”(3) و مواردی از این دست باعث شدند که علاوه بر محدودیت‌های تحمیل شده خارجی، ناآرامی روانی بسیار زیادی نیز در داخل ایجاد شود و اقدامات دولت برای کنترل بازار ارز کمتر تأثیرگذار باشد.
در اثر کاهش دسترسی دولت به دلارهای نفتی، عدم عرضه دلار توسط صادرکنندگان (بفرمایید تجار و سرمایه‌داران محترم و وطن پرست!) و بازی روانی سیاسیون، بیش از 20 میلیارد دلار ارز و 2 تا 3 میلیون عدد سکه طلا در خانه‌های مردم ذخیره و از بازار خارج شده است. (4)
رسانه‌هایی که امروز مدام قیمت ارز را با علاقه کمتر و کمتر اعلام می‌کنند، در آن زمان قیمت ارز را بیشتر و بیشتر اعلام می‌کردند. به طور مثال، فارس نیوز در حالی قیمت لحظه‌ای دلار را 2850 اعلام می‌کند که صرافان آن را با کراهت به قیمت 3090 می‌فروشند.
این جنگ روانی داخلی بیشتر توسط اصولگرایان به دولت تحمیل شده بود، و نه اصلاح طلبان یا طیف آقای هاشمی. هر چند با رفتارهای انتخاباتی برخی اصولگرایان مشخص گردید که مرزهای کمرنگی بین برخی آنها و آقای هاشمی وجود دارد؛ اما بهرحال نمی‌توان و صحیح نیست آقای هاشمی را به کارشکنی متهم کرد؛ و قطعا آقای روحانی را به هیچ کارشکنی نمی‌توان متهم کرد.

در عین حال، می‌توان گفت که اقدامات تخریبی اصولگرایان علیه دولت احمدی‌نژاد پاس گلی طلایی بود که اینک به نفع آقای روحانی وارد دروازه شده است.

برای اطلاع بیشتر از دلایل مختلف افزایش دلار به این مطلب مراجعه نمایید. (5)

———————————

توضیح تکمیلی در مورد فرایند کاهش قیمت

به نظر من، فرایند کاهش قیمت این طوری بوده:
۱- تغییرات روانی در جامعه، بدون تغییر در واقعیت اقتصادی، کاهش ضعیف قیمت دلار
۲- کاهش شدید قیمت طلای جهانی، و در نتیجه کاهش قیمت طلا در ایران
۳- عده‌ای برای حفظ ارزش سرمایه‌هاشون، شروع به فروش بیشتر طلا به نفع ریال کردن؛ قیمت طلا کاهش یافت.
۴- چون بر خلاف همه دنیا، دلار و طلا در ایران به طور یکسان و موازی برای ‌حفظ ارزش دارایی‌ها استفاده می‌شن، با افت قیمت طلا و طبیعتا افزایش ارزش ریال، افراد شروع به فروش دلار کردن و مقداری از حباب قیمتی دلار از بین رفت. علت اصلی‌ش هم وجود آمادگی روانی برای خوب شدن اقتصاد بوده؛ چون حباب قیمتی طلا نه به برابری واقعی، بلکه بیشتر به وضعیت روانی مردم ربط داشته.

نکته مهم
از بازی‌های احتمالی بازاری‌ها یا سیاسیون برای تأثیر بر وضعیت روانی مردم نمی‌شه صرفنظر کرد، اما میزان اون رو نمی‌شه تخمین زد.
باید در نظر داشت که سرمایه‌داران هوادار آقای هاشمی روحانی، منفعتشون در افزایش قیمت دلار هست، چون دارایی‌ها و سرمایه‌های آنها بیشتر به صورت ارز یا کالاست و با کاهش قیمت ریال، منفعت بیشتری کسب خواهند کرد.

لذا بر فرض هم که این افت قیمت یک بازی روانی توسط آنها باشد، این بازی از حدی بیشتر ادامه نخواهد یافت.

۱) https://goo.gl/LGA6z
۲) https://goo.gl/GaVuU
۳) https://goo.gl/GAhUk
https://goo.gl/tXinz
۴) https://goo.gl/PYZrW
۵) http://iranhami.blogfa.com/post/1647

#روحانی #بازار_ارز

، ۰۲ تیر ۱۳۹۲
در گروه: اقتصادی, سیاسی

۲ Comments :, more...

سؤالات مهم از نامزدهای انتخاباتی – موضوع اول: تخریب انتخاباتی

، ۱۲ خرداد ۱۳۹۲

مقدمه

در هر انتخابات، تهمت‌ها و شایعات زیادی از طرف رسانه‌ها و فعالان سیاسی حامی و حتی یاران نزدیک نامزدهای انتخابات برای تخریب نامزدهای رقیب و دولت حاکم ساخته و منتشر می‌شود. ارتباط با دشمن و دریافت پول از آنها، فراماسون بودن، اعتقاد به خرافات، ارتباط با ساحرین، ادعای ارتباط با امام زمان، ضدیت با ولایت فقیه، دزد و مفسد بودن، دریافت پول از دشمن، شراب خواری، روابط نامناسب و بی‌بندوباری و مشارکت در جرایم سازمان‌یافته از جمله این موارد است. اگر بخواهیم به عنوان نمونه قربانی‌های این گونه رفتارها را معرفی کنیم، می‌توان از اتهام آمریکایی بودن به وزرای راستی دولت موسوی مانند دکتر مرندی، اتهام فساد و جنایت سازمان‌یافته اکبر هاشمی در انتخابات مجلس ششم، اتهام ضدیت با ولی فقیه به خاتمی در انتخاب ۷۶ و دریافت پول از دشمن در پایان دوره وی، اتهام تحجر به احمدی نژاد در انتخابات ۸۴، دروغگویی در انتخابات ۸۸، ارتباط با رمال و جن‌گیر و امام زمان در دوره اول وی توسط اصلاح طلبان، و دروغگویی، فساد، خیانت، فراماسونری، ارتباط با ساحرین و ادعای ارتباط امام زمان در دوره دوم توسط اصولگرایان نام برد. در انتخابات جاری نیز تخریب شدید نامزدهای انتخاباتی توسط سایت‌های خبری و فعالان سیاسی حامی رقبای آنها (اعم از اصولگرا و اصلاح طلب، درون جناحی و برون جناحی) به راحتی قابل مشاهده است.

رهبر انقلاب در مورد چنین رفتارهایی می‌فرماید:

بنى‌‏اسرائيل به خاطر این که … قدر نعمت خدا را ندانستند و كفران كردند، … “ضربت عليهم الذلة و المسكنة” [شدند] … وقتى رحمت الهى براى ما پيش خواهد آمد كه مواظب و مراقب خودمان باشيم؛ اين فضاى بی‌بندوبارى در حرف‏ زدن، در اظهارات عليه دولت، عليه كى به خاطر اغراض، اين‏ها چيزهايى نيست كه خداى متعال از اين‏ها به آسانى بگذرد. آن وقت كسانى خطا مى‏‌كنند، خداى متعال [می‌فرماید] “و اتقوا فتنة لاتصيبن الذين ظلموا منكم خاصة”، بله اين‌جورى است، بعضى از ظلم‌ها، بعضى از كارها هست كه نتيجه و اثر آن، دامن همه، نه فقط دامن آن ظالم را مى‏‌گيرد، بر اثر رفتار يك عده‏‌اى كه در گفتار خودشان، در عمل خودشان، در قضاوت خودشان ظلم مى‏‌كنند.

شاید به همین دلیل است که اصول‌گرایانی که تا دیروز احمدی‌نژاد را منحرف، فراماسونر، و بی‌مقدار از نظر دین و ایمان و تقوا عنوان می‌کردند، امروز شروع به تخریب یکدیگر با انواع اتهامات کرده‌اند.

حال، با توجه به این که این رویه بسیار عام شده و از حذف شده‌ها تا اصلاح‌طلب و اصول‌گرا هدف این حملات هستند، 2 سؤال برای بررسی نظر نامزدهای انتخابات در مورد این تخریب‌ها تدوین شده است و امید است که پاسخ نامزدهای مختلف و گروه‌های حامی آنها سرآغاز پایان دادن به این گونه رفتارهای تخریب گردد.

سؤال ۱
در صورت پیروزی در انتخابات، چنانچه دولت شما از طرف رسانه‌های خبری، فعالان فضای مجازی، شخصیت‌های سیاسی و سخنرانان مورد اتهامات شدید قرار گرفت تا جایی که شایعات به عنوان حقیقت متواتر توسط بخش زیادی از مردم پذیرفته شد، و باعث سلب کارآمدی از دولت شما گردید و پیگیری حقوقی را نیز دشوار کرد، چه رویه‌ای اتخاذ خواهید کرد؟
سکوت؟ پیگیری قضایی؟ قهر؟ واگذار کردن امر به خدا؟ یا هر گزینه دیگر.

سؤال ۲
هم اکنون سایت‌های خبری و فعالان فضای مجازی حامی شما و حتی گاه یاران و نزدیکان سیاسی شما مشابه همین رفتارهای تخریبی را علیه رقبای شما و دولت حاکم پی گرفته‌اند. موضع موثر شما چست؟ آیا شایعات آنها را تأیید می‌فرمایید؟
آیا غیر از موعظه به رعایت اخلاق انتخاباتی، تلاش جدی برای خاتمه این رویه مبذول داشته‌اید؟

#انتخابات_ریاست_جمهوری_1392 #سنت_الهی_و_جامعه #تخریب_انتخاباتی

، ۱۲ خرداد ۱۳۹۲
در گروه: اجتماعی, سیاسی

Leave a Comment :, , , , , , , more...

حامیان احمدی‌نژاد از قشر نومتوسط روستازاده

، ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۲

مقدمه
پیشتر خانم +بهاره آروین مطلبی با عنوان “لشکر یارانه‌ای احمدی‌نژاد” به نقل از رادیو زمانه منتشر کرد، که بحث زیادی برانگیخت. چون مقاله رادیو زمانه منبع مشخص نداشت، و با تصورات قشر متوسط تضاد جدی داشت، بعضی تصور کردند که مصاحبه‌ها فرضی بوده است.
مطلب زیر، مکالمه شخصی بنده با یک فروشنده میدان تره‌بار شهرداری تهران در یکی از محلات شمال غرب تهران است. فروشنده مزبور – مانند اکثر فروشنده‌های میادین شهرداری – شهرستانی بود. پیشتر بارها سخنان مشابهی رو از راننده تاکسی، مسافرکش موتوری و دیگران شنیده بودم؛ اما این مکالمه، حاوی اطلاعات دست اولی از تفکرات و استدلال‌های حامیان عوام احمدی‌نژاد است.

مکالمه با فروشنده شهرستانی تره بار
* آقای مشتری: نامفهوم (در حال پرداخت پول)
* فروشنده: حالا بذار رئیس جمهور بعدی بیاد، می‌بینی که یارانه‌ها رو قطع می‌کنه.

– من: یعنی هنوز کسی هست که از احمدی‌نژاد طرفداری کنه؟ [خدایا منو ببخش :دی]
* ف: خداییش خیلی کار کرد، زحمت کشید، دست خیلی‌ها رو هم قطع کرد. به خدا اگه دوباره هم کاندید بشه، بهش رأی می‌دم.

– یارانه‌ها که واسه شما چیزی نمی‌شه.
* چرا چیزی نمی‌شه؟

– درآمدی که شما دارین، قابل مقایسه با پول یارانه‌ها نیست. لابد خانواده پرجمعیتی دارین؟
* شاید برای شما چیزی نمی‌شه؛ ولی واسه خیلی‌ها مهمه. ما اینجا ماهی 2 میلیون باید اجاره بدیم. کلی هم عائله داریم.

– خب هر چی هم قیمت خرید بره بالا، شما هم قیمت فروشتون بالا میره.
* نه آقا! ما هم فروشمون کم می‌شه. اونا تاجرای بازاری هستن که براشون هیچ فرقی نداره.

– باز شما قیمت فروش‌تون بالا می‌ره. ما که حقوق‌مون ثابته.
* آره خب، بیچاره اونا که حقوق ثابت دارن.

– زمان احمدی‌نژاد اقتصاد به گند کشیده شد.
* اینا همش تقصیر خودشونه، نمی‌خوان بذارن کار بکنه. دست همشون رو بریده.

– دست کیو بریده؟ این همه اختلاس تو دوره‌اش شد.
* آقا شما می‌دونی تو همین مجلس، همه از تأمین اجتماعی سهم داشتن؟ عضو هیأت مدیره بودن، حقوق 3 میلیونی می‌گرفتن؟ احمدی‌نژاد دست همه‌اشون رو قطع کرد. برای همین باش بدن. همشون تو شرکت‌های دولتی بودن.

– از اون لحاظ که دست همشون تو یه کاسه است. احمدی‌نژاد هم یه سری دیگه رو آورد.
* نخیر آقا. یادت هست اون اولش، تا شیش ماه نذاشتن وزیر نفت تعیین کنه؟ به خاطر این بود که همه پروژه‌های نفتی دست پسر ……. بود. نمی‌خواستن از دستشون خارج بشه. …….. بوووووووووووووووووق …..

– این همه گرونی شد، همه روستاها رو خراب کرد. اینا چیزی نیست؟
* نه آقا، بیخود می‌گن. تو روستاها الان وضع همه توپه، هر کسی حداقلش یه نیسان داره.

– پس این همه می‌گن کشاورزی مملکت رو به گند کشید، اینا چیه؟
* اگر وضع کشاورزی بد شده، پس از کجا وضع‌شون خوب شده؟ خب بهشون رسیدن دیگه. بیا بریم روستای خودمون نشونت بدم. همه روستاها آباد شدن.

[خانمی امروزی پس از خرید از غرفه میوه، در حال گذر است. نمی‌دانم مکالمه ما رو شنیده، یا از ظاهر اجتماعی فروشنده حدس زده حامی احمدی‌نژاد است]
* خانم عابر به فروشنده: با این رئیس جمهورتون که مملکت رو به این روز انداخت.
* فروشنده: مگه رئیس جمهور شما نیست؟
* خانم: نه دیگه، شماها آوردین‌ش اون بالا. [خانمه انگار که بوی بدی شنیده، کله‌اش را تکان می‌دهد و در همان مسیر خودش می‌رود]

* من: از کجا می‌دونست احمدی‌نژادی هستی؟
* ف: نمی‌دونم. لابد ذهن منو خونده.

– ما که می‌بینیم می‌گن همه باش دشمنن، همه از وضع مملکت شاکین. شما چطور حامی‌ش هستی هنوز؟
* هر کسی خب نظر خودش رو داره دیگه؛ ما هم نظرمون اینه.

– تو این انتخابات به کی رأی می‌دی؟
* نمی‌دونم، باید ببینم کی میاد، تا ببینم به کی رأی بدم. کسی که یارانه‌ها رو قطع نکنه، دست دزدا رو قطع کنه.

– الان که همه کاندیداها معلومن. قالیباف، لاریجانی، مشایی، کی؟
* [سری تکان می‌دهد و با تردید می‌گوید] قالیباف که خداییش تو تهران بد کار نکرده.

– مشایی چطور؟
* باید ببینم چه گروهی پشت سرشه، چی کار می‌خواد بکنه. خودت به کی رأی می‌دی؟

– من هنوز نمی‌دونم.
* همه غر می‌زنن. من خودم از کارم راضی نیستم، شما هم نیستی، بقیه هم همین طور. مهم اینه که کی درست کار می‌کنه.

– حساب ما چند شد؟
– محض اطلاعت، من خودم هم به احمدی‌نژاد رأی دادم.

می‌خندد، حساب می‌کنم و به سمت خانه برمی‌گردم.

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

در مسیر از جلوی دانشگاه آزاد واحد ……… عبور می‌کنم. بیش از هزار – هزار و پانصد ماشین پاژیرو، زانتیا، یاریس، 206 و پراید در اطراف و وسط خیابان پارک کرده تا امیدهای قشر متوسط و مرفه جامعه با خیال راحت در دانشگاه تحصیل کنند! رانندگان 18 تا 25 ساله، از ماشین‌ها سوار و پیاده می‌شوند؛ با دوست دخترها و دست پسرهایشان صحبت می‌کنند. دخترا بی‌حجاب و چادری و …….
سیاوش می‌خواند : می‌رم از شهر تو با یه کوله بار از خاطره؛ و من با خودم فکر می‌کنم اینها سال 88 به کی رأی دادن؟ آیا اگر منابع کشور به نفع حاشیه‌نشین‌ها جریان پیدا کند، چقدر به “ممه‌ای که لولو برد” زاهدند؟ اگر منافع کشور برای استقلال کشور هزینه شود، چقدر اهل تحمل‌ند؟ چقدر برای رأی فروشنده روستایی‌زاده ارزش قائل‌ند؟  ….
در همین افکار، به نزدیک خانه می‌رسم؛ شقایق‌ها و گل زردهای خودرو کنار دیوار و گوشه خرابه‌ها را می‌بینم و سیاوش می‌خواند : رفتی و آدمکا رو جا گذاشتی؛ راست می‌گوید. با خودم عهد کرد‌ه‌ام هر چقدر هم جزو قشر متوسط باشم، دغدغه‌های شهرستانی خودم را حفظ کنم و دغدغه‌های آدمکا را برای خودشان بگذارم. #اومانیسم_روستایی بیشتر به من حال می‌دهد؛ منی که شقایق خودرو می‌پسندم!

نتیجه گیری

1- احمدی‌نژاد بر خلاف توهم تکثیر شده توسط احزاب و اشراف، هنوز پایگاه بسیار زیادی بین مردم قشر ضعیف و نیز قشر متوسط برخواسته از حاشیه داره. کلا این جنگ فقر و غنا که خمینی مطرح کرد، محتوای زیادی برای بحث داره. زمانی یک راننده تاکسی سرویس با افتخار در مورد حمید رسایی صحبت می‌کرد، می‌گفت “این آخونده با جرأت تو مجلس گفته که چرا پرونده‌های پسر ……. مطرح نمی‌شه؛ کلی حرف‌های دیگه هم زده.” [خدا منو ببخشه، برای اون هم ژست مخالف گرفتم 🙂 ]

2- استدلال‌های مطرح شده توسط قشر ضعیف و مستضعف، گداصفتانه نیست. آنها اوضاع سیاسی را به دقت رصد می‌کنند، و از عضویت افراد در هیأت مدیره‌ها، قراردادهای نفتی، تحصیل آقازاده‌ها در اروپا و سایر موارد باخبرند. با سختی‌های ناشی از سیاست خارجه مشکلی ندارند، از مانور تجمل مسؤولین دل‌شان به درد می‌آید. به رغم همه تبعیض‌ها، دانسته از نظام حمایت می‌کنند؛ و البته به امثال احمدی‌نژاد برای پالایش کشور دل بسته اند.

3- آنها یارانه را به عنوان صدقه نمی‌بینند، بلکه به عنوان بخشی از عدالت احمدی‌نژاد می‌بینند. آنها می‌دانند که منابع کشور سال‌ها خرج رفاه و ثروت دیگرانی شده، و حال سهم‌ها اندکی عادلانه‌تر تقسیم می‌شود. لذا گرانی کمتر به چشم‌شان می‌آید، چون عادت کرده‌اند به روزی‌شان قناعت کنند. زمان هاشمی هم گرانی شدید بود، اما آن زمان کسی دغدغه آنها را نداشت.

4- امروزه قشر حامی احمدی‌نژاد، احساس عزت و غرور می‌کنند. پیشتر امثال این آدم‌ها در یک محله بالاشهر، خفه می‌شدند و موضع خود را ابراز نمی‌کردند. اما الان با افتخار از رأی دادن به او صحبت می‌کنند.

5- مخالفان احمدی‌نژاد، هر چقدر که کارشکنی می‌کنند؛ بیشتر از این مردم فاصله می‌گیرند. هشت سال از کابینه 84 گذشته، و مردم هنوز در خاطرشان هست که کدام وزیر رد شد، و کدام تأیید شد. در مورد استیضاح وزیر رفاه، به تفاسیر رسمی اعتماد نمی‌کنند. تخریب‌کنندگان احمدی‌نژاد، لگد به بخت خودشان می‌زنند.

6- عوام هم هنوز تصمیم نگرفته‌اند. لحظه به لحظه دارن مواضع، سخنان، و رفتارهای کاندیداها رو رصد می‌کنن. برنامه‌ها، حرف‌ها، رأی‌های رد و تأیید، تمام در حافظه مردم ثبت و ضبط شده و در دادگاه انتخاباتی خلق علیه‌شون استفاده خواهد شد. در لحظات آخر، بر اساس انتگرال رفتارهای افراد در تمامی سال‌های پس از جنگ، در مورد آنها قضاوت می‌کنند. منتخب نهایی مردم، کاملا آگاهانه انتخاب خواهد شد و بازی‌های ائتلافی و قرتی‌بازی‌های ریشوانه تأثیری در آن نخواهد داشت.

#عدالت_وانتخابات #عدالت_اجتماعی #انتخابات۹۲ #انتخابات_ریاست_جمهوری_1392

، ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۲
در گروه: اجتماعی, اقتصادی, خاطره, سیاسی

۲ Comments :, , , , , , , more...