Author Archive

داکوتا، شرم مکرر

، ۰۹ آبان ۱۳۹۵

چیزی که در داکوتای آمریکا در جریان است، یکی از عجایب برخورد حکومتی/پلیسی با معترضان در یک کشور غربی مدعی آزادی بیان و آزادی مطبوعات است.

ساکنان بخشی از داکوتا به ویژه آمریکایی‌های بومی (بازماندگان سرخپوستان) به عبور لوله‌ی خط نفت از محل زندگیشان اعتراض دارند. اعتراض آنها در رابطه با دو موضوع است: اول اینکه قسمتی از لوله‌ی نفت از زمین‌های آنها عبور می‌کند؛ دوم آنکه به دلیل نزدیکی لوله‌ها به منبع آب مردم، نشت نفت از لوله موجب آلودگی آب آشامدینی و زراعی می‌شود.

نحوه‌ی اعتراض مردم به صورت ایجاد کمپ در نزدیک کارگاه ساختمانی و گاه در مسیر لوله، رقص، پایکوبی و آوازخوانی، و بلند کردن تابلوها و دست‌نوشته‌های اعتراضی است.

دولت ایالتی (ظاهرا با هماهنگی بالادستی با دولت فدرال) گارد ویژه‌ی مقابله با حوادث طبیعی را فراخوانده و اعتراض‌ها را با کمک نگهبانان امنیتی خط لوله در هم می‌شکند.

گارد ویژه، ماشین‌های ضد شورش، و سلاح‌های عجیب و غریبی ـ که بیشتر کاربرد نظامی و ارتشی دارند ـ برای ایجاد رعب و وحشت معترضان در محل اعتراض وجود دارد.

سگ‌های تعلیم دیده برای حمله به معترضان استفاده شده اند و تصاویر و فیلم این حملات منتشر شده است.

لیندی گریزل، کارگردان مستقل آمریکایی، که برای فیلمبرداری از معترضان به محل رفته بود در یازدهم اکتبر دستگیر شده و به ۴۵ سال زندان تهدید شده است! bit.ly/2ePzpCq

امی گودمن، ژورنالیست آمریکایی و مجری تلوزیون «هم‌اینک، دموکراسی» که برای تهیه‌ی گزارش به محل اعتراضات رفته بود نیز بازداشت شد و سپس دادگاه او را با اتهام‌های مختلف احضار کرد. bit.ly/2dY8Qtf

پلیس در نهایت با حمله به معترضان بیش از ۱۴۰ نفر از آنان را بازداشت و کمپ آنها را نابود کرد. bbc.in/2f0gTba | lat.ms/2elTUWB | abcn.ws/2e8BY43

پروژه‌ی خط لوله‌ی داکوتا پروژه‌ای چند میلیارد دلاری است که حکومت‌های ایالتی و مرکزی آمریکا به خاطر عوایدشان، به شدت از آن حمایت می‌کنند. حتا دولت دموکرات باراک اوباما نیز با تمام ادعاهایش در حمایت از محیط زیست، طرفدار سفت و سخت این لوله‌ی نفت است (تنها شخص مطرح مخالف این پروژه، برنی سندرز است bit.ly/2eGIrnD )

در شرایطی که دولت محلی، دولت مرکزی، پلیس، و کورپوریشن‌های نفتی همه در یک طرف و مردم محلی در طرف دیگر این منازعه هستند، البته دادگاه نیز سریعا به نفع کورپوریشن نفتی حکم صادر کرده است، و حتا حاضر نشده مدارک و شکابات مردمی را در دادگاه عالی‌تر بررسی کند. bit.ly/2dY9lnb
(توجه کنید که هر روز تاخیر در انجام پروژه، برای کورپوریشن‌های نفتی “واقعا” میلیون‌ها دلار ضرر ایجاد می‌کند).

ماجرا داکوتا یکی از عجایب شرم‌آور برخورد با معترضان در کشورهای غربی مدعی آزاد بیان است و نشان می‌دهد که هرگاه اقتضا کند، مثلث سرمایه ـ قدرت ـ سیاست ادعاهای آزادی و دموکراسی خود را به راحتی زیر پا خواهد گذاشت.

 

مسیر خط لوله‌ی نفتی که از داکوتا عبور می‌کند

مسیر خط لوله‌ی نفتی که از داکوتا عبور می‌کند

 

مطالب بیشتر در مورد اعتراضات داکوتا:
Police Attack NoDAPL Protesters At Standing Rock youtu.be/3abeOE2iGCc
Journalist Amy Goodman to Turn Herself in to North Dakota Authorities youtu.be/CrfEasDnfGM
Jordan Reports Near Dakota Access Pipeline #NoDAPL youtu.be/oPuSX0nzjbg
Dakota access pipeline dilemma: Another cruel example of “American values” http://english.khamenei.ir/news/4150/Dakota-access-pipeline-dilemma-Another-cruel-example-of-American
The Protests At Standing Rock youtu.be/PwsCuG1kSRk
We Are Peaceful Protectors of Water and of Health bit.ly/2fhAven

 


این مطلب اولین بار در کانال تلگرامی مکتوبات منتشر شده است:  https://telegram.me/maktubat/1657

، ۰۹ آبان ۱۳۹۵
در گروه: اجتماعی, سیاسی

۱ Comment :, , more...

دو پرسش جالب در مسابقه ی تلوزیونی دانش آموزان دبیرستانی در ماساچوست

، ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۵

امروز داشتم به طور اتفاقی شبکه ی WGBH-2 را میدیدم، شبکه ای آموزشی و غیر انتفاعی. این شبکه یک برنامه دارد به نام «آزمون دبیرستانی» که در آن دو گروه دانش آموزان برتر از دو دبیرستان می آیند و در مسابقه ای علمی به پرسشهای مجری و بعضی مقامات ایالت (که پرسشها را به صورت ویدیویی ضبط و ارسال کرده اند) پاسخ می دهند.
http://www.wgbh.org/quizshow

دو پرسش جالب در این برنامه شنیدم:

اول آنکه یکی از سوال این بود که “کدام نامزد انتخابات ریاست جمهوری تهدید کرده است که مسلمانها را از ورود به آمریکا باز خواهد داشت؟” این پرسش کاملا خارج از فرم برنامه و متفاوت با تمام پرسشهای دیگر بود (پرسشها غالبا جنبه ی علمی و تاریخی داشتند). مشخص بود که یک ضد تبلیغ برای دونالد ترامپ در یک برنامه ی آموزشی است. به این پرسش، پاسخ صحیح داده شد.

دوم پرسشی بود با این مضمون که: در طی انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹، شاه از کدام کشور بیرون رانده شد؟ به این پرسش نیز پاسخ صحیح داده شد: ایران!

، ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۵
در گروه: زندگی در آمریکا

۲ Comments more...

تضمینی بر چهار پاره ی آقای ظریف

، ۲۶ اسفند ۱۳۹۴

آمریکا و فرانسه ایران را به دلیل آزمایش موشک های دور برد در مانور نظامی اخیرش تهدید به اعمال تحریم های جدید کرده اند. در پاسخ به این تهدید، آقای ظریف، وزیر امور خارجه، بامداد چهارشنبه در حساب توئیترش چهار مطلب به هم پیوسته منتشر کرد. و این نوشته، پاسخ است بر آن چهار توئیت.

 

یکم – ظریف: «نه برجام و نه قطعنامه شورای امنیت، هیچ یک ایران را از [کار] با موشک‌هایی که برای کلاهک هسته‌ای طراحی نشده‌اند، منع نمی‌کند. این سند را بخوانید: به انگلیسی ساده نوشته شده است، نه به زبان فنی حقوق. ۱ از ۴»

آقای ظریف! اتفاقا در همان مراجعی که برجام و قطعنامه های شورای امنیت را امضا کرده اند، تحریم یک کشور و اعمال فشار بر کشورها به منظور قطع تجارت با کشور دیگر نیز غیر قانونی است و به انگلیسی ساده نیز نوشته شده است. تهدید نظامی یک کشور و مدام دم زدن از «تمامی گزینه های روی میز» نیز غیر قانونی است. حمله ی نظامی و اشغال یک کشور بدون پشتوانه ی همان قوانین نیم بند و ظالمانه هم حتا، غیر قانونی است. اصلا راه دور چرا؟ همین ان.پی.تی که به صراحت حقوق کشورها را نوشته، آیا محروم کردن کشورها از حقوق قانونیشان، خود یک قانون شکنی بزرگ نیست؟

آقای وزیر! آن چه مردم جهان سوم و بخصوص خاور میانه از قوانین و قطعنامه های بین المللی به یاد می آورند، همواره توجیه و دلیل تراشی برای  فشار و حمله و تجاوز قدرتمندان غرب و شرق است به مال و خاک و جان هایشان. این قوانین و قطعنامه ها، جنایت های آنان را توجیه می کند، و اگر زیادتر از حد جلوی دست و پایشان را بگیرد، همین قوانین را هم کنار می گذارند و به عراق حمله می کنند، همین قواعد را هم بر هم می زنند و در سوریه از تروریست ها حمایت سیاسی و مالی و نظامی میکنند. همین قطعنامه ها را نیز زیر پا می گذارند و به مرکز شرارت های دنیا، مدال و پاداش و مقام میدهند.

آقای دیپلمات! آن روزی که «آن مردی که رفت» این قطعنامه ها را کاغذ پاره خواند، روزی بود که می توانستیم همه ی این شعبده های فرعونهای زمانه را، هم قطعنامه های تحریم و هم برجام های نانوشته و هم قطعنامه ی تصویب ناشده ی ٢٢٣١، همگی را یک کاسه کنیم و آسوده بگوییم که هیچکدام را قبول نداریم. بگوییم که ما زیر بار این نظام ظلم و زور نخواهیم رفت – هر چند ظلم و زور را بزک کرده باشند و مدرن جلوه دهند. اما امروز دیگر «آن روز» نیست. چون شما نظام ظلم و زور این جنگل جهانی را به رسمیت شناخته اید؛ امضای شما زیر کاغذهای آنهاست. چطور انتظار دارید که موسسان و مبدعان این نظام، تفسیر شما از این قوانین و قطعنامه ها را بر تاویل خود مقدم شمارند؟

 

دوم – ظریف: «ایران در ۲۵۰ سال (گذشته) به هیچ کشوری حمله نکرده است. اما وقتی صدام برای هشت سال ما را موشک‌باران کرد و از گاز شیمیایی علیه مردممان استفاده کرد، کسی به ما کمک نکرد. ۲ از ۴»

آقای ظریف! دو سال قبل سیا گزارشی را منتشر کرد که کمک اطلاعاتی ماهواره های آمریکا به صدام موجب دقت اثر سلاح های شیمیایی آنان در جنگ علیه ایران شده است. در زمان بمباران شیمیایی سردشت و حلبچه، آمریکا – با آنکه می دانست عراق به سلاح های شیمیایی دسترسی دارد، نه ایران – ایران را متهم به استفاده از سلاح های شیمیایی می کرد.

آقای وزیر! به بیتی از صائب تبریزی بسنده می کنم:

اظهار عجز پیش ستمگر ز ابلهی است

اشک کباب باعث طغیان آتش است

 

سوم – ظریف: «اگر هنگام حمله صدام موشک داشتیم، شاید این می‌توانست او را از حملات بدون تمایز علیه شهروندان ما منصرف کرده یا از حجم آنها بکاهد. ۳ از ۴»

آقای ظریف! استدلال شما در مورد قدرت بازدارندگی سلاح های جنگی در مقابل دشمنان صحیح است. اگر موشک های دوربرد می توانستند جلوی جنون صدام را بگیرند و می توانند جلو سبعیت وهابیان سعودی را بگیرند، آیا با همین روش نمی توان تصور کرد که سلاح اتمی نیز می تواند قدرت بازدارندگی داشته باشد؟ آیا شما قدرت بازدارندگی را برای موشک قایل هستید ولی نه برای سلاح اتمی؟ آیا سلاح اتمی، نمی تواند جلوی غلط کردن زیادی رژیم صهیونیستی را بگیرد؟ آیا سلاح اتمی در مقابل بمب های اتمی آمریکا، انگلیس، فرانسه، روسیه، چین، هند، پاکستان، کره شمالی، و به زودی عربستان سعودی، قدرت بازدارندگی ندارد؟

آقای وزیر!  آیا دلیل خاصی دارد که شما مدام تاکید می کنید که ایران هیچگاه به سلاح اتمی فکر نخواهد کرد؟ شما از فقه شیعی و روش کار فقیه شیعی مطلع هستید. اگر همان طور که آقای رئیس جمهور پیش بینی کرده اند، مجلس خبرگان جدید مجبور به انتخاب رهبر جدیدی شود، و رهبر جدید طبق شرایط جدید زمانه، اجتهاد کند که ساخت و نگهداری سلاح اتمی برای حفظ بلاد مسلمین از گزند کافران نه تنها مباح بلکه فی الیوم لازم و واجب است؛ جانشین شما با این میراثی که شما برجا گذاشته اید، چه کاری باید بکند؟

 

چهارم – ظریف: «من کسانی که ایران را به اقدامات تحریک‌آمیز متهم می‌کنند به چالش می‌طلبم تا همان بیانات سردار سپاه را ابراز کنند: جز برای دفاع، از زور استفاده نخواهیم کرد. ۴ از ۴»

آقای ظریف! خوشبختانه سرداران نظامی ایران، دفاع را به خوبی آموخته اند. آنها دفاع را نه از سنگر آخر، بلکه از خطوط مقدم در فراسوی مرزهای جغرافیایی ما در لبنان و سوریه و غزه آغاز کرده اند. اولین سنگر دفاعی شما کجاست؟ آیا شما خط مقدمتان را در افق دور و در مقابل ظالمان و زورگویان بر پا کرده اید و ظلمی را که با بزک دروغین «نظم نوین» به جهان تحمیل می کنند به چالش سیاسی و دیپلماتیک کشیده اید؟ یا اینکه خود و دستگاه دیپلماسی کشور را تسلیم این نظام ظلم کرده اید و حالا ایرانیان باید در داخل مرزها و بلکه در داخل خانه هایشان، در آخرین سنگرهای باقیمانده، با تهاجم نظام ظلم و زور نبرد کنند؟

۲۰۱۶-۰۳-۱۶_Javad_Zarif_(@JZarif)_ Twitter

، ۲۶ اسفند ۱۳۹۴
در گروه: سیاسی

Leave a Comment : more...

در آمریکا پرسیده شد: «رفسنجان» انتخاب شد؟

، ۱۰ اسفند ۱۳۹۴

امشب اتفاق جالبی افتاد. همسرم، رئیس بخش محل کار و خانواده اش را همراه بعضی از فامیل خودمان دعوت کرده بود به شام. صحبتها کشیده شد به انتخابات درون حزبی آمریکا و ترامپ و بعد، رئیس همسرم پرسید: «از انتخابات ایران چه خبر؟ “رفسنجان” انتخاب شد؟ البته من نامش را درست نمی دانم…» یکی از آشنایان ما که بی نهایت طرفدار هاشمی است گل از گلش شکفت و پاسخ داد که هاشمی با اختلاف زیاد رای آورده است و…

بعد از شام و خداحافظی از دیگر مهمانان، ما و برادرم سوار ماشین شدیم تا او را به مکانی که در کمبریج اجاره کرده است برسانیم. وقتی رسیدیم، اتفاقا صاحب خانه اش هم از در آمد بیرون و سلام و علیکی رد بدل شد. از ما پرسید که آیا شما از اخبار انتخابات در ایران راضی هستید؟ پاسخ دادم نه، نامزدهایی که من طرفدارشان بودم، شکست خوردند. گفت یعنی تو طرفدار «هارد لاینرها» (تندروها) هستی؟ (توی دلم گفتم تندرو ترامپ شماهاست، من طرفدار انقلاب خمینی هستم.)

در ضمن، هر دو نفری که در مورد انتخابات ایران سوال پرسیدند، یهودی هستند.

، ۱۰ اسفند ۱۳۹۴
در گروه: خاطره, زندگی در آمریکا, سیاسی

۱ Comment more...

و بار دیگر، جمهوری اسلامی: حکومتی که برنده شده است

، ۰۱ اسفند ۱۳۹۴

دعوت همه جانبه ی احزاب، گروه های سیاسی، کاربران شبکه های اجتماعی، و حتا رسانه های بیگانه – که غالبا ساز عدم شرکت در انتخابات را کوک می کردند – برگ برنده ی دیگری برای  «جمهوری اسلامی ایران» است، با تاکید بر «جمهوری اسلامی»ش.

سالهای ۸۸ و ۸۹ از دوره های تاریک اجتماعی در ایران بود. کودتای خیابانی عده ای از مردم علیه رأی عده ی دیگر، شکاف بزرگی در اجتماع ایجاد کرد. چه خانواده هایی که از هم پاچیدند و چه دوستانی که از هم گسستند؛ برادری ها به دشمنی و بدل شد و خون ها به نا حق ریخته.

و هیچ کس تصور نمی کرد که جامعه ی به شدت دو قطبی و از هم گسیخته ی ۸۸ بتواند در مدت چند سال زخم های عمیقش را مرهم بگذارد. هیچ کس پیش بینی نمی کرد که حکومت جمهوری اسلامی، بتواند در کوتاه مدت مقبولیت به شدت کاهش یافته ی خودش را بازسازی کند. هیچ کس گمان نمی برد که معترضان سال ۸۸ که – به حق یا نا به حق – در اعتراض به صندوق های رأی خون داده بودند، از خاطرات تلخ خون های ریخته شده عبور کنند و از قصاص صندوق های رای بگذرند.

تمام این ناممکن ها اما، در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲، و با نطق تاریخی رهبر ایران، امام خامنه ای، در دعوت از تمامی مردم به رای دادن، ممکن شد.

امروز، در آستانه ی برگزاری انتخابات مجلس در سال ۱۳۹۴، مرهمی که جمهوری اسلامی بر زخم های عمیق شورش ۸۸  گذاشته بود، موجب التیام شده است. تمامی افراد – با هر نگرش سیاسی – اجتماعی، نه فقط از رای دادن در انتخاباتی سخن می گویند که طبق سازوکار منحصر به فرد جمهوری اسلامی و با فیلتر شورای نگهبان برگزار می شود، بلکه عمیقا امید دارند که رای هایشان در آینده ی سیاسی جمهوری اسلامی، تاثیر گذار است.

امروز و حتا قبل از برگزاری انتخابات، جمهوری اسلامی ایران از نظر سیاسی (و نه دیگر جنبه ها) زنده ترین، خوشبخت ترین، و خوشحالترین حکومت روی زمین است. و ما نیز هم!

، ۰۱ اسفند ۱۳۹۴
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, more...

روزی که منطق عادل الجبیر، جواد ظریف را شکست داد

، ۳۰ دی ۱۳۹۴

عادل الجبیر، وزیر امور خارجه عربستان سعودی

عادل الجبیر، وزیر امور خارجه عربستان سعودی

چندی قبل دکتر جواد ظریف یادداشتی در نیویورک تایمز منتشر کرد با عنوان «افراط گرایی بی‌پروای عربستان سعودی» و در آن به توصیف سیاست‌های خصمانه عربستان علیه ایران و حمایت آن کشور از تروریست‌های داعش پرداخته بود.(۱)

در پاسخ به آن یادداشت، عادل الجبیر وزیر امور خارجه‌ی سعودی‌ها، یادداشتی در همان نشریه منتشر کرده است با عنوان: «آیا ایران می‌تواند تغییر کند؟» و در آن با اشاره به حوادث تروریستی از سال ۱۹۷۹ که ایران متهم به ارتکاب به آنهاست، صدور انقلاب را موجب این حوادث دانسته و احتمال تغییر ایران با توجه به خط مشی و قانون اساسی فعلی را بعید دانسته است. (۲)

شاید ایرانی‌ها و گروهی از سیاستمداران دنیا، بخش‌های بسیاری از نوشته‌ی الجبیر را قبول نداشته باشند، یا حتا بیان آن توسط یکی از سردمداران حکومتی چون حکومت عربستان سعودی را مضحک بیابند؛ در عین حال در نوشته‌ی الجبیر منطقی وجود دارد، که نباید از چشم مخالفان و منتقدان حکومت عربستان ـ به ویژه در ایران ـ دور بماند؛ الجبیر می‌نویسد:

«ما (عربستان سعودی) کشوری نیستیم که به عنوان حامی تروریسم (در فهرست وزارت خارجه‌ی آمریکا) ثبت شده باشد؛ اما ایران هست. ما ملتی نیستیم که به خاطر حمایت از تروریسم، تحت تحریم‌های بین المللی باشیم؛ اما ایران هست. ما ملتی نیستیم که مسوولانش در فهرست تروریست‌ها ثبت شده باشند، ایران هست.»

در شرایطی که دولت ایران و آقای ظریف به زمین بازی آمریکا/غرب (به اصطلاح بین الملل) وارد شده است و با قواعد آنها بازی می‌کند، منطق الجبیر سعودی صحیح به نظر می‌رسد.

ایران و مسوولانش در انواع و اقسام فهرست‌های تروریسم و حمایت از تروریسم غرب وجود دارند، و عربستان در آن فهرست‌ها نیست. بنا بر این چه کسی بد است و چه کسی خوب است؟

پس اگر آقای ظریف بخواهد در همین زمین بماند و بر اساس همین قوانین بازی کند، حرکت بعدیش چیست؟ طبیعتا باید از فهرست‌های تروریسم غرب خارج شد. در این شرایط، بهانه‌ای موجه برای عربستان – و رقیبانی مانند عربستان – باقی نخواهد ماند.

و حالا باید به این پرسش پاسخ داد که خروج از فهرست‌های تروریسم غربی چگونه ممکن است؟ مشخصا قطع حمایت از فلسطین در صدر آنهاست. قطع حمایت از حزب الله لبنان و اعلام آنها به عنوان یک گروه تروریستی نیز بی‌شک قدم دوم است. سقوط سوریه به دست داعشیان و تشکیل حکومتی بدتر از عربستان سعودی در سوریه و نیمی از عراق نیز قدم بعدی خواهد بود. تحویل مسوولان سیاسی و نظامی و امنیتی به غرب برای حضور در مقابل دادگاه به جرم راهبری عملیات تروریستی نیز در ادامه‌ی راه خواهد آمد. میلیون‌ها و میلیاردها دلار خسارت قربانیان عملیات تروریستی در سراسر جهان از ایران طلبیده خواهد شد و باید پرداخت شود (به ویژه در مورد ماجرای بمبگذاری مرکز یهودیان در آرژانتین). در مورد بحرین و یمن، قضیه سخت‌تر و پیچیده‌تر می‌شود. ایران در عین اینکه در هیچکدام از این کشورها دخالت نظامی ندارد، باید از کار نکرده دست بر دارد و از اقدام مجدد به کاری که نکرده است پرهیز کند!

وقتی ایران تمامی این کارها را کرد، آنگاه از فهرست‌های تروریستی خارج می‌شود و دکتر ظریف می‌تواند با دست پر در صحنه‌ی بازی وارد شود.

البته الجبیر در آن زمان خواهد نوشت که عربستان رئیس شورای حقوق بشر سازمان بین الملل است در حالی که ایران در اکثر قریب به اتفاق فهرست‌های کشورهای ناقض حقوق بشر حضور دارد. و بعد ایران باید برای خروج از آن فهرست‌ها به تکاپور بیفتد، روز از نو و روزی از نو.

مشروبخواری بود که می‌گفت عجب اشتباهی مرتکب شدیم (مودبانه شده) انقلاب کردیم؛ درود به صداقتش که گفته اند: مستی و راستی!


منابع:

(۱)
Saudi Arabia’s Reckless Extremism http://nyti.ms/1T3VOv8
ترجمه: افراط گرایی بی‌پروای عربستان سعودی http://bit.ly/1RSJWNw

(۲)
Can Iran Change? http://nyti.ms/1RSJrTL

یادداشت وزیر خارجه عربستان در نیویورک تایمز: ما در خط مقدم مبارزه با تروریسم هستیم/با ایران مقابله می‌کنیم/ایران به دنبال صدور انقلاب خود است
🔹عادل الجبیر در یادداشتی که در واقع پاسخی به یادداشت اخیر وزیر خارجه ایران در روزنامه نیویورک تایمز است، در همین روزنامه نوشت: جهان برای دیدن نشانه‌هایی از تغییر نظاره‌گر ایران است و امیدوار است که از یک کشور سرکش انقلابی به یک عضو قابل احترام جامعه بین‌الملل تبدیل شود.
🔹ایران به جای مقابله با انزوای خودساخته، به دنبال گسترش سیاست‌های خطرناک قومیتی و توسعه‌طلبانه و همچنین حمایت از تروریسم از طریق اتهام‌زنی‌های بی‌اساس به پادشاهی سعودی است.
🔹درک چرایی تعهد عربستان سعودی و متحدانش به مقابله با توسعه‌طلبی ایران و پاسخ قدرتمندانه به تجاوزگری‌های ایران، حائز اهمیت است.
🔹در ظاهر به نظر می‌رسد که ایران تغییر کرده است. در عمل هم بخش زیادی از مردم این کشور به دنبال فضای باز و روابط بهتر با همسایگان هستند، اما دولت این کشور این را نمی‌خواهد.
🔹رفتار ایران از زمان انقلاب ۱۹۷۹ همواره ثابت بوده است. در قانون اساسی این کشور صدور انقلاب به عنوان یک هدف ترسیم شده است.
🔹وزیر خارجه عربستان در ادامه ایران را به حمایت از تروریسم متهم کرده و بار دیگر ادعای دست داشتن ایران در حوادثی چون انفجار پایگاه نیروی دریایی آمریکا در لبنان، برج‌های خبر و حادثه میکونوس را مطرح کرده است.
🔹جبیر همچنین ایران را به حمله به اماکن دیپلماتیک و تلاش برای ترور دیپلمات‌ها متهم کرده است.
🔹وی با متهم کردن ایران به تلاش برای رسیدن به هژمونی منطقه‌ای، «متخاصم‌ترین بازیگر» منطقه توصیف کرده است.
🔹وزیر خارجه عربستان ایران را به دروغگویی در مورد تفکرات وهابیت متهم کرده و گفته است که ریاض تفکرات افراطی را اشاعه نمی‌دهد. او برای این منظور واشنگتن را شاهد خود قرار داده و گفته است که ریاض در لیست حامیان تروریسم واشنگتن نیست، اما ایران هست.
🔹جبیر نوشته است که «عربستان قربانی ترور» و «در خط مقدم مبارزه با تروریسم» است!
🔹وی در پایان نوشته است که ریاض خواستار تغییر و تحول در سیاست خارجی ایران است.
ترجمه مقاله‌ی الجبیر از کانال https://telegram.me/FarsNewsInt

، ۳۰ دی ۱۳۹۴
در گروه: سیاسی

۱ Comment :, , , more...

شرمن هنوز به ریش و ژن ایرانی‌ها می‌خندد

، ۱۹ دی ۱۳۹۴

پریشب میزگردی را در برنامه‌ی پر بیننده‌ی چارلی رز می‌دیدم در مورد روابط عربستان سعودی و ایران. یکی از حاضران این میزگرد، وندی شرمن بود که اخیرا از مسوولیت اجراییش خارج شده است. [اگر ماجرای شرمن و دی.ان.ای ایرانی‌ها را نمی‌دانید، از اینجا بخوانید: آیا وندی شرمن گفته است: «فریبکاری بخشی از دی.ان.ای [ژن] ایرانیان است»؟  ageOfInheritors.com/?p=966]

تظاهرات ایرانیان علیه توهین وندی شرمن به آنها

تظاهرات ایرانیان علیه توهین وندی شرمن به آنها

شرمن در دقیقه ۲۹ ثانیه‌ی ۳۰ این مباحثه می‌گوید: «…ایرانی‌ها سانتریفیوژهایشان را … اِ … البته آنها می‌گویند که «کنار گذاشته اند» [پوزخند] ولی آنها سانتریفیوژهایشان را «دیسمنتل» کرده اند (از بین برده اند)» پوزخندش ظفرمندانه بود؛ طوری که به همه‌ی خنده‌های جواد ظریف در ایرن دو سال می‌چربید.

وندی شرمن تنها کسی در میزگرد بود که مدام تاکید می‌کرد ایران عامل ناامنی و بی‌ثبات کردن منطقه [خاور میانه] است و می‌خواست یک مقداری از جو ضد عربستانی بحث را به سمت ایران هل بدهد. «ولی نصر» هم در مباحثه بود و خوب صحبت کرد.

یک نکته‌ی جالب از سخنان شرمن هم این بود که عدم دستیابی ایران به بمب اتم را موجب محدود شدن قدرت و نفوذ ایران می‌دانست که به نظر من تحلیل کاملا درستی است.

فیلم این مباحثه: http://www.hulu.com/watch/890412

، ۱۹ دی ۱۳۹۴
در گروه: سیاسی

Leave a Comment : more...

من به دلقک‌های ضد نظام می‌خندم

، ۲۱ آذر ۱۳۹۴

از وقتی به آمریکا آمدم، یکی از تفریحاتم دیدن شبکه‌های اپوزوسیون است. جدی می‌گویم! در کنار سریال‌های سابق مهران مدیری، مشاهده‌ی تلوزیون‌های لوس‌آنجلسی و واشنگتنی اپوزیسیون از مفرح‌ترین تفریحاتم هستند.

پس از شکست شورش سال ۱۳۸۸ در ۹ دی ماه همان سال، و فروآمدن قلم به دستان حامی شورش از ادبیات فحش و خون به بیانیه‌های طلبکارانه، بار دیگر این پرسش پررنگ شد که چرا نظام جمهوری اسلامی و طرفدارانش، به دیالوگ‌های دو طرفه با مخالفانشان ورود نمی‌کنند؟ چرا پرسش‌ها و طلبکاری آنان را با باتوم و گاز اشکاور پاسخ می‌دهند؟ و چراهایی از این دست…

از غلط بودن، مغلطه، و مغالطه‌ی این پرسش‌ها که بگذریم، و با فرض اینکه اصل «ابتدا شنیدن و سپس دهن گشادن» از هر دو سوی دیالوگ پذیرفته شده باشد، لازمه‌ی شروع دیالوگ‌هایی از این دست آن است که طرفین برای یکدیگر حد اقلی از وجاهت را قایل باشند.

طرف شورشی که با تکرار فحش‌های مودبانه و نیمه مودبانه و رکیک و مشمئز کننده، ماه‌ها و بلکه سال‌ها نظام و طرفداران نظام را نواخته (و می‌نوازد) اندک اندک همان فحش‌های متوهمانه را به عنوان «واقعیت»های غیر قابل انکار پذیرفته و گاهی که می‌خواهی دیالوگی آغاز کند، فحش‌ها را ـ نه از روی توهین ـ که به عنوان «فکت» مطرح می‌کند و باورش (توهمش) این است که وجود حامیان نظام برابر با همان فحش‌ها است ـ که البته در مقام تطبیق، خودشان لایق‌تر هستند بر آن ناسزاها.

در آن طرف میز گفتگو نیز، حامیان نظام، شورشیان ۸۸ را به چشم دلقک‌های با نمکی می‌بینند که گاهی پا را از گلیم فراتر می‌نهند و می‌خواهند از کمدی صامت به سبک استندآپ کمدی وارد شوند.

نظریه‌هایی مانند عروس آذربایجان و داماد لرستان، و جنبش‌هایی همانند به برق زدن اتو ساعت ۸ و بوق زدن ماشین‌ها ساعت ۹، و کمپین‌های چادر سر کردن مردان، وجاهتی برای شورشیان ۸۸ به جا نگذاشته است تا در گفتگوها، جدی انگاشته شوند.

این شرایط غیرتعاملی را نمی‌توان از بین برد مگر آنکه هر دو طرف تصمیم‌هایی جدید و جدی بگیرند. طرف شورشی از ادبیات فحش و توهم فاصله بگیرد و اصل «ابتدا شنیدن/ سپس سخن گفتن» را قبول کند. طرف حامی نظام نیز باید سعی کند که حرکات مضحک و دلقکبازی‌های مخالفان و منتقدان را بر سر میز دیالوگ فراموش کرده، و صرفا بر قسمت‌های جدی و پرسش‌ها و مطالبات منطقی آنان تمرکز کند.

پی‌نوشت: عنوان مطلب از آهنگ معروف دکتر اصفهانی عاریه گفته شده است:
واسه نونه واسه نونه / تا به کارش تو بخندی / که اگه اینو بدونی / تو به دلقک نمی خندی

از دلقک‌بازی‌های شورشیان سال ۸۸. چادر بر سر کردن مردان برای همدردی با یک شورشی مذکر که برای فرار از دست پلیس، چادر بر سر کرده بود.

از دلقک‌بازی‌های شورشیان سال ۸۸. چادر بر سر کردن مردان برای همدردی با یک شورشی مذکر که برای فرار از دست پلیس، چادر بر سر کرده بود.

 

، ۲۱ آذر ۱۳۹۴
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, more...

غرب یک جغرافیا نیست، یک تفکر مستکبرگرا است

، ۱۴ آذر ۱۳۹۴

این منگا (تصویر کارتونی) و تصویر اصلیش را که از روی یک کودک آواره‌ی سوری کشیده شده است ببینید.(1)http://bbc.in/1Q4Pfs7 در کنار منگا به ژاپنی نوشته شده است: «من یک زندگی امن و تمیز می‌خواهم، می‌خواهم غذای لذیذ بخورم، به گردش بروم، لباس‌های زیبا بپوشم، و یک زندگی اشرافی داشته باشم… و همه‌ی اینها را از جیب یک نفر دیگر می‌خواهم هزینه کنم،» و با خط درشت نوشته: «یک فکری دارم، من یک پناهنده مهاجر خواهم شد.»

anti-refugee-manga

 

این منگا بر روی جلد نشریه‌ی ژاپنیسم(2)http://amzn.to/1N0EUtA با عنوان «هیولایی به نام مستضعف» منتشر شده است. نقاش ژاپنی و غربگرای این اثر می‌گوید: «هنر همینه! یک سری خوششون میاد و یک سری خوششون نمیاد».(3)https://youtu.be/vCDLWc0bu5E

غرب، این استکبار وحشی…

 


با تشکر از آقای مهدی جوانمرد

مراجع   [ + ]

، ۱۴ آذر ۱۳۹۴
در گروه: سیاسی

Leave a Comment :, more...

زندان – فرودگاه بین المللی پیرسون تورنتو

، ۰۹ آذر ۱۳۹۴

از نیمه‌شب تا الان (ساعت ۶:۰۰ بعد از ظهر) توی فرودگاه لعنتی تورنتو گیر افتاده ام. حد اقل سه ساعت دیگر هم ا اینجا خواهم بود. افتضاح و شیر در شیری است این فرودگاه پیرسون تورنتو، چیزی فراتر از فرودگاه امام خمینی خودمان.

پرواز ساعت ۶:۳۰ صبح را از دست دادم. جنابان گشاد کانادایی ـ آمریکایی برای پروازهایی که ساعت ۶ صبح به بعد انجام می شوند، تازه ساعت ۵:۳۰، در اصلی (گیت) را باز می‌کنند. بعد هفت خوان رستم شروع می‌شود برای کاغذ بازی‌های کنترل گذرنامه و گمرک (بله، کنترل گذرنامه و گمرک آمریکا در بخشی از فرودگاه مبدا در کشور مبدا قرار دارد!)؛ کارهایی که در تئوری باید با دستگاه‌های خدمات‌دهی شبهه ای.تی.ام به سرعت انجام شود، اما غالبا یک گیر و گوری هست که کار پیش نمی‌روند و نهایتا باید مراجعه کرد به مسوول خدمات.

پلیس گذرنامه‌ی آمریکا هم لطف کرد چند ساعتی تا فیها خالدون ما را تفتیش کرد و بعد هم به حالت بازجویی سوال‌هایی پرسید که نکیر و منکر شب اول قبر نمی‌پرسند! سوالهایی که اگر خانواده همراهم نبود و پایم نیز روی خاک آمریکا بود (نه کانادا)، جواب همه‌شان این می‌شد: «به تو ربطی نداره»! مثلا نشانی پدر و مادرم در ایران و بردارم در فلان شهر و کارفرمای آن یکی برادرم در بهمان شهر را پرسید! و همچنین فهرست تمامی اکانتهایی که در شبکه‌های اجتماعی دارم، از جمله لینکدین!

بعد هم که از پرواز خودم و حتا پرواز بعدی جا ماندیم، یعنی جایمان گذاشتند(!)، فرمودند که شرمنده، جای خالی در هیچ پروازی تا فردا صبح نداریم! اما بعد لطف کردند در آخرین پرواز امشب جایمان دادند، منتها از بس که شیر در شیر است اینجا، گفتند تا کسی از یک سازمان امنیتی خراب شده‌ای (خراب شده را من می‌نویسم)، علامت خطری (رِد فلاگ) برایت بلند نکرده، بدو برو از بازرسی رد شو و دیگر هم بر نگرد، و الا ممکن است همین آش را دوباره در کاسه‌ات بریزند!

این دفعه که جناب کدخدا رضایت داده بود، شاهقلی گیر داد! از امنیت گمرک آمریکا در خاک کانادا رد شده بودم، امنیت پرواز کانادا رضایت نمی‌داد که پروازم عوض شود! یک ساعت دیگر ما را علاف کردند.

حالا تمام این ماجراها و بگیر و ببندها در پرواز شب قبلش (از کلگری به تورنتو) و در پرواز قبلیش (از بوستون به کلگری) اتفاق افتاده بود و تمام سوراخ سنبه‌های من را گشته بودند. همه‌ی اینها هم البته بازرسی کاملا تصادفی (رندوم) است (ارواح عمه‌شان) و برای هر کسی ممکن است پیش بیاید؛ آن هم سه بار پشت سر هم!

باید دو ساعت و نیم دیگر هم در این فرودگاه لعنت شده بمانم. بطری کوچک آب، سه دلار؛ دو دست نیمرو و سیب‌زمینی سرخ شده و دو تا چای و یک شیرینی شبیه شیرینی یزدی خودمان، ۵۰ دلار. زندان زیبا و گران پیرسون است اینجا. دست کم، مانند فرودگاه‌های بین المللی اروپا، صندلی درازکش یا دوتا صندلی به هم چسبیده که دسته نداشته باشند هم پیدا نمی‌شود اینجا که چند دقیقه بخوابم و این دقایق طولانی را نشمرم…

 

عکس آرشیوی - تجمع مسافران در کنترل گذرنامه ی آمریکا، فرودگاه پیرسون تورنتو 2012

عکس آرشیوی – تجمع مسافران در کنترل گذرنامه ی آمریکا، فرودگاه پیرسون تورنتو ۲۰۱۲

، ۰۹ آذر ۱۳۹۴
در گروه: خاطره, زندگی در آمریکا

Leave a Comment more...